نگاهی به طرح اتحاد کشورهای عربی خلیج فارس:
اتحادهای نامقدس؛ از «مونشن گراتز» تا «ریاض»
عربستان سعودی چه کار میتواند انجام دهد تا حکومت پادشاهیاش در معرض تغییر قرار نگیرد؟ آنان ظاهرا راهی در پیش گرفتهاند که پیش از این، آلمان، روسیه و اتریش آن را برای مقابله با تغییر و اصلاح در پیش گرفته بودند.

تاریخ تکرار میشود؛ نشست دیروز شورای همکاری خلیج فارس در ریاض و طرح اتحادیه کشورهای عربی، چیزی جز همین تکرار تاریخ نبود و نیست؛ تجربهای آشنا و محکوم به شکست که ۱۸۰ سال پیش در جایی دیگر و به گونهای دیگر رخ داده بود.
به گزارش «تابناک»، قرار بود در نشست روز گذشته شورای همکاری خلیج فارس در ریاض، طرح تشکیل اتحادیه کشورهای عربی منطقه، بررسی و تصویب شود که مهمترین محتوای آن، اتحاد همهجانبه عربستان و بحرین و در حقیقت، پیوستن غیررسمی بحرین به عربستان سعودی بود.
اما نگاهی به انگیزههای شیوخ عرب خلیج فارس از مطرح کردن چنین موضوعی، ناخودآگاه واقعهای تاریخی را به ذهن میرساند؛ رخدادی که کمتر از دو قرن پیش، در حالی که اروپا درگیر وضعیتی مشابه وضع امروز خاورمیانه بود، در آن سرزمین روی داد.
سال ۱۸۳۰، سال مهمی در تاریخ اروپا بود؛ سالی که امواج آزادی خواهی برگرفته از انقلاب کبیر فرانسه، اروپا را درنوردید و پادشاهیهای مطلقه این قاره را دستخوش تحول مهمی کرد. این موج آزادی خواهی که از پاریس آغاز شد، به سرعت به هلند، بلژیک، ایتالیا و لهستان رسید و چشماندازی تاریک را پیش روی حاکمان مستبد این قاره گذارد.
واکنش پادشاهیهای مطلقه اروپا به این تحولات، برگزاری نشستی در «مونشن گراتز» بود که رهبران روسیه تزاری، پروس (آلمان بعدی) و اتریش در آن شرکت داشتند. این نشست در واقع، تحکیم آن چیزی بود که سالها پیش از آن، در قالب طرحی به نام «اتحاد مقدس» برای هماهنگی سیاستهای این کشور به تصویب آنان رسیده بود.
در دیدار مونشن گراتز، سه کشور نامبرده «محافظهکاری اشرافیت» را به عنوان اصل تغییرناپذیر سیاست خود مورد تأکید قرار دادند و این حق را برای همه شاهان مستقل به رسمیت شناختند که در صورت لزوم، یعنی هنگامی که دچار آشوب شوند، از کشورهای دیگر تقاضای کمک کنند و در آن صورت سه دولت یاد شده به تقاضای آنها پاسخ مساعد خواهند داد.
به هر حال، این نشست نتوانست در بلندمدت نتیجهای عینی به همراه داشته باشد و مدتی بعد بیشتر کشورهای اروپایی تحولاتی را تجربه کردند که به سقوط نظامهای پادشاهی مطلقه در آنها انجامید.
به خاورمیانه امروز بازگردیم. وقوع تحولات منجر به بیداری اسلامی، یک به یک نظامهای استبدادی خاورمیانه را درنوردیده و اکنون نظام «آل خلیفه» در بحرین، به شدت درگیر تحولاتی انقلابی است که بیش از یک سال است، خواب را از چشمانش و آرامش را از متحدان عربش گرفته است.
چهل سال پس از وقوع انقلاب کبیر فرانسه، افکار آزادی خواهانه این انقلاب، یک به یک به کشورهای اروپایی راه یافت و پادشاهان اروپا را از سویی به سمت قدرت گرفتن آزادی خواهان داخلی و از سوی دیگر در هراس از افزایش قدرت فرانسه انقلابی به تکاپو انداخت.
در این سوی جهان و در شرایط امروز، با گذشت بیش از سه دهه از وقوع انقلاب اسلامی در ایران، شیوخ خلیج فارس بیش از همیشه نگران ریشهدار شدن امواج بیداری اسلامی در درون کشورهای خود و نیز افزایش نفوذ منطقهای جمهوری اسلامی ایران هستند.
عربستان، قطر و امارات امروز را میتوان روسیه تزاری، پروس و اتریش دو قرن پیش دانست که از ترس انقلاب، به فکر احیای به اصطلاح اتحاد مقدس خود افتاده بودند. این کشورها خود آشکارا اذعان دارند که هدفشان از طرح موضوع تشکیل اتحادیه، مقابله با نفوذ منطقهای جمهوری اسلامی ایران و جلوگیری از وقوع انقلاب در بحرین است.
ناتوانی این کشورها از رسیدن به توافق در نشست دیروز، نخستین نشانه شکست طرح این اتحاد نامقدس، حتی پیش از شکلگیری آن است.
تاریخ گواهی خواهد داد که آرایش جدید نیروهای سیاسی در خاورمیانه چگونه خواهد بود.
به گزارش «تابناک»، قرار بود در نشست روز گذشته شورای همکاری خلیج فارس در ریاض، طرح تشکیل اتحادیه کشورهای عربی منطقه، بررسی و تصویب شود که مهمترین محتوای آن، اتحاد همهجانبه عربستان و بحرین و در حقیقت، پیوستن غیررسمی بحرین به عربستان سعودی بود.
اما نگاهی به انگیزههای شیوخ عرب خلیج فارس از مطرح کردن چنین موضوعی، ناخودآگاه واقعهای تاریخی را به ذهن میرساند؛ رخدادی که کمتر از دو قرن پیش، در حالی که اروپا درگیر وضعیتی مشابه وضع امروز خاورمیانه بود، در آن سرزمین روی داد.
سال ۱۸۳۰، سال مهمی در تاریخ اروپا بود؛ سالی که امواج آزادی خواهی برگرفته از انقلاب کبیر فرانسه، اروپا را درنوردید و پادشاهیهای مطلقه این قاره را دستخوش تحول مهمی کرد. این موج آزادی خواهی که از پاریس آغاز شد، به سرعت به هلند، بلژیک، ایتالیا و لهستان رسید و چشماندازی تاریک را پیش روی حاکمان مستبد این قاره گذارد.
واکنش پادشاهیهای مطلقه اروپا به این تحولات، برگزاری نشستی در «مونشن گراتز» بود که رهبران روسیه تزاری، پروس (آلمان بعدی) و اتریش در آن شرکت داشتند. این نشست در واقع، تحکیم آن چیزی بود که سالها پیش از آن، در قالب طرحی به نام «اتحاد مقدس» برای هماهنگی سیاستهای این کشور به تصویب آنان رسیده بود.
در دیدار مونشن گراتز، سه کشور نامبرده «محافظهکاری اشرافیت» را به عنوان اصل تغییرناپذیر سیاست خود مورد تأکید قرار دادند و این حق را برای همه شاهان مستقل به رسمیت شناختند که در صورت لزوم، یعنی هنگامی که دچار آشوب شوند، از کشورهای دیگر تقاضای کمک کنند و در آن صورت سه دولت یاد شده به تقاضای آنها پاسخ مساعد خواهند داد.
به هر حال، این نشست نتوانست در بلندمدت نتیجهای عینی به همراه داشته باشد و مدتی بعد بیشتر کشورهای اروپایی تحولاتی را تجربه کردند که به سقوط نظامهای پادشاهی مطلقه در آنها انجامید.
به خاورمیانه امروز بازگردیم. وقوع تحولات منجر به بیداری اسلامی، یک به یک نظامهای استبدادی خاورمیانه را درنوردیده و اکنون نظام «آل خلیفه» در بحرین، به شدت درگیر تحولاتی انقلابی است که بیش از یک سال است، خواب را از چشمانش و آرامش را از متحدان عربش گرفته است.
چهل سال پس از وقوع انقلاب کبیر فرانسه، افکار آزادی خواهانه این انقلاب، یک به یک به کشورهای اروپایی راه یافت و پادشاهان اروپا را از سویی به سمت قدرت گرفتن آزادی خواهان داخلی و از سوی دیگر در هراس از افزایش قدرت فرانسه انقلابی به تکاپو انداخت.
در این سوی جهان و در شرایط امروز، با گذشت بیش از سه دهه از وقوع انقلاب اسلامی در ایران، شیوخ خلیج فارس بیش از همیشه نگران ریشهدار شدن امواج بیداری اسلامی در درون کشورهای خود و نیز افزایش نفوذ منطقهای جمهوری اسلامی ایران هستند.
عربستان، قطر و امارات امروز را میتوان روسیه تزاری، پروس و اتریش دو قرن پیش دانست که از ترس انقلاب، به فکر احیای به اصطلاح اتحاد مقدس خود افتاده بودند. این کشورها خود آشکارا اذعان دارند که هدفشان از طرح موضوع تشکیل اتحادیه، مقابله با نفوذ منطقهای جمهوری اسلامی ایران و جلوگیری از وقوع انقلاب در بحرین است.
ناتوانی این کشورها از رسیدن به توافق در نشست دیروز، نخستین نشانه شکست طرح این اتحاد نامقدس، حتی پیش از شکلگیری آن است.
تاریخ گواهی خواهد داد که آرایش جدید نیروهای سیاسی در خاورمیانه چگونه خواهد بود.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
نویسنده محترم یک سفر کوتاه برو شهرهای اطراف تهران ببین مردم با چه وضعی دارن روزگار میگذرونن.از رو شکم سیری حرف زدن که هنر نیست .95% مردم در تامین معیشت ناتوانند .شما از 1830 حرف میزنی ؟
ترکیه بد عرب بد افغانی بد آذری بد خدایا یعنی ما یک همسایه خوب نداریم؟
آهسته آهسته زمزمه نابودی رژیم آل سعود به گوش می رسد ، به امید آن روز که حکام این کشورهای عربی همانند صدام و ... به درک واصل شوند .
عربستان خره گاب منه
شیوخک های حاشیه جنوبی خلیج فارس هر کاری بکنن به حال ما که قدمت بیش از 5000 ساله داریم تاثیری نداره ، بهتره که برای پیدا کردن ملخ های مرغوبتر با آفریقا اتحاد کنن .
الحاق بحرین به عربستان یعنی اتحاد شیعیان بحرین وجمعیت 6ملیونی شیعیان عربستان وتجزیه عربستان
این کشورهای عقب افتاده بااروپای حتی قرن 19 هم قابل مقایسه نیستن اما برای ما یکجور اعلان خطره.تادیرنشده بایدفضای بین المللی ایران عوض بشه بسمت تعامل وآرامش چرا سالهای قبل اینطوری نبود؟قدیمیا گفتن کسی که باد میکاره طوفان درومیکنه.
عربها در برابر ملت پارس ؟؟؟ هموطن باتعصب استحضار دارند ما در این مملکت عرب هم داریم ، ترک ، کرد و لر و بلوچ و...
حتما می دانید که به غیر از شیعه ، سنی هم داریم مسیحی و یهودی و زرتشتی و...
احتمالا این را هم می دانید که ایران مال همه آنهاست همه وهمه.
پس کمی ،فقط کمی مواظب گفتارتان باشید به جایی برنمی خورد .
با همه این اوصاف انفعال دستگاه دیپلماسی ایران غیر قابل توجیح است.
عربستان، قطر و امارات امروز را میتوان روسیه تزاری، پروس و اتریش دو قرن پیش دانست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ایران هم حتماً فرانسه اونموقع است؟
من درتعجبم از نظرات بعضیها که می گویند بحرین جزء کشورمون بشه ...شما از این طرف فحش وناسزا به عربستان می کنید که چرا داره با بحرین اتحاد درست می کنه ...خوب اتحاد ایجاد کنه چه ربطی به ما داره ..اصلا برید ببیند که چه زمانی ممالک ما بر بحرین حکومت می کردند ..از همان ابتدا به دلیل دوری با مرکزیت ایران وتفاوت اجتماعی وفرهنگی که با ایران داشتند همیشه به صورت خود مختار منطقه شون اداره می شد وشاه از همان ابتدا فهمید که حکومت بر بحرین غیر قابل کنترل می باشد به همین خاطر استقلال آنها را اعلام نمود...حالا گیریم که بحرین مال ماشد خدا وکیلی شما چگونه می توانید یک کشوری که صدها کیلومتر با کشورمون فاصله داره را کنترل کنید اون هم با اینکه خودشان را یک کشور مستقل می دانند...خواهشا با عقل وتدبیر حرف بزنید
مردم شیعه مذهب و ایرانی تبار بحرین خود اکنون ترجیح میدهند به ایران باز گردند و اصرار عربستان و آل سعود بر الصاق بحرین به عربستان تنها مانند یک جوک میماند.
شما مطمئنی یا توهمات ذهنی خود را بیان می کنی؟
بابا حج را تعطیل کنید.
اتفاقا همه این جنبش بیداری اسلامی از همان حج ابراهیمی ما ریشه گرفته است و باید روی مراسم حج سرمایه گذاری کنیم .
فکر نکنم از نظر حقوق ربطی به ما د اشته باشد که دو کشور بخواهند با هم یکی شوند. اگر شما هم می توانید با کشورهای فارسی زبان اطرافمون اتحادیه تشکیل دهید
چطور بی اعتنا باشیم؟مردم شیعه ومسلمان بحرین را تنها بگذاریم تا زیر سلطه وهابیت صهیونیست بروند؟این خلاف دستورات امامان هست
از نظر حقوقی به مردم اون کشورها هم ربط نداره؟؟!!
الحاق بحرین به عربستان باعث می شه که قسمت شمال عربستان در اینده از ان جدا شود
می شه یگی این دو موضوع چه ربطی دارند؟
سلام دوستان عزیزم:
انشالله که کشورهای عربی رو سیاه تر از همیشه در مقابل ما پارسها قرار خواهند گرفت.اگر تمام کشورهای عربی خلیج فارس هم با هم متحد شوند در مقابل ما جوانان هیچ غلطی نمی توانند بکنند.اگر این همه سیاستهای اشتباه دولت ما تمام شود و به فکر خرافات گویی و فکر های واهی نباشد که باعث جسور تر شدن عربها کار نکنیم دیگر این جسارتهای کشورهای عربی پیش نمیاید. از نظر من این پادشاهان نیستند که باعث افت یک کشور می شوند بلکه نگاه اشتباه هر دولت مردی باعث این اتفاقات می شود.ما با وجود اینکه قدرت اول در منطقه هستیم اما باز نسبت به دهه های 40 و 50 خیلی عقبتریم.شما ببینید چه سیاستها و چه برنامه هایی ما در ان زمان داشتیم ببینید که ما چقدر جلو تر از همین کشورهای حاشیه خلیج همیشه فارس بودیم.ببینید حال با وجود پیشرفتهای ما اما موازنه بسیار کمتر شده اینها همش بخاطر اشتباهات ما در این مدتها بوده.ما جوانان بسیار از نظر فکر و استعداد و همچنین نیروی انسانی خیلی جلوتر از انها هستیم ولی فاصله پیشرفتهای علمی و شهر سازی و رفاه و امکانات اجتماعی ما را نسبت به انها مقایسه کنید.تمام کشورهای عربی در اواخر دهه 50 کپر نشین بودن و حال سطح زندگی انها را نگاه کنید و ما را ببینید.ما در دهه 50 شروع کرده بودیم به ساخت مترو و نیروگاههای هسته ای و اپارتمان و... ولی اکنون ما و انها را ببینید.منطقی باشیم یه خورده و واقعیتها را هم نگاه کنیم.باز هم می گویم که حکومت پارلمانی باشیم و یا جمهوری اگر ذره ای بفکر مردم و بفکر مملکت نباشیم هیچ فرقی نمی کند.هر سبک حکومتی که میخواهد باشد اما بفکر مردم باشد و دلسوز کشور قطعا این انقلابها شکل نمی گیرد.
به این محلل بسیار باسواد اما با بهره هوشی بی نهایت پایین تبریک گفت. کجای این کشورک های نیم وجبی با پروس و روس و هلند آن روزگار اروپا ماننده است؟ به معنای ضمنی این کلام دقت کرده اید؟ بزرگ وانمود کردن کشوری که به اندازه یکی از شهرستان های کوچک استان های کوچک ما وزنه علمی، فرهنگی جمعیتی و جغرافیایی ندارد عالمانه نیست. ضمن اینکه آنچه بیداری اسلامی نامیده می شود نیز با رنسانس هم شان و هم سان نیست.
البته دقیقا اوخر قرن 15 و 16 تا اواسط قرن 17
یکی به این دوست عزیز باهوش ولی بی سوادمون بگه رنسانس تو قرن 16 و 17 بود، نه قرن 19 !
همین شهرستان کوچولو پولش به اندازه ایران بزرگ هست بچه!!
دوست عزیز در مثل مناقشه نیست!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.