آخرین خبرسناتور آمریکایی: سرمایه‌مان را به خاورمیانه نفرستید
3بازدید

مردم برای چه هجوم آوردند؟

سکه و ارز یک طرف؛ حرص و طمع ما هم یک طرف!

با اینکه مدت بسیاری نگذشته، ولی لازم است فشار زیادی به مغزمان بیاوریم تا یادمان بیاید گرانی سکه و دلار از کجا آغاز شد. تنها در همین حد به یاد می‌آوریم که در بعضی روز‌ها، تغییر قیمت به ساعت هم نمی‌رسید و خبرهای جانبی از گرانی در اجناس و مردم هم در سکوت مسئولان همچون همیشه به جای اینکه به داد هم برسند، عرصه را بر هم تنگ کردند؛ این است حکایت همیشگی ما مردم.

سکه و ارز یک طرف؛ حرص و طمع ما هم یک طرف!
سرویس اجتماعی ـ شب اول سهمیه بندی بنزین، مصادف شد با هجوم بی‌اندازه مردمی که می‌خواستند باک خودروشان را با بنزین صد تومانی پر کنند؛ صف‌های طولانی که در برخی نقاط به آتش سوزی هم کشیده شد و فضا را به شدت امنیتی کرد؛ هیاهویی باور ناپذیر برای اختلاف قیمتی جزیی که شاید به زور به ده هزار تومان می‌رسید؛ بین یک باک بنزین صد تومانی آن روز و چهارصد تومانی سهمیه بندی شده از فردای غایله!

به گزارش «تابناک»، در چند هفته گذشته، خبر افزایش نرخ سکه و دلار به اندازه‌ای شایع شده بود که پس از سلام و احوال پرسی، نرخ آن‌ها مورد پرسش واقع می‌شد. خبری بسیار مهم که نقاط تاریک بسیاری داشت؛ دو معیاری که همیشه رشد یکی با سقوط دیگری روبه‌رو می‌شد، این بار دست به دست هم داده بودند تا سقف رکوردشکنی‌شان را بالا‌تر ببرند و شاید دست نایافتنی شوند... با این توضیح که: خدا می‌داند چه دست‌هایی پشت پرده نقش آفرینی می‌کرد (و شاید هم می‌کند!).

به ظاهر باورپذیری مردم دچار ضربه شده است، چرا که هنوز بسیاری از مردم، شرایط سخت دوران دفاع مقدس را از یاد نبرده‌اند که نه وعده و وعیدی برای کنترل بازار مطرح بود و نه کسی ولع انبار کردن اقلام گوناگون را برای مصرف داشت. اینجاست که باید به مسئولان، صدا و سیما و دیگر نهادهای مسئول خرده بگیریم که چرا این بی‌اطمینانی را موشکافی و ترمیم نمی‌کنند؟ آیا به راستی ارایه توضیح به مردم، ولو علمی و سطح بالا، شدنی نیست؟
سرعت تغییرات به اندازه‌ای زیاد بود که‌گاه تا می‌خواستی نرخ جدید را بگویی، خبرت بیات شده بود، آن هم در شرایطی که هیچ مانع مؤثری بر سر راه افزایش‌ها قرار نگرفت. این گونه بود که حاشیه‌ها هم شروع شدند و بازار شایعه را داغ کردند؛ شایعه‌هایی از اثرگذاری تحریم‌ها گرفته تا فرا رسیدن قحطی و حتی سقوط اقتصادی! اینجا بود که تب روانی جامعه بالا رفت و وعده و وعید مهار نرخ سکه و دلار و اینچنین کردن‌ها و آنچنان کردن‌ها هم افاقه نمی‌کرد و چه بسا به بحران دامن می‌زد.

موشکافی کردن ولع خرید در مردم بر عهده کیست؟

در غیاب تصمیم‌گیری‌های بهنگام و مدیریت شرایط، هر کسی تفسیر خودش را از شرایط داشت؛  تفسیرهایی که بعضا به «افزایش هزینه تولید» هم می‌رسید و به ظاهر، از پشتوانه علمی هم برخوردار بود، ولی به ترغیب مردم به خرید نیازمندی‌های روزمره منجر می‌شد و در عمل، آغازی بود برای بحران بعدی؛ گرانی ناشی از بر هم خوردن بازار عرضه و تقاضا.

هنوز از یاد نبرده‌ایم که چند سال پیش، با افزایش نرخ شیر یارانه‌ای، مردمان یک استان، خرید شیر را تحریم کردند و به این روش اعتراض مسالمت آمیزشان را به رخ مسئولین کشیدند؛ اما چه بسا در چند روز گذشته،‌‌ همان مردمان هم به سمت فروشگاه‌های محلشان سرازیر شدند. آیا حق نداریم، بپرسیم کارکرد نهادهای اجتماعی چیست؟ آیا در این تغییر رویکرد مردم به مسائل هم پای پیامک‌های انبوه (قیاس کنید با حجم پیامک‌های تبلیغاتی روزانه که هیچ کدام انبوه لقب نمی‌گیرند!) فلان خبرگزاری در میان است؟!
اینجا بود که هجوم به فروشگاه‌ها آغاز شد و کاری کرد که در بسیاری از هایپرمارکت‌ها و فروشگاه‌های زنجیره‌ای، جایی برای سوزن انداختن نباشد. انگار برخی از مردم می‌کوشیدند تا منازلشان را به سوپر مارکت‌های کوچک تبدیل کنند و به دور و اطرافیانشان هم توصیه می‌کردند که هر چه می‌توانند بخرند، چرا که بعد توان خرید نخواهند داشت؛ اقدامی عجولانه و غیر اقتصادی که البته موجب نشد که مسئولان سکوتشان را بشکنند و دست به اقدام عاجل بزنند!

غافل از اینکه هجوم برای خرید، نه تنها کمکی برای حل مسأله نخواهد کرد، بلکه زمینه ساز بر هم خوردن تعادل بازار شده و خود عاملی برای گرانی به شمار می‌رود؛ به عبارتی بهتر، باز هم سود بیشتر به عده‌ای خاص خواهد رسید که {با نگاه توجیه کننده برخی مسئولان} احتمالا تب ذخیره سازی را جرقه زده‌اند و سرانجام، منجر به گرانی کاذب شده و دودش به چشم مصرف کنندگان خواهد رفت؛ نتیجه‌ای عکس برای عامه مردم!

سرانجام: دوستی از دوران دانشجویی‌اش در یکی از دانشگاه‌های بزرگ کشور خاطره‌ای تعریف می‌کرد که بی‌شباهت به جامعه امروز ما نیست:

ساکن مجتمع خوابگاهی دانشگاه بودیم و روزهای اول هر سال تحصیلی که به خوابگاه می‌رفتیم، همه چیز عادی بود و همه دوش‌های حمام‌های بلوک‌های خوابگاه سردوش داشت. گاهی به چند ساعت نمی‌کشید که بسیاری از دوش‌ها بی‌سردوش می‌شدند؛ بعضی از بچه‌ها می‌ترسیدند که بی‌سردوش بمانند و پس از نخستین استحمام، سردوش را باز کرده و به اتاق می‌بردند! بوفه خوابگاه هم همیشه سردوش برای فروش داشت و در مجموع در بسیاری از اتاق‌ها بیشتر از یک سردوش بود؛ اما کافی بود که مهمانی داشته باشید که می‌خواست به حمام برود؛ آن وقت بود که باید به یک سردوش تجهیزش می‌کردید و با این کار کلی پرسش بی‌پاسخ در ذهنش می‌ساختید؛ پرسش‌هایی که هنوز هم برای آن پاسخ معقولی ندارم... .

و پرسش‌هایی که شاید جا داشت به عنوان یک پایان نامه دانشجویی در مقطع کار‌شناسی ارشد هم طرح شود، ولی نه دانشجویی تلاش کرد به آن پاسخ بگوید و نه برای مسئول خوابگاهی مهم جلوه کرد اما چه بسا هنوز هم پا برجا باشد؛ هم در آن خوابگاه و هم در جامعه‌ای بزرگتر از آن!

این شباهت عجیب نیست؟!

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۱۱ ۲۰:۰۶

البته مردم هم مقصرند اما عوامل دیگری هم باعث تشدید این رفتار مردم است که تدبیر دولت میتوانست این عوامل را خنثی کند

ا. معینی۱۳۹۰/۱۱/۱۱ ۱۷:۱۰

همکار ما رفته بود برای شش ماه آذوقه خریده در منزل گذاشته بود و پیروزمندانه با تاخیر به اداره آمده به بقیه هم توصیه میکرد همین کاررابکنند. از فرط خشم داشتم دیوانه میشدم، گفتم حا مطمئن هستی که شش ماه زنده خواهی بود، یا بعد شش ماه جه خواهی کرد، و گذشته از همه اینها شش ماه دیگر هم تو دنیا ماندن امثال تو چه گلی سردنیا یا سر مملکت میزنه، ای خدا امثال شما را از روی زمین بردارد که مردم نفس راحتی بکشند.

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۱۱ ۱۱:۵۶

دراینکه ما ایرانیان در دهه های اخیر از نظر اخلاقی سقوط کرده ایم شکی نیست البته فرهنگ و اخلاق نیاز به به مدیریت دارد و دولت هم مسیول است
از طرفی ایرانی ها هم حق دارند با سرمایه شان کار کنند البته اگر فضا مناسب باشد سرمایه بیشتر در جای درست خود به کار میرود

علی۱۳۹۰/۱۱/۱۱ ۱۱:۴۸

فرزندم در کشور ........... در اثر برخورد ماشین به ایشان پایش شکسته و 5400 دلار هزینه اعلام کرده اند بفرمائید تهیه دلار برای ایشان چگونه است . دیروز دلاری 2000 تومان با مشکل تهیه کردم

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۱۱ ۱۱:۴۴

وقتی ارزش پول ملی اینجوری سالانه و ماهانه افت میکنهُ کار بسیار دور از عقلیه که ما ریال رو پس انداز کنیم. بهترین کار رو همون مردم به قول شما حریص کردند که سریع ریال رو به ارز معتبر یا طلا تبدیل کردند تا ارزشش کم نشه. با شعار دادن و نصیحت که افت ارزش پول جبران نمیشه

دوستانی هم که کامنت گذاشتند و رفتار اروپایی ها رو تو چشم ما کردند-لطفا نرخ تورم اینجا و اتحادیه اروپا رو هم مقایسه کنن و افت ارزش پول رو بسنجند.

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۱۱ ۰۹:۴۵

سکه ارز نخرید هجوم نبرید اگر ملت اتحاد داشته باشند و دندان طمع را بکشند فقط چند روز گوشت گران شیر روزانه و...نخرند سکه ارز نخرند همه چیز درست میشود وقتی ان قدر حریصند که ماهها در انتظار سکه مینشینند شاید عمرشان کفاف ندهد بیچاره طمعکاران

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۱۱ ۰۷:۴۱

شما كه عادت نداري نظرات منو درج كني اما من باز مي فرستم:
خط اول مقالتونو كه خوندم فهميدم چقدر مستند و كار شده است. انگار فراموش كردين كه اصلا تا چند ماه از بنزين آزاد خبري نبود!!! اون شب مردم هجوم بردن كه باك ماشينشون رو پر كنن. فراموش كردين گربه رقصوني بعضي از راننده هاي تاكسي و وانت رو كه تا چند ماه شبا مي اومدن به جاي جابه جايي مسافر از فروش بنزين ارتزاق مي كردن؟!!!

علی۱۳۹۰/۱۱/۱۱ ۰۶:۱۶

اگر هرکسی سعی کنه برای خرید هر چیزی وقت بذاره و حد اقل ترین قیمت را در بازار بخره هیچوقت قیمتها الکی بالا نمیره وبهتر بعضی وقتها اصلا خریدی نکنه .

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۱۱ ۰۱:۳۴

یادش به خیر علم و صنعت دهه هفتاد ...

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۱۱ ۰۰:۵۲

کتاب روان شناسی خودمانی را بخوانید.

اسكروچ۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۱۵:۵۲

چند نكته
1- نويسنده محترم مطلب، اختلاف يك باك بنزين 100 توماني با 400 توماني حدود 10 هزار تومان نبود
2- دليل گراني مردم نيستند و خودتان بهتر از هر كس ميدانيد اين داستانها ناشي از سياستهاي غلط اقتصادي دولت محترم و حمايتهاي نابجا از ايشان بوده و هست.
3- در شرايط تورمي هر عقل سليمي توصيه به خريد ارز، طلا و دارائي هاي كالائي مي نمايد و حال شما اينكار را اشتباه ميدانيد بايد دليل بياوريد نه مانند رويه جاري در مملكت ما دليلي بياوريم(هرچند كه بنده با هجوم به فروشگاهها موافق نيستم ولي اين نشات گرفته از تفكر ماست و برداشت ما از رفتار .......)

محمد۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۱۵:۴۷

اون دانشگاه، دانشگاه ارومیه نبود؟! پردیس نازلو!

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۱۵:۴۳

تابناک جون قبول کن مطلبتون یک کم بی ربطه

ارمان۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۱۵:۳۴

دلیل گرانی سکه.خود بانک مرکزی و بانک کارگشایی میباشد.چون اولین رکورد قیمت 1020م در حراج کارگشا ثبت شد و بعد به بازار کشیده شد.

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۱۴:۳۴

چه کسانی این طمع رو به جون مردم مندازن !؟
و چرا این طمع کاریها اکثرن جواب میده ؟!

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۰۹:۵۸

Good Luck

علي۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۰۸:۱۹

مردم برای چه هجوم آوردند؟ يعني واقعا نميدانيد براي چه . جوابش رو حتي يك بچه هم ميدونه (( بي اطميناني به برنامه هاي هاي اقتصادي كلان مملكت))

a۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۰۸:۱۳

باسلام
دركشور ما حتي ازدواج هم يك معامله است وسكه را بعنوان مهريه تعيين ميكنند .
راستي چرا دولت .مجلس فكري به حال اين معضل نميكند ، ديگه بوي گندش دارد درميآيد.

l=محمدعلي۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۰۸:۱۳

پدر خدا بيامورزم مي گفت كار ژنرال روس بودم كهيك روز يه 5 ريالي برايم داد يه مامور شمالي 2ريال آن از من گرفت به خاطر اينكه حسادت كرده بود مي گويند ما ايراني ها حسود نيستيم ولي مي دانم كه حسد هستيم بابا تو به سر دوش حمام خوابگاه رحم نكردي وامروز سر كاررفتي به خدا به مال مردم رحم نمي كني پس كجاست اي ن ايرانيان با فرهنگ وفكور دست بردار از اين تبليغات ؟يه مقذار به واقعيت خودتان نزديك كنيد تا ديگران از ما عيب نگيرنديك كالم بگو اوضاع اقتصادي از دست دولت فعلا"خارج خدا به دادمان برسد

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۰۸:۱۳

چرا مردم را متهم می کنید؟
چرا هیچکس نیست که بگه در عرض کمتر از یک سال مردم نیمی از رازش دارائیهای خود را بدلیل بی کفایتی دولت از دست دادند ، و الان هم نگران از دست دادن مابقی هستند؟!

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۰۸:۰۲

داره سکه و ذلار چراغ خاموش بالا میره سکه 840000 پس کجاست دلار 1226 تومانی؟

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۰۷:۳۷

کسی که این مقاله رو نوشته یا خیلی سیره یا ....
مردم برای حفظ سرمایه زندگیشون دارند تلاش می کنند نه برای حرص
وقتی میبینند ارزش پول ملی روز به روز کمتر میشه چه کاری باید بکنند ؟

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۰۷:۲۹

از اينكه اين قدر مردم فهميده و با انصاف و ودلسوز داريم من بعنوان يك ايراني به خودم مي بالم و به خودم افتخار مي كنم

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۰۷:۲۸

یاد جمالزاده(اندر اخلاق ما ایرانیان) و گل آقا بخیر که اخلاق بد خودمون (مردم)را تذکر می دادند.

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۰۷:۰۴

تابی خودت رو زدی به اون راه! یعنی نمی دونی چرا مردم از صبح تا شب دارن سگ دو! می زنن؟ میدونی الان قیمت گوشت گوسفند چند شده؟ چرا دیگه پایین نمیاد؟ وقتی مردم نمی دونن یک ساعت دیگه قیمت نون یا هر چیز دیگه ای چنده؟ طبیعیه که آروم و قرار نداشته باشند. لعنت الله علی قوم الظالمین.

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۰۶:۲۶

مردم باید حافظه شونو تقویت کنن متاسفانه ما خیلی فراموش کاریم زود خیلی زود گول سیاستهای برنامه ریزی شده رو میخوریم

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۰۵:۴۴

لطفا اگر واقعا دلار نیاز ندارید نخرید! فکر ما دانشجویان بدبخت هم باشید!

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۱۱ ۱۸:۴۱

اینتقدر بدبختی که میتونی تو خارج ادمه تحصیل بدی کاش همه مثل تو بدبخت بودن!!!!

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۲۱:۵۷

منفی زن ها دلال ارز هستند!

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۰۹:۳۹

که پس فردا دکتر شدی در مطبت ویزیت چند برابر تعرفه بگیری ؟

نرگس۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۰۲:۳۳

وا خاک عالم مگه سرکه گران شده چی چی گفتی سکه گرون شده نه بابا شایعه است همش حبابه

حبابکار۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۱۰:۲۳

نرگس خانم مژده بده که حباب کذایی برای بار هزارم ترکید. منتظر هزار و یکمبن بار باشید.

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۰۱:۳۲

سکه و ارز یک طرف، حرص و طمع ما هم همان طرف !

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۰۱:۰۵

ما که هیچ حرص و ولعی نداریم. خونه نداریم چند تومن پول میخوایم جمع کنیم خونه بخریم. ولی اونقدر خونه گرونه که چند سال گول میکشه پول به حد کافی برسه. تو این مدت متاسفانه پایین اومدن ارزش پولم باعث میشه این مدت همینطور بیشتر طول بکشه. گفتم حداقل پولمو سکه بخرم تا حداقل قدرت خریدش کم نشه وگرنه فکر کنم اینجوری هیچوقت پولم اندازه خرید خونه نشه! چون تو همین یکی دو هفته مصالح ساختمون کلی گرون شده. احتمالن بعدشم دستمزد بنا و کارگر گرون میشه. فکر کنم خیلیا مشکلشون مثل من باشه.

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۰۰:۵۱

چرا این اتفاقات فقط تو ایرانه؟؟؟؟؟؟

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۰۰:۴۹

که به غیر از انسان
هیچ چیز ارزان نیست ............

یادمون باشه

چشم تنگ دنیا دوست را
یا قناعت پرکند یا خاک گور

habib۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۰۰:۳۳

من خاطره‌ای رو برایتان بازگو می‌کنم. در زمانهای قدیم که در بانک دلار ۷۰ ریال بود، تجّار از صرافها می‌توانستند دلار ۶۷ ریالی‌ بخرند، اگر هم قیمت بازار بالا پایین میشد، همیشه بانک بیشتر بود. یعنی‌ بانک ۵درصد از بازار گرون تر بود. امتیاز و دلیل این کار احمقانه! این بود که، هر کسی‌ می‌توانست برود بانک و بدون شاکرم نوکرم و فامیل بازی و سفارشات غیر قانونی‌ و به اندازه توان و استعداد خود با گشایش اعتبار به کسب مال حلال و پیشرفت خود، خانواده‌اش و کشور بپردازد. این فرمول بسیار ساده، حالا شده برعکس و نتایج اسف بارش را همگی‌ لمس کردهیم. امیدوارم حسب مثبتی شده باشم. فعال اقتصادی، ۳۵ سال.

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۰۰:۲۵

می دانید اشکال کار کجاست ؟
عدم اعتماد !!!
آقایان می گویند دلار شد 1226 تومان اگر اعتماد باشد بازار آرام می گیرد اما تا زمانی که عدم اعتماد نسبت به نهادهای رسمی اقتصادی وجود دارد اوضاع همین است .
همیشه سرمایه بدنبال بیشترین سود می گردد . این از حرص و طمع نیست .
مردم احساس می کنند اگر سرمایه شان را در بازار دلار و سکه بگذارند بیشتر سود می کنند و به گفته آقایان مبنی بر ارزانی سکه و ارز اعتماد ندارند .
این مشکل چه از خیانت دولت باشد چه بی کفایتی ، شریک او مجلسی است که می توانست در این 6 سال از او بازخواست کند .

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۰۰:۰۷

شاید اگه کم حافظه نباشیم یادمون بیاد که زمان جنگ همه خیلی به فکر هم بودن. باید دلایل این تغییر رو ریشه یابی کرد.

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۰۰:۰۵

آمار دوررغ مردم را بی‌ اعتماد کرده.
قرآن به انسان هشدار مي دهد که شياطين و ياران ابليس الهام کنندگان دروغ بر دروغگويان هستند (شعرا» آيه 221 و 222) و آنان هستند که به نابهنجاري دامن مي زنند.

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۰۹ ۲۳:۴۱

سلام فکر کم موضوع قیمت نبود مجید جان موضوع علت ولع مرد و عمل بدون فکر اونها بود. معلومه ب این حرص و طمعی که میزنیم قیمت دلار و سکه پائین نمیاد و با این انصافی علاقه به درآمد بیشتر که نه تنها کاسبان و تجار دارند قیمت به قبل بر نمیگرده

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۰۹ ۲۳:۳۲

چرا حالا تیترو عوض میکنی جیگر؟؟
خب همه اشتباه میکنن تابناک
مهم اینه که بدونیم و بپذیریم که اشتباه کردیم...
ایکاش همه اینجوری بودیم..از سر تا ذیل مملکت

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۰۹ ۲۳:۳۰

اگه دلار داری من 1700 میخرم

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۰۹ ۲۳:۲۴

بحث حرص و آز نیست.صحبت از بی ترزش شدن پول مردمه

نادر۱۳۹۰/۱۱/۰۹ ۲۳:۲۴

همدلی - همدری و انسانیت
چیزی که دارد فراموش می شود
وقتی همسایه من گرسنه می خوابد به من چه
چون بنی آدم دیگر دیگر قلب ندارد چون
بنی آدم اعضای یک ماشینند اکر قطعه ای خراب شود می اندازش دور یکی تازه جتش می گذاری

گل گندم خوب است
گل خوبی زیباست
ای دریغا که همه مزرعه دلها را
علف هرزه کین پوشانده ست
هیچکس فکر نکرد
که در آبادی ما دیگر نان نیست
و همه مردم شهر
بانگ برداشته اند
که چرا سیمان نیست
و کسی فکر نکرد
که چرا ایمان نیست
و زمانی شده است
که به غیر از انسان
هیچ چیز ارزان نیست

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۰۹ ۲۳:۱۰

وقتي در ژاپن سونامي اومد و اون فاجعه اتمي بوجود اومد همه دنيا ديدند كه اين مردم چگونه به هم رفتار كردند. انها حتي براي اب خوردن بيش از يك ليوان برنميداشتند تا همه بتوانند از اب بنوشند. به راستي ما به كجا داريم ميرويم؟ چه بلايي بر سر اخلاق در اين مملكت امده است؟! مگر ما همان مردمي نيستيم كه وقتي جايي حادثه اي پيش ميايد سينه چاك نميكنيم؟ هر جا هم كه ميشينيم از فرهنگمان صحبت ميكنيم غافل از اينكه فرسنگها از ان فاصله گرفته ايم. ما ديگر همه چيز را از زاويه اسكناس

س س۱۳۹۰/۱۱/۰۹ ۲۳:۲۶

با سلام: ضمن تایید این نظر باید بررسی کنیم ببینیم چرا اخلاق ما ایرانیها آن هم در یک فرهنگ و سیستم دینی - مذهبی این قدر خراب شده همه باید بهم دروغ بگن کلاه سر هم بذارن اون از ادارات دولتی اون از دانشجوها اون از بازارش و ...

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۰۹ ۲۳:۲۵

مردمه ما هم در زلزله بم چنین رفتارهایی رو از خودشون نشون دادن
از خودگذشتگی ایثار و ....
اما در این مورد واقعا اطلاعی ندارن که واقعا دارن چه ضرری به مملکتشون میزنن
همش از بی اطلاعی
90 درصد تقصیر صدا سیما و مطبوعاته

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۰۹ ۲۳:۰۹

این تحلیل کاملا علمی نیست و جامعه جرف دیگری دارد که شاید به دل شما نشیند اما سختی باعث فکر نکردن می شود و فشار باعث عصبانیت . پس از جرف کم کند دولت محترم و به عمل اضافه می کند

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۰۹ ۲۲:۵۹

وقتی به مردم دروغ گفته می شه انتظار باور پذیری از مردم خیلی عچیبه.

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۱۱ ۱۸:۳۸

ما وقتی بچه بودیم بهمون میگفتن دروغ نگو زشته بده دروغ گو دشمن خداست.

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۰۹ ۲۲:۵۱

تابناك جان ما احمق نيستيم پولامونو به ريال نگه داريم بي ارزش شه. شما اگه راست ميگي بزار تو بانك ماهي نيم درصد رشد مي‌كنه سرمايت. ماهي هم 5 درصد ناقابل از ارزشش مي‌افته.

mehran۱۳۹۰/۱۱/۰۹ ۲۲:۵۰

دولت دلالی کنه گناه را بندازید گردن مردم. بدهکارم شدیم

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۰۹ ۲۲:۴۸

هفته پیش دیدم که بعضیها مثل قحطی زده ها هجوم برده بودن به فروشگاه های زنجیره ای و درحال جارو کردن مخصوصا مناطق بالاشهر تهران

سعید۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۰۰:۰۳

از قدیم گفته‌ن: ترس از قحطی بدتر از خود قحطیه

بعضیا از حول هلیم می افتن تو دیگ

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۰۹ ۲۲:۳۰

ناراحت نشويد اينها همه اش شعار است.

نادر۱۳۹۰/۱۱/۰۹ ۲۲:۰۶

به اینهایی که مدعی مدیریت و مهار کردن هستند، این بیت از سعدی را یادآوری بفرمایید:دوصد گقته چو نیم کردار نیست!

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۱۰ ۰۱:۵۲

این هم بیتش:

بزرگی سراسر به گفتار نیست
دو صد گفته چون نیم کردار نیست

خدا بیامرزد این پیشینیان ما را. واقعا در عصری که نه اینترنتی بوده و نه دانشگاهی چقدر چیز می فهیدند. واقعا.

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۰۹ ۲۳:۳۳

این بیت نیست مصرعه (:

ناشناس۱۳۹۰/۱۱/۰۹ ۲۱:۵۱

مشکل ما اینه که تو کشور اگه کسی پولی داشته باشه نمیدونه چطور سرمایه گذاری کنه چون واقعا جایی نیست از طرفی سود ثابت بانک هم کمه و رباست در مورد بورس هم اطلاعات مردم کمه و محدود شهرهای خاصه

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.