پیامبران الهی مشمول حقوق بشر غربیها نیستند!
بیژن کیانی

این روزها جهان اسلام از اهانتی که به ساحت مقدس پیامبر اکرم (ص) شده، ملتهب است؛ اهانتی که از سوی ناپاکترین انسانها به پیامبر مهربانی و اسوه پاکی روا داشته شده، چیزی نیست که به فراموشی سپرده شود. بیگمان، این اقدام صهیونیستیـ آمریکایی نه از سر غفلت بلکه با برنامهریزی و محاسبه انجام گرفته است. هر جا کاری علیه اسلام و مسلمانان انجام میگیرد، باید ردپای صهیونیسم جهانی را در آن جستجو کرد و این یعنی یهودیت صهیونیست و مسیحیت صهیونیست در این جهت همسو و همفکر هستند.
نکتهای که باید به آن توجه کرد، این است که اهانت به پیامبر اسلام از ناحیه دشمنان خداوند محدود به آن حضرت نمیشود. نگاهی گذرا به رفتار یهودیان در قبال پیامبران الهی در تاریخ این حقیقت را روشن میکند که در آموزههای یهودیت انحرافی این یک سنت دیرینه است. قوم بنی اسرائیل نزدیک به پانصد سال انتظار منجی موعود را میکشید؛ انتظاری که نسلهای پیاپی را در برگرفت و در خلال آن رنجهای بسیاری کشیدند و صدمات جبران ناشدنی متحمل شدند.
در این مدت به روایت قرآن کریم، فرعون پسران این قوم را میکشت و زنانشان را برای بردگی زنده نگه میداشت و هیچ حقوقی نداشتند. سرانجام وقتی وعده خداوند محقق شد و حضرت موسی یعنی همان منجی موعود ظهور کرد، در راه هدایت این قوم سختیهای بیشماری را متحمل شد.
هنگامی که فرمان خروج از مصر از جانب خداوند به موسی (ع) ابلاغ شد و به مانعی چون رود نیل رسیدند و سپاهیان فرعون را در پشت سر خود دیدند، بدون اندک تأمل، زبان به شماتت حضرت موسی گشودند و از اینکه آنها را در این مخمصه انداخته، او را شرزنش کردند.
حضرت موسی با تحمل کژرفتاری و جهالت قوم خود، آنان را با قدرت اعجاز از نیل خروشان گذراند و قوم یهود به چشم خود دیدند که چگونه سپاهیان پرشمار فرعون و شخص فرعون در امواج نیل غرق و از صفحهٔ روزگار محو شدند. همین قوم که این معجزهٔ بزرگ را به چشم خود دیده بودند، هنوز گل کف رودخانه نیل ـ که از آن گذشته بودند ـ خشک نشده بود که وقتی به گروهی بت پرست رسیدند، از حضرت موسی (ع) خواستند بتی همانند بت آن قوم برای آنان فراهم سازد تا پرستش کنند. وقتی فرمان جهاد با قوم کافر ساکن یکی از سرزمینهای نزدیک مصر ابلاغ شد، جز شمار اندکی تمکین نکردند و بیشرمانه به پیامبر خدا گفتند: «تو و خدایت بروید و با کفار بجنگید و ما در همین جا به انتظار مینشینیم»؛ عبارت «تو و خدایت» یعنی اینکه با تمام معجزات الهی، به خدا ایمان نیاورده بودند و خدا را خدای موسی (ع) میدانستند. به دلیل این نافرمانی، خداوند مقرر داشت چهل سال در بیابانهای مصر سرگردان شوند، ولی غذایشان به تعبیر قرآن کریم، مرغ بریان و ترنگبین از جانب خدا آماده میشد.
قوم سرکش و عنود یهود پس از مدتی غذای آسمانی را رد کردند و در مقابل پیاز، خیار، سیر و عدس از موسی خواستند. وقتی برای ترک مخاصمهای فرمان رسید که باید گاوی قربانی کنند، موسی (ع) را تمسخر کردند و بهانههای گوناگون آوردند و با اکراه امر خدا را اجرا کردند. با غیبت چهل روزهٔ موسی و رفتن به میعادگاه طور، سامری از فرصت استفاده کرد و آیین گوساله پرستی را در میان آنان رواج داد و به نصایح هارون که جانشین پیامبر بود، توجهی نکردند.
بیشرمی یهود به جایی رسید که به موسی العیاذبالله تهمت زنا روا داشتند. پس از موسی (ع) نیز سرکشی و کژ رفتاری آنان ادامه پیدا کرد و دیگر پیامبران الهی را به سختی آزار دادند و بسیاری از آنان را کشتند. پس از تحمل یک دوره ضعف و از هم گسیختگی اجتماعی، وقتی ملتمسانه از پیامبر خود خواستند که برای آنان پادشاهی تعیین کند تا با کفار بجنگند، حضرت سموئیل به فرمان خداوند، طالوت را به پادشاهی بنی اسرائیل تعیین کرد.
قوم دوباره سر بر طغیان گذاشتند و زیر بار فرمان خدا و پیامبرش نرفتند و احتجاج کردند که طالوت فرد تنگدستی است و از مال دنیا بهرهای نبرده است. در ازای استدلال سفیهانه آنان، خداوند فرمود: طالوت از علم و قدرت جسمی برخوردار است و شایستهٔ پادشاهی است.
هنگامی که طالوت به جنگ جالوت بت پرست فرمان داد با وجود حرکت شمار انبوهی از بنی اسرائیل، شمار اندکی که از ایمان برخوردار بودند، آمادهٔ جنگ شدند و مقاومت کردند. در دورهٔ حضرت داود و حضرت سلیمان نیز عملکردشان همین گونه بود و این دو پیامبر، خدا را با همهٔ معجزات و کراماتشان نافرمانی کردند و سخت آزردند. حضرت زکریا و حضرت یحیی و پیامبران بعدی نیز از آزار و اذیت و تمسخر و انکار این قوم پیامبرکش در امان نماندند.
هنگامی که حضرت عیسی (ع) با آن همه معجزه ظهور کرد، از هیچ آزاری در حق وی دریغ نکردند و نه تنها به حضرت مریم بهتان زدند، بلکه خود حضرت مسیح (ع) را ساحر و منحرف و دیوانه خواندند. کژرفتاری و توهین و تحقیر و پیامبرکشی یهودیان کار را به جایی رساند که دچار عذاب خداوند شدند و بختالنصر ستمگر بر آنان تسلط پیدا کرد و یک دورهٔ طولانی آوارگی و عذاب و تحقیر را پشت سر گذاشتند. با ظهور پیامبر اسلام (ص) با وجود علم یهودیان به ظهور آن حضرت، بیشترین آزار و اذیت و انکار از ناحیهٔ آنان بر پیامبر (ص) روا داشته شد تا جایی که رسول اکرم (ص) فرمود: هیچ گروهی به اندازهٔ یهودیان من را اذیت نکرد.
با مهاجرت پیامبر (ص) به مدینه، وقتی حکوت اسلامی تشکیل شد، حقوق یهودیان مدینه را به رسمیت شناخت، ولی در مقابل آنان به دسیسهچینی و اخلال در جامعهٔ اسلامی پرداختند و سرانجام با دشمنان رسول خدا متحد شدند و کار را به جنگ کشاندند.
این اشارات گذرا به رفتار قوم یهود برای این بود که اثبات کنیم، سنت شیطانی، پیامبرآزاری و توهین و انکار در میان آنان ریشهٔ تاریخی دارد و محدود به زمان کنونی نیست و حتی پیامبران خود این قوم نیز از تعرض و دشمنی آنان در امان نبودهاند.
امروز نیز صهیونیستهای نژادپرست با تأسی به نیاکان سرکش و کینه توز خود، راه هتاکی و افترا به پیامبر عظیم الشان اسلام را در پیش گرفتند و در شرایطی که موجودیت جعلی آنان پس از آغاز بیداری اسلامی، بیش از پیش به سرنوشت محتوم خود ـ که زوال کامل است ـ نزدیک شدهاند، به گمان تلاش دارند با این گونه کارهای سفیهانه، حرکت بهمن وار تودههای مسلمان را در سراسر جهان به انحراف بکشانند و چند صباحی دیگر به زندگی ننگین خود ادامه دهند. هرچند هتک حرمت رسول معظم اسلام (ص) بسیار تلخ و حادثهای مصیبت بار برای جهان اسلام و همهٔ موحدان عالم است، ولی همین کار زشت و تلخ، نتایجی هم در پی داشت که در محاسبات شیاطین تل آویو و واشنگتن نیامده بود.
۱ ـ بر خلاف انتظار آنان، این حادثه حرکت بیداری اسلامی را پرشتابتر و آتش خشم آنان را شعلهورتر کرده است.
۲ـ برای همهٔ کسانی که در نیات و اهداف آمریکا و صهیونیستهای جنایتکار تردیدی داشتند، روشن شد که هیچ زمینهای برای مصالحه و اعتماد به آنان نیست و جهان اسلام برای کسب عزت و سربلندی خود باید متحد و یکپارچه شوند.
۳ـ جهان اسلام پی برد آنچه را امام راحل عظیم الشان (ره) و مقام معظم رهبری در خصوص آمریکا و عمق کینه توزی و خباثت آن علیه اسلام و مسلمانان فرمودند، حاکی از بینشی ژرف و اعتقادی راسخ است و این امر زمینه را برای اثرگذاری شعارهای انقلاب اسلامی در جامعه مسلمانان جهان نسبت به گذشته بیشتر فراهم میکند.
۴ ـ درخواست از مجامع بینالمللی برای جلوگیری از اهانت به پیامبران خدا در قالب تصویب یک اعلامیهٔ جهانی به یک مطالبهٔ عمومی تبدیل خواهد شد.
۵ ـ جهانیان به طور عام و مسلمانان به طور خاص، پی به عمق دروغهای غربیها و لفاظیهای فریبکارانه آنان بردهاند و بر همگان معلوم شد از دید طرفداران سینه چاک حقوق بشر، پیامبران الهی، یعنی همانها که سعادتمندی و انسانیت جوامع بشری در طول قرون و در حال حاضر و آینده مرهون اندیشه و جهاد و مستمر آنان بوده است، به اندازهٔ خانواده ملکه انگلستان از حقوق انسانی برخوردار نیستند. این امر نیز حقانیت مواضع جمهوری اسلامی در دروغ بودن ادعای غربیها در موضوع حقوق بشر را به اثبات رسانده است.
۶ ـ رژیم کودککش صهیونیستی، مدتها بود که با کوبیدن بر طبل جنگ و حمله نظامی به ایران مانور میداد. جسارت به ساحت پاک رسول خدا (ص) و آتش خشمی که در میان مسلمانان جهان برپا کرد، این رژیم جعلی را در لاک خود فرو خواهد برد. هرچند صهیونیستها اساسا در عمل جرأت حمله به ایران قدرتمند را نداشتند.
۷ ـ مدعیان رهبری معنوی جهان اسلام و خادمان دروغین شریفین بیش از پیش رسوا شدند، چرا که عرضه یک موضعگیری ظاهری را هم نداشتند.
نکتهای که باید به آن توجه کرد، این است که اهانت به پیامبر اسلام از ناحیه دشمنان خداوند محدود به آن حضرت نمیشود. نگاهی گذرا به رفتار یهودیان در قبال پیامبران الهی در تاریخ این حقیقت را روشن میکند که در آموزههای یهودیت انحرافی این یک سنت دیرینه است. قوم بنی اسرائیل نزدیک به پانصد سال انتظار منجی موعود را میکشید؛ انتظاری که نسلهای پیاپی را در برگرفت و در خلال آن رنجهای بسیاری کشیدند و صدمات جبران ناشدنی متحمل شدند.
در این مدت به روایت قرآن کریم، فرعون پسران این قوم را میکشت و زنانشان را برای بردگی زنده نگه میداشت و هیچ حقوقی نداشتند. سرانجام وقتی وعده خداوند محقق شد و حضرت موسی یعنی همان منجی موعود ظهور کرد، در راه هدایت این قوم سختیهای بیشماری را متحمل شد.
هنگامی که فرمان خروج از مصر از جانب خداوند به موسی (ع) ابلاغ شد و به مانعی چون رود نیل رسیدند و سپاهیان فرعون را در پشت سر خود دیدند، بدون اندک تأمل، زبان به شماتت حضرت موسی گشودند و از اینکه آنها را در این مخمصه انداخته، او را شرزنش کردند.
حضرت موسی با تحمل کژرفتاری و جهالت قوم خود، آنان را با قدرت اعجاز از نیل خروشان گذراند و قوم یهود به چشم خود دیدند که چگونه سپاهیان پرشمار فرعون و شخص فرعون در امواج نیل غرق و از صفحهٔ روزگار محو شدند. همین قوم که این معجزهٔ بزرگ را به چشم خود دیده بودند، هنوز گل کف رودخانه نیل ـ که از آن گذشته بودند ـ خشک نشده بود که وقتی به گروهی بت پرست رسیدند، از حضرت موسی (ع) خواستند بتی همانند بت آن قوم برای آنان فراهم سازد تا پرستش کنند. وقتی فرمان جهاد با قوم کافر ساکن یکی از سرزمینهای نزدیک مصر ابلاغ شد، جز شمار اندکی تمکین نکردند و بیشرمانه به پیامبر خدا گفتند: «تو و خدایت بروید و با کفار بجنگید و ما در همین جا به انتظار مینشینیم»؛ عبارت «تو و خدایت» یعنی اینکه با تمام معجزات الهی، به خدا ایمان نیاورده بودند و خدا را خدای موسی (ع) میدانستند. به دلیل این نافرمانی، خداوند مقرر داشت چهل سال در بیابانهای مصر سرگردان شوند، ولی غذایشان به تعبیر قرآن کریم، مرغ بریان و ترنگبین از جانب خدا آماده میشد.
قوم سرکش و عنود یهود پس از مدتی غذای آسمانی را رد کردند و در مقابل پیاز، خیار، سیر و عدس از موسی خواستند. وقتی برای ترک مخاصمهای فرمان رسید که باید گاوی قربانی کنند، موسی (ع) را تمسخر کردند و بهانههای گوناگون آوردند و با اکراه امر خدا را اجرا کردند. با غیبت چهل روزهٔ موسی و رفتن به میعادگاه طور، سامری از فرصت استفاده کرد و آیین گوساله پرستی را در میان آنان رواج داد و به نصایح هارون که جانشین پیامبر بود، توجهی نکردند.
بیشرمی یهود به جایی رسید که به موسی العیاذبالله تهمت زنا روا داشتند. پس از موسی (ع) نیز سرکشی و کژ رفتاری آنان ادامه پیدا کرد و دیگر پیامبران الهی را به سختی آزار دادند و بسیاری از آنان را کشتند. پس از تحمل یک دوره ضعف و از هم گسیختگی اجتماعی، وقتی ملتمسانه از پیامبر خود خواستند که برای آنان پادشاهی تعیین کند تا با کفار بجنگند، حضرت سموئیل به فرمان خداوند، طالوت را به پادشاهی بنی اسرائیل تعیین کرد.
قوم دوباره سر بر طغیان گذاشتند و زیر بار فرمان خدا و پیامبرش نرفتند و احتجاج کردند که طالوت فرد تنگدستی است و از مال دنیا بهرهای نبرده است. در ازای استدلال سفیهانه آنان، خداوند فرمود: طالوت از علم و قدرت جسمی برخوردار است و شایستهٔ پادشاهی است.
هنگامی که طالوت به جنگ جالوت بت پرست فرمان داد با وجود حرکت شمار انبوهی از بنی اسرائیل، شمار اندکی که از ایمان برخوردار بودند، آمادهٔ جنگ شدند و مقاومت کردند. در دورهٔ حضرت داود و حضرت سلیمان نیز عملکردشان همین گونه بود و این دو پیامبر، خدا را با همهٔ معجزات و کراماتشان نافرمانی کردند و سخت آزردند. حضرت زکریا و حضرت یحیی و پیامبران بعدی نیز از آزار و اذیت و تمسخر و انکار این قوم پیامبرکش در امان نماندند.
هنگامی که حضرت عیسی (ع) با آن همه معجزه ظهور کرد، از هیچ آزاری در حق وی دریغ نکردند و نه تنها به حضرت مریم بهتان زدند، بلکه خود حضرت مسیح (ع) را ساحر و منحرف و دیوانه خواندند. کژرفتاری و توهین و تحقیر و پیامبرکشی یهودیان کار را به جایی رساند که دچار عذاب خداوند شدند و بختالنصر ستمگر بر آنان تسلط پیدا کرد و یک دورهٔ طولانی آوارگی و عذاب و تحقیر را پشت سر گذاشتند. با ظهور پیامبر اسلام (ص) با وجود علم یهودیان به ظهور آن حضرت، بیشترین آزار و اذیت و انکار از ناحیهٔ آنان بر پیامبر (ص) روا داشته شد تا جایی که رسول اکرم (ص) فرمود: هیچ گروهی به اندازهٔ یهودیان من را اذیت نکرد.
با مهاجرت پیامبر (ص) به مدینه، وقتی حکوت اسلامی تشکیل شد، حقوق یهودیان مدینه را به رسمیت شناخت، ولی در مقابل آنان به دسیسهچینی و اخلال در جامعهٔ اسلامی پرداختند و سرانجام با دشمنان رسول خدا متحد شدند و کار را به جنگ کشاندند.
این اشارات گذرا به رفتار قوم یهود برای این بود که اثبات کنیم، سنت شیطانی، پیامبرآزاری و توهین و انکار در میان آنان ریشهٔ تاریخی دارد و محدود به زمان کنونی نیست و حتی پیامبران خود این قوم نیز از تعرض و دشمنی آنان در امان نبودهاند.
امروز نیز صهیونیستهای نژادپرست با تأسی به نیاکان سرکش و کینه توز خود، راه هتاکی و افترا به پیامبر عظیم الشان اسلام را در پیش گرفتند و در شرایطی که موجودیت جعلی آنان پس از آغاز بیداری اسلامی، بیش از پیش به سرنوشت محتوم خود ـ که زوال کامل است ـ نزدیک شدهاند، به گمان تلاش دارند با این گونه کارهای سفیهانه، حرکت بهمن وار تودههای مسلمان را در سراسر جهان به انحراف بکشانند و چند صباحی دیگر به زندگی ننگین خود ادامه دهند. هرچند هتک حرمت رسول معظم اسلام (ص) بسیار تلخ و حادثهای مصیبت بار برای جهان اسلام و همهٔ موحدان عالم است، ولی همین کار زشت و تلخ، نتایجی هم در پی داشت که در محاسبات شیاطین تل آویو و واشنگتن نیامده بود.
۱ ـ بر خلاف انتظار آنان، این حادثه حرکت بیداری اسلامی را پرشتابتر و آتش خشم آنان را شعلهورتر کرده است.
۲ـ برای همهٔ کسانی که در نیات و اهداف آمریکا و صهیونیستهای جنایتکار تردیدی داشتند، روشن شد که هیچ زمینهای برای مصالحه و اعتماد به آنان نیست و جهان اسلام برای کسب عزت و سربلندی خود باید متحد و یکپارچه شوند.
۳ـ جهان اسلام پی برد آنچه را امام راحل عظیم الشان (ره) و مقام معظم رهبری در خصوص آمریکا و عمق کینه توزی و خباثت آن علیه اسلام و مسلمانان فرمودند، حاکی از بینشی ژرف و اعتقادی راسخ است و این امر زمینه را برای اثرگذاری شعارهای انقلاب اسلامی در جامعه مسلمانان جهان نسبت به گذشته بیشتر فراهم میکند.
۴ ـ درخواست از مجامع بینالمللی برای جلوگیری از اهانت به پیامبران خدا در قالب تصویب یک اعلامیهٔ جهانی به یک مطالبهٔ عمومی تبدیل خواهد شد.
۵ ـ جهانیان به طور عام و مسلمانان به طور خاص، پی به عمق دروغهای غربیها و لفاظیهای فریبکارانه آنان بردهاند و بر همگان معلوم شد از دید طرفداران سینه چاک حقوق بشر، پیامبران الهی، یعنی همانها که سعادتمندی و انسانیت جوامع بشری در طول قرون و در حال حاضر و آینده مرهون اندیشه و جهاد و مستمر آنان بوده است، به اندازهٔ خانواده ملکه انگلستان از حقوق انسانی برخوردار نیستند. این امر نیز حقانیت مواضع جمهوری اسلامی در دروغ بودن ادعای غربیها در موضوع حقوق بشر را به اثبات رسانده است.
۶ ـ رژیم کودککش صهیونیستی، مدتها بود که با کوبیدن بر طبل جنگ و حمله نظامی به ایران مانور میداد. جسارت به ساحت پاک رسول خدا (ص) و آتش خشمی که در میان مسلمانان جهان برپا کرد، این رژیم جعلی را در لاک خود فرو خواهد برد. هرچند صهیونیستها اساسا در عمل جرأت حمله به ایران قدرتمند را نداشتند.
۷ ـ مدعیان رهبری معنوی جهان اسلام و خادمان دروغین شریفین بیش از پیش رسوا شدند، چرا که عرضه یک موضعگیری ظاهری را هم نداشتند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
ممنون:آقامصطفی خوب بودتجرد
به نام خدا
سنگ بد گوهر اگر کاسه ی زرین بشکست
قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود.
سلام
هر چند این اهانتها از ارزش پیامبر عظیم الشان ما نمی کاهد و بلکه به ارج و قرب او در دل عاشقانش می افزاید اما این اقدامات سخیفانه تنها نشان از زبونی و استیصال دشمنانی دارد که زمانی بر سر آن نازنین خاکستر و شکمبه می ریختند و بعدها پیروانش را در فلسطین قتل عام می کردند و امروز اینگونه سخیفانه بر ایشان توهین روا می دارند. هر چند نفس عمل مذموم و زدیلانه است اما اینها همه نشان از ناتوانی دشمنانی دارد که به برکت انقلاب اسلامی خواب خوش ندارند و هر روز در میان بلاد اسلامی بیشتر منفور و ملعون می شوند.
خداوند حافظ و نگهدار نگاهبانان دین و این مرز و بوم باشد.
پرسیدم از قلم، که کدامین کلام نغز بر صفحه ی حروف الفبا سرآمد است؟!/فورا به روی صفحه ی کاغذ دوید و گفت: بعد از خدا "محمد" و آل محمد است
خدا قوت حاجی مطلب کامل و آموزنده ای بود
سپاس
این نکته را نباید فراموش کرد که اساسا جریانی که به ساحت مقدس پیامبر اسلام هتک حرمت میکنند نه یهودی هستند و نه مسیحی بلکه الیت های قدرت و سرمایه داران جهان خواری هستند که از هر وسیله ای برای کسب سود بیشتر بهره برداری می کنند. ضمن آنکه در شرایط کنونی جریان توهین به ساحت پیامبر عظیم الشان یک جریان سیاسی است برای انحراف افکار عمومی جهت سرپوش نهادن از شکست های پی در پی استکبار جهانی به سرکردگی آمریکاو اسراییل در رابطه با نهضت بیداری اسلامی و خصوصا جریان به بن بست رسیدن آنان در قضیه سوریه.
درود بر خان هفت لنگ
اقا مصطفی گل کاشتی .تفسیر بسیار زیبایی بود.خداوند در قران فرموده است:بدترین دشمنان اهل ایمان یهودیان هستند
لعنت خدا بر حكومت بي آبروي آمريكاي جنايتكار و صهيونيستهاي غاصب و آدمكش ونابودي حاكمان بي لياقت و كثيف بعضي از كشورهاي اسلامي كه حتي جرأت محكوميت توهين به پيامبر بزرگ اسلام راه ندارند.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.