آخرین خبرعکس: پنجره‌ای به گذشته؛ شهید لاریجانی در کنار سرلشگر محسن رضایی
0بازدید

عارفی که گلوله خمپاره شلیک می‌کرد +تصاویر

آیت‌الله حاج میرزاجواد آقا تهرانی در یکی از عملیات ها، به نیت چهارده معصوم، چهارده گلوله خمپاره شلیک کردند. از دیده بان سؤال شد آیا به هدف می‌خورد؟ دیده بان که نمی‌دانست چه کسی شلیک می‌کند با هیجان می‌گفت کاملا به هدف می‌خورد.

به گزارشخبرگزاری فارس، هر وقت به مشهد می‌آمدیم پدرم مرا به دیدن او می‌برد. کوچه باریکی بود در یکی از محله‌های قدیمی. نمی‌دانم چرا وقتی وارد کوچه می‌شدیم بوی سیب همه مشامم را پر می‌کرد. آنقدر از این رایحه خوشم می‌آمد که دلم می‌خواست این کوچه انتهایی نداشت.
پدرم، کنار در خانه‌ای می‌ایستاد و آرام در می‌زد. بعد از لحظاتی چهره نورانی او در آستانه در ظاهر می‌شد. هم پدرم و هم من دستش را با زحمت می‌بوسیدیم. این دست و این خانه هم بوی سیب می‌داد. شوق پدرم از بوسیدن دستان «آیت‌الله میرزا جواد آقاتهرانی» حدی نداشت. هنوز هم وقتی آن لحظه‌ها را به یاد می‌آورم دوباره بوی سیب را احساس می‌کنم.



بعدها که کمی بزرگتر شدم دوباره آمدم به همان کوچه. اما او دیگر نبود. کوچه هم بوی سیب نمی‌داد. آمدم به دنبال نوشته‌هایی که ردپایی از این مرد ملکوتی در صفحه‌های آن پیدا بود. این نوشته‌ها چقدر کم بودند ولی فهمیدم این بسیجی عارف، تحصیلات خود را تا سوم دبیرستان در تهران خوانده و بعد از آن راهی قم شده است. بعد از سال‌هایی به نجف رفته و محضر عالمان بزرگ آن روز را درک کرده است.

بعد از ازدواج در سال 1312 به مشهد مقدس هجرت می‌کند و پله‌های تقوا و علم را بالا و بالاتر می‌رود. او بعد از انقلاب و شروع جنگ لباس طلبگی و بسیجی را در هم می‌آمیزد تا حق هر دو لباس را ادا کرده باشد.


از ایشان نقل می‌کنند که در یکی از مناطق جنگی فرموده بود:
 
«در قضیه‌انداختن حضرت ابراهیم (ع) به آتش توسط نمرودیان، پرستویی را دیدند که منقارش را از آب پر می‌کند و بر آتش می‌ریزد. ملکی از او سؤال می‌کند این مقدار آبی که در منقار تو جای می‌گیرد بر این آتش انبوه چه اثر دارد؟
پرستو می‌گوید: می‌دانم اثری ندارد ولی دوست دارم من هم ابراهیمی باشم. »

بعد ادامه می‌دهند:

«می‌دانم آمدن من به جبهه اثری ندارد ولی می‌خواهم در صحنه باشم، در صف ابراهیمیان زمان.»(1)

پدرم می‌گفت: «روزی یکی از روحانیان با زحمت دست ایشان را بوسید. آقا بعد از این حرکت از اتاق خارج شد و بعد از مراجعت به آن روحانی گفت: «‌تو دست مرا بوسیدی، من هم رفتم کفش‌های تو را بوسیدم.»

آیت‌الله حاج میرزاجواد آقا تهرانی در یکی از عملیات ها، به نیت چهارده معصوم، چهارده گلوله خمپاره شلیک کردند. از دیده بان سؤال شد آیا به هدف می‌خورد؟ دیده بان که نمی‌دانست چه کسی شلیک می‌کند با هیجان می‌گفت کاملا به هدف می‌خورد.

از ایشان نقل شده:«آقای صیاد شیرازی چند بار آمدند نزد من. به ایشان گفتم چون در جبهه موجب اذیت و آزار دیگران هستم. کمتر می‌آیم. بعد با تبسم ادامه دادند؛ روزی قرار شد خمپاره بزنم مجبور شدند به علت خمیدگی پشتم چهارپایه آوردند و من روی آن قرار گرفتم. یک نفر هم دست روی گوش‌هایم گذاشت و من گلوله‌ها را توی لوله خمپاره‌انداختم.(2)

آیت الله میرزاجواد آقاتهرانی، دوم آبان ماه 1368 آرام و قرار گرفت و در قطعه شهدای مشهد همسایه خدا شد.

یک روز که به بهشت رضا رفته بودم کنار مزاری رسیدم که نام و نشانی نداشت اما بوی سیب می‌داد فهمیدم این رایحه دل آویز از کوچه‌ای در یک محله قدیمی به این مزار کوچک کوچ کرده است.


*چشم فرمانده عزیز

مرحوم آیت الله میرزا جواد آقا تهرانی(ره) به منطقه والفجر مقدماتی آمده بودند، (به دلیل تواضع زیادشان) امام جماعت نمی‌شدند مگر به زور .
ایشان به ما می‌فرمود: «شما از من جلوتر هستید.» خیلی اعتقاد و احترام عجیبی به رزمنده‌ها داشت.

یک شب به تیپ امام جواد(علیه السلام) آمده و سخنرانی نمودند. بعد که سخنرانی تمام شد، موقع نماز بود اما قبول نمی‌کردند بروند جلو و امام بایستند. آقای برونسی گفت: «آقا! بروید و امام باشید». میرزا جواد آقا گفت:«شما دستور می‌دهی؟»

شهید برونسی گفت: «من کوچکتر از آنم که دستور بدهم، ولی خواهش می‌کنم».

علامه گفت: «نه پس خواهش را نمی‌پذیرم.»

بچه‌ها گفتند: «خوب آقای برونسی! مصلحتا بگوئید دستور می‌دهم تا بپذیرند. ما آرزو داریم پشت این عارف بزرگ نماز بخوانیم».

شهید برونسی هم، همین کار را کرد و علامه در جواب فرمود: «چشم فرمانده عزیز».

بعد از نماز علامه حال عجیبی داشت. شهید برونسی را کنار کشیده بود و اشک می‌ریخت، می‌گفت: دوست عزیزم جواد(علامه میرزاجوادتهرانی) را فراموش نکنی و حتما ما را شفاعت کن».


------------------------------
*منبع:

1- روزنامه جمهوری اسلامی /20آذر ماه 1368
2- منبع بالا

* حامد حجتی

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

سيد۱۳۹۰/۰۸/۲۲ ۰۸:۳۲

با سلام .تشكر از شماكه ياد وخاطره بزرگان ورزمندگان را تازه ميكنبد

ایثار۱۳۹۰/۰۸/۲۲ ۰۷:۵۶

دلاور یادت گرامی وراهت پر رهروباد یاد مرحوم آیت الله جمی وآیت الله دهدشتی وآیت الله طرفی وآیت الله قنوتی ودیگرشهیدان روحانی وهمه رزمندگان بزرگ اسلام گرامی باد.

خسنی۱۳۹۰/۰۸/۲۲ ۰۷:۵۴

شهیدان از خاک بر افلاک
چنان پران شدند
که ملایک هفت آسمان حیران شدند

حسین۱۳۹۰/۰۸/۲۲ ۰۲:۳۶

این عارف در عمل معلم اخلاق بوده . نقل شده زمانی در حال عبور در کوچه پسر بچه ای با دوچرخه به این علامه برخورد می کنه و ایشان را به زمین می زنه. میرزا جواد اقا بلند می شن میرن سراغ این بچه که او هم زمین خورده بوده و بلندش می کنن و جویای حالش می شن مبادا اسیبی بهش وارد شده باشه. واقعا مصداق این روایت:
کونو دعاه الناس بغیر السنتکم

صادق۱۳۹۰/۰۸/۲۲ ۰۲:۱۶

سلام اللهی خیر ببینی تابناک با این خبرت

mohsen.k۱۳۹۰/۰۸/۲۲ ۰۱:۲۸

این درختان از فراوانی میوه سر به خاک میسایند!

هم وطن۱۳۹۰/۰۸/۲۲ ۰۰:۵۱

امیدوارم شفاعت همه را بکنند

نادر۱۳۹۰/۰۸/۲۱ ۲۲:۰۲

خدا رحمیت کند این بنده خاص پروردگار را. خداوندا اخلاق ما را به اخلاق بندگان خاصت نزدیک بفرما. آمین یا رب الالمین.
پروردگارا از نورالسماوات خود به دل بندگانت بتابان.

مرتضی۱۳۹۰/۰۸/۲۱ ۱۹:۵۸

والسَّابقُونَ السَّابقُون. اولئک المقربون.

ali۱۳۹۰/۰۸/۲۱ ۱۸:۵۶

گفت ادب از که آموختی
گفت از بی ادبان
گفت افتادگی از که آموختی
گفت از نبی (ص)
افتادگی آموز اگر طالب فیضی

مجید۱۳۹۰/۰۸/۲۱ ۱۸:۳۹

یه دل پاک و یه خدا

مارال۱۳۹۰/۰۸/۲۱ ۱۸:۱۷

خیلی لذت بردم. حیف که اینجور آدم ها را بعد از رفتنشان میشناسیم.

رضايي۱۳۹۰/۰۸/۲۱ ۱۸:۰۹

واقعا ازشما به.خاطردرج اىن مطلب تشكر مىكنم لذت بردىم واستفاده كردىم

حدیث مرندی۱۳۹۰/۰۸/۲۱ ۱۶:۰۰

بوی سیب. کاش ما هم بوی سیب بدهیم. کاش ...

ملايري۱۳۹۰/۰۸/۲۱ ۱۵:۲۲

روحش شاد . كهولت سن و درس و وعظ نذاشته كه از فيض جهاد محروم بشوند. قدر اين لحظات نوراني جنگ را خوب درك كرده بودند.

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۱ ۱۳:۳۳

حالات ایشان دل را تکان می دهد.

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۱ ۱۳:۲۳

یاد و خاطره تمامی مردان مرد این سرزمین گرامی باد

بهرام۱۳۹۰/۰۸/۲۱ ۱۳:۱۲

خداوند رحمتش كند وشفاعت مارا هم بكند

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۱ ۱۲:۴۰

آفرین برآنها و وای بحال ما که در کوچه های این دنیای بی ارزش بدنبال آرامش در همین دنیاییم... فقط خدا باید نجات دهد مارا از دست خودمان....

محمد۱۳۹۰/۰۸/۲۱ ۱۲:۳۶

در پيچ وتاب سياست اين مطلب مرحمي بر روح زخميمان بود خسته نباشيد

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۱ ۱۲:۳۱

خدا ما رو هم با این عزیزان محشور فرماید. راستی بگم من در خارج درس می خوانم هم اکنون. مشکلی دارم خواهش می کنم مرا دعا کنید دعا.

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۱ ۱۹:۳۱

انشا‌الله مشکلتان حل میشود. کلید حل مشکلات اینست: تقوای الهی در نیّت، فکر، اعتقاد و عمل + قطع امید از دیگران + توسّل به اهل بیت و سپردن کار به دستان پر برکت آنان. دست خدا به همرهتان. یا علی‌

عليرضا۱۳۹۰/۰۸/۲۱ ۱۲:۳۱

با سلام
بسيار زيبا بود. دستتان درد نكنه و خداخيرتون بده. لطفا از اين سري مطالب باز هم روي سايت بذارين.

حسن۱۳۹۰/۰۸/۲۱ ۱۲:۲۴

خدا رحمتش کنه
فاتحه مع الصلوات

سهراب دلاوري۱۳۹۰/۰۸/۲۱ ۱۲:۰۶

روحش شاد يادش گرامي

عليرضا۱۳۹۰/۰۸/۲۱ ۲۲:۲۸

من ميدونم رأيهاي منفي براي چيست. رأي منفي نشانگر آدم منفي است. بعضي ها كه تفكر منحطشان در حال احتضار است، هر از چند گاهي يك اهه ميكنند تا بگويند ما هنوز زنده ايم.

حسین۱۳۹۰/۰۸/۲۱ ۱۵:۳۹

من نمیدونم این رای های منفی یعنی چی جدی؟!

بابا مجید۱۳۹۰/۰۸/۲۱ ۱۱:۵۲

تابناک و تابناکیان سلام
ممنون که در این شلوغ پلوغی دنیا چنین مطلب معنوی رو درج کردید خیر پیش

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۱ ۱۱:۴۸

از ایتالله نجابت عارف بزرگی که ایت الله بهجت هم به ایشان ارادت داشتند .واز شاگردان مرحوم قاضی بودند هم بگید که حوزه ایشان چقدر روحانی عازم جبهه کرد وایشان سفارش می کردند

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.