آخرین خبرایهود باراک: نتانیاهو به دنبال جنگ با ایران است
0بازدید

آیا وزارت خارجه تعطیل خواهد شد؟

در بیشتر دولت‌های جهان، وزیر خارجه مهمترین وزیر کابینه است. ما انگار در مسیر مقابل گام برمی‌داریم. با این روند انگار قرار است وزارت خارجه تعطیل شود. دولت و مجلس و دیوان عدالت اداری هم که خواب!

آیا وزارت خارجه تعطیل خواهد شد؟

وزارت خارجه بیش از هر زمانی، تحت فشار نقدهای منصفانه و البته تخریب‌های ناجوانمردانه و یا ناآگاهانه است.

به گزارش «تابناک»، وزارت خارجه در بسیاری از سیستم‌های دولتی، مهمترین وزارتخانه کابینه است. شاهد مثال آن که در بسیاری از کابینه‌های ائتلافی، این پست به عنوان شرط پذیرش ائتلاف به حزب کوچکتر تشکیل‌دهنده ائتلاف داده می‌شود و یا این که در ایالات متحده و در غیاب رئیس‌جمهور و معاونش و رؤسای مجلس، نخستین وزیری که اداره کشور را بر عهده می‌گیرد، وزیر خارجه است.

به نظر می‌رسد، در ایران به مرور از اهمیت و قدرت وزارت خارجه کاسته می‌شود؛ اما چرا وزارت خارجه روز به روز ضعیف‌تر می‌شود و حملات به آن بیشتر؟

نخستین دلیل تضعیف روزافزون جایگاه وزارت خارجه، مشکل عمومی ارتباط ایرانی‌ها با جهان است. نمی‌توان از این واقعیت فرار کرد که ما عموما از خارج از کشور و از داشتن ارتباط با آن می‌ترسیم. در حالی که توسعه بسیاری از کشورها، در جنبه‌های گوناگون، ناشی از ارتباط برنامه‌ریزی شده و دقیق با بیرون از کشور بوده، سیستم اداری کشور نمی‌تواند به خارج از کشور به عنوان یک فرصت برای پیشرفت و توسعه نگاه کند.

مشارکت و ارتباط اقتصاد ما با دنیا و نیز سهم ایران در تجارت جهانی در حال کاهش است. تولید‌کنندگان ما کمتر توجهی به بازارهای خارجی دارند. بیشتر اقتصادهایی که در دهه‌های اخیر در مسیر شکوفایی و پیشرفت قرار گرفته‌اند، اقتصادهایی صادرات‌محور بوده‌اند؛ اما ما هنوز در ایده قدیمی محدودیت واردات گیر کرده‌ایم.

بخش‌های گوناگون کشور از ارتباط فرهنگی با خارج از کشور می‌ترسند، در حالی که برای نمونه، اسرائیلی‌ها و ترکیه و اعراب برای سفر هنرمندان و ورزشکاران مشهور به خاک خود همه کاری می‌کنند، اما ورود یک هنرمند یا دانشگاهی خارجی به ایران تن بسیاری را می‌لرزاند؛ همین می‌شود که بسیاری از همین اجنبی‌ها گمان می‌کنند ایران کشور عرب‌زبانی است که مردم آن با شتر به مسافرت می‌روند. خجالت‌آور و البته دردآور است اگر گفته شود؛ برای نمونه، کتاب‌های به ظاهر دانشگاهی که ضدانقلاب در مورد ایران به زبان انگلیسی می‌نویسند، از کتاب‌های مشابه داخلی‌ها بیشتر است.

هر خارجی به چشم جاسوس و یا عامل بیگانه‌ای دیده می‌شود که قصد کار شرورانه‌ای دارد، آن هم در حالی که کسی در داخل کشور، اصول اولیه حفاظت از اطلاعات را هم رعایت نمی‌کند. همین می‌شود که گزارش تست موشکی فلان نهاد انقلابی در سایت‌های آمریکایی دیده می‌شود و مشروح مذاکرات نهادها و افراد مهم نظام از دهان گشاد برخی مقامات به بیرون درز می‌کند.

برای بسیاری از به ظاهر سوپرانقلابی‌های جوان که به آسانی آلت دست این و آن می‌شوند، شجاعت یعنی درگیر شدن با این و آن. این سوپر انقلابی‌ها همان‌هایی هستند که از جیب دیگران شجاعت به خرج می‌دهند و به دیدار وزیر خارجه با وزیر خارجه بحرین و یا انگلیس می‌تازند. اگر این جوان‌های تازه به دوران رسیده در زمان جنگ، سفارت عراق را می‌دیدند که تا سال‌های پایانی جنگ در تهران فعال بود چه می‌کردند؟ و یا اگر در نیمه دهه ۷۰ عکس ملاقات وزیر بهداشت وقت با صدام حسین و دعوت وی برای سفر به ایران را می‌دیدند، چه بر سر آن مأمور معذور می‌آوردند؟

البته حق هم با همین جوانان است. هر چه برخی افراد بگویند می‌خواهیم مذاکرات در قالب گفت‌وگو و همکاری باشد، ولی نماینده مجلسی هم گیر می‌آید که بگوید ما در مذاکرات هسته‌ای در مقابل تمام جهان ایستاده‌ایم. پایداری بر اصول و حقوق ملت جای خود، اما چه اصراری دارید که کشور را در مقابل تمام جهان قرار دهید؟ دست‌کم از کره شمالی یاد بگیریم که در مذاکرات شش‌جانبه‌اش، تنها کره جنوبی را جلوی خود می‌نشاند تا چندان احساس تقابل به طرف روبه‌رو القا نشود.

ما به طور کلی از دنیای پیرامون خودمان آگاهی چندانی نداریم. کلیاتی در حد نام چند هنرپیشه و ورزشکار و سیاست‌مدار غربی می‌دانیم؛ ولی شاید حتی در دانشگاه‌های ایران به عدد انگشتان یک دست نیز افرادی پیدا نشوند که بدانند که مثلا هلند چگونه با وسعتی در حد یک استان متوسط ما، سومین صادرکننده بزرگ محصولات کشاورزی جهان است یا اینکه چین با چه روشی سه دهه است که رشد اقتصادی سالانه نزدیک 10 درصد داشته است و یا اینکه در هند و اندونزی و کره و آفریقا و... چه می‌گذرد.

بپذیریم که ما دنیا را نمی‌فهمیم و نمی‌شناسیم و تصویرمان از جهان بسیار متوهمانه و البته سطحی است. تأملی کوتاه و دقتی اندک نشان می‌دهد که همین تصورات گنگ و مبهم ما از جهان نیز ترجمه پر غلط و جانبدارانه حرف‌های ناقص چند خبرگزاری مهم غربی است.

از سوی دیگر، آموزش زبان خارجه در قالب‌های رسمی در سطحی نازل است و در حالی که دانش‌آموزان و دانشجویان‌ گاه تا ده سال در محیط آموزشی، زبان خارجی می‌آموزند اما با صرف این همه هزینه و وقت، کمتر کسی است که توانسته باشد در قالب‌های رسمی و معمول زبان یاد گرفته باشد. تازه زبان خارجه هم فقط یعنی انگلیسی!

دسته دوم مشکلات، مسائل ساختاری هستند که نشانه اولش دعوای نهادهای گوناگون برای دخالت در سیاست خارجی است. هر کسی که قدرتی داشته است با ابزارهای قانونی و غیرقانونی، تکه‌ای از اختیارات و مسئولیت‌های وزارت خارجه را از آن خود کرده است. بسیار ساده‌لوحانه است اگر گمان شود، موازی‌کاری در سیاست خارجی، تنها به چند مقام منصوب و منسوب ریاست‌جمهوری محدود است. نگاه موشکافانه به شرح وظایف وزارت خارجه و مقایسه آن با اوضاع کنونی، ابعاد تکان‌دهنده موازی‌کاری‌ها و دخالت‌ها را نشان می‌دهد.

وزرای بیکار شده سفیر می‌شوند. خانم دکترهای مجلس، آهنگ رفتن به وزارت خارجه می‌کنند، وزیر خارجه سابق، تحت فشار رئیس مجلس وقت تن به سفارت افراد ضعیف می‌داده است. مدیران نامتناسب و غیرقانونی به کار گماشته می‌شوند و در خبرهای روزهای اخیر آمده است که عده‌ای از خارج از وزارت خارجه به قصد سفارت در حال گذراندن دوره کارآموزی! هستند؛ دریغا و عجبا!

گویی مجلس و دیوان عدالت اداری در خوابند که در قانون تشکیلاتی، استخدامی، مالی و انضباطی وزارت امور خارجه آمده است: «مدیران کل و رؤسای ادارات وزارت امور خارجه از بین کارمندان رسمی رسته سیاسی که به مقام سفارت رسیده باشند، برگزیده می‌شوند» و یا این که «سفرا باید از میان مأمورین رسته سیاسی وزارت امور خارجه انتخاب شوند». زورتان فقط به ملک‌زاده و مرتضوی می‌رسد آقایان؟

همه این‌ها را بگذاریم در کنار رئیس‌جمهور کنونی که شاید در آغاز کارش، ایده‌های روشن و البته نیروهای مورد نظر خود برای وزارت خارجه را نداشته است. رجال محترمی که ادعای ریاست جمهوری دارید، کدامتان در مورد سیاست خارجی تا جایی که به شما مربوط می‌شود، ایده‌های روشن قابل ارائه دارید؟ کدامتان گزینه‌های مناسب برای وزارت خارجه و دبیری شورای عالی امنیت ملی دارید؟ به فکر باشید که فردا دیر است.

آنچه تاکنون گفته شد، بیشتر مشکلات بیرونی وزارت خارجه بود، ولی نمی‌شود مشکلات داخلی آن را نیز انکار کرد. وزارت‌خانه‌ای که روندی منظم و سیستماتیک برای جذب نیروهای شایسته ندارد، که اگر داشت، لازم نبود خبر از جذب پانصد تا هزار نفر در یک سال بدهد  آن هم در شرایطی که کل نیروهای آن بنا به گفته آقای قشقاوی چهار هزار نفرند. تغییر تا ۲۵ درصدی کارمندان در یک سال شبیه به یک زلزله نمی‌ماند؟

به علاوه این که هر کسی که قدرت داشته باشد، به فکر کاری برای قوم و قبیله خود هم هست؛ یک روز نوبت اصلاح‌طلبی است، یک روز اصولگرایی و روز دیگر نوبت یک گروه دیگر و تازه هر گروهی که از سریر قدرت پایین کشیده شود، در بیرون از وزارت‌خانه داد می‌زند که همه چیز خراب شد!

بدتر این که هر قبیله‌ای مایل به روابط با کشورهایی خاص و خراب کردن دیگر روابط هم شده است. یکی غرب ستیز است و یکی شرق ستیز و یکی عرب ستیز؛ بیچاره منافع ملی!

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

حجت۱۳۹۱/۰۵/۱۹ ۲۱:۰۱

وقتی رسما در اموزش و پرورش می گویند ما آموزشگاه های زبان انگلیسی را تحمل می کنیم و مرتبا قوانینی وضع می کنند که در عمل خود به خود به تعطیلی انها کشانده شود چه انتظاری دارید؟ در اموزش و پرورش می گویند نظام به اموزشگاه های زبان و درس انگلیسی نگاه منفی دارد و اموزش زبان باید به تدریج از ایران حذف شود. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۲۳:۴۰

مطلب بسیار جالبی بود. از تابناک بعید است که به درج واقعیات بپردازد.دست مریزاد. البته همچنان این مملکت به توصیه عمه و خاله می گردد. وگرنه وضع ایرانی نباید اینچنین باشد

مهدي۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۷:۰۰

به عنوان يكي از كاركنان وزارت امورخارجه معتقدم بدترين دوران وزارت امورخارجه مربوط به دوران صدارت آقاي متكي بوده است . در اين ودران همه افرادي كه به نحوي با اين آقا ارتباط داشتند سفير و يا سركنسول شدند. ا>اي متكي داراي مدرك ديپلم است چون ليسانسي را كه از هند گرفته مورد تاييد نيست و وزارت علوم تاييد نكرده استو فوق ليسلنس ايشان نيز غيرقابل قبول است جالب اينكه با مدرك ديپلم ميخواهد رئيس جمهور شود . شايستگي خيلي مدنظر نبود. در دوران خرازي هم تا اندازه اي اين اتفاق افتاد.

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۴:۴۳

نیرو های کارشناسی وزارت امور خارجه جزو نخبگان تراز اول و دلسوز کشور هستند. اما دخالت دیگر سازمان ها و عزل و نصب مدیران ارشد این وزارت خانه را نابسامان کرده است. برای مثال بررسی کنید سفرای فعلی ما از کجا آمده اند، چه سابقه سیاسی؛ تخصصی و دیپلماتیکی دارند. خیلی ساده است.

حمید۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۴:۳۰

خیلی خوشم اومد از این مقالت تابی جون. من تعجب میکنم چرا فیلتر نکردند

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۲:۰۲

ظاهرا در ديپلماسي ما خارج يعني دشمن.
پيشنهاد من تغيير نام وزارت امور خارجه به " وزارت امور دشمن " است.

دانشجوی دکتری۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۱:۳۰

سلام
مقاله خوبی بود .من از نزدیک در کشور..... با اوضاع نابسامان وزارت امورخارجه اشنا شدم .سفیر ایران در .....اقای ....... فردی است که در مدت اقامتش در پی بدست اوردن پول است و در عملکرد خود در مورد دانشجویان ایرانی باید بگویم :در مورد بورسیه تحصیلی ببینید چه کسانی را بورسیه کرده است .تعدادی از دخترانی که در دوشنبه لخت هستند اما وقتی می خواهند بروند سفارت ایران روسری و مانتو را از کیف خود در می اورند و می پوشند .به دانشجویان فعال و ارزشی کاری ندارد . پسرش با استفاده از قرت پدر انجمن اسلامی دانشجویان را به دست گرفته و بچه های جنگ کسانی که اغلب یا جانباز هستند و یا بسیجه را از راه غیرقانونی کنار گذاشته است و پسرش را مسئول انجمن قرار داده است .در مدت اقامت من در تابستان گذشته ماه رمضان دوبار به جمع نمازگزان امد و چند دقیقه بیشتر نبود و در مدت یک ماه مراسم ماه رمضان را دانشجویان با هزینه شخصی خود اداره می کردند و ایشان به دنبال کارهای لذت بخش شخصسی خود بود .چرا کسی نیست بررسی کند؟َ

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۱:۰۶

اگه امور خارجه با دفاع ادغام بشه و اسمش رو بذارن وزارت جنگ، عاليه ميشه

امیر۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۰۰:۰۶

اوج افول جایگاه وزارت خارجه در عرصه داخلی و خارجی در زمان آقای......... رخ داد که در طول تاریخ تاسیس وزارت خارجه در ایران بی سابقه است. برخی از اقدامات وی دز این زمینه عبارت است:
- حاکمیت رابطه سالاری بر شایسته سالاری( نامبرده بر خلاف اساسنامه وزارت خارجه حدود 100نفر از دوستان خود را یک شبه و بدون طی فرایند قانونی از رسته اداری به رسته سیاسی ارتقاء داد.
- بسیاری از دوستان خود و دیگران را بدون داشتن شرایط قانونی و مدارک تحصیلی مورد نیاز و بدون طی مراحل قانونی به پست سفارت یا سرکنسولی منصوب کرد.
- انتصاب افراد بسیار ضعیف و با مدارک غیر مرتبط به پست های مهم اداری و سیاسی(بسیاری از کسانی که الان مدیریت های بالایی دارند در گذشته حتی در سطح کارشناسی آنها را قبول نداشتند)
- حاکمیت فضای رعب و وحشت، شعار، تملق و چاپلوسی و انزوای کارشناسان صاحب نظر و منتقد
- تشکیل یک اداره کل برای ...... ......
- دخالت در جزئی ترین امور دستگاه سیاست خارجی از جمله اعزام ها و ماموریت های خارج از کشور به نفع دوستان خود و با افراد سفارش شده
- انتشار گزارش عملکرد سالانه مرکز برنامه ریزی های راهبردی وزارت خارجه در زمان ایشان، همزمان مایه طنز و هم گریه است. (مانند برگزاری مراسم جشن بلوغ برای دختران، اهداء جوایز به بسیجیان ممتاز و غیره(اینها ارزشمند است اما نه وظیفه اداره ای که وظیفه آن ارائه راهبرد است)
- ضعف مدیریت ....... و تیم وی باعث شد که وظابف این وزارتخانه به تدریج به دیگر سازمان منتقل شده و دخالت آنها در وزارت خارجه بیشتر شود و به درستی نتواند از منافع و مواضع کشور در عرصه جهانی دفاع کند.

جعفرعلی ز۱۳۹۱/۰۵/۱۷ ۲۰:۴۰

تابناک جان کامنتها را خواندم این مطلب را کسی نگفته من میخواهم راجع بهش توضیح بدهم
چند وقت پیش یکی از کارمندان وزارت امور خارجه در برزیل دچار اشتباه شد و آن وقت بود که سایتهای مختلف شروع کردند به حمله به وزارت خارجه بدون اینکه خدمات این وزارت خانه و کارکنان آن را هم بیان کنند
اما خودتان قضاوت کنید در سازمانها و ارگانهای دیگر عده ای خلاف کردند از بین امام جمعه و مداح وگرفته تا فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ و حتی استاد دانشگاه و چنان شد که فیلم بعضی از آنها هم در یوتیوب منتشر شد اما هیچکس این اندازه به آنها حمله نکرد اصلا شاید جامعه خبردار هم نشد اما یک کارمند معمولی وزارت خارجه خطایی کرد و مجازات هم شد همین امر دستاویز عده ای گردید تا کل وزارت امور خارجه را آماج حملات قرار دهند در حالیکه کارمندان وزارت امور خارجه و خانواده هایشان در سخت ترین شرایط زندگی میکنند دربه دری میکشند بیماری مناطق آفزیقایی و ترور و اسارت میکشند حتی در افغانستان و عراق شهید داده اند ولی هیچ بامرامی اینها را ندید همه توپیدند و هرچه توانستند گفتند درحالیکه انصاف این بود که چنین برخوردی نشود انشالله خدا به همه ما توفیق دهد در کنار کاستیها توانمندیها و در کنار بی لیاقتیها شایستگیها و در کنار اشتباهات و خطاها ثوابها و صوابها را هم ببینیم

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۷ ۱۴:۳۴

نظرها از خود مطلب جالبتر بودن. مرسی تابناک. کاش مثل این سایت بیشتر داشتیم.

متحیر۱۳۹۱/۰۵/۱۷ ۱۳:۲۹

چگونه همه ما به نا کارامدی دولت ومدیرانما اذان داریم وباورمان بر ناسالمی انها استواراست انتظار خوش باوری جهانیان را داریم .ضمنا به نظر شما چند نفر از مسئولین این کامنت ها را می خوانند وبه ریش ما نمی خندند .

حكمت۱۳۹۱/۰۵/۱۷ ۱۱:۵۶

سلام
من هم از كارمندان وزارت متبوع مي باشم مقاله خوبي بود كامنت هاي خوب و واقع بينانه اي هم ارائه شده است اما من بيش از اين كه از دشمن بيروني يعني آمريكا و اسرائيل و غيره بترسم از وزرايي مانند ..... كه مدرك تحصلي مندرج در حكم كارگزيني اش ديپلم بود، مي ترسم، زيرا آمريكا و اسرائيل در هر صورت در جنگ نرم و سخت در مقابل ما هستند و ما را تكذيب مي كنند و ما نيز آنها را تكذيب مي كنيم اما امثال ..... هم مورد تاييد مجلس و هم مقامات عاليرتبه هستند كه خود عامل اصلي هر گونه فسادي در وزارت امور خارجه محسوب مي گردند.

سها۱۳۹۱/۰۵/۱۷ ۱۰:۲۸

"ما به طور کلی از دنیای پیرامون خودمان آگاهی چندانی نداریم"!!

تا وقتی برایمان تعیین تکلیف میکنند که چه بپوشیم، چه ببینیم و چه بشنویم انتظار بیشتری دارید!؟!؟

در آخر هم:
بیچاره من و همسان من! منافع ملی که مال ما نیست!

مطلبی۱۳۹۱/۰۵/۱۷ ۰۹:۴۹

اگر پیامبر اسلام ساستش مثل مسئولین ما بود دینی یه نام اسلام وجود نداشت

tvihn۱۳۹۱/۰۵/۱۷ ۰۹:۴۰

عالی است تابناک جان ازتمام دستگاها بنویسید همه ادارات درسالهای اخیر وضعیت این چنینی دار ند کارازدست کاردان ها خارج شده جناح بازی باند بازی بی داد میکند

کارمند وزارت امور خارجه۱۳۹۱/۰۵/۱۷ ۰۹:۰۰

با سلام
این اولین مقاله درباره اوضاع اسف بار وزارت خارجه نیست وآخرین آن هم نخواهد بود. ولی فرصت مغتنمی است تا اطلاع رسانی از داخل این وزارتخانه صورت گیرد:
وزارت خارجه ایران از ابتدای انقلاب با نیروهای بی کیفیت (دارای تخصص در روابط بین الملل نبوده و با سفارش و درخواست این آشنا و آن فامیل به وزارت خارجه ملحق شده اند) و صرفا دارای روحیه انقلابی پر شده است. در دوران ولایتی به تعبیر بعضی از همکاران سفره ای (ماموریت خارج از کشور و درآمد دلاری منظور است) پهن بود و تقریبا همه از آن بقدر توانایی منتفع می شدند. یک گروه نسبتا با سواد و متعهد که در سال 56 استخدام شده بودند و از بد حادثه مواجه با وقوع انقلاب اسلامی و تصفیه نیروهای وزرات خارجه از پرستل قدیمی شدند توسط مقامات آن زمان در وزارت خارجه نگه داری شدند ولی تا پایان خدمت 30 ساله شان از حقوق و امتیازات فراوانی (بدلیل عدم اعتماد به این گروه) محروم شدند.
با تاسیس دانشکده روابط بین الملل در اوایل دهه شصت تا حدودی روحیه عمل گرایی و علمی به بدنه کارشناسی دمیده شد ولی گذر زمان ثابت کرد که روحیه ناشایست تملق و اطاعت بدون قید از دستورات و تصمیمات سازمانی (از بالا) این دسته از همکاران را به نحو فجیعی سقوط شخصیتی داد.
داستان مدیران (روسای ادارات و مدیران کل و سفرا و کارداران) شنیدنی تر است. از زمان دوم خرداد سال 76 به اینطرف یک انقلاب در انتصابات در همه ارکان مملکت صورت گرفت ولی در وزارت خارجه فقط یک گروه معدود از دسته اصلاح طلبان به جرگه مدیران راه یافتند و الی آخر زمان ترکیب مدیران در وزارت خارجه بدون تغییر بوده و حتی برخی مدیران پس از عبور از 35 سال خدمت و بازنشستگی به دلایل و بهانه های فراوان به سمت های مهم و یا بخش های درآمد زا (مانند تشکیل و اعزام گروههای تجاری به بهانه توسعه صادرات به کشورهای گوناگون) منتقل میشوند.
در دوران وزارت خرازی بحث شایسته سالاری مطرح شد که البته گذر زمان ثابت کرد این ترفندی برای تثبیت موقعیت گروه مدیران و دادن امتیاز به آنان برای از بین بردن حقوق برخی کرمندان بدنه این وزارت خانه بوده است. در دوران دولت های نهم و دهم البته همه قواعد گذشته زیرپا گذاشته شد و بی محابا کارمندان بدنه این وزارت خانه به حداقل انتفاع رضایت دادند و از تصمیم های سرنوشت ساز و عقلایی و بحث های کارشناسی در میان کارشناسان سیاسی دیگر خبری نیست.
گفته می شود که تعداد مراجعات کارمندان وزارت امور خارجه به دیوان عدالت اداری 5 برابر سایر دستگاههای دولتی است و این نشان از عمق تسلط مدیران بر حقوق کارمندان بدنه و تضییع حقوق در این وزارت خانه است.
استیلای بی چون و چرای مدیرکل حراست وزارت خارجه بر شونات خانوادگی سیاسی حیثیتی و حقوق اداری کارمندان بدنه این وزارت خانه شنیدنی تر است. این فرد به قدری با رعب و زورگویی بر ابواب گوناگون اداری و شونات انسانی کارمندان مظلوم تسلط دارد که صراحتا در جواب هر واسطه و یا میانجی برای رفع مشکل همکاران یا رفع موانع اعزام به ماموریت برخی کارمندان این کارمندان گرفتار را متهم به برچسب هایی مانند جاسوسی و یا ضدیت با رهبری و یا عدم اعتقاد انقلابی می کند و یا با بهانه هایی مانند اینکه وزارت اطلاعات به استعلام ها جواب نداده است یا نعوذ بالله حتی گفته است که به آخرت اقدامات و کارهای من کاری نداشته باشید مواجه می شوند.
البته اگر نگاهی به تارنمای داخلی (سایت داخلی) وزارت خارجه بیندازید و در بخش سوال و جواب همکاران با معاونت اداری و مالی این وزارت خانه به مواردی مانند ذلت و خواری کارمندان و استدعای عاجزانه این مخلوقات از یک مخلوق دیگر برای رفع مشکلات متعارف مواجه خواهید شد.
بهر حال برون داد این وزارت خانه لاجرم باید منطبق بر معادلات و قواعد حاکم بر این سازمان باشد بنابراین امیدواریم که یک نفری در یک جای ارشد در این مملکت یک گروه حقیقت یاب برای یافتن راه حل برای حل و فصل معضلات این وزارت خانه تشکیل دهد تا انشالله این وزارت خانه بتواند با استفاده از نیروهای کارامد و خوب در خدمت منافع ملی کشور عزیزمان ایران قرار گیرد.

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۷ ۱۲:۱۳

در مورد مدير كل حراست بي انصافي كرديد. بنده همين اواخر در موضوعي با ايشان آشنا شدم و ايشان با اخلاق اسلامي و انساني با بنده رفتار نمودند.

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۷ ۰۸:۳۰

اين همه نقطه نظرات ارائه شد هيچكدام اسم و رسم درست و حسابي نداشت تقريبا همه اش ناشناس بود اين رو ميگن آزادي بيان!!! يكي هم خودم

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۷ ۰۷:۴۰

به نظر من مشكل وزارت خارجه يكي همين ديدگاه ماست وديگري عدم استقلال وبازيچه دست ديگران شدن مثل همون چيزي كه تو وزارتخانه هاي ديگه هم در جريانه همه وزارت خانه ها رو يكي اداره ميكنه اين ميشه كه اوضاع از دست اون يه نفر خارج ميشه و اون وقت همه رو ميارند براي توجيه عملكرد بدشون كه مثلا ما تحت تحريم هستيم يا در داخل خرابكاري ميكنند ونميگذارند كارمون رو انجام بديم تاوقتي يهنفر هم رياست ميكنه هم مديريت آش همينه وكاسه همين مابايد بين رياست ومديريت تفكيك قائل بشيم .

محسن with love۱۳۹۱/۰۵/۱۷ ۰۶:۲۵

خیلی از وزرا در عمل هیچ کاره اند! و وزارت خانه شان هم فقط نمایشی و تشریفاتی.

ایرانی۱۳۹۱/۰۵/۱۷ ۰۵:۱۷

" ما عموما از خارج از کشور و از داشتن ارتباط با آن می‌ترسیم." لطفا ترس خود و مسئولین مملکت را به پای مردم ننویسید! اتفاقا برداشت عمومی درست برعکس ادعای شماست!! و همیشه این دولتمردان و سیاسیون بویژه اونایی که سر کار هستن از این ارتباط خوف دارند!!

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۷ ۰۲:۵۴

سلام
اون اقای ناشناس کارمند سفارت مطالب جالبی نوشته بود و خیلی خوشم اومد وتاییدش می کنم
من خودم همشهری منوچهر متکی هستم
در بندر گز (گز)
برادر زاده اش که دو دور نماینده تقلبی شد
وبه نیروهای سیاسی اش قول همکاری در وزارت امور خارجه یا در سفارتهای مختلف میداد. به یکی از معلمهای کردکوی قول سفارت کره جنوبی داد وبعداز پیروزی جواد نظری مهر دعواشون شد و نگذاشت
تازه سال اینده سودای ریاست جمهوری در سر دارد که خدا میداند اگر رییس جمهور شود معلوم نیست چه بلایی به سر مملکت می اید

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۷ ۰۲:۱۶

بطور کلی وزارت خارجه وزارت خانه درست و حسابی نبوده و نیست. یک استراتژی پایدار بهمراه مدیریت صحیح هیچ وقت حاکم نبوده و در اغلب مواقع در سیاست خارجی نه تنها خودش طراح اصلی در چگونگی ایجاد روابط در سطوح جهانی نیست بلکه یک دنباله رو ضعیف بشمار می ره. در سطوح کارشناسی افراد لایق کم نداره اما آنها هم یا دچار سرخوردگی هستند و یا دیگه دلسوزی و کار برای مملکت براشون مفهوم چندانی نداره چون کار کردن و نکردن در این وزارت خانه یکی است و چه بسا در موارد خیلی زیادی کار کردن دردسر آفرین میشه. در چنین شرایطی افراد بیش از اینکه خودشنو تو کار نشون بدن میرن بدنبال پارتی تراشیدن برای بدست آوردن پست های بهتر و بالاتر. متاسفانه غالب مدیران هم به یک چنین کسانی بمراتب بیشتر روی خوش نشون میدن تا فردی که ذاتا آدم لایقی باشه اما اهل زد و بند نباشه.ضمنا در این وزارت خانه اگر بین دو نفر اختلاف باشه که یکی مدیر و یا سفیر باشه و دیگری کارمند چنانچه کار به جای باریک بکشه حتی اگه مدیر یک آدم خلافکار و حقه بازی هم باشه نهایتا سر کارمند زیر آب میره و حق رو به سفیر یا مدیر میدن. این گونه حمایت های مدیران از همدیگه حالت زنجیره ای داره و باعث شده خیلی از کارشناسا ن به خیلی از مسائل بی تفاوت بشن و برن دنبال پول جمع کردن برای زندگی خودشون و زن و بچشون و کاری به کار خیلی چیزا نداشته باشن. بنابراین کارشناس دلشو به چی خوش کنه؟ با کدوم انگیزه از منافع مملکت دفاع کنه؟

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۷ ۰۰:۱۰

وای خدای من! چه خبره اینحا!!!!!!!!!!!

پیمان۱۳۹۱/۰۵/۱۶ ۲۳:۱۷

مرگ بر کل جهان بجز دو سه کشور

ایراندوست۱۳۹۱/۰۵/۱۶ ۲۰:۵۰

با سلام و تشکر از یاست تابناک که به یکی از مهم ترین موضوعات سیاست خارجی اشاره کرده است. لازم است نکته ای اصولی خدمت همه دوستان یادآوری شود که انشاالله با وجدان و انصاف بعنوان یک انسان بیطرف و عقلگرا در این مورد قضاوت کنید. وقتی که مطابق دستورالعمل نهادهای نظارتی بروزارت خارجه به فاکتورهایی مانند حضور کارشناسان سیاسی در نمازجماعت و ظاهر انقلابی و تندرو و روابط شخصی با روسا بیشتر از کارآیی و تخصص و زبان دانی اهمیت می دهند و تعداد زیادی از انتصابات را بر اساس این معیارها صورت می دهند طبیعتا افراد شایسته که در وزارت خارجه بسیار زیاد هم هستند زیر دست افراد کمتر شایسته و یا اصولا نالایق قرار می گیرند و لذا به جای فکر کردن به دفاع از منافع ملی به فکر چاپلوسی و حفظ میز و پست خود هستند و نهایت می شود همین که می بینید. در عین حال باید اذعان کرد که یکی از بهترین و قوی ترین وزارتخانه های کشورمان از نظر تعداد زیاد کارشناسان متخصص و متعهد وکاردان و باتجربه همین وزارت خارجه است که اتفاقا این نیروها را خود وزارتخارجه با برنامه ریزی بلند مدت سه دهه ای و با دوراندیشی تربیت کرده است و عموما مسلط به چند زبان هستند اما متاسفانه به دلیل اعمال نفوذهای خارج از وزارت خارجه و معیارهای نادرست انتصاب مدیران، در بسیاری از موراد افراد کمتر شایسته را به پست های مدیریتی گمارده اند. بخشی از راه حل آنست که وزارت خارجه بر اساس مقررات اساسنامه وزارتخانه و بدون اعمال نفوذهای خارج از وزارت خارجه اداره شود. و کارمندان دیپلمه و کم توان را بعنوان مسئولان کارگزینی و اداره ارزشیابی و مسئول تقسیم و تخصیص نیروی انسانی در این وزارتخانه مهم نکنند.
انشاالله که سایت تابناک هم وجود انعکاس این گونه واقعیات را داشته باشد و بخاطر منافع ملی همه شهروندان ایرانی ملاحظه کاری نکند.

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۶ ۲۱:۵۹

بی انصاف کدام یک از مسئولین ارزشیابی و کارگزین و طرح و برنامه دیپلمه و کم سواد هستند!!وقتی میخواهی حرفی بزنی خدا را شاهد بگیر و اینقدر بی باکانه دروغ نگو
در این ادارات افرادی با مدارک فوق لیسانس و دکتری حضور دارند اگر باور نداری برو مدرک روسای کارگزینی و ارزشیابی و معاونانشان را ببین
بعد هم صحبت سر ادارات پشتیبانی نیست مشکل ما مربوط به ادارات سیاسی است با اون تحلیلهاتون!!!!!!

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۶ ۱۹:۳۹

چند ساله کم و بیش دارم اخبار را از سایت شما می خوانم اگر یک تحلیل خیلی قوی از از مسایل خارجی کرده باشید همین بود که مطالعه کردم .کاملا واقع بینانه بود

حمید۱۳۹۱/۰۵/۱۶ ۱۸:۴۹

به نظر من متن خوبی بود ما ایرانیها کلا چشم نداریم همو ببینیم خیلیها حتی نمیدونن منافع ملی یعنی چی اونوقت میشن وزیر و غیره کلا همه چیز ما چپست مثلا همه کارهایی که تو دنیا همه یواش انجام میدن ما با دادوبیداد انجام میدیم مثل انرژی هسته ای یا یه موشک درست میکنیم رو میکنیم تا زود بدلشو بسازن از این کارا زیاده تو این مملکت ولی تو این شرایط بهتره با سیاست بتونیم حقمونو بگیریم نه با جنگ

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۶ ۱۶:۴۴

این حقیر هم از کارمندان آن وزارت فخیمه هستم
خدمت شما عرض کنم میزان مدیران نالایق الی ماشاالله
میزان قوم و خویش بازی مدیران الی ماشاالله
میزان کم کاریها الی ماشاالله
میزان کارمندان ناراضی الی ماشاالله
میزان زد و بندها و منفعت جوییهای مدیران الی ماشاالله
من فکر کنم وزارت امور خارجه به لحاظ فقر افراد متخصص و مدیران لایق واقعا در فاجعه قرار گرفته است به داد این وزارت خانه باید رسید.
کارمندان این وزارت خانه از کمترین تاکید میکنم از کمترین میزان حقوق و مزایای دیپلماتهای دنیا برخوردارند و در ماموریتها سر چندرغاز دلار و یورو باید خون دل بخورند و در داخل کشور هم به سبب مستولی شدن مدیران نالایق خون دل میخورند
یک چیز جالب به شما بگویم وزارت خارجه قرار بوده اساسنامه اش که از زمان شاه به یادگار مانده را اصلاح کند به خدا قسم هنوز مدیر و وزیر کاردان و شایسته ای نیامده این مهم را عملی کند و هنوز اصلاح اساسنامه که منطبق با قوانین روز نیست روی زمین مانده است .
مدیران از این آب گل آود خوب ماهی میگیرند و قوانین را مثل آب خوردن مثل هلو دور میزنند و چقدر کارهای خلاف که مرتکب نشده اند
بروید پرونده ها رو بخوانید موجود است خودتان می بینید تنها چیزی که پشیزی اهمیت ندارد قانون و مقررات است مدیران به طور مرتب فشار میآورند و آنهایی که باید ایستادگی کنند شکسته میشوند دلیلش اظهر من الشمس است فردایی می آید که خودشان میخواهند سفیر شوند و بروند و ممکن است این ایستادگی برای پست و مقام آینده آنها گران تمام شود لذا سکوت میکنند . در عوض یک کارمند دون پایه را چنان به چارمیخ قانون میکشند که تاکنون کسی ندید ه و نشنیده است .
سفرایی را سراغ دارم که با زور و تحکم و اعمال نفوذ و وصل بودن به فلان و بهمان مر قانون را لگد مال کرده اند به خدا عین واقعیت میگویم
من نمی دانم فساد چه رنگی هست سرخ است زرد است سفید است ؟!!! آیا این اهمال کاریها و ندانم کاریها و پشت سر هم اندازیها فساد نیست !!!
آقای متکی که شما وزیر امور خارجه بودید کیلو کیلو آدم وارد این وزارت خانه کردید ماموریت دادید و انتقال دادید خیال میکنید نمی دانیم باند هند را اوردید و یک نفرشان که سواد ماست خوردن نداشت ابتدا معاون وزارت و سپس سفارت دادید اینها نزد خدا جواب دارد آقای متکی خوب شد که رفتی خوب شد . آقای متکی خانمت را اوردی کردی مدیرکل و مشاور واقعا افراد لایق کم بودند؟!!! خانم شما دکتر داروساز بود و اصلا تجربه کار سیاسی نداشت بروید اقدامات زمان ایشان را بخوانید محض خندیدن بد نیست .
پشت هم اندازیهای شما تمامی ندارد الهی عمر این دولت هرچه سریعتر تمام شود و برود و کار مملکت داری به سامان آید و افراد لایق بر مسند بنشینند و شماها را محاکمه و مواخذه کنند تا بعدا کسی به خود جرات این گونه کارها را ندهد .

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۶:۳۶

پر از تهمت و افترای نابجا به خصوص در باره جناب آقای متکی بود

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۷ ۱۱:۵۸

چقدر زیبا نوشتی برادر بزرگوار ! خدایا خودت از پس پرده خبر داری به حق عدالت علی تمام خائنین به این این مرزوبوم رو تو این دنیا رسوا بگردان

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۶ ۱۶:۴۳

تابي واقعا معركه گفتي دمت گرم

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۶ ۱۶:۳۸

برای دیپلمات وزارت خارجه آنقدر محدودیت گذاشته اند که برای حفظ آبرو و حیثیت کاری خود جرأت ندارد در خارج از کشور فعالیت کند. ناچار به همان کارهای کلیشه ای بیخطر می پردازد.

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۶ ۱۶:۱۴

baraye avalin bar az tahlil va magalaton seaghat vaensaf mashhod bood kash be gooshe masolan ham beese yani bekhonad vaghodrat edrak va tahlile dorost dashte bashan

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۶ ۱۶:۰۸

به نظرم این نوع مطالب نباید در سایت اورده شود چرا که دوستی خاله خرسه است و لذا باید به اطلاع مقامات رسمی و تاثیرگذار رسانده شود زیرا که اگر این روند اینجوری ادامه یابد ابرویی از مسایل داخلی کشور باقی نخواهد ماند اگر چه این نوع انتقادات واقعا واقعی و صحیح می باشند. به هر حال کاری نکنیم با دستان خودمان تیشه به ریشه بزنیم اگر دلمان برای منافع ملی کشورمان می سوزد . من واقعا از چنین حرکت تابناک متاثر شدم . حال که تابناک چنین اقتداری در کشور در طرح مشکلات کلیدی مملکت را دارد چرا ان را بصورت گزارشی مستدل و مستند برای مقامات بالای کشور ارسال نمی نماید ؟ امیدوارم چنین برداشتی را از دلسوزی مملکت داری تلقی فرمایید و نه یک صرفا حرفی و گفته ای شخصی .

ali۱۳۹۱/۰۵/۱۶ ۲۱:۳۵

شما به سایت های یاهو و غیره مراجعه کنید و اگر سواد انگلیسی دارید نظرها را بخوانید. اصلا جای تعارف وجود ندارد و حتی کوچکترین اخبار را رصد می کنند.

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۶ ۱۶:۰۳

ما یک کسی مثل سعید لو و یا علی آبادی را برای وزارت خارجه نیاز داریم. تا آن معماران کبیر وزارت خانه را عین استادیوم ورزشی بازسازی کنند.

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۶ ۱۵:۵۶

یکی دیگر از مشکلات که ریشه اش در مقاله و کامنتها آمده این است که ما به همین که خودمان استخدام می کنیم اعتماد نداریم و اونارو دست بسته و کت بسته می فرستیم که از منافع ملی دفاع کنن. نه جرات اجرای خلاقیت، نه تبادل نظر با شرایط مرسوم و معمول در عالم دیپلماتیک را دارد. مگر آنهایی که پشتشان قرص باشد. به هر حال دیپلمات علاوه بر اینکه یک امر کاملا حرفه است نیازمند حمایت و اعطای اختیار و ... نیز میباشد. بگذریم که همه چیز در مقاله به مقال آمد آنچه که به جایی نرسد...

soheil۱۳۹۱/۰۵/۱۶ ۱۵:۵۰

ممنون تابناک عزیز . حرف دلمان را زدی . ۲۲ سال است در دانمارک زندگی میکنم ۳ هفته پیش که از ایران (تهران)پس از یک مسافرت ۴ هفنه ای  برگشتم همکار دانمارکی ام از من سوالاتی از وضعیت تهران پرسید از جمله وجود سیستم فاضلاب شهری در تهران …واقعا دردناک است. ایران عزیز به خدمتکارانی  دلسوزتر احتیاج دارد. ایرانی از کپنهاگ

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۶ ۱۵:۴۸

من در چین هستم که 5 برابر ایران وسعت دارد. سفارت فکر میکند که اینجا هم هلند است که کل کشور را در نیم ساعت طی کرد از ما انتظار دارد برای هر کاری از این گوشه چین حضوری برویم آن گوشه چین که سفارت یا کنسولگری است تا کارمان را انجام دهند. یعنی همه باید حضوری به محضر آقایان برسند تا کارشان انجام شود

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۶ ۱۵:۲۸

اولین باره که به روشنی مطلب رو میگذارین واقعا همه چیز شده آشنا بازی و اقا سعید درست گفته که با وزارت دفاع ادغام شه به جای اینکه دنبال روی علم و دانش و بشر دوستی و خدا پرستی بریم مرتب میگیم همه دشمنند همه بدند مسلما جواب های هوی هست لطفا مدیر خوب وقوی انتخاب کنید نه آشنای خوب و قوی و خدمت آن دوست عزیز بگویم در رابطه با این آیه که خداوند می فرماید اى اهل ايمان يهود و نصارى را كه دشمن اسلامند بدوستى مگيريد آنان بعضى دوست دار بعضى ديگرند و هر كه از شما مومنان با آنها دوستى كند در كفر و ستمگرى بحقيقت از آنها خواهد بود و همانا خدا ستمكاران را هدايت نخواهد نمود - 51 مائده آیا ابولهب یهود بود یا نصارا اعراب جاهلیت یهود بودند یا نصارا باید به این آیه هم توجه داشت که میفرماید و امروهم شورا بینهم و سخن حضرت علی نسبت برادرش مسلم در مورد گرفتن سهمیه بیشتر از بیت المال >آیا هم اکنون این گونه است !پیامبر مشرکان اسیر را به پاس آموزش به مسلمانان آزاد می کرد ولی ما در شرایط کنونی مغزهای مان را به راحتی در اختیار دشمنانمان می دهیم چرا؟! همه ما که نظرمان را بیان میکنیم به خاطر پیشرفت کشور و برقراری عدل و انصاف می باشد

سعید۱۳۹۱/۰۵/۱۶ ۱۵:۲۵

برای اولین بار یک تحلیل درستو حسابی خودیم البته اگه برای تخریب رقیب نباشه

رضا رحیمی۱۳۹۱/۰۵/۱۶ ۱۵:۱۴

ارزیابی درستی است . وزارت امور خارجه از ابتدای دولت نهم عملا تعطیل شد . آن موقع که دولت بخش اقتصادی را جداکرد . بخش کنسولی را به زیر مجموعه امور ایرانیان کشاند و برای بخش سیاسی نیز تصمیم گرفت نماینده ویژه بفرستد . درست است که در عمل این تصمیم با برخوردسایر دستگاهها عملیاتی نشد ولی تاثیرات و بازخورد نهاد ریاست جمهوری سبب کندی امور گردید. وزارت امور خارجه یک دستگاه کاملا تخصصی است . پرسنل این وزارتخانه باید مسلط به علوم سیاسی ، کارآمد ، با فن بیان و ضریب هوش بالا و همچنین فردی با انگیزه برای دفاع از منافع کشورش در پشت میزهای مذاکره ای باشد که گاهی در فضای ملاقات و مذاکره به جز دو نفر شخص دیگری حضور ندارد . غالبا سفرا و کارشناسان به تنهایی مذاکرات را به انجام میرسانند لذا انگیزه های قوی عرفی و منطقی با در علیترین درجات باشد . افرادی که عاشق کشورشان باشند و با تسلط بر علم و کلام بتوانند گفتگو را جایگزین سلاح کنند و فرهنگ عالی ایرانی را به نمایش گذاشته و دایره ارتباطات را گسترش دهند . برای رسیدن به این مهم یک سفیر یا یک کارشناس باید بیش از یک دهه پیرامون یک کشور و یا یک منطقه خاص جغرافیایی تحقیق و مطالعه داشته و با اشراف بر موضوع پیرامون مسائل منطقه ای و جهانی نظر بدهد و به ابراز عقیده بپردازد .... اما ...
متاسفانه باسفیرانی که حتی ساختمان های وزارت خارجه را ندیده اند و با کارشناسانی که حقوقشان از حقوق شرکت آب و فاضلاب هم کمتر است و با مدیرانی که تامین معاش خودشان بر منافع کشور ارجحیت دارد چگونه میتوان به این مهم دست یافت .
مهمترین رکن وزارت امور خارجه معاونت اداری و مالی است که وظیفه سنگین تخصیص و اعزام نیرو برای سفارتخانه ها را بر عهده دارد و به همین دلیل معاون اداری مالی باید آزموده ، کاردان و مسلط بر نمایندگیها و نیروهای داخلی برای اعزام بوده و دچار تصمیمات و تغییرات لحظه ای نیز نشود . اما از ابتدای دولت نهم آقایان نبی زاده - سخایی - فرحی و کمالوندی در اوج سرعت تعویض قرار داشته و بیشترین دغدغه آنان رتق و فتق امور دوستانه و مسائل سطحی بوده است .... وزیر سابق به جای کارشناسان حرفه ای از دانش آموختگان هم دوره ای خودش در هند استفاده می کرد و وزیر کنونی نیز بیش از حد ساده و صادق است و زیرکی لازم برای این وزارت را نداشته و به قول خودش فردی دانشگاهی است و اصلا متعلق به این وزارت نبوده و از سر تکلیف امور را مدیریت میکند ... با چنین اوضاعی نباید انتظار زیادی داشت ...

کامبیز۱۳۹۱/۰۵/۱۷ ۰۲:۵۲

سلام آقا رضا
از معدود کامنت هایی بود که از سر درد و آگاهی کامل نسبت به اوضاع نوشته شده بود. دست مریزاد

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۶ ۱۵:۰۲

بدتر این که هر قبیله‌ای مایل به روابط با کشورهایی خاص و خراب کردن دیگر روابط هم شده است. یکی غرب ستیز است و یکی شرق ستیز و یکی عرب ستیز؛ بیچاره منافع ملی!!!!!!!!!

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۶ ۱۴:۴۷

مشرق زمین جایی است که اگر به منافع خود بیندیشی منافع کشورت را زیر پا می گذاری ....مشکل همینه.

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۶ ۱۴:۴۲

دلت از وزارت خارجه پره، چکار به جوانان انقلابی داری؟
داغ کردی ؟؟؟

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۶ ۱۴:۳۷

کم کم داریم مثل کره شمالی میشیم (اوج پیشرفت) چون اونها هم مثل دولت مردهای ما همه خارجیها را اخ میبینند

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۶ ۱۴:۲۳

وا ؟ مگه الان بازه ؟؟؟

یاس۱۳۹۱/۰۵/۱۶ ۱۴:۱۸

سلام
لطفاواقعبینانه به موضوع نگاه کنید
1-اگرشماکارمندوزارت خازجه بودیدچیکارمیکردیدوچه راهکارعملی ارائه میدادید؟
2-چندنفرازشماعزیزانی که اینجا کامنت گذاشتیدمسلط به فقط یک زبان خارجی هستید؟
3-اون عزیزانی که اینجایک زبان خارجی مسلط هستن اخبارمربوط به ایران را دررسانه های مربوط به آن زبان پیگیری میکنند؟
4-وزارت خارجه مرجع تعیین قیمت اجناس.حل وفصل دعواهای مغرضانه عده ای نسبت به مردمی که باجان فشانی ازمرزو بوم وناموس خوددفاع کردند نیست.
5-پیام انقلاب ایران متفاوت ازبقیه انقلابهاست واین تفاوت کاراین وزارت خانه را سختترمیکند.
6-عزیزان لطفا به دورازسطحی نگری مطالعات تئوریک.عمومی ورسانه ای خودرابالاببرند.
ازهمه شما عزیزان متشکرم

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۶ ۱۴:۰۹

احسنت. لذت بردم.
فقط تابی جون مواظب خودت باش . از ما گفتن بود...

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۶ ۱۴:۰۴

این وزارت خونه که مدت هاست خوابه!!!!!!!

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۶ ۱۴:۰۲

تابناک این جراتو ریسس جمهور بهت دادا وگرنه ادمش نبودی از این تحلیلها بزاری .......ولی بازم خدا پدر مادرتو بیا مرزه

ناسناس۱۳۹۱/۰۵/۱۶ ۱۳:۵۸

آخه وقتی این تفکر حاکمه ما چه خاکی بر سر بگیریم:
!(( حرکت و اقدام همین جوانان به اصطلاح سوپر انقلابی می ارزد به تمام نق زدن های دخل و خارج نشینان که فقط می نالند به وضع موجود. همین تسخیر لانه روباه پیر بر تمام سیاست خارجه ایران در رابطه با انگلیس منحوس می ارزید.)).چقدر افراطی هستیم ما.آقا مهدی برو ببین همین سوپر انقلابی ها الان اکثرآ توی زندانن...همون کسانی که لانه ی نمیدونم جاسوسی را بر خلاف عرف بین المللی و عقلی تسخیر کردن الان همین تندرو های اصلاح طلب هستن

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.