نگاه شما: نقدی بر سریال «دیوار»

نزدیک یک ماه است که شبکه یک سیما، هر شب جز پنجشنبهها و جمعهها، سریال پلیسی «دیوار» را به کارگردانی آقای سیروس مقدم پخش میکند و دیشب آخرین بخش این آن را به همراه دیگر بینندگان دیدیم.
در این سریال هرچند تلاش شده بود تا گوشههایی از زحمات پرسنل زحمتکش نیروی انتظامی را به تصویر بکشد، اما از دید اینجانب که تنها بینندهای همچون هزاران بیینده دیگر هستم، دارای نقاط ضعفی بود که مرا وادار به نوشتن کرد. منتقد حرفه ای نیستم ولی معلمی هستم که سالهاست با گروه بزرگی از جوانان سر و کار دارم که اتفاقاً بیشترین مخاطبان این گونه سریالها هم همین گروه سنی است.
![]()
در آغاز، سیر داستان جذاب بوده و مخاطب را به دنبال خود میکشد، ولی در کلانشهر بزرگی مثل تهران که طبیعتاً هم افراد ناهنجار و بزهکار کم نیستند، اتفاقی میافتد که خانواده یکی از پرسنل نیرو انتظامی را درگیر خود کرده است و این هم از باب تصادف چندان بعید به نظر نمی رسد.
زن یونس در شدیدترین فشارهای روانی است، زیرا از یک طرف برادرش به عنوان دزد و قاتل تحت تعقیب است و از سوی دیگر، شوهرش مأمور این پرونده است تا جمیل (برادر زنش) را برای بار دوم دستگیر کند. پسرش هم که خواستگار و عاشق و دلداده دختر برادرش جمیل (خورشید) است و باید این مسأله را هم به گونهای درست به سرانجام برساند.
اولاً در چند مورد جمیل رشته کلام را به دست میگیرد؛ یا با دخترش خورشید حرف میزند، یا با خواهر زاده اش امیر حسین که خواستگار خورشید است و یا با یونس که داماد جمیل و مأمور نیروی انتظامی است. در دیالوگهایی که از طرف جمیل اجرا میشود، انگار که کنفسیوس است که صحبت میکند، نه یک سارق مسلح. تازه دیالوگهای خسته کننده و طولانیاش هم خود جای تأمل دارد.
![]()
دوم آن که آنجایی که جمیل، خواهر زادهاش (امیر حسین) را گروگان گرفته و در یک اتوبان شلوغ در حال فرار از دست پلیس است، یکباره جمیل امیر حسین را که راننده است، مجبور میکند تا به لاین مقابل برود و با طرز وحشتناکی تصادف کند. در ادامه صحنه میبینیم که اتفاق در یک چهار راه خلوت رخ داده نه در وسط اتوبانی شلوغ.
سوم این که پس از تصادف، جمیل به آسانی نیرنگ میزند و پرسنل امداد را به گروگان میگیرد و به یک دامداری دور افتاده میبرد که بسیار سطحی و ضعیف مینماید.
چهارم؛ جمیلی که بسیار خطرناک و قدرتمند و با جرأت نشان داده شده است، در پایان سریال به شکل باور نکردنی ساده و آرام به دام میافتد؛ یعنی بر پشت بام یک ساختمان چند طبقه میرود؛ نه راه پس دارد و نه راه پیش.
جالبتر اینکه با آن پرونده سیاهش، گویا تحولی در او پدید آمده و بسیار ساده و آسان پشیمان شده و همین عذاب وجدان مانع میشود تا کاری کند و تنها راه باقی مانده را در خودکشی میبیند.
دیالوگ پایانی میان جمیل و یونس هم که طولانی و خسته کننده بود. جمیل باز هم مثل حکیمی فیلسوف مآبانه، در حالی که آویزان است، سخنرانی میکند و یونس در حالی که با یک دست او را نگه داشته بود، با او سخن میگفت.
![]()
فرستنده: لطیف امینی دبیر دروس عربی دبیرستان های گیلان غرب
در این سریال هرچند تلاش شده بود تا گوشههایی از زحمات پرسنل زحمتکش نیروی انتظامی را به تصویر بکشد، اما از دید اینجانب که تنها بینندهای همچون هزاران بیینده دیگر هستم، دارای نقاط ضعفی بود که مرا وادار به نوشتن کرد. منتقد حرفه ای نیستم ولی معلمی هستم که سالهاست با گروه بزرگی از جوانان سر و کار دارم که اتفاقاً بیشترین مخاطبان این گونه سریالها هم همین گروه سنی است.
زن یونس در شدیدترین فشارهای روانی است، زیرا از یک طرف برادرش به عنوان دزد و قاتل تحت تعقیب است و از سوی دیگر، شوهرش مأمور این پرونده است تا جمیل (برادر زنش) را برای بار دوم دستگیر کند. پسرش هم که خواستگار و عاشق و دلداده دختر برادرش جمیل (خورشید) است و باید این مسأله را هم به گونهای درست به سرانجام برساند.
اولاً در چند مورد جمیل رشته کلام را به دست میگیرد؛ یا با دخترش خورشید حرف میزند، یا با خواهر زاده اش امیر حسین که خواستگار خورشید است و یا با یونس که داماد جمیل و مأمور نیروی انتظامی است. در دیالوگهایی که از طرف جمیل اجرا میشود، انگار که کنفسیوس است که صحبت میکند، نه یک سارق مسلح. تازه دیالوگهای خسته کننده و طولانیاش هم خود جای تأمل دارد.
سوم این که پس از تصادف، جمیل به آسانی نیرنگ میزند و پرسنل امداد را به گروگان میگیرد و به یک دامداری دور افتاده میبرد که بسیار سطحی و ضعیف مینماید.
چهارم؛ جمیلی که بسیار خطرناک و قدرتمند و با جرأت نشان داده شده است، در پایان سریال به شکل باور نکردنی ساده و آرام به دام میافتد؛ یعنی بر پشت بام یک ساختمان چند طبقه میرود؛ نه راه پس دارد و نه راه پیش.
جالبتر اینکه با آن پرونده سیاهش، گویا تحولی در او پدید آمده و بسیار ساده و آسان پشیمان شده و همین عذاب وجدان مانع میشود تا کاری کند و تنها راه باقی مانده را در خودکشی میبیند.
دیالوگ پایانی میان جمیل و یونس هم که طولانی و خسته کننده بود. جمیل باز هم مثل حکیمی فیلسوف مآبانه، در حالی که آویزان است، سخنرانی میکند و یونس در حالی که با یک دست او را نگه داشته بود، با او سخن میگفت.
فرستنده: لطیف امینی دبیر دروس عربی دبیرستان های گیلان غرب
مخاطبان محترم می توانند مطالب دلخواه خود را در موضوعات مختلف، به آدرس negaheshoma@tabnak.ir ارسال نمایند.
مخاطبان محترم برای ارسال مطالب خود باید چند نکته را در نظر داشته باشند:
1. این قالب جدید برای ارائه و معرفی «نگاه بییندگان به تمام موضوعات» می باشد.
2.مطالب اختصاصی یا گردآوری شده می تواند در قالب: ایده ، فیلم، عکس، گزارش تحلیلی، گزارش خبری، کاریکاتور و... باشد.
3. مطالب ارسال شده حتی الامکان با ذکر نام و نام خانوادگی فرستنده باشد.
4. موارد ارسالی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین جاری نداشته باشد.
5. مطالب ارسالی به زبان و فونت فارسی باشد.
6.مطالب ارسال شده حتی الامکان حاوی اطلاعات دقیق باشد.
مشخصات فنی
1. از ارسال تصاویر در متن فایلهای word خودداری شود.
2. حجم فایل تصویری ارسالی (به صورت gif یا jpg) بیشتر از 5 مگابایت نباشد.
3. حداکثر حجم فایل صوتی یا ویدیو پنجاه مگابایت باشد. (نوع فایل: wmv, flv, wav, mp3, wma)
مخاطبان محترم برای ارسال مطالب خود باید چند نکته را در نظر داشته باشند:
1. این قالب جدید برای ارائه و معرفی «نگاه بییندگان به تمام موضوعات» می باشد.
2.مطالب اختصاصی یا گردآوری شده می تواند در قالب: ایده ، فیلم، عکس، گزارش تحلیلی، گزارش خبری، کاریکاتور و... باشد.
3. مطالب ارسال شده حتی الامکان با ذکر نام و نام خانوادگی فرستنده باشد.
4. موارد ارسالی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین جاری نداشته باشد.
5. مطالب ارسالی به زبان و فونت فارسی باشد.
6.مطالب ارسال شده حتی الامکان حاوی اطلاعات دقیق باشد.
مشخصات فنی
1. از ارسال تصاویر در متن فایلهای word خودداری شود.
2. حجم فایل تصویری ارسالی (به صورت gif یا jpg) بیشتر از 5 مگابایت نباشد.
3. حداکثر حجم فایل صوتی یا ویدیو پنجاه مگابایت باشد. (نوع فایل: wmv, flv, wav, mp3, wma)
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
برادر عزیز...
وقتی کسی می خواهد سریالی را ببیند ...آنهم یک سریال ایرانی را یکبار کافی است...
اما اگر می خواهد نقد بنویسد باید چند باری ببینی....شما حتی سریال را درست ندیده ای.....جمیل خواهرزاده را مجبور به ورود به لاین مقابل نمی کند بلکه می گوید جلوتر یه بریدگی است بپیچ براست اما خواهرزاده برای اینکه تسلیم نشود به لاین مقابل می رود....
ثانیا جمیل چون مهمترین چیز زندگی اش دخترش بوده وقتی فهمید قلبا حاضر نیست با او بیاید دیگر انگیزه ای برای فرار نداشت و لذا خودکشی کرد... با قسمت سوم کلام شما موافقم...
با سلام اول اینکه جمیل به امیر گفت به سمت راست بره که امیر مقابل رفت سریال ضعف داشت اما نه به پر رنگی که شما گفتین جمیل یه قاتل یا جانی حرفای نداشت با عاطفه بود و مقرور به خواهرش در ظاهر مگفت غریبه اما پشت درب گفت پیر شدی خواهر در کل چهارراه هم چون اتوبان محدودیت داشتن و ترافیک میشد چهارراه ایجاد انفجار کردن در آخر ناجا و کل گروه دستتان درد نکنه ممنون شما هستیم.
دوست عزیز تازه این موارد چند ایراد از دهها ایراده این سریاله که اگه بخام بنویسم هیچکس حوصلش نمی گیره بخونه اما بدترین سوتی زمانی بود که جمیل آویزان از یک ساختمان چند طبقه وهر لحظه ممکنه دست پهلوان یونس باز بشه وجمیل تیکه وپاره بشه ،از اون طرف ورود انبوهی از نیروهای مخصوصو می بینیم که با صورت های پوشانده شده سر می رسن تا مبادا پس از افتادن جمیل پا به فرا بذاره وبعدش اونارو شناسایی کنه ،تازه هلیکوپتر هم به کمکشون میاد وتعدادی هم در راه بودن .
ای گل گفتی.فیلم مزخرفی بود.
عزیزم اولا" جمیل گفت بپیچ سمت چپ اما امیر حسین دید که جمیل اسلحه روخالی رو سرش گذاشته بود به لاین مخالف رفت ولی با نظرت بخاطر پایان داستان موافقم چرا باید همیشه تو فیلمای ایرانی پلیس برنده شه چرا نباید یه تبهکار برنده شده اینجوری شده که همه دیگه میدونن اخر فیلم دزد به دام میافته یه کم باید واقعیت نگر باشیم
دبیر گرامی جناب آقای امینی
درود
چند نکته را خدمت شما عرض میکنم:
اول که اینهایی که نوشته بودید بیشتر شبیه خلاصه نویسی یک سریال بود تا انتقاد . به طوری که من که تنها 2 قسمت از این فیلم را دیده بودم بقیه اش را همین الان در نوشته های شما دیدم .
دوم هم اونجایی که فرمودید جمیل امیر حسین را مجبور به رانندگی در خلاف جهت اتوبان کرد چنین نبود . شما متوجه موضوع نشده اید . بلکه امیر حسین بود که جنون وار این کار را کرد و جمیل قصد جلو گیری از این موضوع را داشت که موفق نشد .
سوم و آخر هم اینکه اگر اطلاعات یا درک کاملی نسبت به حرفه سینما و فیلم سازی و همچنین روانشانسی نهفته در بعضی دیالوگ های بازیگران را ندارید لطفا در حرفه ای که در تخصص شما نیست وارد نشوید.
بدرود - صبوری
با تشكر از آقاي سيروس مقدم وتمامي زحمت كشان اين سريال
بله ضعف هاي داشت ولي خوب نقاط قوتش بسيار بود مخصوصا ديالوگ هايي كه رد وبدر ميشد
در ضمن هر انسان به تناسب احساس داره حتي اگه جنايت كار باشه چيزي كه در اين سريال ديديم
در آخر فیلم بی معنی تمام شد اموال مردم چه شد دلار چه شد فیلم به غپفیلمهای عشق و عاشقی هندی بیشتر شیبه بود
با سلام.
نظر در مورد نظر شما:
اولا": با توجه به نوع خلافهای جمیل متوجه هوش و طرز تفکراین شخصیت میشویم و اینکه کم نیستند آدمهای لوطی منشی که از آدمهای به ظاهر روشنفکر پر مغز تر حرف می زنند.
ثانیا": معمولا وقتی حادثه ایی احتمال انفجار داشته باش پلیس موقتا مسیر را برای امداد و نجات می بندد.پس علت خلوتی بزرگراه ...!
ثالثا":جمیل با اسلحه مامورین را تهدید به مرگ کرد شما بودید چه کار میکردید!؟مامورین می دونستن که جمیل چقدر خطرناکه پس درگیر نشدند.
رابعا":جمیل برای چه بالای پشت بام رفت؟واقعا نمیدونید!رفت دلارها یی رو که خیلی هوشمندانه توی داکت مسیر لوله های ساختمان مخفی کرده بود بردارد.
خامسا":خورشید تنها دلخوشی جمیل بود و وقتی دید که او هم ازش بریده تقریبا همه چیز رو تموم شده دید.نکته اینکه جمیل با یونس کر کری داشت و هیچوقت نمیخواست توسط یونس دستگیر بشه پس ...
سادسا":زمانی که جمیل آویزون بود من که دیالوگی نشنیدم(شاید خط رو خط شده بوده) فقط نمای زیبای تصویر خورشید کف دست جمیل و تلالو خورشید از پشت دست جمیل بود که خود گویای همه چیز بود.
در پایان بنظر من بازی زیبای مهدی سلطانی سروستانی و کارگردانی سنجید سیروس مقدم بسیار ستودنیست.
داداش حداقل شما که قصد انتقاد داری حداقل فیلمو درست ببینی بد نیست! اولا که جمیل توی اتوبان امیرحسینو مجبور به اون کارنکرد و بهش گفت از اولین خروجی سمت راست خارج بشه. اما امیرحسین تنها راه رومتوقف کردن ماشین یا تصادف دید واسه همین بع یه عمداون کارو کرد. ثانیا جمیل بعداز اون جمله دخترش همه دنیاش زو واسه خودش ازدست رفته دید وگرنه پاسپورتشو کف خونه رها نمیکرد. از همون جا هم قصد تموم کردن زندگیشو داشت وگرنه اونقدر بی توجه ازخونه خارج نمیشد. ثالثا موقع گروگان گیری هم وقتی مامور کنارش خم شد سریع اسلحشو از کمرش برداشت. ازین به بعد به جای انتقاد دقیق تر فیلمو نگاه کنید!
سریال رو دوباره ببین دادا...چون خورشید به جمیل گفت دزد،جمیل هم تسلیم شد
مهمترین ضعف این سریال رو نگفتی
اونجا که جمییل توو آمبولانس مامور رو گروگان مییگیره و راننده آمبولانس و پزشک داخل آمبولانس رو . اونجا اسلحه رو سمت اونا مییگیره ولی چشماشون رو که نمیبنده. ولی وقتی مامور با موبایل داره به سرهنگ یونس خبر میده میگه اینجا بوی پهن میاد و انگار توو گاوداری هستیم. ما رو ردیابی کنید.
فیلم جالبی نبود بخاطر اینکه به نظر میرسید جمیل و گروهش خیلی قدر تر از این حرفا باشن ولی فقط قدرت پلیس به نمایش گذاشته شده بود در ضمن امیر حسین خودش لاین خلاف رو انتخاب کرد نه جمیل !
شما چه حوصله ای داشتی... کلا یکی از بدترین سریال های پلیسی بود... پر از سوتی و انگار که اصلا کار رو از روی سرعت ساختن همه چی زیر حد استاندارد... من دو قسمت بیشتر ندیدم... همه چی مصنوعی بود دیالوگ ها رفتار بصورت خیلی خاصی تابلو بود... فیلمبرداری و حرکت دوربین گرفتن صحنه ها و صدا گذاری های ناشیانه... سوتی های بزرگ در جزئیات که نشان دهنده چندین برداشت رو درش میشد دید... دوتا از بدترین صحنه ها یکی صحنه ای بود که دوربین از پشت هواکش در اتاق باز جویی فیلم میگرفت و اون نور زننده که آدم نمی تونست به تلویزیون نگاه کنه بود یکی هم در اون یکی قسمت تعقیب و گریز و چپ شدن ماشین که دیدم بود که همه عوامل و مردم اونجا جمع شده بودن و دوربین اونها رو هم در کادر گرفته بود... هم بخصوص قسمت آخرش رو که دیدم موقع پریدن تبهکاره خیلی خندیدم که جناب پسیانی میگفتن جمیل و صحنه هم آهسته بود و خیلی صحنه احساسی و کرده بود خنده دار... خلاصه اینکه با این سریال نیروی انتظامی زحمت کش رو به سخره گرفتن... امیدوارم در آینده شاهد سریال های بهتر باشیم...
خواهش میکنم نظرم رو درج کن
عزیز دلی که این نقد رو نوشتی!!! شما اصلا سریال رو دیدی؟؟؟؟؟
یا اگر دیدی حتما با دقت ندیدی!
شما نوشتی:
"دوم آن که آنجایی که جمیل، خواهر زادهاش (امیر حسین) را گروگان گرفته و در یک اتوبان شلوغ در حال فرار از دست پلیس است، یکباره جمیل امیر حسین را که راننده است، مجبور میکند تا به لاین مقابل برود و با طرز وحشتناکی تصادف کند."
در حالی که جمیل مجبورش نکرد و خود پسره به طرز عجیبی تغییر مسیر داد!!!
حالا این یکی از مواردی بود که نوشتم!
جالبه...
توصحنه چپ کردن ماشین سوتی داده شد صحنه بعدازبرخورد نشان داده ش
اولا در صحنه فرار اتوبان کسی امیر حسین را مجبور نمی کند به لاین مخالف برود بلکه او خودخواسته این کار را انجام می دهد تا مانع از فرار جمیل شود. ثانیا در مورد صحنه پایانی هم هنگامی که جمیل از ساختمان آویزان است دیالوگی ندارد. ثالثا چرا فکر می کنید یک مجرم جق ندارد دچار پشیمانی و عذاب وجدان شود. این سریال در نوع خود از خیلی از سریالهای آلمانی و ایتالیایی که در سالهای اخیر از صدا و سیما پخش شده با کیفیت تر ساخته شده و اون چیزی که شما اسمش رو می گذارید سخنرانی حکیمانه و نسبت به آن موضعگیری می کنید اسمش شخصیت پردازی است.
به نظر من این سریال فقط صحنه های فیلمبرداری و بلدلکاری زیبایی داشت ...
وفیلمنامش اصلا جالب نبود..
ولی در مجموع کار جالبی بود.
یک سریال بسیار سطحی که روابط رو بسیار ساختگی نشون میداد! دیالوگ ها به شدت ساختگی و غیر واقعی بودن! حتی حضور پسیانی هم سریال رو از سقوط نجات نداد!
استاد جمیل ماشین رو نبرد تو لاین مخالف اتوبان خود امیرحسین از حرفهای جمیل قاطی کرد رفت تو اون لاین تا نقشه جمیل اجرایی نشه . راستی جمیل فکر کنم راحت 120 کیلو وزنش بود بعد یونس پا به سن گذاشته با وزن حدود 80 کیلو یک ساعت آن هم یک دستی جمیل رو تو آسمان نگه داشته بود !
البته اين سريال يك سوتي ديگه هم داشت: سمندي كه اتوموبيل شخصيه سرهنگ يونس بود در چند سكانس پشت سر هم ..مرتب پلاكش تغيير ميكرد..و فقط رنگش ثابت بود..تازه زاويه فيلمبرداري هم دقيقا روي پلاك بود..يك بار 11 بود..يكبار 44 و يكبار 66.. واقعا چرا به يك مساله به اين سادگي توجه نميكنن...داشتن سه تا ماشين متفاوت براي يك سكانس ...جالبه...بعضي وقتا به شعور مخاطب برميخوره كارگردان محترم....
یه بار شد یه سریال بسازن یه عده ایراد های بنی اسراییلی نگیرن
اين برادرمون مثل اينکه سريال را نديده اند. اولا که جميل ماشين را منحرف نمي کند و برعکس مي خواهد که اميرحسين ماشين را منحرف نکند. ثانيا ما هيچ ديالوگي آن موقع که جميل آويزون بود نشنيديم. جز آنکه يونس داد مي زد جميل ...
پيشنهاد من به اين دوستمون اينکه که اگر مي خواهيد نقد کنيد حتما دو بار سريال يا فيلم و نگاه کنيد
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.