در افشاگری یک عضو جداشده از منافقین مطرح شد:
حکايت وضعيت اسفناک ساکنان کمپ اشرف
مهمترين پيامي که ميتوانم به دوستان خودم، به جوانان ايراني و جواناني که در بیرون از کشور هستند، بدهم، اين است که پیش از آن که براي زندگي خود تصميم بگيرند، پیش از اين که بخواهند به سازماني بپيوندند و پیش از اينکه راه و مسير زندگي خود را برگزینند، بهتر است حتما تا آنجا که می توانند مطالعه کنند و بیندیشند تا اسير گروههايي که فرقهاي هستند و افکار فرقهگرانه و استالينيستي دارند، نشوند.

یکی از اعضای سابق گروهک تروريستي منافقين که موفق به فرار از اردوگاه اشرف شده، گفته است: ساکنان اشرف در وضعيت اسفناکي بوده و از سادهترين حقوق انساني محروم هستند.
به گزارش «تابناک»، هفته گذشته، سه نفر از اعضاي منافقين به نام هاي مريم سنجابي، عبداللطيف چهاردري و برات کيخایي از اردوگاه اشرف گريخته و خود را تسليم دولت عراق کردند.
در همین زمینه، پارلمان عراق، قانوني را تصويب کرده است که بنا بر آن، دولت موظف است اعضاي سازمانهاي تروريستي را که ارتباط نزديکي با صدام حسين، ديکتاتور سابق عراق داشتند، از اين کشور بیرون کند.
بنا بر این گزارش، بيش از سه هزار نفر از اعضاي اين گروهک تروريستي در اردوگاه اشرف مستقر هستند و افزون بر همکاري با نظاميان آمريکايي در عراق، نيروهاي خود را براي انجام عمليات تروريستي به ايران ميفرستند.
آنها در گذشته، بارها عليه مقامات ايراني و همچنين مردم بيگناه ايران عمليات تروريستي انجام دادهاند.
این گزارش می افزاید، گروهک منافقين همچنين با رژيم بعث صدام حسين، ديکتاتور پيشين عراق در سرکوب مخالفان در مناطق جنوبي اين کشور در سال 1991 و کشتار کردها همکاري داشت.
اين گروهک تروريستي از سوي بيشتر کشورهاي جامعه بينالملل در فهرست گروههاي تروريستي قرار گرفته است.
اعضاي گروهک منافقين در سال 1986 ميلادي به عراق گريختند و تحت حمايت صدام حسين اردوگاه اشرف را در نزديکي مرز ايران بر پا کردند.
![]()
مريم سنجابي از اعضاي سابق گروهک مجاهدين خلق که موفق به فرار از اردوگاه اشرف شده است
مريم سنجابي، يکي از اعضاي سابق منافقين در مصاحبه با «پرس تی وی» گفت: در اردوگاه اشرف، همچنان قوانين خشک نظامي هست که همه آنها برگرفته از ايدئولوژي فرقهاي خاص آن است. همه کساني که در کمپ اشرف هستند، از ساده ترين حقوق انساني خود محرومند و همه بايد پیروی اجباري از رهبريت آن را داشته باشند.
قوانين اين فرقه واقعا عجيب و غريب و در نوع خود بينظير است. هيچ کس نميتواند اظهار نظر منفي داشته باشد؛ نه تنها اظهار نظري نميتوان داشت، بلکه همه افراد بايد اظهارنظرها و عقايد رهبري سازمان را تعريف و تمجيد کنند.
در دوران حکومت صدام حسين، اوضاع بسيار اسفناکتر و دردناکتر بود. در آن زمان، نشستهاي اجباري طولاني به صورت روزها و شبانه روز در سالهاي متمادي وجود داشت و افراد در اين نشستها، بايد از عقايد و افکار رهبري اين سازمان تعريف و تمجيد ميکردند. در اين نشستها، کتککاري، فحش و ناسزا هم بود و افراد نميتوانستند از خود عقيدهاي داشته باشند يا دیدگاه های خود را بگویند.
بسیاری از افراد در آن زمان، تصميم گرفته بودند، سازمان را ترک کنند و بروند، ولي باز هم اين اجازه به آنها داده نميشد و از همه افراد ميخواستند که در اشرف باقي بمانند. من حتي به یاد دارم، برخي افراد که تصميم ميگرفتند و موفق ميشدند از اشرف فرار کنند، باز هم به دست دولت سابق عراق بازداشت شده و به اردوگاه بازگردانده ميشدند؛ يعني ميخواهم بگويم، اوضاع به گونه ای بود که بر پایه ايدئولوژي اين سازمان و آن ايدئولوژي فرقهاي که روي همه اعضاي اين سازمان سوار شده بود، هيچ کس حق هيچگونه اظهارنظري ذر اين باره که از سازمان جدا شود، بيرون برود، يا آن که در سازمان بماند، نداشت. کسي که براي او تصميم ميگرفت، رهبري سازمان بود که با ديکتاتوري تمام، ميخواست که همه اعضا در اشرف بمانند.
من سالها بود به دليل شناختي که از ايدئولوژي فرقهگرايانه اين سازمان پيدا کرده بودم، قصد جدايي از اين سازمان را داشتم، ولي امکانش را نداشتم. اصليترين دليل جدايي من از سازمان مجاهدين، دوگانگي موجود در ايدهها و نظرات آن بود. اين سازمان در ظاهر ادعا ميکرد، دنبال حقوق بشر، حقوق زنان، عدالتخواهي و در واقع جامعه بيطبقه توحيدي است، در حالي که هيچ کدام از اينها را در اشرف و در کمپ خود اجرا نميکرد. به همين دليل بود که من به عمق دوگانگي و بيمحتوا بودن اين سخنان پي برده بودم؛ بنابراین، اين شرايط ديگر برايم تحمل ناشدنی بود و تصميم گرفتم از اشرف بیرون بروم.
در سازمان مجاهدين، اعضا هيچگونه اختياري بر کارها ندارند. در پادگان اشرف نه حقوق بشري است و نه آزادي. افرادي مسخ شده هستند که بنا بر قوانين سازمان، تنها بايد فرمانبرداري کرده و حق هيچ گونه پرسش، ابهام و حتي اظهار نظري را ندارند. در اشرف هيچگونه دسترسي به دنياي آزاد نیست. افراد حق استفاده از روزنامه، اينترنت، تلفن و حتي ديدار با اعضاي خانوادهشان را هم ندارند.
افراد در کمپ اشرف از ساده ترين حقوق انساني برخوردار نيستند، تنها کانال خبررساني در اشرف، يک بولتن چند صفحهاي است که اخبار آن هم درواقع توسط مسئولين سازمان کنترل ميشود و بعد به آگاهی افراد ميرسد.
حتي بيرون رفتن نفرات از محل استقرار، بايد با اجازه فرمانده آن بخش باشد. در سالهاي اخير حتي خودروهاي درون کمپ را هم جمعآوري کرده بودند. به علت اين که ميترسيدند افراد با آنها فرار کنند.
اين شرح مختصري از زندگي افراد درون پادگان اشرف است که نزدیک 25 سال است از ارتباط با دنياي بيرون محرومند. من زماني که در پادگان اشرف بودم، وضعيت خود را با روباتهايي که در فيلمهاي سينمايي ميديديم، مقايسه ميکردم که هيچگونه اختياري از خودشان ندارند.
فکر ميکردم، تنها تفاوتي که ما با آنها داريم اين است که اين روباتها، دست کم قلب و احساس ندارند، ولي انسانهايي که در اشرف هستند بايد افکار و عقايد و احساساتشان را هم از بين ميبردند.
در زمان دولت صدام حسين، سازمان مجاهدين همه سلاحهاي سبک، نيمه سنگين و مهماتش را از دولت صدام حسين تحويل ميگرفت و حتي تعميرات آن هم بر عهده دولت سابق عراق بود.
در سال 2003 در جنگي که بين آمريکاييها و دولت عراق صورت گرفت، پس از اشغال عراق، توافقي میان نيروهاي آمريکايي و سازمان مجاهدين شد که بنا بر آن، باید همه سلاحهايي که در اشرف هست تحويل داده و ظاهرا خلع سلاح شود.
به نظر من، اين طبيعي بود که شماري از اين سلاحها و مهمات را نيروهاي سازمان براي شرايطي که ميخواهند، نگه دارند، چون اين سازمان به مبارزه مسلحانه معتقد است و همچنين بر این باور است که ميخواهد در اشرف بماند و از آنجا مبارزه و جنگ خود را ادامه دهد.
موضوع مشکلات اردوگاه اشرف با دولت عراق در آغاز پيچيده نبود. مشکل اصلي اين است که سران سازمان مجاهدين نميخواهند اعضاي آن با دنياي بیرون ارتباطي داشته باشند.
از همان روزي که دولت عراق تصميم گرفت، يک ايستگاه پليس در اشرف ايجاد کند، مشکلات پيچيده و بغرنجي مطرح شد و از آن روز بود که سازمان مجاهدين، فريبکارانه در برابر برقراري ارتباط اعضاي اين سازمان و در واقع کساني که در کمپ اشرف هستند، با دنياي بیرون مقاومت ميکرد.
به نظر من، اين تشکيلات ميخواهد مانع شود که افراد درون کمپ اشرف هيچ دسترسي به دنياي آزاد و دنياي بیرون نداشته باشند و حتي از ورود خبرنگاران و افرادي که بخواهند به اين اردوگاه بيايند و يا حتي ايجاد ايستگاه پليس در آن جلوگيري کند؛ اين جزو تشکيلات و قوانين حاکم بر اين سازمان است.
به ما آموزشهايي برای مقابله با نيروهاي عراقي داده ميشد؛ آموزشهايي که گفته ميشد در صورت حمله عراقيها و گرفتن سلاحهاي آنان و حتي مصادره خودروهايشان، باید برای مقابله به مثل انجام ميداديم.
از هنگامی که از اشرف بیرون آمده ام، احساس ميکنم وارد دنياي جديدي شدم که دست کم ميتوانم آزادي را حس کنم و براي خودم تصميم بگيرم. کسي من را وادار به انجام کارهاي اجباري نميکند و ميتوانم با انسانها و افکار آنها در هر جای دنيا در تماس باشم.
اکنوم امکان استفاده تلفن، اينترنت، روزنامه و تلويزيون و از همه آن حقوقي که انسانهاي ساکن در اشرف از آن محرومند، برخوردارم. مهمترين چيزي که اکنون از همه اينها برايم باارزشتر است، آزادي انديشه است. ديگر کسي با افکار من کاري ندارد و من آزادم و ميتوانم افکار و باورهای خود را داشته باشم.
مهمترين پيامي که ميتوانم به دوستان خودم، به جوانان ايراني و جواناني که در بیرون از کشور هستند، بدهم اين است؛ پیش از اين که براي زندگي خود تصميم بگيرند، پیش از اين که بخواهند به سازماني بپيوندند و پیش از اين که راه زندگي خود را برگزینند، بهتر است حتما تا آنجا که می توانند مطالعه کنند و بیندیشند، تا اسير گروههايي که فرقهاي هستند و افکار فرقهگرانه و استالينيستي دارند، نشوند.
حتما مطالعه کنند، حتما کمک بگيرند و حتما مشاوره بگيرند. زندگي چيز با ارزشي است که به سختي به دست ميآيد. انسان يک بار به دنيا ميآيد و يک بار هم از دنيا ميرود و هر کسي که ميخواهد تصميم مهمي در زندگي اش بگيرد، باید حتما با فکر و ايدههاي مشخصي باشد.
هر کسي بايد بتواند شخصيت و مرام انساني خود را نگه دارد؛ بنابراين، مهم است که بداند در چه راهي گام برميدارد.
به گزارش «تابناک»، هفته گذشته، سه نفر از اعضاي منافقين به نام هاي مريم سنجابي، عبداللطيف چهاردري و برات کيخایي از اردوگاه اشرف گريخته و خود را تسليم دولت عراق کردند.
در همین زمینه، پارلمان عراق، قانوني را تصويب کرده است که بنا بر آن، دولت موظف است اعضاي سازمانهاي تروريستي را که ارتباط نزديکي با صدام حسين، ديکتاتور سابق عراق داشتند، از اين کشور بیرون کند.
بنا بر این گزارش، بيش از سه هزار نفر از اعضاي اين گروهک تروريستي در اردوگاه اشرف مستقر هستند و افزون بر همکاري با نظاميان آمريکايي در عراق، نيروهاي خود را براي انجام عمليات تروريستي به ايران ميفرستند.
آنها در گذشته، بارها عليه مقامات ايراني و همچنين مردم بيگناه ايران عمليات تروريستي انجام دادهاند.
این گزارش می افزاید، گروهک منافقين همچنين با رژيم بعث صدام حسين، ديکتاتور پيشين عراق در سرکوب مخالفان در مناطق جنوبي اين کشور در سال 1991 و کشتار کردها همکاري داشت.
اين گروهک تروريستي از سوي بيشتر کشورهاي جامعه بينالملل در فهرست گروههاي تروريستي قرار گرفته است.
اعضاي گروهک منافقين در سال 1986 ميلادي به عراق گريختند و تحت حمايت صدام حسين اردوگاه اشرف را در نزديکي مرز ايران بر پا کردند.
مريم سنجابي از اعضاي سابق گروهک مجاهدين خلق که موفق به فرار از اردوگاه اشرف شده است
قوانين اين فرقه واقعا عجيب و غريب و در نوع خود بينظير است. هيچ کس نميتواند اظهار نظر منفي داشته باشد؛ نه تنها اظهار نظري نميتوان داشت، بلکه همه افراد بايد اظهارنظرها و عقايد رهبري سازمان را تعريف و تمجيد کنند.
در دوران حکومت صدام حسين، اوضاع بسيار اسفناکتر و دردناکتر بود. در آن زمان، نشستهاي اجباري طولاني به صورت روزها و شبانه روز در سالهاي متمادي وجود داشت و افراد در اين نشستها، بايد از عقايد و افکار رهبري اين سازمان تعريف و تمجيد ميکردند. در اين نشستها، کتککاري، فحش و ناسزا هم بود و افراد نميتوانستند از خود عقيدهاي داشته باشند يا دیدگاه های خود را بگویند.
بسیاری از افراد در آن زمان، تصميم گرفته بودند، سازمان را ترک کنند و بروند، ولي باز هم اين اجازه به آنها داده نميشد و از همه افراد ميخواستند که در اشرف باقي بمانند. من حتي به یاد دارم، برخي افراد که تصميم ميگرفتند و موفق ميشدند از اشرف فرار کنند، باز هم به دست دولت سابق عراق بازداشت شده و به اردوگاه بازگردانده ميشدند؛ يعني ميخواهم بگويم، اوضاع به گونه ای بود که بر پایه ايدئولوژي اين سازمان و آن ايدئولوژي فرقهاي که روي همه اعضاي اين سازمان سوار شده بود، هيچ کس حق هيچگونه اظهارنظري ذر اين باره که از سازمان جدا شود، بيرون برود، يا آن که در سازمان بماند، نداشت. کسي که براي او تصميم ميگرفت، رهبري سازمان بود که با ديکتاتوري تمام، ميخواست که همه اعضا در اشرف بمانند.
من سالها بود به دليل شناختي که از ايدئولوژي فرقهگرايانه اين سازمان پيدا کرده بودم، قصد جدايي از اين سازمان را داشتم، ولي امکانش را نداشتم. اصليترين دليل جدايي من از سازمان مجاهدين، دوگانگي موجود در ايدهها و نظرات آن بود. اين سازمان در ظاهر ادعا ميکرد، دنبال حقوق بشر، حقوق زنان، عدالتخواهي و در واقع جامعه بيطبقه توحيدي است، در حالي که هيچ کدام از اينها را در اشرف و در کمپ خود اجرا نميکرد. به همين دليل بود که من به عمق دوگانگي و بيمحتوا بودن اين سخنان پي برده بودم؛ بنابراین، اين شرايط ديگر برايم تحمل ناشدنی بود و تصميم گرفتم از اشرف بیرون بروم.
در سازمان مجاهدين، اعضا هيچگونه اختياري بر کارها ندارند. در پادگان اشرف نه حقوق بشري است و نه آزادي. افرادي مسخ شده هستند که بنا بر قوانين سازمان، تنها بايد فرمانبرداري کرده و حق هيچ گونه پرسش، ابهام و حتي اظهار نظري را ندارند. در اشرف هيچگونه دسترسي به دنياي آزاد نیست. افراد حق استفاده از روزنامه، اينترنت، تلفن و حتي ديدار با اعضاي خانوادهشان را هم ندارند.
افراد در کمپ اشرف از ساده ترين حقوق انساني برخوردار نيستند، تنها کانال خبررساني در اشرف، يک بولتن چند صفحهاي است که اخبار آن هم درواقع توسط مسئولين سازمان کنترل ميشود و بعد به آگاهی افراد ميرسد.
حتي بيرون رفتن نفرات از محل استقرار، بايد با اجازه فرمانده آن بخش باشد. در سالهاي اخير حتي خودروهاي درون کمپ را هم جمعآوري کرده بودند. به علت اين که ميترسيدند افراد با آنها فرار کنند.
اين شرح مختصري از زندگي افراد درون پادگان اشرف است که نزدیک 25 سال است از ارتباط با دنياي بيرون محرومند. من زماني که در پادگان اشرف بودم، وضعيت خود را با روباتهايي که در فيلمهاي سينمايي ميديديم، مقايسه ميکردم که هيچگونه اختياري از خودشان ندارند.
فکر ميکردم، تنها تفاوتي که ما با آنها داريم اين است که اين روباتها، دست کم قلب و احساس ندارند، ولي انسانهايي که در اشرف هستند بايد افکار و عقايد و احساساتشان را هم از بين ميبردند.
در زمان دولت صدام حسين، سازمان مجاهدين همه سلاحهاي سبک، نيمه سنگين و مهماتش را از دولت صدام حسين تحويل ميگرفت و حتي تعميرات آن هم بر عهده دولت سابق عراق بود.
در سال 2003 در جنگي که بين آمريکاييها و دولت عراق صورت گرفت، پس از اشغال عراق، توافقي میان نيروهاي آمريکايي و سازمان مجاهدين شد که بنا بر آن، باید همه سلاحهايي که در اشرف هست تحويل داده و ظاهرا خلع سلاح شود.
به نظر من، اين طبيعي بود که شماري از اين سلاحها و مهمات را نيروهاي سازمان براي شرايطي که ميخواهند، نگه دارند، چون اين سازمان به مبارزه مسلحانه معتقد است و همچنين بر این باور است که ميخواهد در اشرف بماند و از آنجا مبارزه و جنگ خود را ادامه دهد.
موضوع مشکلات اردوگاه اشرف با دولت عراق در آغاز پيچيده نبود. مشکل اصلي اين است که سران سازمان مجاهدين نميخواهند اعضاي آن با دنياي بیرون ارتباطي داشته باشند.
از همان روزي که دولت عراق تصميم گرفت، يک ايستگاه پليس در اشرف ايجاد کند، مشکلات پيچيده و بغرنجي مطرح شد و از آن روز بود که سازمان مجاهدين، فريبکارانه در برابر برقراري ارتباط اعضاي اين سازمان و در واقع کساني که در کمپ اشرف هستند، با دنياي بیرون مقاومت ميکرد.
به نظر من، اين تشکيلات ميخواهد مانع شود که افراد درون کمپ اشرف هيچ دسترسي به دنياي آزاد و دنياي بیرون نداشته باشند و حتي از ورود خبرنگاران و افرادي که بخواهند به اين اردوگاه بيايند و يا حتي ايجاد ايستگاه پليس در آن جلوگيري کند؛ اين جزو تشکيلات و قوانين حاکم بر اين سازمان است.
به ما آموزشهايي برای مقابله با نيروهاي عراقي داده ميشد؛ آموزشهايي که گفته ميشد در صورت حمله عراقيها و گرفتن سلاحهاي آنان و حتي مصادره خودروهايشان، باید برای مقابله به مثل انجام ميداديم.
از هنگامی که از اشرف بیرون آمده ام، احساس ميکنم وارد دنياي جديدي شدم که دست کم ميتوانم آزادي را حس کنم و براي خودم تصميم بگيرم. کسي من را وادار به انجام کارهاي اجباري نميکند و ميتوانم با انسانها و افکار آنها در هر جای دنيا در تماس باشم.
اکنوم امکان استفاده تلفن، اينترنت، روزنامه و تلويزيون و از همه آن حقوقي که انسانهاي ساکن در اشرف از آن محرومند، برخوردارم. مهمترين چيزي که اکنون از همه اينها برايم باارزشتر است، آزادي انديشه است. ديگر کسي با افکار من کاري ندارد و من آزادم و ميتوانم افکار و باورهای خود را داشته باشم.
مهمترين پيامي که ميتوانم به دوستان خودم، به جوانان ايراني و جواناني که در بیرون از کشور هستند، بدهم اين است؛ پیش از اين که براي زندگي خود تصميم بگيرند، پیش از اين که بخواهند به سازماني بپيوندند و پیش از اين که راه زندگي خود را برگزینند، بهتر است حتما تا آنجا که می توانند مطالعه کنند و بیندیشند، تا اسير گروههايي که فرقهاي هستند و افکار فرقهگرانه و استالينيستي دارند، نشوند.
حتما مطالعه کنند، حتما کمک بگيرند و حتما مشاوره بگيرند. زندگي چيز با ارزشي است که به سختي به دست ميآيد. انسان يک بار به دنيا ميآيد و يک بار هم از دنيا ميرود و هر کسي که ميخواهد تصميم مهمي در زندگي اش بگيرد، باید حتما با فکر و ايدههاي مشخصي باشد.
هر کسي بايد بتواند شخصيت و مرام انساني خود را نگه دارد؛ بنابراين، مهم است که بداند در چه راهي گام برميدارد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
به فتوای امام در سال ۶۷ تو ازهمه منا فقین حقه باز تری حکم تو به دا رکشید ان جلو ی مادران شهدا است تا کسی فردا به فکر خیا ٔنت به حکو مت اسلامی نبا اشد
دوستان عزیز همیشه در توبه باز است
باید تلاش کنید که سایر ساکنین این اردوگاه مخوف هم فرار کنند با این گفتار ها و رفتار ها بیشتر به رجوی کمک می کنید تا ایران
از کجا معلوم این کار یک تاکتیک منافقانه شورای مثلا مقاومت نیست ؟؟؟؟؟
تا کنون کثیف تر از این ها انسانی دیده نشده. کسانی که دین ندارند دست کم آزاده هم نیستند و جز با زبان ترور و خشونت صحبت نمی کنند.
واقعا کسانی که رأی منفی داده اند؛ از جنایت این گروه خبر ندارند یا خودشان را به خواب زده اند؟ فراموش کرده اند که پس از پایان جنگ و در عملیات مرصاد چه جنایاتی مرتکب شدند! کاری با جوانان ایرانی کردند که عراقی ها نکردند. یکی از دوستان برادرم به هزار زحمت در رشته مهندسی قبول شده بود و برای دوره سربازی به جبهه رفته بود. پس از پذیرش قطعنامه جنگ، وقتی منافقان به مرزهای ایران حمله کردند، او و همراهانش به دست این اوباش کشته شدند. آنقدر هار و وحشی بودند که به جای کشتن با گلوله، سرشان را بریدند و جنازه سر بریده آنها به خانه برگشت. فراموش کرده اید که در زندان های صدام، خودشان را اسیر جا می زدند وبرای عراقی ها جاسوسی اسرا را می کردند و صد ها نفر از جوانان هموطنشان را به شکنجه گاه صدام فرستادند؟ فراموش کرده اید که وقتی در حرم امام رضا (ع) بمب گذاشتند، چه ذوقی می کردند ! حالا توبه کار شده اند؟ امیدوارم توبه آنها که دستشان به خون هموطنانشان آلوده است درست باشد. اما اگر درست باشد!
بهترين نام براي شما منافق است.نه مجاهد...تو ان چند سال كه صدام بود و اوج قدرتتان بود از اين حرف ها نمي زديد.يادتون رفته ايراني بوديد و هموطن كشي ميكرديد.با اسيراي جنگ چه كرديد.....
مسعود توله سگ كجاست
من از این منافقین اصلا خوشم نمیاد ولی حضرت محمد با اینکه میدانست ابوسفیان همان ابوسفیان است وبه درگاه خدا توبه نموده او را بخشید ، با همه کشت و کشتاری که کرد ولی بازم از منافقین بدم میاد ، خداوند همه ما رو ببخشه و بیامرزه
منافقینی که در کمپ اشرف هستند یک سری فسیل متحرک اند . در واقع اونا مرده های زنده اند .
تنها تاسف میخورم چرا جوانان تحصیل کرده ما در دام چنین حزبی قرار گرفتند ودنیا واخرتشون را نابود کردند جوانان بر گردید به اغوش ملت ملت ما منتظر شما
ای وای
همون اول که من شبکه این اهریمنان رو دیدم گفتم اینها کمونیست هستند و میگفتند نه بابا اینها آدمهای معتقدی هستند
یه مشت زبون نفهم.همین مرتیکه رجوی که معلوم نیست کجا غیبش زده و مرده برای مرگ استالین گریه میکرد.
همین ها با اسراییل قرار داد نداشتند و اعضاشون نگفتند ما پوتین سرباز امریکایی رو میبوسیم که بیاد ایران..
همش دفاع از جنگ و بدبختی مردم ایران
و ما یادمان باشد بزرگترین دشمن ما همپیمان اینها بود(دولت اسراییل)
اسراییل تا حدی از ما متنفر است که طر داد:
BALKANIZETION OF IRAN
این یعنی تکه تکه کردن ایران(جهت اطلاع کسانی که میگن اسراییل دشمن ما نیست)
یا تیلیغات برای اون فیلم کثیف :
IRANIUOM
من یادم نمیره این جنایات حتی اگر دولت ما و حاکمیت ما از یکی از گناهان اینها هرچند کوچک بگذرد من به عنوان ایرانی آزاده نمیگذرم.اینها قاتل عموی من و مردهای این مملکت هستند.هیچ تفاوتی بین این ها و ارتشبد اویسی ملعون نیست.
اون کثافت چینی بهش گفتند این مجاهدین رو چیکار کنیم؟
گفت:
WE NEED FOR REJIM CHENG
ما اینها رو برای تغییر رژیم میخواهیم.یهنی ما ملت ایران اینقدر بدبخت شدیم که اینها به ما حاکمیتی کنند.
خواهش میکنم از بزرگ تا کوچیکشون رو دادگاهی کنید.به درستی دادگاهی کنید.
دل ما پره.
خیلی متاسفم که این حرفها را می زنم اما اینها نجس هستند
کسی که بعد از این همه سال و جنایت به خاطر نبود آزادی و شرایط بد زندگی داره فرار می کنه و از این همه خیانت و خباثت و کثافت کاری حرف نمی زنه و چون مزاحم ازادی خودشون شدند داره جدا میشه به نظرم مورد اعتماد نیست
اینها خباثت از سر و کولشون بالا می ره
اینهمه جنایت
این همه ادعا
حالا چه مظلوم نمایی هم میکنه
ملت ما هم که احساساتی
ادمهای لجوج و خبیث و کثیف که فقط مرگ چاره کارشونه
بیشرف یک کلمه عذر خواهی نکرده هنوز
خانم سنجابي شما آنقدر در قرنطينه بوده ايد كه فكر ميكنيد هنوز هم مردم ايران طرفدار شما هستند؟؟؟ اگر بامردم برخورد آزاد داشته باشيد خواهيد فهميد اين فرقه تا چه اندازه مور نفرت مردم ايران است .
نحن نحكم بالظاهر
مقام معظم رهبري :
"ملاك حال فعلي افراد هست"
قضاوت با خداست
عزيزان بغض ها رو در دل نگه داريد تا روز قيامت نه اينكه كسي كه حتي فقط به ظاهر توبه كرده رو رجم كنيد!!!
ابوسفيان هم وقتي گفت اسلام آوردم پيامبر اعدامش نكرد.
گرچه دروغ ميگفت
مرگ بر مسعود و مریم رجوی خائن
درست است که در توبه باز است ،درست است که بعضی از منافقین ناخواسته وبا فریب به اشرف برده شدند ولی نعوذ بالله مگر ما خداییم که توبه پذیر باشیم؟چرا باید کسانی را که یک عمر در چنین محیطی پرورش یافته اند را به کشور راه دهیم؟ ما تازه داریم به یک امنیت نسبی میرسیم وچند سالی است که شکر خدا از بمب گذاری و...راحت شدیم چرا باید دوباره ترس را به ایران وایرانی راه دهیم؟به خدا من اگر یک نفر از آنان را تا 30سال دیگر ببینم ،میترسم چرا که مغز انان شستشو داده شده و شاید به صورت غیر ارادی هر از چند گاهی مرتکب اعمال غیر قابل جبرانی بشوند.این خط واین نشان اگر یک روز پشیمان نشدیم!
منافقين بايد بدونن كه در هر كشوري كه بروند باز هم اونجا براي اونها جاي امني نخواهند بود . اينها جنود شيطانند و به شيطنت هاي خودشون ادامه خواهند داد و هلاك خواهند شد .
انشاءالله
مگر امکان داره که کسی در ارودگاه اشرف باشه و دستش به خون مظلومی آغشته نشده باشد.
این کفتار بی صفت با خصلت نفاق حرف می زنه.
خدایا همه منافقین را از صدر اسلام تا آخر جهان لعنت کن که هر چی بدبختی در اسلام این امت مسلمان می کشند از دست این ملعون ها است.
لعنت خداوند بر این جیره خواران آمریکاو غرب از اون بد تر
همین آشغال معلون نیست خون چند نفر از جوانان بیگناه ما رو ریخته
خانم سنجابی حالا که از تمام خرابکاریهاتون خسته شدی اومدی چه بگی
هرکسی که برعلیه ملت خودش شمشیر بکشد زمان آن را نابود میکند این یک نمونه بارز است.وکلیه کسانیکه که دراشرف هستند سعی کنند باتوبه به ایران عزیز برگردند.
بايد براي افرادي كه نمي خواهند همكاري كنند امكانات ايجاد كرد و براي آنها امنيت ايجاد كرد چون بسياري از اينها گرفتار توهمات و آرمانهاي دروغين سازمان شده اند.
فرقی نداره،طرفدار چپ باشم یا راست ولی حتما خواهم گفت: مرگ بر منافق،مرگ بر شما که چکردید با این مردم،واقعا حق نیست که شما به ایران برگردید...
تابناک جان این از اول تا آخر حرف تکراری زد واز اوضاع داخلی آنجا چیز خاصی نگفت
نميدونم چرا به اين ديوانگان اجازه ميدهيد صحبت كنند. نميدونم عمليات مرصاد را چه كساني به خاطر مي آورند همان زماني كه امثال اين خانم (جانور)تمام بيماران يك بيمارستان را به رگبار بستند .افراد وطن خودشان را. اين رواني آن موقع چه غلطي ميكرد؟ حتما به عكسها نگاه ميكرد و لذت ميبرد .الان يادش افتاده ؟ زماني كه وضع بهم ريخته؟
سازمان رجوی ملعون یکی از کثیف ترین گروههای سیاسی و اعتقادی هستند و مردم ایران هیچوقت خیانت آنها را به میهن عزیزمان در اواخر دهه شصت فراموش نمی کنند. از عقاید و روش آنها متنفرم ، ادم وقتی اونها می بینی تنها چیزی که برات تداعی میشه اردوگاههای هیتلر در جنگ جهانی دوم (طبق اسناد و فیلم ها) ایکاش همه آدمهای بیچاره ای که درون اون کمپ زندگی (اسارت)می کنند بخودشان بیایند و برگردنند.
من شاهد خیانتهای این گروهک در منطقه جنگی بودم ولی باید با کسانیکه به آغوش میهن باز میگردند با گذشت برخورد کرد
لعنت خدا برمنافقين لعنت بر رجوي كثيفكه بسياري از مردم را شهيد كرد اشكالي ندارد دررحمت هميشه باز است بگذاريد كه اين خانم به آغوش ملت برگردد وزندگي آزادي را شروع كند تا بداند كه زندگي زيباست نه زيبايي كه نفاق از آن دم ميزد ترا بخدا اورا ببخشيد ملت ايران وباايمان هميشه اهل بخشش بوده وهست آنهايي را نبخشند كه زن خود را دو دستي به رجوي كثيف هديه كرد اونوقت اينا ميخواستن بيان وايران را در دست بگيرن شتر در خواب بيند پنبه دانه
یاد آن روزها بخیر که در خیابانها و جاهای دیگر با دلباختگان این گروهک بحث می کردیم مگر حرف توی گوش اینها می رفت با تظاهرات مردم علیه رژیم شاه از زندان آزاد شدند و علیه همان مردم اسلحه کشیدند و علاوه بر ستون پنجم بودن در داخل به همه دشمنان ملت ایران کمک اطلاعاتی کردند بلاخره با صدام متجاوز هم پیمان شدن و با فکر کودکانه خود می خواستند حماقت صدام را کامل کنند 000زهی خیال باطل
اوندو تا جونور دو پا کدوم جهنمی قایم شدن؟؟؟؟؟
صد البته مسعود و مریم گور به گوریو میگم
اون کسي که نوشته اگه پرونده قضايي تو ايران نداشته باشه، و درآغوش باز ملت هست، نمي فهمه که پدري بي گناه از دست دادن يعني ، واقع صيادشيرازي چه گناهي کرده بود، واقا بهشتي چه ظلمي کرده بود، قبلا هم گفته ام درمورد منافق و توبه کردنش راهي وجود نداره، ضمنا امکان ندارد کسي فرار کند و هنوز در عراق باشد
بتواند آزادانه زندگي کند اينها براي هيچ کسي در دنيا امنيت نمي گذارند.
اگر به نفعشان نباشد خيلي راحت اين زن را ترور مي کنند.ساده لوحي ست باور کنيم به همين راحتي يکي از چنگال اينها فرار مي کند و آزادانه در رسانه ها حرف مي زند. آيا اين شگرد جديدي براي مظلوم نمايي نيست؟
راستي خانم سنجاب چرا از تجاوزات جنسي به زنان شوهر دار و غصب زنان شوهردار توسط رهبران و سرشبکه ها چيزي نگفتي؟ بگو از رذالتهايي که داريد
بعد شماها خود را مفسرقرآن و نهج البلاغه مي دانيد؟
لعنت خدا برشما
هنوز عمليات مرصاد از ذهن ما ترفته که هرکسي محاسن داشت رو بي گناه مي کشتيد و جنازه آنها را از درخت آويزان کرديد. هنوز يادمان نرفته در يک بيمارستان بيماران را تارو مار کرديد. احمقانه هست بخشيدن اينها
يک لحظه به آن پدرومادري فکر کنيد که بيگناه جوانش را کشتيد. هنوز يادمان نرفته چگونه پوست سر چندنفر را کنديد و پشتشان را با اتو سوزانديد و آلت شان را باميله گداخته شده سوزانديد.
يک نوجوان شانزده ساله چه گناهي مرتکب شده بود. لعنت خدابرشما
بالاخره اين ..... خونه هم از هم پاشيد كه امثال شما.... ها بتونيد بيايد بيرون ..... خوري بكنيد
ازمنافقین جنایت کار کسی نداریم درطول 8سال دفاع مقدس این کوردلان درکنارصدام بودند.درمیان ماجایگاهی ندارندبااین ایدلولوژی مزخرفشان برن گورشان راگم کنند
ای کاش سوال می کردید آیا در اردوگاه اشرف به حریم خانمهای دربند اردوگاه هم تجاوز می شده یا خیر. بعید می دونم مسعود خان رجوی و سایر نیروهای بعثی عرب بی خیال آنها بوده باشند.
اونوقت که دوستان شما ملت ایران رو تکه پاره میکردند کجا تشریف داشتید ؟
معلومه اونجای صدام.
گه بتونه اطلاع رسانی خوبی یرای سایر رفقای گول خورده اش داشته با شه خوبه اما مثل معروفی هست که میگن توبه گرگ مرگ است
واقعاً اگه یه حرفه درست زده اینه:" قبل از اينکه براي زندگي خود تصميم بگيرند، قبل از اينکه بخواهند به سازماني بپيوندند، قبل از اينکه راه و مسير زندگي خود را انتخاب کنند، بهتر است حتما تا آنجا که ممکن است مطالعه کنند"
همه شما منافقین را باید از اول تا به آخر اعدام کرد
این هم یک فریب است از ناحیه منافقین
خوب نتوانسته .حالا که توانسته فرار کرده
جمهوری اسلامی ایران میباید که از طریق اینتر پل سران جنایتکار این فرقه را به چنگ انداخته و در درجه اول آنها را مجازات نموده و یک فرقه و سکت جنایتکار را منهدم نماید! با اعضای در زندان رجوی میباید که شاید همدری هم نمود, چرا که بسیاری از آنها در صورت دست رسی داشتن به رسانه های آزاد این فرقه خیانت پیشه را ترک خواهند نمود. آنها آنچنانکه خانم سنجابی میگوید در زندان بزرگ رجوی خائن میباشند!
به دوستانی که به خانم سنجابی بد و بیرا نوشته اند عرض میکنم که مگر حر اولین افسر ی نبود که راه را بر حسین بست؟ ولی آیا همان حر نبود که در لحظه ای منقلب شد و به یکی از پرچمداران حسین در آمد و جزو اولین شهدای یاران حسین شد؟
پس به کسانیکه جبهه شر و باطل را ترک میکنند, میباید اجازه وامکان این کار را داد و از آنها قبول هم نمود! حتی پس از 25 سال!!
واقعا مسعود رجوی کجاست؟ چرا هیچکس در این مورد حرفی نمی زند/
همه ميدونن كه مسعود رجوي مرده فقط اينا رو نميكنن كه روحيه ي اشرف خراب نشه از پارسال تا حالا كه خبر مرگش پخش شده تمام سخنراني هاش فقط يه عكس بوده با يه دستگاه كه صداي مسعود را با وقفه بيرون ميده
خيانتكار و كثيف تر از منافقين بر روي زمين وجود ندارد
اونوقت که دوستان شما ملت ایران رو تکه پاره میکردند کجا تشریف داشتید ؟ وقتی که دیدی رجوی قاتل دربغل صدام برعلیه کشورت است نفهمیدی که این گروهک خون آشام است؟
هنوز منافقانه رفتار می کنند
یادتون رفته چه بلایی سربچه های بسیجی وحزب اللهی می آوردن؟حالا آزادی می خوان ؟توبه گرگ مرگه
امیدوارم همه کسایی که جون و زندگی بقیه آدمها رو فدای تفکرات خودشون میکنن نیست بشن.
بفرمائید در این 25 سال چرا فرار نکردید
منافقین کثیف ترین انسانها هستند که هنوز منافقانه رفتار می کنند . تا دیروز وی و همپالکیهایش در سایت و تی وی منافقین برنامه اجرا می کردند و دستشان به خون برادران ما در جبهه و شهر ها الوده است و می بایست که این افراد محاکمه شوند و به جنایات خود اعتراف کنند و بگویند که برای صدام و امریکا چه اطلاعاتی را جمع اوری می نموده اند؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.