پس از توقف ساخت کلاه قرمزی، کمپین اعتراض تازه گروهی به پایتخت ۲
توهین به مازنیها یا تلاش برای تنگ کردن دایره خط قرمزها؟
این رخداد، منجر به ساخت آثاری میشود که باورپذیریاش به شدت کاهش مییابد و قطعاً ریزش شدید مخاطب را در پی خواهد داشت.مازندرانیها، لرها، کردها، شیرازیها، آذریها و... همه جزوی از ملت بزرگ ایران هستند و حفظ حرمتشان ضروری است؛ اما اینکه شخصی با لهجه در مجموعه طنز حضور داشته باشد، به معنای تمسخر یک قومیت نیست
تنها بیستودو روز دیگر نوروز فرا میرسد و طبیعتاً حجم انبوهی از تولیدات ـ که باید در ماههای اخیر به مرور تولید شده باشد ـ در نیمه نخست فروردین ماه به یکباره از شبکههای متعدد تلویزیون کشورمان به نمایش درآید، ولی در این مقطع کوتاه، افزون بر مشکلاتی چون کسر اعتبارات این نهاد ـ که طبیعتاً قدرت مانور این مجموعه را کاهش میدهد ـ برخی دستاندازها برای تقللیل برنامههای جذاب از خارج از صداوسیما مشهود شده که منطق محکمی در پی آنها نیست.
به گزارش «تابناک»، کمتر از یک چشم بر هم زدن تا نوروز هزار و سیصد و نود دوی هجری شمسی مانده و مردم این هفتههای پایانی سال را به شدت مشغول فعالیت هستند تا با خیالی آسوده و آرامشی نسبی، آماده تجربه تعطیلاتی پنج تا پانزده روزه باشند. برخی از مردم به سفرهای کوتاه یا بلند بین شهری و گروه بسیار کوچکتری به سفرهای برون مرزی رفته و از این فرصت، بهترین بهره را میبرند، ولی گروه بسیاری نیز از خانه بیرون نمیروند و این روزها را پای تلویزیون میگذرانند.
این گروه که در میانه راه بسیاری از مسافران نیز به آنها میپیوندند و در روزهای پایانی تعطیلات نوروزی، تقریباً بخش عمده مردم، وقتشان را مقابل تلویزیونها میگذارند، انتظار دارند به رسم معمول جذابترین برنامههای تولیدی این رسانه در روزهای سال نو به شکلی وسیع و پیاپی از شبکههای گوناگون پخش شود، به شکلی که حداقل در این ایام شاهد برنامههای کسالتآور در این رویداد نبود و با تغییر کانال فراوان تلویزیون بتوان به گزینه ایده آل و البته غیرتکراری دست یافت.
این رویکرد صرفاً به جهت جلب نظر مخاطب اهمیت ندارد و به جز تأمین رضایت میلیونها ایرانی بیننده تلویزیون، چنین اتفاقی برای حفظ مخاطبی ضروری است که یک سال طولانی را پیش روی دارد و به واقع ۳۶۵ روز سال ۹۲ را باید با انواع برنامههای صداوسیما بگذراند؛ مخاطبی که سال خوبی را با رادیو و تلویزیون تجربه نکند، شاید انگیزه کافی برای ادامه دادن نداشته باشد و به تعبیر بهتر، عید نوروز، به نوعی حکم قلاب ماهیگیری را دارد که میتوان مخاطب را با آن شکار و حفظ کرد یا فراری داد و راهی بخشی دیگری از فضای وسیعی کرد که عمدهاش نیز ظرفیت داخلی نیست.
به عبارت دیگر، مخاطبی که نتواند گزینه ایده آلش را در نوروز در تلویزیون بیابد و برنامهای جز ماندن در خانه و تلویزیون دیدن نداشته باشد، خیلی سریع سراغ رسانه دیگری میرود و شاید در همین روزها به مشتری کانال ماهوارهای تبدیل شد. با این اوصاف باید به شدت برای چنین مخاطبی که امکان انتخاب دارد و تغییر گزینهها برایش به قدر ثانیهای و فشردن یک دکمه است، سختگیر بود و بهترینها را در بهترین زمانها پخش کرد.
در مختصات اقتصادی کنونی کشور، طبیعتاً اعتبارات صداوسیما نیز با افتی نسبت به برآوردها مواجه شده و این گونه است که بسیاری از برنامههای تولیدی، یا به مرحله تولید نرسیده یا با روند کندتری مراحل تولید را میگذرانند و برنامههای آرشیوی، به ویژه آنهایی که با اقبال بیشتری نزد مخاطب در زمان پخش نخست روبهرو شده، دوباره روی آنتن رفته اما قطعاً نوروز یک استثناست و انتظار میرود در چنین روزهای حساسی، به هیچ وجه سراغ پخش آرشیوها یا برنامههای با کیفیت متوسط نرفت و تلویزیون آکنده از تولید در سطوح موسوم به الف و الف ویژه باشد.
این تولیدات گرانبها طبیعتاً در سال نیز قابل بازپخش است و به عنوان سرمایه صداوسیما باید تولید میشده و بعید است در این مدت کوتاه نیز بتوان به تولیدات در این بخش افزود. با این حال، تولیدکنندگان مجموعه کمیک کلاه قرمزی که در چند سال اخیر گل کرده بود و حتی به زعم بسیاری از منتقدان، بهترین برنامه نوروزی بود، از عدم توقف این مجموعه برای عید سال ۹۲ سخن میگویند و دلیل مگویش نیز احتمالاً هزینههای بالا و میلیاردی این مجموعه بوده است. با این اوصاف، انتظار میرفت و میرود که برای عید، شاهد دیدن این مجموعه باشیم و مخاطب را پای تلویزیون نگه دارد.با این حال، همه چالشها در بودجه خلاصه نمیشود و دستاندازهای بزرگتر و تاریخی تری نیز هست که این بار نیز دردساز شده است؛ مهمترین این چالشها، به میان کشیدن پای اتهام حساس توهین به قومیتها و لهجهها درباره یکی از پرمخاطبترین برنامههای نوروزی در چند سال اخیر است. این اتهام به اندازه کافی فلج کننده میتواند باشد که تولید یا حتی پخش یک مجموعه را در نیمه متوقف کرده و سوابق چنین واکنشهایی را نشان داده و بنابراین، طرح چنین موضوعاتی در بحبوحه آماده سازی برنامههای نوروزی، اندکی نگران کننده بوده و شاید دست رسانه ملی را از یکی از برنامههای پرمخاطبش خالی کند.
پس از آن که مجموعه کمیک «پایتخت» که توسط محسن طنابنده نوشته شد و سیروس مقدم به تصویرش کشید، در نوروز ۹۰ ساخته شد، این اتفاق با واکنشهایی نزد مخاطبان همراه شد. منتقدان سینمایی و تلویزیونی، این مجموعه را یک اثر قابل توجه تلقی کردند و در میان چند برنامه خوش ساخت عید دو سال پیش گذاردند و مدیران ارشد تلویزیون نیز از این مجموعه تقدیر کردند و البته برخی از مسئولان مازندرانی نیز این مجموعه را توهینی به مازنیها خواندند و هجمهای بیسابقهای متوجه این مجموعه کردند.
با این حال، چنین انتقادات تندی دیگر فایدهای نداشت و پخش مجموعه تمام شده بود؛ اما یک سال و اندی که گذشت، سخن از ساخت «پایتخت ۲» به میان آمد. مجموعه طبیعتاً با همان تیم قبلی به مرحله تولید رسید، اما حالا که وقت پخشش نزدیک شده و از چند هفته دیگر قرار است روی آنتن برود و طبیعتاً صداوسیما متقبل هزینههایش شده، گروهی با راه اندازی جریانی، درصدد احیای اعتراضات دو سال پش برآمده و با شکلدهی کمپینی، این سریال را دوباره توهینی به مازندرانیها تلقی کرده و خواستار پخش نشدن آن در ایام نوروز شدهاند.

آنچه مسلم است و از صداوسیما انتظار میرود، همراهی نکردن و تسلیم نشدن برابر چنین جریاناتی است، چرا که چنین رویکردهایی به شدت به حوزه فیلم و سریال در سالهای اخیر ضربه وارد کرده است. متأسفانه در کشورمان هنوز بخش عمدهای از مخاطبان خط ممیزی میان فیلم «مستند» و «داستانی» و همین طور «داستانی ملودرام» و «کمدی» قائل نمیشوند و هر آنچه را ساخته و پخش میشود، مستند تلقی میکنند و اگر ذرهای با واقعیتها اختلاف داشته باشد، توهین و تحریف مینامند، حال آن که اصولاً دلیلی ندارد فیلم داستانی بر مبنای واقعیت باشد.
چنین فضایی باعث شده پس از ساخت برخی سریالها، پزشکان، پرستاران، روانشناسان و مشاوران و... به فیلمها معترض شوند و تنها سارقان و مشاغل اینچنینی، جرأت اعتراض به محتواهای آثار سینما و سیما را نداشته و به وجه داستانی این آثار وارد نشدهاند. با این اوصاف هم فیلمها و هم سریالها بیش از اندازه به موقعیتی بیزمان و بیمکان مبدل میشوند که کاراکترهای منفی یا کمیک مشخص نیست اهل کجا هستند یا چه شغلی دارند.
این اتفاق منجر به ساخت آثاری میشود که باورپذیریاش به شدت کاهش مییابد و قطعاً ریزش شدید مخاطب را در پی خواهد داشت؛ افزون بر اینکه ساخت برخی مجموعههای تلویزیونی را منتفی یا برخی شخصیتها را به کل از این مجموعهها حذف میکند و کوتاه آمدن در قبال چنین درخواستهایی، صرفاً منجر به تنگتر شدن خط قرمزهایی میشود که برنامه سازان تلویزیون باید آن را رعایت کنند؛ خط قرمزهایی که ربطی به سیاستهای کشور یا سازمان صداوسیما ندارد و تنها فشارهای اینچنینی، منجر به طرحش میشود و انتظار میرود، مدیران ارشد سیما با شجاعت جلوی آن بایستند و آزادی عملشان را حفظ کنند تا به نوعی آزادی عمل سینماگران نیز نگه داشته شود.
افزون بر این میتوان با طرح مباحث مفصلی در برنامههای تلویزیون و تکرار این موضوعات برای مخاطب عام و خاص، تفاوت «مستند» و «داستان» را مشخص کرد تا بیننده هیچ گاه داستان را با قیاس مستند ارزیابی نکرده و واکنشی مشابه نشان ندهد. مازندرانیها، لرها، کردها، شیرازیها، آذریها و... همه جزوی از ملت بزرگ ایران هستند و حفظ حرمتشان ضروری است؛ اما این که شخصی با لهجه در مجموعه طنز حضور داشته باشد، به معنای تمسخر یک قومیت نیست و باید میان طنزِ داستانی و تمسخر تفاوت قائل شد و دست و پای برنامه سازان را با قومیت گرایی افراطی بیش از این نبست.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
احترام به همه اقوام ايراني يك وظيفه است.
---------------------------
عزيزان جهت اطلاع يك نظر سنجي براي انتخاب برترين چهره سياسي سال 1391 در سايت خبر آنلاين است كه ميتوانيد مراجعه كنيد . در ضمن رقابت نزديكي بين دكتر محسن رضايي و آقاي رفسنجاني براي اول شدن است.
آدرس: http://www.khabaronline.ir/detail/279739/politics/parties
من بچه گیلان هستم ساکن تهران لهجه و زبان مازنی ها رو خوب میشناسم دراین فیلم بقول دوستان وفقط ادا لهجه مازنی های هست بنظر بنده توهین و مسخره نیست .
تی فدا و ما مخلص تمام ریکا های مازنی هاهستیم .
1.هرگز راضی نیستیم به هموطنان ماتوهین بشه،به هیچ دلیلی
2.اگر قراره لازمه خندیدن توهین کردن به دیگران باشه،من ترجیج میدم با همین چهره عبوس بمیرم
3.اما حقیقتا در فیلم یاد شده متوجه مورد توهین آمیزی نسبت به عزیزان مازنی نشدم.بدون تعارف بعداز این سریال کسانی که با این لهجه شیرین صحبت میکنند برای من چهره ای دوست داشتنی تر داشته اند
4.استفاده از کلمه "ظرفیت" درست نیست.اگر عزیزی -به جا یا نابجا- از ما رنجیده بشه باید دلداریش بدیم نه اینکه مواخذه کنیم
دعوانکنین من به عنوان یک لر آمادگی خودرابرای ساخت فیلم درموردلرهابرای فیلم های ویژه نوروزاعلام میکنم
حالا چی میشه آخرش ؟ پخش میشه ؟ نمیشه ؟ چی میشه آخر ؟ آمارشو بده باشه
الان کلاه قرمزی پخش میشه یا نمیشه
این خبر رو مینویسی اینقدر زیاد مینویسی ، خوب میتونی خیلی کمتر بنویسی منظور رو برسونی از قدیم گفتن کم گوی گزیده گوی چون دُر تا .... بقیشو بلد نیستم حالا !
من مشهدی هستم بعد از این سریال احساس خوب و دلچسبی نسبت به لهجه و بی آلایش بودن هموطنان شمالی ام پیدا کردم شمارا به خدا محبت و سادگی را بد جلوه ندهید
حساس نشو نقي
lمن واسه عید کلاه قرمزی میخاممممممممممممممم
چرا یک نظر سنجی اختصاصی در میا مازنی ها انجام نمیدهند. مگر مسئولی مازندران توسط مردم مازندران انتخاب میشوند. آنها بهتر است به اجائیات بپردازند.
من رشتی هستم. اما به دلیل نزدیکی دو زبان می دونم که در فیلم به مازنی صحبت نمی شه.
در واقع ادا در ميارن. این که یک سریال محتوای خوبی داره قبول اما چرا باید روی یک گویش تمرکز کنه. انتقاد به ااستان و پیام سریال نیست بلکه به ظاهر ساخت اون.
مثلا چرا برخی رفتارهای مضحک رو با لهجه تهرانی غلیظ که ار نظر خیلی ها که تهرانب نیستند خنده دار هست،ترکیب نمی کنن. آیا اگر بازیگران با اون وضع صحبت نکنن ، سریال واسه مردم جنبه طنز داره؟ این واضح که بیشتر لودگی با اون گویش جلب توجه می کنه تا محتوا.
شادی حق مردمه اما به تمسخر گرفتن یک خرده فرهنگ قطعا از نظر من مذموم و نادرسته.
اقا دروغ چرا؟ما مازندرانیها دقیقا لهجمون همینه چه بخوایم چه نخوایم
من مازنی ام
بسیار موافق پخش سریالم
فقط،
بازیگر های مازنی نقش مازنی ها رو بازی کنن، آذری ها نقش آذری ها رو بازی کنن، اصفهانی نقش اصفهانی رو بازی کنه و برای بازیگرهایی که اصالتا متعلق به اون گویش نیستن نیستن دوره آموزشی بزارن تا به گویش و لهجمون خدشه ای وارد نشه.
به نظرم این موضوع برا همه زبانها و گویشها و قومیتها هم رعایت شه
خندیدن حق مسلم همه ماست
نگاه نکنین، کتاب بحونین!
به نظر من استفاده از لهجه ی تمام اقوام ایرانی تو تمام برنامه های تلویزیون (و نیز طنز) لازمه. اینحوری نباشه فرهنگ یه بخش هایی از کشور نابود می شه. پس اگه استفاده نشه توهین به قومیت هاست ولی اینکه می گن مسخره کرده دیگه فک کنم زیاده رویه. بالاخره هر داستانی از شخصیت های مختلف ساخته می شه نمی شه که داستان رو عوض کرد و شخصلت ها رو حذف کرد.
چیزی که جالب بود در این نظرات اینکه که مازندرانی های معترض چقدر مازندران را بزرگ می بینند (احتمالا تا شمال خراسان ) در صورتیکه هنرپیشه ها برای علی آباد کتول یعنی 40 کیلومتر بعد از گرگان به سمت مشهود بودند . هرکس کمی (ناچیزی) تاریخ و جغذافیا بداند می فهمد که مازندران(طبرستان سابق) با گلستان (استرآباد یا جرجان قدیم) فرق دارد و اقای طنابنده گرگانی صحبت می کند نه مازندرانی
محض اطلاع شما و امثال شما باید عرض کنم لهجه مردم اصیل و حتی در علی آباد کتول و روستاهای گرگان مازنی هست .
من یک مازندرانی هستم ! از این سریال متنفرم ! این سریال اصلا به زبان مازندرانی حرف نمی زند اگر بزند که شماها هیچی نمی فهمید ! بلکه این افراد پارسی با لهجه مازندرانی حرف میزنند !
جدی از خودتون خجالت نمیکشین؟
شما ایرانی هستین؟
مگه ایران فقط مازندران یا تهرانه؟
مگه ساختن یه فیلم با یه گویش خاص تمسخر تلقی میشه
واقعا باید تاسف خورد واسه عقل و منطق اونایی که میگن حرف زدن با یه لهجه تمسخر اون لهجست
ما همه ایرانی هستیم
و هیچ گویشی مسخره نیست
لطفا اونایی که میگن اینا تمسخره اینو بفهمن
...
ما هرچی انتقاد کردیم از این سریال فایده ای نداشت چون باز هم دارن این سریال رو ادامه میدن.
در این سریال مازنی ها آدمهای ساده لوح و تهرانیها آدمهای کلاش و دزد و بی معرفت و...
نشان داده شدند واقعا همینطوره !!!!
لهجه استفاده شده در این سریال کاملا گرگانی است نه مازنی .شاید بشود گفت مازنی ها شبیه این لهجه صحبت می کنند.
گرگان و مازندران و گلستان همه یکی هستن نگاه به این نقشه ها نکن که با 1 مصوبه مرز گزاشتن و استان ساختن و جدا کردن.فرهنگ و زبانشون یکی هست حالا شاید یه کم فرق باشه ولی در کل یکی هستن
من مخالف خنده نیستم و خودم هم خیلی دپــرسم . مازنی ها همچین آدمهای ساده و داغونی نیستن که سیروس مگدم (مقدم) تو سریالش نشون داد ، عیبی که مازنی ها از این سریال گرفتن این بود که شخصیتهای کمیک فیلم (تو بخوان آدم ندیده) همه مازنی بودن و بقیه عوامل با جت از سیاره دیگری بودند .
نقــــــــــی از علی آباد
من وخانواده واقوام که ازشهرستان میان طرفدار این مجموعه جذاب هستیم.
من عاشق آقای تنابنده هستم
وکارای اونو خیلی دوسدارم.
حیف نمیزارن کارکمدی زیاد بسازه
البته این فیلمای عاشقانه نمیزارن.
ماحمایت میکنیم من آذری هستم
واگه به جای مازنیاآذری میساختن
خیلی هم کیف میکردم.
اصلاتهرانی ی وجودنداره که تهران یعنی ایران کوچک
همه هستن بجزخود تهران
یابا هرلحجه وگویش.
قربون ایران وایرانی ومازنی وکرد ولرش برن بدخواهامون
من فکر کنم پیدا کردن جواب اینکه آیا این سریال توهین است یا خیر خیلی راحته. راهش رجوع به شرعه. به نظر شما به این طریق مردم را خندوندن از نظر شرعی درست؟ نظر من اینه که نه. کاملاً از نظر شرعی اشتباهه. حالا میخواد مازندرانی باشه، تهرانی باشه یا لر و اصفهانی و... من فکر کنم راههای خیلی بهتری برای خندوندن مردم وجود داره که شرع هم حدود اونو مشخص کرده
من کاملا با این سریال مخالفم، این سریال توهین به مردم دوست داشتنی شمالیه..
من بادیدن این مجموعه عاشق مازندرانی ها شدم
حساس نشو حساس نشو. من مازندرانی هستم . تو یه استان دیگه هم زندگی میکنم . خداییش با پخش سریال احترام به من و خونواده ام بیشتر شد... عاشق تنابنده و تیم بازگریشم . استاد خمسه که جای خودشو داره
این وسط حق ما مردم گلستان داره ضایع می شه نه مازنی ها
همچین میگی گلستانی هاااا انگار 1000 سال قدمت داره اسمش بابا شما هم همون مازندرانی هستین که با 1 مصوبه شدین گلستانی
بنظرم متن تحلیلی خوب بوده هر چند که اعتقاد دارم سریال پایتخت مثل خیلی از سریالها دارای تقاط ضعفی می باشد اما توجه به قومیت و منطقه خاص باید مورد پذیرش تمامی هموطنان قرار گیرد البته با نگاه بزرگمنشانه چرا که هدف از این سریال معرفی قومیت خاصی نیست بلکه ارائه داستانی با کاراکترهای یک منطقه...چه بسا می توانست برای هر یک از مناطق کشور نیز این موضوع ارائه شود...
ببینید...این برنامه در قسمت اولش از نظر محتوایی خوب بود ولی چون بازیگران اون با تغییر لهجه ، میخواستن مازندرانی صحبت کنند ، حالت تمسخر به خودش گرفته بود...بهتره تو این سریالها از بازیگرانی استفاده بشه که واقعا مازندرانی هستن...و بلدن مازندرانی حرف بزنن...نه کسانی که بخوان لهجه رو تقلید کنند..مثل اینکه یه مازندرانی بخواد ترکی رو تقلید کنه...مطمئناً کمی تمسخر قاطیش میشه
ماکارگردان ایرانی یاد گرفتیم تا یک فیلمی که استقبال خوبی از آن شده و درآمد زا بوده برای نفی شخصی ساخت 2 و 3و 4 و5 و غیره را ادامه میدی مثلاً اخراجی 1 اخراجی 2 اخراجی 3 بس کنید دیگه شورش و در نیاورید یک فیلم یا سریال را تکرار نکنید همه مزه سریالها را بر اثر تکرار ازبین نبرید وهم مردم را فراری ندهید تعمق و تدبر کنید فیلم و سریالهای کمدی متفاوت بسازید .
هیچ دقت کردید هر فیلمی که ساخته میشود شهرستانیها همه نظافت چی و یا آبدارچی معرفی میگردند نمیدانم چطور تهرانیها همه معلم و دانا و با شخصیتی هستند این موضوع برای خود تهرانیها ضعف محسوب میشود
ماموریت غیر ممکن هم تا 4 ساختن خیلی هم خوب در اومد چیزی نمیدونی مجبور نیستی نظر بدی
من هم به عنوان یک تهرانی مراتب اعتراض خود را بابت چند صد هزار نقش منفی، دزد، بی دین و... که از ابتدای پیدایش صدا و سیما در این مملکت، در فیلم ها و سریال های گوناگون با لهجه تهرانی صحبت کرده اند را اعلام می دارم!
من دوستان مازني زيادي دترم و واقعا مازندران ومازنيهارو دوست دارم ومعتقدم كه نبايد حساسيت نشون بدن من راضيم همين سريال سال بعد كرمانشاهي ساخته بشه
يعني مشكل مملكت در توليد فيلم فقط لهجه است .. يكم واقع بين باشيد
من که یک مازندرانی هستم خیلی خیلی از این سریال خوشم آمد خیلی هم آموزنده بود. شمارا بخدا این جزییات را ول کنید به اصل مطلب بپردازید.اینقدر درگیر حواشی نشوید.امیدوارم امسال هم با تماشای پایتخت 2 لذت ببریم.از بس سریال های آبکی و غمگین از تلویزیون دیدیم دلمان پوسید.خواهش می کنم با انتقادهای بیجا و بی اساس و متعصبانه جلوی پخش سریالهای خوبی نظیر پایتخت 2 رانگیرید
من هم یک مازندرانی هستم قسمت اول خوب بود وبامزه ولی ساخت قسمت دوم دیگه ضرورتی نداشت .میگذاشتند یک خاطره کمدی خوب برای همه اقوام ایرانی نه باهم به یک قوم خندیدن در قسمت بعدی.
خیلی عذر میخوام ولی این سریال اصلا در مورد لهجه مازنی ها نبود که مازنی ها اعتراض میکنن....این سریال در مورد مردمان علی آباد کتول از استان گلستان است... استان گلستان رو با مازنی ها قاطی نکنید لطفا ....اقای طنابنده هم گرگان زندگی کردند و هنرشون متاثر است از زندگی در شهر گرگان است...این چه ربطی به مازندرانی ها داره؟؟؟؟!!!!!!!
دقیقا همینطوره . علی آباد که میگفتن مال علی آباد کتول بوده و موسیقی متن هم کاملا کتولی هست و مردم گلستان هم برخی به زبان مازنی حرف میزنند و محسن تنابنده دقیقا گرگانی اصیل حرف میزد .اتفاقا از مردم استان گلستان نظرخواهی در صدا سیما استان شد و مردم همگی از این سریال استقبال کردند مازنی های عزیز ناراحت نشوند مخاطب لهجه این سریال گرگان و علی آباد کتول بوده و ما هیچ مشکلی در این مورد نداریم
گرگان هم که مال ساری هست . تازه جدا شدین ، در ضمن لهجه مازنی داشت سریال ؛ پس برید به همه بگید سریال لهجه گرگان داشت تا بفهمند لهجه کجا بوده است .
برادر من اون لحجه ای که در سریال غالب بود لهجه ی منسوب به مازنی هست. اگه گلستانی هستی میدونی حتما که تا همین چند سال پیش علی اباد و گرگان و کل استان گلستان جزء مازندران بود. پس اینکه گفته میشه مازنی یا مازندرانی منظور به این نیست که یکی از شهرهای مازندران هست علی اباد، بله علی اباد در تقسیمات کشوری جزء گلستان هست، ولی به توجه به قومیت و زبان و لهجه ی غالبش، به بیان عمومی مازنی یا مازندرانی گفته میشه
من خودم يك مازندراني اصيل هستم جدم نويسنده مرزبان نامه بوده است. تا قسمت سوم اين سريال فكر مي كردم قرار است لهجه مازني مورد تمسخر قرار گيرد ولي وقتي با داستان سريال هماهنگ شدم فهميدم اتفاقا اين سريال چقدر فرهنگ مازندراني كه شامل صلح صفا مهرباني سادگي عشق به همسر علاقه به والدين و فرزندان و بسيار مسائل ريز ديگر كه اگر با دقت مي ديدي متوجه مي شدي را در بردارد. لهجه مورد استفاده لهجه برخي روستا ها در شمال بوده و جالب و خنده دار بود و در كل همگي .................حساس نشيد حساس نشيد حساس نشو واقعا خدايي جالب نبود، بود ديگه بازم ميگم حساس نباشيد............. خيلي مسائل مهمتر است كه بايد حساس مي بوديم و اقايان كمپين راه مي انداختن مثلا موضوع جنگل ها........... به نظر شما در شمال جنگلي مانده ، نمانده پس چرا حساس نشديد مترسك نباشيد
آقا من خودم ماله علی آبادم لهجه ی ما هم مازنی نیس. اصلا مازنی رو متوجه هم نمیشیم. هر کی نوشته به لهجه مازنی توهین شده بیخود گفته.
در واقع مردم گیلان گیلکی صحبت میکنن و مردم مازندران مازنی ولی از شهر عباس آباد به بعد لهجه مردم عوض میشه تا حدی که دیگه زبون همو متوجه نمیشن.
مقصر خبرگزاری هس که فکر میکنه هر جا جنگل داشت مازنی صحبت میکنن
اتفاقا مازنی هست و خودت خبر نداری! در شمال ایران چند ده کیلموتر لهجه ها متفاوت میشه. لهجه مردم بهشهر با بابل فرق میکنه به طوری که اگر دو شخص به طور غلیظ با هم صحبت کنند ممکنه متوجه حرف زدن همدیگه نشن!
مازندرانیهای پهلوان
مدال آوران المپیک ایران
نام داران کشتی جهان
گفتی مدال آوران المپیک ایران یاد جهان پهلوان ((امامعلی حبیبی)) مرد نمونه ی مازندران و کشتی ایران افتادم...
خیلی هابعد از دیدن این سریال تازه علی اباد روشناختن و رفتن اونجا ولی معمولا این جور مجموعههاشماره 2 شون خوب در نمیاد
وقتي مردم از يه سريال خوششون مياد يعني كه از لهجه هاش لذت ميبرند و اين بايد براي مازندراني ها افتخار باشه البته تعداد كمي از شهرستاني ها نسبت به اصالت و زيبايي زبانشان متاسفانه شك دارند ولي ما تهراني ها عاشق تمام لهجه هاي مملكتمون هستيم و از شنيدنشون لذت مي بريم.
ساختار نوشتاری یک اثر تصویری مجموعه ای است از نمادها و نشانه ها و اصولا هیچ نکته ای حتی وجود یک عنصر هرچند به نظر بی اهمیت عاری از تحلیل نمی تواند باشد از آنجایی که برنامه های طنز صرفاً برای سرگرمی و خنداندن نیست و بار انتقادی نیز به همراه دارند می خواهم بدانم اگر آقای مقدم و دیگر کارگردانان ایرانی از گویش شمالی (گیلانی و مازندرانی) به عنوان یک نماد انتقادی استفاده می کنند به چه دلیل می تواند باشد و اصلا این نماد برای انقاد به چیست؟!!! خنده؟ .... کجای لهجه ی یه هموطن لر، ترک، شمال، جنوب می تواند خنده دار باشد راستی خود آقای مقدم اصالتاً کجایی هستند؟
سلام . من یک مدرس دانشگاه هستم و در دانشگاه هم کمی لهجه سبزواری ام مشخص می شه. برخی از دانشجویان لهجه مرا به سخره می گیرند اما من با همین لهجه ام به آنان علم می آموزم. پس یکی می تونه مثل من لهجه هم داشته باشه ولی بهش افتخار کنه!
سلام طنز سازی رو از مهران مدیری یاد بگیرید که بدون تمسخر بهترین طنز هارو میسازه
با عرض سلام
من یک دانشجوی دکتری مکانیک هستم اصالتا ساروی هستم که حدود 10 سال در تهران زندگی میکنم..
اتفاقاً به نظر بنده و خیلی از دوستان شمالیم ساخت این سریال نه تنها توهین به شمالیا نبوده بلکه خیلی خیلی ماها رو خرشند کرده که بعد مدتها یک سریال ساخته شده و فرهنگ ما رو و زبان ما را به تصویر کشیده..
نمیدونم چرا بعضی ها....
اتفاقا در حین پخش سریال و بعد از آن هم، بازتاب خیلی خیلی مثبتی از طرف دوستان و آشنایان غیر مازندرانی دیده شده بود. همه با علاقه میدیند و با اشتیاق میخواستند به گویش ما حرف بزنند.
یک کمی فکرتون را رشد بدهید...
من الان که شنیدم پایتخت 2 قراره پخش شه، خیلی هم خوشحال شدم.
من خودم مازندرانی ام فیلم پایتخت رو دیدم اصلاً به مازندرانی ها توهین نکرد. تازه یادمون باشه قرار فیلم برای کل ایران پخش بشه برای همین کارگردان نمی تونه از بازیگری استفاده کنه که بصورت کامل مازندرانی صحبت می کنه اگه اینجوری باشه فیلم و فقط ما مازندرانی ها می فهمیم. در ضمن توی شبکه تبرستان بازیگرانی نظیر "نوروز" به اندازه کافی به لهجه مازندرانی بی احترامی کردند ولی کسی نیست به این بازیگر ایرادی بگیره.
دوستانی که میگن تهرانی ها.... مگه تو تهران چه کسانی زندگی می کنند. به جرات میتونم بگم بالای 90 درصد افراد ساکن در تهران به قول ما شهرستانی هستند، سالهاست که ترکیب جمعیتی تهران عوض شده و هر کسی رو که شما ببینید یه جورایی رگ و ریشش شهرستانیه که اغلب واسه پیدا کردن شغل مناسب و ادامه تحصیل یا موارد دیگه ساکن تهران شدن. خیلی از همین بازیگرها و کارگردانها و هنرمندان یا حتی رجال سیاسی از رییس جمهور گرفته تا وزرا و مدیران شهرستانی هستند. به نظر من محتوی سریال مهم بود که مشکلات اقتصادی رو که باعث مهاجرت به تهران میشه رو نشون میداد که موفق هم بود.
چرا فکر میکنی که همه بازیگرها و کارگردانها و هنرمندان با حتی رجال سیاسی باید تهرانی باشند؟
من با افتخار میگم مازنی هستم.
دوستان باید افتخار کنیم که قومیت های مختلفی داریم.اینکه سریالی ساخته میشه در وصف ی قوم حتی اگر به طنز باشه ایرادی نداره.از دیدگاه من برای شناخت اقوام مختلف ضروریه.اینکه به صورت کمدی یا طنز در میاد جدابیت کار را بیشتر میکنه.همین باعث میشه بیننده با علاقه بره سوال هایی که در حین دیدن فیلم براش پیش میاد.البته سازندگان برنامه باید نهایت دقتو به کار ببرن که سوءتفاهم پیش نیاد.
بعضی میگن چرا سریال طنز با لهجه تهرانی کسی رو ناراحت نمی کنه..برای اینکه اصلا قابل مقایسه نیست...ما شبانه روز آدمای متفاوت..کاراکترهای مختلف از پزشک و کارخونه دار و دزد و کلاهبردار و ...خلاصه همه چی با زبان معیار فارسی تو تلویزیون میبینیم...ولی در مورد لهجه ها این طور نیست.
شما تا حالا دیدین تو یه سریال معمولی یه آدم مرتب و اتوکشیده و باسواد یه هو لهجه ترکی داشته باشه؟
یعنی تو تهرانی به این بزرگی که شهر هفتاد و دو ملت از همه ایرانه..یه آدم درست درمون از یکی از شهرهای ایران مهاجرت نکرده که هنوز لهجه داشته باشه؟؟؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.