فقدان فرهنگ «پیگرد»، ضعف بزرگ «شهروند بیتفاوت» ایرانی!
«شهروند بیتفاوت» را تنها نمیتوان به مصادیقی همچون مردمی که در زمان مرگ یک انسان در عوض کمک، با موبایل فیلمبرداری میکنند، اطلاق کرد، بلکه کسانی که در برابر از دست رفتن حقوقشان، تنها به اعتراضات کلامی بسنده میکنند و در اوج تلاششان، رسانهها را در فشار میگذارند، نیز در میان «شهروندان بیتفاوت» قابل طبقهبندی هستند.

به گزارش «تابناک»، بیگمان تاکنون بارها در خبرها خواندهاید که در پی شکایت یک شهروند یا چند شهروند در کشورهای غربی، نه تنها تغییر اساسی در قوانین رخ داده که حتی برخی مسئولان ارشد کشورها با محکومیتهای سنگین قضایی روبهرو شدهاند؛ رویدادی که امری مرسوم در برخی از این کشورهای پیشرفته تلقی میشود و هر شهروند با شناخت کامل قوانین و درک کامل از حقوق و وظایف شهروندیاش، پیگیریهای اینچنینی را نه تنها در دایره حقوق، بلکه در دایره وظایفش میداند.
در کشورهای در حال توسعه، این فرهنگ تا اندازهای دایره قانونگریزی سیستم اداری و اجرایی کشورهایی را که با چنین شهروندان پیگیری مواجه هستند، محدود میسازد، چرا که مسئولان افزون بر ناظران معمولی با ارباب رجوعهایی مواجه هستند که در صورت کمترین تضییع حقوقشان، پیگیری قضایی برای دریافت غرامتهای میلیون دلاری میکنند و جامعهشان نیز چنین پیگیریهایی را عمدتاً تعبیر به فرصتطلبی نمیکند.
همین روحیه حتی بخش خصوصی را نیز محتاط کرده و پس از وقوع کوچکترین واقعهای که پای حوزه اقتصاد خصوصی در میان باشد، کمپانی دخیل برای پیشگیری از پیگیری حقوقی، با پرداخت ارقام سنگین، رضایت نامهای از شاکی دریافت میکند و در واقع احتیاط در رعایت موبهموی قوانین و حقوق عموم مردم در چنین جامعهای یک اصل است، نه یک استثنا.
این اتفاق در ایران نیز البته رخ میدهد اما تقریباً هرچند سال یک بار و آنچنان نادر است که در رسانهها به شکل وسیعی پوشش داده شود. تازهترین کار در این زمینه، اقدام یک جوان کاشانی است که صبح روز نوزدهم خرداد ماه سال ۸۳ در مسابقه تلویزیونی زنده صبح بخیر ایران برنده ۱۵۰ هزار تومان شد و برای رسیدن به حقش، صورت مسألههایی همچون ارزش اسمی این جایزه و نظایر اینها مانع توقفش نشد و در پایان پس از طی این سالها، توانست حقش را در مراجع قضایی با پانصد هزار تومان هزینه دریافت کند و مسئولان این برنامه را محکوم به پرداخت جایزه کند.
محمد شعبانی مقدم پس از نتیجه نگرفتن از نامه نگاریهای پیاپی با حراست صداوسیما، مدیر وقت شبکه و مواجه حضوری با مجری برنامه، در نهایت ابتدا در دیوان عدالت اداری شکایت میکند، ولی با توجه به عدم ارتباط با این نهاد، عدم صلاحیت قضایی صادر میشود.
وی سپس در دادسرای کارکنان دولت، پیگیر شکایتش میشود و سرانجام پس از چندین سال پیگیری، حکم محکومیت مدیران صداوسیما را در دادسرای شهید بهشتی دریافت میکند. این جوان کاشانی یکی از معدود اشخاصی است که در این زمینه از حق خود با سبک و سنگین کردن هزینه و فایده ظاهری ماجرا نگذشته است.
مورد پیش از این به اواخر شهریور ماه ۱۳۸۶ بازمیگردد که معلمی، شورای شهر سوم پایتخت در نخستین روزهای عمرش و با همه قدرتش را وادار به تسلیم و بازگشت به قانون کرد و بلیت متروی تک سفره که اساساً جمع آوری شده بود، با پیگیری این شهروند دوباره چاپ و به گیشههای قطار شهری تهران بازگشت!
بر پایه این مصوبه که نهایتاً تأییدیه فرمانداری تهران را هم گرفته بود، بلیت تک سفره حذف و بلیت دو سفره و ده سفره با افزایش نرخ فروخته شد؛ اما این کار با اعتراض گسترده شهروندانی در ایستگاهها همراه شد که خواهان بلیت تک سفره بودند، ولی یک شهروند به جای جروبحث، ترجیح داد از طریق دیوان عدالت اداری، پیگیر این حق خود شود و سرانجام بلیت تک سفره مترو زیر چاپ برود؛ البته این خبر در آن زمان علی الظاهر از سوی سخنگوی شورای شهر فاش شد.
شاید بتوان با قیاس چنین رفتارهای نادری در کشورمان و معمولی در دیگر کشورها، اینچنین دریافت که پدیده «شهروند بیتفاوت» را تنها نمیتوان به مصادیقی همچون مردمی که در زمان مرگ یک انسان در عوض کمک اقدام به فیلمبرداری با موبایل میکنند اطلاق کرد، بلکه کسانی که در برابر از دست رفتن حقوقشان، تنها به اعتراضات کلامی بسنده میکنند و در اوج تلاششان، رسانهها را در فشار قرار میدهند، نیز در میان «شهروندان بیتفاوت» قابل طبقه بندی هستند.
متأسفانه شهروندان کشورمان هنوز درنیافتهاند که مسائلی همچون دعواهای کوچک، نیازمند پیگیری قضایی است و اگر چنین نیز به صورت نادر پیگیر باشند، تعبیر حق شهروندی را میکنند، نه وظیفه و تکلیف شهروندی، حال آنکه پیگیری هر تضییع حقوق فردی و عمومی توسط هر شهروندی یک وظیفه است و تجمیع چنین پیگیریهایی ـ به ویژه اگر جنبه قضایی یابد ـ ریسک فساد مالی یا تصمیمات فراقانونی را برای مسئولان افزایش داده و شاهد کاهش رفتارهای اینچنینی خواهیم بود و البته دست رسانهها برای پیگیری مطالبات خرد و کلان مردم گشودهتر میشود.
مردمان ما در قبال تذکر چنین تکالیف شهروندی، بهانههایی همچون رسیدگی نکردن و یا از حوصله خارج بودن پیگیریهای اینچنینی را پیش میکشند، حال آن که دستکم دو مصداق اشاره شده، ثابت میکند که نه تنها میتوان با چنین رویکردی، حق را گرفت، بلکه ضایع کننده حق را نیز مقابل افکار عمومی مفتضح ساخت. بر فرض حتی اگر این بهانهها پذیرفته شود و از صدها مورد پیگیری مستقیم مردم، یک مورد منجر به چنین احکامی شود، آیا اتفاق کوچکی رخ میدهد و سالیانه در مجموع چه تعداد نقض قانون و تضییع حقوق جبران خواهد شد؟
وقت آن رسیده که وقتی یک مسئولی پس از دورهای مدیریت ضعیف بر نهادی و ضربه به بخشی از منافع کشور، برکنار شده یا استعفا میدهد، گروهی از مردم به عنوان شهروند، یک به یک از او به اتهام بیکفایتی و تضییع حقوق ملت شکایت کنند تا هیچ مدیری پس از دورهای تصمیمگیری فاجعه آفرین، هنگامه کنار رفتنش از کرسی قدرت را آغاز روزهای خوش تعطیلاتش نداند و منتظر تاوان باشد. تا زمانی که شهروند مسئول معنای خود را نیابد، نباید بیش از این از رسانهها توقع پیگیری مطالبات مردمی را داشت، چرا که خود عملا پیگیرش نیستند و اساساً فرهنگ پیگیری مشکلات را ندارند!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
نمردیم و یک حرف درست شنیدیم !!!
بابا این روزا مردم حقوق خودشون رو رعایت نمیکنن تو انوبوس برای خانمها هم جا نیست یه اقا اومده رو صندلی تو قسمت خانمها نشسته هیچ کسم بهش نمیگه اقای محترم برو قسمت مردونه جالبه که صندلیه بغلیش خالیه و اونوقت من که میرم بشینم پیرزنها چپ چپ نگام میکنن
سلام
ممنون که بحث رو پیش کشیدین
ولی ضعف قوانین یادتون نره
همین اتفاق اگر بقول خودتون یه کشور پیشرفته میافتاد علاوه بر جایزه کلی هم غرامت باید پرداخت میکردند
چرا همون 150 تومان؟ سال 83 میشد باهاش یه نیم سکه خرید الان میشه یک کیلو گوشت و 5 کیلویی برنج و یک قوطی روغن!!!!!!!!!!!!!!
از کسی که مقاله رو نوشته ممنونم. حرف حقه اگه ما کوتاه دنیایم کسی نمی تونه حق مارو بخوره. وقتی یک نفر اینجوری یگیر کار بلیت شده در واقع به گردن تمام کسایی که از نتیجه کارش بهره مند شدن حق داره ویا این اقای شعبانی باعث میشه دیگه دست اندرکاران هیچ برنامه تلویزیونی جرات نکنن وعده دروغ بدن. تازه من شهروندم یاد می گیرم اگه وقتشو وتونشو دارم مسائلی که می تونم پیگیری کنم. این به نظر من یک کار خداپسندانه هست.
چند وقت پیش از فروشگاه شهروند هرید کردم. صندوقدار خانم جوانی بود که باقیمانده پول را با بی ادبی جلوی من انداخن. به یکی از مسئولان فروشگاه شکایت کردم. می دونید چی گفت؟ گفت شما بایدشرایط این خانم را درک کنید از صبح تا حالا سر کار بوده و خسته می باشد!! با تمام این احوال معتقدم آدم باید برای احفاف حقش اعتراض کنه. ممکنه من به تنهایی نتیجه نگیرم اما اگر اعتراضها تکرار بشود حتما تاثیر خواهد داشت.
ل
نویسنده محترم بسیار درست گفته است ولی باز هم منفعلانی که خود هیچ انگیزه ای برای بهبود ندارند کسی را هم دغدغه اش را دارد می کوبند. هر چند خود کاری نمی کنند ولی جالب است بقیه را هم که میخواهند بهبودی بهر چند اندک هم ببخشند تخطیه می کنند .مشکل ما این است که همه اش داریم غر می زنیم ولی حاضر نیستیم کمی هم برای ان هزینه کنیم. همه اش منتظریم ازز مریخ بیایند نجاتمان دهند و توجه نداریم که تک تک مان باید انرژی بگذاریم و هر کس اگر این انرژی را بگذارد مطمینا چون بارش تقسیم می شود باری که به هر کس تحمیل می شود ، خیلی زیاد نیست ولی وقتی همه بی تفاوت باشند هیچ امیدی به بهبود نیست. شما نگاه کنید در همین پیاده روها موتورها فقط مانده است تک چرخ بزنند و پشت عابرین با روی زیاد بوق هم می زنند تا بروند کنار ولی حتی یک نفر اعتراض نمی کند و هی ادعا دارند که چه فایده دارد! خوب اگر همه اعتراض کنند مطمین باشید که فایده دارد وگرنه صبر کنید همان مریخی ها نجاتتان دهند!
وقتي براي دريافت مطالبات خودمان ( مستند به چك ) نزديك به 2/5 سال دونگي وپرداخت هزينه دارسي ووكيل راه به جايي نمي بريم فكرميكنيد براي وصول مطالبات شهروندي مي توان اقدامي كرد
بنا به قولي....
مملكت بايد جوري باشه كه حق رو خودوشن بيان بدن
نه اينكه "حق گرفتني است"!!! رو ترويج كنن!!!!!!!!
مملكت اسلامي! نه؟!
مقاله قشنگی بود. فقط قشنگ....
گل گفتی ، اما شل گفتی!!!!
نوىسنده محترم مقاله بحث درستى را مطرح كرده اند. ولى متاسفانه اىن موارد در كشور ما بيشتر به مباحث علمى تخيلى شباهت دارد.
الان مثلا من بیشتر از یک سال بیکارم.. و در چندین آزمون استخدامی شرکت کردم.. امتحانش رو هم در حد خیلی خوب دادم.. اما زما مصاحبه فهمیدم که بی خودی اومدم تا اینجا..
بعد برای احقاق حقوقم کجا مراجعه کنم؟ چه جوری حقم رو ثابت کنم؟ ... ما به چیزی بسیار اساسی تر نیاز مندیم.. به وجدان..
این وسط سهم رسانه ها و مطبوعات چیه!؟
آیا اونها از این لحاظ که می توانند درد دل و حرف مردم رو مسئولین برسونند وظیفه ندارند؟
آیا این حرفها و انتقادها (مثلا از عملکرد اقتصادی دولت) همیشه وجود داره!!!؟ آیا وضع اقتصادی یک دفعه به اینجا رسید!!!؟
آیا نمی شد اشتباهات فاحش مدیریتی و اقتصادی رو زودتر و موثرتر گوشزد کرد تا هزینه و تاوان سنگینش از جیب مردم و مملکت پرداخت نشه!!!!؟
تو کشور ما مشکل از عدم رعایت قوانین است آیا طبق کتاب قانون کار قوانین کار رعایت میشه؟ آیا شهرداری ها طبق قوانین شهرداری ها کار میکنن ؟
و ....
حق اول فهمیدنی است بعد گرفتنی است اما در ایران هیچوقت دادنی نیست ......بقول معروف فهمیدن بهتر از دانستن است.
فقط بگو پیگرد چند چیز باشیم؟
یک دو بدبختی یکی دو تا نیست که.
وقتی که برای گرانی یا کم فروشی شکایت یا پیگیری میکنی فوقش حق ضایع شده مستقیم خودتو مثلاً قیمت یک کیلو روغن گران یا کم فروشی شده رو بهت میدن!؟
همان قدر که پی گیری شهروندان لازم است پیگیری ارکان قانونی هم لازم و بلکه موثر تر است .
وقتی به قول نویسنده در یک مسابقه برای 150000 تومان باید سالها پیگیری کرد چه توقعی دارید که برای هر حقی بیشتر از ارزش اون مردم پیگیری کنند ؟؟؟
این ضعف قانون و ضابطین قانون است که باعث بی اعتمادی مردم نسبت به این امر شده وگرنه هر کس به حق خود در جامعه اشنا است .
اگر واقعا اینجوری باشه تمام سال فقط باید پیگیری و شکایت کنیم. زمان و هزینه آن را چطوری پرداخت کنیم؟
مثلا من یک ماه است در اداره ثبت شرکتها می خواهم 3 تا صورتجلسه ثبت کنم تقریبا در تمام مراحل کارشان را اشتباه انجام میدهند و در عوض میگویند دوباره برو فلان صف و هفته بعد نتیجه اش می آید. به عنوان مثال در مورد من این ظلمها صورت گرفته است:
1- پذیرش چهارشنبه بعد از ساعت ده برگه نگرفت گفت برو شنبه بیا.
2- شنبه رفتم پذیرش از سه صورتجلسه فقط رسید یکی را به من داده بود وقتی اعتراض کردم رسید را تصحیح کرد اما دیروز فهمیدم بقیه صورتجلسات را مهر نزده داده دست کارشناس.
3- علی رغم نامه صریح ارشاد که فعالیت این شرکت نیاز به مجوز ندارد کارشناس بدون نگاه به پرونده ما را دوباره ارجاع داد به ارشاد.
4- نامه را بجای رسانه های دیجیتال وزارت ارشاد به ادراه کل ارشاد استان تهران زده بود
5- گفتند آدرس مقصد نامه را نمی دانیم از 118 بگیر
6- از 118 تلفن و بعد تماس گرفتم رفتم سعادت آباد ادراه کل ارشاد استان تهران -تقریبا تمام اتاقها را یکبار رفتم- گفتند اشتباه نوشتند باید بروی رسانه های دیجیتال خیابان سمیه
7- بعد از جواب نامه گفتند باشه برو هفته بعد بیا
8-وقتی همه کارها را انجام دادم دیدم فقط یک صورتجلسه را آگهی دادند گفتم بقیه چی؟ گفتند برو پیش کارشناس
9- اجازه دسترسی به کارشناس نداریم هی تو صف ایستادیم و کاغذ دادیم گفتند پیش میزش نیست.
10- گفتند پرونده را برو پایین بگیر بیار
11- پایین گفت پرونده بالاست بالا گفت پایین هست و اخرش دو سه روز بعد یه سر بزن
12- دو سه روز بعد مراحل از اول
13- روز آخر از 6 صفحه مدیر 4 تا را امضا کرده دوتا را نگاه نکرده
14- صف دوباره رییس
15 - تا ساعت 1:00 صف آگهی
16- ساعت یک گفتند وقت نهاره تا 1:45
17- ساعت 2:00 اداره تعطیله دو سه روزه دیگه
18- ورودی اداره ثبت کارت صف گذاشتن کارت ملی همه را اسکن میکنند هر خروجی یعنی یه صف دوباره
19- دقیقا همین کار را من هفته پیش رفتم اداره ثبت اصفهان از ساعت 8تا10 صبح همه مراحل را از صفر تا صد انجام داد.
حالا پاسخگوی حقوق مردم کیست؟
1- چرا این همه صف
2-چرا این همه اشتباه
3-چرا برای هر نقطه گذاشتن میگن دوسه روز دیگه
4- چرا اسکن کارت؟ مگه قانون نیاز نداره. هر کسی هر جایی به هر بهونه ای میتونه از مدارک شناسایی مردم اسکن بگیره.
5- مگه اداره ای که ساعت 2 تعطیل میشه وقت ناهار داره از 1:00-1:45 ؟
6- حالا به کی باید شکایت کرد؟
دست شما درد نکنه یعنی این کارمندهای گرام ناهار هم نخورن؟
من خودم جزء اشخاص پیگیر هستم البته به قول بعضیها سیریش چند بار سوار اتوبوسی شدم که بسیار بد رانندگی می کرد و هر جا دوست داشت توقف می کرد یک بار با پیگیری مسئول خطش را پیدا کردم و مشکل را بیان کردم میدونین چی گفت ؟ فکر کردی اینجا سوئیسه ناراحتی تاکسی سوار شو من به عنوان یک زن چه جوابی می تونستم به این آقا بدم؟
من با اصل حرف کاملا موافقم.ولی اینو هم باید در نظر داشت تا وقتی اشنایی که پیگیر کارت باشه نداشته باشی خیلی راه به جایی نمی بری.
مثل اینکه نویسنده ی محترم اصولا در ایران زندگی نمی کنند! تیتر این مقاله بیشتر طنز الود است. راجع به مسایلی نظر میخواهید که فرهنگ ما هزاران سال نوری با ان فاصله دارد. یاداوری می کنم: اینجا اروپا نیست, ایران است!!!
يك لطيفه كه ميتونيد يكسال اگ مرغ پخته هم باشي بهش بخندي :
"در پی شکایت یک شهروند یا چند شهروند در کشورهای غربی، نه تنها یک تغییر اساسی در قوانین رخ داده که حتی برخی مسئولان ارشد کشورها با محکومیت های سنگین قضایی مواجه شدهاند"
عزيز دل اينجا يكنفر در ميدان سعادت اباد مرتكب قتل شد 3 سوت اعدام شد !!!! ولي يك نفر عده ي رو بكشتن داد و شكنجه كردند و .... و از همه مهمتر اينكه خودش دادستان بوده الان ميگه اگر پدر خوبي بوديد با پارتي بازي پسرت رو نجات ميدادي!!!!!!!!!!!
دوما الان با محافظ و ضد گلوله و پست مديريت كلان و ... داره زندگي ميكنه راحت !!!!!!!!!!
ادامه بدهم يا نه!!!!!!!!!!!!
هزار مثبت
آقا سلام
آقا من شکایت دارم
ده روزه این سوپر سر کوچه ما قیمتهای لبنیات و شوینده هارو گرون نکرده و این طبیعی نیست.
لطفا مسئولین رسیدگی بفرمایند
با تشکر!!!
عزیز من تو اون کشورها برای شکایت حد و مرزی نیست ولی اینجا هزار و یک حریم و حاشیه امن و ... داریم که نمیشه نزدیکشون شد چه برسه به شکایت !
مطلب ارزشمندی را بیان کردید. اما تنها شما به معلول پرداخته اید و علت بیان نشده است. علتی که ما به این مسیر رسیده ایم این است که، شهروندان در جامعه ما احساس حق نمیکنند و اگر هم به لحاظ ظاهری و قانونی برای هر شهروند ایرانی حقی باشد اما در عمل به این باور نرسیده ایم. ....
به مثالي كه خودتون دارين لطفا بيشتر توجه كنيد يه جوان كه جايزه 150هزار تومني برنده شده بعد چند سال با صرف هزينه 500هزار تومني حقشو گرفته اصلا گيرم هزينه هم صرف نكرده باشه چقدر وقت گذاشته اگه اين مورد تو يك كشور توسعه يافته اتفاق ميافتادصدها ميليون غزامت ميگرفت .... قوانين ضعيف هستند و از حقوق مردم دفاع نميكنند .... ...
صد در صد موافقم، در یکی از رستوران های ...
لیوان کاغذی قهوه پاره شد و مقداری از قهوه داغ بر روی دستان خانم مسنی ریخت چنان جنجالی راه افتاد که با صرف چهارصد هزار دلار مجبور به جلب رضایت شاکی عذرخواهی رسمی و صدور دستور العمل برای موارد مشابه شدند. شاکی در شکوائیه علت درخواست چنین غرامتی را شوک روحی و نیاز به درمان آسیب های جسمی و روانی آن ذکر کرده بود!!که البته گرفت...
ما تجربه تلخ با تفاوت بودن را چشیدیم !
تابناک خوب گفتی اما نه کاملا.
سهم مردم کشورمون توی این مشکل کمتر از نصفه. دلیلش هم اینه که توی کشورهای دیگه که از این اتفاقات می افته و به قول شما مثل توی ایران نادر نیست، ساز و کاری عملی هم برای اون در نظر گرفتن و تا جای ممکن کار رو آسون کردن. توی ابران در اغلب موارد یا سازوکار و سیستمی برای پیگیری شکایت و مطالبات مردم از یک مشکل عمومی، نیست یا هست و مردم اونرو نمی دونند و یا اینقدر پیچیده و وقت گیره که هرکس وارد اون روند میشه ناامید و مایوس و از ادامه راه منصزف می شه.
من خودم در سه مورد به این نا امیدی رسیدم : پیگیری شکایت از باربری برای درخواست هزینه اضافه بر تعرفه، در زمان اسباب کشی
پیگیری و شکایت از بنگاه معاملات مسکن
شکایت به رئیس یک بانک.
و در هیچ مورد جوابی نگرفتم
دوست عزيز براي اين موارد نياز به كمي اطلاعات حقوقي و صرف وقت هست اگر اين موارد رو رعايت كني نتيجه ميده .حتما هم نتيجه ميده
ببخشید الان ما شاخص هامون درحدی هست که مثلا زنگ بزنیم تعزیرات گزارش گرانفروشی بدیم؟
یا بگیم روغنتون بیکیفیته یا حجم پنیر فلان مارک کم شده؟!
ناشناس دوم
همین امثال شما با این نظرات مشعشعتون هستین که انواع حق خوری و حق کشی رو شاهد هستیم!!!
با کمال احترام برای این هموطن کاشانی
1.شاید ایشان اوقات فراغت بسیار زیادی داشتند که اینجوری پیگیر قضیه شده است.
2.در متن خبر چند روز قبل سایت خودتان به مصاحبه ای از ایشان اشاره کرده بودید: " .. به همه دوستان و اطرافیان برنده شدن خودم را اعلام کردم" و یا چیزی با همین مضمون
با پوزش فراوان شاید انگیزه این هموطن ساعی و خستگی ناپذیر ما اثبات حقانیت خود در نزد همان دوستانی بوده که به تک تک شان در هنگام برنده شدن اطلاع رسانی کرده بود.
هزینه زمانی این کار به فایده اش اصلا نمی ارزد منطقی نیست
هر وقت به جرایم باشگاه فوتبالی که علنی سکه داده بوده به داور بازی رسیدگی شد ما هم امیدوار پیگیری شکایت هامان میشیم!!
من با عرض معذرت تحلیل شما را قبول ندارم. دست یک نفر و دو نفر و اینها که صدا نداره. شما استثناها را نمی توانید به عنوان قاعده تجویز کنید. در کشور ما کسی که پیگیر احقاق حق تضییع شده ای که نفع آن به عموم جامعه می رسد، باشد باید از بسیاری از منافع شخصی خود بگذرد و بعضا تا حد ایثار پیش برود اما در کشورهای توسعه یافته که شما تعریفشان کردید کسی که بخواهد برای دیگران کاری انجام دهد بلافاصله از چپ و راست حمایتش می کنند و تنهایش نمی گذارند. پس خواهشا از عموم مردم انتظار نداشته باشید که بخواهند پیگیر کارهایی شوند که وظیفه مسؤلین هست انجام دهند.
این دیگه چه تحلیلیه دوست من؟!
کیا حمایتش می کنند؟ مردم.
مردم هم که من و شما هستیم دیگه داداش!
پس ؛ از کی ناراضی هستی شما؟
آقای نویسنده من مطمئنم وقتی داشتی این متن رو می نوشتی یه فنجون قهوه رو میز عسلی بغل دستت بوده و موسقی لایت هم داشته پخش می شده، البته بعد از یک روز کاری سخت و سر و کله زدن با آدمای بی فرهنگی مثل ما (البته فرهنگ فقدان پیگیری).
در کشور ما به بسترهای تاثیر گذار این کار به طور صحیح پرداخته نشده است. به این جهت مردم توجه لازم در ابراز نظر را ندارند .مثلا یک مورد را شما تابناکیها تعقیب کنید :"جمع آوری امضا" .
من حرف بزنم به نتیجه آن امیدی ندارم شما هم حرف بزنی نباید امیدی داشته باشی ولی وقتی یک تعداد قابل توجهی امضا پیرامون رد یا قبول یک مسئله جمع آوری شود چرا اثر نکند . منتهی مسئولینی که متکفل پر وبال دادن به اینگونه توجهات به جمع آوری نظرات هستند غفلت میکنند .واین نبض جامعه را از دست مسئولین خارج میکند ....و مگر این کم خطریست؟
الان مثلا من قدرت خریدم یک سوم شده ! از کی شکایت کنم و به کی شکاینت کنم ؟
هموطنان عزیز در قبال مسئله انتخاب در اتنخابات نباید به سادگی اسم فردی را بنویسیم این ابتدایی ترین تمرین برای احقاق شهروندی است ، مسئله دیگر نیز مهم است که بنده نیز با نگارنده موافقم برای نمونه شنیدم یک حقوقدان روزی در خیابان توسط یک درجه دار جریمه می شود او که می دانست این عمل یعنی جریمه فقط در صلاحیت افسران راهنمایی و رانندگی است نه درجه داران شکایت کرد و نهایتا بعد از آن از افسر ان استفاده کردند . ضمنا یکی از اجزاء تشکیل دهنده قدرت ملی ویژگی های آن ملت محسوب می شود ملت بی تفات چگونه می تواند قدرت ساز در مقیاس ملی باشد و انتظلر داشته باشد در رفاه مدنیت وسایه حق و قانون زندگی کند ؟.
داداش تنت مي خاره ها
از وزیر اقتصاد و رئیس بانک مرکزی. ممکنه الان پیگیری نشه ولی دو ماه بعد که اینا برند کنار و صد نفر شکایت کرده باشند از همین دو نفر، چنان پیگیری میشه که خودت باورت نشه!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.