اختصاصی تابناک
چگونه پای «برادران الخیاط» به واردات غلات آمریکایی به ایران باز شد؟ / نفوذ در کمین امنیت غذایی کشور؟
نفوذ در کمین امنیت غذایی کشور؟
حضور شرکت الخیاط در قرارداد واسطه گری برای تامین ذرت و سایر نهادهای دامی، فقط یک همکاری تجاری ساده نیست. وقتی قرار است منابع ارزی کشور صرف واردات کالاهای اساسی شود، طبیعی است که افکار عمومی بپرسد چرا باید یک واسطه خاص در میانه معامله قرار گیرد؛ الخیاط چه سابقهای در تجارت بینالمللی نهادههای دامی و غلات دارد؟

پشت پرده یک توافق مبهم برای واردات نهادههای دامی از آمریکا، نام یک شرکت قطری مطرح شده که حالا پرسشهای جدی درباره نقش آن، نحوه انتخابش و ذینفعان ایرانی این قرارداد به وجود آمده است؛ شرکتی به نام «الخیاط» که قرار است در کنار چهار شرکت خصوصی ایرانی، در تامین غلات و نهادههای دامی برای ایران نقشآفرینی کند.
به گزارش سرویس اقتصادی تابناک؛ آنچه این پرونده را حساستر میکند، فقط موضوع واردات از آمریکا نیست؛ بلکه ابهام در چرایی ورود یک واسطه خاص به معاملهای است که به منابع ارزی آزادشده ایران گره خورده و مستقیما با امنیت غذایی کشور ارتباط دارد.
بر اساس اطلاعات رسیده به تابناک، در هفتههای گذشته گفتوگوهایی برای خرید نهادههای دامی، از جمله ذرت، از آمریکا انجام شده است. این مذاکرات بر پایه استفاده از منابع ارزی ایران در خارج از کشور پیش رفته؛ همان ظرفیتی که پیشتر نیز برخی مقامهای رسمی به آن اشاره کرده بودند. از جمله رئیس کل بانک مرکزی که اعلام کرده بود اگر قیمت و کیفیت مناسب باشد، خرید از شرکتهای آمریکایی نیز میتواند در دستور کار قرار گیرد. حتی گفته شده بود در سالهای گذشته هم بخشی از نیاز کشور از همین مسیر و با استفاده از سازوکارهای مرتبط با منابع مسدودشده، از شرکتهای بزرگ آمریکایی و اروپایی تامین شده است.
اما مسئله اصلی از جایی آغاز میشود که گفته میشود همزمان با روزهایی که فضای عمومی کشور تحت تاثیر مراسم وداع و تشییع رهبر شهید انقلاب بود، مسئولانی از وزارت امور خارجه، وزارت جهاد کشاورزی و بانک مرکزی راهی قطر شدند تا جزئیات اجرای این توافق را پیش ببرند.
در طرح اولیه، قرار بود شرکتهای دولتی ایران، از جمله پشتیبانی امور دام، طرف قرارداد باشند و در سوی مقابل نیز شرکتی وابسته به برادران الخیاط قرار گیرد. با این حال، طرف دولتی از ادامه مسیر کنار کشید و در ادامه، چهار شرکت خصوصی ایرانی جای آن را گرفتند.
همین جابهجایی، مهمترین علامت سوال این پرونده است: در حالی که توجه اکثر نهادهای نظارتی و امنیتی به مراسم وداع و تشییع رهبر شهید انقلاب بود، همکاری با طرف قطری برای دو شرکت دولتی محل تردید میشود و از قرارداد عقب نشینی کرده و به تهران بازمیکردند، اما سوال اینجاست که چه شد همان مسیر برای چند شرکت خصوصی باز شد؟ چه کسی این تغییر را انجام داد؟ مبنای این تصمیم چه بود؟ و اصولا این چهار شرکت با چه سازوکاری انتخاب شدند؟ پای منافع چه کسانی در میان است؟
بنابراین این سوالات بسیار مهمی است که در گزارش بعدی تابناک، به طور ویژه با نام بردن از اسامی چهار شرکت خصوصی و افرادی که در این قرارداد جنجالی دخیل بودهاند، بررسی خواهد شد، اما در این گزارش، محور اصلی به طرف خارجی یا همان واسطه قطری در این قرارداد مهم مربوط است.
نامی که در مرکز این ابهام قرار دارد، «برادران الخیاط» است؛ گروهی که بنا بر گزارشها، قرار است واسطه خرید نهادهها و غلات آمریکایی برای ایران باشد. این در حالی است که سابقه و حوزه فعالیت این مجموعه، دستکم بر اساس اطلاعات موجود، بیشتر در بخشهایی مانند ساختوساز، انرژی، گردشگری و بانکداری دیده میشود، نه در تجارت تخصصی کالاهای اساسی.
برادران الخیاط، شامل رمز، معتز و محمد، اصالتا سوری هستند و ریشه خانوادگیشان به حلب بازمیگردد. خانواده آنها پیش از این نیز در تجارت فعال بودهاند، اما نقطه جهش اصلیشان زمانی شکل گرفت که به قطر رفتند و در پروژههای اقتصادی و زیرساختی این کشور جا باز کردند. از همینجا بود که الخیاط از یک مجموعه صرفا تجاری فاصله گرفت و به بازیگری تبدیل شد که اقتصاد را با روابط سیاسی و نفوذ منطقهای پیوند میزند.
درباره این گروه گفته میشود که به احمد الشرع، معروف به الجولانی رئیس دولت موقت سوریه، نزدیک است و در معادلات جدید سوریه نیز بیتاثیر نیست. از سوی دیگر، روابط نزدیک با ساختار قدرت در قطر هم برای آنها یک مزیت تعیینکننده به حساب میآید. همین ترکیب، الخیاط را به یکی از بازیگران خاصی تبدیل کرده که فقط با سرمایه کار نمیکند، بلکه با شبکه ارتباطی، دسترسی سیاسی و نقش واسطهگرانه پیش میرود.
در برخی گزارشها، حتی به ارتباط این گروه با حلقههای نزدیک به ترامپ هم اشاره شده است؛ از حضور در مراسم تحلیف گرفته تا ارتباط با جرد کوشنر و تیفانی ترامپ. اگر این سطح از ارتباطات درست باشد، دیگر با یک شرکت عادی طرف نیستیم، بلکه با مجموعهای مواجهیم که توان اثرگذاریاش صرفا از مسائل اقتصادی نمیآید، بلکه از پیوندهای سیاسی و بینالمللی نیز تغذیه میشود.
از همین رو، حضور شرکت الخیاط در قرارداد واسطه گری برای تامین ذرت و سویا و سایر نهادهای دامی و اساسی برای ایران، فقط یک همکاری تجاری ساده نیست. وقتی قرار است منابع ارزی کشور صرف واردات کالاهای اساسی شود، طبیعی است که افکار عمومی بپرسد چرا باید یک واسطه خاص در میانه معامله قرار گیرد؛ آن هم واسطهای که نه تخصص روشن و برجستهای در بازار غلات دارد و نه ضرورت حضورش برای افکار عمومی توضیح داده شده است و از همه مهمترین پیشینه و گذشته اش، چندان همسو با جمهوری اسلامی ایران نبوده و نیست؛ بنابراین حالا که طبق گفته مسئولان دولتی نظیر رئیس کل بانک مرکزی، امکان خرید مستقیم از بازارهای جهانی نظیر آمریکا فراهم شده، اصل بدیهی این است که کشور باید با کمترین هزینه و کوتاهترین مسیر، نیاز خود را تامین کند. در چنین شرایطی، ورود یک واسطه خارجی فقط زمانی قابل دفاع است که نقش آن شفاف، ضروری و از نظر اقتصادی توجیهپذیر باشد. در غیر این صورت، این شائبه بهطور جدی مطرح میشود که واسطهتراشی، صرفا راهی برای توزیع رانت و تحمیل هزینه اضافی به منابع عمومی است.
در این میان چند سوال اساسی و مهم از وزارت جهاد کشاورزی و وزارت امور خارجه مطرح است؛
نخست اینکه گروه الخیاط دقیقا چه سابقهای در تجارت بینالمللی نهادههای دامی و غلات دارد؟ آیا این شرکت تجربه عملیاتی، شبکه تامین، زیرساخت لجستیکی و توان لازم برای چنین معاملهای را در اختیار دارد یا صرفا از جایگاه سیاسی و ارتباطی خود استفاده میکند؟
دوم اینکه نقش واقعی این واسطه برای ایران چیست؟ اگر خرید مستقیم از فروشندگان اصلی در آمریکا یا دیگر بازارهای جهانی ممکن است، چرا باید یک شرکت قطری در میانه این زنجیره بنشیند؟ این واسطه قرار است چه گرهی را باز کند که بدون آن، معامله ممکن نیست؟
سوم اینکه آیا انتخاب این گروه، با شبکه ارتباطی آن در آمریکا و قطر بیارتباط است؟ در پروندهای که به منابع ارزی آزادشده ایران مربوط میشود، هر حلقه اضافی در زنجیره تصمیمگیری و اجرا باید شفاف و قابل توضیح باشد.
چهارم و مهمتر از همه، بحث شفافیت مالی است. کارمزد این الخیاط چقدر است؟ قیمت نهایی کالا بر چه مبنایی تعیین میشود؟ هزینههای جانبی چگونه محاسبه خواهد شد؟ چه نهادی بر فرآیند قیمتگذاری و تسویه نظارت میکند؟ و چه تضمینی وجود دارد که منابع ارزی کشور در مسیر یک قرارداد مبهم و چندلایه، دچار اتلاف نشود؟
مسلما این پرونده فقط یک قرارداد وارداتی نیست؛ آزمونی برای سنجش میزان شفافیت در تصمیمگیری اقتصادی دولت است. وقتی پای کالاهای اساسی، معیشت مردم و میلیاردها دلار منابع ارزی کشور در میان است، دیگر نمیتوان با توضیحات کلی و مبهم از کنار ماجرا گذشت. افکار عمومی حق دارد بداند چرا شرکتهای دولتی از این قرارداد فاصله گرفتند، چه کسانی جای آنها را گرفتند، معیار انتخاب چه بوده و سود اصلی این واسطهگری به جیب چه کسانی میرود.
هرچند تابناک در گزارش بعدی به بخشی از این سوال که چه شرکتهای خصوصی پای قرارداد را امضا کردند و حضور دارند، میپردازد.
در مجموع، اگر مسئولان برای این پرسشها پاسخ روشن، مستند و قانعکننده نداشته باشند، طبیعی است که این پرونده نه یک قرارداد تجاری معمولی، بلکه نمونهای دیگر از تصمیمگیری غیرشفاف در حوزهای اقتصادی تلقی شود؛ حوزهای که کوچکترین خطا یا ابهام در آن، مستقیما بر بازار، تولید، قیمت و سفره مردم اثر میگذارد و میتواند به شکل گیری فساد و رانت منجر شود.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
همه چیز درداخل کشور داریم
از وقتی که پول گندم کار ایرانی را به موقع پرداخت نکردید.
الان که قرارداد امضا شده این حرفها به چه درد می خورد قبل از ان و برای جلوگیری از چنین قراردادهایی می بایست اقدام میشد نه حالا که باطل کردن ان خسارت دوباره است
اساسا چرا باید ذرت بخوری؟ وقتی میدونی عمدتا تراریخته و سرطان زاست در تمام دنیا
مگر میشود یک کشور از مسائل پشت پرده خبر نداشته باشد ؟! زمانهای قدیم دامها چه می خوردند ؟ علف پوست میوه ها و گاهی هم خود میوه های اضافی که به دامها داده میشد. هرچه زودتر این قرار داد ننگین را قطع کنید
همین رانت ها اقتصاد را به مرز ورشکستگی رسانده اما کسی اهمیت میده؟
انشاالله این قرارداد هم در اثر هیجان همچون کرسنت نشود و زیان هنگفتی را متوجه ایران نکند
الخیاط بهتر از دزدای داحلی هستن.
سالی که خوش است از بهارش پیداست
اگر تفاهم شرافتمندانه بود که این بازی ها رو نداشتیم
خود همین که میگی مدلل بهتر هست ؟؟؟ یعنی هر دو مافیا هستن
نهادهای امنیتی باید به بانک مرکزی، وزارت کشاورزی و خارجه ورود کنن یه کاسه ای زیر نیم کاسه اس
همتی باید پاسخگو باشه
افکار عمومی؟ امنیت غذایی؟
اینها یک میلیاردم چیزی نیست که آقازاذه های نفت فروش تو این مدت به جیب زدند .
چرا کشورکها به سمت پاکستان روی آوردند برای پیمان دفاعی.آ یا میخواهند آمریکا را رها کنند آیا پاکستان میخواهد جایگزین آمریکا در منطقه شود
انتخاب این شرکت ها بستگی ب میزان پورسانت و کمیسیون های ک پرداخت میکنند داره،فرقی نمیکند الخیاط باشه
در زمانی که کشور تحت تحریم قرار دارد واسطه ها چه ایرانی چه خارجی نقش تسهیل کننده دارند مگر اینکه تحت شرایطی با کشور تحریم کننده تعاملی صورت بگیرد . در این میان وزیر و وکیل هیچ نقشی نمیتوانند داشته باشند
مواد غذایی هزینه بالای چون کارگر تجهیزات بالاتر هم می رود
مدلل بهتر است؟؟
امنیت غذایی مردم وقتی کامل از بین میره که با هدف و برنامه نوری قزلجه رو بکنی وزیر تا هم ظرف دو سال قیمت اقلام غذایی رو تا 30 برابر افزایش بده و هم هست و نیست مواد غذایی رو صادر کنه
چه کمیسیونهای هزار میلیاردی که بعضی افراد در بخش خصوصی و باصطلاح تعاونیها و اتحادیه ها و سندیکاها و کانون انجمنهای صنایع غدایی الی برکت الله میبرن و میخورن.
دسترسی مستقیم نداریم.مشکل اینه
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.