بخش دوم و پایانی گفتوگوی تابناک با سید محمد بهشتی
قدردان دولت باشیم که قحطی نشد!/ صدا و سیما را باید کوبید و از نو ساخت/ قشر خاکستری در جنگ «زندگی» کرد
محمد بهشتی ضمن تاکید بر تغییر ساختارهای مدیریت فرهنگی در کشور، می گوید همین که مدیریت دولت در شرایط فعلی باعث شد دچار مشکلاتی همچون قحطی و کمبود نشویم باید قدردان باشیم.
بعد از انتشار بخش اول مصاحبه با سید محمد بهشتی، فعال باسابقهٔ حوزهٔ فرهنگ و میراث، حال در بخش دوم و پایانی، او با صراحت بیشتری به نقد عملکرد نهادهای فرهنگی، عملکرد دولت چهاردهم و ضرورت حرکت حاکمیت بر اساس اراده مردم میپردازد.
چهرهای که سالها در نهادهای کلیدی فرهنگی از میراثفرهنگی گرفته تا سینما و ارشاد فعالیت داشته، در این مصاحبه فراتر از بحثهای تخصصیِ تشکیلاتی رفته و به نقد اساسی سیاست فرهنگی و نیز شیوههای برخورد با تحولات جامعه پرداخته است. او که در ابتدا از تبدیل سازمانهای تخصصی همچون میراث فرهنگی به وزارتخانههای سیاسی گلایه دارد، اما در عین حال از تلاشهای دولت فعلی در شرایط سخت قدردانی میکند. بهشتی روایتی از تاریخ مدیریت اطلاعات در جهان ارائه میدهد و با اعلام پایان قطعیِ عصر «قرنطینه اطلاعاتی» از سال ۱۳۷۰، به سراغ زخم کهنهٔ فیلترینگ و انحصار رسانهای میرود؛ جایی که بهزعم او، هزینههای کلانِ مقابله با سیلِ تکنولوژی، تنها به ایجاد یک اکوسیستم فسادآمیز و بیاعتمادی کامل مردم دامن زده است. او معتقد است که صدا و سیما را باید کوبید و از نو ساخت.
بخش دوم و پایانی مصاحبه تابناک با سید محمد بهشتی را میخوانید.
آقای مهندس، تبدیل سازمان میراث فرهنگی به وزارتخانه را اقدام زیانبار و نامناسب ارزیابی کردید. در این شرایط کدام ساختار را برای این مجموعه مناسبتر میدانید؟
ببینید، این دستگاه یک دستگاه تخصصی است. چه در حوزه میراث فرهنگی، چه گردشگری، چه صنایع دستی، هر سه اینها نهادهای تخصصی هستند. وقتی شما آن را به وزارتخانه تبدیل میکنید، ماهیتاً سیاسی میشود. به همین ترتیب، وقتی به عنوان معاونت رئیسجمهور باشد، باز هم سیاسی میشود. پیشنهاد من این است که با همین وضع موجود، یعنی وزارتخانه بودن، مشکلی ندارد، اما به شرطی که به سه سازمان تخصصی تبدیل شود. یعنی سازمان میراث فرهنگی، سازمان گردشگری و سازمان صنایع دستی، هر سه به عنوان سازمانهای تخصصی ذیل آن وزارتخانه فعالیت کنند. درست مانند دورهای که سازمان میراث فرهنگی زیر نظر وزارت ارشاد بود، اما استقلال تخصصی خود را داشت. باید این تفکیک صورت بگیرد.
از وزارت ارشاد یاد کردید. شما در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، حوزه سینما و جشنواره فجر نیز فعالیت داشتهاید. دولت فعلی را در عرصه فرهنگ چگونه ارزیابی میکنید؟ و اساساً در کلیت، فکر میکنید پسوند «اسلامی» برای فرهنگ و البته ارشاد، چه میزان موفقیت در عرصه های مورد نظر به دنبال داشته است؟ به نظرتان اگر کشور دیگری چنین پسوندی -متناسب با دین و آیین خودش- برای سازمان خاصی داشته باشد -مثلا وزارت فرهنگ مسیحی-، نگاه ما به آن چگونه خواهد بود؟
درباره کلیت عملکرد دولت، واقعا باید از دولت قدردان بود. دولت فعلی در شرایط بسیار ویژهای قرار دارد؛ از لحاظ سیاسی، اقتصادی، امنیتی. واقعاً باید قدرشناس بود که مثلاً قحطی نشد، یا به شرایط سخت در حوزه انرژی و آب دچار نشدیم. دولت کوشش کرده که این اتفاق نیفتد. مردم خیلی در جریان نیستند، اما اگر سر از مدیریت دربیاورند، میفهمند که دولت زحمت زیادی کشیده است. به نظر من، توقع بیش از این از دولت، با شرایط امروز اقتضا نمیکند.
درباره پرسش دوم، باید بگویم از آغاز تمدن تا سال ۱۳۷۰ شمسی، یک حاکمیت میتوانست سرزمین خود را در شرایط «قرنطینه اطلاعاتی و فرهنگی» مدیریت کند. یعنی مثل یک پیشخوان روزنامهفروشی که متصدی آن حکومت است و تشخیص میدهد چه چیزی روی پیشخوان باشد و چه چیزی نباشد. رادیو و تلویزیون هم به همین شکل بود. همه کشورهای دنیا تا آن سال، فضای اطلاعاتی سرزمین خود را در قرنطینه مدیریت میکردند، بعضی آشکار و بعضی پنهان. اتحاد جماهیر شوروی مظهر قرنطینه خشن بود و ایالات متحده امریکا، مظهر قرنطینه پوشیده. یادتان هست وقتی دانشجویان سفارت آمریکا را گرفتند، اسنادی پیدا شد که در فرودگاه نیویورک، هر کتابی در چمدان ایرانیها بود، میانداختند در کوره. اجازه نداشت کتابی وارد امریکا کند. چون هنوز ایمیل و فکس نبود، همه چیز فیزیکی منتقل میشد. پس امریکا هم در شرایط قرنطینه اداره میکرد.
در سال ۱۳۷۰، تحولات تکنولوژیک اساساً مدیریت قرنطینهای را منتفی کرد. شما دیگر نمیتوانید صحنه فرهنگ را با الگوی وزارت ارشاد مدیریت کنید. مدیریت با این ساختار ارشاد یعنی مدیریت قرنظینهای. انحصاری بودن صداوسیما یعنی شرایط مدیریت قرنطینه. همچنین سازمان تبلیغات اسلامی همه این نهادها ابزارهای مدیریت قرنطینه بودند. اما آن دوران تمام شده است. شما پشت سنگر ایستادهاید و تفنگ به دست گرفتهاید، اما دشمن از پشت سر به شما حمله میکند.
و همچنان فکر می کنیم گلولههایمان به هدف اصابت می کند...
متأسفانه ۳۵ سال گذشته و حاکمیت ما هنوز نمیخواهد بپذیرد که مدیریت قرنطینه منتفی شده است. شاهدش چیست؟ فیلترینگ، بستن اینترنت، مقابله با ماهواره. من سؤال میکنم: آیا میشود متنی که در جایی از جهان منتشر شده، برای شما در تهران قابل دسترسی نباشد؟ آیا میشود جلوی موسیقی یا فیلمی را گرفت؟ این رفتار مدیریتی ما مثل کشیدن سیم خاردار جلوی سیل است. شما با سیم خاردار نمیتوانید جلوی سیل را بگیرید، فقط دست خودتان را زخمی میکنید.
ولی بودجه سیم خاردار را میگیرند...
بله. فقط برای همین است. هزینه این سیمخاردارها را که حساب کنیم، میبینیم فقط بودجهای هدر رفته است. یک سازمان بخور بخوری هم پشت این ها شکل گرفته است. یک نفر نشسته و با دستگاه وارداتی که ارز گرفته، پارازیت می اندازد و فیلتر می کند.
البته همین افرادی که پارازیت را می اندازند در جای دیگری آنتی پارازیت و فیلترشکن تولید میکنند و میفروشند.
همین می شود دیگر. به این می گویند سازمان فساد. برخی میگویند فساد سازمانیافتهای در کار نیست، اما من میگویم اینها سرشان را کرده اند زیر برف. اتفاقاً فساد سازمانیافته وجود دارد. حاصل این فقط این نیست که صرفا من کمی آزار ببینم. حاصل این رویکرد، محروم شدن کشور از رسانه واقعا ملی است. همه رسانه ها سه رکن دارند؛ کارفرما، عوامل رسانه و مخاطب. در بهترین حالت رسانه میخواهد بگوید کارفرمای من در اصل، مخاطب است. اما آن پشت، همیشه یک کارفرمای اصلی وجود دارد و این بدترین حالت است که رسانه، مخاطب خود را، صرفا همان کارفرمای اصلیاش بداند. یعنی برای کارفرما محتوا تولید کند و مخاطب اصلی را فراموش کند. الان در ایران این اتفاق افتاده است و مردم در صدا و سیما فراموش شده اند. این رسانه، نهایتا برای همان پنج درصد از مردم، یعنی برای کارفرمای خودش برنامه تولید می کند. بقیه پس چه؟ از نگاه اینها، همانگونه که سلفشان گفته بود سایرین خس و خاشاک محسوب می شوند. لذا با این ساختارها نمی شود و مخصوصا صدا و سیما را باید کاملا کوبید و از نو ساخت. به رشتهی خودم (معماری) فکر میکنم. وقتی شما بنایی میسازید که کاربردی نیست، باید آن را تخریب کنید و از نو بسازید. صداوسیما هم چنین است.
ما بالاخره به همان چیزی که مردم میخواهند، میرسیم و مجبور میشویم در آن مسیر گام برداریم، اما با پرداخت و تحمیل هزینههای بسیار زیاد. آیا میتوان امیدوار بود که روزی فضای کشور مطابق با تشخیص عالمان، محققان و پژوهشگران، بهسود خواستههای مردم تغییر کند تا از تحمیل هزینههای هنگفت جلوگیری شود؟
ببینید... الان اتفاق جالبی در جامعه ما افتاده است. ما گروهی داریم به نام «قشر خاکستری» که کمتر کسی به ویژگیهای آن پرداخته. بر اساس ابزارهای جامعهشناختی، در جریان جنگ اخیر (۴۰ روزه) خصوصاً در مقایسه با جنگ ۱۲ روزه، ویژگیهای این قشر آشکارتر شد.

آمریکاییها بر اساس ارزیابیهای خودشان به این نتیجه رسیده بودند که اگر حمله به ایران صورت بگیرد، این قشر خاکستری به خیابانها میریزد. اسرائیلیها هم همین تصور را داشتند. از سوی دیگر، جالب این که حاکمیت ما نیز فکر میکرد که این گروه به خیابان خواهد آمد، اما چنین نشد. چرا این اتفاق نیفتاد؟ برخی میگویند مردم ترسیدند. نه، مسئله ترس نبود. ترامپ و نتانیاهو هم این حرف را زدند، و در داخل هم بعضی تلاش کردند اینگونه القا کنند که اگر مردم بریزند، ما قدرت نشان میدهیم. اما جامعه ایران نترسید. شما نگاه کنید؛ در جنگ ۴۰ روزه، تهران بسیار بیشتر از جنگ ۱۲ روزه بمباران شد، اما در جنگ ۱۲ روزه بسیاری از مردم شهر را ترک کردند، سوپرمارکتها و نانواییها تعطیل شد و هر مغازهای که باز بود، کار غیرمتعارفی انجام میداد. ولی در جنگ ۴۰ روزه، همهٔ مغازهها باز بود، نانواییها کار میکردند و مردم زندگی عادی خود را ادامه میدادند؛ درحالیکه در پسزمینه صدای پدافند و انفجار شنیده میشد. یعنی قشر خاکستری با «زندگی عادی» به جنگ تباهی رفت. این تفاوتِ بنیادین با ارزیابی آمریکا، اسرائیل و حتی خود ماست. با وجود چنین جامعهای، چرا هنوز سازِ حاکمیت کوک نیست؟ چشمانداز جامعه چیست و حاکمیت باید شبیه چه کسی شود؟
روزگاری میگفتیم که جامعه باید شبیه حاکمیت شود، اما الان در مسیری قرار گرفتهایم که حاکمیت باید شبیه جامعه گردد. هرچند هنوز این را نپذیرفتهایم، اما واقعیتها ما را به سمت این پذیرش میراند. برایم عجیب است که هنوز این را نمیپذیرند؛ باید بر اساس اراده مردم حرکت کنیم. برای بعضیها که این حرفها را هنوز نمیپذیرذند، تقویم باید به آنها نشان دهد که سال ۱۴۰۵ است!
برگردیم به بحث رسانه. شما خودتان در عرصه سینما و رسانه هم بودید. اگر بنا باشد در ساختار فعلی صدا و سیما تغییری ایجاد شود، با توجه به اینکه هر کسی الان یک رسانه در دست دارد و از خیلی اخبار زودتر از رسانه ملی مطلع میشود، پیشنهاد شما چیست؟ حس میشود رسانه ملی ما تبدیل به یک «دورهمی دوستانه» شده و این آسیب بزرگی است. راهکار شما بهعنوان کسی که بالاخره فرهنگ را میشناسد، چیست؟
من به رشتهٔ خودم (معماری) فکر میکنم. وقتی شما بنایی میسازید که کاربردی نیست، باید آن را تخریب کنید و از نو بسازید. صداوسیما هم چنین است. نگاه محفلی و دوستانه به آن، آن را از کارکرد اصلی خود یعنی اطلاعرسانی و آگاهیبخشی دور کرده است. امروز رسانهای موفق است که مخاطب را کارفرمای اصلی خود بداند، نه اینکه فقط برای پنج درصد خاص محتوا تولید کند. پیشنهاد من این است که این ساختار را کاملاً متحول کنیم و بر اساس نیازهای واقعی جامعه امروز، رسانهای مردمی و پاسخگو طراحی شود. صرفاً تغییر دکوراسیون یا جابجایی مدیران نمیتواند این مشکل را حل کند، باید صداوسیما را کوبید و از نو ساخت. بگذارید عددی به شما بدهم؛ سال اول انقلاب، کل پرسنل صداوسیما ۴۵۰۰ نفر بود، اما امروز این عدد به پنجاه و چند هزار نفر رسیده است. در روزگاری که با تکنولوژی امروز، شما با بیست نفر هم میتوانید یک رسانهٔ تصویری قدرتمند راه بیندازید، داشتن پنجاههزار پرسنل یعنی یک ساختار بیمار و چاقِ مهلک.
با این نگاه، شما تجربهٔ همکاری با دولتهای مختلف را داشتهاید. بین دولت آقای خاتمی، آقای روحانی، کدام رویکرد را برای عرصهٔ فرهنگ اولویتدارتر میدانید؟ در کدام دولت راحت تر بودید؟
من بر اساس تجربهٔ شخصیام میگویم. در دورهٔ آقای خاتمی، فضای فرهنگی بازتر بود و ما میتوانستیم دیالوگ داشته باشیم.
قبلا گفته بودید در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384، در مرحله اول به آقای معین رأی دادید برای منافع ملی، و سپس در دوره دوم به آقای هاشمی برای مقاومت در برابر تحقیر ملی. در ادوار بعدی نگاه و رای شما چگونه بود؟
بعد از آن به آقایان موسوی، روحانی و آقای پزشکیان.
درباره همان انتخابات دور دوم آقای احمدی نژاد، آیا هنوز سؤالی دربارهٔ وقایع ۸۸ برای شما باقی مانده است، یا آن پرونده برایتان بسته شده؟
من از اول چندان سؤال خاصی دربارهٔ ۸۸ نداشتم. برای من، آن اتفاق بیشتر از منظر فرهنگی و اجتماعی اهمیت داشت. ببینید، جامعهٔ ما همیشه یک «متن» داشته و یک «حاشیه». از آغاز دههٔ ۶۰، متن جامعه، مدنی بوده و حاشیه، غیرمدنی. اما حاشیه لاغر بود و متن تنومند. از سال ۷۶، نسل سوم مهاجران روستایی به شهر وارد شدند؛ اینها متولد شهرند و پرورشیافتهٔ شهر، بنابراین تمنای مدنی دارند، اما رفتار مدنی ندارند. در دورهٔ آقای خاتمی، کلیدواژهٔ اصلی «جامعهٔ مدنی» بود. اما این نسل جدید که وارد صحنه شد، به دلیل نداشتن تربیت مدنی، میخواست زود و تند به مقاصدش برسد و همین سرخوردگی، زمینه را برای ورود احمدینژاد فراهم کرد. دورهٔ احمدینژاد یک دورهٔ ریاضتی بود که باعث شد این گروهِ تمنادارِ فاقد رفتار مدنی، کم کم رفتار مدنی را هم یاد بگیرند. به نظر من، وقایع ۸۸ صحنهٔ ظهور مدنیت در ایران بود؛ بهویژه راهپیمایی سکوت ۲۵ خرداد که یکی از مدنیترین رفتارهای تاریخ معاصر ایران بود. تعداد زیادی شرکت کردند؛ چنین اتفاقی در هیچ جای دنیا نظیر ندارد و فقط در جامعهای مدنی رخ میدهد.

این روند تا امروز ادامه داشته است؟ الان چه نسبتی از جامعه را مدنی میدانید؟
امروز بالای ۷۰ تا ۸۰ درصد جامعهٔ ما مدنیاند و رفتارهایشان مدنی است. اما همچنان در کشاکش با بخش نامدنی جامعه هستند. مدنیت یعنی شما هر مسئلهای را روی ترازوی آن بگذارید، مثل حجاب، مثل دین، و نگاه کنید از منظر مدنیت چه معنی دارد. نمونهٔ بارز رشد مدنیت را در این ببینید که امروز جوکهای قومی دیگر گفته نمیشود. یا سال ۷۶ در تهران هفت کافیشاپ بیشتر نداشتیم، ولی الان هفت هزار کافیشاپ در تهران و بیست هزار کافیشاپ در کل کشور داریم. کافیشاپ یعنی زندگی از فضای خصوصی به عرصهٔ عمومی آمده، یعنی سنتهای جدید و مدنی شکل گرفته است. این تحولات، از نگاه سیاسی چندان مهم نیست، بلکه نشانهٔ بلوغ اجتماعی است.
با همه این تحولات، امروز ظهور و بروز نمایندگان مجلس فعلی را چگونه ارزیابی میکنید؟ نمایندگانی با درصد پایین رأی اما مواضع تند و انتقادات تند. در این میان نقش جبههٔ پایداری را در این میان چطور میبینید؟
من جبههٔ پایداری را عصارهٔ نامدنیت میدانم. برای همین است که هر روز کوچکتر و ضعیفتر میشوند. جالب اینکه هرچقدر ضعیفتر میشوند، صدایشان بلندتر، پرچمهایشان بزرگتر و تظاهراتشان بیشتر میشود. این دقیقاً نشانهٔ آبشدن است؛ مثل یخی که در حال ذوب است. این جبهه ذر حال تمام شدن است. برای همین صدایش مدام بلندتر میشود.
گفتوگو از؛ مهدی محمدی کلاسر
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
آقای محترم !!!
تو فروشگاهها قحطی نیست قحطی توی خونه هاست . مردم به خاطر گرانی توان خرید ندارند
رسانه ملی باید ملی باشد نخ در احصار یه عده اقلیت تند رو غیر منطقی
دنبال دشمن نباشید
این آقا با حرفاش دل مردم را خالی میکنه
بعد از حدود ۳۰ سال استقرار دولت های اصلاح طلب بر مقدرات کشور خدا رو شکر میکنیم که با ۴۰ روز جنگ فحطی نشد ، عجب دست آورد بزرگی ، ولی در عوض فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی در همه جا مشاهده میشه و دست آورد بزرگی برای ملت با فرهنگ و متمدن ایران هست .
کاملا با سخنان و تحلیل دکتربهشتی موافق بودم .
بالاخره یک نفر هست که آبدوغ خیاری تحلیل نمیکنه .
دوست داربم که عملکردصداوسیما حداقل خوب باشد نه متوسّط@!!
وقتی همه چیز هست اما توان مالی کافی برای خرید نداری با قحطی چه فرقی دارد؟
دولتخیانتمیکندخاعنحمایتمیکند.
پدر مردم آین آقا با گرانی درآورده خجالت نمیکشی تعریف میکنی ازش حتما رفیق گرمابه و گلستان هستین
اونی که میگه کشور قحطی نشد کشور ایران وظرفیتهاشو نمی شناسه ونگاهش غربیست سوادش محدود میباشد
در ایران با وجود همسایگی با ۱۵ کشور و حجم قاچاق به هیچ وجه امکان قحطی وجود نداره بی سواد
همین نام می ها که به قول شما از روستا به شهر اومدن ممات نگه داشتن میجنگن خون میدم جلو تجزیه نابود شدن ایران گرفتن جناب مدنی به ظاهر روشن فکر مدنیت فقط کافی شاپ و ادا نیست
به قرآن قسم بدترین رؤسای جمهور ایران تا کنون، پزشکیان و روحانی هستند . گرااااانی، بی آبی، بی برقی، ناترازی در کل امور کشور. فقررررر، گرسنگی، بیکاری، تورم افسار گسیخته، زبان بدن شرم آور، گفتار افتضاح، راه رفتن ننگین، پوشش ، عملکرد ویرانگر و...
بله ملت باید شکر گزار باشند که قحطی عمدی(برای تسلیم ) که دولت پزشکیان وکار شناسانش ساخته وپرداخت بودند عملی نشد
کشورماهمه چی داره منتهایه عده نامردبه اسم جنگ احتکارکردن وباگرانسازی خون مردم روکردن توشیشه
باقحطی فرقی ندارن جنس هزار تومانی شده پنجاه هرارتومان نباشه میگیم نیست اما باشه چندین برابر گران باشه ناراحتی داره
وقتی پولی برای خرید نداریم با قحطی هیچ توفیری نداره خوشتیپ.
در خانه قحطی آمده تو بهشتی.ما درسال ۱ماه حقوق تو را ندارم با۴سرعائله
مشکل تورم و گرانی در جامعه بر میگرده به رانتخواری یه عده در مملکت نه دولت رو قبول دارن نه مجلس و نه قانون همینجوری دارن میتازونن و کسی هم جلوشون رو نمیگیره. شما یه نگاه به صنعت خودروسازی بندازین حدیث مفصل بخونین
وای از شما همیشه طلبکار ها
مردم با جون و دل وایستادن هرکار تونستن کردن انقدر گرونی فاجعه ای رو تحمل کردن
بعد مرسی که قحطی نشد؟
جنگ کردید؟ ببخشید که آمریکا بهمون حمله کرد دکتر بهرام
آقای بهشتی خودش یکی از عاملان افراط در حوزه فرهنگ
و باید جوابگوی عملکردش باش
فرار به جلو جزو تخصص آقایون
اینکه قحطی در جنگ نبود وافعا عال و ستودنی بود و ممنون ار همه مسئولانی و در صدر آنها رئیس جمهور شریف که مدیریت صحیح داشتند ولی درباره صدا ووسسما کاملا موافقم که هیچ عملکرد خوبی ندارد و باید مجددا کوبیده و از نو ساخته شود
اینو ماهی 20 تومن حقوقش بدید و بذاریدش اجاره خونه هم بده بعد مجدد باهاش مصاحبه کنید
انگار نه انگار که هزینه یه خونواده سه نفر زده بالای 60 تومن در ماه اونم با حداقل زندگی
کالایی که چهار ماه پیش یه تومن بوده الان شده 3 تومن فرقی با قحطی داره؟
نمیشه با یک کارشناس جوان و متعهد به کشور و به دور از بازی های جناحی مصاحبه کنید؟ خسته نشدید از این پیرمردان سابقا مسئول؟ وضع امروز به هر شکلی که هست حاصل عملکرد امثال همین مدعیان امروز و مسئولان دیروز هست. جالبه اینقدر راحت تغییر جایگاه می دهند و در موضع منتقد می نشینند. برادر شما باید پاسخگو باشی نه مطالبه گر. فقط داره تلاش می کنه جناح اصلاحات را سفید شویی کنه و رقیبش را بکوبه. بس کنید دیگه.
ما از دهات اومدیم شهر ولی والا دهات ما خیلی مدنی تر از شهری های شما هستند آقای بهشتی
توی دهات ما نه کلاه سر کسی می ارن ، نه رانت وجود داره ، نه اختلاس ، نه دروغ ، نه ریاکاری
کاشی هیچ وقت با شما شهری ها آشنا نمیشدیم
صدا و سیما باید از کشورهای متمدن الگو بر داری و باز سازی شود و بخش خصوصی برای ایجاد کانالهای مستقل اقدام کنند
قحطی؟؟؟؟؟
مگه کشور ما بدبخت شده که قحطی بیاد؟؟؟؟
هفت درصد منابع دنیا و تنها یک درصد جمعیت جهان در ایران زندگی می کند،کشور ما کشور چهار فصل ،مگه چه اتفاق خاصی افتاده که قحطی بیاد؟؟؟؟
در ضمن اینقدر همه چیز گران و نجومی شده که دست زور دار فقط بهش میرسه.
مصرف لبنیات ،مصرف گوشت و ماهی و مرغ و میوه جان همه چیز نصف شده ،اگر این دولت بی مصرف بفهمد.
وقتی نمیتونی خرید کنی چون حقوقت نمیرسه .ازهزاربارقحطی بدتره
متاسفانه نظراتو که نگاه میکنم به قول اقایه بهشتی این پایدارچیا همه جا هستن ولی واقعا دیگه دستشون رو شده و حناشون رنگی نداره.درود بر اصلاحات هاشمی خاتمی موسوی روحانی پزشکیان
طبق آمار گمرک سالانه مستقیم و غیر مستقیم 30میلبارد دلار تولیدات کشاورزی و صنعتی کشور بدون برگشت ارز به عراق و افغانستان از سفره مردم با ایجاد تورم مصنوعی بریده و به آن کشور صادر میشود حالا شما دم از قحطی میزنی از شما چنین سخنانی بعید است دولت کاری نکند بخصوص وزارت خانه کشاورزی و نیرو خیلی برای مردم ایران بهتر و برای آن دو کشور بد است کدام دولت در کشورش تورم مصنوعبچی بخاطر دیگر کشورها ایجاد میکند این دولت دولت نیست برادر دشمن است
تفکرات تو و امثال تو را باید کوبید و دیگر نباید ساخت!
پزشکیان کارش درسته. هیچ نکته تاریکی در زندگیش نیست . صادق،درستکار،با فرهنگ، پاکدست ، مردمی و بی ریا . حفظه الله . خداوند در ظهور منجیش تعجیل فرماید ان شاالله.
باید قدردان باشیم که هنوز زنده ایم
خوشبحالتون که نظزتون منتشر میشه یجوری باهم تو نظرات بحث میکنید انگار تو مهد دموکراسی زندگی میکنید و همه دارن نظر میدن
حرف هاش بر عکس هست
بله حرف ایشون درسته دولت قحطی رو از مغازه و فروشگاه به سفره مردم انتقال داد در حالی که تو فروشگاه جنس هست سفره مردم خالیه دولت خودش دلار رو گرون کرد خودش کودتا کرد خودش جنگ راه انداخت و خودش آتش بس کرد و حالا شرایط رو برای توافق داره مهیا میکنه
از گرسنگی بیخبرید در این روزگار قرارنیست کالانباشه مهم قدرت خرید هست که اکثریت ندارن البته از کسانیکه غرق در ثروت ورفاه هستن انتظاری نمیرود که بقیه را درک کنن
وقتی اینقدر گرون شده چه فرقی با قحطی داره ،شما فکر میکنید وقتی صد سال پیش تو ایران قحطی اومد ،مواد خوراکی واقعا تو بازار نبود یا گیر افراد پایین جامعه نمیومد ،خودتون نشید تو ویلاهای آنچنانی شمال شهر با کلی پولی که به جیب زدید، پعد فکر میکنید وضع همه هم خوبه ! خجالتم خوب چیزیه
دلار آزاد در دولت قبل پنجاه هرلر تومان بود دوات چدید صد هستاد هرلر اورد سر زندکی ملت تورم کراتی بیداد می گند فساد حرج مرج در بازارها بیداد می کند چاپ پول بودجه بی درپیکر نابودی پول ملی غارت سرمایه دارها پولدارها شرکتهای خصولتیبیداد می کنو گو عدالت مسکن خودرو بازارها کراتی بیداد میرکند
خیلی از دولت تشکر میکنیم که با این وضعیت....جنگ ...تحریم و...... اجازه نفس کشیدن را از مردم نگرفته....
اره قحطی نیست کیه بتونه بره بخره بخودت. نگاه. میکنی و دوربرت سیرهستین فکرکردی. همه مثل. خودت. هرچی. بخوان. میخرن؟سود پولمون ندادن. اصل پولمونم ندادن به بهانع سامانه. اختلال داره ندارم پول صاحبخانمو بدم بابا پولمووبذین سودپولمون بدین سه. هفته عقب افتاده تو. ازچی میگی.
این کیه؟؟ازکجا امده،؟؟اول باید ببینید دراین دولت چقدر سود برده?ندیده ونشناخته قسم میخورم میلیونها دلار ویورو وتومن و....دراین دولت ودراین مدت با اطرافیان به جیب زدند باید تسکرکنه؟؟؟
اگریه دولت مقتدربودتورم به این حدنبودخودت می دونی چه گفتی جناب بهشتی ایران ایقدرخداوندنعمت بهش داده که اگردورس حصار بکشند مشکلی پیش نمیاد همون کشورهائیکه قبله آمال شماست بابستن چندروزتنگه هرمزتورم در بخش کشاورزیشون به 45درصدرسید
همین اینکه جنس توی بازار. ومغازه است ولی اکثر مردم بدلیل گرانی وتورم توان خرید ندارند شما به این چی میگید وقتی طرف دست خالی به خانه اش بر میگردد پس این قحطی نیست پس چی هست بله برای یک عدهای مثل شما نه قحطی است نه گرانی چون سیر از گشنه خبر ندارد
چون کالا گران است و توان خرید وجود نداره قحطی نیامده و مردم مصرف نمی کنند.
در اینکه جامعه قربانی منافع باند پایدارچی وتندروها شد هیچ شکی وجود ندارد.اگر نگاهتان جانبدارانه نیست وهنوز بر خیانت هایی که باند تندرو وپایدارچی که در تاریخ بی نظیر است چشم پوشی می کنید جای بسی تعجب دارد وبحال این تفکر باید گریست
دولت پزسکیان هیچ کار مثبتی انجام نداده است نبودن قحطی حاصل پیش بینی های رهبر شهید انقلاب است .
واقعا چه دلیلی داره مصاحبه های چنین افراد معلوم الحالی رو -به اسم تضارب آراء - منتشر میکند؟!
این فرد کلا سمپاشی کرده؛ نه مصاحبه ی عقلانی و منطقی!
جماعت اصلاح طلب همیشه طلبکار
کم کار و پرتوقع از ملت
امان از تریبون های یکطرفه
کو رسانه چالشی و البته مستقل در ایران که امثال ایشان را کاری کند که تا اخر عمر، خود سمت مصاحبه نروند
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.