رفتن به محتوای اصلی
آخرین خبرروسیه سفر به ایران را ممنوع کرد
19بازدید
۳۶

تابناک بررسی کرد؛

استقراض نجومی دولت از بانک مرکزی؛ جبران کسری بودجه یا تشدید تورم؟

ابربدهکار اقتصاد ایران کیست؟

اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به بودجه‌ریزی مبتنی بر منابع واقعی، پرهیز از تعهدات بدون پشتوانه و انضباط مالی سخت‌گیرانه نیاز دارد. در غیر این صورت، بدهی‌های بزرگ‌تر، پایه پولی بالاتر و تورم بیشتر، دور از انتظار نخواهد بود؛ و باز هم این مردم خواهند بود که هزینه نهایی آن را می‌پردازند.

استقراض نجومی دولت از بانک مرکزی؛ جبران کسری بودجه یا تشدید تورم؟

استقراض نجومی دولت از بانک مرکزی؛ جبران کسری بودجه یا تشدید تورم؟

استقراض دولت ها از بانک مرکزی، سال‌هاست یکی از چالش های کلان در اقتصاد ایران است؛ مسیری پرهزینه که در نهایت به رشد پایه پولی، افزایش نقدینگی، افت ارزش پول ملی و فشار مستقیم بر سفره خانوارها ختم می‌شود.

به گزارش سرویس اقتصادی تابناک؛ بررسی تازه‌ترین آمارها نشان می‌دهد مجموع بدهی دولت به بانک مرکزی در پایان سال گذشته از ۸۳۲ هزار میلیارد تومان عبور کرده؛ رقمی بسیار سنگین که به‌تنهایی می‌تواند ابعاد ناترازی مالی دولت را به تصویر بکشد. اهمیت ماجرا زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم این عدد نسبت به سال ۱۴۰۳، بیش از ۵۱.۱ درصد رشد داشته است؛ افزایشی که نمی‌توان از کنار آن به‌سادگی گذشت.

به بیان روشن‌تر، دولت تنها در یک بازه یک‌ساله، بر حجم بدهی خود به بانک مرکزی به شکلی معنادار افزوده و این یعنی یکی از تورم‌سازترین مسیرهای تامین مالی، نه‌تنها متوقف نشده بلکه همچنان فعال است. وقتی بدهی دولت به بانک مرکزی به بیش از ۸۳۲ همت می‌رسد، دیگر با یک عدد عادی در صورت‌های مالی روبه‌رو نیستیم؛ این رقم، نشانه‌ای آشکار از فشاری است که از ناحیه کسری بودجه به نظام پولی کشور وارد می‌شود.

ریشه بحران در کسری بودجه است

اقتصاددانان بارها هشدار داده‌اند که استقراض از بانک مرکزی، شاید در ظاهر ساده‌ترین راه برای جبران کسری بودجه باشد، اما در عمل، یکی از پرهزینه‌ترین گزینه‌ها برای اقتصاد ملی است. این شیوه تامین مالی، مستقیماً پایه پولی را افزایش می‌دهد و در ادامه، خود را در قالب رشد نقدینگی، تورم مزمن و کاهش قدرت خرید مردم نشان می‌دهد.

از همین رو، استقراض از بانک مرکزی را نمی‌توان صرفاً یک تصمیم مالی کوتاه‌مدت دانست؛ این اقدام، در واقع انتقال هزینه‌های امروز دولت به جیب مردم در ماه‌ها و سال‌های بعد است. هر بار که دولت برای پوشش کسری بودجه به منابع بانک مرکزی متوسل می‌شود، نتیجه نهایی آن در بازار کالا، خدمات، مسکن و معیشت خانوارها نمایان می‌شود.

از سوی دیگر باید توجه داشت که فشار بر بانک مرکزی تنها از مسیر استقراض مستقیم شکل نمی‌گیرد. تامین کسری بودجه از طریق شبکه بانکی نیز در بسیاری موارد، در نهایت به اضافه‌برداشت بانک‌ها، رشد بدهی بانکی و افزایش فشار بر پایه پولی منتهی می‌شود. به همین دلیل، حتی اگر دولت به‌صورت رسمی دست به استقراض مستقیم نزند، استفاده بی‌ضابطه از ظرفیت شبکه بانکی نیز می‌تواند همان اثر تورمی را با یک واسطه ایجاد کند.

این همان چرخه‌ای است که در سال‌های گذشته بارها تکرار شده: کسری بودجه ایجاد می‌شود، مسیرهای پایدار درآمدی محقق نمی‌شود، هزینه‌ها کاهش نمی‌یابد و در نهایت، فشار به بانک مرکزی منتقل می‌شود؛ نتیجه هم روشن است: پول پرقدرت بیشتر، نقدینگی بالاتر و تورم ماندگارتر.

زنگ خطر برای بودجه سال آینده

با نزدیک شدن به فصل تدوین لایحه بودجه در هیات دولت و سپس ارسال به مجلس، این پرسش جدی‌تر از قبل مطرح است که آیا قرار است دوباره همان الگوی ناکارآمد تکرار شود یا نه. چراکه اگر دولت و مجلس در تنظیم منابع و مصارف بودجه، برآوردی غیرواقع‌بینانه داشته باشند، خروجی آن دیر یا زود به شکل ناترازی مالی و فشار بر منابع بانک مرکزی و کاهش ارزش ریال ظاهر خواهد شد.

به بیان دیگر؛ تجربه نشان داده است که در بسیاری از موارد، لایحه دولت پس از ورود به مجلس با احکام و بار مالی جدیدی روبه‌رو می‌شود، بدون آنکه برای این هزینه‌های تازه، منبعی پایدار و قابل تحقق تعریف شده باشد. در چنین شرایطی، بودجه از حالت سند مالی منضبط خارج شده و به بستری برای تولید کسری جدید تبدیل می‌شود؛ کسری‌ای که در نهایت، از کانال نظام پولی تامین خواهد شد.

۸۳۲ هزار میلیارد تومان بدهی؛ عددی که باید جدی گرفته شود

رقم ۸۳۲ هزار میلیارد تومان بدهی دولت به بانک مرکزی فقط یک آمار اقتصادی نیست. این عدد، در واقع نشانه‌ای از حجم فزاینده اتکای مالی دولت به پرریسک‌ترین منبع تامین کسری است. رشد ۵۱.۱ درصدی این بدهی نیز پیام روشنی دارد: روند انضباط مالی هنوز به نقطه مطلوب نرسیده و اگر برای آن چاره‌ای اندیشیده نشود، آثار تورمی آن در دوره‌های بعدی پررنگ‌تر خواهد شد.

در اقتصاد ایران، هر جهش در بدهی دولت به بانک مرکزی، فقط در ترازنامه‌ها باقی نمی‌ماند؛ این جهش معمولاً با فاصله‌ای نه‌چندان طولانی، خود را در قیمت‌ها نشان می‌دهد. بنابراین، افزایش بدهی دولت به بانک مرکزی را باید نه‌فقط یک شاخص مالی، بلکه یک هشدار جدی برای ثبات اقتصادی کشور دانست.

راه جایگزین چیست؟

کارشناسان اقتصادی بر این باورند که به‌جای تامین کسری از محل استقراض، دولت باید به‌سراغ منابع کم‌هزینه‌تر و غیرتورمی‌تر برود. واگذاری دارایی‌های سرمایه‌ای یکی از این مسیرهاست؛ از جمله فروش اموال مازاد، واگذاری زمین‌ها و ساختمان‌های بلااستفاده، مشارکت در پروژه‌های عمرانی و حرکت واقعی به سمت مولدسازی دارایی‌های راکد.

در کنار آن، واگذاری دارایی‌های مالی نیز می‌تواند بخشی از فشار را کاهش دهد؛ از عرضه سهام شرکت‌های دولتی گرفته تا صندوق‌های قابل معامله و واگذاری بخشی از مالکیت بنگاه‌ها در بازار سرمایه. البته روشن است که این ابزارها زمانی کارآمد خواهند بود که با برنامه‌ریزی، شفافیت و زمان‌بندی درست اجرا شوند، نه به‌عنوان راه‌حل‌های مقطعی و شتاب‌زده.

از سوی دیگر یکی از نکات مهمی که اقتصاددانان بر آن تاکید دارند، اصلاح نگاه به بودجه‌ریزی است. دیگر صرف تخصیص اعتبار به دستگاه‌ها یا پروژه‌ها کافی نیست؛ باید مشخص باشد هر ریال بودجه دقیقاً در چه مسیری هزینه شده، چه میزان پیشرفت واقعی ایجاد کرده و چه اثر اقتصادی ملموسی بر جای گذاشته است. به عبارت دیگر، نظارت باید از سطح تصویب و تخصیص عبور کند و به چرخه کامل تبدیل اعتبار به نتیجه اقتصادی برسد. اگر منابعی در بودجه پیش‌بینی شود اما در عمل محقق نشود، یا اگر هزینه‌ها فراتر از منابع قطعی بالا برود، باز هم فشار نهایی به نظام پولی کشور منتقل خواهد شد.

بنابراین در شرایطی که اقتصاد ایران در فضای جنگ اقتصادی، همچنان با محدودیت‌های جدی در حوزه درآمدی، سرمایه‌گذاری و رشد روبه‌روست، تکرار سیاست استقراض از بانک مرکزی می‌تواند تبعاتی سنگین‌تر از گذشته به همراه داشته باشد. از همین رو، جلوگیری از استقراض دولت از بانک مرکزی باید به یک خط قرمز واقعی در سیاست مالی کشور تبدیل شود؛ خط قرمزی که هم دولت در تدوین بودجه و هم مجلس در بررسی آن باید به آن پایبند بمانند.

اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به بودجه‌ریزی مبتنی بر منابع واقعی، پرهیز از تعهدات بدون پشتوانه و انضباط مالی سخت‌گیرانه نیاز دارد. در غیر این صورت، بدهی‌های بزرگ‌تر، پایه پولی بالاتر و تورم بیشتر، دور از انتظار نخواهد بود؛ و باز هم این مردم خواهند بود که هزینه نهایی آن را می‌پردازند.

 

گزارش: محمدرضا مقامی فرد

 

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

مهران۱۴۰۵/۰۵/۰۶ ۰۹:۲۳

تنها راه حل، کاهش هزینه های دولت است

ناشناس۱۴۰۵/۰۵/۰۶ ۰۹:۱۱

عامل بدبختی پور محمدی رئیس سازمان برنامه و بودجه می باشد

حامد۱۴۰۵/۰۵/۰۶ ۰۰:۱۹

مگه قرار بر کوچک سازی ، چابک سازی ، کاهش هزینه های دولت و بالا رفتن درآمد دولت
با اجرای خصوصی سازی نبود !!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا بعد از اجرا خصوصی سازی در دهه ۸۰ ، دولت ها فقط بدهکار تر شدند و شرایط جامعه بدتر ، تورم بیشتر از بیشتر شده !؟

( تمامی افراد صاحب منسب در دولت ها ، مخصوصا ریاست‌جمهوری های محترم گذشته باید به دادگاه کشیده بشوند )

ناشناس۱۴۰۵/۰۵/۰۶ ۰۶:۲۱

کوچک سازی را احمدی نژاد به اینگونه اجراء کرد تعداد زیادی از کارمندان را باز خرید و باز نشسته کردند بعد عوامل خود را بیشتر از قبل استخدام کردند حاصل این شد که بخش بزرگی از از افراد باتجربه کنارگذاشته شدند و افراد سهمیه ای را جایگزین کردند .

محمود۱۴۰۵/۰۵/۰۵ ۲۲:۱۱

کنترل تورم در اقتصاد همانند یک سرما خوردگی است بشرط اجرای کامل آن بدون داشتن تبصره

ناشناس۱۴۰۵/۰۵/۰۵ ۲۱:۵۳

تورم ونزوئلایی در پیش روست

ناشناس۱۴۰۵/۰۵/۰۵ ۲۱:۵۲

دولت می بایست در اجرای ماده ۱۰۳ قانون مدیریت خدمات کشوری و ماده ۱۰۵ قانون برنامه هفتم پیشرفت و قانون اجرای سیاست های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی کوچک، چابک و هوشمند شود و وظایف غیر حاکمیتی خود را به بخش خصوصی واگذار کند وگرنه با تداوم وضعیت فعلی کسری بودجه شدیدتر و رشد نقدینگی از محل پایه پولی بیشتر و به تبع آن تورم بیشتر خواهد شد.

ناشناس۱۴۰۵/۰۵/۰۶ ۰۰:۲۱

هر بدبختی داریم از همین خصوصی شدن شروع شده و تمام مشکلات اقتصادی امروز نتیجه عملکرد اشتباه و ضعیف در همین ماجرا بوده .

مگه چیزی هم مونده که بخوان خصوصی سازیش بکنند !!!!!!

اسلام۱۴۰۵/۰۵/۰۵ ۲۱:۱۲

باید تمامی مفسدین و جاسوسان و خائنین در هر سطحی اعدام شوند و اموالشان مصادره بشه.

ناشناس۱۴۰۵/۰۵/۰۵ ۱۹:۵۶

جنگ باید تمام شود . بدون جنگ هم کسر بودجه داشتیم حالا که نورا علی نور . بفرمایید دولت بجز چاپ اسکناس چکار می تواند بکند .

ناشناس۱۴۰۵/۰۵/۰۶ ۱۳:۴۸

اگر پول خوب داره یه مقدار بده مردم

ناشناس۱۴۰۵/۰۵/۰۵ ۲۳:۲۱

اخذ مالیات ار ثروتمندان

محمود۱۴۰۵/۰۵/۰۵ ۲۲:۱۳

پول جنگ توسط قرارگاه خاتم الانبیا پرداخت شده و ربطی به بودجه ندارد

سعید۱۴۰۵/۰۵/۰۵ ۱۹:۳۹

هنوز دولت ها نتوانستند ۱ سال بودجه را بدون کسری بنویسند...

سعید۱۴۰۵/۰۵/۰۵ ۱۹:۲۵

انتظار از کسی که صرفا برای خالی نبودن عریضه به ریاست جمهوری گمارده شده و از ابتدا اعلام میدارد برنامه ای برای کار تدوین نکرده چه باید باشد

ناشناس۱۴۰۵/۰۵/۰۵ ۱۸:۴۹

اخذ مالیات از ثروتمندان تنها راهکار کوتاه مدت است که البته این دولت مال این کارها نیست

ناشناس۱۴۰۵/۰۵/۰۶ ۱۰:۲۲

مالیات قانون و قائده دارد . اخذ مالیات از ثروتمندان خارج از قانون فعلی باعث فرار ثروتمندان به کشورهای دیگر می،شود . یعنی،صاحبان‌مشاغل و کارخانه های،خصوصی و شرکت های بزرگ‌خصوصی سرمایه خود را برداشته و از،ایران می روندد.

ناشناس۱۴۰۵/۰۵/۰۵ ۱۸:۴۶

استقراض میکنه، تحت عنوان تسهیلات به ثروتمندان میده تا اونا خودرو و طلا و ارز بخرن، تورمش را هم به 90 درصد مردم تحمیل میکنه. این شد مدیریت اقتصادی دولت و مدیرانی همچون همتی. تا حرف هم میزنی میگه جنگه. خب اگه جنگه چرا عده ای باید اینقدر پول نقد دستشون باشه که ظرف 10 دقیقه لمسوس های 110 میلیاردی را پیش خرید نکنن. جنگ برای اونا نیست فقط برای 90 درصد مردم در طبقات پایین است؟

ناشناس۱۴۰۵/۰۵/۰۵ ۱۸:۴۴

بنظر من مجلس مقصر اصلی است.

ناشناس۱۴۰۵/۰۵/۰۶ ۱۲:۰۰

مقصر اصلی نماینده های بی تدبیری مجلس

ناشناس۱۴۰۵/۰۵/۰۶ ۰۰:۰۵

مردم از چپ و راست عبور کردند

محمود۱۴۰۵/۰۵/۰۵ ۲۲:۱۲

مجلس در رأس همه امور است

ناشناس۱۴۰۵/۰۵/۰۵ ۲۱:۵۹

هیچ کسی جز شما باند اصلاحاتچی مقصر نیست

محسن۱۴۰۵/۰۵/۰۵ ۱۸:۴۲

یک نگاه به حقوق کارکنان بانک مرکزی بیندازید
چرا باید همچین حقوقی بگیرند؟
احتمالا یکی پیدا میشه میگه چه زبطی به کسری ذاره
خب این حقوق ها منطقی کنید کسری کم میشه

ناشناس۱۴۰۵/۰۵/۰۶ ۱۰:۲۰

فروش گازوییل به قیمت لیتری ۳۰۰ هزار تومان باعث می،شود که قیمت گدشت به کیلویی۲۵۰ میلیون تومان ووبرنج کیلویی ۲۰ میلیون تومان برسد . در آنصورت خلنواده ای دیگر نمی ماند که بتواند چیزی از دولت بگیرد .

ناشناس۱۴۰۵/۰۵/۰۶ ۰۰:۴۲

بهترین کاری که دولت می تواند بکند
فروش بنزین و گازوئیل لیتری 300 هزار تومان و پرداخت مابه تفاوت آن به قیمت فعلی
به خانواده هاست.
همه چیز درست می شه. یعنی قاچاق صفر می شه
مصرف هم شاید یک چهارم مصرف فعلی بشه

ناشناس۱۴۰۵/۰۵/۰۵ ۲۰:۴۴

اگر مدیریت یک بیابان شن‌زار را به بخش دولتی واگذار کنید، بعد از پنج سال با کمبود شن مواجه می‌شوید.

ناشناس۱۴۰۵/۰۵/۰۵ ۱۸:۱۶

از جیب خودمون ور میدارن میدن به خودمون...عجبا...پس پول نفتمون رو میدن به کی؟

ناشناس۱۴۰۵/۰۵/۰۶ ۱۰:۱۸

ناشناس گرامی . اولا اختلاف قیمت یک لیتربنزین ۲۹۷۰۰۰ تومان نیست . دوما اگر اختلافی هم وحود داشته باشدد، دولت از محل اینکه به کارگر و معلم‌خود تنها ۱۰۰ دلار در ماه حقوق می دهد و این حقوق در آمریکا دست کم ۵۰۰۰ دلار در ماه است جبران می شود .

ناشناس۱۴۰۵/۰۵/۰۶ ۰۱:۰۱

پول نفت ومعادن معلوم نیست کجا میره.مالیاتها هم همچنین

ناشناس۱۴۰۵/۰۵/۰۶ ۰۰:۳۹

چرا متوجه نیستید
وقتی سوخت اینجا رایگان است
کیف اون را قاچاقچی ها می برند
یعنی دولت ایران دارد هزینه زندگی پاکستانی ها، ترک ها، عراقی ها، افغان ها و.... را می دهد

ناشناس۱۴۰۵/۰۵/۰۶ ۰۰:۲۴

به نظرت قیمت یک لیوان آب ، سره چاه گرون تره یا وسط کویر ؟

( همین حرفها و کارها باعث تورم در همه چیز شد : در کشورما ارزانیست اما فلان جا گرانیست پس ما هم گران بدیم دست ملت !!!!)

ناشناس۱۴۰۵/۰۵/۰۶ ۰۰:۰۶

نوش جان شانزده میلیون ساکت ساده لوح

ناشناس۱۴۰۵/۰۵/۰۶ ۰۰:۰۴

2043
اصلاحات چی
چرا نمیگی حقوق ها و درآمد مردم باد هوا هست ؟
چرا نمیگی چند برابر یارانه بنزین از بقل قیمت نجومی خودرو
برمیگرده تو جیب دولت؟
و هزار تا چیز دیگه

ناشناس۱۴۰۵/۰۵/۰۵ ۲۳:۲۰

دوست عزیز این ببین دولت فقط هزینه تولید بنزین رو پرداخت میکنه نه پول کامل بنزین رو . نفت استخراج شده رو به قیمت میفروشه پالایشگاه این یعنی درامد بعد بنزین رو از پالایشگاه میخره این هزینه کرد . فقط میشه گفت دولت درامد خودش رو از فروش بنزین از دست میده وگرنه چیزی از جیب نمیده . در اصل نفت مردم رو به خود مردم میده . دوست عزیز در کشوری که انظباط مالی نیست حتی اگر این تبدیل به دراند بشه چون معلوم نیست کجا و چه طوری خرج میشه جز تاوان سنگین مردم چیزی نداره

ناشناس۱۴۰۵/۰۵/۰۵ ۲۰:۴۳

نه خیر. هیچ وقت از خودت سوال کردی 297000
تومان مابه تفاوت قیمت هر لیتر بنزین را کی برات پرداخت می کند.
وقتی در این کشور بنزین و گازو ئیل و گاز تقریبا رایگان است،خب مسلم است که کسری بودجه همیشگی است.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.