سرقتهاي بيوقفه بعضي آژانسهاي گردشگري و سكوت مسئولان!
تابلوي راهنماي هتل توجه تان را جلب ميكند! «استخر و سونا»؛ از پذيرش ميپرسيد چه ساعتي ميتوانيد از استخر و سونا استفاده كنيد و پاسخ ميشنويد: استخر در حال تعمير است! با تعجب ميپرسيد كه در تهران از آن خانم مهربان سوال كرديد و ايشان با قاطعيت پاسخ گفتند كه: بله در داخل هتل استخر، سونا و حتي دوچرخه سواري رايگان هست!

سرويس اجتماعي «تابناک»ـ شماره آژانس را از روي صفحات اصلي يك روزنامه كاملا رسمي برميدارد و در ذهنش به اين ميانديشد كه اگر معتبر نبود، در روزنامه رسمي چاپ نميشد؟! شماره را ميگيرد و بلافاصله، يك خانم خوشبرخورد مهربان كه در ده كلمهاش، بيست تا عزيزم و جانم است، با كلي هيجان، اعلام ميكند: «جا كه نداريم (!) اما براي شما كه با خانواده هستيد، يك هتل 4 ستاره خالي ميكنيم. البته بليت به راحتي پيدا نميشود، ولي همه تلاش خود را به كار ميبنديم تا با يك پرواز راحت، شما را راهي مقصد كنيم» و بلافاصله كلي هم به شما نويد و اميدواري ميدهد كه: شما با اين تور ميتوانيد از تخفيف 40درصدي بازديد از هتل ...، تخفيف 20 درصدي از پارك دلفينها و 30 درصد تخفيف براي باغ پرندگان و ترانسفر و گشت رايگان در جزيره استفاده كنيد.
آنقدر مهربان است كه نيازي نميبيند شما خود به آژانس برويد؛ بنابراين، بسيار زود بليتها و برگه قراردادي كه هيچ مهر و نشاني هم ندارد، با يك پيك رايگان به درب منزل يا محل كار شما فرستاده و به قولي، پكيج سفرتان به همين راحتي آماده ميشود.
سفر به جزيره با يك لبخند!
وارد فرودگاه ميشويد، از پروازهاي پشت سر هم تأخير خورده كه بگذريم، منتظر ميشويد تا شماره پروازتان اعلام و سوار هواپيما شويد! پس از ساعتي كه وارد فرودگاه جزيره كيش ميشويد، هنوز محو ديدن لباسهاي سفيد بلند و آدمهاي رنگارنگ محيط هستيد كه صداي بلند فردي كه سيگاري هم به گوشه لب دارد، شما را به خود ميآورد: هتل ...!
يادتان ميافتد كه براي شما در اين هتل اتاق گرفتهاند. سريع خود را به مرد ميرسانيد و از همان اول، بوي سيگار است كه در حلق شماست؛ سيگاري كه تندياش خبر از مخلوط بودن با چيزهاي ديگر است و... بگذريم!
در آن گرما وارد يك ميني بوس سفيد رنگ ميشويد كه بار مسافران در صندليهاي جلو روي هم قرار گرفته و مسافران مچاله شده در صندليهاي پاياني مينيبوس بدون فاصله نشستهاند؛ گويي، راننده حتي براي يك صندلي خالياش هم در توسعه پايدارش حساب باز كرده و سرانجام پس از ساعتها چشم انتظاري حركت ميكند.
در كنار هتلي توقف ميكند و مسافران يكي يكي پياده ميشوند. وارد هتل نشده بوي تند غذا مشامتان را ميآزارد! احساس ميكنيد كه وارد آشپزخانه يا سرويسهاي بهداشتي شدهايد. اما نه! اينجا همان هتل 4 ستاره اي است كه آن خانم مهربان براي شما رزرو كرده است!
وارد اتاق ميشويد. روتختيهايي كه بوي كافور ميدهند و اتاقهايي كه بي شباهت به اتاقهاي زندان نيست! البته همه اينها پس از ساعتها معطلي براي دريافت كليد و اسكان دادن به آن تعداد مسافر، خود نعمتي است! احساس ميكنيد تنتان پس از پرواز كوفته است! ميخواهيد چيزي سفارش دهيد، گوشي را برداشته و از پذيرش ميخواهيد كه چيزي براي شما بياورد و پاسخ ميشنويد: در اتاق سرويس ارايه نميشود. تن كوفتهتان را از راهروهاي نمور و بوي كافور گرفته به بخش لابي هتل كشانده و به قسمتي كه يك ميز، چند يخچال و فنجانهاي از هر طرف آويزان است و با چراغهاي رنگي نوشته شده است: «كافي شاپ» سري زده و يك فنجان چاي سفارش ميدهيد!
تابلوي راهنماي هتل توجه تان را جلب ميكند! «استخر و سونا»؛ از پذيرش ميپرسيد چه ساعتي ميتوانيد از استخر و سونا استفاده كنيد و پاسخ ميشنويد: استخر در حال تعمير است! با تعجب ميپرسيد كه در تهران از آن خانم مهربان سوال كرديد و ايشان با قاطعيت پاسخ گفتند كه: بله در داخل هتل استخر، سونا و حتي دوچرخه سواري رايگان هست! و همان طور كه مسئول پذيرش در حال توجيه است، با اعصابي داغان راه اتاق گرفته و خود را به تخت كافور زده ميرسانيد!
مهرباني كي به آخر رسيد، دوستداران را چه شد؟!
صداي تلفن شما را از خواب ميپراند: مسئول پذيرش است و با تحكم اعلام ميكند كه مسافر آژانس فلان هستيد؟ براي شما ناهار تا ساعت نهايت 15 بيشتر زمان ندارد! و وقتي اعتراض شما را ميبيند، با خونسردي و بياعتنايي اعلام ميكند كه قانونش همين است! همه صرف كردهاند و تنها شما ماندهايد!
با زور و غر به بخش رستوران ميرويد و در فضاي كوچكي كه اكسيژني ديگر ندارد، بايد به انتظار بايستيد كه يك ميز خالي شود! بالاخره ميزي خالي شده و شما به انتظار اين هستيد كه منويي برايتان بياورند! از منو كه خبري نيست! غذا هم كه به صورت سلف سرويس است! خيارها و گوجههاي خرد شده باقي مانده از صبحانه يا روز قبل، كاهوهاي در گرما مانده پلاسيده، ماست سفيد و بالاخره دو نوع غذا كه يا جوجه كباب است يا كباب كوبيده و شايد هم قورمه يا قيمهاي سرد شده روي ميز آغوش گشاندهاند براي پذيرايي از شما و... .
به حياط سري ميزنيد تا از دوچرخههاي رايگان در فضاي هتل استفاده كنيد! سوار بر دوچرخه شده و راه ميافتيد. به سراشيبي كه ميرسيد، ترمز را گرفته تا مسير را تغيير دهيد، اما از ترمز خبري نيست و دوچرخه شما را يك راست به ميان درختها كوبيده و با سر و بازويي زخمي بازميگرديد!
از دعوا كردن با مسئول پذيرش كه پسر بومي خجالتي است، صرف نظر ميكنيد و در دل به هر چه سفر و مسئول است، نفريني كرده و ... .
هتل مجللي كه سرويس بهداشتي ندارد!
باز از رو نميرويد! به هر حال پول داده ايد و از بس كه اميد به زندگيتان بالاست! براي استفاده از امكانات ديگر حاضر ميشويد! بازديد از هتل ...! با آن ظاهر باستانياش و آن زرق و برق! چقدر اين هتل آشناست! در فيلمهاي تاريخي از اين صحنهها زياد ديده بوديد! قرار است شام را در اين هتل صرف كنيد! براي شستن دستها به سرويس بهداشتي ميرويد و در كمال ناباوري، ميبينيد كه صفي طولاني در جلوي سرويس تشكيل شده است. وارد سرويس كه ميشويد، ميبينيد از سه سرويس شيك و شكيل، تنها يكي سالم است و آن هم بوي تعفنش همه هتل را فراگرفته است.
استخرهاي اين هتل كاملا اروپايي است! براي خانمها كه امكان استفاده از اين استخرها نيست! مردان هم که قاعدتا نمی توانند جلوی زنان با مايو ظاهر شوند؛ اما اينكه چرا استخرها اينگونه اروپايي ساخته شده است و چرا سازنده آن به خود زحمت نداده كه آن را بپوشاند، از آن پرسشهايي است كه هرگز پاسخي نخواهيد يافت، چون كافي است بپرسيد تا سريع متهم شويد به بي كلاس بودن و ... .
شام كه سلف سرويس است، باز همان قصه تكراري جوجه كباب، كباب كوبيده و انواع پلوهاي سفيد و سبز، با ماست و خيار، كاهو و كلمهايي كه با هويچ و گوجه تزيين شده اند، نوشابههاي نارنجي، سفيد و مشكي روي ميز دوباره ذهن شما را آزار ميدهد كه پس تنوع غذايياش كجاست؟! چهل هزار تومان پول گرفتهاند كه اين هتل درب و داغان را با يك غذاي سرد به شما نشان دهند؟ موسيقي زندهاش كو؟!! خوانندگان معروفي كه در قسمتهاي گوناگون پوسترهايشان را كوبيدهاند، كجا هستند؟!
نهايت سه شب و چهار روز استراحت شما هم به همين راحتي ميگذرد! شما پولي هزينه كردهايد كه خود خواستهايد و با پاي خود به اين جزيره آمدهايد! آيا كسي شما را اجبار كرده بود كه اين هتل را برگزينيد؟! درست است در ظاهر نه!
چگونه از شكايات صرفنظر كنيد؟!
به تهران بازميگرديد. به آژانس زنگ ميزنيد و ميخواهيد با مديرش صحبت كنيد! آن خانم مهربان، تا صداي شما را ميشنود ـ گويي كه خوب شما را ميشناسد ـ با جديت و عصبانيت اعلام ميكند كه آقاي مدير در آژانس حضور ندارند. وقتي از مشكل شما آگاهي مييابد، با جديت بيشتري برخورد كرده و در نهايت با عصبانيت و فرياد اعلام ميكند كه اگر ميخواهيد برويد شكايت كنيد.
گوشي را با عصبانيت قطع ميكنيد و شماره سازمان ميراث فرهنگي را از 118 گرفته و تماس ميگيريد! روي اپراتور است و پس از مدتهاي بسيار، شماره اي را پيدا ميكنيد كه روساي سازمان اعلام كرده اند تا شكايات را بگوييد.
آنقدر مهربان است كه نيازي نميبيند شما خود به آژانس برويد؛ بنابراين، بسيار زود بليتها و برگه قراردادي كه هيچ مهر و نشاني هم ندارد، با يك پيك رايگان به درب منزل يا محل كار شما فرستاده و به قولي، پكيج سفرتان به همين راحتي آماده ميشود.
سفر به جزيره با يك لبخند!
وارد فرودگاه ميشويد، از پروازهاي پشت سر هم تأخير خورده كه بگذريم، منتظر ميشويد تا شماره پروازتان اعلام و سوار هواپيما شويد! پس از ساعتي كه وارد فرودگاه جزيره كيش ميشويد، هنوز محو ديدن لباسهاي سفيد بلند و آدمهاي رنگارنگ محيط هستيد كه صداي بلند فردي كه سيگاري هم به گوشه لب دارد، شما را به خود ميآورد: هتل ...!
يادتان ميافتد كه براي شما در اين هتل اتاق گرفتهاند. سريع خود را به مرد ميرسانيد و از همان اول، بوي سيگار است كه در حلق شماست؛ سيگاري كه تندياش خبر از مخلوط بودن با چيزهاي ديگر است و... بگذريم!
در آن گرما وارد يك ميني بوس سفيد رنگ ميشويد كه بار مسافران در صندليهاي جلو روي هم قرار گرفته و مسافران مچاله شده در صندليهاي پاياني مينيبوس بدون فاصله نشستهاند؛ گويي، راننده حتي براي يك صندلي خالياش هم در توسعه پايدارش حساب باز كرده و سرانجام پس از ساعتها چشم انتظاري حركت ميكند.
در كنار هتلي توقف ميكند و مسافران يكي يكي پياده ميشوند. وارد هتل نشده بوي تند غذا مشامتان را ميآزارد! احساس ميكنيد كه وارد آشپزخانه يا سرويسهاي بهداشتي شدهايد. اما نه! اينجا همان هتل 4 ستاره اي است كه آن خانم مهربان براي شما رزرو كرده است!
وارد اتاق ميشويد. روتختيهايي كه بوي كافور ميدهند و اتاقهايي كه بي شباهت به اتاقهاي زندان نيست! البته همه اينها پس از ساعتها معطلي براي دريافت كليد و اسكان دادن به آن تعداد مسافر، خود نعمتي است! احساس ميكنيد تنتان پس از پرواز كوفته است! ميخواهيد چيزي سفارش دهيد، گوشي را برداشته و از پذيرش ميخواهيد كه چيزي براي شما بياورد و پاسخ ميشنويد: در اتاق سرويس ارايه نميشود. تن كوفتهتان را از راهروهاي نمور و بوي كافور گرفته به بخش لابي هتل كشانده و به قسمتي كه يك ميز، چند يخچال و فنجانهاي از هر طرف آويزان است و با چراغهاي رنگي نوشته شده است: «كافي شاپ» سري زده و يك فنجان چاي سفارش ميدهيد!
تابلوي راهنماي هتل توجه تان را جلب ميكند! «استخر و سونا»؛ از پذيرش ميپرسيد چه ساعتي ميتوانيد از استخر و سونا استفاده كنيد و پاسخ ميشنويد: استخر در حال تعمير است! با تعجب ميپرسيد كه در تهران از آن خانم مهربان سوال كرديد و ايشان با قاطعيت پاسخ گفتند كه: بله در داخل هتل استخر، سونا و حتي دوچرخه سواري رايگان هست! و همان طور كه مسئول پذيرش در حال توجيه است، با اعصابي داغان راه اتاق گرفته و خود را به تخت كافور زده ميرسانيد!
مهرباني كي به آخر رسيد، دوستداران را چه شد؟!
صداي تلفن شما را از خواب ميپراند: مسئول پذيرش است و با تحكم اعلام ميكند كه مسافر آژانس فلان هستيد؟ براي شما ناهار تا ساعت نهايت 15 بيشتر زمان ندارد! و وقتي اعتراض شما را ميبيند، با خونسردي و بياعتنايي اعلام ميكند كه قانونش همين است! همه صرف كردهاند و تنها شما ماندهايد!
با زور و غر به بخش رستوران ميرويد و در فضاي كوچكي كه اكسيژني ديگر ندارد، بايد به انتظار بايستيد كه يك ميز خالي شود! بالاخره ميزي خالي شده و شما به انتظار اين هستيد كه منويي برايتان بياورند! از منو كه خبري نيست! غذا هم كه به صورت سلف سرويس است! خيارها و گوجههاي خرد شده باقي مانده از صبحانه يا روز قبل، كاهوهاي در گرما مانده پلاسيده، ماست سفيد و بالاخره دو نوع غذا كه يا جوجه كباب است يا كباب كوبيده و شايد هم قورمه يا قيمهاي سرد شده روي ميز آغوش گشاندهاند براي پذيرايي از شما و... .
به حياط سري ميزنيد تا از دوچرخههاي رايگان در فضاي هتل استفاده كنيد! سوار بر دوچرخه شده و راه ميافتيد. به سراشيبي كه ميرسيد، ترمز را گرفته تا مسير را تغيير دهيد، اما از ترمز خبري نيست و دوچرخه شما را يك راست به ميان درختها كوبيده و با سر و بازويي زخمي بازميگرديد!
از دعوا كردن با مسئول پذيرش كه پسر بومي خجالتي است، صرف نظر ميكنيد و در دل به هر چه سفر و مسئول است، نفريني كرده و ... .
هتل مجللي كه سرويس بهداشتي ندارد!
باز از رو نميرويد! به هر حال پول داده ايد و از بس كه اميد به زندگيتان بالاست! براي استفاده از امكانات ديگر حاضر ميشويد! بازديد از هتل ...! با آن ظاهر باستانياش و آن زرق و برق! چقدر اين هتل آشناست! در فيلمهاي تاريخي از اين صحنهها زياد ديده بوديد! قرار است شام را در اين هتل صرف كنيد! براي شستن دستها به سرويس بهداشتي ميرويد و در كمال ناباوري، ميبينيد كه صفي طولاني در جلوي سرويس تشكيل شده است. وارد سرويس كه ميشويد، ميبينيد از سه سرويس شيك و شكيل، تنها يكي سالم است و آن هم بوي تعفنش همه هتل را فراگرفته است.
استخرهاي اين هتل كاملا اروپايي است! براي خانمها كه امكان استفاده از اين استخرها نيست! مردان هم که قاعدتا نمی توانند جلوی زنان با مايو ظاهر شوند؛ اما اينكه چرا استخرها اينگونه اروپايي ساخته شده است و چرا سازنده آن به خود زحمت نداده كه آن را بپوشاند، از آن پرسشهايي است كه هرگز پاسخي نخواهيد يافت، چون كافي است بپرسيد تا سريع متهم شويد به بي كلاس بودن و ... .
شام كه سلف سرويس است، باز همان قصه تكراري جوجه كباب، كباب كوبيده و انواع پلوهاي سفيد و سبز، با ماست و خيار، كاهو و كلمهايي كه با هويچ و گوجه تزيين شده اند، نوشابههاي نارنجي، سفيد و مشكي روي ميز دوباره ذهن شما را آزار ميدهد كه پس تنوع غذايياش كجاست؟! چهل هزار تومان پول گرفتهاند كه اين هتل درب و داغان را با يك غذاي سرد به شما نشان دهند؟ موسيقي زندهاش كو؟!! خوانندگان معروفي كه در قسمتهاي گوناگون پوسترهايشان را كوبيدهاند، كجا هستند؟!
نهايت سه شب و چهار روز استراحت شما هم به همين راحتي ميگذرد! شما پولي هزينه كردهايد كه خود خواستهايد و با پاي خود به اين جزيره آمدهايد! آيا كسي شما را اجبار كرده بود كه اين هتل را برگزينيد؟! درست است در ظاهر نه!
چگونه از شكايات صرفنظر كنيد؟!
به تهران بازميگرديد. به آژانس زنگ ميزنيد و ميخواهيد با مديرش صحبت كنيد! آن خانم مهربان، تا صداي شما را ميشنود ـ گويي كه خوب شما را ميشناسد ـ با جديت و عصبانيت اعلام ميكند كه آقاي مدير در آژانس حضور ندارند. وقتي از مشكل شما آگاهي مييابد، با جديت بيشتري برخورد كرده و در نهايت با عصبانيت و فرياد اعلام ميكند كه اگر ميخواهيد برويد شكايت كنيد.
گوشي را با عصبانيت قطع ميكنيد و شماره سازمان ميراث فرهنگي را از 118 گرفته و تماس ميگيريد! روي اپراتور است و پس از مدتهاي بسيار، شماره اي را پيدا ميكنيد كه روساي سازمان اعلام كرده اند تا شكايات را بگوييد.
تماس كه ميگيريد، آقايي اطلاعاتي از شما ميپرسد و در پايان هم با شتاب ميگويد به ميراث فرهنگي استان تهران زنگ بزنيد! استان تهران را با هزار زحمت پيدا ميكنيد، كسي پاسخگو نيست! و آن كس كه پاسخ ميدهد، ميگويد نظارتش با سازمان منطقه آزاد كيش است! دوباره تماس ميگيريد و شماره سازمان را ميخواهيد! ندارند يا نمي دهند! 118 را گرفته و شماره سازمان منطقه آزاد كيش را ميخواهيد! پاسخ نميدهند! ساعات كارشان با تهران متفاوت است و بالاخره هم كه پاسخ ميدهند، ميگويند نظارت تورهايي كه از تهران ميآيند، مسئوليتش با ما نيست! بايد به سازمان ميراث فرهنگي تماس بگيريد و سرانجام همين پاسكاريها، رأي شما را زده و از شكايت صرفنظر ميكنيد!
به آن خانم مهربان زنگ زده و ميگوييد كه ميخواهيد با مدير فقط صحبت كنيد و پيشنهادتان را ارايه بدهيد! با دلخوري و عصبانيتي فرياد ميكشد كه مگر چقدر هزينه كرده ايد كه خدمات آنچناني ميخواهيد؟ اين هم شد پول!؟ به اندازه كاسهتان آش مي خوريد و از اين حرفها كه ...، و به همين راحتي، براي خانواده چهار نفره شما، چيزي نزديك سه ميليون از شما به سرقت رفته؛ بدون اينكه شما بتوانيد ادعاي سرقتي داشته باشيد، چرا كه در قبال خدماتي، هزينهاي از شما گرفته شده است و اصلا هم مهم نيست كه اين خدمات به ميزان پول شما باشد يا نه؟!
به راستي چه كسي ميخواهد اين قضيه را روشن كند كه خدماتي كه به شما ارايه شده است، كمتر از يك سوم اين قيمت هم نميشود و اين تنها، خسارت مالي است! و شما بيشتر براي اعصابي كه از شما در اين سفر خرد شده و زماني كه به هدر رفته است، همه و همه هزينههايي است كه به هيچ عنوان نميشود حساب كرد و فاكتور نوشت، ناراحت شدهايد! به راستي كه اين حس كلاه به سر رفتن چه حس تلخ و تحملناشدني است! آن هم در مملكت خويش و از يك هموطن!
البته اين درد دل مردمان عادي است و درد دل خبرنگاراني كه در اين حوزه مشغول به فعاليت هستند، بيش از اينهاست! آن زماني كه با مسئولان تماس گرفته و مسئولان با پاسكاري، وظيفه نظارت را به گردن يكديگر انداخته و در نهايت شمارهاي ميدهند كه هيچ كس پاسخي نميدهد و هزاران بازي و توجيهي كه سالهاست آن را ميشنوند! مسئولاني كه درك درستي از سفر ندارند و نميتوانند قوانيني وضع كنند كه هتلداران و آژانسداران را ملزم كنند تا به مسافران دروغ نگويند و بر پايه خدماتي كه ميدهند، هزينه دريافت كنند!
به راستي اگر مسئولي قدرت اين را نداشته باشد كه با متخلفان برخورد جدي داشته باشد، چگونه ميتواند رضايت مشتريان را به دست آورد؟!
استانداردي بر پايه رفاقت
اصلا استاندارد در ايران چيست و چه كسي اين استانداردها را تعيين ميكند!؟ با پرس و جوهاي بسيار، درمييابيم شركتي كه چندي پيش از سوي برخي از جريانات سياسي تشكيل شده بود، طي قراردادي با سازمان ميراث فرهنگي، مسئوليت دارد كه گواهينامه تطبيق استاندارد را به هتلها دهد.
رقم اين قراردادها را كه به عنوان يك خبرنگار هرگز كشف نخواهيم كرد، اما در همين اندازه هم كافي است كه ماجرا روشن شود! همين كه استانداردها را هم بنا بر روابط تعيين كرده و از راه اين روابط، دكاني تشكيل مي شود كه گروهي از دوستان به نان و نوايي رسيده و از طريق آموزش استانداردهايي كه معلوم نيست، از كجا و بر چه اساسي تعيين ميشود، كلاسهايي تشكيل دهند و هتلداراني را ـ كه خود هزاران اتحاديه و انجمن دارند ـ مجبور سازند كه از اين كلاسها استفاده كرده و خود را با استانداردهاي اين شركتها تطبيق دهند و اگر اين كار را نكنند، سازمان مجوز فعاليتشان را باطل ميكند، همه اينها نشان ميدهد كه چرا هيچ كدام از هتلداران انگيزه بهتر و برتر شدن را ندارند؟!
كمي فكر كردن به اين ماجرا، به روشني اعلام ميكند كه چرا در ايران هيچ كسي انگيزه رقابت ندارد و چرا كسي نميخواهد مشتريان بيشتري را جلب كند؟! اگر دقت كرده باشيد، انواع و اقسام مديران جديد اين سازمان، تا قلمرو سازمان ميراث فرهنگي را فتح ميكنند، نشستي ترتيب ميدهند و در آن با فعالان بخش خصوصي اين حوزه گرم ميگيرند! براستي فعال بخش خصوصي چرا بايد اين اندازه دولتي عمل كرده و در تمامي جلسات سازماني حضور داشته باشند؟
از آن زمان كه ذهن خبرنگاري ما به ياد دارد، بخش خصوصي با دولتيها مشكل داشتند و در اين ميان، بر پاي خود بوده و مجبور بودند براي به دست آوردن درآمد بالاتر، رضايت مشتري را به صورت جدي پيگيري كرده و رضايت مشتري از هيچ راهي جلب نميشد، جز ارايه خدمات با كيفيت بهتر!
شايد به همين دليل بود كه هميشه بخشهاي خصوصي، با هزينهاي بيشتر، اما خدمات بهتري را ارايه ميدادند و اين باعث ميشد كه دستكم بخشي از مسافران و گردشگراني كه پول بيشتري پرداخت ميكردند، رضايتي از ارايه خدمات هتلها داشته باشند! ولي متأسفانه، در دولت نهم و دهم كه با شعار عدالتپروري وارد عرصه شده و بخش خصوصي و بخش دولتي را در جلسات كنار يك ميز نشاند، نه بخش خصوصي ماند و نه بخش دولتي! به اين معنا كه بخش خصوصي با گرفتن رانتهايي از بخشهاي دولتي، ديگر نيازي را احساس نكردند كه به دنبال مشتريانشان بدوند و بخش دولتي هم كه براي پر كردن ليستها و آمارهاي خود، بخش خصوصي يا همان سياهي لشكر از پيش تعيين شده را داشت، ديگر انگيزهاي نداشت تا نظارت دقيقتري داشته باشد!
و اين گونه بود كه نه بخش خصوصي فعاليت خود را جدي ميگرفت و نه بخش دولتي نظارت خود را؛ شاهد اين مثال را هم ميتوان همان شركتي ناميد كه با وابستگي به مديران سازمان ميراث فرهنگي، قراردادي را ميبندد كه استاندارد هتلها را تعيين كند!
كافي است به هتلهايي كه به اصطلاح با استانداردهاي اين شركت تطبيق داده شدهاند، برويد تا ببينيد كه نه تنها هيچ اتفاقي نيفتاده است، بلكه تنها به واسطه ارتباطات دولتي خيالشان نيز راحت است كه چه خدمات ارايه بدهند، چه ندهند، به واسطه همين مديران تمام سال به واسطه برگزاري همايشهاي دولتي مسافر خواهند داشت.
چه اهميتي دارد قدري هم از مردم در اين ميان ناراضي باشند!
تهیه و تنظیم: آزاده راستگو
شايد به همين دليل بود كه هميشه بخشهاي خصوصي، با هزينهاي بيشتر، اما خدمات بهتري را ارايه ميدادند و اين باعث ميشد كه دستكم بخشي از مسافران و گردشگراني كه پول بيشتري پرداخت ميكردند، رضايتي از ارايه خدمات هتلها داشته باشند! ولي متأسفانه، در دولت نهم و دهم كه با شعار عدالتپروري وارد عرصه شده و بخش خصوصي و بخش دولتي را در جلسات كنار يك ميز نشاند، نه بخش خصوصي ماند و نه بخش دولتي! به اين معنا كه بخش خصوصي با گرفتن رانتهايي از بخشهاي دولتي، ديگر نيازي را احساس نكردند كه به دنبال مشتريانشان بدوند و بخش دولتي هم كه براي پر كردن ليستها و آمارهاي خود، بخش خصوصي يا همان سياهي لشكر از پيش تعيين شده را داشت، ديگر انگيزهاي نداشت تا نظارت دقيقتري داشته باشد!
و اين گونه بود كه نه بخش خصوصي فعاليت خود را جدي ميگرفت و نه بخش دولتي نظارت خود را؛ شاهد اين مثال را هم ميتوان همان شركتي ناميد كه با وابستگي به مديران سازمان ميراث فرهنگي، قراردادي را ميبندد كه استاندارد هتلها را تعيين كند!
كافي است به هتلهايي كه به اصطلاح با استانداردهاي اين شركت تطبيق داده شدهاند، برويد تا ببينيد كه نه تنها هيچ اتفاقي نيفتاده است، بلكه تنها به واسطه ارتباطات دولتي خيالشان نيز راحت است كه چه خدمات ارايه بدهند، چه ندهند، به واسطه همين مديران تمام سال به واسطه برگزاري همايشهاي دولتي مسافر خواهند داشت.
چه اهميتي دارد قدري هم از مردم در اين ميان ناراضي باشند!
تهیه و تنظیم: آزاده راستگو
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
خاطره بد من را با يكي از اين كلاهبردارها تازه كرديد.
متاسفانه هتل های کیش از استاندارد های پایینی بر خوردار هستند. گاهی اوقات تمبزی و امکانات هتل های سه ستاره اروپا بهتر از 4 ستاره ما است. به نظرم این ستا ره ها کاذب است و بایستی در این مورد تجدید نظر شود.
من بازم نظرم رو میگم و با اینکه میدونم نشونش نمیدین !!!!
دیگه خیلی غلو کردین !!!!! من چند بار رفتم کیش ، نمیدونم از شانسم بوده یا چیز دیگه ، ولی نه تو فرودگاه به تاخیر خوردم نه ترانسفر از فرودگاه به هتل معطل شدم و نه هتل هایی که رفتم بد بوده ، تنها چیزی که فکر میکنم مفید بوده مشاوره گرفتن از کسایی بود که تجربه زیادی داشتن. که کجا برو چجوری برو کجا ناهار بخور کجا شام بخور که موسیقی عالی داشته باشه. من که به شخصه راضی بودم و پیشنهاد میکنم قبل از سفر حتمأ تو سایت ها بگردین و از تجربیات دیگران استفاده کنین و بعد هم مثل من بیاید بقیه رو راهنمایی کنین.
خوب فكر ميكني چرا مردم ميرن تركيه، دبي، تايلند و ...
با سلام من به این مشکل بارها برخوردم و واقعا هیچ کس پیگیر نشد من چندین ساعت وقت گذاشتم و چندین روز اما هم وقتم الکی رفت و هم به نتیجهای نرسیدم فقط 30000تومان خرج کردم نامه نگاری کردم و... نه جواب دادن بهم نه کاری کردن واسم آخر سرم خندیدن بهم که .............. میراث فرهنگی و گردشگری اصلا به فکر مردم نیست به فکر مسائل خاص و... هستش به همه دوستانم میگم الکی برای این موارد خودشونو خسته نکنند چون هیچ کس نه نظارت میکند نه پاسخگو هست
من هم همچين ماجرايي داشتم
اینها اژانس گردشگری نه بلکه اژانس تبلیغاتی کشورهای مثل ترکیه -دبی- مالزی وتایلند وبسیاری از کشورهای خارجی می باشند.که با سهل انگاری و غرض ورزی های خود خواسته یا ناخواسته تبلیغ شهر های توریستی دیگر کشورهای دنیا می نمایند
من خودم كارمند آژانس هواپيمايي هستم و 11 سال هست كارم رزرو هتل در سراسر دنياست
هر از چندگاهي در حيطه كاري خودم نظراتي ميدهم ولي انگار حرف حق هست و تلخ ،.چاپ نميشود
1-سازمانهاي گردشگري هر كشوري ستاره هتل را مشخص ميكنند نه آژانسها.. آژانسها فقط فروشنده خدمات هستند.اگر هتل افتضاح هست .آژانسها بي تقصيرند
2-اگر هتلي استانداردهاي لازم براي مسافران رعايت نميكند هرچند آن هتل 5 ستاره هم باشد. تشخيص كم يا زياد كردن ستاره هتل به عهده سازمان هست نه آژانسها
3-ساعت ورود و خروج مسافران در تمامي هتلهاي دنيا بين 12 تا 2 بعد از ظهر هست. اگر مسافري 30 ثانيه وقت بگذارد و بند دوم قرارداد سازمان را مطالعه كند اينطور موقع ورود به هتل عصباني نمي شود
4-هيچ استانداري براي منوي غذايي هتل يا سرويس بهداشتي هتل در اختيار كارمندان نيست تا قبل از سفر به مسافران توضيح دهند.اينها را بايد سازمان كنترل كند..چون در مورد هتل، كارشان رزرو هتل هست و معرفي خدمات هتل ولي تشخيص استاندارد سرويس به عهده سازمان هست
5-خرابي يا تعميرات هتل را بايد هتل به آژانس اطلاع دهد . در غير اين صورت ما با بالاي 120هزار هتل دنيا در ارتباطيم.نميشه هرروز بهشون زنگ زد و پرسيد.جالب هست بدانيد هتلهاي خارجي از چند ماه قبل تعميراتشان را در وبسايت اطلاع ميدهند
6-اينكه هميشه در هر خبري كه راجع به آژانسهاي هواپيمايي هست، سعي كرديد اين صنف را بكويد به حق يا ناحق يكطرفه محكومش كنيد.مطمعنا به رسالت خود خيانت كرديد
در ضمن مهرباني و خوش برخوردي جزء اصول كار ما هست كه اگر در مورد اون هم ناراحتيد ،عوضش كنيم
درست است
با اين شرايط چرا مردم را از سفر به تركيه و ... نهي ميكنند ؟
اینجانب با اتفاق خانواده همین بلا سرمان توسط صاحب یک ازانس مسافرتی که دوست چندین ساله مابود در یک مسافرن خارجی امد.اینجا در اینترنت یک چیزی نشان دادند انجا چیزدیگری مشاهده گردید. فقط گول ازانسهای مسافرتی را نخورید همش کلاه برداری است
این چنین است که سفر خارجی را به داخلی ترجیح می دهند...............
عین این اتفاق در یک تور خارجی برای من پیش آمد و متاسفانه هیچ مقام و سازمانی پاسخگو نبود.گویا خود آژانس ها هم میدونن و به همین خاطر با خیال راحت میتازونن.
با سلام و احترام ،من جای این ملت باشم به جای جند بار مسافرت داخلی جریزه کیش و قشم و ... سالی یک بار مسافرت اروپا میرم . امسال اولین بار بود رفتم ترکیه در حیرت ماندم! که این همان ترکیه سی سال پیش است که این قدر پیشرفت کرده .کشوری که از تمام نقاط جهان توریس داره ؟به شخصه تعجب کردم نه من بلکه تمام افرادی که با هم به مسافرت رفته بودیم همین رو بگم که در هر 5 دقیقه یک هواپیما می نشست و در همان 5دقیه یکی دیگر پرواز داشت حالا حودتان قضاوت کنید!؟
سلام
بنده نيز كه با خانواده به استانبول رفته بودم دچار مشكل مشابه شدم. يك ماه زودتر اقدام به گرفتن تور كرده بودم و يك روز قبل از سفر به من گفتند كه هتل تغيير كرده و هتلي سطح پايين تر را به من دادند. بسياري ديگر از مسافرين كه از آژانس هاي ديگر تور گرفته بودند نيز وضعيتي مشابه داشتند.
اين حرف دل تمام ايراني هايي ست كه كشور خودشو نو براي سفر انتخاب مي كنن... بوي كافور و سفيدكننده، برخورد بد كارگران هتل ها، كيفيت بد غذا و ... را همه ما تجربه كرديم . به همين دليل ترجيح مي دهيم همين هزينه را براي سفر به كشورهاي همسايه بپردازيم تا سرويس بهتري داده شود
خطاب به تهيه و تنظيم کننده خبر:
اين روند ناراحت کننده و غير قابل قبول عملکرد ضعيف و بعضاَ رندانه اژانس هاي مسافرتي و توريستي براي سرويس دهي به مسافران داخلي و حتي توريستهاي خارجي در جزيره کيش و شهرهايي همانند: شيراز و اصفهان و ...چندين سال است که وجود دارد، و کک هيچ يک از مسئولين و متوليان امر هم تا کنون در اين رابطه نگزيده است،!!
باتشکر از نویسنده محترمه و تاسف از این اتفاقات که رویه نیز شده سؤالی که بوجود می آید اینکه در این زمان که کشورها بردرآمد از طریق توریست تاکید کرده و باهم رقابت می کنند آیا مسؤلین امر باز می خواهند برطبل ادعاهای واهی خود بکوبند و فقط بر این امر مهر تایید بزنند.؟؟!!
پس کجاست ادعای دیانت و اعتقاد به درآمدهای حلال و عدم اعتقاد به کسب حرام؟؟ که ماهمیشه مدعی اعتقاد به آن و تقبیح دیگران به عدم اعتقاد به آن هستیم.
به نظرم شما یا در خیالات خود با خودتان درگیر شده اید و یا یه سفری بردنتون و گفته اند اینجا کیشه ما که تاحالا اینجوریشو ندیدیم اگر کسی دیده بگه شاید واقعا وجود خارجی هم داشته باشه
با تشکر از متن زیبای شما؛ هر چند که شنیدن و فکر کردن به اینگ.نه مسایل امید به زندگی در کشورم و وطنم را می کاهد. وای به حال ما!
دیروز پیام نوشتم کو
با تشكر از نگارنده كه مطالب واقعي از حقه هاي اكثر آژانس هاي مسافرتي بيان نمودند.
با تمام مواردي كه گفته شد موافقم ومتاسف
مردم!كو مردم!گ.....ب... مردم!
ممنون این بار حرف دل ما و خیلی ها را زدید...بجزیکی دو هتل در تهران هر بار در ایران به سفری رفتم و اقامتی در هتلی داشتم همین بوده که نوشتید در صورتی که در خارج از ایران با پول کمتر سرویس بسیار بهتر می دهند واقعا که در این صنف بعضا کلاهبرداریست اما انگار کسی هم گوشش بدهکار نیست؟؟؟!!!
کاش سفر به جزیره به همینجا ختم میشد. اخیراً تعدادی از آژانسها اقدام به اسکان مسافرین در مراکز غیر قانونی تحت عنوان سوییت نموده که دردسرهای فراوانی از جمله سوء استفاده از مدارک شناسایی و... از جمله آنهاست. هیچ مرجعی هم پاسخگو نیست
من 12 سال کیش زندگی و در هتل کار کردم دیگه به این شوری هم نیست پیاز داغشو خیلی تابلو زیاد کردی!!!
این بلا رو یه آژانس سر یه مسافرت خارج سر ما آورد(هند)دستمون هم به هیج جا نرسید.
مردم حق هم دارن سر از ترکیه و ارمنستان و ... سردر بیارن.بعد بگین چرا سفرهای خارجی مردم بیش از داخلیه.قیمت هم جای خود
سلام حق مطلب را ادا کردید دزدی آشکار . صنعت خودرو هم یه نوع دزدی آشکاره
واقعأ قشنگ بود.
سلام .
مقاله خوبی بود.
البته این تورهای مسافرتی در این زمینه فقط در تورهای داخلی تبحر ندارند بلکه تخصص اصلیشان در چاپیدن مسافران به تور های خارجی مثل ترکیه است. مثل ترانسفر به بغاز بسفر و گشت در تنگه + غذای گرم + موسقی لایو+... که بیا و ببین فقط خوب پول میگیرند حرف هم بزنی یک خانوم با سر و وضع آنچنانی ظاهر میشود و قس علیهذا( نمونه زنده آن خانوم پشت تلفن این دوست عزیز) خلاصه چاپیدن چه چاپیدنی به همه دوستان سفارش میکنم اگه دفعه اول خواستید از تور ( چه داخلی و چه خارجی ) استفاده کنید از تجربیات سایر دوستانتان استفاده کنید . کم نیستند که روغن این آژانس ها بدنشون به تاول ننداخته باشه.ممنون ...از طرف یک چپاول شده ...
لذت بردم واقعا.اما چی بگم اخه!!!!
تقصیر خودته که پولتو دادی رفتی کیش.منم چند دفعه تصمیم گرفتم که با خانواده برم کیش ولی وقتی قیمتها و هزینه ها رو دیدم با خودم گفتم که این چه حماقتیه!!!! بنابرابن با همان هزینه رفتم دبی .هر دفعه هم که رفتم خیلی راضی بودم.فقط تنها بدیش اینه از ابتده تا انتهای سفر یه بغض گلوتو فشار میده و به حال و روز خودتو مملکتت افسوس میخوری.
امیدوارم یک نفر آره فقط یک نفر دلسوز پیدا بشه ومثل بقیه مشکلات ملی این مسئله را پیگیری کنه ببینه به کحا ها میرسه
من قصد داشتم مطلبی با همین مضمون برای تابناک ارسال کنم. ولی خانم راستگو زحمتش را کشیدند. سپاسگزارم از توضیح کامل و به تصویر کشیدن زیبایتان. اما بگذارید یک جمله از این نوشتار را با دقت بیشتر بنگریم: " به راستي كه اين حس كلاه به سر رفتن چه حس تلخ و تحملناشدني است! آن هم در مملكت خويش و از يك هموطن!". لازم است این را هم به این جمله افزود. به راستی چقدر دردناک است وقتی احساس می کنی در میان یک عده گرگ صفت گرفتار شده ای، آن هم در مملکت خودت.
این همه مشکل باز هم درخواست برای مسافرت به آنجا و اونجا فکر کنم وقت تحریم و بایکوت کردن این سود جویان بی انصاف رسیده باشد تا راستی و راست گویی وتقدیم خدمات را جدی بگیرند
زیبا بود از شدت دردناک بودن. آفرین!
از ماست که بر ماست. شاید همین بوده حق و لیاقت ما.
ماجرایی نه این چنین بلکه مشابه آن برای من هم اتفاق افتاد. یک ماه قبل از تاریخ مورد نظر برای سفر درخواست تور استانبول از آژانسی گرفتم که به دلیل بسته بودن تاریخ تور مورد نظر درخواست به یک هفته بعد موکول شد. در موعد مقرر بعد از بررسی قیمت ها و هتل های مختلف یکی از هتل های 4 ستاره استانبول با کلی تعریف و تمجید خریداری شد و قراردادی با هزار دبدبه و کبکبه با پرداخت نصف هزینه تور دقیقا 20 روز قبل از سفر بسته شد. در طی این مدت بارها درخواست بلیط و ووچر هتل شد که هر بار بهانه ای تراشیده شد. از جمله اینکه هتل اوکی داده اما بلیط چون چارتر است هنوز صادر نشده است. گذشت تا 2 روز مانده به سفر از طرف آژانس تماس گرفتند که بر خلاف گفته خودشان هتل جا نمی دهد و هتلی جایگزین شده است. بعد از بررسی هتل جایگزین متوجه شدم که نه تنها 4 ستاره نیست بلکه ستاره ای به آن تعلق نگرفته و این مطلب بعد از سفر هم تایید شد. و آنچه راه به جایی نمی برد شکایت است! لطفا اگر کسی اطلاعی دارد در مورد شکایت از این آژانس ها راهنمایی کند.
واقعاً درسته ... چند تا عروسك گذاشتن پشت كانتر تا دلفريبي كنن و تا بيخ و بن سر خلق الله رو شيره بمالند.
واقعاً شرم آوره .. تا كي لقمه حروم؟؟؟
اینطور که معلوم است بیشتر نوشته های شما از روی غرض ورزی است شاید بعضی کم و کاستی باشد اما نه انطور که شما فرمودیدمن بیش از ده بار به کیش رفتم وکمتر با این مشکلات عجیب و غریب شما گرفتار شدم.
كاش دولت فقط حاكم بود
كاش دولت فقط نظارت مي كرد
خدا كند به بچه هايمان برسد . . . از ما كه گذشت!!!!
بابا مگه مجبوري بري سفر!!!!!
ما كه رفتيم خيلي عالي بود تعجب مي كنم شما چنين چيزي را با كدام مدرك مي نويسيد
شايد مي خواهيد جهانگردي را متوقف كنيد و در امد اون داخل كشور خرج بشه
بعضي ازمديران آژانس ها بسيارطماع وبي ادب هستند وبه راحتي پول مردم راميخورند وتوهين ميكنند واسم خودرامسلمان گذاشته اند ولي اينطورها هم نيست بالاخره يه روزي ازحلقومشون مياد بيرون
متاسفانه تمامی موارد فوق صحیح و واقعی می باشد اما کو مسئول شنوا؟
1- سلف سرویس بودن رستوران اشکالی ندارد
2- دوچرخه و هر وسیله ای را قبل از راندن باید چکاپ مقدماتی نمائید!
بقیه رو درست می فرمائید. مخصوصا پیچاندن مردم در تماس های تلفنی با اداره ها..
با سلام
جندي قبل با یکی از این آژانس ها همراه با تعدادي از اعضاي هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران جهت شركت در يك كنگره علمي در قالب تور گردشگري به كشورهاي مالزي و تايلند رفتيم خدا مي داند كه چه بلايي به سران آمد و چقدر مشكلات كشيديم كه مثنوي هفتاد من مي شود همين قدر بگم كه ساعت 10 شب از فرودگاه امام پرواز داشتيم ولي هنوز ساعت 30/7 غروب ويزا و پاسپورت دست ما نبود وقتي هم آوردند مال دو نفر از همراهان نبود كه عملا كاري نمي توانستيم بكنيم و با قول فردا آنها را مي فرستيم هرگز نفرستادن، بعد فهميديم بعضي از ما ها حق حمل بار بيش از 7 كيلوگرم نداريم، ويزاي ما از مالزي به تايلند كامفرم( تائيد شده ) نيست و.... تا كنون نيز از پرداخت هزينه آن دو نفري كه جا ماندن سرباز مي زنند و پرونده در هيات حل اختلاف اميرآباد در حال بررسي است،تو رو خدا نذارين اينقدر در كشورهاي خارجي تحقير شويم، تو رو خدا سروساماني به اين اوضاع احوال بدين، اگر كسي مي تونه راهنمايي كنه كه ما حقمون رو بگيريم و چه جوري ميشه آژانس هايي كه باعث از بين بردن آبروي همكاران خوشون مي شن ما رو راهنمايي كنين.
مطالبی که نوشتید دقیقا بلایی بودن که تابستون گذشته به سر ما اومد در هتل 5 ستاره ... با یک میلیون هزینه اما دریغ از کمی سرویس خواهش می کنیم کمی رسیدگی از یه جایی بشه واقعا اوضاع وحشتناکه
خانم آزاده راستگو باور کنيد من اولين نفري هستم که اگر اين رمانتان را چاپ کنيد پيش خريد مي کنم خيلي زيبا و داستانگونه شرح حالي که بر شما رفته را نگاشته ايد من هم با تمامي حرفهاي شما موافقم
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.