حسین صمصامی در گفتگو با تابناک | بخش نخست
حمله آمریکا به ایران، ریشه اقتصادی داشت/ جنگ ۱۲ روزه، قلقگیری اولیه بود/ چرا بازاریان اعتراض کردند؟
حمله آمریکا به ایران، ریشه اقتصادی داشت
افزایش نرخ ارز و تورم در ماههای اخیر بار دیگر سیاستهای ارزی دولت و عملکرد بانک مرکزی را به یکی از محورهای اصلی بحثهای اقتصادی تبدیل کرده است. در حالی که برخی این تحولات را نتیجه شرایط جنگی و فشارهای خارجی میدانند، برخی نیز معتقدند بخش مهمی از این روند به تصمیمات داخلی در حوزه سیاستهای ارزی بازمیگردد.

در روزهایی که افزایش نرخ تورم و جهش قیمت ارز به یکی از دغدغههای اصلی مردم تبدیل شده و نگاهها برای مهار این روند به سوی بانک مرکزی دوخته شده است، تابناک برای بررسی ابعاد این موضوع به سراغ یکی از اعضای کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی رفته تا این مسائل را از منظر مجلس و یک استاد اقتصاد مورد بررسی قرار دهد.
حسین صمصامی، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و استاد اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی، در گفتوگو با خبرنگار سرویس اقتصادی تابناک، با انتقادی به سیاستها و برنامههای اقتصادی دولت پزشکیان، معتقد است روند صعودی نرخ تورم و نرخ ارز بیش از آنکه ناشی از فضای جنگی و تحولات منطقهای باشد، تحت تأثیر مستقیم سیاستهای ارزی دولت قرار دارد. به اعتقاد او، برای جلوگیری از تداوم این روند، دولت و بانک مرکزی باید در سیاستهای ارزی خود بازنگری جدی انجام دهند. در ادامه، بخش نخست این گفتوگو را میخوانید و می بینید.
تابناک: دیماه سال قبل اعتراضاتی در ارتباط با مسائل اقتصادی شکل گرفته بود و کشور با مشکلاتی مواجه شده بود. دولت نیز در آن مقطع مجموعهای از تصمیمات را اتخاذ کرد و ناگهان سیاستهای ارزی کشور تغییر کرد و شاهد افزایش نرخ ارز بودیم. در اسفندماه نیز کشور درگیر جنگ شد. اکنون اگر بخواهیم قدری کارشناسیتر و عمیقتر به این موضوع بپردازیم، از نگاه شما جنگ اخیر چه ریشههای اقتصادی میتواند داشته باشد و تحلیل شما در این خصوص چیست؟
صمصامی: در ارتباط با این موضوع اجازه دهید نکتهای را به صورت کوتاه عرض کنم. حمله آمریکا به ایران یکی از دلایل اصلیاش ریشههای اقتصادی دارد. این ریشه اقتصادی از این منظر است که به هر حال آنها به دنبال تصرف و تصاحب منابع کشور و بهویژه منابع نفتی ما هستند. پس از ملی شدن صنعت نفت در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹، دست انگلیس از منابع نفتی ایران قطع شد. این وضعیت بیش از سه سال دوام نیاورد تا اینکه در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ آن کودتا رخ داد؛ همان کودتای ننگینی که اتفاق افتاد و پس از آن آمریکا وارد شد و جای انگلیس را گرفت. نخستین اقدامی که انجام دادند این بود که بلافاصله یک قرارداد نفتی با ایران منعقد کردند؛ قراردادی در قالب یک کنسرسیوم که در آن کنسرسیوم ۴۰ درصد سهم متعلق به آمریکا، ۴۰ درصد متعلق به انگلیس، ۱۴ درصد متعلق به هلند و ۶ درصد متعلق به فرانسه بود. در واقع، این کشورها پس از کودتای ۲۸ مرداد بار دیگر تسلط بر منابع نفتی ایران را برقرار کردند.
این روند تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت. پس از پیروزی انقلاب، تمامی اهداف دشمن در حوزه جنگ علیه ایران، از جمله جنگ هشتسالهای که علیه کشور ما به راه انداختند، تحریمهایی که اعمال کردند، موانعی که در مسیر پیشرفت علمی ما ایجاد کردند و همچنین مسدود کردن منابع مالی کشور، همگی در یک راستا انجام میشد. آن راستا نیز تضعیف ایران بود تا بتوانند در شرایطی مساعد به کشور حمله کنند.
پس از پایان جنگ هشتساله، که میتوان از آن به عنوان جنگ تحمیلی اول یاد کرد، نه آمریکا و نه رژیم صهیونیستی جرأت نکردند به طور مستقیم به ایران حمله کنند، هرچند همواره در پی یافتن فرصتی برای چنین اقدامی بودند. پرسش این است که چه شد که ناگهان در بهار سال گذشته به ایران حمله کردند و چه شد که دوباره در ۹ اسفند سال گذشته حملهای علیه ایران صورت گرفت؟
به اعتقاد بنده، آنها زمانی به ایران حمله کردند که ما زمینه یک محاسبه اشتباه را برای آنها فراهم کردیم. آنها با این تصور که مردم از حاکمیت جدا شدهاند و به اصطلاح پیوند و ارتباط میان مردم و حاکمیت تضعیف شده است و مردم پشت حاکمیت نیستند، دست به این حمله زدند. با چنین محاسبه اشتباهی تصور میکردند که میتوانند به سرعت تغییر رژیم ایجاد کنند تا هدف اصلیشان، که همان تسلط بر منابع نفتی ایران است، محقق شود.
به نظر من، در سال ۱۴۰۳ با سیاستهای اقتصادی که اتخاذ شد، بهویژه در دیماه آن سال، چنین زمینهای فراهم شد. در آن زمان نرخ ارز بهطور رسمی به حدود ۵۸ تا ۶۰ هزار تومان افزایش یافت و نرخ ارز در بازار آزاد نیز به حدود ۸۰ هزار تومان رسید. در نتیجه، تورمی به جامعه تحمیل شد و این تورم به سال ۱۴۰۴ نیز منتقل شد.
به هر حال، جنگ تحمیلی دوم در واقع نوعی راستیآزمایی از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی بود تا ببینند آیا امکان تحقق هدف مورد نظرشان، یعنی تغییر رژیم، وجود دارد یا خیر. آنها در واقع یک آزمون اولیه انجام دادند؛ یک تلاش اولیه و نوعی ارزیابی اولیه از شرایط. میتوان گفت جنگ تحمیلی دوم نوعی قلقگیری اولیه بود تا ببینند با توجه به شرایطی که ایجاد شده، چه اتفاقی ممکن است رخ دهد.
اما در ادامه مشاهده کردند که مردم در نهایت پشت حاکمیت قرار گرفتند و نوعی انسجام شکل گرفت و دیدیم که چه اتفاقی افتاد. در نتیجه، این درگیری خیلی زود پایان یافت و بیش از ۱۲ روز دوام نیاورد.
با این حال، متأسفانه از این تجربه درس لازم گرفته نشد و تحلیل دقیقی از آن ارائه نشد تا بر مبنای آن تحلیل دقیق، اقدامات و سیاستها تنظیم شود. این روند ادامه پیدا کرد تا اینکه مشاهده کردیم دقیقاً همان سیاستهای نادرستی که در دیماه سال ۱۴۰۳ اجرا شده بود، با شدت بیشتری در دیماه سال ۱۴۰۴ نیز اجرا شد.
در نتیجه افزایش نرخ ارز در بازار آزاد، بازاریان اعتراض کردند و اعتراض بازاریان منجر به انتقال این اعتراضات به شهرهای دیگر کشور شد و این اعتراضات در نهایت به اغتشاشات تبدیل شد. پس از آنکه توانستیم این اغتشاشات را تا حدودی کنترل کنیم و آرامش نسبی برقرار شود، دولت در ۱۵ دیماه سال گذشته ارز ۲۸۵۰۰ تومانی را حذف کرد.
استدلالی که مطرح میشد این بود که ارز ۲۸۵۰۰ تومانی به رانت و فساد تبدیل شده و به هدف خود اصابت نکرده است. استدلال دوم نیز این بود که منابع ارزی کشور به پایان رسیده و دیگر منابع ارزی برای تأمین ارز ۲۸۵۰۰ تومانی وجود ندارد؛ زیرا عمده منابع ارزی مورد استفاده برای این نرخ همان منابع نفتی بود و گفته میشد که دیگر به اندازه کافی ارز ۲۸۵۰۰ تومانی در اختیار نداریم. بنابراین تصمیم گرفته شد که این نرخ ارز حذف شود.
در اینجا لازم میدانم یک بحث پرانتزی مطرح کنم. درباره این دو استدلال، یعنی استدلال عدم اصابت و ایجاد رانت و همچنین استدلال عدم وجود منابع ارزی برای ارز ۲۸۵۰۰ تومانی، بنده مفصل و با ذکر آمار و ارقام توضیح خواهم داد که این استدلالها تا چه اندازه صحت دارند یا ندارند. توضیح خواهم داد که این استدلالها اساساً نادرست، بیاساس و بیپایه بوده و در واقع یک اشتباه بزرگ در سطح حاکمیت رخ داده و یک خطای استراتژیک در کشور رقم خورده است. این پرانتز را در اینجا میبندم.
در ۱۵ دیماه ارز ۲۸۵۰۰ تومانی حذف شد. علاوه بر آن، اقدام دیگری نیز صورت گرفت و آن حذف تالار اول بود. نرخ تالار اول حدود ۷۰ هزار تومان بود و بعدها به ۸۰ هزار و سپس به حدود ۸۲ هزار تومان رسید، اما در نهایت تالار اول نیز حذف شد و در تالار دوم ادغام گردید. در نتیجه، واردات کالاها با نرخ تالار دوم انجام میشود.
به این ترتیب، نرخ ارز واردات کالاها یکباره از حدود ۸۰ هزار تومان به حدود ۱۲۶ هزار تومان رسید. لازم است توجه داشته باشیم که بورس کالا نیز بر اساس همین تالارها عمل میکند و معاملات در بورس کالا بر مبنای این نرخها انجام میشود. در بورس کالا ناگهان مشاهده کردیم که نرخ ارزی که مبنای محاسبه قیمت کالاها قرار میگیرد افزایش پیدا کرد.
در فروردین سال گذشته نرخ مبنای محاسبه کالا در بورس کالا حدود ۶۸ هزار تومان بود. در شهریور ماه به حدود ۶۹ هزار تومان رسید. در آذرماه به ۷۱ هزار و ۵۰۰ تومان افزایش یافت. در دیماه به ۸۳ هزار تومان رسید و پس از حذف تالار اول در بهمنماه به حدود ۱۲۴ هزار و ۴۰۰ تومان افزایش یافت.
این به چه معناست؟ به این معناست که قیمت مواد اولیه تولید و کالاهایی که مورد نیاز صنعت است ناگهان در بورس کالا جهش پیدا کرد. طبیعی است که اثر این افزایش قیمتها در بازار کالاها با فاصله زمانی یک تا دو ماه ظاهر میشود. زیرا بنگاههای تولیدی ابتدا موجودی انبارهایی را که با قیمتهای ارزانتر تهیه کردهاند مصرف میکنند و پس از آن، زمانی که قصد دارند مواد اولیه جدید را جایگزین کنند، ناچار هستند آن را با نرخ حدود ۱۲۴ هزار تومان خریداری کنند.
در اواخر اسفندماه این نرخ به حدود ۱۳۵ هزار تومان رسید. در فروردین امسال به حدود ۱۴۱ هزار تومان افزایش یافت و در اردیبهشتماه نیز به حدود ۱۴۴ هزار تومان رسید. تمام این موارد به معنای افزایش هزینههای تولید است و هزینههای تولید را به طور مستمر افزایش میدهد.
زمانی که این اتفاقات رخ داد، مشاهده کردیم که قیمتها ناگهان افزایش یافت. دقیقاً پس از ۱۵ دیماه و حذف ارز ۲۸۵۰۰ تومانی و همچنین حذف تالار اول، موج شدیدی از افزایش قیمتها ایجاد شد. همه ما شاهد بودیم که قیمت مرغ از حدود ۱۴۰ هزار تومان به حدود ۲۴۵ هزار تومان رسید. روغن ۸۰۰ گرمی که حدود ۷۰ هزار تومان بود به حدود ۲۵۰ هزار تومان افزایش یافت. تخممرغ که حدود ۱۸۰ تا ۲۰۰ هزار تومان قیمت داشت ناگهان به حدود ۳۰۰ هزار تومان رسید و حتی در مقاطعی تا حدود ۴۰۰ هزار تومان نیز افزایش یافت.

وقتی چنین اتفاقاتی رخ داد، ناگهان مشاهده کردیم که قیمت کالاها به شدت افزایش یافت و کالاهای اساسی مورد نیاز مردم ـ که سهم قابل توجهی در سبد مصرفی اقشار متوسط و کمدرآمد دارند ـ با افزایش قیمت شدید مواجه شدند.
در ادامه همین روند، زمینه شکلگیری اعتراضات فراهم شد و در نهایت وقایع تلخ ۱۸ و ۱۹ دیماه رخ داد. دشمن نیز از این اغتشاشات نهایت استفاده را برد و اقدام به کشتهسازی گسترده کرد. پس از آن نیز از همین موضوع استفاده کرد و قطعنامهای ضد حقوق بشری علیه ایران در سازمان ملل به تصویب رساند تا بتواند نوعی اجماع یا مقبولیت جهانی برای حمله به ایران ایجاد کند.
بلافاصله پس از صدور این قطعنامه بود که لشکرکشی دشمن آغاز شد و ناوهای آنها به سمت خلیج فارس حرکت کردند. این تاریخها و اتفاقاتی که رخ داده بسیار مهم است. در نهایت در ۹ اسفندماه حمله علیه ایران آغاز شد که در جریان آن رهبر انقلاب به شهادت رسید.
اکنون نکته اینجاست که اینها مجموعه وقایعی است که رخ داده است. بخشی از افزایش قیمتها در سال گذشته اتفاق افتاد و بخشی دیگر از این افزایش قیمتها به سال بعد منتقل شد. بنابراین بخش عمده افزایش قیمتهایی که رخ داد ناشی از سیاستهای نادرستی بود که در دیماه سال گذشته اجرا شده بود.
تقریباً همین سیاستها با شدت کمتری در دیماه سال ۱۴۰۳ اجرا شده بود و همین سیاستها با شدت بیشتری در اردیبهشت سال ۱۴۰۱ اجرا شده بود؛ همان سیاستهایی که پس از اجرای آنها حوادث و اغتشاشات سال ۱۴۰۱ رخ داد و کشتهسازیهایی صورت گرفت که همه ما شاهد آن وقایع بودهایم.
بنابراین باید توجه داشت که دشمن زمانی حمله میکند که احساس کند مردم پشت حاکمیت را خالی کردهاند و میان مردم و حاکمیت فاصله ایجاد شده است. هنگامی که دشمن چنین احساسی پیدا کند، اقدام به حمله میکند. برای مثال، در حوادث سال ۱۳۹۸ پس از افزایش قیمت بنزین و رخ دادن آن حوادث و کشته شدن تعدادی از افراد در جریان اعتراضات، دو ماه بعد شاهد ترور شهید سردار سلیمانی بودیم. از فرمانده سنتکام پرسیده شد که آیا از پاسخ سخت و کوبنده ایران نمیترسید؟ او پاسخ داد که خیر، زیرا ایران در شرایطی نیست که بتواند به ما پاسخ دهد. دلیل این موضوع را چنین بیان کرد که مدیریت اقتصادی ایران نادرست است، فساد اقتصادی وجود دارد و این وضعیت موجب نارضایتی مردم شده است و بنابراین ایران در موقعیتی نیست که بتواند پاسخ سختی بدهد. بنابراین باید توجه داشت که ما خود شرایطی را فراهم کردیم که دشمن دچار محاسبه اشتباه شد و نتیجه آن خسارت سنگینی بود که بر کشور وارد شد. البته این جنگ برکاتی نیز برای ما داشته است، اما بدون تردید خسارتهای سنگینی نیز به همراه داشت و مهمترین خسارت آن فقدان رهبری بود که متأسفانه برای کشور رقم خورد.
پایان بخش نخست
گفتگو: محمدرضا مقامی فرد
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
مجلس در ته امور هم قرار ندارد هرچه بهش بدهند تصویب میکنه سیاستگذاری توسط افراد صاحب زر و قدرت انجام میشه ؟
پدرم از 9 سالگی نمازش قضا نشد
الان 70 سالشه ولی نشان رو پیشونی نداره
تو که کارشناس باشی و اقتصاد دان و نماینده ملت وضع کشور از این بهتر نمیشه
حمله جهت تجزیه بود
ان پینه های روی پیشانی ایشان چیه !
تابناک اصن کامنتها رو تایید نمیکنه ،دوستان بزرگوار باهم اینجا دعوا دارین ،بدبختی ما اینکه اینجا همه شدن ریس جمهور وکسی هم چیزی رو گردن نمیگیره ،یعنی چی واقعا ؟؟
اقتصاد بسته دولتی و انحصار طلب هر وقت هر طرحی اجرا کرد به شکست انجامید تنها راه رجوع به مردم است از دل همین مردم بخش خصوصی سالمی بر میخیزد و به زنجیره ارزش افزوده جهانی متصل و با رقابت سالم رانتها از بین خواهند رفت پس تا دولت کل اقتصاد را در چنگ خود در انحصار دارد هیچ بذری به نهال و درخت شکوفا بدل نخواهد شد
این قیافه اش شبیه اکثریت مردم است؟ شبیه کدام گروه از مردم است؟
یک سوال
این دو تا پینه روی پیشانی ایشان چطوری درست شده ؟
پوست پیشانی خانم ها خیلی ظریف تر از پوست اقایان است اما هرگز بخاطر سجده زیاد پینه نمی بندد !!
چه عکسای خوبی گرفتید ازش
کلا همشون خیلی خوش عکسن
به هر حال آنها به دنبال تصرف و تصاحب منابع کشور و بهویژه منابع نفتی ما هستند
این ساخته پرداخته شما ست برای ترساندن مردم
آقای صمصمامی؛ اگر ضربه به اقتصاد کشور از زمستان 1403 و 1404 شروع شد، پس دلیل مشکلات اقتصادی قبل از اون چی بود؟
ما هر سال شاهد رشد گرانیها و تورمهایی بودهایم که هیچگاه عقبگرد نداشتهاند.
بله، شاید فرمول اقتصادی شما و مسیر اقتصادی دولت کنونی در خیلی از کشورها اجراء شده و پاسخ گرفته باشه، ولی در ایران راه بجایی نخواهد برد، چرا؟
چون هیچ کشوری در طول تاریخ به اندازه ما تحت تحریم نبوده و رانت بگیر و ویژهبگیر و . . . نداشته است.
این دو مشکل رو حل بکنید دیگه نیازی به فرمولهای چند مجهولی اقتصادی نداریم، خود به خود همه چی حل میشه.
انتظار از دولت و مجلس اونم با شعار عدالت چه انتظاری در حالیکه حقوق اعضای هیات علمی دانشگاهها 100درصد افزایش دادن چون خود تصمیم گیران در دولت و مجلس اکثرا هیات علمی دانشگاه ها هستن
سه ماهه مجلس نمایندگان مثلا جانفدا یک جلسه کاری تشکیل،ندادن و حقوق از جیب ملت چند صدمیلیونی گرفتن مدام هم مشغول مصاحبه و نظرات راجع به سیاست و جنگ میدن ،وزاری کابینه دولت هم با مزایا با خیال راحت دوران وزرات سپری میکنن در دولت تعطیلات به مفهوم واقعی !
ببخشید آقای نماینده ملت!
میشه بفرمایید برکات جنگ چی بود؟
مشکلات اقتصادی که الان کمرمون رو شکسته برکته یا کشته شدن دانشآموزان بیگناه میناب؟
کشته شدن آدما از کی برکت شده؟
نابودی زیرساختها و سرمایه مملکت از کی برکت شده؟
برکات جنگ این بود که میشینه تو خونه حقوق و مزایا میاد تو حسابش بدون اینکه دست به سیاه و سفید بزنن
آقایان الان پشت جنگ پنهان شدن تا پاسخگوی مشکلات اقتصادی نباشند.
مرگ بر آمریکا و اسراییل جنایتکار
.نرخ ارز تابع تورم هست.وقتی تورم هست سرکوب نرخ ارز ممکن نیست.نرخ ارز متناسب با تورم باید اضافه بشه.دولتی که تحریم هست و ارز نداره چجوری ارز دولتی با نرخ واقعی تامین کنه؟همین مجلس در بودجه سال قبل مقدار ارز دولتی را بیش از سی درصد کم کرده.بعد این فرد میگه دولت چرا ارز تامین نکرده؟!واقعا حرفهاش م...
چرا دولتها هیچگاه اعلام ورشکستگی نمیکنند ؟! چون با پشتوانه جیب مردم پول چاپ میکنند نه اتکا به صنایع و معادن و تجارت خودشان ! را ه علاج این است حق الناس را رعایت کنید و پول بی ارزش چاپ نکنید . روی اسکناس دلار نوشته ما به خدا توکل میکنیم ما روی اسکناسها ننوشتیم .
اول ریا کاری را باید کنار بزاریم!! و ادرس غلط به مردم ندیم!
وقتی مجلس عرضه استیضاح رئیس جمهور و محاکمه اش نداره! این میشه نتیجه اش!
راه نجات کشور برخورد با فرار از مسئولیت
از کرامات شیخ ما این است شیره را خورد و گفت شیرین است.
چرا جلسات مجلس رو تشکیل نمی دید؟
چون که حقوق و مزایا به حسابشون میره دیگه نیازی به جلسه نیست
یکی از این به اصلاح نماینده بپرسه چرا مدام صحبت از ارز دستوری میکنه؟ ارز دستوری جیب رانت خواران را پر میکنه.
فقط یک سوال
آیا در کشور تحت تحریم و جنگی بازار آزاد باید نرخ ارز را تعیین کند یا حاکمیت؟؟؟؟؟
تحليل ايشان كاملا دقيق و درست است هرچه ميكشيم و بر سرما امد به دليل سياست غلط اقتصادي زمستان 1404 بود
قبل زمستان دلار شده بود ۱۳۰ مردم یه عمره از اقتصاد کشیدن
سیدجان؛ قبل از زمستان 1404 چی؟
قبل اون چرا وضع اقتصادی خوب نبود؟
1000 میلیاردلار خرج ارز ترجیحی شد
خواستم کمی روی حرف هایش تامل کنم ولی...
اینهمهمنابع داریم ، بعد من دارمروزی ۱ وعده غذا میخورم .
لزومی نداره همه اظهار نظر کنن یه عده باید سکوت پیشه کنند ۱۸:۵۵
پول نت رو بده غذا بخر تا 2 وعده ای بشی
شاید هم یک وعده از صبحانه تا شام طول میکشه
خوش بحالت
ببخشید دقیقا کدوم منابع ؟؟
چرا همه ی اینا رو میدونید و عملکردتون اینه ؟!
اقای صمصامی به این سوال جواب بدهد که ایشان که در مجلس هستند ایا نظرات خود را به دولت انتقال داده بود یا نه ؟ اگر انتقال داده و به آن عمل نشده نتیجه میگیریم که نظرات ایشان از منظر کارشناسی ( از نظر خیل عظیم کارشناسان اقتصادی فعال در دولت و مجلس ) نا کار امد بوده ولی ایشان بعد از یکسال نبش قبر میکند و در صدد القای خطای دولت بر آمده است که طرح این موضوع هم اکنون هیچ بهره ای برای نظام و دولت ندارد. از سوی دیگر ایشان از مقوله اعتراض بازاریان (خودی های اصولگرایان ) به گران شدن کالا سریعا رد میشوند و ریشه آن که در برنامه ریزی اصولگرایان برای فلج کردن دولت و طرح استیضاح بود را مطرح نمیکنند چون خودشان اگر عامل نبودند حتما واقف هستند که چه کسانی و با چه شعاری در بازار اعتراض را راه انداختند. امید است روزی مراکز امنیتی و اطلاعاتی معترضین بازار را معرفی کند تا انروز خواهیم دید که پشت این اعتراض چه کسانی و چه جناح سیاسی بودند که معترضین در امان ماندند.
برادر من؛ افکار اقتصادی آقای صمصمای بارها و بارها امتحان شده و شکست خورده، همانطور که فرمول اقتصادی امروز هم با شکست مواجه شده.
تا دو مشکل اساسی حل نشه، گرفتاریهای اقتصادی و گرانی و تورم حل نخواهد شد؛ اول؛ لغو تمامی تحریمها و مراوده با دنیا و دوم؛ قطع کردن دست رانت بگیران و مختلسان و ویژه بگیران.
وسلام
اگر اینها نماینده واقعی مردم بودن وضع مملکت اینطور نبود
با یه چوب زدن همه مردم درست نیست! عدهای حتی از تهیه نان شبشون عاجزند چطور میتونند اصراف بکنند و طلا بخرند؟! لذا از استعمال کلمه بعضی از در ابتدای کلمه مردم خودداری نکن
مردم خودشان هم در دامن زدن به این اوضاع نقش دارند با اصراف بیش از حد با تبدیل پول به طلا و دلار
نماینده واقعی مردم اکنون سکان اقتصاد و قوه مجریه را در دست دارند
خوب نماینده مردم بابتش چه کردین؟
دولت را بازخواست کردین؟ قانونی تصویب کردین که جلو اینکار که باعث نارضایتی عمومی هست را بگیرید؟
مردم برای حفظ سرمایه بجای پول ملی مجبورن برن سراغ دلار و طلا و ملک
خوب دولتی که با اون رئیس بانک مرکزیش نمی تواند ارزش پول ملی را حفظ کند بیائید دلار یا یوان یا هر ارز با قباتی رو جایگزین پول ملی کنید
فقط حرف زده! حتی از ارائه یک طرح اقتصادی به نفع مردم ، خودداری کرده است
جناب هم وطن . می گویید مردمچکار کنند ؟وقتی یک نفر ۲۵ سال کار کرده و نتیجه اش چند صد میلیون تومان پول نقد است در اوضاعی که تورم بالای ۵۰ درصد است چکار باید بکند ؟آن را بصورت ریال نگهدارد که قدرت خرید پس اندازش پس از ۳ سال به اندازه خرید یک سکه شود خوب است ؟؟؟؟؟؟؟
وزیر قبلی اقتصاد استیضاح شد ولی وقتی سیاست اقتصادی دولت و طرفداراش این باشه کاری نمیشه کرد نهایتا دوباره استیضاح مگه اینکه رییس جمهور برکنار بشه که نمیشه اجبارا باید دوسال دیگه بدترین دولت تاریخ رو تحمل کرد
همین دیگه به این اوضاع خود مردم دامن می زنند وقتی تا چیزی میشه پول شان را به دلار و طلا می دهند وضع بدتر میشه
چند مورد عرض کنم
1- جناب صمصامی شما را یادمونه که سرپرست وزارت بودید. نسخه های امثال شما هم به اجرا درآمده است و باهاش آشنا هستیم!
2- سالهاست نسخه های بی ربطی برای اقتصاد پیچیده میشود که هدف آنها فقط و فقط یک چیز است، اینکه ما با روابط غیر نرمال با غرب میتوانیم پیشرفت کنیم. بریکس و شانگهای و اقتصاد مقاومتی و نسخه ایشان و ... همه و همه ذیل همین تعریف میشوند.
3- سیاست آزادسازی قیمتها توسط دولتهای متعددی اجرا شده است، اتفافا دوره احمدی نژاد و رییسی اوج آنها بود. هنوز یادمونه که با افزایش مبلغ یارانه در دوره رییسی شب و روز تلویزیون گزارش تهیه میکرد که با این مبلغ ملت بیشتر میخرند و به نفع همه شده! به عبارت بهتر هر نوع تلاشی که بگید توسط دولتهای اصولگرا و بی اصول! اجرا شده ولی ناموفق بوده.
4- آدمها می آیند و می روند ولی رویه هایی که میگذارن همه به بن بست رسیده است، مثال بارز و اخیرش شاید جناب خاندوزی باشه که در اواخر دوره روحانی که فشار تحریمها زیاد شد هر روز تو تلویزیون با بیان خوب و البته تهی اش! نسخه میپیچید ولی همین شخص وقتی در دوره رییسی سکاندار شد او هم نتوانست کاری کند.
5- چه بخواهیم چه نخواهیم مسیر اقتصادی توسعه یافته و به قول دوستان که خیلی میخواهند با غرب متفاوت باشند! اقتصاد پیشرفته از مسیر ارتباط نرمال با همه دنیا می گذرد. این مساله به این معنی نیست که ما هیچ مشکلی با هیچ کجا نداشته باشیم؛ بلکه به این معنی است که مثلا با چین و آمریکا و روسیه و اروپا اکی باشی ولی با مثلا عربستان و امارات نباشه مشکلی ایجاد نمیکنه. یا با همه اکی باشی ولی با آمریکا نه به مشکل برمیخوری. در هر حال بعد از چند دهه که گفتیم آمریکا نمیتواند غلطی کند باید فهمیده باشیم که میتواند و ضرب تحریمها سالهاست روی شانه هایمان سنگینی میکند. کافی است توجه کنیم ضرب این تحریمها چهار دهه است روی صنایع ایران وجود دارد و ده پانزده سال اخیر به عموم ملت نیز رسیده است؛ در واقع هزینه ها داده شده است.
این بحثها را روی بدیهیات جمع کنید، سالهاست دور خودمان میچرخیم و هیچ بحرانی عمیقا نشده بتوانیم حل کنیم و با هم افزایی بحرانها مواجه شده ایم. همه راهها را هم رفته ایم، آدمهای با اصول و بی اصول هم آمده اند و رفته اند و باز عقب گرد میزنیم. ان شاا... با اتمام جنگ و سایه جنگ به این درک برسیم که باید جدا مسیری دیگر را بپیماییم.
بریکس در اجلاسیه اخیرش ، حتی از محکوم کردن لفظی حمله متجاوزانه رژیم اسرائیل و آمریکا به یکی از اعضایش یعنی ایران، خودداری کرد
خوبه اینهارو می دانید و باز به این رویه ادامه می دهید
ملت بخاطر ایران پشت نظام ایستادن
اما خیلی ها از این موضوع سو استفاده می کنند و به دنبال نارضایتی مردم هستند تا بار خودشونو ببندن
کو دلار تک نرخی؟
کو ثیات ؟
کو حفط ارزش پول ملی ؟ مگه عراق و افغانستان و سوریه جنگ نبود؟ چرا آنجا این تورم وجود نداره؟چرا باید مردم برای حفط سرمایه به دنبال دلار باشن؟
نرخ ارز تابعی از مقدار نقدینگی و تولید ناخالش داخلی و سرعت جریان پول است این سه عامل طوفانهای بزرگی هستند که بانک مرکزی توان مقاومت در مقابل آنها را ندارد و تاثیرات بانک مرکزی فقط به صورت مقطعی و ناچیز است ایشان در تمام این سالها با بزرگنمایی نقش بانک مرکزی فقط بحثهای انحرافی راه می اندازد و با بحثهایشان مجرمین اصلی افزایش نرخ ارز را پنهان می کند و در نهایت با سیاستهای دستوری و کوتاه مدت تثبیت نرخ ارز دنبال انتقال رانت به عده ای دلال از جیب شرکتهای تولیدی کشور است
صمصامی و تفکرات امثال صمصامی باز میخوان فشار وارد کنن تا ارز ارزان به عده ای نور چشمی برسه. همه عالم میدونن ارز چند نرخی و ارز ترجیحی فساد زیادی به بار میاره
حرفتون کاملاً درسته؛ این رانت ارزی آنقدر به مذاق عدهای خوش آمده بود که هنوز قادر به دل کندن از آن نیستند و همچنان از طریق عوامل خود در مجلس و دولت، به دنبال برقراری دوباره این رانت شیرین و نظام چند نرخی ارز هستند تا دوباره از این اختلاف قیمتها استفاده کرده و جیب خود و اطرافیان را پر کنند
وگرنه هرآدمی میداند که نظام چند نرخی در هر چیزی، منبع فساد است، منتهی نفع این افراد در خود را به نفهمی زدن است
صمصامی تمام مدت از ارز رانتی و ارز دستوری و ارز ترجیحی حمایت میکنه. واقعا چرا؟ اقتصاد دستوری نیست
بانک مرکزی در پیشبرد همین اهداف قبول مسئولیت کرده
چنگ هم مگه برکات داره
چه بسا از پیشامدی اکراه داشته باشیم اما بنفعمان باشد و چه بسا از چیزی خوشمان بیاید اما به ضررمان باشد
همان حکایت شیرنی خامه ای و شربت و داروی تلخ است
وقتی تحریم ها نعمتند،جنگ هم میتونه برکت داشته باشه!
لابد داره دیگه
تو چه میدونی!
محاسبه اشتباه؟!
این چه محاسبه اشتباهی است که باعث شده قیمت کوییک به این عددی برسد که الان فروخته می،شود؟ آیا این محاسبات اشتباه همیشه باید به افزایش قیمت منجر شود ؟ اگرافزایش قیمت ها که بصورت مکرر اتفاق افتاده نتیجه محاسبات اشتباه بوده باشد باید دست کم یک بار هم همین محاسبات اشتباه باید باعث کاهش قیمت ها می شد !!!
اینگونه توجبهات سالهاست که نخ نما شده و مورد قبول هیچ شهروند عاقل و منصفی قرار نمی گیرد
با فرافکنی های عوامفریبانه نمی توانید نقش فساد دولتی را انکار نمایید
فساد دولتی؟؟
یعنی دولت کاره ای است ؟
نکنه میخواهید بدبختی حاصل از جنگ طلبی خودتون را گردن پزشکیان ماررمرده بندازین؟
آقای به اصطلاح نماینده مردم ! چرا آن موقع که بازاریان تهران در اعتراض به عدم ثبات قبمت ارز ،اعتصاب و راه پیمایی آرام کردند شما فکر چاره نکردید تا کار به اینجا برسد؟
شورش از اونجایی شروع شد که صمصامی از رانت ارزی حمایت میکرد و دوره فرزین نذاشت نرخ ارز دولتی قیمتش متعادل بشه
شما اون موقع کجا بودی یک ماه قبل از اجرای طرح صمصامی گفت باعث شورش و ناامنی میشه ولی هیچکس گوش نداد و شد آنچه نباید می شد
مدیریت اقتصاد کاملا دست دولته این باید چیکار کنه نهایتا مجلس اگه اجماع کنه وزیر اقتصاد رو برکنار کنه که اگه تفکر دولت این باشه دوبار یه وزیر جدید میاره با همون برنامه پیش میره
اینا هرجا واسشون نفع داشته باشه میان وسط
صمصامی تفکرات پوسیده اقتصادی داره
این تحلیل بود ؟
صمصامی پوپولیستی صحبت می کند. وقتی ارز کافی وجود ندارد، دولت از کجا تامین کند؟ ارز ارزان سبب رشد واردات و کاهش صادرات و تراز منفی تر تجاری می شود.
دکتر صمصامی خوباست نظر دهند فقدان درآمد ارزی کشور که حاصل تحریم است چگونه می تواند جبران شود تا دولت وادار به افزایش نرخ ارز و کاهش رانت های ترجیهی نشود؟
صمصامی نماینده طیف تندرو پایداری هست. چند روز پیش نامه نوشتن جنگ ادامه پیدا کنه. با این تفکرات تند چرا با این مصاحبه می کنید؟
نه انفاقا من به این باور رسیدم هر انسانی اعم از خودم نواقصی داره ولی بدترین آدم اونی هست که اشتباهاتش نمی پذیره هیچ بلکه ازش حمایت هم میکنه ۱۷:۵۵
باشه تو خوبی ۱۷:۵۰
:))))))))
فعلا که تو همین سایت خودتو با ۴ نفر دیگه طرفدارشید۱۶:۳۳
صمصامی حرفش کاملا درسته ولی یه عده معاند فقط میخوان صمصامی را تخریب کنن
لابد تو دوره ایکه جنابعالی وزیر بودی،اوضاع گل و بلبل بود؟؟!
این اقایان نماینده دو ماه تعطیل بودند وحقوق همگرفتن. لطفا به همین روال ادامه دهید واحازه بدید افراد کار بلد فکری به حال این اوضاع نابسامان اقتصادی کنند.
واقعا عجیبه که تابناک فقط با صمصامی مصاحبه میکنن. تفکرات صمصامی مورد انتقاد اکثریت اقتصاددانان واقعی است . صمصامی حامی رانت ارزی هست
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.