آخرین خبرخلاصه بازی تراکتور 2 - نفتچی ازبکستان 2
1بازدید

فرهنگ دولتی (1)

مدیران دولتی ایران چگونه مدیر می‌شوند؟

نظام اداری ایران، کار را چنین تعریف کرده که در آن، ارزیابی برای همه اجزای یک دستگاه هست تا برسیم به مدیری که فارغ است از ارزیابی. آبدارچی را با چای قند پهلو و چای به موقعش می‌‌سنجند؛ کارمند را با کارت ساعت حضور و غیاب و کارشناس را با شمار کاغذهایی که سیاه کرده است. اما مدیر دولتی را با هیچ نمی‌سنجند و حال آن که بالاترین دستمزد را مدیر دولتی می‌گیرد.

مدیران دولتی ایران چگونه مدیر می‌شوند؟
سرویس فرهنگی ـ یکی از عوامل پیشرفت در هر سازمان یا در واحد بزرگتر هر کشوری، وجود مدیرانی است که بتوانند با توانایی، ذهن خلاق و آینده‌گری سازمان یا کشور را به اهداف ترسیم شده خود برسانند؛ مسأله‌ای که در ایران به دلیل وجود سرمایه خدادادی نفت، کمتر مدیری به دنبال آن می‌رود و در مقابل همه تنها به مدیر شدن می‌‌اندیشند که چگونه گره از کار خود بگشایند.

به گزارش «تابناک»، «رضا امیرخانی» در کتاب «نفحات نفت» در این باره می‌نویسد: نظام اداری ما، کار را چنین تعریف کرده که در آن ارزیابی برای همه اجزای یک دستگاه هست تا برسیم به مدیری که فارغ است از ارزیابی. خلاصه آن که آبدارچی را با چای قند پهلو و چای به موقعش می‌سنجند؛ کارمند را با کارت ساعت حضور و غیاب و کارشناس را با شمار کاغذ‌هایی که سیاه کرده است، ولی مدیر دولتی را با هیچ نمی‌سنجند.

برای مدیر دولتی، همین که در مجموعه تحت امرش، کسی نق نزند و اعتراضی نکند، کافی است. بالاترین دستمزد را مدیر دولتی می‌گیرد و نظام اداری ما هم که متأسفانه یا خوشبختانه پول محور است، با همین دستمزد شأنیتش سنجیده می‌شود. بالاترین شأن سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را هم همین مدیر دولتی دارد؛ آیا در همه دنیا این گونه است؟

در بسیاری از نقاط دنیا، مدیر از جنس مدیران ما که بیشتر یک هماهنگ‌کننده هستند، گاه جایی بسیار پایین‌تر از متخصصان زیر دست خود دارند؛ متخصصی که کار کلیدی مجموعه‌ای را انجام می‌دهد، به لحاظ نمودار اداری، زیر دست مدیر قرار می‌گیرد، اما حقوق بالاتری می‌گیرد و همین، شأن بالاتری به وی می‌دهد.

اما در این باره باید گفت که ارزیابی اصلی روی میزان کار است، ولی در ایران چون کاری وجود ندارد، ارزیابی به ساعات ورود و خروج تقلیل می‌یابد.

مدیران در دیگر نقاط جهان، دستگاهی را اداره می‌کنند، ولی در ایران مدیر وجود ندارد، بلکه این رئیس هست که برای ایفای مفهوم قدیمی ریاست و نه مفهوم مدیریت، به ایفای نقش می‌پردازند.

اینجا برای انجام کار، هیچ چاره‌ای نیست، غیر از مدیر شدن. برای همین است که صدها نفر برای به دست گرفتن همه یا بخشی از سکان امور اجرایی تصمیم به این کار می‌گیرند؛ برای نمونه، هنگامی که از طرف می‌پرسند برای چه تصمیم گرفته‌ای رئیس جمهور شوی، نامزد ساده‌دل که کشاورزی شیرین زبان است، پاسخ می‌دهد: تا سیب‌زمینی‌های مانده را بفروشم و این است که یک کشاورز برای فروش سیب‌زمینی هم باید مدیر شود؛ حتی مدیری در حد رئیس‌جمهور...!

[لازم به ذکر است مطلب این گزارش به یک قاعده می پردازد و گرنه در ایران مدیرانی نیز وجود دارند که گر چه بی ادعا هستند ولی فراتر از توان یک انسان معمولی برای بهبودکار و کشور خود تلاش می کنند . اینان در کشور ما استثنا هستند.]

ادامه دارد...

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

كارمند۱۳۹۰/۰۸/۲۹ ۱۹:۱۵

بحث خيلي جالبي است .لطفا ادامه داشته باشد.

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۹ ۱۲:۰۳

احسنت به مدیرانی که می دانند دو دو تا چند تا میشه؟

سید۱۳۹۰/۰۸/۲۹ ۱۱:۵۸

برادران این حرفها راجع به مدیران در ایرانه ؟ اگر اینطور باشه به قولی دست ننه ام در نکنه با این عروس آوردنش !

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۹ ۱۱:۵۲

خیلی از مدیران ما تنها هنرشان این است که چگونه کاغذ بازی کنند و حریف را سر کار بگذارند و از سوی دیگر دم لای تله ندهند باقی مطلب خیلی مهم نیست که کاری در نهایت انجام می شود یا خیر.البته نباید تمام تقصیر را گردن مدیر انداخت متاسفانه سیستم اداری ما دچار مشکل است و بی رمق و بی انگیزه است.

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۹ ۱۱:۳۷

عزيزان مديران نماينده دولت هستد هر تصميمي دولت بگيرد مديران اجرا مي كنند .حالا هر مديري قويتر باشه بهتر اجرا ميكنه

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۹ ۱۱:۰۱

به این آقایون مدیرنمیشه گفت اگه بهشون خان بگیم بهتره مدیریت شون هم خانی است چون نه علم مدیریت دارندونه تفکرمدیریت.
اون کسانی هم که ازاین خان ها دفاع می کنند از همین دسته اند

عبدالله۱۳۹۰/۰۸/۲۹ ۱۰:۵۳

یادش بخیر -برای تصدی پستهای بالاتر حتما باید چند سال در پستهای پایینی فعال وموفق می بودی.یعنی فرمانداری بدون تجربه چند ساله بخشداری به این سمت گمارده نمیشد.... به این میگفتن شرایط احراز-حالا چی>؟یهو به رابطه طرف میشه استاندار بدیهیه نباید ازش انتظار صحت عمل داشت.ضمن اینکه ابلاغ بدست بدون آموزش و تجربه از رو ز اول شروع میکنه به خرابکاری -مشاورینشان هم که جوانند و دور از حقایق و همه چی را جناحی میبینند ...میشود آنچه شد.خلاصه شایسته سالاری و اسقرار شی فی موضعها(العدل-علی ع) تبدیل شده به گزینش وانتصاب بر اساس این بیت که:هر که با من هم دم است او آ دم است..حسب فرمایش اهالی فن: توسعه ورونق را عواملی چند لازم است و از این تعداد که بالغ بر 15 یا بیشتر میشود مملکت ما بیشترین فاکتورها را دارد و آنچه همچنان مارا جز ممالک در حال توسه نگهداشته همین سوء مدیریت است که هم زمان هم توان وهم ارزشهای فرهنگی دینی و ملی را به فنا داده و میدهدکه در نهایت نارضایتی داخلی و باج دهی خارجی را در بر دارد.

لیزر۱۳۹۰/۰۸/۲۹ ۱۰:۵۰

متاسفانه در اکثر مراکز امتیاز ارزیابی ها بیشتر حرف گوش کن بودنه تا درست کار کردن، حالا میخواد مدیر باشه یا کارشناس...
خدای بزرگ شاهده که نظر مدیر سابق مرکز ما بی پروا اینگونه بود که خدا رو شکر رفت...

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۹ ۱۰:۲۸

مسئله فقط مدیران نیستند . بلکه کسانی هستند که این مدیران را انتخاب میکنند. در مملکت ما ناسایسته سالاری حکمفرما است. مسئولین سعی دارند کسانی را انتخاب نمایند . که از نظر توانائی و کارامدی و تخصص از خودشان پائین تر باشند تا در حفظ پست خود به مشکل نخورند و...........در نتیجه قیمت تمام شده محصولات بالا رفته و حذف یارانه ها قیمت ندانم کاری مدیران را مردم بایستی پرداخت نمایند.

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۹ ۱۰:۲۴

تحليل تابناك عالي بود ؛ يكي دلايل وجود مشكلات در سيستم اجرائي كشور ورود بدون ضابطه مديران اجرائي است .

بی نام۱۳۹۰/۰۸/۲۹ ۰۹:۳۵

مطلب به جا و شایسته ای را بیان کردین ای کاش مسئولین کشوری این مطلب رو بخوانند .مدیر در ایران کسی است که در انتخابات نمایندگی و احزاب و گروه ها دو سه ماهی این طرف و آن طرف بره رای جمع کنه میشه مدیر کارآمد !!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

رضا۱۳۹۰/۰۸/۲۹ ۱۲:۰۲

من خودم یه مدیرم و طرف هیچ حزبی هم نیستم!

منم هستم.۱۳۹۰/۰۸/۲۹ ۰۹:۱۲

متن بدي نبود.تلنگري بود براي بعضي ها.ولي فراموش نکنين تعميم اين موضوع براي همه نيست.نان حلال براي مدير و کارگر يکسان است بستگي دارد کدام راانتخاب کند.چرا همه را دزد بدانيم و متصل به مراتب بالا.من خودم شاهد کار مديري در کنار خود هستم با تفاوت حقوق صد هزار توماني نسبت به ساير کارمندان زير دست با بهايي به قيمت :عدم حضور در خانه،تنهايي همسر و فرزندان وي در اکثر روزها ي تعطيل،درگيري فکري که واقعا زجر اوره ،ارزوي داشتن يک سفر ده روزه در طول سال،انجام کار تا پاسي از شب ،ترس از تهديد ها و خيلي چيزا که جاي گفتنش نيست.بي انصاف نباشين شايد مدير بودن يک مزيته ولي زندگي با يک مدير واقعا سخته.

علي رضا گ۱۳۹۰/۰۸/۲۹ ۰۹:۰۶

بحث خوبي مطرح كرديد. واقعيت را گفتيد. در ايران اگر كارشناس خوبي باشيد حقوقتان يك پنجم رئيس است ولي در خارج بر حثب ميزان مفيد بودن شخص پرداخت حقوق صورت مي گيرد كه بجز مدير عامل در بيشتر موارد حقوق كارشناس بيشتر از رئيس بالا دست خود است.

رسول۱۳۹۰/۰۸/۲۹ ۰۹:۰۵

سلام: دو نکته کوچک برای ارزیابی مدیر :
1- ببینید اگر زیر نامه ها مینویسد بررسی واقدام گردد درتوانائیش شک نمائید.ولی اگر جهت میدهد وراه را برای کارشناس مشخص مینماید . اعتبارش مدیریتش زیاد میشود
2- مدیری که رده های ترقی را در سازمان خودش طی کرده . وتملق گو نبوده . ارزش دارد.
مدیران موفق درجمهوری اسلامی خیلی داشته وداریم . ولی از زمان بگم بگم ارزیابی ها شاخصشان فرق نموده . به امید موفقیت همه خدمتگذاران .

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۹ ۰۸:۳۲

در اداره ما مدتی یک مدیر کار آمد و لایق حضور داشت و همه طعم لذت بخش کار زیاد در کنار مدیری لایق و فعال را تجربه کردیم اما چندی است که بجای ایشان فرد جدیدی معرفی شده است همه با تمام توان معنی بی کفایتی را با همه وجود درک کردیم. مدیر قبلی توصیه اکید داشتند کلیه نامه ها چه به ادارت پایین تر و چه بالاتر مودبانه و سرشار از احترام باشند مدیر جدید از وقتی متوجه موضوع شده هفته ای یک جلسه میگذاره و نامه هایی که توی اون هفته به ادارات زیر دست به صورت مودبانه نوشته شده را تمسخر میکنه جالبه یکی از بهترین و متخصص ترین نیروهای ما هر هفته حتما در این لیست قرار داره پاهی اوقات نامه های چند هفته قبل و یا ...

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۹ ۰۸:۰۹

با سلام
متاسفانه مديران دولتي هستند كه براي ملت تصميم ميگيرند اما به اندازه كافي در اين زمينه مهارت نمي آموزند در ضمن كار در سيستم دولتي بسيار كند است اگر بخواهي كاري انجام دهي يا خلاقيتي به كار ببري هيچ كس نيست كه در قبال آن احساس مسئوليت كند همه مسئوليت را به يك رده بالاتر واگذار ميكنند تا به فردي برسد كه اين موضوعات برايش اهميتي ندارد بنابراين تمام فكر و فعاليت تو در چارچوب اين نظام نابود ميشود. وقتي بخودت ميايي كه در استانه بازنشستگي هستي و به عمر از دست رفته ات افسوس ميخوري.

محمد۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۲۱:۲۷

با عرض سلام ،ادب و احترام

این مطلبتون خستگی مردم رو درآورد
متاسفانه واقعیته.واقعیت.
چون از دل برآید
لاجرم بر دل نشیند

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۲۱:۰۵

بدبختیش اینجاست که برخی از همین آقایون مدیران فکر میکنند مادرزاد مدیر زاده شده اند
و تازه تو مملکت قحط الرجال شده و هیچ مدیری بغیز از اینها زاده نخواهد شد

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۲۰:۵۸

در اداره ما يک گروه هستند که رييس شون مسئول حراست است .اين باند هر کي که مجيزشونو بگه مي کنندش رييس يه جايي و اونايي که مخالفشون باشه مي اندازنشون ناکجا اباد !

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۲۰:۵۲

این مطالب کلاسیک است اصلا درکشورمدیران بنابه رابطه انتخاب می شود مدیر ماسه روزدرهفته میاید فقطی که هست همه دوستان ودوربرش رو میگیرندواطلاعات نابجا می دهند و......

منصور۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۲۰:۴۱

اکثر مدیران دولتی بر اساس روابط سیاسی و دسته بندی جناحی تعیین میشوند و بیشتر بر اساس طلبی که از جناحی خاص دارند منصوب می شوند بعضا می بینیم که تلاش زیادی در مچموعه خود بعمل می آورند که نتیجه نداشتن تخصص مدیریتی است مثل داستان هیزم شکنی که از صبح تاشب با اره درختی را می برید ولی پیشرفتی نداشت علت را که سئوال کردند گفت تیغ اره تیز نیست , گفتند تیزش کن , گفت وقت ندارم

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۲۰:۲۵

بيتقوايي تو اين دنيا خرج نداره ولي تو اون دنيا هزينه خيلي سنگيني داره هرچه تصور ميكني انتشار بده اونوقت كه يقه ات راگرفتند اگه تونستي جمعشون كن

حسام۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۲۰:۲۳

عالی بود مرسی

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۱۹:۵۹

خویشاوند سالاری

علي۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۱۹:۴۵

ظام پرورش مدیران در ایران
يارو نشسته بوده پشت بنز آخرين سيستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان ميرفته، يهو ميبينه يك موتور گازي ازش جلو زد! خيلي شاكي ميشه، پا رو ميگذاره رو گاز، با سرعت دويست از بغل موتوره رد ميشه. يك مدت واسه خودش خوش و خرم ميره، يهو ميبينه متور گازيه غيييييژ ازش جلو زد! ديگه پاك قاط ميزنه، پا رو تا ته ميگذاره رو گاز، با دويست و چهل تا از موتوره جلو ميزنه. همينجور داشته با آخرين سرعت ميرفته، يهو ميبينه، موتور گازيه مثل تير از بغلش رد شد!! طرف كم مياره، راهنما ميزنه كنار به موتوريه هم علامت ميده بزنه كنار. خلاصه دوتايي واميستن كنار اتوبان، يارو پياده ميشه، ميره جلو موتوريه، ميگه: آقا تو خدايي! من مخلصتم، فقط بگو چطور با اين موتور گازي كل مارو خوابوندي؟! موتوريه با رنگ پريده، نفس زنان ميگه: والله ... داداش.... خدا پدرت رو بيامرزه واستادي... آخه ... كش شلوارم گير كرده به آينه بغلت

نتيجه اخلاقي
اگه مي بينيد بعضي ها در كمال بي استعدادي پيشرفت هاي قابل ملاحظه ايي دارند ببينيد كش شلوارشان به كجاي يك مدير گير كرده!!!

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۱۹:۱۳

اغلب مدیران و دست نشانده هایشان به دنبال منافع شخصی خود هستند و بیت المال را قربانی منفعت خویش می کنند.

غريب۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۱۹:۱۲

متاسفانه تو مملكت ما براحتي ميشه هر قشري رو زير سوال برد بدون اينكه معيار و خط كشي وجود داشته باشه . در اين كشور مدير شدن خصوصا در توليد كاري بسيار سخت و مشقت بار و پراسترس هست و در شرايط تحريم مديران ما با ايثار و از خود گذشتگي چرخه توليد رو ميچرخونند و در عوض عده اي ديگه كه حتي حاضر به قبول يك لحظه از اين مخاطرات و فشارهاي عصبي نيستند به اونها هزاران بهتان رو نسبت ميدهند. واقعا جاي تاسفه

آقا الاغه۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۱۹:۰۰

با سلام من خودم در داخل سیستم دولتی بوده و هستم در ایران اگر یک فرد با تمام نالایقی و بی کفایتی و بی شعوری و بی سوادی و کم فهمی و عدم دانش و عدم بینش و عدم عرق ملی و مذهبی و عدم راستی و عدم کفایت و هزاران دلیل دیگر خدا بخواهد و یک پست کوچک بگیرد تا آخر عمرش کافی است زیرا نه تنها روزی از کار برکنار نمی گردد بلکه روز به روز نیز بالاتر رفته و به پستهای بهتری دست می یابد و این است داستان مدیریت در ایران

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۱۸:۵۷

شما را به خون سرخ شهدا این ضایعه باید اصلاح شود. کشور از دست رفت.

مصطفی۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۱۸:۰۷

نکات قابل تاملی بود وقتی ما میخواستیم وارد دانشگاه بشیم همیشه معلم ها به ما میگفتند در ایران ورود به دانشگاه مثل قیف برعکس از طرف تنگ وارد میشی بعدش راحت فارغ التحصیل میشی اما در بقیه دنیا از طرف کشادش وارد میشی و از طرف تنگش خارج میشی این مثال شاید بی ربط به نظر بیاد اما نکته اینه که ما در همه کارهامون همین روال رو داریم و سیستم ما برعکس دنیا کار میکنه ویک نکته مهم در مدیریت کشور اینه که باید قبل از مدیر شدن کلی اتو و گزک از بقیه داشته باشی تا در وقت لزوم از اونها استفاده کنی تا در پست خود باقی بمونی و اون رو هم با چاشنی پاچه خواری ادغام کنی و اون وقت پله های ترقی رو یکی یکی که نه با اسانسور سرعت بالا بری بالا و چیزی که مهم نیست تخصص تعهد و انتقاد هست و در اخر اون سیبرمینی رو خوب اومدی

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۱۸:۰۲

يك طرفه به قاضي رفتن بي انصافي و بي عدالتي در خصوص خيل عظيم مديراني است كه از وقت زن و فرزند و خانواده خود ايثارگرانه مي كاهند و متواضعانه به مردم خدمت مي كنند در شرايط كنوني به عنوان مثال بسياري از مديران حوزه فرهنگ شامل اين قاعده هستند كه با كمترين ميزان دريافتي بيشترين ساعات عمر مفيد خود را صرف خدمت مي كنند اينكه كارآي و بهره وري آنان به چه ميزان است خود مبحث پيچيده ديگري است كه به بحث كارشناسي نياز دارد چون محموعه از عوامل براي افزايش ميزان بهره وري دخيلند انصافا در بسياري از حوزه ها اتفاقا اين مديران هستند كه بار كم كاري برخي كارشناسان را به دوش مي كشند با قوانين جديد از قبيل دوركاري و ... بخش اعظم كارشناسان فارغ البال بعد از ساعت 1430 سراغ زندگي شخصي ياش شغل دوم مي روند اما مديران بدون اينكه ريالي اضافه تر از گذشته دريافت كنند بايد مانع ركود فعاليت هاي گذشته شوند كسي البته منكر آن نيست كه در برخي بخش ها به خصوص شركت هاي دولتي در حوزه صنعت و اقتصاد حقوق مديران و به خصوص اعضاي صوري هيات مديره ها سر سام آور و ناعادلانه است كه حتما بايد اصلاح شود ولي اين موضوع نبايد به ساير حوزه ها به خصوص حوزه فرهنگ كه به تعبير مقام معظم رهبري مظلوم است نعميم داده شود لطفا ميزان دريافتي مديران حوزه هاي مختلف را از طرق رسمي دريافت و اعلام كنيد تا خيل عظيم مديران خدوم و زحمت كش دلسرد نشوند بهترين مرجع نيز معاونت برنامه ريزي رياست جمهوري است

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۱۷:۵۲

با دادن امار دروغ بیشترو صنعت چابلوسی مدیر میشوند

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۱۷:۲۲

راحت تر از آنچه که فکر می کنید است. (البته فقط در ایران)

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۱۷:۰۸

مدیران دولتی ایران چگونه مدیر می‌شوند؟ به سختی

صهبا۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۱۷:۰۶

در ایران ما ، به هرکی بیشتر کارکنه کارش میدن هر کی کارنکنه پولش میدن

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۱۶:۲۰

در سازمان ما برای مدیر شدن تنها یک راه وجود دارد و آن هم به طریقی به بالاترها وصل باشی و سفارش از طریق نماینده یا وزیر یا فرماندار یا استاندار ووو...و این قصه همیشگی است و این روابط است که کارساز میباشد و نه ضوابط . علم وتخصص و داشتن مدارک مرتبط کاری به پیش نمی برد در سازمان ما همکارانی بودند که لیاقت غاز چرانی هم نداشتن و در حال حاضر مدیر تشریف دارن و جالب که تملق گویانشان از انها ستاره می سازند و اینها همگی نشانه های بی عدالتی است .

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۱۵:۳۰

اقا من خیلی کم میومدم تابناک!
نمی دونستم از این واقعیت ها هم میگه!
خیلی لذت معنوی بردم!
واقعیت واقعیته اقا!

مهدي۱۳۹۰/۰۸/۲۹ ۱۰:۱۹

لذت معنوي؟! تابي جون مراقب خودت باش كه كاربرهاي جديد لذتهاي ديگه نبرن...!

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۱۵:۱۵

برای این مطلب پرطرفدار کپی رایت امیرخانی را هم میدین دیگه؟!

يك دوست۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۱۴:۵۹

تنها راه مدير شدن در ايران ميزان توانايي در تملق گويي و اطاعت كامل از مافوق (حتي به غلط) است.

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۱۴:۵۳

احتمالا اولين بار است كه چيزي را ميخواني

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۱۴:۵۱

احسنت و آفرین
اگر نوشتن این نوع مطالب رواج و ادامه و از همه مهمتر اجازه نشر پیدا کنه میشه امیدوار بود که دست کم 50 درصد مشکلات بتدریج و بمرور زمان حل بشه وگرنه با ووجود این مدیران هرگز نباید امیدی به تغییر داشت

بوشهری۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۱۴:۴۹

در ایران همه که از روی لیاقت و شایستگی مدیر نمی شوند.هر کسی در ستاد انتخاباتی فلان آقا فعالیت می کرده، بسته به نوع خدمتش، مدیر می شود. به خاطر همین است تا انتخابات بعدی این مدیر نسبت به تخلف هایی که در حوزه مدیریت او می شود، بیمه است و نیازی نیست پاسخگو باشد.

پ۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۱۴:۴۵

بسیار بجا و عالی بیان کردید.

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۱۴:۴۳

میدونید خجالت کشیدن یعنی چی؟

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۱۴:۴۱

با سلام
متاسفانه تا وقتي كه سفارشات و پارتي بازي و فاميلي در ايران وجود دارد بهتر از اين نمي شود

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۱۴:۳۹

اكثرمديران ماباپارتي بازي و انتصابي هستند. بخاطر منافع شخصي تلاش ميكنند مردم وكشور برايشان مطرح نيست

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۱۴:۳۲

نفرمایید میران بفرمایید اربابان بلا منازع .دولتی و خصوصی اش هم هیچ فرقی نمکند در ایران امروز مدیر یعنی ارباب و زیر دستان او رعیتی بیش نیستند با این تفاوت که اربابان قدیم در سود زیان امور مربوط به خود سهیم بودند و مبالغی هم تحت عناوینی به خزانه دولت و حکومت وقت واریز می کردند اما مدیران کنونی فقط و فقط در سود سهیمند و ضرر را از بیت المال و جیب رعیت می پردازند.

مهاجر۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۱۴:۳۰

به نظر ميرسد نگارنده از وضعيت پست گرفتن واشتغال بي خبر است.اما واقعيت چيست.اينه كه اگر از فاميل هزار دستان باشي به بالاترين پست ها ميرسي بدون داشتن تخصص علم تقوي و.... اگر كارت رادرست انجام دادي زد وبند نداشتي لايق نيستي حتي سعي بر تخطئه وتهمت وانتقال به نقاط بد آب وهوا و... تا بيايي شكايت كني حقت رو بخواي بگيري بماند اما اگه حقت رو گرفتن وبرگشتي آنوقت باي كت ميشي ميدوني يعني چه؟حقوق ميگيري اضافه كار ميگيري اما بجاي انجام كار جدول حل ميكني توي اينتر نت ميري وقتي اعتراض ميكني تازه سرو كارت با حراسته وشايعاتي كه از اين دست برات درست ميشه وقتي پيگيري ميكني خط ونشون برات ميكشن وسر آخر بايد بعد از 24 سال سابقه كار بري زير دست آقازاده ها قبول نداريد اطلاعات مستند دارم از حكم انتقالي گرفته تا حكم دادگاه ونامه هاي محرمانه وتوصيه هاي مديران پس براي ايرانمان تلاش نكنيم؟من تا آخرش هستم حتي اگه يه روز از خدمتم باقي باشه

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۱۴:۲۷

جالب بود
Tanks

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۱۵:۲۸

thanks

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ۱۴:۲۴

اولين بار در عمرم از نوشته ايي لذت بردم همين نوشته س!!

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.