سكه سيصد توماني در لبنيات فروشي!
دكتر مسعود سامي كرماني در روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:
براي خريد مواد غذايي مورد نيازم، با فهرستي از اين مواد، به ميدان ميوه و تره بار نزديك منزلم رفته بودم. غرفه فروش فرآوردههاي شيري متعلق به يكي از شركتهاي معروف توليدكننده اين فرآوردهها، نخستين ايستگاهم بود. تابلوي كوچكي روي ديوار جلب نظر ميكرد كه بر آن نوشته بود " كليه اجناس اين غرفه با 3 در صد تخفيف از قيمت درج شده به فروش ميرسند". يك دبه دو و نيم كيلويي ماست به اصطلاح پر چرب از يخچال ويتريني برداشتم. هم زمان، يك آقاي سالخورده (يعني سالخوردهتر از خودم) كه عينك ته استكاني بر چشم داشت نيز يك دبه از همان ماست برداشت، و هر دوي ما دبهها را روي پيشخوان گذاشتيم. فروشنده نگاهي به قيمت درج شده روي ظرف، كه 59000 ريال بود، كرد و گفت: ميشود شش تومان! هر دوي ما پول را پرداختيم.
فروشنده ماستها را در دو كيسه نايلون جداگانه گذاشت و يك قالب كره 15 گرمي هم توي هر كيسه انداخت و گفت: به سلامت! من سهم خودم را برداشتم و ميخواستم از غرفه خارج شوم كه مشتري ديگر با لحني خشن و تحكم آميز خطاب به من گفت: صبر كنيد آقا! با حيرت ايستادم و مشتري مذكور قالب كره را از روي ظرف ماست خودش برداشت و به فروشنده پس داد و با همان لحن خشم آلود به او گفت: من كره نخواستم آقا! بقيه پولم را بدهيد! و سپس رو به من كرد و گفت: شما هم بياييد حقتان را بگيريد! مگر شما شش تومان پرداخت نكرديد؟ با اشاره سر پاسخ مثبت دادم. گفت: بقيه پولتان ميشود صد تومان و حدود دويست تومان هم تخفيفي است كه روي تابلو نوشته! آيا اين قالب كره فسقلي كه يك لقمه هم نميشود، قيمتش سيصد تومان است؟
فروشنده كره را از او گرفت و در حالي كه قيمت باور نكردني نوشته شده روي بسته را نشانش ميداد و با او بحث ميكرد، يك اسكناس دويست توماني فرسوده و ناقص و چند تا سكه روي پيشخوان گذاشت و گفت: هر روز بيشتر از پنجاه نفر از اين غرفه ماست ميخرند و به همه آنها هم از همين كرهها ميدهيم و كسي اعتراض نميكند! مشتري معترض گفت: همانها هستند كه كار را خراب ميكنند و به تورم دامن ميزنند، مثل اين آقا! من كه ديگر تحمل اين جر و بحث را نداشتم، بدون توجه به اعتراض آن مشتري كه به من تكليف ميكرد بمانم و "حقم" را بگيرم، غرفه را ترك كردم تا به بقيه كارم برسم.
البته اين پرسش از سالها پيش در ذهن من هم مطرح بود كه، با وجود آن كه قيمت درج شده روي بسياري از كالاها شامل كسر هزار ريال و حتي كسر صد ريال ميباشد، و در حالي كه مغازهداران ميتوانند با مراجعه به شعب بانكها، سكههاي هزار ريالي، پانصد ريالي، و حتي دويست و پنجاه ريالي مورد نياز خود را به مقدار كافي تهيه كنند، چرا اصرار دارند كه بجاي بقيه پول خريداران، كالاهاي ناخواسته و عملا غير ضروري به آنها بدهند؟ اقلامي از قبيل چسب زخم بندي كه آنقدر بلا استفاده در جيب پيراهن يا كت خريدار ميماند تا در هنگام شستن لباس روي آن لكه بيندازد و فاتحه لباس را بخواند! يا "نانو قالب" 15 گرمي كره كه با توجه به وزن كاغذ به كار رفته براي بستهبندي آن، شايد بيشتر از ده گرم كره قابل استفاده نداشته باشد و توليد آن هيچ توجيه اقتصادي ندارد مگر آن كه بگوييم هدف كارخانجات فرآوردههاي شيري از توليدش اين است كه بجاي "سكه 300 توماني" در اختيار برخي از توزيع كنندگان قرار گيرد تا تخفيف 3 در صدي روي قيمت پنير و ماست و ساير لبنيات را "ماست مالي" كنند! يا ويفر شكلاتي كوچولوي معروفي كه چهار دهه قبل در تبليغات تلويزيونياش ميرقصيد و ميخواند كه "سلام سلاماي بچه ها- من شكلاتم دوست شما- هرجا ديدي ورم بدار- يك دو ريالي جام بذار" ولي حالا ترقي كرده و ديگر منتظر نميشود كه "بچهها ورش بدارند" بلكه با همدستي فروشنده وبدون دعوت وارد سبد خريد "بزرگسالان" ميشود، آن هم نه بجاي سكه دوريالي (كه يادش بخير) يا بيست ريالي يا دويست ريالي يا حتي دوهزار ريالي، بلكه بجاي كسر پنج هزار ريال! هيچ كس از دريافت اينگونه اقلام بيمصرف بجاي بقيه پولش راضي نيست، ولي با توجه به ناچيز بودن مبلغي كه به خريدار برگردانده نميشود، غالبا اعتراضي از سوي خريدار صورت نميگيرد، و اگر هم كسي مثل آن مشتري تند خوي غرفه لبنيات براي دريافت بقيه پولش با فروشنده جرو بحث كند، از نظر سايرين، فردي تنگ نظر و خسيس قلمداد ميشود و كسي از وي متابعت نميكند، همچنان كه من هم متابعت نكردم.
در هر حال گويا تقدير اين بود كه در ادامه خريد هايم در ميدان ميوه و تره بار، با صحنهاي روبرو شوم كه نظرم را تغيير دهد، و اين هنگامي بود كه براي خريد تخم مرغ به "غرفه توزيع مرغ و تخم مرغ" مراجعه كردم. مانند اكثر اوقات، تخم مرغ موجود نبود و صفي كه در مقابل غرفه تشكيل شده بود براي خريد مرغ بود. خواستم آنجا را ترك كنم كه ديدم خانم جاافتادهاي از غرفه فروش ماهي كه كنار مرغ فروشي بود بيرون آمد، از كنار صف مشتريان مرغ خود را به جلوي پيشخوان رساند، نگاهي به كاغذ حاوي قيمت مرغ كرد، و به فروشنده گفت: ببخشيد آقا! با هفتصد تومان مرغ ميدهيد؟ اگر ميدهيد من بروم ته صف بايستم. فروشنده كه مشغول وزن كردن چند تا مرغ براي يك مشتري بود، بدون آن كه كارش را متوقف كند و حتي نگاهي به سؤالكننده بيندازد، با بياعتنايي و اخم پاسخ داد: مرغ ريزتر از يك و نيم كيلو نداريم و من هم نميتوانم مرغ را تكه تكه كنم! خانم جواني از ميان صف گفت: حاج خانم، چقدر مرغ ميخواهيد؟ اجازه بدهيد من برايتان بگيرم. خانم مسن كه از برخورد خشك و تحقير آميز فروشنده در حضور جمع خريداران، روحيهاش را باخته و اعتماد به نفسش را از دست داده بود، به آرامي پاسخ داد: خيلي ممنونم دخترم! بروم ببينم ميتوانم سوسيس بخرم! و از آنجا دور شد. كاملا مشخص بود كه آن خانم با هفتصد تومان ميخواهد غذايي از گوشت براي خود (و احتمالا خانواده اش) تهيه كند. ولي از چه نوع گوشتي؟ گوشت قرمز؟ استغفرالله! اصلا نميشود طرفش رفت! من با اين كه خودم گوشتخوار نيستم ولي در ضمن خريدهاي ماهيانهام از ميادين ميوه و تره بار، در جريان قيمت انواع گوشت قرار ميگيرم (و البته همواره خدا را سپاس ميگويم كه گوشتخوار نيستم)! خارج شدن آن خانم از ماهي فروشي با دست خالي، نشان ميداد كه پولش براي خريد ماهي كافي نبوده است. حالا پس از نااميد شدن ازخريد مرغ، به غرفه توزيع فرآوردههاي گوشتي (كالباس، سوسيس، و امثال آنها) ميرود تا اگر امكان خريد گوشت "واقعي" برايش نيست، نياز غذايي خود و خانوادهاش را از "فرآوردههاي گوشتي" تامين كند، كه طبق اظهار كارخانجات توليدكننده اين فرآوردهها، 55 درصد آنها گوشت است و بقيهاش هم...والله اعلم! انشاءالله كه 45 درصد بقيه همان موادي هستند كه توليد كنندگان اظهار ميكنند! در اينصورت، ممكن است اين شانس را داشته باشد كه با پولش، حدود 200 گرم سوسيس، معادل 100 گرم گوشت گاو، به خانه ببرد! شايد آن مشتري معترض غرفه لبنيات كه براي سيصد تومان نا قابل چنان جنجالي براه انداخته بود و انتظار داشت كه من هم از او تبعيت كنم، متوجه اين واقعيت بوده كه مبلغي كه لبنيات فروش از وجه پرداختي ما دو نفر را نگاه داشته و بجايش دو "نانو قالب" كره بيمصرف تحويلمان داده است، براي برخي افراد تنگدست معادل هزينه يك وعده غذا است! و ما حتي اگر افراد مرفه و در عين حال بلند نظري باشيم و به اين مبالغ ناچيز اهميت ندهيم، نبايد فراموش كنيم كه در اطراف ما كساني هستند كه نياز و استحقاقشان براي استفاده از پول اضافي ما به مراتب بيشتر از مغازهداران و توليد كنندگان اقلام بيمصرف ميباشد. اما به فرض آن كه همه مثل آن آقاي تند خو رفتار كنيم و براي گرفتن بقيه پولمان از فروشندهها "مو را از ماست بكشيم"، چگونه ميتوانيم به خريداران تنگدستي كمك كنيم كه برخي از آنها از افراد مرفه هم بلند نظرتر هستند؟ مانند آن خانم مسن كه حاضر نشد پيشنهاد خانم ديگري را براي پرداخت قيمت مرغ بپذيرد؟ البته تدوين سياستهاي كلي كمك به نيازمندان بر عهده سازمانهاي خيريه است. ولي تا آن جا كه به موضوع بحث ما مربوط ميشود، ميتوان گفت كه بكار گيري روش آن مشتري غرفه لبنيات، البته نه با آن خشونت، حداقل اين نتيجه مثبت را دارد كه بعضي از مغازهداران را كه گويي به واقعيتهاي اطرافشان توجه ندارند و همگان را غني ميپندارند، از خواب غفلت بيدار ميكند تا در برخورد با مشتريان تنگدست روش ملايمتري را در پيش بگيرند و بجاي بياعتنايي و تحقير اينگونه مشتريان، با رفتاري محترمانه به آنان اعتماد به نفس بدهند تا حاضر شوند كمك مشتريان ديگر را بپذيرند. در عين حال، نپذيرفتن اقلام بيمصرف بجاي پول خرد، باعث خواهد شد كه توليد اينگونه اقلام متوقف شود.
كارم در ميدان ميوه و تره بار تمام شده بود. اجناسي را كه خريده بودم روي نيمكتي گذاشتم و از روي فهرستي كه همراهم بود، به "حاضر و غايب" كردن آنها پرداختم. فقط دو غايب در فهرست ميديدم كه نامشان خط نخورده بود و بايد از خارج از اين بازار خريداري ميشدند: يك شانه تخم مرغ و يك كارتن خرماي تازه. در اين ضمن چشمم به "نانو قالب" 15 گرمي كره افتاد كه انگار مرا ريشخند ميكرد! و بنظرم آمد كه حمل كردن آن در كنار بقيه اجناس، به اندازه حمل يك بار 15 كيلوگرمي خستهام ميكند! قبل از ترك بازار، آن را كنار ترازوي الكترونيكي گذاشتم كه براي استفاده مشتريان روي ميزي قرار داده بودند، و به خودم گفتم: من كه كره نميخورم! ولي شايد كساني هم باشند كه اين دو مثقال كره يك وعده صبحانه شان را تامين ميكند!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
تامن به ماتبدیل نشه همینی که هست میشه هرکه بدنبال منافع خودش میرود همهه مامقصریم ازگوچک وبزرگ ,غنی وفقیر , کاسب وخریدار, رحم ومروت رافراموش کردیم .این آقا به اون آقای مسن حق خواه میگه تندخو . همه میگیم خدایابهمون رحم کن خودمان هیچ رحمی به بندگان خدانمیکنیم . ازماست که بر ماست
با سلام کار غلط مغازه دار را تایید نمیکنم ولی کدام بانک پول خرد تحویل مشتری میدهد لطفا ادرس ان بانک را به ما بدهید زیرا به عنوان مغازهدار نمی توانیم تهیه نماییم
اقای بقال یا داروخانه دار یا ... ... وقتی ادامس 40 تومانی را به جای 100 تومانی یا چسب 20 تومانی به جای 50 تومانی می دهید . حرام نیست ؟؟؟؟؟ خدا کمکمان کند .
بیخیال بابا. این مطلب مطول و این همه نظر فقط برای 200 یا 300 تومان ناقابل!!!!
تو کشورهای دیگه صندوقدار علاوه بر رسید، بقیه پولتون را تمام و کمال پرداخت می کنه حتی اگر کوچکترین جز پولی و تقریبا بی ارزش باشه! این که بقیه پولتون را ندن یا به جاش آدامس و شکلات و چسب و غیره بدن که واقعا دیگه ایرانی بازیه! اگر همچنان این کار زشت (که معمولا بر خلاف تمایل خریداره) از طرف فروشنده ها داره انجام میشه، بر می گرده به عدم احترام به مشتری و نبود فرهنگ مناسب اعتراض نسبت به پایمال شدن حقوق شهروندی!
در قبوض برق وآب وگاز وتلفن ردیف کسر از هزارریال ومانده هزارریال را مشاهده می کنیم ودر زمان پرداخت هم آنرا می پردازیم . در نانوائی کیسه نایلون ناخواسته را برایمان محاسبه می کنند ، در خواربار فروشی هم آدامس وچسب زخم و ..... درداروخانه هم مواردی از همین قبیل ، در قصابی هم یک ونیم کیلو گوشت را روند شده 42 هزار تومان می پردازیم . دوتا مرغ هم 22 هزار تومان ، سبزی ومیوه فروشی هم که خدا میداند ، البته نمام کسبه حبیب خدا هستند می ترسم با این شتاب پولدار شدن که بین برخی به مسابقه افتاده ، حبیبان شیطان ، مردم را عامل ثروتمند شدن خود نپندارند و رسم جوانمردی ( ونه دینی) را در رفتار خود رعایت کنند تا ضمن برکت کسب آنها مردم هم این دوران سخت را بگذرانند . رسوم جوانمردی وحبیب خدا بودن با تعزیرات و جریمه وپلمب مغازه ها بوجود نمی آید ، طمع را هرکس باید خود در وجودش بکشد تا جامعه ایمن گردد. وگرنه در آب گل آلود ماهیگیری شاید به صرفه در بلند مدت نباشد.
دوستان نانوایی های لواش برای هر قرص نان 160 تومان می گیرند و این قیمت گذاری باعث شده وقتی 2 هزار تومان می دهید می توانید 12 نان لواش بگیرید و 80 تومان باقی می ماند که از سوی نانوایی برگردانده نمی شود در هیچ جا حتی نصفه نان هم نمی دهند و من تنها کاری که می کنم این است که می ایستم تا مابقی را برگردانند
تازه طلبکار هم هستند و فکر می کنند چه بیکاری است که برای 80 تومان پول ایستاده در حالی که مساله من نفس عمل آن ها است
حالا این مشکل رو شاید بشه با آدامس و شکلات از این چیزا به ظاهر حل کرد ولی شما در نظر بگیرید وقتی در پمپ گازهای cng که روزانه دهها هزار خودرو سوخت گیری میکنند به جای بقیه پول مسئول سوخت گیری بایستی چیکار کنه؟اگه یه ریال از 100 تومن بزنه بالا در یک عملیات سریع ریاضی کامپیوتر مغزشون عدد رو رند به بالا میکه و از راننده مطالبه میکنه
اگر چه در مورد انصاف فروشندگان حرفی نمی تونم بزنم چرا که این به خود افراد و منششون برمی گرده ولی راه ساده ای که برای حذف پول خورد وجود داره استفاده از کارت خوان های الکترونیکی است که متاسفانه هنوز در مراکز میوه و تره بار وجود نداره .
تصحیح: هر فن یک صدم یوآن و معادل حدود پنجاه ريال است.
زمانيكه ماست باقيمت 56500تحويل خرده فروش ميشه شما چه توقعي از خرده فروشي داريد كه ماليات +اجاره+خرج مغازه+خرج منزل+همسويي باتوروم و....را بايد جوابگو باشد؟خيلي از كسبه از جمله خود من مغازه ام را جمع كردم چون جنس نسيه فروشي و افزايش ساعتي اجناسي كه قيمت كذايي رويش خورده و مخارج بيش از مداخل كمرم راشكست و چكهايم برگشت خورد و اين همه اش به لطف بازار باثبات است.
خوب دلیل اینکه برخی کاسبهای امروزی دیگه حبیب خدا نیستند همینه!!
جای هیچ تعجبی نیست که ابتدا همینها با موتور به مغازه شون رفت و آمد میکردن.... امروز با ماشینهای شاسی بلند خارجی!!
حکایت مرد شیر فروشی که آب در شیر میکرد و میفروخت رو یادمه... موندم چه بلایی بر سر این نوع کاسبها میخواد بیاد؟ اونها همه چیز در سبد ما میریزند و سودش را میبرند.....
آن آقا چون حقش را مطالبه کرده تن خو بوده و جنابعالی که بی حوصله اید خوش خو؟
اینا همش بدبختی های مملکته...اختلاف طبقاتی..فقر..به امید ایرانی عاری از همه این مشکلات
تولید کننده ها میتونند با اضافه کردن به محصولاتشان قیمت را رند کنند مثلا" کره 250 گرمی 183 تومانه . میتونند کره 273 گرمی بزنند و قیمت را 200 تومان بزنند و اینطوری مصرف کننده مجبور نباشه یک کره 183 تومانی را 200 تومان بخره!!!!!!!
بانک ها پول خورد ندارند. من خودم در یک فروشگاه در تهران کار می کردم و ما مشکل پول خورد داشتیم تا جاییکه پول خورد را از موسسات خیریه تهیه می کردیم.
تازه اين حكايت در مورد عوارضيهاي اتوبانهاي بين شهري هم باشدت بالاتر صدق مي كند وعمدتا مردم از خير باقي مانده عوارض خود مجبورند بگذرند
گاهی غیر مسلمانان گوی سبقت را در مسلمانی از ما می ربایند.
نمونه اش: برای خرید به یک میدان میوه و تره بار در چین رفته بودم و یک اسکناس صد یوآنی به فروشنده دادم. او هم باقیمانده را که شامل یک سکه کوچک یک "فن fen" بود بطور کامل پس داد. هر فن یک صدم یوآن یعنی حدود پانصد ريال است. این عادت تقریباً بین بازاریان چینی عمومیت دارد.
1-قیمت روی جلد اجناس مینو= رنگارنگ رو نوشته 110 تومان. کدوم مشتری 10 تومانی میده. 2-همون ماستی که تو خریدی 5900 تومان واسه فروشنذه 380 تومان سود داره. در حالی که بیشتر از 500 هزار تومان هر ماه فقط پول برق یخچالش رو پرداخت میکنه. جنسی که میره داخل یخچال دیگه کلا ضرر هستش. پول برقش رو نمیده سودش.3-حتما هم واسه خرید ماست و بستنی میری سوپر مارکت. بقیه وسایل رو از فروشگاه ....میگیرین نه؟
رفتم یه چیزی واسه ماشینم بخرم از لوازم یدکی > جای باقی پولم بهم فیوز داده ! ! آخه من چی بگم ؟!
بنده خدا بوفه دانشکده ی ما یه ویترین داره توش انواع شکلات و بیسکوییت و... بهش میگن ویترین پول خرد!
از 25 تومن تا 350تا حتی 500 تومن.
هرگز به آن روزگار که یک پاکت سیگار دو تومن بود اینجا و زاهدان بندر عباس روستا و شب و روز هم نداشت . تمام کسبه با رعایت انصاف کسب میکردند . امروزه آنچه که نیست صداقت و انصاف است . وقتی پولی حرام بدست آمد حرام هم خرج میشود .
سلام جناب دکتر
شما مسئله ای مهمتر از یک قالب کره و روندی که دهه ها در این خرید های روزانه شکل گرفته نیافتید؟ چرا وقت گرانبهایتان را صرف امور مهمتری مثل تورم غیر منطقی و کاذب، بیکاری و فساد اجتماعی، وجهه بین المللی کشور و امثالهم نمی کنید؟
بگذارید این ملت مسائل خرد را خودش حل کند.
یک مورد بسیار جالب در همین راستا هم من مواجه شدم که بد نیست به آن اشاره ای بکنم در یک سوپر مارکت خرید هفتگی منزل را انجام می دادیم فروشنده بهای کل اجناس را سیصد هزار ریال اعلام کرد و من هم از طریق دستگاه کارت خوان پرداخت کردم، به جز رمز که اجازه ندادم فروشنده از ان مطلع شود بقیه موارد را خود فروشنده در دستگاه کارت خوان وارد نمود و پس از تراکنش موفق صورتحساب به علاوه یک آدامس کوچک به بنده داد وقتی علت ان را جویا شدم گفت که پول خرد ندارم من هم بسیار شاکی شدم که آخه با شعور این دستگاه که پول خرد لازم نداره مبلغ رو درست وارد کن و این تکه سنگ هایی که اصولا قابل خوردن نیستند به مردم نده. من هم مانند همان پیر مرد پس از انکار فروشنده تمام خرید را در مغازه رها کردم و عین وجه پرداختی را مطالبه نمودم چون این شرایط و برخورد ها همانگونه که نویسنده مخترم فرمودند ظلم به سایر مردم خواهد بود
من فروشنده مواد غذایی هستم از این نویسنده محترم خواهشمندم برای امتحان یک بار سری به بانک بزند درخواست پول خرد بکند به خدا نیست مگر اینکه اشخاصی را پیدا بکند که پول خرد را با ده درصد گرانتر میفروشند این افراد را بیشتر میتوان در ایستگاههای تاکسی پیدا کرد لطفا به این دو مورد هم توجه کنید سود لبنیات نهایتا ده درصده و تولید کره هم کم شده پس نمیتونه تولید بشه تا برای پول خرد بشه بعضی از مشتریان تکنفره زندگی میکنند یا مصرف کره کمی دارند دنبال کره 25 گرمی میگردند
کدام غیر ضروری حالا یک کره داده پس فردا مصرف میکنی
چرا از چیزی که اطلاع درست ودقیقی ندارید اظهار نظر میکنید لطف بفرمائید نام بانک وشعبه ای که پول خرد میدهند را مرقوم فرمائید تا ما سوپر یها به آنجا مراجعه کنیم.ممنون
سالها پیش که برای تحصیل در آلمان بسر میبردم، روزی برای خرید قند از منزل خارج شدم. هنگام خروج از منزل با همسایه آلمانی خود روبرو شدم. پس از سلام و احوالپرسی متوجه شدم که او هم عازم خرید شکر است. چند قدمی با هم بودیم که یکباره راهش عوض شد و خداجافظی کرد..! پرسیدم مگر شما به همین فروشگاه روبرو نمیایید؟ خیلی مصصم پاسخ داد که: خیر..! من از این مغازه هرگز خرید نمیکنم. چون گران فروش است. دوست آلمانی من که بالای 60 سال سنش بود ادامه داد که: این فروشگاه شکر را هر کیلو 10 فنیک گرانتر از فروشگاهی که به آنجا خواهم رفت عرضه میکند. گفتم مگر چه مقدار شکر میخواهید بخرید؟ گفت فقط یک کیلو..! با تعجب گفتم که شما برای 10 فنیک ارزانتر میخواهید یک و نیم مارک(15 برابر) هزینه کنید و با مترو به آن فروشگاه ارزان فروش بروید؟
پاسخ دوست آلمانی من درسی دیگر برای شناخت این ملت موفق بود. او گفت: من این هزینه را میکنم تا به این گرانفروش درسی داده باشم.
حالا یه چی از تهران بگم تا تفاوت بیشتر آشکار بشه! نزدیک خوابگاه ما یه فروشگاه تعاونی مصرف بود متعلق به یکی از ادارات. همه چیز رو 10-15 % زیر قیمت روی بسته بندی می داد. روبروی این فروشگاه 2 تا به اصطلاح سوپری بودند که همه چیز رو 10-15% بالای قیمت روی جلد می دادند!! جالبه که همیشه مشتری داشتند! اوایل فکر می کردم ملت از زور اینکه از خیابون رد بشن نمیان از تعاونی خرید کنند. اما رفته رفته چشمانم را بیشتر باز کردم. پولی که مفت به دست می اید، پولی که بابتش زحمت نکشیده اید، پولی که مالیاتش را پرداخت ننموده اید، پولی که با دلالی و بدون هیچ ایجاد ارزش افزوده ای در جامعه در جیب می رود، خرج کردنش هم احتیاج به حساب و کتاب ندارد! اما ان المانی برای زحمت کشیده، پس در خرج هم دقت می کند ولو خیلی پولدار باشد. در خریدهای اینترنتی دیده اید مثلاً 5 سنت تخفیف می گذارند در یک جنس 30 دلاری؟ چون پول با زحمت به دست می اورند نه با مفت خوری.
!!!مغازهداران ميتوانند با مراجعه به شعب بانكها، سكههاي هزار ريالي، پانصد ريالي، و حتي دويست و پنجاه ريالي مورد نياز خود را به مقدار كافي تهيه كنند!!! برادرم گويي اصلا دنبال پول خرد نبوده اي بانکها که پول خرد ندارند چون ارزش ضرب سکه را ندارد براي تامين پول خرد بايد به کميته امداد مراجعه کرده پس از ثبت نام ماهانه حدود 300 هزار تومان پول پاره از صندوق صدقه ها به شما با کلي خواهش بدهند که کلي از ان را شما بايد در صندوق بيندازي چون هيچکي نميگيرد.لطفا کساني که نميخواهند 100 تا200 تومان حفشان ذايل شود خودشان پول خرد همراه بياورند تا حقي ازشان پايمال نشود!!
چند نکته:
من به عنوان یک مشتری همواره تهیه پول خرد را وظیفه خودم می دانم نه فروشنده! او که از شما نخواسته خرید کنید. البته قبول دارم اگه پول خرد داشته باشه و نده کار درستی نکرده.
واقعا چرا؟
چرا انقدر اختلاف طبقاتي؟
خدايا به داد مردم برس
بروید خدا شکر کنید تا وضعیت ازاین بتر نشده است .
تابناك عزيز من داروخانه دارم و هر روز بابت اين موضوع با مشتريها بحث داريم بهتره يه سر به بانكها بزني ٥٠٠ توماني گير نمياد واي به حال سكه لطفا اطلاع رساني صحيح كنيد ما مقصر. نيستيم
خود سانسوری در رفتار ورکردار ما ایرانی ها چند ساله که ما رو به این روز انداخته ! در مواقعی که باید احقاق حق کنیم به گفته این ظریف می شیم خسیس و نق نقو ! ا
یک دبه ماست کوچک تقریبا نزدیک نصف حقوق هشت ساعت کار یک حقوق بگیر معمولی . مرحبا و بسی افتخارات
در طي سه سال اخير هيچ بانكي پول خرد ارائه نمي دهد
در بازار آزاد هم پول خرد بين 30تا 40% خريد و فروش مي شود
يعني هزار تومان اسكناس بدهيد برايتان 600-700 تومان پول خرد مي دهند
بانک .... رفتم کلی پول خرد لوله ای نو بهم داد 25 تومانی تا 200 تومانی
به جای گذاشتن کره ای که دیگه تا اون زمان شل شده و برسه به دست کسی کامل آب شده بایستی ایشون هم حقش رو میگرفت و از خرید کارتن خرما! کم کند و به افراد نیازمند کمک مالی کند نه کره ای !
این داستان کره بی مصرف و بقیه پول در مورد نون هم صدق میکنه
قبل از اینکه نون گرون بشه به جای بقیه پول نون میدادن الان همونم نمیدن و هر بار میرم نونوایی کلی پول جا میمونه اونجا و دقیقا به همون دلیل ناچیز بودن مبلغ باقیمانده پیگیری نمیکردم
براي 200 تومان بايد كلي حرص بخوري و استرس داشته باشي در روز 4 بار ازين بحثها بكني حتما حتما حتما اخر هفته سكته مي كني دلت خوشه ها؟منم اولها از اين سر سختيها نشون دادم ولي ديدم نمي ارزه
سلام جالب بود. تشکر
مرد مومن یه طرفه به قاضی نرید.
1-کارخانه ها و تاکسی داری باید قیمتها را رُند انتخاب کنند، نه جوری که 25 و 50 تومنی و 100 تومنی تهش باشه.
2-الآن اسکناس 500 تومنی هم داره از دور میره کنار، چه برسه به سکه های 100 تومنی.
3- کدوم بانک پول خرد میده؟ به ما هم آدرس بدید لطفا. بانکهای ایران همون پولهای فرسوده را از چرخه بده بستونشون خارج و نوسازی کنند مثل همه دنیا هنر کردند، اینها پیش کششون.
4- کاسب ها یادشون باشه که میگن کاسب حبیب خداست. اما تو این دوره زمونه بعضی ها ...
چرا از چیزی که اطلاع درستی دارید اظهار نظر میکنید بفرمائید کدام بانک وکدام شعبه پول خرد به اندازه کافی میدهند ما هم مراجعه کنیم
مطلب زیبا و مفیدی بود و واقعا تلنگری به ما زد
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.