نگاه شما: جذب بورسیه یا تأمین حقوق کارکنان؟
چند سالی است که «وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری» به منظور برپایی عدالت در استخدام و جذب بورسیه برای تأمین اعضای هیأت علمی مستعد جهت دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کشور، اقدام به ایجاد «سامانه جذب اعضای هیأت علمی» نموده است. کلیه دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی زیر مجموعه این وزارتخانه، موظف شدهاند، درخواستهای خود برای تأمین و اصلاح هرم هیأت علمی خود را تنها به سامانه مذکور فرستاده و داوطلبان محترم (بورسیه، طرح سربازی، استخدام) هم با نامنویسی در سامانه مذکور و آپلود مدارک مثبته از فعالیتهای علمی و مدارک تحصیلی خود، پس از پرداخت مبلغی نزدیک هجده هزار تومان، اقدام به انتخاب اولویتهای خود کنند.
همچنین داوطلبان از طریق همین سامانه، در پایان هر مرحله «فراخوان جذب» میتوانند وضعیت دعوت به مصاحبه و یا پذیرش نهایی خود (با اطلاع رسانی ناقص در سامانه) را ببینند. در زمینه موارد مذکور مطالبی هست که به شرح زیر به اطلاع میرسد:
۱ ـ بیشتر دانشگاههای کوچک و گاه تازه تاسیس و غالب مؤسسات غیر دولتی، که از طریق سامانه جذب، جهت «بورسیه دانشجویان دکتری» درخواست ارائه نموده بودند، به علت «کمبود بودجه» و «به صرفه بودن تأمین مدرس دانشگاهی به صورت حق التدریس»، هنوز نسبت به دعوت داوطلبان به مصاحبه و یا اعلام «عدم نیاز» به این داوطلبان ننموده که برخی از این داوطلبان در فراخوانهای پیشین (شهریور ۹۰، بهمن ۹۰) اقدام نمودهاند ولی هنوز پاسخی دریافت نکردهاند. (برای نمونه: دانشکده فنی گلپایگان، دانشگاه صنعتی قم، شهرکرد، صنعتی اراک و...).
۲ ـ بیشتر دانشگاههای بزرگ و واقع در مراکز استانها (مثل دانشگاه اصفهان، تهران، صنعتی اصفهان و...) هم به رغم اینکه از طریق سامانه جذب، برای «بورسیه» اقدام به فراخوان نمودهاند، ولی در هنگام ارزیابی داوطلبان جهت دعوت به مصاحبه، به دلایل واهی مانند «دانشجوی سال آخر نبودن» از بررسی پرونده خودداری و داوطلب را «رد» میکنند. همان گونه که میدانید، هدف از «بورسیه کردن» تأمین هزینه زندگی و تحصیل دانشجویان مستعد در طول تحصیل است تا او با فراغ بال به تحصیل و پژوهش بپردازد (به ویژه در آغاز دوره پژوهشی مقطع دکترا) و غالباً «دانشجوی سال آخر»، دیگر دنبال «بورس» نیست و میخواهد «استخدام» شود؛ بنابراین، بهتر است سهمیه «بورسیه» از فراخوان این گونه دانشگاهها حذف شود.
۳ ـ از فراخوان گذشته (شهریور ۹۱)، از طریق مرکز جذب (از طریق «توضیحات» ارائه شده در مورد اولویتهای ارائه شده از سوی دانشگاهها)، برای دانشجویان «استعداد درخشان و اعضای بنیاد نخبگان»، تسهیلاتی جهت «جذب در دانشگاهها» در نظر گرفته شد که از آن جمله میتوان به «بررسی پرونده داوطلب در حالی که امتحان جامع را نگذرانده است» و «افزایش تعداد اولویتهایی که داوطلب میتواند انتخاب کند» نام برد، ولی متاسفانه بیشتر دانشگاههای بزرگ با وجود تسهیلات قول داده شده به داوطلبان نخبه (که دارای شرایط مربوطه بوده و پرونده آنها به تأیید وزارت علوم رسیده و در پروفایل آنها اعمال شده بود)، پرونده این گونه داوطلبان رابه دلایلی واهی مشابه سایر داوطلبان (مثل عدم گذراندن امتحان جامع و یا دانشجوی سال آخر نبودن) بررسی ننموده و «رد» کردهاند که به نوعی با «اطلاعیهای» از سوی «مرکز جذب» به آن اذعان شده است.
۴ ـ برخی دانشگاههای نه چندان مطرح (مثل دانشگاه کاشان و...) هم بر خلاف قوانین حاکم بر استخدام اعضای هیأت علمی، داوطلبان گزینههای ارائه شده از سوی خود (بورس، طرح سربازی، استخدام) را به داوطلبانی که «هر سه مقطع تحصیلی را در دانشگاه دولتی گذراندهاند» محدود و اختصاص دادهاند (در فراخوانهای شهریور و بهمن ۹۱) که کاملاً بر خلاف قوانین جاری در کشور که مدارک فارغ التحصیلان مؤسسات غیر دولتی زیرمجموعه وزارت علوم، دانشگاههای پیام نور، علمی کاربردی و دانشگاه آزاد اسلامی کاملاً معتبر است (زیرمجموعه وزارت (یعنی دانشگاهها)، به مدارکی که از سوی دستگاه بالاتر (وزارت علوم) مورد تأیید است، اهمیت نداده و قبول ندارد).
۵ ـ با توجه به شرایط نامبرده، در هر دوره فراخوان، مرکز جذب و دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، با کسب درآمد از هزینه پرداختی از سوی داوطلبان (حدود هجده هزار تومان) که غالباً دانشجو بوده و منبع درآمدی ندارند، با دلایل واهی و خلاف قانون، حقوق داوطلبان را ضایع کرده و پولها را به نفع خود ذخیره میکنند (در کمبود بودجه دانشگاهها، این روش هم منبع درآمدی است که حق الناس است) و پاسخگو نیز نیستند (تاکنون دو بار از طریق رایانامه با مرکز جذب مکاتبه شده و حتی تلفنی و حضوری با برخی دانشگاهها صحبت شده است).
همچنین داوطلبان از طریق همین سامانه، در پایان هر مرحله «فراخوان جذب» میتوانند وضعیت دعوت به مصاحبه و یا پذیرش نهایی خود (با اطلاع رسانی ناقص در سامانه) را ببینند. در زمینه موارد مذکور مطالبی هست که به شرح زیر به اطلاع میرسد:
۱ ـ بیشتر دانشگاههای کوچک و گاه تازه تاسیس و غالب مؤسسات غیر دولتی، که از طریق سامانه جذب، جهت «بورسیه دانشجویان دکتری» درخواست ارائه نموده بودند، به علت «کمبود بودجه» و «به صرفه بودن تأمین مدرس دانشگاهی به صورت حق التدریس»، هنوز نسبت به دعوت داوطلبان به مصاحبه و یا اعلام «عدم نیاز» به این داوطلبان ننموده که برخی از این داوطلبان در فراخوانهای پیشین (شهریور ۹۰، بهمن ۹۰) اقدام نمودهاند ولی هنوز پاسخی دریافت نکردهاند. (برای نمونه: دانشکده فنی گلپایگان، دانشگاه صنعتی قم، شهرکرد، صنعتی اراک و...).
۲ ـ بیشتر دانشگاههای بزرگ و واقع در مراکز استانها (مثل دانشگاه اصفهان، تهران، صنعتی اصفهان و...) هم به رغم اینکه از طریق سامانه جذب، برای «بورسیه» اقدام به فراخوان نمودهاند، ولی در هنگام ارزیابی داوطلبان جهت دعوت به مصاحبه، به دلایل واهی مانند «دانشجوی سال آخر نبودن» از بررسی پرونده خودداری و داوطلب را «رد» میکنند. همان گونه که میدانید، هدف از «بورسیه کردن» تأمین هزینه زندگی و تحصیل دانشجویان مستعد در طول تحصیل است تا او با فراغ بال به تحصیل و پژوهش بپردازد (به ویژه در آغاز دوره پژوهشی مقطع دکترا) و غالباً «دانشجوی سال آخر»، دیگر دنبال «بورس» نیست و میخواهد «استخدام» شود؛ بنابراین، بهتر است سهمیه «بورسیه» از فراخوان این گونه دانشگاهها حذف شود.
۳ ـ از فراخوان گذشته (شهریور ۹۱)، از طریق مرکز جذب (از طریق «توضیحات» ارائه شده در مورد اولویتهای ارائه شده از سوی دانشگاهها)، برای دانشجویان «استعداد درخشان و اعضای بنیاد نخبگان»، تسهیلاتی جهت «جذب در دانشگاهها» در نظر گرفته شد که از آن جمله میتوان به «بررسی پرونده داوطلب در حالی که امتحان جامع را نگذرانده است» و «افزایش تعداد اولویتهایی که داوطلب میتواند انتخاب کند» نام برد، ولی متاسفانه بیشتر دانشگاههای بزرگ با وجود تسهیلات قول داده شده به داوطلبان نخبه (که دارای شرایط مربوطه بوده و پرونده آنها به تأیید وزارت علوم رسیده و در پروفایل آنها اعمال شده بود)، پرونده این گونه داوطلبان رابه دلایلی واهی مشابه سایر داوطلبان (مثل عدم گذراندن امتحان جامع و یا دانشجوی سال آخر نبودن) بررسی ننموده و «رد» کردهاند که به نوعی با «اطلاعیهای» از سوی «مرکز جذب» به آن اذعان شده است.
۴ ـ برخی دانشگاههای نه چندان مطرح (مثل دانشگاه کاشان و...) هم بر خلاف قوانین حاکم بر استخدام اعضای هیأت علمی، داوطلبان گزینههای ارائه شده از سوی خود (بورس، طرح سربازی، استخدام) را به داوطلبانی که «هر سه مقطع تحصیلی را در دانشگاه دولتی گذراندهاند» محدود و اختصاص دادهاند (در فراخوانهای شهریور و بهمن ۹۱) که کاملاً بر خلاف قوانین جاری در کشور که مدارک فارغ التحصیلان مؤسسات غیر دولتی زیرمجموعه وزارت علوم، دانشگاههای پیام نور، علمی کاربردی و دانشگاه آزاد اسلامی کاملاً معتبر است (زیرمجموعه وزارت (یعنی دانشگاهها)، به مدارکی که از سوی دستگاه بالاتر (وزارت علوم) مورد تأیید است، اهمیت نداده و قبول ندارد).
۵ ـ با توجه به شرایط نامبرده، در هر دوره فراخوان، مرکز جذب و دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، با کسب درآمد از هزینه پرداختی از سوی داوطلبان (حدود هجده هزار تومان) که غالباً دانشجو بوده و منبع درآمدی ندارند، با دلایل واهی و خلاف قانون، حقوق داوطلبان را ضایع کرده و پولها را به نفع خود ذخیره میکنند (در کمبود بودجه دانشگاهها، این روش هم منبع درآمدی است که حق الناس است) و پاسخگو نیز نیستند (تاکنون دو بار از طریق رایانامه با مرکز جذب مکاتبه شده و حتی تلفنی و حضوری با برخی دانشگاهها صحبت شده است).
فرستنده: امیر آرانی
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
دوست عزیز : دانشگاه کاشان دانشگاه غیر مطرح است ؟!! نگاهی به رتبه دانشگاه در پایگاه های مختلف مانند وبومتری بکنید با دانشگاه اصفهان ما دو پله فرق داریم !!! امسال 8 پله صعود داشته است !! لطفا این جمله را اصلاح کنید . دانشگاه کاشان از 18 مر کز استان بالاتر است .
بسیاری از دانشگاه ها نیز نفرات مورد نظر خود را از قبل انتخاب کرده اند و این فراخوان فقط پوششی برای قانونی کردن فرایند جذب است!
همچنین دانشگاه های بزرگ به دلایل واهی مانند زیاد بودن داوطلب یا عدم نیاز در شرایط فعلی داوطلبان را دست به سر می کنند در حالی که با کمال تعجب هر بار در سایت اطلاعیه خود را تجدید می نمایند. همچنین در لینک پیگیری نتیجه با شگفتی بیشتر مشاهده می شود که در جلوی نام این افراد نتیجه بررسی پرونده از سوی دانشگاه مربوط مثبت بوده و در مقابل کلمه دعوت به مصاحبه عبارت "بلی" درج شده است اما در حقیقت هیچ بررسی و مصاحبه ای در کار نبوده است!
به نظر می رسد که سر انجام این روش جذب نیز در نهایت همچون آزمون ورودی دوره دکتری متمرکز شدن به صورت کنکور ورودی جذب هیات علمی است. شاید این گونه قدری به عدالت استخدامی نزدیکتر شویم.
من دانشجوی دکتری هستم. در فراخوان 90 شرکت کردم و مورد موافق دانشگاه مقصد قرار گرفتم. از شهریور 90 تا کنون 4 بار مصاحبه رفتم و متاسفانه تا زمانی که حکم اینجانب صادر شود زمان فارغ التحصیلی و دفاع من رسیده است!! نمی دانم چرا اینقد فرایند بورس را طولانی کرده اند!! هم کار و هم مطالعه!!! درددل خودر ا به که بگویییییییییییییییییییییییییم!!!!!!!!
آفرین. همه نکات مطرح شده صحت داره. یه مساله دیگه هم بحث رابطه بازی در انتخاب اساتیده. اغلب موارد دانشگاهها انتخاب خودشون رو قبل از فراخوان انجام دادند و فراخوان یه مساله کاملا صوری برای جذب اون فرد مورد نظره.
خيلي بيشتر از اينا حرف هست...
كاملاَ درست گفته شده براي مثال بنده در فراخوان شهريور 91 در دانشگاه خرم اباد را انتخاب كردم ولي دعوت به مصاحبه نشدم فكر كردم شايد فردي را جذب كردند اما با كمال تعجب مشاهده كردم كه دوباره در فراخوان بهمن 91 براي همين رشته مجددا اعلام نياز كرده است. و لذا بنده بايد مجددا 18000 تومان پول بريزم . اين ظلم بزرگي در حق دانشجويان است
1- 18 هزار تومان آن هم برای یک دانشگاه که فرضا 500 متقاضی داشته باشد می شود 9 میلیون تومان یعنی ماهی 750 هزار تومان که حقوق یک نیرو هم نمی شود .
2- بر فرض هم که پول زیادی شود از کجا می دانید حقوق کارکنان با آن پرداخت می شود .
حالا اینکه در جذب بورسیه ناحقی می شود را که نباید هرچی خواستیم بنویسیم !
من را فقط بدليل اينكه دكتري از دانشگاه ازاد داشتم به ناحق كنار گذاشتن در حاليكه به مسئولان جذب در دانشگاه ... گفتم شما حق نداريد و فقط مي توانيد امتياز كيفيت مدرك تحصيلي را صفر بدهيد از 5 نمره اما من يقين دارم ساير امتيازاتم از بقيه بالاتر است
خیلی از دانشگاه ها هر سال نیازمندی های یکسانی رو اعلام میکنن.
افراد رو به مصاحبه دعوت نمیکنن
وقتی هم که دعوت میکنن بدون ذکر دلیل از پذیرش هیات علمی خودداری می کنن.
وقتی هم که بطور غیر مستقیم و از طریق دوستان میپرسی که نتیجه چی شد خیلی راحت میگن که ما نیرو نمیخوایم و وزارت علوم ما رو مجبور کرده که اعلام نیاز کنیم.
درد دلمون رو به کی بگیم؟؟؟؟
سلام
آقا حق با این فرستنده من دانشجوی دکتری شریف هستم با رزومه خیلی خوب اما الان سه سال هستش که معطل بورس هستم
به موارد کاملا درست فوق، فراخوان بورس برخی دانشگاهها در برخی رشته ها علی رغم تصویب سهمیه بورسیه آنها از طریق وزارت علوم و نیز اعلام نیاز بعضی دانشگاهها علی رغم تصویب رشته را نیز باید افزود. موارد یاد شده که در نهایت حتی به دعوت متقاضی به مصاحبه هم منجر نمیشود مصداق بارز ضایع شدن حق مادی (پرداخت بی فایده هزینه ثبت نام) و معنوی ( هدر رفتن تعداد محدود اولویتهای قابل انتخاب) متقاضیان است. سعی نسنجیده در اعمال عدالت، در مواردی به شدت به تضییع حقوق منجر شده است.
بله من کاملا موافقم. من هم فراخوان های سال های قبل ثبت نام کردم ولی تا حالا هیچ جواب نداده اند. فقط کارم شده هر مرحله پول واریز کنم.
بسیار عالی حرف دل ما رو زدی. همه دارن حق دانشجویان دکتری را پایمال می کنند.
دقیقا همینطوره، من خودم دانشجوی سال آخر دوره دکتری هستم و تا حالا چندین بار ثبت نام کردم و هزینه پرداخت کردم ولی جدیدا هیچکس بورس که نمیشه هیچ حتی مصاحبه ای هم برگزار نمیشه
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.