باید از رفتن امثال فرهادی خوشحال باشیم؟
در خبرها آمده بود که اصغر فرهادی همراه خانواده اش ایران را ترک و در فرانسه اقامت کرده است...
رسول جعفریان در خبرآنلاین نوشت:
خبر رفتن اصغر فرهادی، کارگردان فیلم جدایی نادر از سیمین از ایران، با استقبال برخی از سایت ها روبرو شده است. یکی از این سایت ها خبر این رفتن را با چندین طعنه و حمله بدرقه کرده و به اعتبار این که بی بی سی از وی و فیلم او تقدیر کرده او را مورد حمله قرار داده است.
در این خبر آمده است: گفتنی است فرهادی در آخرین فیلم خود "جدایی نادر از سیمین" با ارائه یک چهره سیاه و غیرواقعی از جامعه ایرانی، توانست نظر کشورها و جشنوارههای غربی را به خود جلب کند و جوایز فراوانی را به دست آورد.
بنده مثل بسیاری از ایرانیان که به فراوانی از این فیلم استقبال کرده و آن را دیدند، به تماشای آن نشستم اما به هیچ روی تصویر سیاهی از ایران یا تصویری غیر واقعی در آن ندیدم.
در این باره خیلی به ذهنم فشار آوردم، اما باز عقلم به جایی نرسید. البته احتمال می دهم که نتوانسته ام چنین سیاه نمایی را از آن درک کنم. با این همه، اگر بنا باشد سیاه نمایی از ایران در این فیلم آن قدر دور از ذهن باشد که به این سادگی نتوان به آن رسید، باید به درک افرادی که نایل به درک آن شده اند آفرین گفت که این قدر قدرت سوراخ کردن فیلم را دارند.
بنده البته به این فیلم ـ صرف نظر از ویژگی های شخصی کارگردان که چیزی از آن نمی دانم ـ آفرین می گویم. آفرین گفتن من به خاطر واقع گرایی و موضع انسانی است که در این فیلم وجود دارد، عشق پسری به پدر که این چنین شیفته اوست. زنی وفادار به شریعت و انسانیت و صداقت که وسوسه به دروغگویی می شود، اما تسلیم نمی شود. رفتار انسانی آن زن و خانواده اش با شوهرش و بسیاری نکات دیگر.
اما این که جایزه دادن غربیها همه اش برای اهداف خاصی باشد، این هم به طور مطلق قابل قبول نیست. به هر حال این ادعا شاید در باره همه نهادهای غربی که در بسیاری از آنها ایران هم عضویت دارد، صادق باشد، اما به دو دلیل نباید به طور مطلق در این باره حکم کرد. اولا به دلیل این که آنها هم دست کم گاهی درست تصمیم می گیرند. بارها شاهد بوده ایم که اقدام سازمان عفو بین الملل در محکومیت رفتار غیر انسانی برخی دولتها مانند دولت بحرین مورد تأیید رسانه های ما قرار گرفته و با آب و تاب نقل شده است. دوم آن که می دانیم و می گوییم که آن نهادها یا برخی از شبکه های خبری شان گاهی درست عمل می کنند تاکارها و حرفهای بدشان هم در نظر دیگران درست به نظر آید.
اکنون می گویند فرهادی ایران را ترک کرده و در فرانسه اقامت کرده است. بنده از این که یک ایرانی یا یک مسلمان شرقی به اروپا برود از این بابت خوشحالم که بالاخره یک مسلمان به مسلمانان آن دیار اضافه شده است. همین که اسم مسلمان روی اوست کافی است. اما از این که کسی در اینجا نگران این نباشد که کارگردانی کارآزموده که در دامان سینمای پرافتخار پس از انقلاب تربیت شده و اندکی هم ممکن است شورشی باشد، از ایران برود، ناراحت هستم.
مگر ما بر این باوریم که همه رفتارهایمان در جمهوری اسلامی درست است؟ مگر ادعای عصمت داریم؟ تازه مگر دو سه آدمی که در یک فیلم نمایش داده می شوند نمونه ای از تمام مردم ایران هستند؟ ایا اتفاق بد در جامعه نمی افتد؟ آیا فساد اقتصادی وجود ندارد؟ آیا آدم بد در جامعه وجود ندارد؟ پس این همه زندانی برای چیست؟
صد البته انسان های پاک هم فراوان هستند. انسان های ایثارگر و پاک هم فراوان هستند. بسیجیان غیرتمند و حافظ مرزهای ایران اسلامی هم بسیارند. در عالم فیلم سازی، یکی ممکن است فیلم خوبان را بسازد دیگری فیلم بدان را. خداوند هم در قرآن گاهی اخبار خوبان را می گوید گاهی اخبار بدها را. آیا داستان یوسف باید به این معنا باشد که قرآن تصویر بسیاری بدی از مردم کنعان می دهد؟ به هر حال وظیفه یک فیلم ساز این است که عیب و مشکل جامعه خود را بگوید، وظیفه دیگری آن است که حسن آن را بگوید.
بنده به نوبه خود مطمئن هستم که این قبیل مهاجرت ها برای کشور ما زیانبار است و افزون بر آن که ما امکانی و ظرفیتی را از دست می دهیم، راه را برای بیراهه رفتن آنان فراهم می سازیم، به ویژه که اگر این چنین بدرقه شان کنیم. این احتمال را می دهم که فردای این روزها او فیلم های دیگری بسازد که برای ما ناخوشایند باشد، اما بدانیم و توجه داشته باشیم که ما هم مقصر بوده ایم. البته رفتن از ایران گو این که گاه باعث شهرت بیشتر و جهانی تر شدن می شود اما بسا آدمی را در معرض دوری از هویت ملی ـ دینی و احیانا غربت بگرداند. این به اصالت شخص بر می گردد.
خداوند همه ما را عاقبت بخیر گرداند.
خبر رفتن اصغر فرهادی، کارگردان فیلم جدایی نادر از سیمین از ایران، با استقبال برخی از سایت ها روبرو شده است. یکی از این سایت ها خبر این رفتن را با چندین طعنه و حمله بدرقه کرده و به اعتبار این که بی بی سی از وی و فیلم او تقدیر کرده او را مورد حمله قرار داده است.
در این خبر آمده است: گفتنی است فرهادی در آخرین فیلم خود "جدایی نادر از سیمین" با ارائه یک چهره سیاه و غیرواقعی از جامعه ایرانی، توانست نظر کشورها و جشنوارههای غربی را به خود جلب کند و جوایز فراوانی را به دست آورد.
بنده مثل بسیاری از ایرانیان که به فراوانی از این فیلم استقبال کرده و آن را دیدند، به تماشای آن نشستم اما به هیچ روی تصویر سیاهی از ایران یا تصویری غیر واقعی در آن ندیدم.
در این باره خیلی به ذهنم فشار آوردم، اما باز عقلم به جایی نرسید. البته احتمال می دهم که نتوانسته ام چنین سیاه نمایی را از آن درک کنم. با این همه، اگر بنا باشد سیاه نمایی از ایران در این فیلم آن قدر دور از ذهن باشد که به این سادگی نتوان به آن رسید، باید به درک افرادی که نایل به درک آن شده اند آفرین گفت که این قدر قدرت سوراخ کردن فیلم را دارند.
بنده البته به این فیلم ـ صرف نظر از ویژگی های شخصی کارگردان که چیزی از آن نمی دانم ـ آفرین می گویم. آفرین گفتن من به خاطر واقع گرایی و موضع انسانی است که در این فیلم وجود دارد، عشق پسری به پدر که این چنین شیفته اوست. زنی وفادار به شریعت و انسانیت و صداقت که وسوسه به دروغگویی می شود، اما تسلیم نمی شود. رفتار انسانی آن زن و خانواده اش با شوهرش و بسیاری نکات دیگر.
اما این که جایزه دادن غربیها همه اش برای اهداف خاصی باشد، این هم به طور مطلق قابل قبول نیست. به هر حال این ادعا شاید در باره همه نهادهای غربی که در بسیاری از آنها ایران هم عضویت دارد، صادق باشد، اما به دو دلیل نباید به طور مطلق در این باره حکم کرد. اولا به دلیل این که آنها هم دست کم گاهی درست تصمیم می گیرند. بارها شاهد بوده ایم که اقدام سازمان عفو بین الملل در محکومیت رفتار غیر انسانی برخی دولتها مانند دولت بحرین مورد تأیید رسانه های ما قرار گرفته و با آب و تاب نقل شده است. دوم آن که می دانیم و می گوییم که آن نهادها یا برخی از شبکه های خبری شان گاهی درست عمل می کنند تاکارها و حرفهای بدشان هم در نظر دیگران درست به نظر آید.
اکنون می گویند فرهادی ایران را ترک کرده و در فرانسه اقامت کرده است. بنده از این که یک ایرانی یا یک مسلمان شرقی به اروپا برود از این بابت خوشحالم که بالاخره یک مسلمان به مسلمانان آن دیار اضافه شده است. همین که اسم مسلمان روی اوست کافی است. اما از این که کسی در اینجا نگران این نباشد که کارگردانی کارآزموده که در دامان سینمای پرافتخار پس از انقلاب تربیت شده و اندکی هم ممکن است شورشی باشد، از ایران برود، ناراحت هستم.
مگر ما بر این باوریم که همه رفتارهایمان در جمهوری اسلامی درست است؟ مگر ادعای عصمت داریم؟ تازه مگر دو سه آدمی که در یک فیلم نمایش داده می شوند نمونه ای از تمام مردم ایران هستند؟ ایا اتفاق بد در جامعه نمی افتد؟ آیا فساد اقتصادی وجود ندارد؟ آیا آدم بد در جامعه وجود ندارد؟ پس این همه زندانی برای چیست؟
صد البته انسان های پاک هم فراوان هستند. انسان های ایثارگر و پاک هم فراوان هستند. بسیجیان غیرتمند و حافظ مرزهای ایران اسلامی هم بسیارند. در عالم فیلم سازی، یکی ممکن است فیلم خوبان را بسازد دیگری فیلم بدان را. خداوند هم در قرآن گاهی اخبار خوبان را می گوید گاهی اخبار بدها را. آیا داستان یوسف باید به این معنا باشد که قرآن تصویر بسیاری بدی از مردم کنعان می دهد؟ به هر حال وظیفه یک فیلم ساز این است که عیب و مشکل جامعه خود را بگوید، وظیفه دیگری آن است که حسن آن را بگوید.
بنده به نوبه خود مطمئن هستم که این قبیل مهاجرت ها برای کشور ما زیانبار است و افزون بر آن که ما امکانی و ظرفیتی را از دست می دهیم، راه را برای بیراهه رفتن آنان فراهم می سازیم، به ویژه که اگر این چنین بدرقه شان کنیم. این احتمال را می دهم که فردای این روزها او فیلم های دیگری بسازد که برای ما ناخوشایند باشد، اما بدانیم و توجه داشته باشیم که ما هم مقصر بوده ایم. البته رفتن از ایران گو این که گاه باعث شهرت بیشتر و جهانی تر شدن می شود اما بسا آدمی را در معرض دوری از هویت ملی ـ دینی و احیانا غربت بگرداند. این به اصالت شخص بر می گردد.
خداوند همه ما را عاقبت بخیر گرداند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اصلاً از تحلیل شما دفاع نمی کنم، چون یکی سرد می زنی و یکی گرم... چطور قضاوت می کنید " به هر حال این ادعا شاید در باره همه نهادهای غربی که در بسیاری از آنها ایران هم عضویت دارد، صادق باشد، اما به دو دلیل نباید به طور مطلق در این باره حکم کرد".
به نظرم دفاع شما از فرهادی کاملاً مغرضانه بود و برای گفتن حرفهای دیگری از او دفاع کردید.
من فقط با خود فیلم کار دارم نه سازنده اش نمونه این فیلم دهها مورد در جهان ساخته شده با همین مضمون و همین مشکلاتی که سالمندان دارند کافی است توجه کنیم که جامعه جوان دیروز ایران بسرعت دارد پیر میشود و نیاز است ما با نیازها و توانایی های سالمندان بیشتر اشنا شویم تا بتوانیم برنامه ریزی بهتری برای اینده کشور و مردمانمان داشته باشیم جایی که ارزشهای اجتماعی سنتی در حال رنگ باختن است باید از حالا بفکر برنامه ریزی برای سالمندان کشور بود بقیه موارد هم هر کس تعبیری از خواب خودداردکه زیاد مهم نیست کاش یاد بگیریم گاهی عینک سیاست را از چشمانمان برداریم و به دیدگانمان استراحت بدهیم
مقاله منصفانه و مسلمانانه اي بود . فقط من نفهميدم چي شده كه تابناك اونو چاپ كرده
من نمیفهمم آقایونی که می گن فیلم ضد ایرانی بوده چه دلیلی براین مدعاشون دارن!
با وجود اینکه در دنیا همه معتقدند که گرایش به سمت معنویات رو به اضمحلاله در این فیلم ایرانی ها رو موجوداتی معنوی جلوه میده و حتی شخصیت هایی که بعضا دچار اشتباه می شن در موارد دیگه کاملا درست عمل می کنن!!
متاسفانه اینجور تحلیلها ناشی از اینه که قبول نداریم ما انسانها موجوداتی با شخصیت خاکستری هستیم همیشه تو فیلمامون یا شخصیت کاملا سفیده یا کاملا سیاه
فیلمش رو دوست داشتم اتفاقا کمتر از بقیه فیلمهاش سیاهنمایی داشت اتفاقا کلی نکات مثبت هم داشت اما خودش نتونست حاشیه های دور و بر فیلمش رو مدیریت کنه
تحليل خيلي خوبي بود اما هرچي باشه ازايران رفتنش رو نميتونم تأييدكنم.من اصغرفرهادي رو خيلي دوست دارم وطرفدارشم اما نميتونم جلوي افكاري كه به ذهنم مياد رو بگيرم...
تحليل بسيار خوبي بود ممنون
جالب بود
دوست عزيز چرا هميشه درگير احساتيم كه خوشحال شويم يا ناراحت به نظر من بايد در اين رفتن ها تعقل كنيم نه بروز احساسات
متاسفانه تنگ نظري حاكم براخلاق و ورفتار برخي از مسئولان رده چندم اما تاثير گذار همواره چون نيش زهرآگين برتن نخبگان مينشيند وآنان را به سوي غربت وياگوشه نشيني سوق ميدهد وميدان را براي بي هنران شعارمند بازميكند
آخر شما از کجا میدانید علت رفتن فرهادی چه بود که آن را محکوم میکنید؟ شاید یک خانه در فرانسه گرفته تا بخشی از سال را آنجا و بخشی را در اینجا بگذراند. آیا خودش گفته که علت رفتنش چیست؟ از کجا شنیده اید که حکم میکنید؟
مقاله جالب و بدون تنگ نظری و جبهه گیری و دارای منطق بود
از آقای جعفریان صمیمانه، به عنوان یک ایرانی مسلمان شیعه جعفری سپاسگزارم.
رفته یه فیلم بسازه برگرده شلوغش نکنید.
گفته هر گز ایرانو ترک نمی کنم برای همیشه.
بنظر من یکی از پیا م های اصلی فیلن جدائی نادر از سیمین مقاومت شگفت انگیز زنی است که در بدترین شرائط مالی و فشارهای خیلی زیاد حاضر نمی شود قسم مشکوک بخورد و این نیرو فثط ناشی از اعتقادات مذهبی اوست که در فیلم یه شکل عالی نشان داده شده است. علت دروغگوئی بقیه نبود این اعتقاد و نسبی گرائی و مصلحت گرائی آنها در شرائط بخرانی است. حالا چرا به کارگردانی که با این قدرت فرق معتقدین و نسبی گرایان را در شرائط سخت به نفع معتقدین نشان داده است این برحورد بشود خدا می داند.
خدا شما را حفظ نمايد .
تابناك دست شما درد نكند .
اول يك آمين ميگويم براي دعاي آخر جناب جعفريان. وامابعد... چندروزپيش باخانواده رفتيم فيلم يه حبه قندراديديم.اتفاقافيلم جدايي نادرازسيمين راهم ديده ام.وبازهم برحسب اتفاق چندباري ازنزديك باآقاي فرهادي ملاقات داشته ام، يكي بدي ميگويدويكي هم خوبي... داشتم به اين فكرميكردم اگراين دوفيلم جزو فيلمهاي برترسينماي ماهستندبايدهاي هاي به حال سينماي ايران گريست كه اينهابرترينش هستند. اين دو فيلم بسيارمعمولي هستند ومطلب جديدي براي مخاطب ندارند. بي گمان برنامه ريزان ايران عزيزدرتمام عرصه هابايدبدانندكه انتظارمردم بسيارفراترازاين حرفهاست.بسياري ازامورنه تنهابدنبال راكدنگه داشتن انتظارات نيستند،بلكه بدنبال پايين آوردن انتظارات ميباشند،درحاليكه دريك جامعه ي پيشروميبايست انتظارات راروزبه روزبالابرد.
آفرین بر کسی که سعی کند از تنگنگری پرهیز کند و حرف حساب بزند. بعضیها در ایران اصرار دارند هر کسی را که در تیم آنها وارد نمی شود را بترسانند، بتارانند و به فرار وادارند. سرمایههای فرهنگیمان را داریم مفت مفت از دست میدهیم.
اخر مگر سیاه نمائی هم دارد؟ همه چیز که سیاه است نمایاندن مال وقتی است که نباشد
بسیار زیبا نگریسته و نگاشته اید. موافقم
شما فيلمو خيل سطحي تحليل كردي.
احسنت به این نگاه منصفانه
کو گوش شنوا ؟!
از آقای جعفریان سؤال می کنم که آیا این نشانه ی بارز تازه به دوران رسیدگی نیست ایشان سه فیلم ساخت ده ها جایزه اروپایی گرفت و عطای سکونت در ایران عزیز را به لقایش بخشید ایشان از سیمای جمهوری اسلامی رشد کرد و با ساخت سه فیلم موفق به جرگه روشنفکران غربی نشین پیوست
البته حرکت ایشان قابل پیش بینی بود مطمئنا باطن ایشان در سکانسهایی از فیلم جدایی نادر از سیمین و آنجایی که بارها تأکید میکند ملاک مذهب و دین در ایران ترس از آینده فرزندان است و دروغ را امری رایج در مملکت می داند و در آخر رحلت از ایران را تنها چاره علاج پنهانی فیلم می داند حالا بعد از 8 ماه نیت درونی خود را رو می کند و علناً نشان می دهد که رفتن از ایران علاج فعلی نسل روشنفکر ایرانی است برای ایشان متأسفم و برای خودم که هر کدام از فیلمهای ایشان را بیش از 5 بار نگاه کردم و از فیلمسازی ایشان لذت بردم
من بعد از مدت ها DVD این فیلم را از یکی از دوستان گرفته و آن را دیدم. واقعا شگفت زده شدم که این فیلم چرا این قدر مورد تحسین قرار گرفت، در صورتی که بسیار فیلم ضعیف و کم محتوایی بود.
اتفاقا این فیلم بیشتر از آنکه فضای سیاه ایران را نشان دهد، فضای سیاه ذهنی افرادی را نشان می داد که بر اثر زندگی غربی، خانواده را ارزان می فروشند.
فيلم ضد ايراني ساختند جايزه اش را هم سفارش دهندگانش بايد بدهند كسي كه اين نوع نگاه به مردم وكشورش داره همون بهتر كه بره زندگي در ساير كشور ها رو تجربه كنه شايد نظرش عوض شد
چه نگاهی زنی که با همه مشکلاتش انقدر ایمانش قوی هست که قسم دروغ نخوره مردی که پدر پیرش رو تر وخشک می کنه؟ اینا نشون دادن ارزش هایی که مردم ما بهش اعتقاد دارن چه ایرادی داره چه تبلیغی بهتر از این
ببخشید جناب شما کجای ایران زندگی می کنی؟ ما که هر روز تو جامعه بدتر از ایناشو می بینیم.
من اتفاقا همین الآن این فیلم رو دیدم. بازیگران خیلی خوبی بازی میکردند. موضوعش هم (از نظر من) در هر جای دنیا می تونه اتفاق بیفته. فلذا مساله فوق العادی توش ندیدم. اینقدر تا حالا شنیده بودم در مورد این فیلم که خیال می کردم چی ساختن؟!
بابا بی خیال. خدا وکیلی از اینجور فیلمها مردم باید درس بگیرند و اخلاقشونو درست کنند نه اینکه به اختلافات "الکی و کم اهمیت"، دامن بزنند.
بیایید یک کم صفا و محبت رو تو برخوردهامون تمرین کنیم تا خدا هم بر ما رحمت نازل کند. ان شاالله.
یا علی
من هم کاملا با شما موافق هستم:
"موضوعش هم (از نظر من) در هر جای دنیا می تونه اتفاق بیفته. فلذا مساله فوق العادی توش ندیدم. اینقدر تا حالا شنیده بودم در مورد این فیلم که خیال می کردم چی ساختن؟!"
چه عجب! بالاخره یکی گفت اینقدر همه چیز را سیاه و سفید نکنید.اینقدر خوب و بد نکنید.اینقد باما یا با اونا نکنید. اینقدر خودی و نخودی نکنید.
شاید یکی از منطقی-ایرانی-اسلامی ترین نوشته های مربوط به فرهادی و حال و اینده اش بود که خواندم. افسوس که در این مملکت، هیچ طرفی تمایل به سمت منطق ندارد!
خداحافظ فرهادی!
آفرين بسيار خوب نوشته شده
آفرین، تحلیلی واقع گرایانه و بدور از تعصب بود
بابا بي خيال، چه عجب يه تحليل كمي واقعي ديدم..
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.