وقتی جعبه جادو غمخانه میشود!
تصور کنید یک روز جمعه همراه خانواده پای تلویزیون نشستهاید. در واقع بعد از گذراندن یک هفته پرکار قصد دارید همراه خانواده ساعاتی را در آرامش و لبخند سپری کنید، ساعاتی که فرصتی برای تمدد اعصاب شما فراهم شود. مسلماً اولین کاری که میکنید تلویزیون را روشن میکنید و این جعبه جادویی مثل همیشه مهمان ناخوانده خانههایتان میشوید. بیتردید انتظار دارید در روز جمعه شاهد فیلمها و مجموعههای مفرح باشید، اما باید چه چیز را تماشا کرد؟ چون با تغییر هر کانال شاهد آثار نمایشی تلخ تلویزیون میشوید.
با وجود آنکه علی دارابی، معاون سیمای سازمان صدا و سیما تولید و پخش فیلم و مجموعههای تلخ را در تلویزیون ممنوع کرده است، همچنان شاهد پخش چنین آثاری از تلویزیون هستیم.
به گزارش خبرنگار مهر، در سالهای اخیر پرمخاطبترین ساختار تلویزیونی ملودرامهای اجتماعی بوده و سریالهای متنوعی در این باره ساخته و پخش شده است، اما گاهی نگاه تلخ در این سریالها به حدی پررنگ است که محتوا رها میشود.
تصور کنید یک روز جمعه همراه خانواده پای تلویزیون نشستهاید. در واقع بعد از گذراندن یک هفته پرکار قصد دارید همراه خانواده ساعاتی را در آرامش و لبخند سپری کنید، ساعاتی که فرصتی برای تمدد اعصاب شما فراهم شود. مسلماً اولین کاری که میکنید تلویزیون را روشن میکنید و این جعبه جادویی مثل همیشه مهمان ناخوانده خانههایتان میشوید. بیتردید انتظار دارید در روز جمعه شاهد فیلمها و مجموعههای مفرح باشید، اما باید چه چیز را تماشا کرد؟ چون با تغییر هر کانال شاهد آثار نمایشی تلخ تلویزیون میشوید.
راه دوری نمیرویم. همین روز جمعه سوم تیرماه فیلم تلویزیونی "گل برار" از شبکه یک پخش شد. این فیلم تصویرگر پسری بود که اسب خودش را با نام (رخش) در اثر تصادف رانندگی از دست میدهد و بعد از آن کره اسبش فرار میکند و او در جنگلها گم میشود. ناراحتی او برای از دست دادن اسباش و بعد از آن دل نگرانیهای خانواده برای پیدا کردن فرزندشان حسابی روی اعصاب بینندگان میرود.
بعد از پخش این فیلم در شبکه یک، ساعت 21 پخش مجموعه غمانگیز "ستایش" شروع میشود. همه چیز این سریال تلخ است. انگار که از زمین و آسمان برای قهرمان قصه که ستایش است تلخی و ناکامی میبارد. او که همسرش را به تازگی از دست داده است با مشکلات بزرگی رو به رو میشود. پدر ستایش (محمود عزیزی) بعد از مرگ همسر و پسرش وقتی با مرگ دامادش رو به رو میشود کم کم مبتلا به بیماری آلزایمر میشود. از سوی دیگر حشمت فردوس - پدر شوهر ستایش- به دنبال گرفتن نوهاش از ستایش است.
البته همزمان با این مجموعه هم یک سریال خارجی هم از شبکه دو پخش میشود که آن هم کمی موضوعاش غمانگیز است. حال در آخر شب هم مجموعه تلویزیونی "مختارنامه" به کارگردانی داود میرباقری پخش میشود. گرچه این مجموعه امتیازات فراوانی دارد و به لحاظ ساختار و کارگردانی قابل مقایسه با دیگر آثار تلویزیون نیست، اما باید تصور کرد دیگر برای مخاطب تلویزیون که در طول روز آثار نمایشی تلخ دیده است، آیا باز هم توانی مانده یک مجموعه که مملو از جنگ، توطئه و ... است را ببیند؟
معلوم نیست چرا برخی کارگردانان و تهیهکنندگان علاقه عجیبی به نگاه تلخ و غمناک دارند. شاید نایابترین مضمون در سریالهای خانوادگی تلویزیون ما یک خانواده متعادل و آرام ایرانی باشد و از آن سو تکراریترین مضمون، درگیریهای خانوادگی، طلاق و شکستهای عاطفی است.
میتوان با ساخت یک ملودرام خوب خستگی را از تن مردم در آورد بدون آنکه اغتشاشی در ذهن او به وجود بیاوریم. ضمن اینکه مجموعه هم سرگرمکننده و هم آموزشی باشد. در این صورت است که میتوان تاثیر لازم را به لحاظ محتوا روی تماشاگر بگذاریم تا بعد از دیدن یک اثر نمایشی درباره موضوع سریال فکر کند.
در واقع با یک محتوای فرهنگی خوب میتوانیم شاهد چنین اتفاقی باشیم. میتوان معضلات را با بیان خوب به تصویر کشید نه با یک نگاه تلخ. هنرمند واقعی کسی است که هنرمندانه و خیلی ظریف یک معضل را مطرح کند بدون آنکه مخاطب آسیب روحی ببیند، اما برایش هشدار دهنده باشد. در واقع میتوان در بستر اجتماعی موضوعهای متنوعی را که امروزه معضل بزرگی هستند مطرح کرد، اما نگاه امیدوارکننده باشد نه اینکه مخاطبان را مایوس کنیم؛ بلکه آرامش را به او هدیه بدهیم.
گرچه علی دارابی، معاون سیمای سازمان صدا و سیما اخیراً دستورالعملی مبنی بر ساخته نشدن و پخش آثار نمایشی تلخ صادر کرده است، اما هنوز اتفاقی نیفتاده است و تهیه و پخش چنین مجموعههایی ادامه پیدا کرده است. امید است در آینده این روند با برنامهریزی صحیح درست شود.
به گزارش خبرنگار مهر، در سالهای اخیر پرمخاطبترین ساختار تلویزیونی ملودرامهای اجتماعی بوده و سریالهای متنوعی در این باره ساخته و پخش شده است، اما گاهی نگاه تلخ در این سریالها به حدی پررنگ است که محتوا رها میشود.
تصور کنید یک روز جمعه همراه خانواده پای تلویزیون نشستهاید. در واقع بعد از گذراندن یک هفته پرکار قصد دارید همراه خانواده ساعاتی را در آرامش و لبخند سپری کنید، ساعاتی که فرصتی برای تمدد اعصاب شما فراهم شود. مسلماً اولین کاری که میکنید تلویزیون را روشن میکنید و این جعبه جادویی مثل همیشه مهمان ناخوانده خانههایتان میشوید. بیتردید انتظار دارید در روز جمعه شاهد فیلمها و مجموعههای مفرح باشید، اما باید چه چیز را تماشا کرد؟ چون با تغییر هر کانال شاهد آثار نمایشی تلخ تلویزیون میشوید.
راه دوری نمیرویم. همین روز جمعه سوم تیرماه فیلم تلویزیونی "گل برار" از شبکه یک پخش شد. این فیلم تصویرگر پسری بود که اسب خودش را با نام (رخش) در اثر تصادف رانندگی از دست میدهد و بعد از آن کره اسبش فرار میکند و او در جنگلها گم میشود. ناراحتی او برای از دست دادن اسباش و بعد از آن دل نگرانیهای خانواده برای پیدا کردن فرزندشان حسابی روی اعصاب بینندگان میرود.
بعد از پخش این فیلم در شبکه یک، ساعت 21 پخش مجموعه غمانگیز "ستایش" شروع میشود. همه چیز این سریال تلخ است. انگار که از زمین و آسمان برای قهرمان قصه که ستایش است تلخی و ناکامی میبارد. او که همسرش را به تازگی از دست داده است با مشکلات بزرگی رو به رو میشود. پدر ستایش (محمود عزیزی) بعد از مرگ همسر و پسرش وقتی با مرگ دامادش رو به رو میشود کم کم مبتلا به بیماری آلزایمر میشود. از سوی دیگر حشمت فردوس - پدر شوهر ستایش- به دنبال گرفتن نوهاش از ستایش است.
البته همزمان با این مجموعه هم یک سریال خارجی هم از شبکه دو پخش میشود که آن هم کمی موضوعاش غمانگیز است. حال در آخر شب هم مجموعه تلویزیونی "مختارنامه" به کارگردانی داود میرباقری پخش میشود. گرچه این مجموعه امتیازات فراوانی دارد و به لحاظ ساختار و کارگردانی قابل مقایسه با دیگر آثار تلویزیون نیست، اما باید تصور کرد دیگر برای مخاطب تلویزیون که در طول روز آثار نمایشی تلخ دیده است، آیا باز هم توانی مانده یک مجموعه که مملو از جنگ، توطئه و ... است را ببیند؟
معلوم نیست چرا برخی کارگردانان و تهیهکنندگان علاقه عجیبی به نگاه تلخ و غمناک دارند. شاید نایابترین مضمون در سریالهای خانوادگی تلویزیون ما یک خانواده متعادل و آرام ایرانی باشد و از آن سو تکراریترین مضمون، درگیریهای خانوادگی، طلاق و شکستهای عاطفی است.
میتوان با ساخت یک ملودرام خوب خستگی را از تن مردم در آورد بدون آنکه اغتشاشی در ذهن او به وجود بیاوریم. ضمن اینکه مجموعه هم سرگرمکننده و هم آموزشی باشد. در این صورت است که میتوان تاثیر لازم را به لحاظ محتوا روی تماشاگر بگذاریم تا بعد از دیدن یک اثر نمایشی درباره موضوع سریال فکر کند.
در واقع با یک محتوای فرهنگی خوب میتوانیم شاهد چنین اتفاقی باشیم. میتوان معضلات را با بیان خوب به تصویر کشید نه با یک نگاه تلخ. هنرمند واقعی کسی است که هنرمندانه و خیلی ظریف یک معضل را مطرح کند بدون آنکه مخاطب آسیب روحی ببیند، اما برایش هشدار دهنده باشد. در واقع میتوان در بستر اجتماعی موضوعهای متنوعی را که امروزه معضل بزرگی هستند مطرح کرد، اما نگاه امیدوارکننده باشد نه اینکه مخاطبان را مایوس کنیم؛ بلکه آرامش را به او هدیه بدهیم.
گرچه علی دارابی، معاون سیمای سازمان صدا و سیما اخیراً دستورالعملی مبنی بر ساخته نشدن و پخش آثار نمایشی تلخ صادر کرده است، اما هنوز اتفاقی نیفتاده است و تهیه و پخش چنین مجموعههایی ادامه پیدا کرده است. امید است در آینده این روند با برنامهریزی صحیح درست شود.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
واقعاً سریال ستایش غم بارو آزار دهنده است توی یک این سریال چند بار قبرستان و مراسم دفن و عزا نمایش داده اند!! .این فیلمنامه دلگیری غروب های جمعه را دو برابر می کند ، کسانی که نمی خواهند سریال های مستهجن فارسی 1 و من و تو ببینند باید چه کار کنند ؟ باید مسئولینی که باعث عدم پخش سریال قهوه تلخ از سیما شدند توبیخ ، کارهای آقای مدیری هرچند الکی خوشی است ، اما شادی آفرین است و ملال و خستگی روزانه را می زداید ،متاسفانه ایشان نیز متضرر شدند شاید پول بیشتری به دست آوردند اما به نظرم احترام و محبوبیت عمیق مردم را از دست خواهند داد .
با سلام
بنده هم کاملاً موافقم و ديشب اصلاً سيم آنتن تلويزيون خانه را جمع کردم و خيال خود را راحت کردم .
فیلم شبکه اول رو فراموش کردین . نمی دونم اسمش چی بود اما همش غم و بدبختی و دنبال دو زار پول دویدن و تهمت و .... من دیروز عصر تنها خونه بودم حالت تهوع گرفتم از اینهمه تنوع .
به خدا بعد از پايان ستايش ديشب من همينو به خانوادم گفتم آخه اين چه وضعشه با اين همه سريال هاي غمگين كه اعصاب براي ملت نميزارن
ملت كم غم و غصه دارن اينا هم هي افزونش ميكنن
واقعا جای خالی آثاری مثل همسایه ها و همسران به خوبی احساس میشه
یاد سریالهای خوب مثل ترانه مادر، دلنوازان، فاصله ها .... وسریالهای خارجی سالهای نه چندان دور مثل دربرابر آینده به خیر
خیلی جالب بود اما کلا سریال های ایرانی همین طوری هستن دیگه یعنی اول هر فیلم یا سریال ایرانی اگر نشون بدن یه خانواده خوشبخت هستن باید سریع حدس بزنی یا پدر می میره یا مادر یا بچه شون یا مریضی صعب العلاج می گیرن یا زن به مرد خیانت می کنه یا مرد به زن یا بچه به پدر و مادر و نتیجه این میشه هیچ خانواده ای نیست که خوشبخت باشه کسی از اعضا با فوت زودهنگام از جمع نره و کسی به کسی خیانت نکنه این همه سال سریال هایی مثل پزشک دهکده پخش شد کجا توش این موارد رو نشون می دادن؟ یه کم به خودمون بیایم ایجاد امید توی ذهن بیننده باید سرلوحه کار باشه
باسلام
گذشته از غم و اندوه فراروان كه از صدا و سيما لبريز است اهانت به باورها و اعتقادات مذهبي مردم هم مزيد بر آن است. در همان سريال ستايش وقتي پزشكان ازشوهر ستايش قطع اميد كردنددوربين روي چهره اشك آلود ستايش زوم كرده و به آرامي برروي تصوير آيه ام يجيب ...قرار گرفت وباذكر و دعاي ستايش بيمارش به بيمارستان خصوصي منتقل شد .نتيجه اول مستضعفان بدون پول ايراني بيمار شمادراين مرحله بايد بميرد چون پول بيمارستان خصوصي را نداريد.نتيجه دوم آيه ام اليجيب و اذكار دروغ است و.... يا در اين هفته پدر ستايش به پزشك ميگويدشلمچه،فكه ،فتح المبين،خيبر و... تعداد اسراي فلان عمليات يادم مي ايد اما مرگ همسرم ، مرگ فرزندم و ...يادم نيست . جامعه اي كه ميخواهد جهشي پيشرفت داشته باشد روحيه و شادابي مي خواهد.مخاطبين شما مخالفين كشور و انقلاب نيستند مردمي هستند كه بار انقلاب را بر دوش داشته و پايبند ارزشها هستند اگه از صدا و سيماي شما به ماهواره روي آوردند تعجب نكنيد
واقعا جامعه روان پریشی داریم.
بسيار موضوع مهمي رابيان كرديد ودرد دل خيلي ها نيز هست
گل گفتی
کار گردان سریال ستایش که با سمباده روی اعصاب بیننده خط می کشه0 البته تمام کارهای این کارگردان این گونه است
یکی از علل گرایش به ساخت مجموعه های تلخ شاید این باشد که ممیزی آنها آسان است، گریه کردن، مرده کشیدن، سیاه پوشیدن، معتاد شدن، ممیزی ندارد و ضمنا به راحتی نویسنده آن را می نویسد ولی طنز یا کمدی که هم نویسنده باید چیره دست تر باشد و هم نمی تواند به سیاست و اقتصاد و اجتماع بپردازد، باعث کم شدن تولید این برنامه ها می شود. دست مایه های طنز می شود روستایی که به شهر آمده، علاقه مندی پسر شهری یا دختر پولدار به پسری پایین شهری، حسادت های زنانه و...
غم انگيزتر و مزخرف تر از سريال ستايش من تا حالا نديدم. ديگه شورش رو درآوردن چقدر ديگه منفي آخه. خيلي ها رو ديدم كه اعصابشون با اين فيلم خراب شده تا اول هفته خوبي رو شروع كنن! واقعا چه نظارتي روي اين فيلم ها هست؟ خودمون كم بدبختي نداريم صبح تا شب كه شب هم بيايم اين غمنامه ها و مصيبت نامه ها رو ببينيم
دیشب بنا به حس کنجکاوی و البته از روی بیکاذی و بی حوصلگی مجبور به تماشای سزیال ستایش شدم انقدر اعصابم خرد شد که تا صبح خوابم نبرد جالبه تلوزیون در طول هفته برنامه های طنز پخش می کنه ولی روز جمعه و علی الخصوص عصر جمعه که به خودی خود دلگیر هست برنامه های بی خود و اعصاب خرد کن پخش می کنه
نوشته بسیار جالبی بود. بخدا با دیدن فیلم وسریال های تلویزیون نتیجه ای جز غم و اندوه نصیب انسان نمی شود. لااقل در 2سال گذشته درهمه فیلم ها و سریال ها افراد یا همسرشان را یا از قبل ازدست داده اند ویا در جریان فیلم از دست می دهند.همه یا دچار مریضی صعب العلاج شده اند ویادر تصادف می میرند.تصادف و بیماری هم جزئی از زندگی است ولی آیا زندگی همین جزء را دارد؟چرا به مردم روحیه و نشاط نمی دهند؟چراباعث می شوند مردم به ماهواره پناه برده واین همه معضل اجتماعی برای خود وخانواده اشان درست کنند؟
آخه تهیه کنندگان ما انگار قسم خوردند که یاسر فیلمهاشود به قبرستان و یا به بیمارستان و یا زندان ختم بشود فیلمهای خارجی هم که فقط یک مشت فیلم اکشن هستند که بجز بد آموزی در جامعه هیچ خاصیت دیگه ای ندارند بعد میگن چرا مردم ماهواره نگاه میکنند
باید واقعیتها دید معزل طلاق و طلاق عاطفی یک واقعیتتی است در جامعه و نمی توان چشم به روی آن بست .
ما هنوز متوجه نشديم چرا براي روز جمعه نوعا سريالها و فيلمهاي غمناك درنظر گرفته ميشود. حتي سريالهاي خنده دار شبانه نيز در روزهاي جمعه و به بهانه برنامه هاي ويژه پخش نميشود. اگر ميشود راجع به فلسفه اين كار كمي توضيح دهيد
شاید یکی از دلایل رو آوردن مردم به ماهواره با تمامی گرانی و مشکلاتش همین باشد! مخصوصا سریال ستایش که دقیقا روی اعصابه و هیچ نکته اموزشی و یا تاریخی ندارد. فقط اعصابت رو پهن می کنه و جفت پا می ره روش!
سریالی که از اول تا حالا 3 تا مرگ داشته آن هم اینجور مرگها فکر می کنین برای آدم ذهن شاد و آزادی می زارن تا برای یک هفته کاری آماده بشه؟
ای خدا پدرت را بیامرزه بخدا ما هم ازاین همه غم وغصه خسته شدیم اخبار که همش کشته نشون میده فیلمها که همش مرگ و غصه نشون میدن مشاورا که همش نصیحت میکنن بخدا خسته شدیم ترا خدا یه چند تا سریال شاد بسازید یکمی مردم بخندن
خداوكيلي حرف دلمو زدين...دمتون گرم..........
اووووووووووووووه فكر كنم نويسنده اين متن انقدر نا اميدانه برنامه ها را نگاه مي كند كه اگر فيلم هاي كمدين هاي معروف چارلي چاپلين و هارول لويد و لورل و هاردي را هم ببيند باز ميگويد فيلم هاي كمدي غمگيني هستند
خب باید یه دلیلی برای اینکه مردم سراغ ماهواره بروند وجود داشته باشه یا نه؟
اين مجموعه خيلي غم انگيز است بطوري كه بعداز فوت طاهر مادرم بعد از تمام شدن اين سريال گريه ميكرد وتاصبح نخوابيد
جواب سؤال شما روشن است ، چون تهيه كنندگان فيلم ها و سريال هاي ايراني بي سليقه هستند و اصلاً به اثر رواني كه ديدن اين فيلم ها روي بيننده مي گذارند توجه ندارند .
حرف دل همه رو زديد ممنون
به هر حال مشكلات يكي از اجزاي جدا نشدني زندگي انسان است. زندگي خود من از ستايش خيلي غم انگيزتر است ولي با تقدير نمي شود جنگيد. از سوي ديگر اگر قرار باشد فقط فيلمها وسريالهايي كه زندگي سراسر خوشي و تفريح و بگو بخند و پول و آدمهاي مفرح و... را نشان داد كه ديگر چيزي از حقيقت و واقعيت نميماند! مگه ميشه هميشه همه چيز بر وفق مراد آدمها باشه! 1 درصد آدمها همه چيز بر وفق مرادشونه!!
واقعیت جامعه ما همین فیلم های تلخه با نون 500 تومن می خای از شادی مردم فیلم بسازند .
تحليل تابناك كاملا بجاست. در زمانيكه جمعيت 7جوان كشور بيش از هفتاد درصد كل جمعيت را شامل مي شود، اين گونه مجموعه هاي غم انگيز به هيچ وجه نياز جوان را تامين نمي كند. جوان امروز نيازمند مجمو عه هاي حادثه ايي و طنز اما نه هجو مي باشد. مجموعه هشدار براي كبرا 11 هم اكنون و يا روزي روزي گاري در سال هاي گذشته از مجموعه هاي موفق دو ژانر مذكور مي باشد. سريال هاي وطني پتانسيل بسيار بالايي براي جذب مخاطبين كانال هاي ماهواره ايي دارد ، اما به هيچ وجه نمي توان با مجموعه هاي غمبار يا آبكي فعلي به اين مهم دست يافت
واقعا با این همه غم که برای ستایش از آسمون و زمین میباره، باید لقب سلطان غم از "مادر"گرفته و به ستایش منتصب گردد.
سلطان غم ستایش...
با سلام فيلم مختار باعث فوت دايي ام شد وي كه روحاني بود از اول فيلم مختار تا أخر گريست و بعى اؤ تمام شدن فيلم بلند شد و ناگهان سكته كرد و مرد او سن و سال زيادي هم نداشت نامش سيد جواد موسوي شكيبا
واقعا همين طور است تلويزيون شده ماتم كده
هيج حكومتي نمي تواند تمام ملتش را پولدار وثروتمند كند ولي ميتواند چنان رفتار كند كه حداقل ملتش شاد باشند واميدوار به آينده حتي آنهايي كه نان شب ندارند و بيشترين مسئوليت در اين خصوص به عهده صدا وسيما است
جالب تر از اين همه دغدغه و اعصاب خورد كردنهاي تلويزيون انتظار دارند بينندگان رو از دست ندن و به ماهواره رو نيارن
یاد سریالهایی مثل خانه سبز ، همسران و ... به خیر!!!
واقعا تهیه کنندگانی مثل آقایان بیرنگ و رسام دیگه پیدا نمی شن یا دیگه بهشون فرصت داده نمیشه ؟؟!!
اگر بخواهند يك خانواده نرمال كه احساسات پاك نسبت به هم دارند را به نمايش بگذارند آنقدر تصنعي و آب دوغ خياري ميشود كه ملت ترجيح ميدهند همين دعواها را ببينند.
واقعا گل گفتی. آدم دچار جنون میشه با این سریالها!
با ين نوشته موافقم . اصلا يعني امكان ندارد يك سريال ايراني در صدا و سيما پخش شود كه در آن چند قسمت به صحنه هاي بيمارستان - بهشت زهرا - مراسم شب 3 ، هفتم ، چهلم و اختلافات مسخره فاميلي بر سر ارث و ميراث اختصاص نيابد .
باسلام . ستايش سريال زيبايي بود اما بعد ازمرگ شخصيت اصلي فيلم (طاهر) ادامه اين سريال ديگر معنايي ندارد اي كاش سازندگان فيلم بدسليقكي نمي كردند وفيلمنامه طوري نگاشته مي شد كه اين شخصيت در ادمه داستان حضورداشت . راههاي بسياري وشوژه هاي متفاوتي وجود داشت كه اين شخصيت زنده بماند و... با مرگ او سريال ستايش هم مرد.
خدا پدر و مادرتان را بیامرزد حرف دل ما را زدید . از سر شب که می شینیم پای تلویزیون تازه باد غمخوار بازیگرهای سریالهای بی کیفیت باشیم . هر چی بلا هم هست معمولا سرشون می سا د . بعدش می گند چرا ماهواره ؟؟؟؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.