درخواست طلاق از مدعی «جهانم بی تو الف ندارد»!
زنی در دادگاه خانواده گفت: شوهرم به من هیچ محبتی نمیکند، طلاق میخواهم.
به گزارش ایسنا، زنی جوان در دادگاه خانواده ایلام حضور یافت و درخواست جدایی از شوهرش را به قاضی دادگاه ارائه کرد. این زن که 27 سال سن داشت، خطاب به قاضی گفت: میخواهم از شوهرم جدا شوم، زیرا شوهرم در طول سه سال شروع زندگی مشترکمان هیچگونه محبتی به من نکرده است.
وی ادامه داد: شوهرم راننده تاکسی است و بهترین دلخوشیام اوایل زندگی این بود که میگفت به خاطر من پشت تاکسیاش نوشته است، «جهانم بی تو الف ندارد» اما یک سال است که وقتی به خانه بر میگردد احساس می کنم خانه جهنم است چون از محبت هایش دیگر خبری نیست.
این زن جوان خاطر نشان کرد: با وجود مشکلات مالی که داریم اما زیاد از شوهرم انتظار نداشتم و همیشه سعی کردم با کمبودها بسازم، اما دریغ از یک ذره محبت از شوهرم، همیشه حرفهایش را با پرخاشگری به من میزند.
وی با بیان اینکه هر وقت می خواهم با شوهرم حرف بزنم و یا درد دل کنم با عصبانیت بر می خیزد و از خانه بیرون میرود، تصریح کرد: شوهرم به من میگوید من حوصله حرفهای زنانه تو را ندارم و همیشه میگوید، خستهام.
زن جوان بیان کرد: من از این وضع خسته شدهام و دیگر با این مرد زیر یک سقف زندگی نخواهم کرد، هر چند زندگیام تباه خواهد شد اما طلاق میخواهم. دیگر نمی توانم شوهرم را تحمل کنم.
شوهر این زن که در دادگاه حضور داشت با تکذیب برخی از صحبتهای زنش به قاضی گفت: من بر اثر خستگی، کم با زنم حرف میزنم اما اینکه هیچ محبتی به او نمیکنم دروغ است.
وی افزود: شغل من مسافرکشی است. صبح تا غروب داخل شهر میچرخم، اینقدر با مردم سر و کله میزنم و درآمدم هم کفاف هزینه زندگی را نمیدهد، در این وضعیت دیگر اعصابی برایم باقی نمیماند.
مرد ادامه داد: من نمی خواهم زنم را طلاق دهم اما او اصرار دارد از هم جدا شویم و این قدر اصرار کرد تا راضی شدم از هم طلاق بگیریم.
قاضی دادگاه با دعوت زوج جوان به صبر و رعایت حقوق یکدیگر، صدور حکم طلاق توافقی این زوج جوان را به جلسه دیگر موکول کرد، ولی آنها را برای ارشاد به واحد مشاوره ارجاع داد تا شاید بتوانند نقطه مشترکی برای ادامه زندگی پیدا کنند.
به گزارش ایسنا، زنی جوان در دادگاه خانواده ایلام حضور یافت و درخواست جدایی از شوهرش را به قاضی دادگاه ارائه کرد. این زن که 27 سال سن داشت، خطاب به قاضی گفت: میخواهم از شوهرم جدا شوم، زیرا شوهرم در طول سه سال شروع زندگی مشترکمان هیچگونه محبتی به من نکرده است.
وی ادامه داد: شوهرم راننده تاکسی است و بهترین دلخوشیام اوایل زندگی این بود که میگفت به خاطر من پشت تاکسیاش نوشته است، «جهانم بی تو الف ندارد» اما یک سال است که وقتی به خانه بر میگردد احساس می کنم خانه جهنم است چون از محبت هایش دیگر خبری نیست.
این زن جوان خاطر نشان کرد: با وجود مشکلات مالی که داریم اما زیاد از شوهرم انتظار نداشتم و همیشه سعی کردم با کمبودها بسازم، اما دریغ از یک ذره محبت از شوهرم، همیشه حرفهایش را با پرخاشگری به من میزند.
وی با بیان اینکه هر وقت می خواهم با شوهرم حرف بزنم و یا درد دل کنم با عصبانیت بر می خیزد و از خانه بیرون میرود، تصریح کرد: شوهرم به من میگوید من حوصله حرفهای زنانه تو را ندارم و همیشه میگوید، خستهام.
زن جوان بیان کرد: من از این وضع خسته شدهام و دیگر با این مرد زیر یک سقف زندگی نخواهم کرد، هر چند زندگیام تباه خواهد شد اما طلاق میخواهم. دیگر نمی توانم شوهرم را تحمل کنم.
شوهر این زن که در دادگاه حضور داشت با تکذیب برخی از صحبتهای زنش به قاضی گفت: من بر اثر خستگی، کم با زنم حرف میزنم اما اینکه هیچ محبتی به او نمیکنم دروغ است.
وی افزود: شغل من مسافرکشی است. صبح تا غروب داخل شهر میچرخم، اینقدر با مردم سر و کله میزنم و درآمدم هم کفاف هزینه زندگی را نمیدهد، در این وضعیت دیگر اعصابی برایم باقی نمیماند.
مرد ادامه داد: من نمی خواهم زنم را طلاق دهم اما او اصرار دارد از هم جدا شویم و این قدر اصرار کرد تا راضی شدم از هم طلاق بگیریم.
قاضی دادگاه با دعوت زوج جوان به صبر و رعایت حقوق یکدیگر، صدور حکم طلاق توافقی این زوج جوان را به جلسه دیگر موکول کرد، ولی آنها را برای ارشاد به واحد مشاوره ارجاع داد تا شاید بتوانند نقطه مشترکی برای ادامه زندگی پیدا کنند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
فتو شاپه
واقعا واقعا واقعا اين راننده تاكسيها قشر اسيب پذير جامعه هستند
خدا بداد هممون برسه.............
احتمالاً شوهر اين خانم از نوعی اختلال دو قطبی رنج می برند که با مراجعه به روانشناس يا روانپزشک می توانند به تشخيص قطعی و درمان بپردازند.
شاید معتاد شده
مسئولین ببینند. مشکلات اقتصادی اینگونه خودشان را در زندگی مردم نشان میدهد. حالا کجاشو دیدید. تازه اولشه.
هی روزگار
با چشمه بسته تصمیم گرفتن و خواستن از شر پدر و مادر یا فرزند خلاص شدن آخرش همینه
اینو آخه از کجا فهمیدی؟؟ علت ازدواجشون که این نبوده... تو مساله کار زیاد و کم درآمدی و متاسفانه اعصاب ناراحتشو نگرفتی رفتی چشم بسته رو دیدی.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.