میانجیِ نوظهور: چگونه «ژنرال ملّا» به پل ارتباطی تهران و واشنگتن بدل شد؟
وقتی دو دشمن دیرینه ناگزیرند پیامی را رد و بدل کنند، اما نه میتوانند و نه میخواهند مستقیم با هم سخن بگویند، به کسی نیاز دارند که هم زبان هر دو را بداند و هم به هیچکدام تعلق کامل نداشته باشد.

به گزارش تابناک، در پنج دههای که ارتباط مستقیم میان ایران و ایالات متحده در حکم تابویی سیاسی بوده است، این نقش را معمولاً عمان یا قطر بر عهده داشتهاند. اما در بحرانیترین فصل این رابطه، نامی نامتعارف در پشتپردهٔ انتقال پیامهای محرمانه دیده میشود: فیلدمارشال سید عاصم منیر احمدشاه، فرماندهٔ ارتش پاکستان.
معماری یک میانجی
منیر در میان نظامیان پاکستانی به «ژنرال ملّا» شهرت دارد؛ لقبی که ریشه در زندگینامهٔ او دارد. پدرش روحانی و مدیر مدرسهٔ دینی بود، خود در مدارس دینی درس خواند و حافظِ قرآن است. این پیشینه در کنار کارنامهای درخشان در نهادهای اطلاعاتی ــ او تنها ژنرالی در تاریخ پاکستان است که ریاست هر دو سازمان اطلاعات نظامی (امآی) و اطلاعات بینسازمانی (آیاِسآی) را بر عهده داشته است ــ ترکیبی کمنظیر پدید آورده است.
ارتقای او به درجهٔ بیسابقهٔ فیلدمارشالی در اردیبهشت ۱۴۰۴ را نباید صرفاً پاداشی برای تحکیم قدرت داخلی دانست؛ این ارتقا در عین حال بازتابی از نقش پنهان او در معادلات ژئوپلیتیک منطقه نیز بود؛ نقشی که افکار عمومی پاکستان ــ که او را بیش از هر چیز با سرکوب مخالفان و مهندسی انتخابات ۲۰۲۴ میشناسد ــ از آن بیخبر است.
منیر در میان نظامیان پاکستانی به «ژنرال ملّا» شهرت دارد؛ لقبی که ریشه در زندگینامهٔ او دارد. پدرش روحانی و مدیر مدرسهٔ دینی بود، خود در مدارس دینی درس خواند و حافظِ قرآن است.
هنر ترجمهٔ دوگانه
مهمترین مهارت منیر در میانجیگری، توانایی «ترجمهٔ پیام» است؛ یعنی بازصورتبندی یک پیام سیاسی واحد برای دو مخاطب کاملاً متفاوت.
برای تهران، او چهرهای مذهبی و آشنا با سنتهای فکری جهان اسلام است؛ نظامیای که در محیطهای دینی پرورش یافته، حافظِ قرآن است و با اشعار اقبال لاهوری مأنوس. این پیشینه به او امکان میدهد پیامهای دیپلماتیک را در قالب مفاهیم مذهبی و متناسب با حساسیتهای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی صورتبندی کند.
برای واشنگتن، همان پیامها در قالب مفاهیمی، چون بازدارندگی، مدیریت بحران و منافع ملی بازتعریف میشوند؛ زبانی که یک افسر اطلاعاتی کارآزموده بهخوبی با آن آشناست. این توانایی در کاهش خطر سوءبرداشتهای امنیتی چنان مؤثر بوده است که جیدی وِنس، معاون رئیسجمهور آمریکا، در فروردین ۱۴۰۵ آشکارا از نقش سازندهٔ او تمجید کرد و دونالد ترامپ نیز او را عاملی «فوقالعاده» در پیشبرد گفتوگوهای ایران و آمریکا نامید.
افزون بر این، منیر در این مسیر از مزیتی نهادی و منحصربهفرد نیز بهره میبرد: پاکستان رسماً نمایندگی حافظ منافع ایران را در ایالات متحده بر عهده دارد و او این موقعیت حقوقی را به ابزاری برای چانهزنی ژئوپلیتیک تبدیل کرده است.

بندبازی میان ریاض و تهران
حفظ این جایگاه مستلزم نوعی بندبازی دیپلماتیک است. سیاست منیر مبتنی بر تفکیکی ظریف میان سیاستِ اعلامی و سیاستِ اعمالی است.
در سطح رسمی، برای حفظ اتحاد راهبردی با عربستان سعودی و استمرار کمکهای چندمیلیارددلاری ریاض، گاهی ناگزیر است مواضعی تند علیه ایران اتخاذ کند؛ نمونهاش سخنان انتقادی او در اسفند ۱۴۰۴ خطاب به برخی روحانیان شیعه در پاکستان بود.
اما در سطح عملی، او بهخوبی میداند که تداوم تنشِ کنترلشده در منطقه برای پاکستان ارزش راهبردی ایجاد میکند؛ زیرا اسلامآباد را به کانالی کارآمد برای ارتباط غیرمستقیم میان تهران، واشنگتن، ریاض و پکن تبدیل میسازد. از این رو، منیر سطح تنش با ایران را در حدی نگه میدارد که نه به رویارویی واقعی بینجامد و نه نقش میانجیگرانهٔ پاکستان را بیاثر کند.
پاشنهٔ آشیل فیلدمارشال
با وجود مهارت او در مدیریت بحرانهای خارجی، آیندهٔ نقشآفرینی منیر با دو محدودیت جدی روبهروست.
نخست، رقابت میانجیگران منطقهای. عمان و قطر سابقهای طولانی در میانجیگری میان ایران و غرب دارند و برخلاف پاکستان، تعهدات امنیتی مستقیمی به قدرتهای منطقهای ندارند؛ همین امر به آن دو درجهای از بیطرفی میبخشد که برای منیر دستنیافتنی است.
دوم، مسألهٔ مشروعیت سیاسی. سرکوب گستردهٔ هواداران عمران خان تصویری بحثبرانگیز از او در سطح بینالمللی ساخته است. اعتراض رسمی ۴۴ نمایندهٔ کنگرهٔ آمریکا و گزارشهای نهادهای حقوق بشری ممکن است در بلندمدت جایگاه او را بهعنوان شریکی موجه برای غرب مخدوش کند.
او بهخوبی میداند که تداوم تنشِ کنترلشده در منطقه برای پاکستان ارزش راهبردی ایجاد میکند؛ زیرا اسلامآباد را به کانالی کارآمد برای ارتباط غیرمستقیم میان تهران، واشنگتن، ریاض و پکن تبدیل میسازد.
در نهایت باید گفت، فیلدمارشال سید عاصم منیر نمودی برجسته از «دیپلمات ـ نظامیِ عملگرا» است؛ بازیگری که ایدئولوژی را نه هدف، بلکه ابزار سیاست میداند. او با ترکیب تجربهٔ اطلاعاتی، قدرت نظامی، شبکهٔ روابط غیررسمی و پیشینهٔ مذهبی، پاکستان را به حلقهای ارتباطی میان برخی از متخاصمترین بازیگران منطقه تبدیل کرده است.
پرسش مهم، اما این است: آیا مردی مسلح که در داخل کشورش با سرکوب شناخته میشود، میتواند در خارج از آن نقش میانجی و مصلح را تا انتها بازی کند؟
مرور تاریخ دیپلماسی پنهان نشان میدهد که اعتبار میانجی، سرمایهای است که تنها یکبار خرج میشود. منیر هنوز آن را در اختیار دارد؛ اما نه برای همیشه.
حمیدرضا حسن پور
حمیدرضا حسن پور
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
تمام افسران عالی رتبه پاکستان مزدور و حقوق بگیر عربستان می باشند
ترس من از عاصم نیست...از وطن فروش بییشرفه خائنه
از اسمش معلوم است که قابل اعتماد نیست
به نظر میرسد داریم یک همسایه را که بر سر دو راهی بود ، به مسیر اجباریش بر میگردانیم ،هیچ اشکالی ندارد ، فقط به حمله کنندگان کمک نکند کافی است
یک ژنرال ارتش که نخست وزیر را درمشتش دارد .
واقعا اگراو از نگاه مردم پاکستان مرد سفاکی است انتخاب خوبی برای ایران نیست و باعث دلسردی مردم پاکستان نسبت به ایران میشود.
سلام بر ملا
به اجتمال خیلی زیاد؛ این آقا هم جزو جزیره بازهای دنیاست
مرگ بر آمریکا
در پاکستان ارتش به سیاستمداران اجازه نمی دهند هر غلطی بکنند با کوچکترین خطا فورا تشکیلات سیاسیون را منهدم می کنند . یعنی ارتش قدرتمند و مستقل از سیاسیون هستند
بزرگترین اشتباه عراقچی رفتن به پاکستان است ، الان تحلیل گر آمریکایی می گفت ایران از عربهای خاور میانه خواسته اوراق قرضه را هرچه زودتر بفروشند و گفت این یعنی پایان اقتصاد آمریکا و شکست آمریکا جعبه سیاه را نگاه نکنید و نظرات مرا هم که برای شما فرستادم ببینید و از خود بپرسید که آیا واقعیت را برای شما گفتم یانه !؟!
امیدوارم که آمریکا در این عملیات نظامی علیه نظام جمهوری اسلامی شکست بخورد ،خسته شدیم از این همه استرس
پس از اسراییل ، پاکستان دومین کشور وابسته و جیره خوار آمریکا در منطقه می باشد
مهمترین خصلت ایشون نوکر عربستان بودنه که در جنگ با یمنی ها از خودش نشان داد و آخرش هم سربازان پاکستانی با خفت از عربستانه خارج شدند
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.