محسن رضايی:
بعضيها ميخواستند امام(ره) را مديريت كنند اما...
انتخاب بازرگان بزرگترين كلاهي بود كه امام (ره) سر آمريكا گذاشت ضمن اینکه امام (ره) منافقين را شاگردان بازرگان ميدانست/ كساني كه جنگ را درست كردند، امروز هم در حال مديريت فتنه هستند/ مهمترين تأثير عملياتهاي والفجر 8 و كربلاي 5 تغيير تصور استراتژي غرب نسبت به جنگ تحميلي بود...

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام بر بهره گیری از برخی تجربیات دوران دفاع مقدس در شرایط امروز کشور تأکید کرد و گفت: اولین تجربه ما از دوران جنگ برای امروز این است که باید واقع بین باشیم و تصور نکنیم که دشمن پشت حوادث ایران نیست و این یک خوش بینی است که در جنگ هم به ما آسیب زد.
به گزارش «تابناک»، نشست بررسي «نقش عملياتهاي والفجر 8 و كربلاي 5 در روند پايان يافتن جنگ تحميلي» ديشب در مركز تحقيقات و مطالعات دفاع مقدس برگزار شد و محسن رضایی فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران پرافتخار دفاع مقدس ملت ایران، در این نشست به بیان برخی ناگفته ها از آغاز تا پايان جنگ تحميلي پرداخت.
موج سوم تغييرات در روند جنگ با عملياتهاي والفجر 8 و كربلاي 5
خبرنگار ایسنا نوشت: محسن رضايي دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در اين نشست، با بيان اينكه عملياتهاي والفجر 8 و كربلاي 5 در موج سوم عملياتهاي دفاع مقدس تعريف ميشوند، گفت: جنگ هشت ساله عراق عليه ايران از پرتغييراتترين جنگهاي عالم در ابعاد مختلف سياسي، نظامي و اقتصادي بود كه دليل آن حجم زياد پشتيباني ديگر كشورها از عراق بود كه باعث ميشد دشمن در جنگ تغييرات مداوم داشته باشد و ايران و عراق از ابتدا تا انتهاي جنگ به تغييرات استراتژيك مهمي دست بزنند و عملياتهاي والفجر 8 و كربلاي 5 باعث ايجاد موج سوم تغييرات در روند جنگ شد.
رضايي ادامه داد: پس از حمله عراق به ايران مهمترين هدف و استراتژي ما در جنگ، آزادي مناطق اشغال شده بود كه در سال اول با نبردهاي كلاسيك حاصل نشد، ولي در سال دوم با تركيب نيروهاي سپاه و ارتش سبك نبرد تغيير كرد و اولين عمليات تركيبي با نام ثامنالائمه (ع) انجام شد.
وي با اشاره به اينكه در سالهاي بعد سيستم جنگي ايران به دليل گرفتارشدن در دژ محكم عراق در خاك عراق به بنبست رسيد، افزود: در اين دوره ما سعي كرديم با بردن جنگ در مناطقي كه توان نظامي و عملياتي دشمن كمتر بود و با استفاده از عوارض طبيعي، بخشي از توان نيروهاي عراقي گرفته شود كه اين تدبير هم نتيجه نداد تا اينكه از بعد نظامي موج سوم عملياتها با جداكردن طراحي، فرماندهي و مناطق عملياتي ارتش و سپاه شكل گرفت. در بعد سياسي نيز استراتژي جنگ براي صلح را به جنگ براي پيروزي تغيير داديم، زيرا تا قبل از عمليات فتح «فاو» ( والفجر 8)هدف اين بود كه يك عمليات انجام شود تا با استفاده از پيروزيهاي آن به صلح شرافتمندانه برسيم. اين استراتژي از عمليات رمضان تا فتح فاو ادامه پيدا كرد.
جنگ لفظي بين آمريكاييها و عراقيها بعد از عمليات «فاو»
فرمانده سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس ادامه داد: پس از تغيير استراتژي جنگ براي صلح و تغيير آن به استراتژي جنگ براي پيروزي، طرح 500 گرداني را ارائه كرديم و با انجام عملياتهاي تاكتيكي در نقاط مختلف، عراقي ها و آمريكاييها را كه به عراق اطلاعات عملياتها را ميدادند فريب داديم، بهطوري كه بعد از عمليات «فاو» بين آمريكاييها و عراقيها جنگ لفظي در گرفت و نيروهاي عراقي به آمريكاييها سوءظن پيدا كردند، زيرا ما در اين زمان براي فريب دشمن عمليات كاملي را دورتر از محدوده عملياتي كه قرار بود عمليات اصلي انجام شود، طراحي كرديم كه به اين وسيله، اطلاعات ارتش عراق و آمريكاييها غلط از آب درآمد و آنان فريب خوردند و آنان به خاطر اينكه فكر ميكردند ما براي بار سوم قصد داريم به «هور» حمله كنيم دچار سردرگمي شدند و ما با تصرف «فاو» و در تيررس قراردادن ناوچهها و تصرف پايگاههاي موشكي عراق، هممرز كويت شديم و در نهايت نقاط حساس «فاو» به دست ما افتاد.
رضايي ادامه داد: «عمليات والفجر8» با انهدام سنگين نيروهاي عراقي به پيروزي رسيد و در طول جنگ هيچگاه ما چنين موقعيتي كه بعد از «عمليات والفجر8 » نسبت به نيروهاي عراقي پيدا كرديم به دست نيامده بود و در ادامه نيز تكرار نشد به گونهاي كه اين اولينباري بود كه سپهبدها و فرماندهان ارتش عراق در زير آتش توپخانه ما قرار گرفتند.
آمریکا در جریان مک فارلین می خواست ما را بخرد
وي يادآور شد: بلافاصله پس از پيروزي در فاو ماجراي «مك فارلين» شكل گرفت و اين جريان به خاطر اهميت تصرف فاو بود كه آمريكا را به فكر معامله با ايران انداخت كه قصد داشتند با دادن چند «كيك»، «انجيل» و چند «موشك تاو»، سپاه پاسداران و مسوولان انقلابي جمهوري اسلامي را بخرند كه اين تلاش آنها بينتيجه ماند.
وي با بيان اينكه عمليات كربلاي 4 پيشمقدمه عمليات كربلاي 5 بود، ادامه داد: در عمليات كربلاي 5 با شكستن دژهاي شلمچه و به زير آتش رفتن مناطق نفتي عراق و همچنين ناامن كردن فرودگاه «شعيبيه» عراق، ايران به 12 كيلومتري بصره رسيد كه اهميت آن اگر از فتح فاو بيشتر نبود، كمتر نيز نبود. در عمليات كربلاي 5 ايران نشان داد كه صدام آن نيروي مطمئن براي جلوگيري از پيروزيهاي پي در پي ايران نيست و انقلاب ايران در آينده ميتواند آن را فرو بريزد و اسرائيلي كه مهمترين پايگاه غرب در منطقه است را به خطر اندازد و ايران به قدرت اول منطقه تبديل شود.
«عمليات والفجر8 » زنگ خطر استراتژيك را به دنيا نشان داد
رضايي ادامه داد: بنابراين «عمليات والفجر8 » زنگ خطر استراتژيك را به دنيا نشان داد كه بايد هرچه سريعتر جنگ تمام شود، به همين منظور شش ماه بعد از اين عمليات قطعنامه 598 تصويب شد. در كنار تصويب قطعنامه حمله به شهرها، حملههاي شيميايي و حمله به جزيره خارك اوج گرفت. جنگهاي حاشيهاي و حمله به شهر تهران آغاز شد و دشمنان با «استراتژي هويج و چماق» سعي در پايان بخشيدن جنگ داشتند، در حالي كه قطعنامه را به تصويب رساندند. از طرف ديگر حملات به ايران اوج گرفت كه درنهايت قطعنامه در اوج پيروزي ايران و در حالي كه اكثر بندهاي آن به نفع ايران بود، نوشته شد.
فرمانده سپاه در دوران دفاع مقدس با بيان اينكه مهمترين تأثير عملياتهاي والفجر 8 و كربلاي 5 تغيير تصور استراتژي غرب نسبت به جنگ تحميلي بود، افزود: قبل از اين عملياتها غرب تصور ميكرد در اين جنگ هيچ كدام از كشورهاي درگير پيروز نخواهند شد و 20 سال به طول خواهد انجاميد و صدام شرور انقلاب اسلامي را مهار ميكند و انقلاب ايران نيز صدام شرور را مهار خواهد كرد، بنابراين دنيا نيز اين جنگ را تقويت ميكرد، اما پيروزهاي والفجر 8 و كربلاي 5 اين تصور را تغيير داد و به آنها نشان داد كه ايران ميتواند پيروز جنگ باشد، زيرا روند پيروزيها با عمليات والفجر 8 آغاز و با كربلاي 5 در حال ادامه يافتن بود، ولي در اين زمان غرب كه از سقوط صدام ميترسيد به دنبال تغيير استراتژي جنگ رفت و با «استراتژي برد- برد» روند جنگ را تغيير داد، زيرا پايان جنگ در اين مقطع و پيروز بودن ايران در حالي كه صدام هنوز وجود دارد، براي آنها يك جنگ بردبرد محسوب ميشد.
در کربلای 5 شب و روز معنی نداشت
وي يادآور شد: رزمندگان ما در «عمليات كربلاي5 » سختترين و طاقتفرساترين حملات را تحمل كرديم و مدت 75 شبانهروز در زير حجم سنگين آتش دشمن پاتكهاي آنان را جواب ميداديم، بهطوري كه بعضي از روزها و شبها براي فرماندهان به هم ريخته بود و براي آنان شب و روز معني نداشت. از طرف ديگر عراق براي باز پسگيري مناطق تصرف شده خود را به آب و آتش ميزد، به گونه كه با حملات پيدرپي نيروي هوايي نيروهاي ما را هدف قرار ميداد. اينگونه حملات هوايي از طرف ارتش عراق بيسابقه بود، زيرا در عملياتها دشمن پس از سرنگوني يكي از هواپيمايش تا يك روز جرأت انجام عمليات هوايي نداشت، ولي در اين عمليات بيش از 40 فروند از هواپيماهاي عراق سرنگون شد و به نظر ميرسيد كه هواپيماهاي عراقي در بالاي سر نيروهاي ما در حال رژه رفتن هستند.
بعضيها ميخواستند امام (ره) را مديريت كنند، ولي امام (ره) آنها را مديريت كردند
محسن رضايي در ادامه و در پاسخ به يكي از حاضرين در اين نشست كه پرسيد: به نظر ميرسد در طول جنگ همواره دوئيت بين سياسيون و نظاميان مطرح بوده است كه يكي از نشانههاي آن تغيير استراتژي جنگ براي صلح به جنگ براي پيروزي است و آيا در اين دوئيت نقش اساسي را سياسيون بازي ميكردند و يا اينكه خود نظاميان در اين دوئيت نقش داشتند؟، گفت: همه جنگها يا با استراتژي سياسي و يا با استراتژي نظامي اداره ميشوند. اداره سياسي جنگ به اين معني است كه عملياتها براي تصرف نقطهاي انجام ميشود تا به واسطه آن ديپلماسي پيش برود و در حقيقت جنگ و تصرفات عمليات پشتيباني براي جلو رفتن مذاكرات و ديپلماسي است كه به آن جنگ سياسي گفته ميشود.
وي در راستا توضيح داد: اما در بعضي از جنگها ديپلماسي براي ادامه جنگ صورت ميگيرد، يعني ديپلماسي و مذاكره فرصت ميشود تا جنگ ادامه پيدا كند كه اين يك استراتژي نظامي است، بهطور مثال تا زمان آزادسازي خرمشهر، استراتژي جنگ، نظامي بود و اگر هم ديپلماسي و مذاكرهاي صورت ميگرفت، براي فرصت پيدا كردن براي باز پسگيري مناطق اشغال شده صورت ميگرفت، اما بعد از آزادسازي خرمشهر ما به يك دوگانگي رسيديم كه آيا مذاكره كنيم تا جنگ ادامه پيدا كند يا اينكه بجنگيم تا به صلح برسيم. اين دوگانگي و اختلاف تا فتح فاو ادامه پيدا كرد، البته اين اختلافها در عمل وجود نداشت، چون همهعملياتهاي ما براي صلح انجام ميگرفت و شعار جنگ تا پيروزي يك شعار نظامي بود، يعني اينكه رزمندگان شعار جنگ، جنگ تا پيروزي را ميدادند، اما در عمل تمام برنامهريزيها و طراحي عملياتها براي صلح انجام ميگرفت. در نظر اختلاف بود، اما اين اختلاف در عمل وجود نداشت و اگر هم اختلافنظري وجود داشته، طبيعي بوده است و همه عملياتها برنامهريزيهاي واحدي از طريق مسوولان نظام انجام ميگرفت و امام (ره) نيز در جريان همه امور بودند، البته بعضيها ميخواستند امام (ره) را مديريت كنند، ولي امام (ره) آنها را مديريت كردند.
در جنگ تحميلي سه نوع ديپلماسي آشكار، عمومي و پنهان وجود داشت
وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا تجديد رابطه ايران و آمريكا با سفر مكفارلين به ايران و نوع مراجعه مسوولين نظام باعث ايجاد موج منفي در عملياتهاي والفجر 8 و كربلاي 4 نشد و موضوع سياسيون در قبال تاكتيكها و عملياتهاي زنجيرهاي چه تاثيري در روند جنگ داشت نيز اظهار كرد: در جنگ تحميلي سه نوع ديپلماسي آشكار، عمومي و پنهان وجود داشت كه هم كشور ايران و عراق از آن براي پيشبرد اهداف استفاده ميكردند. جريان مكفارلين جزو ديپلماسي پنهان بود كه ايران توانست از آن استفاده كند و به جهان غرب ثابت كرد كه آمريكا نميتواند پشتيبان مطمئني براي آنها باشد. سفر مكفارلين كه پس از 24 ساعت لو رفت باعث شد زلزله و سوءظن در روابط ايران و عراق شكل بگيرد كه در حمله عراق به كويت آشكار شد، ولي در هر صورت نقاط مثبت جريان مكفارلين بيشتر از نكات منفي آن بود و كاملا هم از طرف مسوولين نظام مديريت شد.
انتخاب بازرگان بزرگترين كلاهي بود كه امام (ره) سر آمريكا گذاشت
وي در بخش ديگري از سخنانش گفت: وقتي كه انقلاب اوج گرفت، اشكالي كه كمونيستها به ما ميگرفتند، اين بود كه چرا شعار «مرگ بر آمريكا» گفته نميشود، زيرا تا زمان اشغال سفارت آمريكا هيچگاه شعار «مرگ بر آمريكا» گفته نميشد، ولي امام خميني (ره) به خاطر تدبيري كه داشت و نميخواست در ابتداي انقلاب فشارها را گسترش دهد، بازرگان را انتخاب كرد و اگر در سال اول بازرگان انتخاب نميشد، ما نميتوانستيم انقلاب را جلو ببريم. انتخاب بازرگان توسط امام (ره) بزرگترين كلاهي بود كه امام (ره) به سر آمريكا گذاشت.
رضايي در پاسخ به اين پرسش كه چرا در زمان جنگ براي پشتيباني از نيروها از ظرفيتهاي دولتي استفاده نشد، نيز گفت: در رابطه با اينكه چرا از جنگ پشتيباني نميشد، به خاطر اين بود كه بعضي فكر ميكردند جنگ شش ماهه تمام خواهد شد، لذا براي آن برنامهريزي صورت نگرفت تا بتواند با ساخت و تجهيز كارخانجات از جبهه پشتيباني كند.
كساني كه جنگ را درست كردند، امروز هم در حال مديريت فتنه هستند
وي در مورد استفاده از تجربيات جنگ در زمان حاضر و تطبيق آن تجربيات با شرايط امروز جامعه نيز گفت: شرايط داخلي و خارجي امروز با شرايط زمان جنگ متفاوت است. در جنگ رويارويي با عراق بود كه آمريكا و ديگر كشورهاي غربي به صورت علني از آن حمايت ميكردند، ولي در شرايط امروز و با وجود فتنهگران در داخل، حق و باطل چنان درهم آميخته است كه تشخيص آن بسيار سخت است.
رضايي ادامه داد: ميتوان گفت كساني كه جنگ را درست كردند، امروز هم در حال مديريت فتنه هستند و پس از يك فرصت چند ساله دوباره دست به كار شدهاند؛بنابراين ميتوان از تجربيات دوران جنگ دشمنشناسي آن را در امروز نيز مورد استفاده قرار داد.
وي در خصوص اختلافات بين فرماندهان در انجام عملياتها نيز اظهار كرد: مشكلات ما در عمليات كربلاي 5 كمتر از والفجر 8 نبود و اختلافات براي انجام عمليات بين فرماندهان زياد بود و اين طبيعي بود، زيرا معمولا اينگونه بوده كه از ابتداي طرحريزي عملياتها روزبهروز اختلافات كمتر ميشد و در نهايت با نزديكشدن به زمان انجام عمليات قانع شدن دوستان بركت پيدا ميكرد، ولي در همين بررسيها و برنامهريزيها، طرحها با بسياري از نظريات پخته ميشد. در نتيجه آن چيزي كه در عملياتها اجرايي ميشد، حاصل مشورت جمعي بود.
رضايي يادآور شد: اگر فرماندهان در انجام بعضي از عملياتها سرسختي ميكردند، به خاطر نگراني آنها از عدم پيروزي و احيانا شهيد و مجروحشدن نيروها بود و آنها با احساس مسووليت اقدام به عمليات ميكردند.
ديپلماسي ما ضعيف عمل كرد...
وي در جواب اين پرسش كه ميزان استفاده ديپلماسي مسوولان سياسي از پيروزيهاي والفجر 8 و كربلاي 5 چه اندازه بوده است، ادامه داد: طبيعي بود كه ديپلماسي ما ضعيف عمل كرد، زيرا اگر پيروزيهاي والفجر 8 و كربلاي 5 براي ديگر كشورهاي غربي به دست ميآمد، آنها استفادههاي بسيار زيادي از آن در جريان مذاكرات ميكردند، ولي ما چون تجربه ديپلماسي زيادي نداشتيم، ضعيف عمل كرديم وگرنه بايد از اين عملياتها استفادههاي بيشتري ميكرديم.
امام (ره) منافقين را شاگردان بازرگان ميدانست
رضايي همچنين در جواب يكي از حضار در مورد اين سخن وي كه امام (ره) با انتخاب بازرگان سر آمريكا كلاه گذاشت نيز گفت: دليل نميشود كه اگر امام (ره) زماني براساس شرايط تصميمي گرفته باشند، آن تصميم اعتقاد ايشان بوده باشد. مثلا زماني مسعود رجوي به ديدار امام (ره) ميرفت. وقتي ما به امام (ره) ميگفتيم كه رجوي با ديدار شما اعتبار كسب ميكند، ميفرمود اشكالي ندارد هر وقت بخواهم اين اعتبار را از آن سلب ميكنم.
وي گفت: امام راحل در جايي فرمودند كه من از اول هم به انتخاب بازرگان مايل نبودم بنابراين ميتوان به اين نتيجه رسيد كه امام (ره) با اين انتخاب ميخواست فشارهاي آمريكا در روزهاي اول انقلاب را كاهش دهد. ضمن اينكه امام (ره) منافقين را شاگردان بازرگان ميدانست.
به گزارش «تابناک»، نشست بررسي «نقش عملياتهاي والفجر 8 و كربلاي 5 در روند پايان يافتن جنگ تحميلي» ديشب در مركز تحقيقات و مطالعات دفاع مقدس برگزار شد و محسن رضایی فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران پرافتخار دفاع مقدس ملت ایران، در این نشست به بیان برخی ناگفته ها از آغاز تا پايان جنگ تحميلي پرداخت.
موج سوم تغييرات در روند جنگ با عملياتهاي والفجر 8 و كربلاي 5
خبرنگار ایسنا نوشت: محسن رضايي دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در اين نشست، با بيان اينكه عملياتهاي والفجر 8 و كربلاي 5 در موج سوم عملياتهاي دفاع مقدس تعريف ميشوند، گفت: جنگ هشت ساله عراق عليه ايران از پرتغييراتترين جنگهاي عالم در ابعاد مختلف سياسي، نظامي و اقتصادي بود كه دليل آن حجم زياد پشتيباني ديگر كشورها از عراق بود كه باعث ميشد دشمن در جنگ تغييرات مداوم داشته باشد و ايران و عراق از ابتدا تا انتهاي جنگ به تغييرات استراتژيك مهمي دست بزنند و عملياتهاي والفجر 8 و كربلاي 5 باعث ايجاد موج سوم تغييرات در روند جنگ شد.
رضايي ادامه داد: پس از حمله عراق به ايران مهمترين هدف و استراتژي ما در جنگ، آزادي مناطق اشغال شده بود كه در سال اول با نبردهاي كلاسيك حاصل نشد، ولي در سال دوم با تركيب نيروهاي سپاه و ارتش سبك نبرد تغيير كرد و اولين عمليات تركيبي با نام ثامنالائمه (ع) انجام شد.
وي با اشاره به اينكه در سالهاي بعد سيستم جنگي ايران به دليل گرفتارشدن در دژ محكم عراق در خاك عراق به بنبست رسيد، افزود: در اين دوره ما سعي كرديم با بردن جنگ در مناطقي كه توان نظامي و عملياتي دشمن كمتر بود و با استفاده از عوارض طبيعي، بخشي از توان نيروهاي عراقي گرفته شود كه اين تدبير هم نتيجه نداد تا اينكه از بعد نظامي موج سوم عملياتها با جداكردن طراحي، فرماندهي و مناطق عملياتي ارتش و سپاه شكل گرفت. در بعد سياسي نيز استراتژي جنگ براي صلح را به جنگ براي پيروزي تغيير داديم، زيرا تا قبل از عمليات فتح «فاو» ( والفجر 8)هدف اين بود كه يك عمليات انجام شود تا با استفاده از پيروزيهاي آن به صلح شرافتمندانه برسيم. اين استراتژي از عمليات رمضان تا فتح فاو ادامه پيدا كرد.
جنگ لفظي بين آمريكاييها و عراقيها بعد از عمليات «فاو»
فرمانده سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس ادامه داد: پس از تغيير استراتژي جنگ براي صلح و تغيير آن به استراتژي جنگ براي پيروزي، طرح 500 گرداني را ارائه كرديم و با انجام عملياتهاي تاكتيكي در نقاط مختلف، عراقي ها و آمريكاييها را كه به عراق اطلاعات عملياتها را ميدادند فريب داديم، بهطوري كه بعد از عمليات «فاو» بين آمريكاييها و عراقيها جنگ لفظي در گرفت و نيروهاي عراقي به آمريكاييها سوءظن پيدا كردند، زيرا ما در اين زمان براي فريب دشمن عمليات كاملي را دورتر از محدوده عملياتي كه قرار بود عمليات اصلي انجام شود، طراحي كرديم كه به اين وسيله، اطلاعات ارتش عراق و آمريكاييها غلط از آب درآمد و آنان فريب خوردند و آنان به خاطر اينكه فكر ميكردند ما براي بار سوم قصد داريم به «هور» حمله كنيم دچار سردرگمي شدند و ما با تصرف «فاو» و در تيررس قراردادن ناوچهها و تصرف پايگاههاي موشكي عراق، هممرز كويت شديم و در نهايت نقاط حساس «فاو» به دست ما افتاد.
رضايي ادامه داد: «عمليات والفجر8» با انهدام سنگين نيروهاي عراقي به پيروزي رسيد و در طول جنگ هيچگاه ما چنين موقعيتي كه بعد از «عمليات والفجر8 » نسبت به نيروهاي عراقي پيدا كرديم به دست نيامده بود و در ادامه نيز تكرار نشد به گونهاي كه اين اولينباري بود كه سپهبدها و فرماندهان ارتش عراق در زير آتش توپخانه ما قرار گرفتند.
آمریکا در جریان مک فارلین می خواست ما را بخرد
وي يادآور شد: بلافاصله پس از پيروزي در فاو ماجراي «مك فارلين» شكل گرفت و اين جريان به خاطر اهميت تصرف فاو بود كه آمريكا را به فكر معامله با ايران انداخت كه قصد داشتند با دادن چند «كيك»، «انجيل» و چند «موشك تاو»، سپاه پاسداران و مسوولان انقلابي جمهوري اسلامي را بخرند كه اين تلاش آنها بينتيجه ماند.
وي با بيان اينكه عمليات كربلاي 4 پيشمقدمه عمليات كربلاي 5 بود، ادامه داد: در عمليات كربلاي 5 با شكستن دژهاي شلمچه و به زير آتش رفتن مناطق نفتي عراق و همچنين ناامن كردن فرودگاه «شعيبيه» عراق، ايران به 12 كيلومتري بصره رسيد كه اهميت آن اگر از فتح فاو بيشتر نبود، كمتر نيز نبود. در عمليات كربلاي 5 ايران نشان داد كه صدام آن نيروي مطمئن براي جلوگيري از پيروزيهاي پي در پي ايران نيست و انقلاب ايران در آينده ميتواند آن را فرو بريزد و اسرائيلي كه مهمترين پايگاه غرب در منطقه است را به خطر اندازد و ايران به قدرت اول منطقه تبديل شود.
«عمليات والفجر8 » زنگ خطر استراتژيك را به دنيا نشان داد
رضايي ادامه داد: بنابراين «عمليات والفجر8 » زنگ خطر استراتژيك را به دنيا نشان داد كه بايد هرچه سريعتر جنگ تمام شود، به همين منظور شش ماه بعد از اين عمليات قطعنامه 598 تصويب شد. در كنار تصويب قطعنامه حمله به شهرها، حملههاي شيميايي و حمله به جزيره خارك اوج گرفت. جنگهاي حاشيهاي و حمله به شهر تهران آغاز شد و دشمنان با «استراتژي هويج و چماق» سعي در پايان بخشيدن جنگ داشتند، در حالي كه قطعنامه را به تصويب رساندند. از طرف ديگر حملات به ايران اوج گرفت كه درنهايت قطعنامه در اوج پيروزي ايران و در حالي كه اكثر بندهاي آن به نفع ايران بود، نوشته شد.
فرمانده سپاه در دوران دفاع مقدس با بيان اينكه مهمترين تأثير عملياتهاي والفجر 8 و كربلاي 5 تغيير تصور استراتژي غرب نسبت به جنگ تحميلي بود، افزود: قبل از اين عملياتها غرب تصور ميكرد در اين جنگ هيچ كدام از كشورهاي درگير پيروز نخواهند شد و 20 سال به طول خواهد انجاميد و صدام شرور انقلاب اسلامي را مهار ميكند و انقلاب ايران نيز صدام شرور را مهار خواهد كرد، بنابراين دنيا نيز اين جنگ را تقويت ميكرد، اما پيروزهاي والفجر 8 و كربلاي 5 اين تصور را تغيير داد و به آنها نشان داد كه ايران ميتواند پيروز جنگ باشد، زيرا روند پيروزيها با عمليات والفجر 8 آغاز و با كربلاي 5 در حال ادامه يافتن بود، ولي در اين زمان غرب كه از سقوط صدام ميترسيد به دنبال تغيير استراتژي جنگ رفت و با «استراتژي برد- برد» روند جنگ را تغيير داد، زيرا پايان جنگ در اين مقطع و پيروز بودن ايران در حالي كه صدام هنوز وجود دارد، براي آنها يك جنگ بردبرد محسوب ميشد.
در کربلای 5 شب و روز معنی نداشت
وي يادآور شد: رزمندگان ما در «عمليات كربلاي5 » سختترين و طاقتفرساترين حملات را تحمل كرديم و مدت 75 شبانهروز در زير حجم سنگين آتش دشمن پاتكهاي آنان را جواب ميداديم، بهطوري كه بعضي از روزها و شبها براي فرماندهان به هم ريخته بود و براي آنان شب و روز معني نداشت. از طرف ديگر عراق براي باز پسگيري مناطق تصرف شده خود را به آب و آتش ميزد، به گونه كه با حملات پيدرپي نيروي هوايي نيروهاي ما را هدف قرار ميداد. اينگونه حملات هوايي از طرف ارتش عراق بيسابقه بود، زيرا در عملياتها دشمن پس از سرنگوني يكي از هواپيمايش تا يك روز جرأت انجام عمليات هوايي نداشت، ولي در اين عمليات بيش از 40 فروند از هواپيماهاي عراق سرنگون شد و به نظر ميرسيد كه هواپيماهاي عراقي در بالاي سر نيروهاي ما در حال رژه رفتن هستند.
بعضيها ميخواستند امام (ره) را مديريت كنند، ولي امام (ره) آنها را مديريت كردند
محسن رضايي در ادامه و در پاسخ به يكي از حاضرين در اين نشست كه پرسيد: به نظر ميرسد در طول جنگ همواره دوئيت بين سياسيون و نظاميان مطرح بوده است كه يكي از نشانههاي آن تغيير استراتژي جنگ براي صلح به جنگ براي پيروزي است و آيا در اين دوئيت نقش اساسي را سياسيون بازي ميكردند و يا اينكه خود نظاميان در اين دوئيت نقش داشتند؟، گفت: همه جنگها يا با استراتژي سياسي و يا با استراتژي نظامي اداره ميشوند. اداره سياسي جنگ به اين معني است كه عملياتها براي تصرف نقطهاي انجام ميشود تا به واسطه آن ديپلماسي پيش برود و در حقيقت جنگ و تصرفات عمليات پشتيباني براي جلو رفتن مذاكرات و ديپلماسي است كه به آن جنگ سياسي گفته ميشود.
وي در راستا توضيح داد: اما در بعضي از جنگها ديپلماسي براي ادامه جنگ صورت ميگيرد، يعني ديپلماسي و مذاكره فرصت ميشود تا جنگ ادامه پيدا كند كه اين يك استراتژي نظامي است، بهطور مثال تا زمان آزادسازي خرمشهر، استراتژي جنگ، نظامي بود و اگر هم ديپلماسي و مذاكرهاي صورت ميگرفت، براي فرصت پيدا كردن براي باز پسگيري مناطق اشغال شده صورت ميگرفت، اما بعد از آزادسازي خرمشهر ما به يك دوگانگي رسيديم كه آيا مذاكره كنيم تا جنگ ادامه پيدا كند يا اينكه بجنگيم تا به صلح برسيم. اين دوگانگي و اختلاف تا فتح فاو ادامه پيدا كرد، البته اين اختلافها در عمل وجود نداشت، چون همهعملياتهاي ما براي صلح انجام ميگرفت و شعار جنگ تا پيروزي يك شعار نظامي بود، يعني اينكه رزمندگان شعار جنگ، جنگ تا پيروزي را ميدادند، اما در عمل تمام برنامهريزيها و طراحي عملياتها براي صلح انجام ميگرفت. در نظر اختلاف بود، اما اين اختلاف در عمل وجود نداشت و اگر هم اختلافنظري وجود داشته، طبيعي بوده است و همه عملياتها برنامهريزيهاي واحدي از طريق مسوولان نظام انجام ميگرفت و امام (ره) نيز در جريان همه امور بودند، البته بعضيها ميخواستند امام (ره) را مديريت كنند، ولي امام (ره) آنها را مديريت كردند.
در جنگ تحميلي سه نوع ديپلماسي آشكار، عمومي و پنهان وجود داشت
وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا تجديد رابطه ايران و آمريكا با سفر مكفارلين به ايران و نوع مراجعه مسوولين نظام باعث ايجاد موج منفي در عملياتهاي والفجر 8 و كربلاي 4 نشد و موضوع سياسيون در قبال تاكتيكها و عملياتهاي زنجيرهاي چه تاثيري در روند جنگ داشت نيز اظهار كرد: در جنگ تحميلي سه نوع ديپلماسي آشكار، عمومي و پنهان وجود داشت كه هم كشور ايران و عراق از آن براي پيشبرد اهداف استفاده ميكردند. جريان مكفارلين جزو ديپلماسي پنهان بود كه ايران توانست از آن استفاده كند و به جهان غرب ثابت كرد كه آمريكا نميتواند پشتيبان مطمئني براي آنها باشد. سفر مكفارلين كه پس از 24 ساعت لو رفت باعث شد زلزله و سوءظن در روابط ايران و عراق شكل بگيرد كه در حمله عراق به كويت آشكار شد، ولي در هر صورت نقاط مثبت جريان مكفارلين بيشتر از نكات منفي آن بود و كاملا هم از طرف مسوولين نظام مديريت شد.
انتخاب بازرگان بزرگترين كلاهي بود كه امام (ره) سر آمريكا گذاشت
وي در بخش ديگري از سخنانش گفت: وقتي كه انقلاب اوج گرفت، اشكالي كه كمونيستها به ما ميگرفتند، اين بود كه چرا شعار «مرگ بر آمريكا» گفته نميشود، زيرا تا زمان اشغال سفارت آمريكا هيچگاه شعار «مرگ بر آمريكا» گفته نميشد، ولي امام خميني (ره) به خاطر تدبيري كه داشت و نميخواست در ابتداي انقلاب فشارها را گسترش دهد، بازرگان را انتخاب كرد و اگر در سال اول بازرگان انتخاب نميشد، ما نميتوانستيم انقلاب را جلو ببريم. انتخاب بازرگان توسط امام (ره) بزرگترين كلاهي بود كه امام (ره) به سر آمريكا گذاشت.
رضايي در پاسخ به اين پرسش كه چرا در زمان جنگ براي پشتيباني از نيروها از ظرفيتهاي دولتي استفاده نشد، نيز گفت: در رابطه با اينكه چرا از جنگ پشتيباني نميشد، به خاطر اين بود كه بعضي فكر ميكردند جنگ شش ماهه تمام خواهد شد، لذا براي آن برنامهريزي صورت نگرفت تا بتواند با ساخت و تجهيز كارخانجات از جبهه پشتيباني كند.
كساني كه جنگ را درست كردند، امروز هم در حال مديريت فتنه هستند
وي در مورد استفاده از تجربيات جنگ در زمان حاضر و تطبيق آن تجربيات با شرايط امروز جامعه نيز گفت: شرايط داخلي و خارجي امروز با شرايط زمان جنگ متفاوت است. در جنگ رويارويي با عراق بود كه آمريكا و ديگر كشورهاي غربي به صورت علني از آن حمايت ميكردند، ولي در شرايط امروز و با وجود فتنهگران در داخل، حق و باطل چنان درهم آميخته است كه تشخيص آن بسيار سخت است.
رضايي ادامه داد: ميتوان گفت كساني كه جنگ را درست كردند، امروز هم در حال مديريت فتنه هستند و پس از يك فرصت چند ساله دوباره دست به كار شدهاند؛بنابراين ميتوان از تجربيات دوران جنگ دشمنشناسي آن را در امروز نيز مورد استفاده قرار داد.
وي در خصوص اختلافات بين فرماندهان در انجام عملياتها نيز اظهار كرد: مشكلات ما در عمليات كربلاي 5 كمتر از والفجر 8 نبود و اختلافات براي انجام عمليات بين فرماندهان زياد بود و اين طبيعي بود، زيرا معمولا اينگونه بوده كه از ابتداي طرحريزي عملياتها روزبهروز اختلافات كمتر ميشد و در نهايت با نزديكشدن به زمان انجام عمليات قانع شدن دوستان بركت پيدا ميكرد، ولي در همين بررسيها و برنامهريزيها، طرحها با بسياري از نظريات پخته ميشد. در نتيجه آن چيزي كه در عملياتها اجرايي ميشد، حاصل مشورت جمعي بود.
رضايي يادآور شد: اگر فرماندهان در انجام بعضي از عملياتها سرسختي ميكردند، به خاطر نگراني آنها از عدم پيروزي و احيانا شهيد و مجروحشدن نيروها بود و آنها با احساس مسووليت اقدام به عمليات ميكردند.
ديپلماسي ما ضعيف عمل كرد...
وي در جواب اين پرسش كه ميزان استفاده ديپلماسي مسوولان سياسي از پيروزيهاي والفجر 8 و كربلاي 5 چه اندازه بوده است، ادامه داد: طبيعي بود كه ديپلماسي ما ضعيف عمل كرد، زيرا اگر پيروزيهاي والفجر 8 و كربلاي 5 براي ديگر كشورهاي غربي به دست ميآمد، آنها استفادههاي بسيار زيادي از آن در جريان مذاكرات ميكردند، ولي ما چون تجربه ديپلماسي زيادي نداشتيم، ضعيف عمل كرديم وگرنه بايد از اين عملياتها استفادههاي بيشتري ميكرديم.
امام (ره) منافقين را شاگردان بازرگان ميدانست
رضايي همچنين در جواب يكي از حضار در مورد اين سخن وي كه امام (ره) با انتخاب بازرگان سر آمريكا كلاه گذاشت نيز گفت: دليل نميشود كه اگر امام (ره) زماني براساس شرايط تصميمي گرفته باشند، آن تصميم اعتقاد ايشان بوده باشد. مثلا زماني مسعود رجوي به ديدار امام (ره) ميرفت. وقتي ما به امام (ره) ميگفتيم كه رجوي با ديدار شما اعتبار كسب ميكند، ميفرمود اشكالي ندارد هر وقت بخواهم اين اعتبار را از آن سلب ميكنم.
وي گفت: امام راحل در جايي فرمودند كه من از اول هم به انتخاب بازرگان مايل نبودم بنابراين ميتوان به اين نتيجه رسيد كه امام (ره) با اين انتخاب ميخواست فشارهاي آمريكا در روزهاي اول انقلاب را كاهش دهد. ضمن اينكه امام (ره) منافقين را شاگردان بازرگان ميدانست.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
تعبیر شما در مورد بازرگان با بسیاری از هم حزبی ها و اصولگرایان که بازرگان را با بنی صدر یکی می دانستند ،تفاوت دارد... و این خود جای تامل دارد:
"وقتي كه انقلاب اوج گرفت، اشكالي كه كمونيستها به ما ميگرفتند، اين بود كه چرا شعار «مرگ بر آمريكا» گفته نميشود، زيرا تا زمان اشغال سفارت آمريكا هيچگاه شعار «مرگ بر آمريكا» گفته نميشد، ولي امام خميني (ره) به خاطر تدبيري كه داشت و نميخواست در ابتداي انقلاب فشارها را گسترش دهد، بازرگان را انتخاب كرد و اگر در سال اول بازرگان انتخاب نميشد، ما نميتوانستيم انقلاب را جلو ببريم. انتخاب بازرگان توسط امام (ره) بزرگترين كلاهي بود كه امام (ره) به سر آمريكا گذاشت."
برداشتی که بنده از سخنان آقای رضایی کردم این است که امام به مهندس بازرگان هیچ گونه نظری نداشتند و در واقع اصلا ایشان را قبول نداشتند!!! و تنها برای کاستن فشارها ایشان را به عنوان نخست وزیر انتخاب کردند ....جالبه !!!اونوقت بعد؟؟؟؟ با این صحبت آقای رضایی ما نتیجه می گیریم که مهندس بازرگان در اوایل انقلاب بازی داده شد و.... اگر واقعا بخواهیم این صحبت های آقای رضایی را قبول کنیم باید بگوییم کار خوبی با مهندس بازرگان نشد.
مملكت ما يك مملكتيست كه در اون آزادي رسانه و مطبوعات وجود ندارد. به جاي اينكه يك نفر رو به عنوان يك بت بپرستيم و حرفش رو سند قطعي بدونيم چه بهتره كه بيايم و بدون تعصب و البته بدون توهين همه رو نقد كنيم. همه رو!
كساني كه جنگ را درست كردند، امروز هم در حال مديريت فتنه هستند؟!!
از آقامحسن بعيد بود همچين موضعي! چرا ما ياد نگرفته ايم همه چيز را با هم قاتي نكنيم؟! اگر منظور ايشان امثال ميرحسين و كروبي و هاشمي است، پس تكليف آن همه تاييدات امام از اين آقايان چه ميشود؟ آن وقت چگونه ميتوان سلامت نظامي را باور كرد كه سالهاي سال بالاترين مناصبشدر اختيار خائنترين افراد(به زعم ايشان) بوده است؟
آخر انصاف هم خوب چيزي است! اگر ايشان ميگفت كه مثلا كار معترضان شبيه كار دشمنان خارجي است قابل هضم تر بود تا چنين حرف ناپختهاي!
آی کیو منظورش دشمنان خارجیه. راست گفتند که اگه فحشو بندازی زمین، صاحبش پیداش می کنه ها.
منظور از بعضیهای آقای ه.ر نیست؟؟
اقای رضایی در این طول این سا لها چه در زمان جنگ وچه هم اکنون ثابت کردند که فرد مدبر دلسوز و با لیاقت میباشند خداوند انشا الله عمر با برکت به ایشان عطا کند
بسمه تعالي . من هم موافق هستم كه در مورد آقاي بازرگان هم موافقين و هم مخالفين نظر بدهند و اين اگر در داخل انجام شود هزار بار بهتر است كه در شبكه هاي وي . او . ا و يا بي بي سي انجام شود . يكي از افتخارات مذهب جعفري اين است كه نظر مخالف نه تنها رها نميشود بلكه عالمانه رد ميشود . من خودم در سال 1358 شش سال بيشتر نداشتم و گاهي صحبتهائي ميشنويم كه احتياج به بررسي دارد و با گفته هاي مسئولين امر در تضاد است و چه خوب است اين مسائل شكافته شود و براي امثال من روشن شود و اگر روشن نشود يعني يك نقطه تاريك كه دشمن با سليقه خود آن را نور تابي يا نور افشاني ميكند . روي زخم را باز كنيد اگر عفونت دارد آن را برطرف كنيد و اگر نه چرا روي آن را بسته نگه ميداريد كه ديگران فكر كنند آن زير چه خبر است
اگر بازرگان انتخاب نمی شد، ما نمی توانستیم انقلاب را جلو ببریم؟!!! اولاً یعنی از بازرگان به عنوان یک ابزار استفاده شد؟ یعنی هدف وسیله را توجیه می کند؟ ثانیاً اگر برای پیش برد انقلاب بازرگان انتخاب شد، پس او فردی مفید بوده و در پیشبرد انقلاب سهیم است. پس چرا او را اینقدر لعن می کنید آقای دکتر ؟ منافقین ایئولوژی التقاتی داشتند و بازرگان یک مسلمان لیبرال بود، چطور منافقین شاگردان او بودند.
اکنون مردم ونسل جوان در مورد بازرگان و سایر افراد در ابتدای انقلاب تصویر شفافی دارند. اما آیا بهتر نیست هنگامی که از جنگ سخن میگوئیم، به احترام شهداء و جانبازان، از برخی اشتباهاتمان هم سخن بگوئیم؟ البته کسی ادعا نکرده که مدیران و فرماندهان در آنزمان با آن تجربه کم باید بیاشتباه میبودند. اما اینگونه تفسیر کردن و همه چیز را تئوریزه کردن، آنهم در حالی که بسیاری از تصمیمگیریها در آن زمان تصادفی و هیجانی بود، منصفانه نیست. البته این به معنی زیر سئوال بردن تمامی برنامههای جنگ نیست.
کربلاي چهار و پنج، تنها و فقط!!! با ازجان گذشتگي رزمندگان شکل گرفت و بس!!!.
چه خوب بود حاج محسن تنها نتيجه اين عملياتها رو نميگفت و ياد دوستاني رو گرامي ميداشت که نتيجه اين عمليات فقط!!! مرهون خون اونها بود.
چه گلهايي که پرپر شدند....
يادشان بخير
تابناک عزیز
خدا وکیلی شما نمی دانی که راز این منفی های الکی چیه؟یک محاسبه ی ساده ی ریاضی از تمام کامنت ها نشون میده که شاید چند نفر معدود با اهداف خاص به روش های مختلف(باز کردن صفحات زیاد و...)سعی در ایجاد جو روانی منفی و تحت تاثیر قرار دادن مردم دارند.مسلما این افراد دارای نیات پلید و اهداف شومی هستند که انشاءالله خداوند به میزان ضرری که به جامعه وارد میکنند،جزایشان دهد.ولی این مساله از مسئولان محترم سایت رفع مسئولیت نمی کند.به هر حال باید روش هایی باشد که هر کاربر بیشتر از یکبار رای ندهد.
از شما خواهش میکنم این کامنت را قرار دهید تا انشاءالله شبهاتی که در ذهن من ایجاد شده بر طرف گردد.
امام ره عزیزمان آنقدر هوشیار و دانا بودند که کوچکترین حرکت اطرافیانش را متوجه می شدند و عاقبت آنرا می دانستند الان هم رهبر عزیزمان مانند امام عزیزمان هوشیار و آگاه و نکته سنج می باشد خدایا تا ظهور امام عصر عج سلامت باشند آمین
محسن رضایی عزیز واکاوی شخصیت مرحوم بازرگان آنهم این همه سال پس از درگذشت آنمرحوم عمل پسندیده ای نیست خانواده آنمرحوم را نگران و دلخور نفرمائید.به هر روی ایشان دراوایل انقلاب نخست وزیر دولت امام ره بودند ومورد تائید ایشان . اما شخصیتهای معروف این زمان درانموقع کارشکنیهای فراوانی را انجام می دادند. حال تمام این اعمال را به خود آقای بازرگان نسبت می دهند خداوند همه بندگانش را به راه راست هدایت نماید انشااله
خداوند روح بزرگ بازرگان را بیامرزد
حالا اونموقع رو ولش کن حاجی!
حالا بعضیها!!! میخوان رهبر رو مدیریت بکنن اینو بچسب اگه مردش هستی.
من هر بار مصاحبه ای از آقا محسن را می خوانم بیش از پبش حسرت میخورم که این سرباز مخلص امام زمان (عج)و ولایت که هم تخصص و مدیریت ودانشش بر همه اثبات شده ومیلیونها خرج تجربیات وی که دیگر امکان جمع شدن ان برای دیگری نیست چرا در صحنه اجرا کنار گذاشته شده است. ارادتمند اقا محسن. علیمرادی
اقا محسن فرمودند: در 8 سال جنگ ما کشور را اداره میکردیم . چه رسد به جنگ و پایان آن . آیندگان در مورد این حرفها خوب قضاوت خواهند کرد. هرچندکه تابناک نظرات رو سانسور کنه
نظر امام صريح است من از اول مخالف بازرگان ،بني صدر و منتظري بودم ولي نظر دوستان را پذيرفتم. يعني ديدگاه دوستان را ملاك قرار داده اند و اگر خودشان مي خواستند تصميم بگيرند مطلقا بازرگان را انتنخاب نمي كردند .بعدها هم صراحتا به ضربه هايي كه از اينها خورديم پرداختند.به بيانات امام در ذيل دقت فرماييد:
من امروز ، بعد از ده سال از پيروزي انقلاب اسلامي ، همچون گذشته اعتراف ميكنم كه بعضِ تصميمات اولِ انقلاب در سپردنِ پستها و امور مهمة كشور به گروهي كه عقيدة خالص و واقعي به اسلام نابِ محمدي نداشتهاند ، اشتباهي بوده است كه تلخي آثار آن به راحتي از ميان نميرود ؛ گر چه در آن موقع هم ، من شخصاً مايل به روي كار آمدن آنان نبودم ولي با صلاحديد و تأييد دوستان قبول نمودم » ( جماران ، 3/12/67 )
پس بهتر بود بردادر رضايي بيشتر دقت مي كردند.
برادر بزرگوارم ایکاش فضای مناسبی برای بحث وگفتگو وجود داشت تامن رزمنده نیز تحلیلی خصوصا درمورد ادامه جنگ بعداز فتح خرمشهر بدهم .
بهرحال خداوند حافظ شما باشد که بدون شک یکی ازسرمایه های انقلاب هستید
آقا محسن انصافا در دفاع از رزمندگان و هشت سال جنگ در مناظره با احمدی کوتاهی کرد در حالیکه همگان می دانند امام هم فرمودند اگر سپاه نبود کشور هم نبود لذا اقا محسن نباید اجازه می دادند که احمدی این همه بی ربط حرف بزنه باید بعنوان سردار سپاه از مواضع انقلاب به شدت حمایت می کرد که نکرد از این بابت از آقا محسن دلخورم
در مورد بازرگان تاریخ و مردم ایران قضاوت خواهند کرد ولو این قضاوت در هیچ رسانه ای نیاید.
امام هر کاری انجام داده از روی بصیرت بوده وبا مردم همیشه صادق بوده
چون اکثر اخبار سیاسی را عزیرانی کامنت می کذارند ویا امتیاز می دهند که به نظر اصلاح طلب به نظر می رسند گاهی من به عنوان یک جانباز اصلاح طلب ارزو می کنم ای کاش بعضی ها اصول گرا نامیده نمی شدند تا من اصولگرا می شدم چون ارزشهای من در وجود امثال حاج محسن بیشتر متبلور است تا در بعضی تفکرات به اصطلاح اصلاح طلبی ولی فعلا با ای مدیریت نوین بعضی اصولگرایان شرم دارم اصولگرا شوم..
وي گفت: امام راحل در جايي فرمودند كه من از اول هم به انتخاب بازرگان مايل نبودم بنابراين ميتوان به اين نتيجه رسيد كه امام (ره) با اين انتخاب ميخواست فشارهاي آمريكا در روزهاي اول انقلاب را كاهش دهد. ضمن اينكه امام (ره) منافقين را شاگردان بازرگان ميدانست.
آقای رضایی بهتر بود می فرمودند نظر ایشان این طور است. و البته لازم است توضیح دهند چگونه این نتیجه را گرفته اند؟!
الخیر فی ما وقع انشا الله
آقا محسن از همان ابتدا به همراه یاران امام(ره) من جمله آیت اله خامنه ای، آیت اله هاشمی و نخست وزیر وقت، تدابیر بسیار جالبی را در جنگ تحمیلی پی ریزی می کردند؛ خدا به ایشان طول عمر عنایت فرماید ان شاء اله
آفرين حاج محسن تعبير بجايي است و افسوس كه بعضي ها اصرار دارند بجاي مقابله موثر و با تدبير حمله دشمن را انكار كنند
تیتر قشنگی نبود چون همچین پنهان هم نیست .
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.