تابناک گزارش میدهد؛
نفت گران شود چه اتفاقاتی میافتد؟/ تغییر بازی در نقشه جهانی!
در شرایطی که عربستان، عراق، امارات و ایران هر کدام به دنبال افزایش درآمدهای نفتی و حفظ یا توسعه بازارهای صادراتی خود هستند، آسیا بار دیگر به میدان اصلی رقابت بزرگترین صادرکنندگان نفت جهان تبدیل شده است.


نقش اوپکپلاس در حفظ سهم بازار
در میانه این رقابت یک بازیگر تعیینکننده وجود دارد که تصمیمهایش میتواند مسیر بازار نفت را در ماههای آینده تغییر دهد؛ ائتلاف اوپکپلاس. این ائتلاف که طی سالهای اخیر با سیاست کاهش داوطلبانه تولید تلاش کرده قیمت نفت را در سطوحی نگه دارد که منافع تولیدکنندگان حفظ شود، اکنون با یک معادله پیچیده روبهرو شده است. اگر اعضا برای حفظ سهم بازار، تولید خود را افزایش دهند، احتمال افت قیمتها وجود دارد؛ اما اگر برای جلوگیری از کاهش قیمت، عرضه را محدود کنند، ممکن است بخشی از بازار را به تولیدکنندگان خارج از اوپکپلاس، بهویژه نفت شیل آمریکا، واگذار کنند.
منطق اقتصادی یا تصمیم سیاسی؟!
در سالهای گذشته، تجربه نشان داده که کشورهای عضو اوپکپلاس زمانی که احساس کنند کاهش قیمت نفت به بودجه آنها آسیب میزند، معمولاً به سمت مدیریت عرضه حرکت میکنند. اما شرایط امروز با گذشته تفاوت دارد. بسیاری از کشورهای خاورمیانه سرمایهگذاریهای عظیمی را در قالب برنامههای توسعه اقتصادی آغاز کردهاند و برای تأمین مالی این پروژهها به درآمدهای نفتی نیاز دارند. عربستان سعودی برای اجرای پروژههای «چشمانداز ۲۰۳۰»، عراق برای بازسازی زیرساختها، امارات برای توسعه صنایع انرژی و ایران برای سرمایهگذاری در میادین و صنایع پاییندستی، همگی به درآمدهای پایدار نفتی وابستهاند. از این رو هیچیک از این کشورها تمایل ندارند منابع مالی خود را با یک جنگ قیمتی فرسایشی کاهش دهند.
بازار نفت بارها نشان داده که منطق اقتصادی همیشه بر تصمیمهای سیاسی غلبه نمیکند. اگر رقابت برای جذب مشتریان آسیایی تشدید شود، ممکن است برخی کشورها ترجیح دهند حتی با سود کمتر، مشتریان خود را حفظ کنند؛ زیرا از دست دادن یک پالایشگاه بزرگ در چین یا هند، بهمراتب پرهزینهتر از فروش نفت با چند دلار تخفیف است.
دوگانه ی اقتصاد جهان و نفت ارزان!
در نگاه نخست کاهش قیمت نفت خبر خوبی برای اقتصاد جهانی به نظر میرسد. نفت ارزانتر به معنای کاهش هزینه حملونقل، هزینه تولید کالاها، قیمت سوخت و در نهایت فشار تورمی است. بسیاری از بانکهای مرکزی نیز از کاهش قیمت انرژی استقبال میکنند زیرا کنترل تورم را آسانتر میکند و فضای بیشتری برای کاهش نرخ بهره فراهم میشود.
در اروپا که طی سالهای اخیر با تورم ناشی از بحران انرژی دستوپنجه نرم کرده، افت قیمت نفت میتواند بخشی از فشار بر صنایع و خانوارها را کاهش دهد. در آسیا نیز اقتصادهای واردکننده بزرگی مانند چین، هند، ژاپن و کره جنوبی از نفت ارزان سود میبرند زیرا هزینه واردات انرژی کاهش مییابد و منابع بیشتری برای سرمایهگذاری در سایر بخشهای اقتصادی آزاد میشود.
روی دیگر سکه، اقتصاد کشورهای صادرکننده نفت است. برای بسیاری از این کشورها، بودجه عمومی بر پایه درآمدهای نفتی تنظیم شده و کاهش قیمت نفت میتواند به افزایش کسری بودجه، کاهش سرمایهگذاری و حتی کند شدن رشد اقتصادی منجر شود. به همین دلیل است که آنچه برای کشورهای مصرفکننده یک فرصت اقتصادی محسوب میشود، برای صادرکنندگان میتواند یک تهدید باشد.
نفت گران شود چه اتفاقاتی میافتد؟
اگر تنشهای ژئوپلیتیک دوباره تشدید شود یا عرضه نفت با اختلال روبهرو شود، افزایش قیمت نفت میتواند بار دیگر تورم جهانی را تشدید کند. هزینه حملونقل دریایی، قیمت مواد اولیه، هزینه تولید کالاها و قیمت سوخت افزایش خواهد یافت و بانکهای مرکزی ناچار میشوند سیاستهای پولی انقباضیتری در پیش بگیرند پس باید توجه داشت که سناریوی معکوس نیز پیامدهای گستردهای دارد.
اقتصاددانان معتقدند افزایش پایدار قیمت نفت، بیش از همه به اقتصادهای واردکننده انرژی آسیب میزند اما در عین حال رشد اقتصادی جهان را نیز کند میکند. تجربه سالهای اخیر نشان داده هر گاه قیمت نفت به سطوح بسیار بالا رسیده، بخشی از تقاضای جهانی کاهش یافته و اقتصادها به سمت صرفهجویی در مصرف انرژی حرکت کردهاند. به بیان دیگر نفت بسیار گران نیز در بلندمدت به سود تولیدکنندگان نیست زیرا تقاضا را تضعیف میکند.
کمبود عرضه جای نگرانی دارد یا مازاد تولید؟!یکی از مهمترین تغییرات بازار نفت در هفتههای اخیر، تغییر نگاه معاملهگران است. اگر تا چندی پیش نگرانی اصلی، احتمال کمبود عرضه و اختلال در صادرات بود، اکنون بخشی از بازار از احتمال افزایش همزمان عرضه سخن میگوید. بازگشت آرامش به مسیرهای کشتیرانی، افزایش تولید برخی کشورهای اوپکپلاس و احتمال افزایش صادرات از سوی برخی تولیدکنندگان، باعث شده است بسیاری از مؤسسات بینالمللی از احتمال شکلگیری مازاد عرضه در ماههای آینده سخن بگویند.
با این حال، تحلیلگران هشدار میدهند که نباید بازار نفت را صرفاً بر اساس عرضه ارزیابی کرد. رشد اقتصاد چین، سیاستهای پولی آمریکا، وضعیت ذخایر نفتی کشورهای صنعتی، تولید نفت شیل آمریکا و حتی روند گذار انرژی، همگی متغیرهایی هستند که میتوانند مسیر قیمتها را تغییر دهند. از این رو، آینده بازار نفت بیش از هر زمان دیگری به مجموعهای از عوامل اقتصادی، سیاسی و ژئوپلیتیک وابسته شده است.
جایگاه ایران در رقابت جدید؟!برای ایران، جنگ جدید سهم بازار هم فرصت است و هم چالش. فرصت از آن جهت که هرگونه کاهش تنشهای منطقهای میتواند هزینههای صادرات، بیمه و حملونقل را کاهش دهد و امکان تعامل بیشتر با مشتریان بینالمللی را فراهم کند. اما چالش از آن جهت که ایران در بازاری وارد رقابت خواهد شد که رقبای منطقهای طی سالهای گذشته موقعیت خود را تثبیت کردهاند.
عربستان با سرمایهگذاری در پالایشگاههای آسیایی، امارات با توسعه زیرساختهای صادراتی و عراق با حفظ قراردادهای بلندمدت، طی سالهای اخیر حضور خود را در بازار آسیا تقویت کردهاند. بنابراین اگر ایران بخواهد سهم بیشتری از بازار به دست آورد، صرف افزایش تولید کافی نخواهد بود. توسعه ظرفیتهای ذخیرهسازی، نوسازی ناوگان نفتکش، جذب سرمایهگذاری خارجی، استفاده از فناوریهای نوین در افزایش ضریب بازیافت میادین و ارائه قراردادهای رقابتی، از جمله اقداماتی است که میتواند موقعیت ایران را در این رقابت تقویت کند.
از سوی دیگر، توسعه صنایع پتروشیمی، پالایشگاهها و صادرات فرآوردههای نفتی نیز میتواند وابستگی کشور به صادرات نفت خام را کاهش دهد. تجربه کشورهای موفق نشان میدهد ارزش افزوده واقعی صنعت انرژی بیش از آنکه در فروش نفت خام باشد در توسعه زنجیره ارزش و صادرات محصولات با فناوری بالاتر نهفته است.

سرنوشت میلیونها بشکه نفت در روز
بازار جهانی نفت در آستانه ورود به مرحلهای تازه قرار گرفته؛ مرحلهای که در آن میدان رقابت از امنیت مسیرهای صادراتی به اقتصاد قراردادهای فروش منتقل شده است. اگر در سالهای گذشته نگرانی اصلی جهان بسته شدن مسیرهای انتقال نفت بود، اکنون دغدغه اصلی تولیدکنندگان، حفظ مشتریان و جلوگیری از کاهش سهم بازار است. این رقابت بیش از هر نقطه دیگری در آسیا جریان خواهد داشت؛ جاییکه رشد تقاضای انرژی همچنان ادامه دارد و پالایشگاههای بزرگ، تعیینکننده سرنوشت میلیونها بشکه نفت در روز هستند.
عربستان، عراق، امارات و ایران هر یک با ابزارهای متفاوتی وارد این میدان شدهاند؛ یکی با قدرت سرمایهگذاری، دیگری با انعطاف در قیمتگذاری، سومی با توسعه زیرساختها و ایران با ظرفیتهای عظیم اما نیازمند سرمایه و فناوری.
ذکر این نکته پایانی خالی از اشکال نیست که برنده این جنگ کشوری نخواهد بود که بیشترین نفت را تولید میکند بلکه کشوری موفقتر خواهد بود که بتواند میان سه عنصر قیمت رقابتی، امنیت عرضه و اعتماد مشتریان توازن برقرار کند. در بازار امروز انرژی، بشکههای نفت تنها زمانی ارزش اقتصادی خود را حفظ میکنند که در کنار آنها، اعتماد، ثبات و دیپلماسی نیز صادر شود.
شاید به همین دلیل است که بسیاری از تحلیلگران معتقدند جنگ آینده در خاورمیانه، نه بر سر تصرف میدانهای نفتی بلکه بر سر تصاحب بازارهای مصرف خواهد بود؛ جنگی خاموش که نتیجه آن میتواند نقشه تجارت جهانی انرژی را برای سالهای آینده بازتعریف کند.
گزارش: مهدی شمشیری
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
وقتی تنگه دست ما باشد ما تعیین میکنیم چه کسی چه مقدار نفت بفروشد
نفت چه نفعی برای ملت دارد
ما که انگار نفت نداریم فقط مصیبتشو داریم.گنج واقعی
ترامپ تو دو سال تمام جهان رو تغییر داد
آتش....
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.