پدافند
آذرخش؛ سامانهای که جنگ رمضان ثابت کرد ایران به تعداد بیشتری از آن نیاز دارد
جنگ رمضان فقط یک درگیری چند روزه یا تبادل آتش محدود نبود؛ صحنهای بود که شکل واقعی جنگ مدرن را دوباره به منطقه نشان داد. آسمانی پر از پهپاد، مهمات هدایتشونده، حملات ترکیبی و تلاش برای عبور از لایههای پدافندی.
به گزارش تابناک؛ در همان روزهایی که صدای انفجار در اطراف برخی زیرساختهای انرژی و مناطق صنعتی شنیده میشد و تصاویر حمله به تأسیسات مهمی مانند محدودههای انرژی و پتروشیمیها در فضای رسانهای میچرخید، یک واقعیت دیگر هم خودش را نشان داد؛ پدافند کوتاهبرد ایران وارد مرحلهای شده که دیگر فقط یک بخش فرعی از دفاع هوایی نیست، بلکه به خط اول نبرد تبدیل شده است. در این میان، سامانه «مجید» توانست خودش را نشان دهد، اما همزمان روشن شد که برای نفوذناپذیر شدن آسمان ایران، سامانههایی مثل «آذرخش» باید سریعتر، گستردهتر و پیشرفتهتر وارد میدان شوند.

جنگهای امروز دیگر شبیه نبردهای دهههای گذشته نیستند. زمانی تهدید اصلی، جنگندههایی بودند که در ارتفاع بالا پرواز میکردند و سامانههای برد بلند وظیفه مقابله با آنها را بر عهده داشتند. اما حالا تهدید تغییر کرده است. پهپادهای کوچک، مهمات پرسهزن، موشکهای کمارتفاع و حملات اشباعی، ساختار سنتی پدافند را به چالش کشیدهاند. دشمن دیگر لازم نیست حتماً با دهها جنگنده وارد آسمان شود؛ گاهی یک پهپاد ارزانقیمت میتواند خسارتی ایجاد کند که اثر روانی و اقتصادیاش از یک حمله بزرگ بیشتر باشد.
در جریان جنگ رمضان، دقیقاً همین الگو دیده شد. حملات ترکیبی، استفاده از اهداف کوچک و تلاش برای درگیر کردن همزمان چندین لایه دفاعی، نشان داد طراحان عملیات بهخوبی روی ساختار دفاع هوایی منطقه مطالعه کردهاند. در برخی مناطق، سامانههای پدافندی موفق شدند اهداف را رهگیری کنند و تصاویر شلیک سامانه مجید نیز منتشر شد؛ تصاویری که نشان میداد این سامانه کوتاهبرد حالا به بخشی جدی از دفاع هوایی ایران تبدیل شده است.
اما همان جنگ، یک مسئله مهمتر را هم روشن کرد؛ تعداد سامانههای دفاع نزدیک و سرعت واکنش آنها حالا به اندازه سامانههای برد بلند اهمیت دارد. چون در حملات مدرن، زمان تصمیمگیری گاهی فقط چند ثانیه است. هدف در ارتفاع پایین حرکت میکند، سطح مقطع راداری کمی دارد و ممکن است تنها چند لحظه قبل از اصابت دیده شود. در چنین شرایطی، سامانهای که سریعتر کشف کند و سریعتر شلیک کند، تعیینکننده خواهد بود.
دقیقاً در همین نقطه است که «آذرخش» اهمیت پیدا میکند.

آذرخش در ظاهر شاید کوچکتر و کمسروصداتر از بعضی سامانههای معروف ایرانی باشد، اما فلسفه طراحی آن متعلق به جنگهای آینده است؛ جنگهایی که در آن، تحرک، بقا و واکنش سریع از اندازه موشک مهمتر میشود. این سامانه در دسته پدافند کوتاهبرد قرار میگیرد و مأموریت اصلیاش مقابله با تهدیدات نزدیک، کمارتفاع و سریع است؛ همان تهدیداتی که در جنگ رمضان نقش اصلی را داشتند.
آذرخش به چهار موشک آماده شلیک مجهز شده است؛ موشکهایی با وزن حدود ۷۰ کیلوگرم و سرجنگی ۴.۵ کیلوگرمی که برای انهدام اهداف هوایی سبک، پهپادها، بالگردها و برخی مهمات هدایتشونده طراحی شدهاند. سرعت این موشکها حدود ۱.۸ ماخ اعلام شده؛ عددی که برای یک سامانه دفاع نزدیک، زمان واکنش مناسبی ایجاد میکند.

اما قدرت واقعی آذرخش فقط در موشک آن نیست. یکی از مهمترین ویژگیهای این سامانه، ساختار کنترلی آن است. آذرخش میتواند از طریق فیبر نوری و با استفاده از تبلت یا لپتاپ کنترل شود. شاید این قابلیت در نگاه اول صرفاً یک ویژگی فناورانه ساده به نظر برسد، اما در میدان واقعی جنگ، ارزش حیاتی دارد.
در حملات مدرن، دشمن فقط به دنبال زدن هدف نیست؛ به دنبال نابودی سامانه پدافندی و خدمه آن نیز هست. وقتی اپراتور بتواند از فاصلهای امن سامانه را کنترل کند، احتمال بقا و ادامه عملیات بهمراتب بیشتر میشود. این همان چیزی است که در جنگ اوکراین، سوریه و حتی درگیریهای دریای سرخ بارها دیده شد؛ سامانهای که بعد از اولین شلیک در محل باقی بماند، احتمالاً چند دقیقه بعد خودش هدف قرار میگیرد.
آذرخش برای چنین نبردی طراحی شده است؛ سامانهای چابک، متحرک و قابل پراکندگی. این مسئله اهمیت زیادی دارد، چون یکی از تاکتیکهای رایج در جنگ رمضان، تلاش برای اشباع پدافند بود. وقتی حملات از چند جهت و با چند نوع پرنده انجام شوند، سامانههای ثابت و محدود خیلی سریع تحت فشار قرار میگیرند؛ بنابراین ایران برای دفاع مؤثر، فقط به چند سامانه بزرگ نیاز ندارد؛ بلکه به تعداد زیادی سامانه کوتاهبرد متحرک نیاز دارد که بتوانند مثل شبکهای گسترده عمل کنند.
در جریان همان حملات، مسئله حفاظت از زیرساختهای اقتصادی نیز اهمیت ویژهای پیدا کرد. حمله به برخی مناطق صنعتی و تأسیسات انرژی، دوباره این واقعیت را یادآوری کرد که در جنگ مدرن، پالایشگاه، پتروشیمی و نیروگاه فقط یک مرکز اقتصادی نیستند؛ بخشی از امنیت ملی محسوب میشوند. وقتی منطقهای مانند زیرساختهای انرژی هدف قرار میگیرد، هدف فقط تخریب فیزیکی نیست؛ فشار روانی، اقتصادی و رسانهای نیز بخشی از عملیات است.
به همین دلیل، سامانههایی مثل آذرخش اهمیت ویژهای پیدا میکنند. این سامانهها قرار نیست جای باور-۳۷۳ یا سامانههای راهبردی را بگیرند؛ بلکه باید آخرین حلقه دفاع باشند. حلقهای که اجازه ندهد حتی اگر تهدیدی از لایههای قبلی عبور کرد، بتواند به هدف نهایی برسد.

از نظر تحلیلی، جنگ رمضان یک پیام روشن برای ساختار دفاعی ایران داشت؛ تهدیدات آینده بیشتر به سمت اهداف کوچک، پرشمار و کمهزینه میروند. دشمن میداند استفاده از جنگندههای گرانقیمت در برابر شبکه پدافندی ایران ریسک بالایی دارد، بنابراین استفاده از پهپاد، مهمات هوشمند و حملات ترکیبی به گزینهای منطقیتر تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، پدافند هم باید تغییر کند. دیگر دوران تکیه صرف بر سامانههای بزرگ و سنگین گذشته است. حالا جنگ، جنگ شبکههاست؛ شبکهای از رادار، سامانه اپتیکی، حسگر حرارتی و موشکهای سریع که باید بتوانند در چند ثانیه تصمیم بگیرند؛ و این دقیقاً همان نقطهای است که آذرخش هنوز جای رشد زیادی دارد. اگر سامانه کشف حرارتی و اپتیکی آن ارتقا پیدا کند، توان عملیاتیاش چند برابر خواهد شد. چون در نبرد با پهپادها و اهداف کمارتفاع، مسئله اصلی همیشه شلیک نیست؛ پیدا کردن هدف است. بسیاری از پهپادهای مدرن سطح مقطع راداری بسیار کمی دارند و دقیقاً برای عبور از شکافهای پدافندی ساخته شدهاند. در چنین شرایطی، سامانههای دید حرارتی و پردازش تصویر میتوانند تعیینکننده باشند.
برتری دیگر آذرخش نسبت به برخی سامانههای مشابه، تحرک بالاتر و قابلیت استقرار سریع آن است. در جنگ امروز، سامانهای که بتواند سریع جابهجا شود، شانس بیشتری برای بقا دارد. چون میدان نبرد مدرن، میدان شکار سامانههای ثابت است.

سامانه مجید در جنگ رمضان ثابت کرد پدافند کوتاهبرد ایران میتواند مؤثر باشد. اما همان جنگ نشان داد که این مسیر هنوز کامل نشده است. ایران برای نفوذناپذیر کردن آسمانش، به لایههای بیشتر، تعداد بالاتر سامانهها و شبکهای گستردهتر از دفاع نزدیک نیاز دارد.
آذرخش اگر درست توسعه پیدا کند، میتواند یکی از مهمترین حلقههای همین شبکه باشد؛ سامانهای که شاید امروز کمتر شناخته شده باشد، اما در جنگهای آینده، نقش آن میتواند بسیار فراتر از ظاهر ساده و جمعوجورش باشد؛ و شاید مهمترین درس جنگ رمضان همین بود؛ اینکه جنگ آینده، جنگ سرعت، داده و بقاست. دیگر فقط آن سامانهای برنده نیست که موشک بزرگتری دارد. سامانهای موفق خواهد بود که زودتر ببیند، زودتر تصمیم بگیرد و زودتر شلیک کند. در چنین دنیایی، آذرخش فقط یک سامانه پدافندی کوتاهبرد نیست؛ بخشی از تلاش برای ساختن آسمانی است که عبور از آن، برای هر پهپاد و هر مهاجمی، به مأموریتی پرهزینه و مرگبار تبدیل شود.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
باید به سرعت سلاح های پیشرفته تری از کشور کره شمالی و روسیه و چین بگیریم پدافند تقویت بشه
چرا ما خودمان نتوانیم اس ۵۰۰بسازیم؟ جوان های ما هر کار غیر ممکنی را ممکن می کنند. باید یه تکنولوژی طراحی کنیم که بتوانیم اف ۳۵ و بی ۲ را به راحتی منهدم کنیم تا هیچ کشور ی فکر تجاوز به کشور ما را نکند.
به امید خدا
مسولین پدافند کشور باید تعویض شوند که البته بعد از جنگ 12 روزه فرمانده عوض شد برای اینکه آنها سالها اعلام کردن که ما 3هزار کیلومتر آنسوتر را رصد میکنیم هدف را در 400 کیلومتری رهگیری میکنیم و انواع دلگرمیهائی که همش در حنگ 12 روزه فرو ریخت . چطور اینا نمیدونستن امروز شرایط تغییر کرده تاکتیک های جدید در جنگهایی که تجربشان کردیم و حنگ روسیه واوکراین همش جلوی چشممان اتفاق افتاد که چطور سامانه های گرانقیمت و پرطمطراق با یه پهباد ارزان قیمت نابود میشد ! آیا نباید درس میگرفتن و ......
در جواب ۱۴:۵۴, با وجود این تجهیزات ظاهرا فکر شده بود چون نمیشه این تحهیزات رو ۹ ماهه ساخت ولی ظاهرا تولید انبوه نبود. باید به این موضوع جواب بدن که چرا تولید انبوه نبود.
چرا برای محافظت از فضای کشور با این وسعت تا بحال فکری نشده بود افرادی که مسول اند باید جواب بدن
چند تا چیز هست باعث پیروزی در هر نبردی میشه اما به تعداد بالا 1-موشک دهلاویه (کورنت)2-سامانه مجید 3-دوش پرتاب بازم میگم در هر موقعیت تعداد بالا به امید پیروزی لشگر اسلام
از قدیم میگن
بهترین دفاع در حمله است
وقتی موشک داشته باشید که غیر قابل رهگیری باشه و 10 تن کلاهک خوشه ای داشته باشه
بعد یکدونه بخوره تو کشورشون همه ماست هاشون را کیسه میکنند
ترامپ خوک زرد کله پوک بی عقل نشان داد که رئیس جمهور امریکا نوکر و مزدور دست به سینه و امریکای مدعی ابرقدرت اولی جهان مستعمره تحت امر رژیم صهیونیستی غاصب اشغالگر جعلی بیش نیست. ننگ ذلت حقارت خواری رسوایی بی آبرویی بی اعتباری و مرگ بر امریکا ایزراییل!
در رابطه با اهمیت ماهواره ها چه در جمع آوری اطلاعات و چه اینکه بتوانیم ماهواره های جاسوسی دا از کار بیندازیم و هم هوش مصنوعی در پردازش سریع اطلاعات شبکه هم باید برای آینده توجه دبیشتری بشود
هوش مصنوعی باید در اولویت هر سیستم دفاعی کشور در اولویت اول باشد که بتواند با تمام این موشکها و سیستمهای راداری و شناسایی هماهنگ باشد و خود موشک بتواند بعد از شلیک مستقل تصمیم بگیرد که دنباب کدام هدف برود و هدف اصلی را گم نکند و در بهترین زمان عمل کند.
منظورتون از هوش مصنوعی چیه؟ فقط یک کلمه هست یا چیزی پس ذهنتون هست؟
اس 300 و ... را راحت ميزاره توي جيبش
سلاحهای روسی را اصلا نباید استفاده کرد بیشتر ترکیب موساد یهودیان روسی تبار هستند و کاملا توی روسیه نفوذ دارند
اس 500 یا اس 600 هر چی بخریم از روسیه ، کد هاش رو میده به اسرائیل چون باهاشون دوست هستن
برد کوتاه هست ما برد بلند می خواهیم بتونیم اس 500بخریم اف 35 ها رو زدیم
تا رادار برد بلند نباشه اینا کاربر نداره
رادار برد بلند نیاز به پدافند برد بلند داره
تا زمانی که اونا بتونن از فاصله 1500 کیلومتری به صورت نقطه زن تجهیزات مارو بزنن این چیزا فاید نداره
باید راداری باشه که قبل از شلیک تشخیص بده و پدافندی که موشک رو قبل از برخورد دفع کنه
وگرنه 100 هزارتا از این تجهیزات داشته باشیم با موشک میزنن
رادار اولین چیزی با موشک ضد رادار زده میشه
توی جنگ خلیج عراق در اولین حمله 90 درصد رادارهایش از کار افتاد،
رادارها وپدافند را جابجا کنید در محلهاشون از فیک هم استفاده کنید مثلا 5تا باشه یکیش یا دوتاش اصلی باشن کاری که هیتلز در جنگ جهانی ذوم با تانکها ونفر بر ها میکرد ودشمن گیج میکرد صدام هم در جنگ خلیج فارس موشکهای فیک زیاد داشت باید دام برا دشمن پهن کنیم
داستان فرق داره میذارن در کشور دیگه ما کجا بزاریم یک شبکه راداری ایجاد کردن با کشتی و اواکس ماهواره راحت ن ما باید نامتقارن کار کنیم مثل همین رادار های که نمیخورن مادون قرمز هستن پسیو هستن شناسایی نشن
10 هزارتا داشته باشیم جرئت نمکینن سمت ایران بیان
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.