مردم در «خوانده میشوید» تابناک نظر دادند
بزرگترین معضل رانندگی در ایران «بیفرهنگی» است
در شرایطی که کارشناسان تصادف از مثلث انسان، راه و خودرو به عنوان سه عامل کارآمد در تصادفات جادهای نام برده و با تکیه بر آمار، سهم هر کدام از عوامل سهگانه را مشخص میکنند، جمعبندی دیدگاههای شرکتکنندگان در بحث هم به گونهای جالب با این سهمبندی مشابهت دارد و نه به سمت محکوم کردن صرف خودروسازان و مسئولان پیش رفته و نه رد خاصی از فرافکنی یا اغراق در آن به چشم میخورد.

به گزارش «تابناک»، سالهاست که آمار بسیار تصادفات در کشورمان، به ویژه از نوع جرحی و فوتی، سکوی نخستین را از آن کشورمان کرده که به دست آوردن آن به هیچ وجه مایه افتخار نیست. بیشترین آمار جان باختگان رخدادهای جادهای در جهان به کشورمان تعلق دارد؛ اما همه تلخیهای آمار و ارقام مرتبط با این موضوع هم نتوانسته منجر به تغییرات چشمگیری شود تا جایی که هر بار تعطیلات مناسبتی از راه میرسد، شنیدن اخبار ناگوار تصادفات به اوج رسیده و تب و تاب پدید آمده پس از مدتی فروکش کرده و یا از روزمرگی بیش از اندازه، تا بروز یک سانحه تلخ یا فرارسیدن یک فرصت تعطیلات به فراموشی سپرده میشود.
اما ریشه بروز رخدادهای جادهای در کشورمان، آن هم در این حجم گسترده و فراگیر در کجاست؟ برای یافتن پاسخ این پرسش، آن را در یک «خوانده میشوید» با شما در میان گذاشتیم و اکنون گاه آن رسیده که پاسخ این پرسش را از میان دیدگاههای خوانندگان بیرون آوریم.
شمار بازدیدهای ثبت شده برای بحث در حالی به پانزده هزار نزدیک میشود (تا لحظه انتشار خبر، ۱۴۷۰۰) که از میان انبوه پیشنهادهای رسیده به آن، ۴۹۲ دیدگاه (از مجموع نزدیک ۵۵۰ کامنت خوانده شده) منتشر شده که به طور میانگین، رکورد یک دیدگاه دریافتی به ازای هر بیست و هفت بازدید را ثبت کرده و از اهمیت بسیار زیاد مقوله مطرح و فراگیری پرسش در اذهان مخاطبان گوناگون خبر میدهد.
«مشکلات فرهنگی» در بالاترین
در شرایطی که کارشناسان سه عامل انسانی، خودرو و راه را رأسهای مثلث تصادفات دانستهاند و از نقش بسیار چشمگیرتر خطای انسانی در بروز رخدادهای رانندگی خبر میدهند، «نقص فرهنگی» حکم کلیدواژه مشترک نزدیک 40 درصد از دیدگاه شرکت کنندگان در بحث را یافته است تا جایی که لزوم اهتمام هر چه بیشتر به مقوله آموزش قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی هم به دنبال آن، مورد توجه نزدیک 10 درصد مشارکت کنندگان قرار گرفته و حتی بهکارگیری نظارت گستردهتر و همچنین سیاستهای تنبیهی شدیدتر را در راستای آن میتوان تعبیر کرد.
به عبارت بهتر، در شرایطی که بیشتر تصادفات ترافیکی کشور در جادههای بین شهری رقم خورده و در این دست تصادفات (برون شهری)، به گواه رئیس پلیس راه راهور ناجا، عامل انسانی با حدود ۶۷ تا ۷۰ درصد نقش، مؤثرترین عامل بروز رخدادهاست، برآیند دیدگاههای شرکتکنندگان در این بحث هم به درصدی مشابه میرسد، با این تفاوت که خطای انسانی از دید خوانندگان ناشی از اشتباهاتی است که یا ریشه در «بیفرهنگی» دارد، یا خطای برگرفته از مشکلات اقتصادی و روحی رانندگان است، یا خطای انسانی دست به دست دیگر خطاها داده و یا حتی ناشی از خطای پلیس بوده و در مجموع از دایره دو عامل دیگر (راه و خودرو) جداست.
اما اینکه چرا این خطاها تعبیر به «بیفرهنگی» شده هم در نوع خود جالب است؛ برخی از خوانندگان بر این باورند که از آغاز ورود خودرو به کشورمان، فرهنگسازی در زمینه استفاده درست از آن نشده و البته برخی این نقص فرهنگی را بخشی کوچک از نواقص جامعه ایرانی میدانند که قابل تعمیم دادن به دیگر عرصههای زندگی اجتماعی ما نیز هست، چراکه اخلاقیات عمومی بسیاری از ما را شکل داده و اصلاح آن در گرو اصلاحات کلیتر فرهنگی خواهد بود.
اینجاست که فرهنگ حکم دستاوردی را پیدا میکند که به باور بسیاری، دست کم در شیوه رانندگیمان محقق نشده و «بیفرهنگی» را در این حوزه رقم زده است. البته این روند قابل شکستن است؛ اما تا هنگامی که قوانین درونی نشده و همگی اصلاح را از خودمان شروع نکنیم، آمار وحشتناک تصادفات در کشورمان بهبود نخواهد یافت.
نقش کلیدی پلیس در ماجرا
اگر قرار باشد نقش پلیس را در عوامل سهگانه کارآمد در تصادفات ارزیابی کنیم، منطقی است که این نقش را در هر سه عامل (انسان، راه و خودرو) ببینیم؛ اما ظاهرا میزان مداخله پلیس در دو عامل بیجان به اندازهای رقیق بوده که در بخشی از نظریات رسیده، پلیس هم به عنوان عامل انسانی در تصادفات نقش دارد؛ این گونه که یا از قصور آن در وظایف واگذار شدهای مانند نظارت همیشگی و کارآمد سخن به میان آمده و یا به عنوان مجری قانون، نقص و نواقص قانونی به پای ایشان نوشته شده و کاهش آمار در گرو کارکرد قاطعتر ایشان ذکر شده است.
به عبارت بهتر، از یک سو گلایههایی درباره کارکرد پلیس مطرح شده و برای نمونه، «جریمه کردن» راهکار جایگزینِ «راهنمایی» در عملکرد پلیس خوانده شده و از سوی دیگر، سختگیری این نهاد در صدور گواهینامه، مماشات نکردن با متخلفان، نظارت بیشتر و بهرهگیری از تکنولوژیهای روز در این زمینه، اعمال جریمههای سنگینتر و ابطال گواهینامه متخلفان، دخالت کارآمدتر پلیس در ترافیک، پیشگیری از وقوع حوادث با بررسی مشکلات راه و خودرو، انجام تست اعتیاد و الکل، مقابله با رشوهگیری و تخلف قانونی پرسنل و... مورد درخواست شمار دیگری از شرکتکنندگان در بحث قرار گرفته و نقش کلیدیتری برای پلیس متصور میشود.
بدین ترتیب در شرایطی که گلایه به پلیس پیرامون نظارت کمرنگ ایشان (که کمبود نیرو و بهره نجستن از تجهیزاتی مانند دوربین از دلایل آن آمده) و استفاده بیش از اندازه از جریمه (نه رویکرد راهنمایی و نه حتی ریشهیابی مشکلات) ذکر شده است، بسیاری توقع دارند که جریمههای سنگینتر و مماشات نکردن با تخلفات در دستور کار ایشان قرار گرفته و به مانند ماجرای رفته بر بستن کمربند ایمنی، به این روش به مقابله با معضلات رانندگی در کشورمان برخیزیم.
«آموزش»؛ گمشده بزرگ
تا اینجای کار با نقش خطای انسانی ـ چه در افرادی که پشت رل نشسته و نقش راننده را دارند و چه در پلیس و ناظران ماجرا ـ در آمار سنگین تصادفات جادهای از نگاه خوانندگان آشنا شدیم؛ اما باید با این مشکلات چه کرد؟
پیشتر به یک نوع راهکار مقابله با خطای انسانی اشاره شد؛ اعمال جریمههای سنگین که به ابطال گواهینامه و محرومیت افراد از رانندگی نیز میرسید، ولی بخشی از دیدگاههای خوانندگان، آموزش را حلقه گمشده آمار تصادفات میدانستند؛ نزدیک 1 درصد شرکت کنندگان در بحث، خواستار توجه هر چه بیشتر به مقوله آموزش بودند و این نسخه را هم برای مردم و هم پلیس تجویز میکردند و البته بر این باور بودند که باید برای آموزش همگانی به سراغ کودکان رفته و در این راه از صدا و سیما بهره جست.
از دید دیگر، برخی ضعف آموزشی را عاملی کارآمد در تصادفات به وقوع پیوسته ارزیابی کردهاند و خواستار بهینهسازی نحوه آموزش به رانندگان شده و حتی پیشنهادهایی مبتنی بر سختگیری در صدور گواهینامه، بازنگری در شیوه دادن گواهینامه و افزایش سن متقاضیان دریافت آن و... را مطرح کرده و از نقش آموزش در بهبود فرهنگ رانندگی سخن به میان آوردهاند. الگو گرفتن از کشورهای موفق در این زمینه نیز، راهکار پیشنهادی خوبی بود که در این زمینه مطرح شد.
نقش مافیای خودرو در تصادفات
در حالی که گویا شرایط نابسامان اقتصادی، گرانی خودرو، کیفیت پایین و ایمن نبودن بسیاری از خودروهای در حال رفتوآمد در جادهها و مواردی از این دست، بخش بزرگی از دیدگاهها را به خود معطوف کند، دیدیم که شرکت کنندگان در بحث، بیشترین سهم را به خطای انسانی دادند.
اما این نکته به معنای نادیده گرفتن نقش خودرو هم نبود. در شرایطی که بسیاری از خوانندگان، نقش دوم ماجرای تصادفات را خودرو دانسته و از مافیایی بودن روند تولید و عرضه آن در کشورمان سخن گفتهاند، برخی ناایمن بودن خودرو را ملاکی برای احتیاط بیشتر در رانندگی دانسته و گروهی هم از نبود امکانات اولیه ایمنی مانند کیسه هوا در خودروهای داخلی، داد گلایه سر دادهاند.
بدین ترتیب، برخی با مثال زدن واژگونی خودروهای ایمن وزیر راه و علی دایی، بحق نقش ایمنی خودرو در آمار تلفات رویدادهای جادهای را زیاد دانسته، ولی در عین حال از عدم مسئولیتپذیری خودرو ساز سخن به میان آوردهاند. برخی هم در این راستا خواستار تهیه آمار تصادفات بر پایه داخلی یا خارجی بودن خودرو شدهاند تا شاید ماجرا با چنین آماری روشنتر شود.
بنابراین، بسیار روشن است که قیاس خودروهای تولید داخل و انواع وارداتی، به نرخ آنها هم گره خورده و اینجاست که برخی میگویند این تفاوت قیمت هم در بروز تخلفات کارساز است؛ به گونهای که برخی جاده را عرصه رقابت بین نرخ خودرو دیده و در این راستا از هیچ گونه قانون شکنی مضایقه نمیکنند!
اما نکته جالب در دیدگاههای منتشر شده درباره سهم خودرو در تصادفات، اینجاست که بر خلاف انتقادات مطرح درباره فرهنگ رانندگی، نقش پلیس و... یافتن نظری که در آن از خودروسازان داخلی یا محصولاتشان ذرهای دفاع شده باشد، ممکن نیست؛ شاید به این دلیل که گرانی شدید خودروهای داخلی هم نتوانسته آنها را به کمترین چیز مانند کیسه هوا تجهیز کند.
«راه»های خطرناک و غیر استاندارد
نبود اتوبان، راههای ایمن، خطکشی، علایم هشدار دهنده و کیفیت پایین راههای ارتباطی و گاه عدم توسعه آنها به مرور زمان و در یک کلام «جادههای غیر استاندارد» آخرین موردی است که در بررسی پیامهای دریافتی به عنوان عامل بروز سوانح گسترده رانندگی شناخته شده است؛ هرچند به باور بسیاری از شرکت کنندگان در بحث، نقش این عامل در ردههای پایینتر اهمیت است، باید برای کاهش آمار جان باختگان تصادف، اصلاح آن را هم در دستور کار آورد.
اما این دیدگاهها از این روی قابل توجه است که جزییاتی از محورهای ارتباطی خطرناک را در بر میگیرد تا این گونه به نظر برسد که شناسایی نقاط حادثهخیز جادهای حتی با تکیه بر اطلاعات افرادی که در آن محورها رفتوآمد میکنند نیز ممکن است و شگفت آن که گاه اصلاح این نقاط خطرناک، به رغم هزینه اندکشان ـ در قیاس با ساخت اتوبان و راههای چند بانده و ایمن ـ سالهای بسیاری به طول میانجامد.
این در حالی است که گلایه به راه، پس از طرح مشکلات جادههای خطرناک، به کیفیت این عامل برمیگردد تا نگرانی از تحمیل خسارت به خودرو، دغدغه برخی از رانندگان خوانده شده و نقشی ـ ولو اندک ـ در آمار تصادفات جادهای داشته باشد.
شاید خلاصه پیامهای خوانندگان درباره ریشهیابی معضل رانندگی در کشورمان را بتوان در این دیدگاه منتشر شده یافت: «راه باید بخشنده باشد؛ یعنی اگر راننده خطا کرد، راه نباید سختترین مجازات را برای وی پدید آورد و البته این حرف در مورد خودرو هم صادق است؛ یعنی یک تصادف ساده نباید به کمک ایمن نبودن خودرو تبدیل به جرح و فوت بشود. اینجاست که نیاز راه و خودرو به اصلاح معلوم میشود، وگرنه کیست که نداند نحوه رانندگی ما ایرانیان به همه چیز شباهت دارد، الا رانندگی اصولی!».
البته شماری از شرکت کنندگان در بحث هم ریشه رویدادهای پرشمار جادهای در کشورمان را در نقاط دیگری جستهاند؛ برخی کمبود وسائل حمل و نقل عمومی را مورد توجه قرار داده و رفع این نقیصه را راهکار کارآمدی برای کاهش آمار جان باختگان دانستهاند؛ برخی به کمبود امکانات تفریحی در کشورمان اشاره کرده و رانندگی پر ریسک برخی جوانان را در ارتباط با آن دانستهاند؛ برخی با ارائه پیشنهادهایی مانند استفاده از پلیس دوچرخه سوار، در صدد معرفی راهکار برای مسأله بغرنج تصادفات در کشورمان برآمدهاند و خلاصه مجموعهای از دیدگاههای گرد آمده که جا دارد، بازخوانی آنها را به مسئولان توصیه کنیم.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
کاش مردم ما انسانیت را از خارجیها می اموختند.
وسایل نقلیه مانند بسیاری از وسایل مورد استفاده در زندگی اختراعات تکاملی و حاصل زحمات بی وقفه جمعی از دانشمندان است که جوانی و وقت استراحت و تفریح خودرا بجای هرزگی و مزاحمت و غیبت دیگران و ... صرف اموری کردند که رفاه بشریت را بدنبال داشت اما در اطرافم رانندگانی را میبینم که هرگز لیاقت سوار شدن بر این وسیله را ندارند
ایرانیها ذاتا خوب تقلید میکنند ، اگر پلیس امکانات را با فرهنگ فراهم آورد وخود با فرهنگ برخورد کند قطعا رانندگان از آنها تقلید میکنند ولی تولید خودرو و واردات انبوه ، خیابان باریک و اندک ، پارک در همه خیابان ممنوع و ... دیگر نمیشود با فرهنگ رانندگی کرد
دقیقا" همین طوره. وقتی 3 ساله من نتونستم به راننده سرویس مدرسه همسایمان تفهیم کنم که بوق نزن، پیاده شو زنگ بزن دیگه چه انتظاری دارید!!!!
من بارها با چشمای خودم دیدم که ماشینها بدون در نظر گرفتن چراغ قرمز از جلوی پلیس!!!!!!!!! رد شدن و پلیس هم که انگار نه انگار واقعا جای تاسف داره
خب درست رانندگی کنید دیگه
Hفقط با جریمه زیاد میشه فرهنگ رانندگی رو درست کرد جریمه باید از 500هزار شروع بشه
از وقتی که زنها هم وارد مقوله ماشین بازی (رانندگی ) شدند ، یا مردها در حین حرکت دنبال مخ زدن هستن یا زنهایی که اصلا رانندگی در شلوغی را بلد نیستند.
نظر من را هم بنویس تا خداقل بدونن در مسیر خیابانها چند مورد میشه این مصداق رو دید که پسری در حین حرکت در حال صحبت کردن دختر راننده ی دیگری است.
همان تيتر زيبايتان بيان كننده مشكلات ما در همه جنبه زمينه هاي اجتماعي ازجمله رانندگي است
همین بی فرهنگی نیز بوجود آمده از عوامل مختلفی از قبیل فقر اقتصادی - نارضایتی مردم از مسئولین - نبود وسایل نقلیه استاندارد با قیمتهای جهانی - عدم نظارت عادلانه پلیس راهها و ... میباشد .
در تابستان وقتي در ترافيك مانده ايد همين بي فرهنگ ها از شانه خاكي سمت راست و با گرد و خاك دادن به مردم به خيال خودشان زرنگي كرده و پليس هم گويا اين رفتار را خلاف نمي داند اين دشمنان جاده اي وقتي ترافيك نيست از سمت راست و چپ و در تونل و پيچ ها جان مردم را به بازي مي گيرند اونوقت اقاي پليس فقط برگه جريمه خود را پر مي كند و ان هم با جريمه كمر بند .
برخی از تغییرات خیلی ساده بوده و خیلی سریع جواب می دهد. ما تجربه جلوگیری از حرکت موتورسوارها در خط ویژه و کمربند ایمنی را داریم که خیلی سریع فرهنگ شد.
به نظر من باید مرحله به مرحله آموزش و اجبار شروع شود. مثلا بحث حرکت بین خطوط به نظر من مهمترین مشکل رانندگی شهریست چون هم ترافیک را از روان بودن خارج میکند و هم چهره بسیار زشتی به شهرها میدهد. که با کنترل اتومبیلها در پشت چراغ قرمز و یا از بالای یک بلندی (مثل پلهای عابر پیاده) قابل کنترل می باشد. این موضوع که به خط ها احترام گذاشته شود فرهنگ مهمی است که باید نهادینه شود.
همه از بي فرهنگي ميگويند . آيا ما هم بي فرهنگ هستيم ؟پس بيائيم دست به دست هم دهيم و فرهنگ رانندگي يمان رادرست كنيم تا جامعه اي زيبا و دوست داشتني داشته باشيم
در جامعه کنونی هیچکس حاضر نیست به دیگری دست بدهد تا مشکلات حل شوند و شما هم ناچارید در سیل بی فرهنگی رانندگی همسو عمل کنید و الا فحش خواهید خورد.
مشكل و معظل رانندگي جنبه هاي فرهنگي قانوني و .... دارد تا موارد زير حل نشود نه تنها اين مشكل حل نمي شود بلكه برساير مسائل اجتمائي نيز اثر مي گذارد
1-قانون گريزي رانندگان عمومي كشور
2- بي اعتنائي رانندگان دولتي و بخصوص وسيله نقليه هاي نظامي به مقررات تردد
3- مسثتثني بودن بخشي از افراد جامعه از رعايت مقررات
4- عدم آموزش رانندگان وسائط نقليه عمومي
5-نبود اطمينان و امنيت براي مامورين جهت سخت گيري در رعايت مقررات
و........
کلا در ایران اول وسیله وارد میشه و بعد چند دهه اونم به صورت نصفه و نیمه اگر شد فرهنگش یواشکی وارد میشه. مردم ما به جای اینکه از هم ایراد بگیرند باید به فکر تغییر در فرهنگ خودشون باشند. یعنی از چشم و هم چشمی ها و مشکلات دیگه صرفنظر کنن. ما مقصریم نه هیچکس دیگه
علت اینکه جامعه ما فرهنگ استفاده از وسایل را ندارند اینست که سهمی در اختراعات و اکتشافات ندارند و منتظر تولیدات جدید کشورهای دیگر هستند و در چنین جامعه ای که اهل علم و مطالعه نیست و برای تفاخر و تکبر بی جا مدارک ریز و درشت و دهن پر کن را با هر شکل شده اخذ میکنند. طرف وقتی ارشد یا دکتری قبول میشه دیگران را مورچه های زیر پا میبینه در حالیکه مدرکش پشیزی برای جامعه ارزش ندارد اما مردم ما خیلی احترامش میکنند چون نمیدانند که عالم بودن تنها به اخذ مدرک بی محتوا نیست. یکی از دوستان که رشته انسانی و هرسال با تجدیدی قبول میشد امروزه ارشد مهندسی عمران گرفته.
آفرين به اين تيتر كاملا درسته بدبختي ما در خيلي از بخشها بي فرهنگي نيمي از جمعيت است تكنولژي امروز براي پنجاه درصد مردم ايران سم است و پنجاه درصد با فرهنگ ديگر را آزار مي دهند.
با سلام و احترام
به نظر من دلایل زیر مهمترین عوامل تصادفات هستند
1- نداشتن فرهنگ صحیح و اصولی برخورد کردن ما ایرانی ها با موضوعات رانندگی
2- نداشتن گذشت و مردانگی در مقابل طرف مقابل( مثلاً اجازه سبقت گرفتن یا کنار کشیدن راننده را به طرف مقابل نمی دهیم)
3- آموزش ناکافی و کمبود رانندگان اصولی
4- نداشتن صبر
5- عجول بودن
6- رعایت نکردن حقوق دیگر رانندگان
7- علایم ناکافی جهت مسیرها و موانع
8- وجود خودروی به نام پراید و
9- عدم رعایت توسط رانندگان موتور سیکلت و وسیله نقلیه سنگین
10- در نهایت جاده ها
بزرگترین معضل اجرا نشدن قانون یا ناقص و نا صحیح اجرا شدن آن است. وقتی که یک راننده ایی بی قاونی می کند و با زرنگ بازی، شارلاتان بازی، دادن پول و ... از چنگ قانون می گریزد باز هم کارش را تکرار می کند و دیگران را هم به اجرای آن کار خلاف ترغیب می نماید. تنها راه حل این معضل و خیلی از معضلات دیگر اجتماعی اجرای صحیح و بی چون و چرای یک قانون شفاف است.
دقيقا...مخصوصا در مورد خودروهاي عمومي و راكبين موتورسيكلت.
تصادفات ناشی از خطای انسانی 80% است
واقعا ممنون.بسيار عالي بود.كاملا با تمامي نقاط اشاره شده موافق هستم.بيش از همه باموضوع كارساز نبودن جرايم در كاهش تصادفات.
دقیقا مشکل همینه موضوع بسیار مهمه...
نه تنها بزرگترین مشکل ما در رانندگی... بی فرهنگی و عدم رعایت قانون و اخلاق توسط خود خود خودمونه..... بلکه در بسیاری از معضلات دیگر اجتماعی هم دقیقا همینه....
خودتون قضاوت کنید:
فرهنگ آپارتمان نشینی
فرهنگ رانندگی
فرهنگ احترام به کهنسالان
فرهنگ رعایت حقوق دیگران
فرهنگ کار و وجدان کار
......اگر باور فکری ما غیر از این باشه تا هزار سال دیگه هم درست نمیشیم... هر زمان که باور کردیم که بسیاری از رفتارها و برخوردها و توقعات ما غلط است تازه اولین قدم برای اصلاح را برداشته ایم....
حالا هی بشنیم بگیم، دولت و مسئولین و زمین و زمان و شمس و قمر مشکل دارند که ما اینطور هستیم و این قصه ادامه دارد و ما درست بشو نیستیم
حقیقت همان بی فرهنگی ماست
1- عدم استاندارد بودن راهها
2- نقش مافیای خود رو و خود روسازها
3- عدم آموزش
4- بی فرهنگی ما ایرانی ها در رانندگی
5- پلیس فقط در حد دوربین سرعت سنج و جریمه نویس پارک ممنوع توی جایی که تا 5 کیلومتریش جای پارک نیست
در آلمان با گزارش مردمي تخلفات به پليس فرد خاطي جريمه ميشود پليس ما نيز اين تجربه را مطالعه و بررسي نمايد.نظارت عمومي رفتار را اصلاح ميكند.
مردم ایران فرهنگ این موضوع رو ندارند .
از فردا ملت از هر کی بدشون میاد گزارش دروغ می دن به پلیس که واسه طرف جریمه بره .
تو را خدا اين پيشنهاد را اجرايي نكنيد و الا هر كه با هر شخصي لج و كينه و دعوايي داره طرفش رو بد بخت مي كنه !
با سلام ، بنده در کشور چین هستم. این کشور تازه از حدود 20 سال پیش حضور ماشین رو در سطح شهرها تجربه کرده تا اون موقع هم اسب و قاطر سوار میشدن حتی هنوز هم در بعضی نقاط شهر پکن "اسب" دیده میشه، ولی به دلیل آموزش بسیار مناسب شهروندان فرهنگ ترافیک بسیار بالاتر از کشور ماست. اینها اموزش رو به صورت بسیار منظم و با حجم بسیار بالا انجام میدن، قابل توجه مسوولین
باسلام
بگذارید ماهم نظری بدهیم . اینکه
در زمانی که اکثر آموزش دهندگان یا بعبارتی مربیان آموزش دهنده خودشان تجربه و تخصص کافی ندارند و بسیاری از این مربیان بدون دریافت مجوز لازم در آموزشگاهها مشغول به کار هستند و در زمان آموزش به اشتباهات مکرر تعلیم گیرنده واکنش از خود نشان نمی دهند آخر و عاقبت میشه بی فرهنگی در جامعه مسئولین محترم فقط به فقط برای مربیان فکر اساسی کنند. به این دلیل که بارها وبارها شاهد این بودم خودرو آموزش در بلوار بزرگ درلاین سبقت در حرکت بوده با سرعت خیلی کم!!!! و دلیل دیگر این بی فرهنگی مقطعی بودن اعمال قانون در
شهرهاست بخاطر اینکه تا کسری بودجه بسراغشان می آید سخت گیری می کنند و همین که ....... موتوری تک چرخ بزند ، خودرو توقف مطلقاً بایستد ، جراغ قرمز عبور بکند وووو همه اینا میشن بی فرهنگی تمام خلاصه
اینجوری عقده ی ماهم در بی نظمی رانندگی شهرمان خالی شد. والسلام
دقت شود نباید یک عامل را بزرگترین فاکتور معضلات رانندگی در ایران محاسبه کرد. بلکه این مشکل از مجموعه اجزاء یک پازل مانند کیفیت پایین خودروها، استاندارد نبودن جاده ها، فرهنگی پایین رانندگان، قطعات یدکی بسیار بی کیفیت، کیفیت پایین سوخت و .... تشکیل شده است.
بزرگترین معضل در ایران «بی فرهنگی» است
با سلام ببخشید خودم ایرانی هستم ولی فکر کنم این تیتر درست باشه
فرهنگ رانندگی رو پلیس باید ایجاد کنه .
وقتی یک نفر 1000 بار خلاف می کنه 1 بار هم جریمه نمی شه و برای حقوق دیگران احترام قایل نمی شه . نتیجش این می شه که مردم که می بینن هر روز آدمای بد فرهنگ حقشون رو می خورند و پلیسی نیست که از حقشون دفاع کنه . خودشون هم برای حفظ حقشون باید با ماشینشون مانور و نبرد کنند !
نتیجشم می شه تصادف و مرگ و میر .
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.