وقتي يك جانباز را رواني ميخوانند!!!
وي ادامه داد: بعد از اينكه به من گفته شد رواني هستم به تهران مراجعه كردم و به دفتر مقام معظم رهبري، دفتر رياست جمهوري و دفتر حقوق بشر نامه نوشتم و گفتم« آقايان و مسؤولان به ما جانبازان و ضعفا توجه نميكنند و ما را اذيت ميكنند.»
يك جانباز 35 درصد دفاع مقدس كه از ناحيه سر و گردن و دست دچار مجروحيت است از نوع برخورد مسؤولان بنياد جانبازان استان آذربايجان غربي با وي، ابراز نارضايتي ميكند.
موسي ستارزاده ـ جانباز 35 درصد جنگ تحميلي ـ در گفتوگو با ايسنا، گفت: سه سال قبل با چند نفر كه مزاحم فرزندم شده بودند، درگير شدم و آن ها مرا به شدت كتك زدند. پس از انتقال به كلانتري و شكايت از آن ها و درحالي كه آن ها محكوم شده بودند، از طرف رييس بنياد جانبازان استان آذربايجان غربي نامهاي با مفهوم اينكه من جانباز رواني هستم به دست قاضي دادگاه رسيد و رييس دادگاه رسيدگي كننده پروژهي درگيري با ارائهي طرحي اعلام كرد من از طرف بنياد جانبازان جانباز رواني خوانده شدهام. من همانجا اعلام كردم كه اگر من رواني هستم اين را بايد پزشكان تشخيص بدهند، ضمن اينكه در آن درگيري من به طرفهاي درگيري دست هم نزدهام.
وي ادامه داد: بعد از اينكه به من گفته شد رواني هستم به تهران مراجعه كردم و به دفتر مقام معظم رهبري، دفتر رياست جمهوري و دفتر حقوق بشر نامه نوشتم و گفتم« آقايان و مسؤولان به ما جانبازان و ضعفا توجه نميكنند و ما را اذيت ميكنند.»
ستارزاده در ادامه گفت: پس از مدتي كه از جريان مراجعهام به تهران و نامهنگاريم گذشت از طرف رييس بنياد جانبازان اروميه احضار شدم و رييس اين بنياد علنا و در حضور چند نفر از كاركنان بنياد جانبازان به من گفت كه مگر شما چه كاره هستيد كه به مقامات نامه نوشتهايد.
وي افزود: من هم در جواب رييس بنياد جانبازان اروميه پاسخ دادم، مگر شما رييس بيمارستان يا رييس ديوان عدالت اداري هستيد كه به دادگاه نوشتهايد من رواني هستم. اگر من رواني هستم بايد اعلام كنيد كه همهي جانبازان رواني هستند. او هم در جواب من گفت كه اگر به خاطر درگيري كه با آن چهار نفر داشتهام رضايت ندهم بايد از محله و شهر بروم. در جواب او گفتم آقاي رييس اگر طرف درگيري من خانواده شهيد يا جانباز و ايثارگر است شما حق داريد از او حمايت كنيد، ولي الان چه دليلي دارد كه از طرف درگيري من حمايت كنيد، ولي او قانع نشد. به همين دليل به او يادآور شدم كه اين حمايتها و دخالتها به خاطر اين است كه طرف درگيري من فاميل شماست.
اين رزمنده دوران دفاع مقدس كه از ناحيهي سر، گردن و دست داراي مجروحيت است در ادامه اظهار كرد: پس از اين بگو مگو و از اين زمان به بعد بنياد جانبازان استان هر روز به يك بهانهاي شروع به اذيتكردن من كرد؛ يك روز براي ارائه دارو بهانه ميآوردند و روز ديگر ميگفتند حق سفر به تهران براي معالجه به تهران را ندارم. بعد از مدتي هم نصف مبلغ دفترچه بيمه درمانيام را قطع كردند و من نيز به نشانهي اعتراض دفترچه بيمه را به بنياد پس دادم و الان حدود شش ماه است كه داروهايم را به صورت آزاد و بدون حمايت بنياد تهيه ميكنم.
وي ادامه داد: بعد از مدتي كه فشار زيادي تحمل كردم در اعلاميهاي نوع مجروحيت و طرز برخورد مسؤولان بنياد اروميه را ذكر كرده و به در و ديوار شهر زدم كه پس از يك ساعت همهي آن ها را جمع كردند و من از طرف اطلاعات شهر احضار شدم كه در آن جا نيز متوجه شدم چندين نفر ديگر با بنياد استان به مشكل برخوردهاند.
موسي ستارزاده ادامه داد: مدتي قبل به بيمارستان ساسان تهران مراجعه كردم و به مدت يكماه در اين بيمارستان بستري بودم. يك تركش هم از بازوي راستم بيرون آوردند، در حالي كه چند تركش ديگر در دستم باقيمانده است، البته همهي كارهايي كه در جبهه انجام دادهايم وظيفهي ما بوده است، ولي سوال اينجاست كه آيا ما كه الان بهمان ميگويند رواني، خرابكار و معتاد هستيم در چه راهي به اين شكل و شمايل در آمدهايم. من نه حقوق و نه مسكن ميخواهم؛ فقط بيايند من را در معرض فروش بگذارند تا حداقل چهار فرزندم را نجات بدهم.
او در پايان با اشاره به اينكه مدت سه سال است درگير مسائل واگذاري مسكن است، افزود: وقتي نمايندهي رييس جمهور در سفر سوم استاني به اروميه سفر كرد، مشكل خود را به او گفتم و او گفت كه تا 15 روز ديگر مشكلم حل خواهد شد، ولي الان چند ماه است كه كاري صورت نگرفته است و من از مسوولان ميپرسم كه واقعا چارهي من و امثال من چيست؟ چند وقت قبل نامهي قطعه زميني به من تحويل داده شد، ولي پس از يك سال هنوز نتوانستهام اين قطعه زمين را دريافت كنم، اين درحالي است كه ديگر افرادي كه با من بودهاند و در بنياد جانبازان اروميه آشنا و پارتي داشتهاند، اين زمينها را گرفتهاند و بعضي نيز حتي آن را فروختهاند؛ چرا اينقدر من را اذيت ميكنند، آيا ميخواهند از طريق جانباز و ايثارگر به اين انقلاب ضربه بزنند!؟
موسي ستارزاده ـ جانباز 35 درصد جنگ تحميلي ـ در گفتوگو با ايسنا، گفت: سه سال قبل با چند نفر كه مزاحم فرزندم شده بودند، درگير شدم و آن ها مرا به شدت كتك زدند. پس از انتقال به كلانتري و شكايت از آن ها و درحالي كه آن ها محكوم شده بودند، از طرف رييس بنياد جانبازان استان آذربايجان غربي نامهاي با مفهوم اينكه من جانباز رواني هستم به دست قاضي دادگاه رسيد و رييس دادگاه رسيدگي كننده پروژهي درگيري با ارائهي طرحي اعلام كرد من از طرف بنياد جانبازان جانباز رواني خوانده شدهام. من همانجا اعلام كردم كه اگر من رواني هستم اين را بايد پزشكان تشخيص بدهند، ضمن اينكه در آن درگيري من به طرفهاي درگيري دست هم نزدهام.
وي ادامه داد: بعد از اينكه به من گفته شد رواني هستم به تهران مراجعه كردم و به دفتر مقام معظم رهبري، دفتر رياست جمهوري و دفتر حقوق بشر نامه نوشتم و گفتم« آقايان و مسؤولان به ما جانبازان و ضعفا توجه نميكنند و ما را اذيت ميكنند.»
ستارزاده در ادامه گفت: پس از مدتي كه از جريان مراجعهام به تهران و نامهنگاريم گذشت از طرف رييس بنياد جانبازان اروميه احضار شدم و رييس اين بنياد علنا و در حضور چند نفر از كاركنان بنياد جانبازان به من گفت كه مگر شما چه كاره هستيد كه به مقامات نامه نوشتهايد.
وي افزود: من هم در جواب رييس بنياد جانبازان اروميه پاسخ دادم، مگر شما رييس بيمارستان يا رييس ديوان عدالت اداري هستيد كه به دادگاه نوشتهايد من رواني هستم. اگر من رواني هستم بايد اعلام كنيد كه همهي جانبازان رواني هستند. او هم در جواب من گفت كه اگر به خاطر درگيري كه با آن چهار نفر داشتهام رضايت ندهم بايد از محله و شهر بروم. در جواب او گفتم آقاي رييس اگر طرف درگيري من خانواده شهيد يا جانباز و ايثارگر است شما حق داريد از او حمايت كنيد، ولي الان چه دليلي دارد كه از طرف درگيري من حمايت كنيد، ولي او قانع نشد. به همين دليل به او يادآور شدم كه اين حمايتها و دخالتها به خاطر اين است كه طرف درگيري من فاميل شماست.
اين رزمنده دوران دفاع مقدس كه از ناحيهي سر، گردن و دست داراي مجروحيت است در ادامه اظهار كرد: پس از اين بگو مگو و از اين زمان به بعد بنياد جانبازان استان هر روز به يك بهانهاي شروع به اذيتكردن من كرد؛ يك روز براي ارائه دارو بهانه ميآوردند و روز ديگر ميگفتند حق سفر به تهران براي معالجه به تهران را ندارم. بعد از مدتي هم نصف مبلغ دفترچه بيمه درمانيام را قطع كردند و من نيز به نشانهي اعتراض دفترچه بيمه را به بنياد پس دادم و الان حدود شش ماه است كه داروهايم را به صورت آزاد و بدون حمايت بنياد تهيه ميكنم.
وي ادامه داد: بعد از مدتي كه فشار زيادي تحمل كردم در اعلاميهاي نوع مجروحيت و طرز برخورد مسؤولان بنياد اروميه را ذكر كرده و به در و ديوار شهر زدم كه پس از يك ساعت همهي آن ها را جمع كردند و من از طرف اطلاعات شهر احضار شدم كه در آن جا نيز متوجه شدم چندين نفر ديگر با بنياد استان به مشكل برخوردهاند.
موسي ستارزاده ادامه داد: مدتي قبل به بيمارستان ساسان تهران مراجعه كردم و به مدت يكماه در اين بيمارستان بستري بودم. يك تركش هم از بازوي راستم بيرون آوردند، در حالي كه چند تركش ديگر در دستم باقيمانده است، البته همهي كارهايي كه در جبهه انجام دادهايم وظيفهي ما بوده است، ولي سوال اينجاست كه آيا ما كه الان بهمان ميگويند رواني، خرابكار و معتاد هستيم در چه راهي به اين شكل و شمايل در آمدهايم. من نه حقوق و نه مسكن ميخواهم؛ فقط بيايند من را در معرض فروش بگذارند تا حداقل چهار فرزندم را نجات بدهم.
او در پايان با اشاره به اينكه مدت سه سال است درگير مسائل واگذاري مسكن است، افزود: وقتي نمايندهي رييس جمهور در سفر سوم استاني به اروميه سفر كرد، مشكل خود را به او گفتم و او گفت كه تا 15 روز ديگر مشكلم حل خواهد شد، ولي الان چند ماه است كه كاري صورت نگرفته است و من از مسوولان ميپرسم كه واقعا چارهي من و امثال من چيست؟ چند وقت قبل نامهي قطعه زميني به من تحويل داده شد، ولي پس از يك سال هنوز نتوانستهام اين قطعه زمين را دريافت كنم، اين درحالي است كه ديگر افرادي كه با من بودهاند و در بنياد جانبازان اروميه آشنا و پارتي داشتهاند، اين زمينها را گرفتهاند و بعضي نيز حتي آن را فروختهاند؛ چرا اينقدر من را اذيت ميكنند، آيا ميخواهند از طريق جانباز و ايثارگر به اين انقلاب ضربه بزنند!؟
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
بگذار دیوانگان قدرت و ثروت شما را دیوانه بخوانند.ما ایرانیان خاک پای شما را سرمه چشم خود کرده و هتی بر سر انان نخواهیم ریخت.
واقعا به این جانبازان عزیز برسید. این عزیزان بسیار بر این مملکت و مردم حق دارند. چرا باید این جانباز باید اینگونه عاجزانه دادخواهی نماید/ وای بر مسئولین وای بر ما
خدا وكيلي مسولين دارند 8سال جنگ وشهدا وجانبازي واز خود گذشتگي كه شما ها براي ما انجام داده ايد را فراموش ميكنند چوبش رو هم ميخوريم به داد عزيزان از خود گذشته مان برسيم اجركم عندالله
با سلام . ماجرای ان جانباز عزیز رو خواندم وخیلی متاثر شدم ایشان درست میگوند بعضی از این مسعولا و کار کنان بنیاد جانبازان دلشان برای مجروحان عراقی بیشتر میسوزد تا ما که همونها این بلا را بر سر ما اوردن انها میخواهند با این کار هایشان جانبازان را از انقلاب دور کنند این کارهایشان باعث شده که ما اگر کاری در ادارات داشته باشیم نتوانیم بگویم که جانبازیم وقتی میفهمند جانبازیم برخوردشان از مردم عادی با ما بتر است وکارشکنی انها نسبت به ما بیشتر میشود
واقعا كه عجب رويي داره... به جانباز مملكت ميگه رواني بعدش هم ميگه تو چيكاره هستي.
يكي نيست بگه شما خيال كردي كي هستي. اگه جانباز مملكت كه اعضاي بدنش رو براي كشورش صرف كرده كاره اي نباشه پس واي به حال كشور.
واي بر ما كه اينچنين قهرمانان خود را پس مي زنيم!
سلام بر تو ای جانباز . بر دستت بوسه میزنم و امیدوارم خداوند خود این گونه مسولین را روی سیاه و رسوا نماید
با سلام و ارزوی سلامتی برای شما برادر جانباز دراین ماه عزای حسین .برادر عزیز نگران بودم نگرانر شدم این رسم زمانه است تاریخ ماسررسیده خدا اقا را برای ماحفظ کند اگر سایه اش نبود یقین داشته باش الان محکوم به اعدام بودیم به هر حال مازخم خورده های عشق اماده همراهی باشما وهر کمکی هستیم من هم زخم خوردم ولی یک جور دیگر
دوست عزیز فقط به خدا توکل کن گل گفتی این آقایان میخواهند به این کار خود به ولایت و انقلاب ضربه بزنند
( استوار م سربلند باشید خدا با تو است)
برادر عزیز بنده هم مثل شما بودم و تهایتا تصمیم گرفتم مهاجرت کنم که به قول شهید همت دق نکنم و الان هم کانادا هستم و ای کاش فیلمی از خدمات این اجانب به معلولانشان و سربازان از جبهه برگشته شان گرفته و در ایران پخش میکردند !!
باسلام. از مسئولان رده ی بالا به ویژه دفتر مقام معظم رهبری درخواست دارم حتما به مشکل این جانباز عزیز رسیده گی کنند زیرا اگر30٪اظهارات ایشان هم صحیح باشد که به صورت طبیعی این مقدار صحیح است؛مصیبت بزرگی در حال وقوع است.کلام امام خمینی (ره)در مورد ایثارگران و رزمندگان را فراموش نکنیدکه:اگر مسئولان از شما غافل شوند در آتش دوزخ الهی خواهند سوخت.ضمنا آن مسئول هتاک باید عزل و مجازات شود.
ننگ بر شما كه از خدا به خاطر خيانت به يك جانباز خجالت نميكشيد. قوه قضابايد سريعا رسيدگي كند و خاطي يا خاطيان را به اشد مجازات برساند!!!!؟؟؟
واقعا متاسفم، بنده امثال این بیحرمتیها را بارها دیده و شنیدهام و تأسف بالاتر اینکه مسئولنماهایی، بجای احترام و طرفداری از حق، از ناحق طرفداری و بخاطر حرمت جانبازان و خانوادههای شهدا هم که شده جانب حق را نمیگیرند. بنده همین تجربه را حقکشی شهرداری ... در مورد ما و دادن حق به یک میلیاردر بجای پدر جانباز و ایثارگرم دیدم و البته ما انتظار اینکه ارفاق خاصی بخاطر جانباز و ایثارگر بودن پدرم نمیطلبیدیم اما دستکم میخواستیم که به حرمت کسوت پدرم، لاقل حق را ناحق نکنند. اما همانجا هم پول و پارتی، حرف اول را میزد و متأسفانه، بی-احترامی از جانب مسئولین استانی به یک جانباز محق، بسیار دردناکتر بود.
جانبازان هيچي نمي خواهند جز احترام
لطفا به اين انسانها كه جانشان را براي ميهن وخدا وعزت اسلام نثار كردن قدري محترمانه برخوردكنيد اي مرفه هان بي درد و روساي مقام پرست!!!
خداوند صبرتان را بیشتر کند و به نظر من فقط خدا میتواند اه دل شما مظلومین را بگیرد و بس
سلام از مسئولين ذيربط بخواهيد كه پاسخ مطالب مطروحه توسط اين جانباز گرانقدر را بدهند و بي تفاوت از كنار آن رد نشوند .
وقتي در سن 15سالگي به جهبه جنگ اعزام مي شديم نه بدنبال درصدمجرويت بوديم ونه بدنبال اين دنبال طرح ترافيك جهت تردد داخل شهر مراجعه به بيمارستان ساسان پرايد اينجانب هفت ميليون توسط دوربين سازمان طرح ترافيك جريمه گرديد . فقط خداوند به دل آن روزهاي سادگي بچه هاي جانبازان برسد كه با عشق به جبهبه هاي جنگ ميرفتند.
سلام
بنده سال 65شيميايي شدم وخودم نميدانستم تا اينكه علائمش ظاهر شد تاكنون به اكثر مسئلين رده بال نامه دادهام هيچكس پاسخي نداده كه حتي مرا ديوانه بخواند البته من براي دينم رفتم ولي اين انتظار را داشتم كه مرا در امر مداوا ياري كنند نه اينكه سالها قرصهاي ضد خارش بخورم وبا عوارض بسياري درگير باشم خدا خودش قضاوت كند بهتر است چرا كه من وامثال من به عشق كسي جز حسين ع نرفتيم و يك ثانيه ان خلوص را با دنيا عوض نميكنم
اماما شهدا شرمنده ایم واقعا جای تاسف دارد رییس سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران ... اگر این مدیرت را عزل نکنی واقعا به شهدا خیانت کردی
الله اکبر ،لااله الاالله،چه برسرمان آمده چرا فراموش کردیم این همه ایثارگری را،چرایادمان رفته انسانهای پاکی ازخودکذشتند تا مابه به ساحل آرامش وامنیت برسیم ،پس وصیت خمینی کبیر چه شد؟(نگذارید فرزندان انقلاب درپیچ وخم اداری بمانند.)ترا به خدا یک فکری برای ایثارگران این انقلاب بکنید هنوز صدای هواپیماهای دشمن درگوش مردم شهرهای ایران هست ،هنوزصدای گلوله های توپ وخمپاره های دشمن درگوش رزمندگان هست .......................وای برما
نگران نباش آقايان هنوز متوجه نشده اند كه پست ومقام آنها درگرو وجود امثال شماهاست اگر مي دانستند از جان مايه مي گذاشتند
وا اسفا ....
من از خواندن این مطلب واقعا متاسف شدم که چرا باید با کسانی که جونشونو کف دست گرفتن و برای دفاع از وطن و مردم کشورشون به جبهه رفتن اینجوری برخورد کنن! باید مسئولان هرچه سریعتر به مشکل این جانباز گرامی رسیدگی کنند و نتیجه را نیز به اطلاع مردم برسانند تا دیگر شاهد این حق کشی ها در کشور نباشیم.
جای تاسف است که مسئولین بنیاد در حق این عزیزان کم لطفی میکنند بجای حمایت اگر چنین نامه ای توسط ان مسئول در بنیاد ارسال شده باشد بدلیل دخالت در امور پزشکی باید محاکمه و تادیب شود
نمی دانم تا جه اندازه موارد فوق صحت دارد.
اما یکی از جانبازان موجی جنگ که ارگان مربوطه او را به عنوان جانباز قبول نکرد. دلاور مردی که به تنهایی با این نوع خاص از جانبازی در بی توجهی کامل مسئولین جنگید (پزشکان متخصص دستور بستری شدن مادام العمر او را صادر کرده بودند) اما فردی که شبهایی که برای مطالعه آزمون دانشگاه بیرون میزدم تا دوری در پارک بزنم او دم در خانه اشان بود و سکوتی مرموز ناشی از این نوع جانبازی داشت. با دیدن او تفکرم به قشر جانبازان عوض شد و طی گفتگوهایی که داشتم روزانه تا 20 قرص مصرف می کرد. ولی روزی که وارد کوچه شدم و آمبولانسی را دیدم که می گفتند جانباز موجی با چاقو خودکشی کرده فهمیدم که قهرمان واقعی جنگ که چندی به خاطر دانشجو بودن در کوچه با او آشنا شده بودم پر کشیده است.
قهرمان عروج شما در گوشه تنهایی تان ستودنی بود. بله او شهید مصطفایی است واقع در کوچه احرار یک شهرک آزادگان خلخال.
شهیدی که هرگز مطابق روال اداری شهید مسوب نشد اما بزرگترین درس دانشگاهی ایثار را به من داد.
برادرمن این درد من هم هست که هرجاحتی به حق دهن را تا از میکنم میگویند ولش کن موجی است همه میگویندحتی کمسیون های پزشکی اداره جانبازان و بیمارستان اما بجز خورد بناید شهید که نه با پیزیت نیست همش5 درصدی . حالا هی بگو باور کند تمام تهرانی ها از دست این صدا و دود و مشکلات بلای 20 درصد هستدبه من که رسید شدم 5 درصد ؟ پس چرا به من میگی موجی ؟؟
بدتر از ان این است که نزدیکان جانباز 50% هم بدلیل عدم فرهنگسازی او را دیوانه بخوانند
پس دستگاههاي نظارتي چه كار ميكنند.
واي به روزي كه بگندد نمك.
واقعاً متاسفم.
عزیز دلم زیاد نگران نباش
ما اگر دیوانه معشوقمان نبودیم که خودمان را مانند پروانه به دل آتش شمع نمی زدیم
پس در حقیقت ما روانی هایی هستیم که عشق الهی مست و مدهوشم کرده بود یاد شعر زیبای افتادم که بد نیست برای آرامش خودمان گوش فرا دهیم
ای نازنین از عشق تو، دیوانه ام، دیوانه ام
وز دیگران یکبارگی، بیگانه ام، بیگانه ام این مردم عاقل نما، بگذار و پیش من بیا من با همه دیوانگی، فرزانه ام، فرزانه ام دنبال دانایان مرو، یار جهانجویان مشو من از حقیقت خوشترم، افسانه ام، افسانه ام
از عطر و لطف و رنگ تو، دل می کند آهنگ تو تا جلو چون گل کردۀ، پروانه ام، پروانه ام
در داستانهای کهن، جای تو باشد نزد من
ای بهتر از گنج و گهر، ویرانه ام، ویرانه ام هر لحظه یی بنوازمت، وز جان نثاری سازمت دانی که من در عاشقی، جانانه ام، جانانه ام
نزدیک خویشت خوانده ام، در انتظارت مانده ام دیگر چرا در میزنی، در خانه ام، در خانه ام
عزیزم : عزیز دلم که جانم فدای یک تار موی تو
تو زیباترین گوهر در صدف دلهای مایی و به جرات می توان گفت که با گرانبهاترین ثروتهای عالم نمی توان شما را مقایسه کرد
ناراحت نباش و غم به دل عزیزت نده که این سیه رویان ، به همین زودی به خوار ی و ذلت خواهند افتاد
حق باطل و پایمال نمیشه برادر من
واقعا دل آدم به درد میاد
شما بیاین ببینین اینجا ببینین مجروحای جنگی چه عذت و احترامی دارند
آیا مسولین از خدا نمیترسند؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.