«استیو جابز» مؤسس«اپل» درگذشت
کامپیوترهای «مکینتاش»، «آی فون»، «آی پاد» و «آی پد»، از محصولاتی است که استیو جابز در تولید و عرضه آنها به بازار نقش مهمی داشته و با این محصولات پرطرفدار، اپل را به یکی از پرسودترین شرکتهای آمریکا و دنیا تبدیل کرده است/ وی پیش از این، در نامه استعفای خود نوشته بود: همواره گفتهام اگر روزی فرا برسد که نتوانم به وظایف و انتظاراتی که از من به عنوان مدیرعامل اپل میرود، ...

سرویس اجتماعی ـ شرکت اپل اعلام کرده که «استیو جابز»، مدیرعامل سابق این شرکت و یکی از بنیانگذاران آن ـ که به تازگی به علت بیماری کنارهگیری کرده بود ـ از دنیا رفته است.
به گزارش «تابناک» ، کامپیوترهای «مکینتاش»، «آی فون»، «آی پاد» و «آی پد»، از محصولاتی است که استیو جابز در تولید و عرضه آنها به بازار نقش مهمی داشته و با این محصولات پرطرفدار، اپل را به یکی از پرسودترین شرکتهای آمریکا و دنیا تبدیل کرده است.


استیو جابز، مدیر شرکت اپل در کنار تصویری از خودش و استیو وزنیاک، دیگر مؤسس شرکت اپل
بنا بر این گزارش، شرکت اپل در بیانیهای اعلام کرده است که آقای جابز، روز چهارشنبه در سن 56 سالگی به علت ابتلا به سرطان لوزالمعده از دنیا رفت. مرگ وی در حالی رخ داد که پیش از آن، نمونه جدید تلفن همراه آیفون رونمایی شد.

تصاویری از «استیو جابز» در سالهای 2000، 2003 و 2005
تصاویر بالا از چپ به راست
و 2006 ، 2008 و 2009
تصاویر پایین از چپ به راست
تصاویر بالا از چپ به راست
و 2006 ، 2008 و 2009
تصاویر پایین از چپ به راست
استیو جابز که از ماه ژانویه سال جاری در مرخصی بود، در نامه استعفای خود نوشته است: همواره گفتهام اگر روزی فرا برسد که نتوانم به وظایف و انتظاراتی که از من به عنوان مدیرعامل اپل میرود، عمل کنم، خودم نخستین کسی خواهم بود که این موضوع را به شما اطلاع خواهم داد. متأسفانه این روز فرا رسیده است.
وی که از بنیانگذاران اپل در سال ۱۹۷۶ بود، در سال ۱۹۸۵ آن را ترک کرد، ولی در سال ۱۹۹۷ به اپل بازگشت و در سال ۲۰۰۰ بار دیگر مدیریت تمام وقت آن را به عهده گرفت.
پزشکان در سال ۲۰۰۴ تشخیص دادند که آقای جابز به سرطان لوزالمعده مبتلاست.
هماکنون تیم کوک، یکی از مدیران ارشد اپل، پس از آقای جابز مدیرعامل جدید اپل شده است.
هماکنون تیم کوک، یکی از مدیران ارشد اپل، پس از آقای جابز مدیرعامل جدید اپل شده است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
آدم بزرگی رو از دست دادیم ...
بعدا میفهمیم که بعضیا تکرار شدنی نیستن ...
همیشه در قلب ما خواهی بود استیو عزیز
پول دوای هر دردی نیست...
بزودی امیر قطر هم میمیره و بعدش...
من خوشحالم که او در زمان ما بود و من او را دیده ام .
اینجور ادما هیچ وقت نمیمیرند.اینا بزرگان تاریخند.کاش همه مردم به درونیات چنین افرادی بیشتر می نگرستندکه چی مخواستند واسه بشریت و چقدرشو میخواستند واسه خودشون؟
خدایش بیامرزدش
ما که هیچ کدوم از محصولات شرکتش رو نخریدیم ولی خدمتش به بشریت بر همگان آشکاره
خدا بیامرزدش
مرگ یک واقعیت مفید و هوشمند زندگی است. هیچ کس دوست ندارد که بمیرد حتی آنهایی که میخواهند بمیرند و به بهشت وارد شوند. ولی با این وجود مرگ واقعیت مشترك در زندگی همهی ماست. شاید مرگ بهترین اختراع زندگی باشد چون مأمور ایجاد تغییر و تحول است. ...مرگ کهنهها را از میان بر میدارد و راه را برای تازهها باز میکند. یادتان باشد که زمان شما محدود است، پس زمانتان را با زندگی کردن تو زندگی بقیه هدر ندهید.
هیچ وقت توی دام غم و غصه نیافتید و هیچ وقت نگذارید که هیاهوی بقیه صدای درونی شما را خاموش کند. و از همه مهمتر این که شجاعت این را داشته باشید که از احساس قلبی تان و ایمانتان پیروی کنید.
Steve Jobs
خدا ازش راضی باشه که به معنای واقعی اشرف مخلوقات بود .......
به نام خدا
سلام به همه بندگان خدا
انصافاً افرادي كه مطمئنند استيو جابز جايش تو بهشته از ته دل از خدا بخواهند كه اونا را با استيو جابز محشور كنه.
فراموش نكنيم كه حضرت محمد (صلوات الله عليه و آله) به مادر سعد بن معاذ فرمودند (نقل به مضمون) كه در كار خدا دخالت نكند. چرا كه مادر سعد در هنگام دفن فرزندش گفته بود كه بهشت گوارايت باد.
iSad
قابل توجه آقایونی که میزهای بی ارزش خودشون رو چسبیدن و به خاطرش از هیچ نامردی فروگذار نمی کنند! پولدارترین و موفق ترین و باهوش ترین و .... عالم باشید که نیستید، یک روز باید بگذارید و بروید...
سخرانی او در دانشگاه هاروارد باعث علاقه شدید قشر دانشجو و الگو قرار دادن ایشان است
محمد موستوفی
دکترای برق-مخابرات میدان
صنعتی شریف
دنیا قدرشو ندونست
مرد بزرگی بود که ما همه بدون استثنا مدیون او هستیم
برای شادی روحش یک دقیقه سکوت ومحصولات اپل خود را خاموش کنیم
وفتی به تفاوت پیشرفت تکنولوژی آی تی از 1976 تا الان نگاه بکنیم پی به عظمت این مرد خلاق میبریم ببینم ایا بدون این نوابغ 30 سال آینده میشه به این قدر تفاوت برسیم
چرا نارحت بشیم؟تو خبر ها نشنیدین یه سیستم جاسوسی تو گوشی ایفون پیدا شده؟یا تو ویندوز 7؟این ها همه وسایل جاسوسی اسرائیل و سیا هست!
به نظرتون پول فروش این گوشی ها گلوله نمی شه در گلوی فلسطینیان؟ اگه فکر میکنید این افراد به جز پیشرفت علم به چیز دیگه ای فکر نمی کنن اشتباه کردین
شاید استیو جابر از دنیای ما رفته باشه اما هرگز از دنیایی که ساخته بود نمیره
اين فقدان يك خلاق بود .روحش شاد باد
معلومه طراحی شکیل آی فون و اینترفیس باحال اون کار خودش رو کرده. به این می گویند قدرت برند در همراهی مصرف کننده با فروشنده. استیو جابز یک طراح و بازاریاب بزرگ بود.
Steve just went iHeaven
اگر همه ی ما به اندازه ی او درست و بی نقص به وظیفه مان عمل می کردیم دنیا و آخرتمان خیلی بهتر می بود. روحش شاد...
پدر ایشان عرب سوریه ای بودند و مادرشان آمریکایی خدایش بیامرزاد
آدم خوبی بود
تسلیت میگم...
درود بر تو و تمتمی مردان و زنان بزرگی که بشریت تا هست مدیون خدمات و نبوغ شماست. روحت شاد استیو جابز بزرگ یادت گرامی که نامت یادآور عظمت خالق قادر و عالم توست.
روحش شاد. یادش گرامی.
واقعا متاسفم شدم. واقعا در دنیای تکنولوژی ایده پرداز فوق العاده ای بود.
شاید جز اولین خارجی ها بود که از فوتش ناراحت میشم.
بد ترین خبری بود که شنیدم .بهترین الگوی کار امدی بود که میشناختم . متاسفم
rememberingsteve@apple.com
این ایمیل شرکت اپل مخصوص مشتریان برای فرستادن افکار و احساساتشون راجع به آقای جابز هست
نمی دونم چرا بعضی ها اینقدر نادانند. یکی گفته ایشون اصالتا اهل سوریه هست، بنده خدا از خودش هم نگفته بلکه از ویکی پدیا نقل کرده بعدش 75 نفر بهش منفی می دن!
اینجور آدما موجب میشن انسان به خاطر آدم بودنش به خود افتخار کند
روحش شاد
چند روز پیش تو مجله ی دانستنیها خوندم استعفا داده بود.
جدا از دين وآيين و مرام مسلک ، اين نام نيک است که مي ماند.
صدها فرشته بوسه برآن دست مي زنند
کز کار خلق يک گره بگشايد .
روحش شاد ،ياداش گرامي و ابدی
متاًثر شدم، روحش شاد باشد. او مرد چند جانبه ائی بود ، هم عالم بود ، هم
پشتکار داشت و هم مدیریت عالی داشت.
واقعا مآثر شدم خدا رحمتش كند مرد بزرگي بود
کم از ادیسون نبود من عاشق محصولات اپل هستم خدایش بیامرزد
خیلی به دنیای علم و فن آوری خدمت کرد
من همیشه معتقد بودم که اینگونه دانشمندان ارواح متعالی دارند و دنیا از مرگ آنها متاثر می شود.
خدایش بیامرزد
او ادیسون روزگار ما بود، او بی شک مرد آینده بود...
یعنی مک و آی فون و آی پد و آی پود که صدها کالای مشابه کنار خود دارند همچون اختراع لامپ است؟ و تاثیر آن در زندگی انسانها همطراز اولین نور مصنوعی؟
روحش شاد. مرد بزرگی که نحوه زندگی مردم رو تغییر داد و نبوغ، عشق و انرژی او باعث الهام بسیاری بود و هست.
يه فاتحه براش بخونيم
خیلی ناراحت شدم...واقعا اپل موفقیت الانشو خیلی به آقای جابز مدیون.... امیدوارم مسولان بعدی اپل هم بتونن کیفیت و ابتکار را در محصولاتشون حفظ کنن
در واقع کره زمین نابغه ای را از دست داد که بشریت را به سوی اینده هدایت کرد ای کاش بشر به ان درجه از علم رسیده بود که میتوانست جان این انسانهای ارزشمند را حفظ کند تا شعله نبوغشان زود خاموش نشود و سالیان سال بشر از ان بهره مند شود
محصولاتش در 30 سال آینده ، به غنوان یه یادگاری در میون اونهایی که ازش خاطره دارند حراج میشه. روحش شاد.
مردبزركى بود وامرزيده بود كه اين علم راخدابه اوداده بود.
واقعا حیف شد.
نکته ی جالب اینه که حقوق ماهانه ی رسمی او در شرکت اپل ۱ دلار بود
البته بزرگترین سهامدار اپل بود.
بنیانگذار یک سبک نو در مدیریت بود
روحش شاد... دنیا او را از دست داد
خيلي خيلي خيلي حيف شد
واقعا اولین با که خبرو شنیدم تا چند دقیقه بهت زده بودم.
مرد نازنینی بود
روحش شاد. به بشریت خدمت کرد. یقینا در بهشت برین خواهدبود
استیو جابز،فرزند پشتکار...
سخنرانی پندآموز و جالب استیو جابز بنیانگذار "اپل"
در مراسم فارغالتحصیلان دانشگاه استنفورد
من امروز خیلی خوشحالم که در مراسم فارغالتحصیلی شما که در یکی از بهترین دانشگاههای دنیا درس میخوانید هستم. من هیچ وقت از دانشگاه فارغالتحصیل نشدهام. امروز میخواهم داستان زندگی ام را برایتان بگویم. خیلی طولانی نیست و شامل سه تا داستان است.
- اولین داستان مربوط به ارتباط اتفاقات به ظاهر بی ربط زندگی هست.
من بعد از شش ماه از شروع دانشگاه در کالج رید ترك تحصیل کردم ولی تا حدود یک سال و نیم بعد از ترك تحصیل تو دانشگاه میآمدم و میرفتم و خب حالا میخواهم برای شما بگویم که من چرا ترك تحصیل کردم.
زندگی و مبارزهی من قبل از تولدم شروع شد. مادر بیولوژیکی من یک دانشجوی مجرد بود که تصمیم گرفته بود مرا در لیست پرورشگاه قرار بدهد که یک خانواده مرا به سرپرستی قبول کند. او شدیداً اعتقاد داشت که مرا یک خانواده با تحصیلات دانشگاهی باید به فرزندی قبول کند و همه چیز را برای این کار آماده کرده بود. یک وکیل و زنش قبول کرده بودند که مرا بعد از تولدم از مادرم تحویل بگیرند و همه چیز آماده بود تا اینکه بعد از تولد من این خانواده گفتند که پسر نمی خواهند و دوست دارند که دختر داشته باشند. این جوری شد که پدر و مادر فعلی من نصف شب یک تلفن دریافت کردند که آیا حاضرند مرا به فرزندی قبول کنند یا نه و آنان گفتند که حتماً. مادر بیولوژیکی من بعداً فهمید که مادر من هیچ وقت از دانشگاه فارغالتحصیل نشده و پدر من هیچ وقت دبیرستان را تمام نکرده است. مادر اصلی من حاضر نشد که مدارك مربوط به فرزند خواندگی مرا امضا کند تا اینکه آنها قول دادند که مرا وقتی که بزرگ شدم حتماً به دانشگاه بفرستند.
این جوری شد که هفده سال بعدش من وارد کالج شدم و به خاطر اینکه در آن موقع اطلاعاتم کم بود دانشگاهی را انتخاب کردم که شهریهی آن تقریباً معادل دانشگاه استنفورد بود و پس انداز عمر پدر و مادرم را به سرعت برای شهریهی دانشگاه خرج میکردم. بعد از شش ماه متوجه شدم که دانشگاه فایدهی چندانی برایم ندارد. هیچ ایدهای که میخواهم با زندگی چه کار کنم و دانشگاه چه جوری میخواهد به من کمک کند نداشتم و به جای این که پس انداز عمر پدر و مادرم را خرج کنم ترك تحصیل کردم ولی ایمان داشتم که همه چیز درست میشود. اولش یک کمی وحشت داشتم ولی الآن که نگاه میکنم میبینم که یکی از بهترین تصمیمهای زندگی من بوده است.
لحظهای که من ترك تحصیل کردم به جای این که کلاسهایی را بروم که به آنها علاقهای نداشتم شروع به کارهایی کردم که واقعاً دوستشان داشتم. زندگی در آن دوره خیلی برای من آسان نبود. من اتاقی نداشتم و کف اتاق یکی از دوستانم میخوابیدم. قوطیهای خالی پپسی را به خاطر پنج سنت پس میدادم که با آنها غذا بخرم. بعضی وقتها هفت مایل پیاده روی میکردم که یک غذای مجانی توی کلیسا بخورم. غذاهایشان را دوست داشتم. من به خاطر حس کنجکاوی و ابهام درونیام تو راهی افتادم که تبدیل به یک تجربهی گرانبها شد.
کالج رید آن موقع یکی از بهترین تعلیمهای خطاطی را تو کشور میداد. تمام پوسترهای دانشگاه با خط بسیار زیبا خطاطی میشد و چون از برنامهی عادی من ترك تحصیل کرده بودم، کلاسهای خطاطی را برداشتم. سبک آنها خیلی جالب، زیبا، هنری و تاریخی بود و من خیلی از آن لذت میبردم. امیدی نداشتم که کلاسهای خطاطی نقشی در زندگی حرفهای آیندهی من داشته باشد ولی ده سال بعد از آن کلاسها موقعی که ما داشتیم اولین کامپیوتر مکینتاش را طراحی میکردیم تمام مهارتهای خطاطی من دوباره تو ذهن من برگشت و من آنها را در طراحی گرافیکی مکینتاش استفاده کردم. مک اولین کامپیوتر با فونتهای کامپیوتری هنری و قشنگ بود.
اگر من آن کلاسهای خطاطی را آن موقع برنداشته بودم مک هیچ وقت فونتهای هنری الآن را نداشت. همچنین چون که ویندوز طراحی مک را کپی کرد، احتمالاً هیچ کامپیوتری این فونت را نداشت. خب میبینید آدم وقتی آینده را نگاه میکند شاید تأثیر اتفاقات مشخص نباشد ولی وقتی گذشته را نگاه میکند متوجه ارتباط این اتفاقها میشود. این یادتان نرود شما باید به یک چیز ایمان داشته باشید، به شجاعتتان، به سرنوشتتان، به زندگی تان یا هر چیز دیگری. این چیزی است که هیچ وقت مرا نا امید نکرده است و خیلی تغییرات در زندگی من ایجاد کرده است.
- داستان دوم من در مورد دوست داشتن و شکست است.
من خرسند شدم که چیزهایی را که دوستشان داشتم خیلی زود پیدا کردم. من و همکارم هواز شرکت اپل را در گاراژ خانهی پدر و مادرم وقتی که من فقط بیست سال داشتم شروع کردیم ما خیلی سخت کار کردیم و در مدت ده سال اپل تبدیل شد به یک شرکت دو بیلیون دلاری که حدود چهارهزار نفر کارمند داشت. ما جالب ترین مخلوق خودمان را به بازار عرضه کرده بودیم؛ مکینتاش. یک سال بعد از درآمدن مکینتاش وقتی که من فقط سی ساله بودم هیأت مدیرهی اپل مرا از شرکت اخراج کرد. چه جوری یک نفر میتواند از شرکتی که خودش تأسیس میکند اخراج شود، خیلی ساده. شرکت رشد کرده بود و ما یک نفری را که فکر میکردیم توانایی خوبی برای ادارهی شرکت داشته باشد استخدام کرده بودیم. همه چیز خیلی خوب پیش میرفت تا این که بعد از یکی دو سال در مورد استراتژی آیندهی شرکت من با او اختلاف پیدا کردم و هیأت مدیره از او حمایت کرد و من رسماً اخراج شدم.
احساس میکردم که کل دستاورد زندگی ام را از دست دادهام. حدود چند ماهی نمی دانستم که چه کار باید بکنم. من رسماً شکست خورده بودم و دیگر جایم در سیلیکان ولی نبود ولی یک احساسی در وجودم شروع به رشد کرد. احساسی که من خیلی دوستش داشتم و اتفاقات اپل خیلی تغییرش نداده بودند. احساس شروع کردن از نو. شاید من آن موقع متوجه نشدم اخراج از اپل یکی از بهترین اتفاقات زندگی من بود. سنگینی موفقیت با سبکی یک شروع تازه جایگزین شده بود و من کاملاً آزاد بودم. آن دوره از زندگی من پر از خلاقیت بود. در طول پنج سال بعد یک شرکت به اسم نکست تأسیس کردم و یک شرکت دیگر به اسم پیکسار و با یک زن خارق العاده آشنا شدم که بعداً با او ازدواج کردم.
پیکسار اولین ابزار انیمیشن کامپیوتر دنیا را به اسم توی استوری به وجود آورد که الآن موفقترین استودیوی تولید انیمیشن در دنیاست. دریک سیر خارق العادهی اتفاقات، شرکت اپل نکست را خرید و این باعث شد من دوباره به اپل برگردم و تکنولوژی ابداع شده در نکست انقلابی در اپل ایجاد کرد. من با زنم لورن زندگی بسیار خوبی را شروع کردیم. اگر من از اپل اخراج نمی شدم شاید هیچ کدام از این اتفاقات نمی افتاد. این اتفاق مثل داروی تلخی بود که به یک مریض میدهند ولی مریض واقعاً به آن احتیاج دارد. بعضی وقتها زندگی مثل سنگ توی سر شما میکوبد ولی شما ایمانتان را از دست ندهید. من مطمئن هستم تنها چیزی که باعث شد من در زندگی ام همیشه در حرکت باشم این بود که من کاری را انجام میدادم که واقعاً دوستش داشتم.
- داستان سوم من در مورد مرگ است.
من هفده سالم بود یک جایی خواندم که اگر هر روز جوری زندگی کنید که انگار آن روز آخرین روز زندگی تان باشد شاید یک روز این نظر به حقیقت تبدیل بشود. این جمله روی من تأثیر گذاشت و از آن موقع به مدت سی و سه سال هر روز وقتی که من توی آینه نگاه میکنم از خودم میپرسم اگر امروز آخرین روز زندگی من باشد آیا باز هم کارهایی را که امروز باید انجام بدهم، انجام میدهم یا نه. هر موقع جواب این سؤال نه باشد من میفهمم تو زندگی ام به یک سری تغییرات احتیاج دارم. به خاطر داشتن این که بالآخره یک روزی من خواهم مرد برای من به یک ابزار مهم تبدیل شده بود که کمک کرد خیلی از تصمیمهای زندگی ام را بگیرم چون که تمام توقعات بزرگ از زندگی، تمام غرور، تمام شرمندگی از شکست، در مقابل مرگ رنگی ندارند.
حدود یک سال قبل دکترها تشخیص دادند که من سرطان دارم. ساعت هفت و سی دقیقهی صبح بود که مرا معاینه کردند و یک تومور توی لوزالمعدهی من تشخیص دادند. من حتی نمی دانستم که لوزالمعده چی هست و کجای آدم قرار دارد ولی دکترها گفتند این نوع سرطان غیرقابل درمان است و من بیشتر از سه ماه زنده نمی مانم. دکتر به من توصیه کرد به خانه بروم و اوضاع را رو به راه کنم. منظورش این بود که برای مردن آماده باشم و مثلاً چیزهایی که در مورد ده سال بعد قرار بود به بچههایم بگویم در مدت سه ماه به آنها یادآوری بکنم. این به این معنی بود که برای خداحافظی حاضر باشم ...
من با آن تشخیص تمام روز دست و پنجه نرم کردم و سر شب روی من آزمایش اپتیک انجام دادند. آنها یک آندوسکوپ را توی حلقم فرو کردند که از معدهام میگذشت و وارد لوزالمعدهام میشد. همسرم گفت که وقتی دکتر نمونه را زیر میکروسکوپ گذاشت بی اختیار شروع به گریه کردن کرد چون که او گفت که آن یکی از کمیاب ترین نمونههای سرطان لوزالمعده است و قابل درمان است
شانس اوردی تابناک چاپش کرد!
ضمن همدردی در غم این فقدان بزرگ، از این متن کامل و زیبای ارسالی سپاسگزارم.
مرد بزرگ،فكر بزرگ.از گاراژ خونه اش دنيا رو متحول كرد. رفت، ولي براي خيليها الهامبخش بوده و خواهد بود.
پس ای.بی.ام و پی.سی و اج پی و مایکروسافت دنیا رو چه کار کردند؟
جای این آدم تو بهشته
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.