وطنپرستی؛ سفرهای که همدیگر را میبلعیم!
مهدی محمدی کلاسر

هر چه بالا و پایین میکنم، جور در نمیآید. زیاد میشنوم، از هر طرف هم. اما نمیشود این حرف ها را وطنپرستی و وطندوستی بنامم.
این روزها، این همه ادعایِ وطندوستی، این همه فریادِ "خاکِ پدری و سرزمین مادری"، راستش را بخواهید، به دلِ من نمینشیند. نه از سرِ لجاجت، نه از سرِ بیاعتنایی، از تهِ قلبم میگویم: این که ما داریم، بعید است اسمش وطندوستی باشد؛ وقتی همدیگر را در آن نگنجاندهایم. وقتی قرار است به صَرف واژه وطن بپردازیم و از آن بهره ببریم و هموطن و همسایه را با کینه بنگریم.
این همان عشق نیست. چون دلی را به هم پیوند نمیزند. این دست فریبنده است که در جامِ زرینِ میهن پرستی، زهرِ کینه را به لبهای ما مینوشاند. هیچ محبتی از این عشق بیرون نمیزند.
این واژهها انگار اسباب کینهتوزیهای سیاسی شدهاند. این چه جماعتی است که به نامِ مادر، مادر میکُشند؟ وطن پرستی و میهن پرستی جای دیگری است. جایی که سکوت، خود فریاد رسا و بلندی است.
بیایید صادق باشیم
ما گردِ یک سفره جمع شدهایم، سفرهای که قرار بود پر از نانِ مهربانی باشد، اما افسوس که به جای نان، همدیگر را میخوریم. به جای آنکه دستِ هم را بگیریم، چشمِ هم را بیرون میآوریم. به جای آنکه برای هم دعا کنیم، آرزویِ نبودنِ هم را میکنیم. در لابلای این همه حرف وطنپرستی، انگار کینههای خفتهای از "هموطن" نهفته است. هموطنی که احتمالا گرایش سیاسیاش با ما یکی نباشد. اما همین کافی است برای طغیان علیه هم. ببینید چگونه با هم حرف می زنیم. چقدر سخت و خشن و عجیب تر این که برای وطن پرست نمایاندن خود، رکیک ترین نمایه ها را به آن دیگری می دهیم. این چه فعلی است که از میهن پرستی صرف می شود؟!
ایستادهایم و به جای آنکه "برادر یا خواهر" صدایش کنیم، با هر بهانهای، و در هر فرصتی، بیشرفش مینامیم. جیغ هم می زنیم تا همه بشنوند که معنای شرف دقیقا همان چیزی است که من و گرایش سیاسی من می گوید. اما همه می دانیم میهن پرست شریف کیست و چرا شعارها نمی دهد و اصلا تیتر هم نمی شود. شرافت، جیغ کشیدن نمی خواهد.
این چه وطندوستی است؟ این چه پرستشی است؟!
وطن که مادرِ همهی ماست، مادری که این همه فرزندِ ناساز با یکدریگر دارد، داغدارترین مادرِ روزگار است.
از هر دو طرف که نگاه میکنم، یک چیز برایم روشن است: من باور نمیکنم که این اسمش وطنپرستی باشد. دقیقاً مثلِ ادعای خداپرستیِ بشر. جهان را ببین. ما دورِ خدا جمع شدهایم، اما به جایِ محبت، به هم خنجر میزنیم. به نامِ خدا، همدیگر را میبلعیم. به عشقِ خدا، با هم میجنگیم. و تا وقتی که هر روز، به دستِ خودمان، چند نفر از همنوعانمان کشته نشوند، انگار خورشید، صبحِ روزِ بعد را نمیخواهد به رویِ ما بگشاید.
چرا این طور است؟ چرا وقتی اسمِ خدا میآید، به جنگ بین ما می انجامد. چرا وطن پرستی به کینه های بیشتر میان ما می رسد؟ جنگهای دنیا در نهایت به نام خدا و عشق به خدا شکل گرفتهاند و این در هر دو طرف جنگ، بوده است. عجیب نیست؟
یک مثال ساده برایتان میزنم. تصوّر کن! اگر نامِ یک دوست مشترک، میانِ دو دل، پلی از محبت میزند، پس چرا نامِ خدا، این بزرگترینِ مشترکات، نه پلی، که خندقی از آتش میشود میانِ ما؟ و چرا عشقِ وطن، این خانهی مشترکِ همهی فرزندان، نه به آغوش، که به نیزه بدل میشود؟
گویی پرستشِ ما، معاملهای بیش نیست؛ دستی بر آسمان میکشیم تا بهرهای از زمین ببریم.
حالا هر جریانی، هر گروهی، هر دستهای، هر چه میخواهد بگوید. من که باور نمیکنم. اینها را بیشتر به یک "دستاویز" میماند تا یک "عشقِ واقعی". چیزی که از این همه ادعا بیرون میآید، نه وطنپرستی که نهایتاً همان "خودپرستی" است. اسمِ مقدس را گذاشتهایم رویِ هوسهایِ خودمان تا به آنها رنگِ تقدس بدهیم. مثل وطن پرستی... مثل خدا پرستی... که محبتی را بین ما ایجاد نکرد.

وطن، مادرِ ماست. اما مادری که فرزندانش، در دامانش، به کامِ یکدیگر تشنهاند، دیگر مادر نیست؛ مزارِ آرزوهایِ سوختهای است که نامش را «عشق» نهادهایم و در عمل، «نفرت» را به ارث بردهایم. مرا با این نامها رها کنید. چون برآیندِ همهی این جوش و خروشها، نه محبتی است که جان را بنوازد، که کینهای است روزافزون، و عقدهای است که هر روز، بزرگتر از روزِ پیش، سایهاش را بر فردایِ این سرزمین میگسترد.
نگران فردایم
نگرانم از فردایی که غبارِ این جنگ فرو نشیند و آن وقت در خلوتِ جمعیِ خویش، بذرهای کینهای را ببینیم که این روزها با هر فریاد و تکفیر، آبیاری شدهاند. آن هنگام، که آرامشی هم بازگردد، عقدههایی که اکنون در زیرِ خاکسترِ شعارها پنهانند، چون آتشی زیرِ خاکستر، زبانه خواهند کشید و خرمنِ باقیماندهی الفت را نیز خواهد سوزاند. لطفا کمی مراقب حرف زدن هایتان باشید. احساس مصونیت در این حد اعلی هم چندان چیز خوبی نیست. ما باید از دشمن بگذریم و به زندگی با یکدیگر برگردیم. حواسمان باشد که آنچه بین من و تو رخ می دهد و به کدورت رابطه ها می انجامد، یکی از اهداف ترکیبی همین جنگ هاست.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
وطنپرستی:
یعنی اینکه اطاعت محض از رهبری و اینکه وقتی دست برتر در جنگ داری و آمریکا داره شکست می خوره نری برای مذاکره !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
وطن پرستی یعنی نگذاری دشمن به خاک کشورت حمله کند.این وطن پرستی هست. نه این که با سیاست غلط کشور را درجنگ ببرند. و دم از وطن پرستی بزنند. منتشر نمیکنی. چون حرف حق در ایران ممنوع هست و سانسور میشود
به قول مرحوم بهرام بیضایی باید به بعضی از کلماتی که همه ازش استفاده میکنن شک کنیم یکیش همین وطن پرستی که الان هر فرد و جناحی برای به دست آوردن اعتبار برای خودش از اون کلمه مایه میذاره
کسی که واقعا ایران را دوست داشته باشد ، همین موضع را می گیرد. بقیه منافعشون رو دوست دارند که یگران را دفع می کنند
ما که نفهمیدیم چی میگی. احساسات وطن پرستی رو همه دارن. اصرار بر به کارگیری افراد دو تابعیتی بر خلاف قانون در پست های حساس دولتی به چه معناست؟
آقای مهدی محمدی عزیز
دقیقا دو روز بعد حمله دوم آمریکا من رو از اداره دولتی اخراج کردند
یک مدیر عامل یقه سفید ریاکار که به شدت دنبال چپاول و منافع شخصی خودش از منابع شرکت هست و پرونده ش زیر بغل منه ولی هرگز علیه ش نامه پراکنی نخواهم کرد چون آدم این کارها نیستم
و هرچی گفتم علت رو نگفت
ولی باز هم خصومت ندارم
عضو جان فدا شدم
تا پای جان از وطنم و سرزمینم و مردمم دفاع میکنم
نه از یک سری مدیر زیر کولر گازی نشین
بنظرم موضع سیاسیون در این دوران جنگ با آحاد مردم تقریبا خوب و منطقی بود حتی با بانوان با پوشش متفاوت
فقط امیدوارم بعد جنگ فراموش نکنند این مردم با شرف رو که با هر پوشش و ایدئولوژی پای کار بودند و هستند
امروز عده ای در یکی از پارکهای تهران به اصطلاح برای دفاع از جنوب کشور جمع شده و قر دادند . درست مثل انهایی که با فریاد عمو ترامپ عزیزم باسن و سینه تکان می دادند. وطن پرستی این جماعت در همین حد است و الا حاضر نیستند برای دفاع ذره ای سختی تحمل کنند.
هرکی از هرکی خوشش نمیاد بهش میگه وطن فروش. شده نقل و نبات دهن یه سری افراد که البته مضحک هم هست.
اوضاع بد شیر تو شیره خلاصه
ما جار می زنیم در طول تاریخ، جارچی های بلند آواز
البته موقع جنگ باید وطن پرست باشیم و برابر، بعد از جنگ رانت برا خودی ها و ذلت برای مردم
هیچ چیز لایق پرستش نیست مگر خالق انسان
وطن پرستی اشتباه و وطن دوستی درسته
وطن پرستی یک اصطلاحه، به معنای پرستش نیست
هر فردی نسبت به جنایات آمریکا موضع نگیرد چه از مردم عادی و چه سلبریتی و فرد مشهر، هیچ حقی در آینده ایران نخواهد داشت. هیچ حقی چه اقتصادی چه حتی سایر حقوق شهروندی
ایران گورستان اجنبی و اجنبی پرست هاست
علت در افرادی ست که این ضرب المثل رو از قدیم دنبال میکردن!
"تفرقه بنداز و حکومت کن"
فقط اختلافات سیاسی و کوبیدن یکدیگر نیست. دست درازی به بیت المال، اختلاس، رانت، سهمیه ها و بی عدالتی و همچنین سکوت و راضی بودن به این کارها، همش خیانت به میهن هست.
هر چیزی در جای خود. همان دست درازی ها و خیانت ها و دزدی ها هم کار خائنان و مزدوران دشمن است. وگرنه افراد وطن پرست در این کشور شرافتمندانه کار میکنند
الان یادتون افتاده؟ یه خورده دیر نیست؟
وطن یک قرار داد بین آدم هاست. گروهی با هم مکانی را به کنترل خود در می آورند و آن را وطن می نامند. برای یک قبیله وطنش مجل زندگی اش است. وقتی تعداد افراد که دور هم جمع شدند زیاد شود وطن تبدیل به کشور می شود. وگر ادمیان روی زمین با هم متحد شوند وطن زمین خواهد شد. پس وطن وابسته به آدمها و اتحاد آنها است و به خودی خود هیچ قداستی ندارد
چی نوشتی؟ خودت فهمیدی چی گفتی؟ ای بابا این بی سوادها را از کجا میارید.
سالها عده ای تفرقه انداختند، هم از بیرون و هم درون، اما توجهی نشد. بسیاری از امور به افراد رانتی و سهمیه ای سپرده شد که توانایی حل مشکل را ندارند و نداشتند، این شرایط فعلی ثمره تصمیمات بدون تخصص و اشتباه است.
دیره برای این فرمایشات، باید یک ماه پیش موضع رسانه تان را مشخص می کردید، هر گزارش و خبری که ندای تفرقه و کینه توزی می داد حالا از وحدت صحبت می کنی جناب روزنامه نگار
ریا ریا ریا . فریب کاری فریب کاری فریب کاری . ظاهرسازی ظاهر سازی ظاهر سازی . تنها هنری که خیلی از مردم از مسئولین شان آموختند و این روزها در خیلی از جاها و خصوصا در میادین شاهد آن هستیم. و جالب اینکه دشمنان در جنگ با ما هم ، این صفت زشت ایرانی جماعت را تشخیص دادند و برای صید نهنگ از این آب گل آلود برنامه ریزی ها و نقشه ها دارند.
جدا از بحث نویسنده که متن بدی ننوشته ولی متاسفانه از عکسهای چاپ شده در متن متوجه میشیم که کلا نظرتون در رابطه با وطن پرست یک گروه اقلیت با خط فکری مشخص میباشد که کلا سایر افراد جامعه ایران را فقط درصورتی وطن پرست میدانند که از خط فکری آنها پیروی کنن ولا غیر
درود و عرض ادب. نقدتان منطقی به نظر می رسید. یکی از تصاویر به پاس نظر ارزشمندتان تغییر کرد.
چرا در اغلب امور جمعی از فوتبال تا جنگ ، یک دل نیستیم ؟ چرا اغلب متفرقیم تا متحد ؟ کار علمی می خواهد . پژوهش می خواهد .
به نظرم از فردا بودجه معین کنید برای همایش های مختلف تا پژوهش کنید
جناب محمدی کلاسری گرامی، مقاله قشنگتان با انتشار اخبار جناحی یک سویه تان نمی خواند و همین جای اشکال است که لاجرم بر دل هم نمی نشیند...
دوست ناشناس گرامی، وقتی تابناک هر روز چندین مقاله و خبر از کسانی که همفکرش نیستند میگذارد مانند فردوسی پور و دایی و ... که اتفاقا هم در کشور مانده آند و خودشان آماج جنگ هستند و هم در حال اتهام وطن فروشی تندروهای داخلی، دیگر جایی برای این مقاله نمی نماند.
این سفره ای که می فرمایید قرار بود همه دورش بشینند نه یک عده خاص بخورند و دیگران نگاه کنند. حالا که به جانفشانی رسیده از مردم عادی توقع دارید. از اون های متوقع باشید که این سفره رو چپاول کردند حالا یکمی از اونی که خوردند رو پس دهند.
حتی زیر مقاله ای که از اتحاد می گوید ، نظر متفرق می گذاری ! این بیماری نه با اشغال ایران توسط مغول رفع شد ، نه با اشغال ایران توسط روس و انگلیس و نه در آینده . کی گفته نمی شه از یک سوراخ دوبار گزیده شده . ما ثابت کرده ایم که چندین بار میشه گزیده شد .
دمت گرم.
وطن پرست واقعی باید به هر طریقی جلوی ازبین رفتن زیر ساخت کشورش را بگیرد
جناب محمدی کلاسری بی نهایت لذت بردیم. درود بر حزب الله و مرگ بر آمریکا
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.