كربلاي ايران...
محسن رضايي

مدتها بود كه تصميم داشتم از نزديك شاهد سوگواري برادران و خواهران هموطن آذري براي حضرت امام حسين (ع) (بويژه تاسوعا و عاشورا) باشم. شنيده بودم كه اين عزيزان به طرز باشكوهي عزاداري ميكنند. هر سال كه ايام محرم فراميرسيد، من به ياد آن مناطق ميافتادم ولي موفق نميشدم به آنجا بروم و در مراسم عزاداري آنها شركت كنم اما امسال خداي متعال به من توفيق داد كه از نزديك در ميان عزاداران حسيني شهرهاي زنجان، تبريز و اردبيل افتخار حضور يابم و انصافا تحت تاثير عظمت و شكوه سوگواري مردم اين شهرها قرار گرفتم.
كربلاي زنجان
روز سهشنبه به سوي زنجان حركت كرديم و نزديك ظهر به شهر عاشقان حسيني رسيديم. بعد از اذان ظهر به ميان خيل عظيم مردم زنجان رفتيم و همچون قطرهيي كوچك از درياي خروشان جمعيت عزادار مجذوب هيبت و شكوه و در عين حال سادگي و صميميت سوگواري ايشان شديم. منظره عجيبي بود. مردم در گوشه گوشه خيابانها قرباني ميكردند.
شنيدم كه سال گذشته 1200 گوسفند قرباني كرده بودند و 12 هزار راس هم زنده تحويل دادند كه جمعا يك ميليارد و 800 ميليون تومان ارزش نذورات مردم بود. هر سال گوشتهاي نذري و قربانيها را به مناطق محروم ميبرند و توزيع ميكنند. بيترديد، اين رقم امسال بيشتر از سال گذشته بوده است.
مردم از حسينيه اعظم زنجان در قالب دستهجات سينهزني بيرون ميآمدند و يك راهپيمايي طولاني را انجام ميدادند. ما هم وارد جمعيت شديم و همراه آنها عزاداري كرديم و به سبك خودشان سينه ميزديم، طوري كه كاملا با آنها هم احساس شديم. البته بيش از سينهزني، برسر خود ميزدند، وقتي علت اين كار را از چند نفر پرسيدم ابتدا جواب روشني نگرفتم اما در ادامه ديدم كه اغلب نوحهها و روضهها سبكي حماسي دارد كه به نام «مشق قمهزني» معروف است.
گويا قبلترها كه قمهزني مجاز بود، همه اين جمعيت قمه ميزدند ولي الان همان مشق را ميخوانند و به جاي قمه، بر سر خود ميزنند. جمعيتي بالاي صدهزار نفر در طول خيابان به صورت يكپارچه حركت ميكردند و مسيري چند كيلومتري را از حسينيه اعظم تا امامزاده شهر ميپيمودند و در نهايت نماز مغرب را در جوار آن مكان مقدس اقامه ميبستند.
جالب اين بود كه خود مردم نظم را به نحو عالي رعايت ميكردند. از هر قشري در ميان عزاداران حضور داشتند. از پلاكاردهاي گوناگون و متفرقه هم خبري نبود. به كل اين جمعيت يكپارچه، دسته عزاداري ميگفتند. همرنگي و وحدت در ميان جمعيت موج ميزد. تقريبا 4 ساعت در ميان عزاداران بوديم و در بخشي از آن فرصت يافتيم از فراز ساختماني در ميدان انقلاب جمعيت را مشاهده كنيم. آنجا ديدم كه نوشته بود: پايتخت شورحسيني، زنجان.
كربلاي تبريز
روز تاسوعا به تبريز رفتيم. در تبريز مردم نزديك به 20 محله (از جمله محله اميرخيز، زادگاه ستارخان قهرمان) در بازار تاريخي شهر جمع ميشوند و به طرز حماسي سينهزني ميكنند. دستههاي عزاداري ابتدا وارد دالانهاي طولاني و سرپوشيده بازار ميشدند و در حين عزاداري از نقطهيي به نام بازار مظفريه عبور ميكردند و پس از اندكي توقف و نوحهخواني به راه خود ادامه ميدادند و از بازار خارج ميشدند.
آنچه در تبريز از نزديك شاهد بودم، اوج مظلوميت امام حسين (ع) و ياران و اهل بيتش بود كه در نوحهها موج ميزد و بسيار مرا تحت تاثير قرار داد. از نكات جالب مراسم عزاداري در تبريز، روشن كردن شمع در 41 مسجد است؛ بدينصورت كه هركس حاجتي دارد به يكي از اين مساجد ميرود و شمع روشن ميكند.
كربلاي اردبيل
روز عاشورا را در ميان عزاداران اردبيلي حضور يافتيم. در مردم اردبيل شور و هيجان و گرمي فوقالعادهيي ديدم. مظلوميت و حماسه محور اصلي نوحهها را تشكيل ميداد. نكته جالبي كه در اين شهر ديدم، روسريهاي زيادي بود كه در كف خيابان زير دست و پاي عزاداران ديده ميشد. وقتي پرسوجو كردم فهميدم كه بانوان آذري ميخواهند از اين طريق به امام حسين (ع) بگويند كه اگر ما در كربلا بوديم براي شما سر ميداديم. تعزيهخواني و شبيهسازي در اردبيل كاملا مشهود بود. عدهيي در نقش ياران و خانواده اباعبدالله و عدهيي ديگر در نقش يزيديان صحنههاي كربلاي حسيني را براي مردم به تصوير ميكشيدند.
آنچه براي شما خوانندگان گرامي توصيف كردم، صرفا گوشهيي از روحيات عاشورايي ملت ايران بود و بيترديد در اين 2 روز عزيز سراسر ايران يكپارچه و خودجوش در حال عزاداري بودند. از قضا، در فرصتهايي كه دست ميداد و از صداوسيما اخبار مربوط به مراسم ديگر استانها را دنبال ميكردم، در همه جاي ايران غوغايي بر پا بود.
از گلمالي لرها تا نوحهخواني خوزستانيها و تا سيهپوشي كرمانيها و مراسم مشابه اصفهانيها، يزديها و ديگر اقوام ايراني نشانگر اين بود كه ايران خود كربلايي تمامعيار بود و فرياد عاشورا يكصدا به گوش ميرسيد. در روزهاي تاسوعا و عاشورا ميليونها نفر در ايران بيتاب و بيقرار هستند و براي امام حسين (ع) و يارانش بر سر و سينه ميزنند و فلسفه عاشورا را بازخواني ميكنند؛ چراكه اين مردم عاشق مرام و مكتب سيدالشهدا (ع) هستند و درحقيقت گمشده خود را در امامحسين(ع) و نهضت او ميبينند و از طريق عزاداري هر سال با او بيعت ميكنند و در مقابل فداكاري آن امام عزيز احساس خجالت ميكنند.
منبع: ملت ما
كربلاي زنجان
روز سهشنبه به سوي زنجان حركت كرديم و نزديك ظهر به شهر عاشقان حسيني رسيديم. بعد از اذان ظهر به ميان خيل عظيم مردم زنجان رفتيم و همچون قطرهيي كوچك از درياي خروشان جمعيت عزادار مجذوب هيبت و شكوه و در عين حال سادگي و صميميت سوگواري ايشان شديم. منظره عجيبي بود. مردم در گوشه گوشه خيابانها قرباني ميكردند.
شنيدم كه سال گذشته 1200 گوسفند قرباني كرده بودند و 12 هزار راس هم زنده تحويل دادند كه جمعا يك ميليارد و 800 ميليون تومان ارزش نذورات مردم بود. هر سال گوشتهاي نذري و قربانيها را به مناطق محروم ميبرند و توزيع ميكنند. بيترديد، اين رقم امسال بيشتر از سال گذشته بوده است.
مردم از حسينيه اعظم زنجان در قالب دستهجات سينهزني بيرون ميآمدند و يك راهپيمايي طولاني را انجام ميدادند. ما هم وارد جمعيت شديم و همراه آنها عزاداري كرديم و به سبك خودشان سينه ميزديم، طوري كه كاملا با آنها هم احساس شديم. البته بيش از سينهزني، برسر خود ميزدند، وقتي علت اين كار را از چند نفر پرسيدم ابتدا جواب روشني نگرفتم اما در ادامه ديدم كه اغلب نوحهها و روضهها سبكي حماسي دارد كه به نام «مشق قمهزني» معروف است.
گويا قبلترها كه قمهزني مجاز بود، همه اين جمعيت قمه ميزدند ولي الان همان مشق را ميخوانند و به جاي قمه، بر سر خود ميزنند. جمعيتي بالاي صدهزار نفر در طول خيابان به صورت يكپارچه حركت ميكردند و مسيري چند كيلومتري را از حسينيه اعظم تا امامزاده شهر ميپيمودند و در نهايت نماز مغرب را در جوار آن مكان مقدس اقامه ميبستند.
جالب اين بود كه خود مردم نظم را به نحو عالي رعايت ميكردند. از هر قشري در ميان عزاداران حضور داشتند. از پلاكاردهاي گوناگون و متفرقه هم خبري نبود. به كل اين جمعيت يكپارچه، دسته عزاداري ميگفتند. همرنگي و وحدت در ميان جمعيت موج ميزد. تقريبا 4 ساعت در ميان عزاداران بوديم و در بخشي از آن فرصت يافتيم از فراز ساختماني در ميدان انقلاب جمعيت را مشاهده كنيم. آنجا ديدم كه نوشته بود: پايتخت شورحسيني، زنجان.
كربلاي تبريز
روز تاسوعا به تبريز رفتيم. در تبريز مردم نزديك به 20 محله (از جمله محله اميرخيز، زادگاه ستارخان قهرمان) در بازار تاريخي شهر جمع ميشوند و به طرز حماسي سينهزني ميكنند. دستههاي عزاداري ابتدا وارد دالانهاي طولاني و سرپوشيده بازار ميشدند و در حين عزاداري از نقطهيي به نام بازار مظفريه عبور ميكردند و پس از اندكي توقف و نوحهخواني به راه خود ادامه ميدادند و از بازار خارج ميشدند.
آنچه در تبريز از نزديك شاهد بودم، اوج مظلوميت امام حسين (ع) و ياران و اهل بيتش بود كه در نوحهها موج ميزد و بسيار مرا تحت تاثير قرار داد. از نكات جالب مراسم عزاداري در تبريز، روشن كردن شمع در 41 مسجد است؛ بدينصورت كه هركس حاجتي دارد به يكي از اين مساجد ميرود و شمع روشن ميكند.
كربلاي اردبيل
روز عاشورا را در ميان عزاداران اردبيلي حضور يافتيم. در مردم اردبيل شور و هيجان و گرمي فوقالعادهيي ديدم. مظلوميت و حماسه محور اصلي نوحهها را تشكيل ميداد. نكته جالبي كه در اين شهر ديدم، روسريهاي زيادي بود كه در كف خيابان زير دست و پاي عزاداران ديده ميشد. وقتي پرسوجو كردم فهميدم كه بانوان آذري ميخواهند از اين طريق به امام حسين (ع) بگويند كه اگر ما در كربلا بوديم براي شما سر ميداديم. تعزيهخواني و شبيهسازي در اردبيل كاملا مشهود بود. عدهيي در نقش ياران و خانواده اباعبدالله و عدهيي ديگر در نقش يزيديان صحنههاي كربلاي حسيني را براي مردم به تصوير ميكشيدند.
آنچه براي شما خوانندگان گرامي توصيف كردم، صرفا گوشهيي از روحيات عاشورايي ملت ايران بود و بيترديد در اين 2 روز عزيز سراسر ايران يكپارچه و خودجوش در حال عزاداري بودند. از قضا، در فرصتهايي كه دست ميداد و از صداوسيما اخبار مربوط به مراسم ديگر استانها را دنبال ميكردم، در همه جاي ايران غوغايي بر پا بود.
از گلمالي لرها تا نوحهخواني خوزستانيها و تا سيهپوشي كرمانيها و مراسم مشابه اصفهانيها، يزديها و ديگر اقوام ايراني نشانگر اين بود كه ايران خود كربلايي تمامعيار بود و فرياد عاشورا يكصدا به گوش ميرسيد. در روزهاي تاسوعا و عاشورا ميليونها نفر در ايران بيتاب و بيقرار هستند و براي امام حسين (ع) و يارانش بر سر و سينه ميزنند و فلسفه عاشورا را بازخواني ميكنند؛ چراكه اين مردم عاشق مرام و مكتب سيدالشهدا (ع) هستند و درحقيقت گمشده خود را در امامحسين(ع) و نهضت او ميبينند و از طريق عزاداري هر سال با او بيعت ميكنند و در مقابل فداكاري آن امام عزيز احساس خجالت ميكنند.
منبع: ملت ما
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
سلام شير مرد.خواهش ميكنم هواي اول عزادار امام حسين در ايران آقاجونم سيد علي خامنه اي رو داشته باشيد. سرباز باش نه سردار.دست علي به همراهت.
همه جا کربلا همه جا نینوا!
باید ببینیم در نبرد خیر وشر امروز چه میکنند ایا فقط حسین حسین مگویند یا که به که به سخنان حکیمانه دل سوخته زمانه ولی فقیه اقای خامنه ای لبیک میگویند
خیلی خوش امدید
با سلام و تسليت ايام ماه محرم
تشكر مي كنم از حضور آقاي محسن رضايي در دسته عزاداري حسينيه اعظم زنجان. بايد به آقاي رضايي متذكر باشم كه همانطوريكه از خاطراتتان معلوم است شما هم همانند بنده كه چندين ساله در اين دسته عزاداري شركت مي كنم از مداحان و رهبران اين دسته عظيم و با قدمت تعجب مي كنم كه چرا تا سه سال قبل در اين دسته فقط سينه زني بوده بطوريكه اين دسته عزاداري به خاطر همين سينه زني ساده و بدون ريا در ايران معروف شده و حالا اين بر سر زدن كه بيشتر مربوط به مراسم عزاداري عرب هاست در اين دسته جا باز كرده است!؟
و يا مداح عزيزمان حاج آقاي كلامي چه چيزي در اين مراسم بدوي قمه زني ديده است كه با اينكه مقام معظم رهبري و تمام مراجع آن را منع و خلاف شرع مي دانند با اين همه باز ايشان علاقه دارد مردم عاشق عزادار كه از تمام اقشار و از هر نوع عقيده اي در آن با خلوص نيت شركت مي كنند وادار به مشق قمه زني و به اصطلاح جديد خودشان قدم كه همان پا كوبيدن بر زمين و دست را بالاي سر علم كردن كه به ياد قمه مي باشد اصرار ورزند و از حدود سه ساعت دسته عزاداري فقط نبم ساعت آن سينه زني و مابقي آن مشق قمه يا بر سر زدن باشد؟
إن شاء الله كه در مراسم سال بعد به اصل و سنت هميشگي دسته حسينيه اعظم كه هر سال عظيم تر از سال قبل مي باشد باز گرديم.
هادي ساكن زنجان
کدام کربلا؟ کربلای دیروز یا ؟ نشنیدی که فرمود س: کل.. و کل ارض کرببلا
به محسن آقا بگوييد اين كشور مردي ميخواهد كه پوپو ليسم رانابود كند.
اوغر به خیر یولداش! نه عجب! بالاخره فهمیدید که ترک ها هم عزاداری های محشری دارند. خدا از همه ما قبول کند.
حالا كجاشو ديدي همين آدمايي كه تو اون دسته ي عزاداري زنجان ديدي مي رن پخش ميشن تو هيئت هاي مذهبي و همين شور حسيني رو ادامه ميدن تا سال بعد
در ضمن خيلي خوشحال شديم
امسال كربلا در چابهار بود.
با وجود اینكه امسال اعلام كرده بودند كه بهتر است در خیابانها دسته جات امام حسین راه نیفتد ولی بعضی با فرزندان و همسر خود آمدند . میتوانید تصور كنید یعنی چه؟ با عزیزان خود با كودك نوزاد خود با تنها كودك شش ساله خود با كودك چهار ساله خود آمدند و مراسم سینه زنی امام حسین (ع) و یاران با وفایش را به خوبی برگزاركردند.
یادم میآید چند سال قبل هم كه این جند شیطان های از خدا بیخبر به انفجار انتهاری روی آوردند در مورد این كار كافران تروریست با شهید غلامرضا محمد قاسمی صحبت میكردم. آن شهید بزرگوار گفت:
(یعنی چی .به خاطر اینها عزاداری امام حسین نریم!من كه امشب به حسینیه میرم)
همیشه در گوشی موبایلش نوحه های امام حسین را داشت و از شدت علاقه گاهی چندین مرتبه این نوحه ها را در جمع دوستان و حتی در محیط كار ! میگذاشت. حتی نوحه های جدید رااز تلویزیون با كیفیت پایین ضبط میكرد و با اشتیاق برای خودش میگذاشت. بله و سرانجام همراه تك فرزند گل 6 ساله اش بنام ابوالفضل در انفجار تاسوعای حسینی به فیض عظیم شهادت نائل شد و همسر گرامیش هم مجروح گردید.
روحش شاد و راهش پررهرو باد.
به قول شاعر مادرون رابنگريم وحال را ني برون رابنگريم وقال را
کاشکی قبلا اطلاع می دادید.
ضمنا تبریزی ها 41 شمع را عصر تاسوعا در مساجد سر راه می گذارند و گرنه مساجد خاصی برای این کار منظور نیست.
کیمیایی است عجب بندگی پیر مغان
خاک او گشتم و چندین درجاتم دادند
قابل توجه برادرمحسن
تعزیه های سنتی خوبه اما سال گذشته همه ایران کربلا بود ولی جزاندکی عمار الباقی اگردرلشگریزید نبودند ولی تماشاچی بودند.
اقای رضایی
سلام
ارومیه رو فراموش کردید؟!!!!!!!!
درود بر حاج محسن کاش از قبل اطلاع رسانی بیشتری صورت میگرفت تا خدمتتان باشیم.سربلن و عاشورایی بمانید
خیر مقدم حاجی؛
اگه میدونستیم زنجان تشریف میارید خوشحال میشدیم با دوستان در خدمتتون باشیم.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.