جزئيات نحوه تشخيص اطلاعات غلط فرم اقتصادي
جزييات تازهاي از نحوه تشخيص اطلاعات درست و نادرست فرم اطلاعات اقتصادي خانوار با طرح پرسشهايي از ميزان پرداخت اجاره و قسط بانكي، ارزش خودرو، زمين و باغ، ثبت شماره ملي و اثر انگشت منتشر شد.
به گزارش فارس، برخي اسناد كارگروه تحولات اقتصادي خانوار حاكي است، بر پايه مباحثي كه در كارگروه تحول اقتصادي درباره مرحله شناسايي افراد خانوارهاي هدف مطرح شد، روشهاي گوناگون جمعآوري اطلاعات مورد بررسي قرار گرفت كه در قالب دو فرايند استفاده از آمارهاي ثبتي و يا جمعآوري مستقيم اطلاعات به روش خوداظهاري بود.
با توجه به اين كه پايگاه جامعي از ويژگيهاي اقتصادي خانوارها كه در آن با ايجاد كليد ارتباطي (شماره ملي) بتوان اطلاعات كاملي از خانوارها به دست آورد، در كشور وجود ندارد و از طرفي، از نتايج آمارگيريهاي موجود نيز برداشت چنين هدفي ميسر نبود كه تصميم جمعآوري اطلاعات به صورت مستقيم و با انجام طرح سراسري در سطح كشور گرفته شد.
با تعيين فرايند شناسايي خانوارها، مركز آمار مأمور شد تا با بررسي در زمينه موضوع، درباره اقلام اطلاعاتي مورد نظر كار گروه و اينكه شيوه پرداخت يارانه بر پايه سه جامعه هدف در كشور صورت گيرد، طرح جمعآوري اطلاعات را طراحي و اجرا نمايد كه در اين بخش، زيربناي اصلي طراحي اقلام پرسشنامه، روش گردآوري، روش اجرا و نظارت با توجه به تجربيات داخل و خارج كشور مورد بررسي قرار گرفته است.
* به پنج دليل، روش درآمدي بر هزينهاي ترجيح داده شد
دو روش براي شناسايي وضعيت درآمدي خانوارها و طبقهبندي آنها در گروههاي مورد نظر پيشنهاد ميشود:
1- روش مبتني بر هزينه
2- روش مبتني بر درآمد
در روش مبتني بر هزينه، پرسشهايي مانند هزينه مواد غذايي، هزينه پوشاك، هزينه تحصيل فرزندان، هزينه حمل و نقل و رفتوآمد، هزينه خريد ملزومات و ... بايد از خانوارها پرسيده شود.
در مقابل در روش مبتني بر درآمد، پرسشهايي مانند متوسط درآمد ماهيانه از شغل اصلي و متوسط درآمد ماهيانه از ديگر منابع (مانند سود سهام، املاك، اجارهداري و ...) مطرح است.
پس از بررسيهاي لازم روش مبتني بر درآمد انتخاب شد، زيرا:
1- درآمد خانوار هزينه را كنترل ميكند، ولي هزينه نميتواند درآمد را كنترل كند؛ يعني افراد اگر داراي درآمد بيشتري باشند، داراي هزينه بيشتري نيز خواهند بود، ولي عكس آن صادق نيست.
2- اقلام هزينه بسيار ريز هستند و هر بار كه تغيير ميكنند، نميتوان تغيير آن را به دولت گزارش نمود؛ براي مثال هزينه خريد پوشاك خانوار را نميتوان به صورت مستمر به دولت گزارش كرد.
3- اقلام هزينه را نميتوان در پايگاههاي اطلاعاتي كشور يافت.
4- برخي از اقلام به صورت منظم تكرار نميشوند؛ براي مثال خانوارها در روزهاي خاصي از سال اقدام به خريد پوشاك كرده يا در ايام خاصي از سال، شهريه مدرسه يا دانشگاه فرزندان را پرداخت ميكنند.
5- برخي از اقلام هزينه موردي هستند مانند هزينه تعميرات منزل يا هزينه جراحي و ...
با اين توضيحات، روش مبتني بر درآمد براي گروهبندي خانوارها ملاك عمل قرار گرفت و پرسشها با توجه به معيارهاي زير برگزيده شدند:
1- قابليت مقايسه با ديگر پايگاههاي اطلاعاتي كشور
2- قابليت پاسخگويي توسط مردم از نظر درك مفهوم
3- برخورداري از قابليت لازم براي تفكيك افراد كم درآمد، متوسط و پردرآمد
* سؤالات «وضع سواد»، «وضع فعاليت» و «عنوان شغل اصلي» به گونهاي طرح شده كه درآمد فرد را كنترل كند
همان گونه كه توضيح داده شد، اقلام پرسشنامه بر پايه روش مبتني بر درآمد و با در نظر گرفتن ملاكهاي ذكر شده انتخاب شدند. بررسي پرسشنامه طرح نشان ميدهد پرسشهاي مربوط به هويت افراد در ستونهاي دو تا ده پرسشنامه لحاظ شد. البته پرسشهايي مانند روز تولد، شماره ملي، شماره سريال شناسنامه و نام پدر صرفاً به منظور امكان مقايسه با پايگاه اطلاعاتي سازمان ثبت احوال كشور در پرسشنامه گنجانده شدند.
سؤالات «وضع سواد»، «وضع فعاليت» و «عنوان شغل اصلي»، به گونهاي در پرسشنامه لحاظ شدهاند كه درآمد فرد را از محل شغل اصلي كنترل نمايند.
درباره وضع فعاليت، افراد بازنشسته به عنوان افراد داراي درآمد قابل كنترل جدا شدند. محصلان و دانشجويان اگر داراي شغل نباشند فاقد درآمد از محل شغل اصلي خواهند بود. زنان خانهدار سهم عمدهاي را در كشور به خود اختصاص دادهاند. همچنين براي اين كه زنان خانهدار و سربازها اشتباهاً بيكار قلمداد نشوند، گزينه خاصي براي هر يك در نظر گرفته شد.
با توجه به اين كه هيچگونه طبقهبندي بينالمللي كه بتواند شغل افراد را از نظر سطح درآمد جدا كند، وجود ندارد، طبقهبندي شغلي خاصي براي اين طرح طراحي شد، به گونهاي كه بتوان در پايان طرح توزيع درآمد افراد بر پايه طبقه شغلي آنها را مورد ارزيابي قرار داد.
درآمد فرد از ديگر منابع به غير از شغل اصلي يكي از پرسشهايي است كه در طبقهبندي درآمد افراد از اهميت بالايي برخوردار است.
* زمين، باغ، كارخانه و ديگر مستغلات ملاك قابل توجهي براي طبقهبندي افراد است
با توجه به اين كه داشتن واحد مسكوني ملكي، يكي از اصليترين ملاكهاي طبقهبندي درآمد افراد در جامعه امروز تلقي ميشود، اين سؤال در پرسشنامه لحاظ شد. البته بايد توجه داشت كه داشتن واحد مسكوني ملكي به تنهايي نميتواند ملاك خوبي باشد، بلكه مساحت و ارزش ريالي روز آن نيز بايد در نظر گرفته شود.
برخي از داراييها مانند زمين، باغ، كارخانه و ديگر مستغلات هم ملاك قابل توجهي براي طبقهبندي سطح زندگي هستند و هم در بسياري از موارد درآمدزا هستند؛ بنابراين در پرسشنامه لحاظ شدند.
* اگر فردي ارزش خودرو را نادرست اعلام كند، به احتمال زياد ديگر اقلام را نيز نادرست خواهد گفت
سؤال مربوط به تحت پوشش بيمه بودن به درخواست وزارت رفاه و تأمين اجتماعي در پرسشنامه آورده شد، زيرا هم پوشش بيمه در سطح كشور را مشخص ميكند و هم ميتوان به درآمد افرادي كه براي آنها بيمه پرداخت ميشود از طريق پايگاه اطلاعاتي مربوط دست يافت.
داشتن خودروي سواري شخصي، يكي از معيارهاي ارزيابي سطح رفاه خانوارهاست. البته بايد نوع و قيمت خودرو نيز ملاك قرار گيرد. بديهي است نوع خودرو را ميتوان از طريق پايگاه كارت سوخت يا پايگاه راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي بررسي كرد و اگر فردي ارزش خودرو را نادرست اعلام كرده باشد، به احتمال زياد، ارزش ديگر اقلام را نيز درست نخواهد گفت و ميتوان در آغاز درباره راستگويي وي قضاوت كرد.
* افرادي كه اجاره و قسط بانكي بالا ميپردازند، در گروه افراد برخوردار قرار ميگيرند
وام بانكي از دو جهت بايد ملاك عمل قرار گيرد. در درجه نخست، ميزان قسط وام ماهيانه ملاكي براي ارزيابي مقدار درآمد ماهيانه فرد خواهد بود و در درجه دوم، افرادي كه توانايي پرداخت قسطهاي سنگين را دارند بايد در گروه افراد برخوردار قرار گيرند.
اجاره بها نيز مانند قسط وام بانكي عمل ميكند؛ يعني هم ملاكي براي تعيين حدود درآمد فرد است و هم اگر از مقدار معيني بالاتر باشد، نه تنها بر كم درآمد بودن دلالت نميكند، بلكه فرد را در طبقه افراد برخوردار قرار ميدهد.
همه افرادي كه تحت پوشش كميته امداد حضرت امام (ره)، سازمان بهزيستي و يا ديگر نهادهاي حمايتي جامعه هستند بايد در گروه كم درآمد جامعه قرار گيرند و مقايسه با اطلاعات پايگاههاي دستگاههاي مذكور ابزاري ديگر براي راستي آزمايي اطلاعات خواهد بود.
البته در بررسيهاي اوليه، پرسشهاي ديگري نيز براي درج پرسشنامه پيشنهاد شد كه عبارت از داشتن جاروبرقي، داشتن تلويزيون رنگي، داشتن تلفن همراه، داشتن ماشين لباسشويي و ... بود كه براي چك كردن اين گونه پرسشها بايد وارد محل سكونت خانوارها ميشديم كه امكانپذير نبود. علاوه بر اين داشتن اين گونه وسايل به تنهايي نميتواند گروه يك خانوار را از نظر درآمد عوض نمايد.
* شماره ملي و اثر انگشت، سندي براي تأييد مندرجات پرسشنامه توسط سرپرست خانوار
با توجه به اينكه براي نخستين بار است كه خانوارها همراه با شماره ملي اطلاعات درآمدي خود را اظهار مينمايند، بنابراين در مرحله نخست اين فضا در جامعه پديد خواهد آمد كه اطلاعات داده شده از سوي دولت قابل چك كردن است و درج اثر انگشت نيز جدي بودن مسأله را مورد تأكيد قرار ميدهد. ضمن اينكه در مراحل بعدي طرح، سند خوبي براي تأييد مندرجات پرسشنامه توسط سرپرست خانوار است.
* سؤالات پرسشنامه به گونهاي است كه عموماً بتوانند همديگر را كنترل يا چك كنند
سؤالات پرسشنامه طرح به گونهاي در كنار هم قرار داده شدند كه عموماً بتوانند همديگر را كنترل يا چك نمايند. براي مثال، فردي كه داراي مدرك تحصيلي ليسانس است و شغل وي كارمند نيز درج شده است، نميتواند درآمدي كمتر از حداقل حقوق تعيين شده توسط دولت را اعلام نمايد و يا كسي كه داراي درآمد براي مثال بيش از يك ميليون تومان در ماه است و داراي واحد مسكوني ملكي است، احتمالاً نميتواند فاقد خودرو باشد.
كسي كه ماهيانه يك ميليون تومان قسط پرداخت ميكند، نميتواند درآمدي كمتر از يك ميليون تومان را اعلام نمايد و به همين ترتيب، روابط گوناگوني بين پرسشها هست كه همديگر را چك مينمايند.
* چهار روش براي ارزيابي نتايج طرح جمع آوري اطلاعات اقتصادي خانوار
1- بررسي توزيع درآمد در مقايسه با نتايج طرح آمارگيري از هزينه و درآمد خانوار براي مثال در سال 1385،4 دهك اول جامعه، درآمدي كمتر از 3.500.000 ريال داشتهاند.
2- بررسي روابط منطقي بين پرسشها، براي مثال فردي كه ماهيانه 5.000.000 ريال قسط پرداخت مينمايد نميتواند درآمدي كمتر از 5.000.000 ريال را اعلام نمايد.
3- سازگاري دروني هر پرسش، براي مثال اعضاي هيأت علمي و پزشكان بايد درآمدي بيش از آموزگاران داشته باشند.
4- مقايسه با پايگاههاي اطلاعاتي ديگر دستگاههاي اجرايي
* اطلاعات نادرست خذف و به سرپرست خانوار اطلاع داده ميشود
در اين بخش از ارزيابي نتايج، در صورتي كه اطلاعات مندرج در پرسشنامه افراد خانوار با اطلاعات مربوط به پايگاههاي اطلاعاتي مرتبط همخواني نداشته باشد، اطلاعات مربوط به فرد و يا خانوار در اين مرحله حذف ميشود كه پس از تعيين وضعيت خانوارها در آينده و آگاهي فرد يا افراد ياد شده از طريق كد رهگيري كه در اختيار دارند، فرايندي طراحي ميشود كه مغايرتها با ارايه اسناد و مدارك توسط خانوار برطرف شود.
* وزارت رفاه و تأمين اجتماعي مسئول بهنگامسازي اطلاعات
با توجه به اينكه در زمان اجراي طرح و پس از آن اطلاعات مربوط به افراد خانوار از قبيل تعداد افراد خانوار، شرايط اقتصادي و درآمدي، وضعيت مسكن و ديگر اطلاعات موجود در پرسشنامه كه در تعيين طبقه درآمدي و وضعيت خانوار مؤثر است، تغيير خواهد كرد و نياز به بروز رساني پايگاه اطلاعات آماري طرح و تعيين وضعيت جديد براي خانوارهاي مزبور وجود دارد، فرايندي انديشيده خواهد شد كه مسئوليت اجرايي اعمال و اعلام تغييرات به عهده وزارت رفاه و تأمين اجتماعي و ادارات استاني آن در سراسر كشور قرار گرفته و در همين حال، اطلاعات مزبور براي بهنگامسازي پايگاه اطلاعات آماري كشور در اختيار مركز آمار ايران قرار گيرد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اگر چه تا کنون چند بار نظریه ارسال کرده ام ودرج نکرده ایداما ازباب احساس تکلیف عرض میکنم:
1- جریان وصول وپردازش وقضاوت روی اطلاعات بایستی با اهداف از پیش تعیین شده باشدکه دراین کار قبل از تصویب اهداف اقدام شد.
2-وضع فعلی هر خانوار بر اساس تعادل بین درامد وهزینه شکل گرفته نمی توان بدون توجه به هزینه در مورد درامد قضاوت کرد مثلا 2 سرپرست خانوار با درامد برابر یکی دارای فرزند دانشجو در دانشگاه دولتی است که هر ترم چند صد هزارتومان از یارانه اموزشی استفاده می کند ودیگری دردانشگاه ازاد همین مبالغ را از جیب می پردازد.
3-خانواده ای که زن ومرد ان 30 سال کار کرده اند وبا کم گذاشتن از خیلی لذات دیگروپرداخت انواع قسط دارای صاحب خانه شده اندوسربار دولت و... نشده اند چرا بایستی از فردی که کار نکرده پس انداز نکرده یا خدای ناکرده به اعتیاد و...وابسته شده کمتر مورد توجه دولت قرار گیرد
4-هر نوع ایجاد حساسیت منفی در باره ثروت و... موجب جلوگیری از استفرار سرمایه ها در بخش های رسمی ااقتصاد و تولید شده وضد اصل 44 است. با توجه به ضرورت تغییرات در اطلاعات وبررسی صحت ان متاسفانه کشور تبدیل به یک کمیته امداد بزرگ شده وملت باید هر روز در ادارات دنبال اثبات ذیحق بودن خود باشند.و...
ایا کسی که به خود وخانواده اش تنگی گذاشته تا صاحب خانه وماشین شود با کسی که هم سطح اوست وبدون برنامه ریزی ریخت وپاش می کند یکسان هستند بیماری های صعب العلاج ادامه تحصیل وسرقت وحوادث غیرمترقبهو... کجا خود رانشان می دهندراستی تکلیف اون چند میلیون بیچاره ای که به دلایل مختلف نتونستند توی این مدت محدود فرم تحویل دهند چه می شود
من 7میلیون تومان وام خریدخودرو به نام برادرم گرفته ام وبه اسم خودم نیست وهمچنین 2میلیون تومان وام مسکن درسال 82پدرم به اسم خود وبرای من گرفته که اقساط هردووام رامن می پردازم همچنین وامی که ازاداره گرفته ام که اگربررسی هم شودمن هم مثل سایرین به دروغگویی متهم می شود!
من انک زمانی پس از پر کردن و ارائه فرم ، منزل مسکونی خود را بناچار فروخته و اجاره نشین شده ام. در صورتیکه براساس آن اطلاعات صاحب خانه هستم و همان مبنای اختصاص یارانه خواهد بود . چگونه می توان اینرا اصلاح کرد ؟ این فقط یکی از دهها نواقص این طرح است.
در اين فرم شهريه دانشگاه آزاد كه بخش عمدةاي از درآمد فرد را ميبلعد ديده نشده است
من که شرط عدل دیدم که این فرم را پر نکنم
اما می شناسم فردی را که 4 واحد مسکونی آن را که فقط من میدانم ارزش جمعی آنها بالای7 میلیارد تومان است و فرم را پر کرده و به من گفت آپارتمانی را که بنا م4 عضو خانواده اش هست را به عنوان تنها ملک معرفی کرده است و البته میدانم کارمند بازنشسته نیز هست و اتومبیل پژو نیز سوار می شود
تکلیف این رودارها چه می شود؟
بازي جديد داريد راستي دفعه بعد شماره حساب هم بپرسيديادم رفت بگم من اتوو لبسشويي درخانه ندارم لبسهايم را خشك شويي ميدم من فقيرم يارانه مرا بيشتر كنيدقول ميدم اگرده هزارتومان بشه زن بگيرم
آيا ما كه به ناچار براي گذران زندگي و اين دست و آن دست كردن مجبور به اخذ وامهاي كلان هستيم بايد در گروه برخوردار قرار گيريم
آخه يارانه ماهي 8هزار تومن كه تازه قراره از اون 10% ماليات هم كم بشه كه ديگه اين حرفا رو نداره.
راستي باماهي 8000 تومن ميشه خونه اجاره كرد؟؟؟؟
امیدوارم این طرح هم مثل طرح تعویض پلاک که 10 سال پیش مد شد واز همه مردم 2000تومان گرفتند نشود
وقتی دیدیند نمی شود با این روش پلاک های خودرو ها تعویض شود را ه دیگری پیشنهاد دادند
آقایان مدیر وقت زیاد است عجله نکنید
اینجا ایران است
ما كه نتونستيم فرم رو تحويل بديم چكار كنيم؟
این نحوه جمع آوری اطلاعات مربوط به قرون گذشته است. چه ایرادی داشت که در یک دوره مثلا دو ساله کلیه حسابهای بانکی افراد و اسناد مربوط به املاک و داراییهای افراد و مواردی از این قبیل هر یک از طریق دستگاه مربوطه (بانک ها و ادارات ثبت اسناد و املاک و راهنمایی و رانندگی و ...) با گرفتن کد ملی صاحبین حساب و املاک بروز شود و از این طریق پایگاهی واحد از داده های اقتصادی مربوط به افراد تهیه گردد که اولا کمترین انحراف را از واقعیت داشته باشد و ثانیا یکی از موارد استفاده آن در طرح هدفمند کردن یارانه ها باشد. براستی چه نیرو و هزینه ای لازم است تا این حجم عظیم خانوار را چک کنند و باز اصلاح کنند و باز آنها مدرک بیاورند و باز ... و .... من هنوز برای خود تاسف می خورم که باید در چنین طرحی شرکت کنم.
وای به حال کارمندان/بیچاره اظهارات صاحبان مشاغل آزاد که درامدهای میلیونی که فرار مالیاتی دارند را چگونه حساب می کنید؟
جالب است.ظاهرا اینجا هم مثل زمان تعیین مالیات فقط میتوانیم گریبان کارمندان دولت را بگیریم که چیزی برای پنهان کردن ندارند اما زورمان به طلا فروشی که درامد خود را سیصد هزار تومان در ماه اعلام کرده نخواهد رسید.
متاسفانه این بررسی ها علمی نیست وبا واقعیت های اجتماع ما سازگاری ندارد مثلا فرزندم دانشجو میباشد و بامدرک تحصیلی قبلی اخذ شده ده میلیون وام مشاغل زود بازده دریافت نمود که بدلیل شکست درطرح مزبور مبلغ دریافتی راصرف خرید خودرو نمود که رفت وامدش راسامان داده یا گاهی هم درامد داشته باشد لیکن بنده که کارمند هستم به ناچار اقساط انرا می پردازم ودر مواقع کسر بودجه این کلاه آن کلاه میکنم.
منظور از رفاه چیست آیا در جامعه امروز داشتن یک جاروبرقی یا تلویزیون رنگی رفاه محسوب می شود؟ آیا آموزگاری که با قرض از همه بانکها بجز بانک خون با زحمت بسیار و با سختی دادن به خود و خانواده اش و حذف تفریحات و سفر و بدون هیچ پس اندازی برای آینده از درامد پانصد هزار تومانی چهارصد هزارتومان قسط می دهد چون قسط سنگین می پردازد برخوردار است مسمولین ما در کجا و کدام مقطع زمانی زندگی می کنند؟ واقعا جای بسی تاسف دارد
من کاملا از این نحویه استدلال متاسفم . به عنوان مثال من دارای مادر پیری هستم که تنها با یک پسر بیکار با درآمد مستمری اش زندگی میکند. و صاحب خانه اجاره اش را امسال ماهی 450 هزار تومان کرده است که فرزندان متاهلش با سختی مجبور به پرداخت آن هستند. حال این درست است که فرضا بگویند چون حقوق مستمری مادر من ماهی 200 هزار تومان (کمی بیشتر) است و با اجاره اش نمیخواند پس دروغ میگوید؟ مهمترین مسئله این است که کسی اقدام به درخواست کمک از دولت میکند که حتما دخل و خرجش با هم نمیخواند ....
البته اين آمار فقط در اقتصاد ايران قابل تحليل است. واقعاً كسي كه اقساط ماهيانه اش بيش از درآمد خود اظهاري اوست و درآْمدي غير شغل اصلي ثبت نكرده فقط از اقتصاد ما بر مي آيد نه اقتصاد ديگري براي اينكه خود اظهاري ما نيز بر اساس واقعيت نيست. با تشكر
متاسفانه این فرم ها کمترین ارزش فنی و آماری ندارند . اینجانب با افراد متعددی که این فرم را پر کرده اند صحبت نمودم ، همگی همین نظر را داشتند و تنها مطلبی که اکثرا تایید می نمودند این بود از طریق این فرم ها فقط می توان درآمد حقوق بگیران را کنترل کرد که آنهم امر بیهوده ای است ، چرا که اولا درآمد حقوق بگیران امر معلومی است و نیازی به این همه دفتر و دستک ندارد ، ثانیا حقوق بگیران جزو دهک های کم درآمد جامعه هستند و درست یا نادرست نوشتن آن تغییری در وضعیت آنها ایجاد نمی کند . ضمنا وقتی مطالب بیان شده در این خبر را - که ادعا شده جهت راستی آزمایی فرمها به این طریق عمل می شود - برای دوستان و همکاران خویش که همگی دارای تحصیلات دانشگاهی با سوابق کاری بالا هستند بازگو نمودم ، فورا دلایلی بر رد آنها ارائه ، و بر بی ارزش بودن این فرم ها تاکید نمودند . امیدواریم مسئولین گرامی بیش از این شعور مردم را به تمسخر نگیرند . ضمنا اینکه بگویند پر کردن این فرم ها توسط اکثر مردم نشانۀ خشنودی آنان از این طرح است ، حرف بی اساسی است و مثل این است که بگوییم چون هر روزه میلیون ها نفر برای خرید نان و شیر یارانه ای و ... مدت زمان طولانی در صف می ایستند ، پس معلوم می شود که مردم از نحوۀ توزیع نان و شیر و ... کاملا راضی اند ، و گر نه در در صف نمی ایستادند و در خانه استراحت می کردند !!
واقعا خنده داره
نحوه مقايسه ها .يكي از راه هاي كنترل سنجش متوسط ميزان موجودي حساب هاي افراد هست
در ضمن ميزان قسط بالاتر از حقوق نشانه اشتباه بودن هست كه نشد دليل . مثلا بنده 900 هزار حقوق مي گيرم اما نزديك به يك ميليون قسط ميدهم اما خوب اين مابه التفاوت را از سهم حقوق همسرم تامين مي نمايم
سلام
من 5 میلیون وام گرفته ام که مجبور شده ام آن را با دیگری تقسیم کنم. اما به نام من است در این صورت آیا من جز اقشار بسیار برخوردار جامعه هستم.
همین وامها واجاره خانهاست که پدر مردم را درآورده است. بله اگر بااین فرمول که نهایتا یک سوم درآمدصرف وام و اجاره شود این افراد جزء افراد برخوردارند ولی نه بااین فرمول که حداقل دو سوم درآمد صرف اینگونه هزینه ها شود آیا کسی که از روی اجبار دو سوم درآمش ناپدید می شود جزء افراد برخوردار است!
اینجا که گفته " احتمالا" نمی تواند فاقد خودرو باشد!" خیلی جالب است.
بسیاری از مردم به گران شدن مسکن یا اجاره بها مجبور شده اند خودرو خود را بفروشند . وقتی اجاره اپارتمان 80 متری 600 هزار تومان است، ماهی یک میلیون تومان رقم زیادی نیست.
البته این حرفها هم احتمالا"! برای لاپوشانی ایرادات اساسی این فرمها گفته شده است.
اگر این حضرات می توانند اطلاعات دریافت شده را با پایگاههای اطلاعاتی ( که حتما" موجودند) کنترل کنند ، خوب از همان جا اطلاعات را می گرفتند و ملت را این قدر عذاب نمی دادند.
من یک زن سرپرست خانوار و بازنشسته آموزش و پرورشم که ماهی 250000 تومان حقوق میگیرم. دریافتیم الان 27 هزار تومنه. به علت تحصیل بچه هام در دانشگاه آزاد مجبور به گرفتن وام و برای باز پرداختشون مجبور به دوباره وام گرفتن شدیم ( من و همسرم که بیکار و از کار افتاده است) با وام های یکجایی که گرفتیم و اونهارو سرشکن کردیم بصورت ماهیانه نفری 500 هزارتومن باید قسط بدهیم و چون توانایی پرداخت نداریم از هر بانکی چند و یا همه اقساطمون پرداخت نشده و هر روز با مامورین بانک، خودمون و ضامن هامون مشکل داریم. وعملاً سر پیری ورشکسته شدیم و آبرو وحیثیت چندین و چند ساله مون بر باد رفته. چطور میشه ما جزء قشر برخوردار باشیم!!!
بر خلاف تصور و برداشت شما بايد بگويم بنده از جمله كساني هستم كه با داشتن حقوق ماهيانه 420 هزارتومان ، 415 هزارتومان قسط وام دارم نحوه پرداخت هم مثل خيلي از كارمندان دولت محترم 1 و يا 2 درميان است يعني 1 ماه اين قسط را ميدهم و ماه بعد قسط ديگر را تا زمانيكه دل مسئولين به رحم بيايد و پاداشي ، مابه التفاوتي و يا ... بدهند و اقساط معوقه را يكجا پرداخت كنم پس زياد هم به بررسي خود دلخوش نباشيد .
با اين اوصاف ما كه اطلاعات درست نوشته ايم جز افراد مرفه جامعه محسوب مي شويم و يارانه شمال ما نمي شود.
مي مي خواهم از اينجا به مسئولان بگويم چرا مردم را به دروغ گويي مجبور مي كنيد. چرا بايد به من ( نوعي ) پولدار كه با زحمت و تلاش خودم پول بدست آورده ام يارانه تعلق نگيرد و به آن فقير كه بي كار و بيعار راست راست مي گردد يارانه تعلق گيرد اين كار يعني گدا پروري.
يارانه ها بايد بدون در نظر گرفتن شرايط اجتماعي افراد و ميزان درآمدشان به افراد تعلق گيرد چون همه ما ايراني هستيم و در ايران كار و زندگي مي كنيم و بايد از بيت المال به يك اندازه سهم ببريم بقيه آن بستگي به تلاش افراد دارد. دولت نبايد بر اساس در آمد افراد يارانه ها را توزيع كند چون در اين كار كاملا بي عدالتي خواهد شد.
ما در اداره خود پيمانكاراني داريم كه از خود خانه و ماشن ندارند هيچ راهي هم براي اثبات ميزان در آمد آنها نيست حالا با اين اوصاف به آنها يارانه پرداخت مي شود اما به ما كارمندان چون 500 هزار تومان قسط مي دهيم و 700 ،800 هزار تومان مي گيريم پرداخت نمي شود چون ماشين 14 ميليوني داريم ( اين اقساط براي خريد همين ماشين و خانه بوجود آمده است)
فردي را ميشناسم كه درامدساليانه اش در حد ميليارد است از محل پسته. امااين فرداجاره نشين است.قسط بانك ندارد.فرمش را با خودم كه معلم هستم مقايسه كردم دلم به حالش سوخت.و حالادولت عدالت پيشه ميخواهد با اين اطلاعات يارانه را پرداخت كند .باور كنيد كارمندان در دهك اول از نظر برخورداري قرار ميگيرند و پولداران واقعي در دهك اخر .سال اول انقلاب استخدام شدم 15سال اول پس اندازداشتم و 15 سال بعد فروختم وهزينه هاي زندگي ام را تامين كردم.امروز دو دانشجوي دانشگاه ازاد دارم .تا ظهر تدريس ميكنم عصر ها در شركتي كار ميكنم و شبها مسافر كشي ميكنم .وقتي به خانه مي اييم جسدي بي جان هستم كه از شدت خستگي بيهوش ميشوم.اقاي احمدي نژا د خودرو و قسط بانك واجاره منزل وداشتن خانه معيار درستي براي يرخورداري نيستد .ميتواند باشند اما عموميت ندارند.كسي كه سي سال كار كرده و توانسته بعد از سي سال خانه اي بسازد با كسي كه در بيست سالگي خونه دارد فرقي نميكند .
من که به چند نفر برخورد کردم بیشترشون اطلاعات درستی ننوشته بودند مثلا یکی بود که می گفت خونه 140 میلیونی رو 50 میلیون نوشته . خودتون آخرشو بخونین که چه خبره !
همان گونه که دولت اعلام کرده این اقدام در راستای هدفمند کردن پرداخت یارانه و توزیع عادلانه آن است. کنترل اظهارات با واقعیت در مورد اقشار حقوق بگیر تا حد زیادی مقدور است. اما مشاغل آزاد که با درآمدهایی حداقل به نرخ روز و عمدتا درآمد قابل توجه و بعضا نجومی، چگونه قابل کنترل است؟ اگر دولت در این کار موفق بود که باید در اخذ مالیات از این قشر موفق عمل می کرد. در حالی که این افراد همواره در فرار از مالیات موفق هستند و همواره دستمال اشک آلود به دست!!! امید آنکه در این ماجرا عدالت به نفع آنان که اظهارات خلاف واقع بیان داشته و دولتمردان هیچ راهی برای راستی آزمایی اظهارات آنان در اختیار ندارند، تمام نشود. و الا فشار دیگری بر اقشار حقوق بگیر وارد خواهد شد.
با خواندن این خبر به راحتی میتوان به این نتیجه رسید که کارگروه تحول اقتصادی بیشتر فرض را بر دروغگو بودن مردم قرارداده با اندکی دقت متوجه میشویم که تمام مواردی که دروغ فرض شده در اقتصاد بیمار ما واقعیت است . آخر مگر میشود با یک پرسشنامه که شبیه تست روانشناسی است مردم را متهم به دروغ کرد.در همه جای دنیا صرفا از طریق تقویت بانکهای اطلاعاتی قابل اتکا و مستند به این نتیجه گیری میرسند
خیلی علمی بود!
بنده به عنوان یک فوق لیسانس مهندسی مکانیک از بهترین دانشگاههای کشور میزان حقوق و قسطم برابر است... اقساط هم برای ازدواج و یک پراید ناقابل است...به نظر شما بنده مرفه هستم؟
باسلام.ازديگرايرادات اين فرمهااين است كه ازشمازدرآمدناخالصتان راميپرسدولي اقساط انواع وامي كه ازشركت ميگيريدوجزووام بانكي نيست كجانشان داده ميشود.درآمدافرادي كه حتي مغازه هم ندارندوباتلفن كارميكنندچگونه نشان داده ميشود.اگركسي بازنشسته باشدوبصورت قراردادي باشركتي كاركندياحق المشاوره بگيردكجانشان داده ميشود.
ودرآخراينكه اگركسي درزمان تكميل اطلاعات اشتباه كرده باشدبايدچكاركند؟
اینطوری که رسما به مردم ظلم میشه.ما حساب کردیم دیدیم دقیقا اندازه درآمد باید قسط بدیم.صادقانه هم نوشتیم که اگه کسی بررسی کرد بدونه به چه مصیبتی داریم خرجمونو در میاریم.حالا اینا میخوان ما رو بذارن تو خانواده های برخوردار! حتما یارانه کمتری هم به برخوردار ها میدن دیگه.معلوم نیست چن هزار یا چند ملیون آدم هستن که به جرم پرداخت قسط زیاد باید یارانه کمتری بگیرن!
نظر من هم نظر دوست اول است ما در زندگي شعبده بازي مي کنيم وبنده با مدرک فوق ليسانس هنوز هم به پدرم وابسته ام. دو سري از اقساط بنده بيش از يک سال است که پرداخت نشده اند و ...
فقط یک راه دارد آن هم داشتن فقط یک شماره حساب بانکی برای یک فردکه این شماره حساب همان کد ملی باشد
یعنی هرکسی باید یک شماره حساب بانکی داشته باشد تا تمامی درامدها وپرداختهای وی مشخص گردددراین صورت میتوان مشخص کرد چه کسی (یا چه ارگانی) مالیات خود راپرداخت میکند چه کسی محق دریافت یارانه است و...
من كشاورزم و 30 ميليون وام گرفتم و يكساله بايد بپردازم امسال محصولمان سرما زد ه و حتي درختانمان هم ازبين رفته و اقساط ماهيانه ام ميشو د 3ميليون پس درآمدم بالاي سه ميليون است و اگر اين وام را 5 ساله گرفته بودم ماهيانه بايد حدود600هزار تومان ميپرداختم پس اقساط وام ملاك داوري نمي تواند باشد
برای این طرح و طراحان خیلی باهوش آن واقعا متاسفم. چون نمیدانند تمام ملاکهای ذکر شده در بالا در ایران کاملا قابل نقض میباشد.من فوق لیسانس هستم اما فوق لیسانس کشاورزی رشته علوم دامی از دانشگاه تهران و بارها نیز با سایت اقای احمدینژاد مکاتبه کرده ام که بیکارم. اکنون کارگری میکنم و درامد ماهانه ام 300 هزار تومان است.خانمم لیسانس حسابداری و خانه دار است و بیکار . یک خانه خریده ایم با وام بانک مسکن و کمک پدر و مادرم و پدر همسرم و چند وام از بانکهای دیگر گرفته ام . اقساط ماهانه ام از حقوقم بیشتر است اما با کمک اطرافیان انرا پرداخت میکنم. و مخارج زندگی ام را نیز از کمکهای پدر همسرم میپردازم. حال طراحان این طرح که اینقدر به زکاوت خود افتخار میکنند بگویند چطور درامد من با تحصیلات من و خانمم میتواند ارتباط مستقیم داشته باشد.
مسئولین ما حتی نمیدانند الان قشر تحصیل کرده درصد بیشتری از بیکاران را به خود اختصاص میدهند. آه که درد بسیار است و گوش شنوا کم. جز خدا کسی را فریادرس نداریم!!!!!!!!
كسي كه پول نقد طلا و قالي ابريشم در خانه دارد ولي ماشين ندارد آيا باز هم فقير است كسي كه وام 20ميليوني گرفته است و بايد 5ساله قسط بدهد و اگر همين وام را يك ساله گرفته باشد قسطش چقدر ميشود پس اقساط نشانه تعيين متملك بودن فرد نميتواند باشد
متاسفانه باز دوباره عدم بی اعتمادی داره بالا میگیره بخدامنی که کارمندم با8سال سابقه کار قراردادی وماهیانه 300000هزار تومان اجاره منزلو350000تومان حقوق وماهیانه 315000قسطووام ازدواج سند دارم کی میخواد بفهمه؟
ما دو هفته بعد از تحویل دادن فرم ، ماشین خریدیم با این وضعیت که گفته شد ما دروغگو حساب می شویم و از دریافت یارانه حذف می شویم !!!!!!!
داشتن خانه اصلا ملاک خوبی برای داشتن درآمد بالا نیست .چون من با سختی زیاد نخوردن و نپوشیدن و مسافرت نرفتن تونستم یک آپارتمان 50 متری پس از سه سال بخرم با قسظ ماهیانه 400000 تومان حالا من سرمایه دار محسوب میشم ولی شخص دیگری با درآمد مشابه من رفته تفریحشو کرده خوب خورده و پوشیده به کشورهای اروپائی مسافرت کرده حالا خونه چون نداره کم درآمد محسوب میشه .آیا این واقعا عدالت.ایا من نمیتونستم یا دلم نمیخواست برم تفریح.
كساني هستند كه در آمد بالايي دارند ولي اجاره نشين هستند اين ملاك نمي تواند درست باشد كه فقيرند يا متملكند
از روي قسط وام هم نميتوان تشخيص داد كه فرد متملك هست يا نه؟
مثلا اگر قسط يك ميليوني ميدهد نشانه اين نيست كه يك ميليون حقوق مي گير د من كارمندم و 500هزارتومان حقوق دارم ولي 10000000تومان وام يك ساله با بهره 12درصد گرفتم و يكجا آخر سال بايد به بانك11200000تومان به بانك بپردازم و در فرم هم چون بايد قسط ماهانه را مينوشتوم لذا يك ميليون براي هر قسط پر كردم پس دليل نيست كه در آمد ماهانه من بيش از يك ميليون است در ضمن اگر از اداره 7ميليون وام 5 ساله گرفته بودم ماهانه حدود 160000تومان بايد ميپرداختم پس ملاك اقساط وام نميتواند نشانه متملك و درآمد زايي فرد باشد
افرادي هستند پولدار و ماشين پيكان سوار ميشوند و خيلي افراد در آمد بالايي ندارند ولي ماشين بهتري سوار مي شوند پس اينها نشانه و مدرك خوبي براي قضاوت نيست مخصوصا وام مشخص نبود كه چند ساله گرفته شده است
اين روش محاسبه ناقص است براي مثال در مورد اجاره بها اطلاعات ثبت شده معادل هر يك ميليون تومان وديعه 30 هزار تومان است. يعني اگر كسي 30 ميليون تومان رهن كامل كرده باشد در اين فرم 900هزار تومان اجاره درج كرده است و بر اين مبنا تصور ميشود درامد مناسبي دارد كه ميتواند چنين اجاره اي پرداخت كند در صورتي كه چنين نيست. خصوصا در شهرهاي بزرگ مثل تهران 30 ميليون تومان رهن كامل براي اجاره يك آپارتمان معمولي است.
کاملا مشخص است که طراحان اين طرح با واقعيت هاي جامعه ايراني آشنا نيستند.
مثلا داشتن واحد مسکوني را ملاک طبقه بندي دانسته اند.
اولا بايد بدانند بسياري از بازاري ها که درآمد ميلياردي دارند مستاجر هستند چون پولشون نمي گذارند راکد بماند.
انهايي که ملکي را وکالتي واگذار کرده اند چه مي شوند؟
گفته شده با مدرک ليسانس اگر کارمند باشد نمي شود از حداقل حقوق کمتر بگيرد چرا نمي شود يکي از دوستان من ليسانسه است و کارمند کانون پرورش و کمتر از حداقل حقوق مي گيرد.
حالا اصلا گيريم اين پارامتر براي کارمندان درست درآمد مشاغل آزاد را با چه مقياسي مي سنجند؟
يعني اين طرح فقط به درد اين مي خورد که در آمد کارمندها را کنترل کنند و به هيچ وجه در امد مشاغل آزاد قابل تعيين نيست.
اگر بنا باشد فرم هاي متناقض را برگردانند فکر کنم بايد همه فرم ها را برگردانند.
اصلا معیارهای درستی نیستند , ما پارسال یک واحد مسکونی خریدیم , در حال حاضر اقساط با میزان درامد برابری می کند,ترجیح دادیم به جای اجاره قسط بدیم, هزینه زندگی را هم از یک وامی که گرفتیم پرداخت میکنیم,اینکه تا کی زنده ایم ... با این معیارهای شما ما از خانواده های برخوردار بی درد هستیم , جل الخالق
با سلام
من به عنوان کسی که در این طرح فعالیت داشتم به نظرم طرح خیلی ضعیفی بود. در ضمن در قسمت 4 که نوشته اگه کسی 5.000.000 قسط دارد نباید درآمدی کمتر از از 5.000.000 داشته باشد.شاید فرد مورد نظر مبلغ اقساط را از وام دریافتی می پردازد؟!
متاسفانه این نوع بررسی کاملا غیر علمی و ظاهری می باشد وقتی در این بررسی هرکسی بیشتر قسط پرداخت می کند در گروه برخوردار قرار می گیرد چطور به درست بودن آن می شود پی برد . من زمانیکه این فرم را تحویل می دادم متصدی که یک دانشجو و بی اطلاع از واقعیتهای جامعه بود گفت تو چطور اقساطت از درآمدت بیشتر شده ؟ حتمی از جای دیگری درآمد داری ؟ دفترچه های اقساط را در آوردم و نشان دادم که یکسال است نتوانسته ام اقساط پرداخت کنم و برای پرداخت اقساط وام میگیرم و روز از نو و روزی از نو !
بازنشسته آموزش و پرورش که کنارم بود به متصدی گفت انشالله ازدواج میکنی و آنوقت می بینی که ما چطور در زندگی شعبده بازی می کنیم !!!!
من به اين همه هوش آقايان متاسفم
من ماهي 500 هزار تومان حقوق مي گيرم وماهي يك ميليون تومان قسط مي دهم!د خيلي ساده است چون وام مي گيرم كه قسط بدم و قسط مي دهم و همين طور به ميزان اقساط وام اضافه مي شود چون زندگي نمي چرخد حالا كي بيفتم زندان نمي دانم حالا من شدم جزو افراد برخوردار جامعه !!!
یکی از دوستان که در بنگاه معاملات ملکی کار میکرد می گفت کارش شده نوشتن اجاره نامه سوری برای هر برگ 5000 تومان کاسبی پر رونقی درست شده مثل فاکتور فروشی وام خرید کالا
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.