دكتر افروغ در گفتوگو با تابناك؛
از خطاهاي بزرگ مسئولان چشم پوشي ميكنيم!
اوايل انقلاب، برخي ميگفتند ما حزب را براي چه ميخواهيم؟ ما مرجعيت داريم. من واقعا معني اين گفتهها را متوجه نميشوم. شكر خدا که به خير گذشت. مرجع تقليد كه نبايد كاركرد حزبي داشته باشد.ممكن است يك مرجع تقليد، محل رجوع افرادي از احزاب گوناگون باشد؛ بنابراين، اگر قرار باشد كه مرجع تقليد جايگزين حزب شود، بايد فتاواي سياسي و حزبي بدهد و تصور کنيد که چه رخ خواهد داد!

در انتخابات رياست جمهوري نهم، بيش از آن که بله به شخص باشد، بله به شعارها و مجموعه برنامههايي بود که جامعه عطشي نسبت به آن داشت و مردم بر حسب آن عطش و انزجار از چيزي و از کسي، اين انتخاب را انجام دادهاند.
دكتر افروغ در گفتوگو با «تابناك»، با بر شمردن ويژگيها و شرايط سياسي جامعه گفت: جامعه ما عقلانيت سياسي و غير سياسي لازم و مطلوب را ندارد؛ يعني اگر جامعه ما نسبت به مفاهيم عقلانيتر برخورد ميکرد، رفتار کانديداهاي ما هم عقلانيتر ميبود. اگر آن عقلانيت مطلوب در جامعه وجود داشت، ما هم اکنون احزاب تعريف شده داشتيم، چون بلافاصله تا سخن از برنامه ميشود، پاي حزب و عقلانيت به ميان ميآيد و بايد گفت که ما احزاب شناخته شده و مردمي تعريف شده با استراتژي و برنامه و مسلک سياسي مشخصي نداريم.
در دوره توسعه سياسي، برخي تلاش کردند يکسري کارهايي انجام دهند و اصل اين بود که با ورود به رابطه ساختاري قدرت ـ ثروت، تحولي در عرصه مدني ايجاد کنند؛ البته اين که تا چه اندازه در اين کار موفق بودند، جاي بحث دارد! در اين بين، نبايد از نقش چهرههاي تأثيرگذار و روشنفکرهاي حقيقتگرا و بيداردل در عرصه مدني غافل بود، چرا که آنان ميتوانند با تلطيف اين رابطه، زمينهساز عقلانيت و نگاه راهبردي باشند.
نقش عالمان حوزوي، عالمان دانشگاهي و روشنفكران و نهادهاي مدني، بايد بسيار پررنگتر از اينها باشد، به ويژه نقش حوزههاي علميه به دليل قرابت زيادي كه با مباني ايدئولوژيك اين نظام دارند، بسيار برجسته است. البته اگر تفسير نادرستي از قدرت داشته باشند و قدرت را به قدرت رسمي تقليل دهند و از قدرت مدني غافل شوند، اين غفلت در وهله نخست، گريبان خود آنها را خواهد گرفت. در چنين شرايطي، شما نبايد توقع داشته باشيد كه ما شاهد يك قدرت نقد قوي در عرصه عمومي و بالطبع، يك عقلانيت چشمگير در جامعه و وجود احزاب شناخته و تعريف شده باشيم.
اوايل انقلاب، برخي ميگفتند ما حزب را براي چه ميخواهيم؟ ما مرجعيت داريم. من واقعا معني اين گفتهها را متوجه نميشوم. شكر خدا که به خير گذشت. مرجع تقليد كه نبايد كاركرد حزبي داشته باشد، چون حزب با گروهها پيوند خورده و از مؤلفههاي فرآيند تفكيك است، در حالي كه مرجعيت تقليد با فرآيند انسجام گره خورده است.
ممكن است يك مرجع تقليد، محل رجوع افرادي از احزاب گوناگون باشد؛ بنابراين، اگر قرار باشد كه مرجع تقليد جايگزين حزب شود، بايد فتاواي سياسي و حزبي بدهد و تصور کنيد که چه رخ خواهد داد!
بايد درس بگيريم از گذشته و تجربه ديگر كشورها را ببينيم و به سمتي برويم كه جامعه ما خواهش عقلانيتري داشته باشد.
رئيس كميسيون فرهنگي مجلس هفتم در ادامه در زمينه جايگاه احزاب و ضرورت به وجود آمدن حزب ها و گروه هاي پويا در كشور افزود: اوايل انقلاب، برخي ميگفتند ما حزب را براي چه ميخواهيم؟ ما مرجعيت داريم. من واقعا معني اين گفتهها را متوجه نميشوم. شكر خدا که به خير گذشت. مرجع تقليد كه نبايد كاركرد حزبي داشته باشد، چون حزب با گروهها پيوند خورده و از مؤلفههاي فرآيند تفكيك است، در حالي كه مرجعيت تقليد با فرآيند انسجام گره خورده است.
ممكن است يك مرجع تقليد، محل رجوع افرادي از احزاب گوناگون باشد؛ بنابراين، اگر قرار باشد كه مرجع تقليد جايگزين حزب شود، بايد فتاواي سياسي و حزبي بدهد و تصور کنيد که چه رخ خواهد داد!
بايد درس بگيريم از گذشته و تجربه ديگر كشورها را ببينيم و به سمتي برويم كه جامعه ما خواهش عقلانيتري داشته باشد.
روزي كه آمديم بخش رسمي نظام را از بخش غير رسمي جدا كرديم؛ يعني نهادهاي رسمي را اصلاحگر كل جامعه قرار داديم و از قدرت نظارت نهادهاي غيررسمي بر نهادهاي رسمي غافل شديم، بايد چنين وقايعي را نيز پيشبيني ميكرديم.
اگر ما ميخواهيم در بخش رسمي نظام، سلامتي برقرار باشد، تفكيك قوايي داشته و شاهد نظارت تمامعيار مجلس به عنوان عصاره فضايل ملت و قوه در رأس امور باشيم، حتما بايد اين مجلس تحت نظارت مردم باشد.
اين استاد دانشگاه با بيان چگونگي نظارت بر دستگاه ها و دولت ادامه داد: براي مثال، دولت به زيرمجموعه خود، توصيه ميکند که يکديگر را نقد نکنند و عيبهاي يکديگر را آشکار نسازند. من اين را متوجه نميشوم يعني چه! حضرت علي (ع) چشمهاي بيداري دارد و به محض اين که کوچکترين تخطي از سوي کارگزاران خود ميبيند، برخورد ميکند و لاپوشاني و کتمان نميکند و جالب است همين امام به مالک ميگويند؛ اگر عيبي از مردم سر زد، غمض عين کن، گذشت کن و مشاوراني را برگمار که تيزترين انتقادها را به تو بکنند و خود نيز از کوچکترين عيب مسئولان و کارگزاران نمي گذرد.
در اين سخنان، اهميت امر به معروف و نهي از منکر در سطح دولت با دولت کاملا روشن است، ولي ما برعکس رفتار ميکنيم. آنجا که خطاها مربوط به مردم ميشود، بزرگ کرده و آبروريزي ميکنيم، اما از خطاهاي بزرگ برخي مسئولان چشم پوشي ميکنيم؛ مثالش وزارت کشور و آن داستان مدرک جعلي و مقاومت در برابر عزل آن (وزير کشور يا ...) و حتي معرفي وي به عنوان بسيجي است.
افروغ ضمن اشاره به جايگاه راي مردم در انديشه امام و اركان انقلاب گفت: اگر شما به انديشههاي حضرت امام نگاه کنيد، ميبينيد که ايشان براي رأي مردم حرمت قايل بوده و بر اين باور بودند که هيچ کس حق ندارد، رأيي را به مردم تحميل کند و البته در جايي اشاره ميکنند که ممکن است مصلحت اسلام و نظام اسلامي، چنين امري را اقتضا کند، اما بلافاصله اضافه ميکنند که خدا آن روز را هم نياورد.
به هر حال، به نظر من، نبايد عدهاي از قانون اساسي و جمهوري اسلامي، تفسيري خلاف حقوق ملت و دو مؤلفهاي بودن مبناي مشروعيت يا قانوني بودن آن بکنند، چرا که تفسيربردار نيست و همه موارد و مباني اين مباحث، کاملا شفاف است.
وي در زمينه چگونگي بازشناسي كانديداي مطلوب و قابل اعتماد از ديگران بيان كرد: انتخابات عرصهاي نيست که عشق حرف اول را بزند، بايد عقل حرف اول را بزند، اما هيچ عقلي بدون عشق به عمل نمي پيوندد و هيچ انتخابي بدون احساس صورت نميگيرد. وقتي عقلم من به يک کانديدايي رسيد، با يک احساسي همراه ميشود که به آن شخص رأي بدهم.
به هر حال، به نظر من، محوريت از آن عقل است و من شخصا براي خودم اين را توصيه ميکنم که بروم برنامه آن کانديدا را ببينم؛ نه عاشق چشم و ابروي کانديدايي شوم و نه بيزار از چشم و ابروي کسي. با کسي نبايد عهد و عقد اخوت بست. بحث از عشق که ميشود، پاي اخوت به ميان ميآيد. وقتي ميگوييم با کسي عقد و عهد اخوت نبستهايم، يعني خيلي روشن و شفاف با مسائل از روي عقلانيت برخورد ميکنيم؛ بنابراين، در مسأله انتخابات بايد علم و عقلانيت حرف اول را بزند. بايد از برنامه و افراد مورد نظر کانديدا براي مديريت کشور و صداقت و توانمنديهايش مطمئن شويم.
دكتر عماد افروغ در زمينه انتخابات آينده رياست جمهوري گفت: آقاي خاتمي گفته است يا من ميآيم يا آقاي مير حسين موسوي. اگر آقاي خاتمي بيايد، اجماع اصولگرايان بيشتر ميشود، اما اگر آقاي ميرحسين موسوي بيايد، اين اجماع کمرنگتر ميشود، چون برخي از اصولگرايان، آقاي مير حسين موسوي را اصولگرا ميدانند. دست کم برخي از چهرههاي سرشناس اصولگرا، زماني عضو کابينه آقاي ميرحسين موسوي هم بودهاند.
مسلما اگر شرايط فرق کرده و اين تغيير طبيعي هم بوده، ميرحسين موسوي هم فرق کرده و مسلما مير حسين هم با برنامه پيشين نخواهد آمد و برنامه جديدي خواهد داشت، ولي در کل هماکنون شرايط انتخابات؛ پيچيدهتر از گذشته است و اين پيچيدگي هم قابل پيشبيني است و مثل انتخابات رياست جمهوري نهم نيست، چون رياست جمهوري نهم به محض اين که انتخابات به دور دوم کشيده شد، مشخص شد که چه کسي رأي خواهد آورد و معلوم بود.
به هر حال، به نظر ميرسد که آقاي ميرحسين موسوي، يک رقيب جدي است براي رئيسجمهور کنوني، چون ايشان هم عدالتخواه است. وي هم به گونهاي اصولگرا به شمار ميرود و براي خودش، اصولي دارد و چهرهاي ارزشي است؛ بنابراين بايد منتظر بود که آيا چنين تقابلي صورت ميگيرد يا خير. در صورت حضور آقاي خاتمي هم مطمئنا در هر دو طرف، اجماع بيشتر ميشود و اين که نتيجه چه ميشود، قابل پيشبيني نيست.
دكتر افروغ در گفتوگو با «تابناك»، با بر شمردن ويژگيها و شرايط سياسي جامعه گفت: جامعه ما عقلانيت سياسي و غير سياسي لازم و مطلوب را ندارد؛ يعني اگر جامعه ما نسبت به مفاهيم عقلانيتر برخورد ميکرد، رفتار کانديداهاي ما هم عقلانيتر ميبود. اگر آن عقلانيت مطلوب در جامعه وجود داشت، ما هم اکنون احزاب تعريف شده داشتيم، چون بلافاصله تا سخن از برنامه ميشود، پاي حزب و عقلانيت به ميان ميآيد و بايد گفت که ما احزاب شناخته شده و مردمي تعريف شده با استراتژي و برنامه و مسلک سياسي مشخصي نداريم.در دوره توسعه سياسي، برخي تلاش کردند يکسري کارهايي انجام دهند و اصل اين بود که با ورود به رابطه ساختاري قدرت ـ ثروت، تحولي در عرصه مدني ايجاد کنند؛ البته اين که تا چه اندازه در اين کار موفق بودند، جاي بحث دارد! در اين بين، نبايد از نقش چهرههاي تأثيرگذار و روشنفکرهاي حقيقتگرا و بيداردل در عرصه مدني غافل بود، چرا که آنان ميتوانند با تلطيف اين رابطه، زمينهساز عقلانيت و نگاه راهبردي باشند.
نقش عالمان حوزوي، عالمان دانشگاهي و روشنفكران و نهادهاي مدني، بايد بسيار پررنگتر از اينها باشد، به ويژه نقش حوزههاي علميه به دليل قرابت زيادي كه با مباني ايدئولوژيك اين نظام دارند، بسيار برجسته است. البته اگر تفسير نادرستي از قدرت داشته باشند و قدرت را به قدرت رسمي تقليل دهند و از قدرت مدني غافل شوند، اين غفلت در وهله نخست، گريبان خود آنها را خواهد گرفت. در چنين شرايطي، شما نبايد توقع داشته باشيد كه ما شاهد يك قدرت نقد قوي در عرصه عمومي و بالطبع، يك عقلانيت چشمگير در جامعه و وجود احزاب شناخته و تعريف شده باشيم.
اوايل انقلاب، برخي ميگفتند ما حزب را براي چه ميخواهيم؟ ما مرجعيت داريم. من واقعا معني اين گفتهها را متوجه نميشوم. شكر خدا که به خير گذشت. مرجع تقليد كه نبايد كاركرد حزبي داشته باشد، چون حزب با گروهها پيوند خورده و از مؤلفههاي فرآيند تفكيك است، در حالي كه مرجعيت تقليد با فرآيند انسجام گره خورده است.
ممكن است يك مرجع تقليد، محل رجوع افرادي از احزاب گوناگون باشد؛ بنابراين، اگر قرار باشد كه مرجع تقليد جايگزين حزب شود، بايد فتاواي سياسي و حزبي بدهد و تصور کنيد که چه رخ خواهد داد!
بايد درس بگيريم از گذشته و تجربه ديگر كشورها را ببينيم و به سمتي برويم كه جامعه ما خواهش عقلانيتري داشته باشد.
رئيس كميسيون فرهنگي مجلس هفتم در ادامه در زمينه جايگاه احزاب و ضرورت به وجود آمدن حزب ها و گروه هاي پويا در كشور افزود: اوايل انقلاب، برخي ميگفتند ما حزب را براي چه ميخواهيم؟ ما مرجعيت داريم. من واقعا معني اين گفتهها را متوجه نميشوم. شكر خدا که به خير گذشت. مرجع تقليد كه نبايد كاركرد حزبي داشته باشد، چون حزب با گروهها پيوند خورده و از مؤلفههاي فرآيند تفكيك است، در حالي كه مرجعيت تقليد با فرآيند انسجام گره خورده است.
ممكن است يك مرجع تقليد، محل رجوع افرادي از احزاب گوناگون باشد؛ بنابراين، اگر قرار باشد كه مرجع تقليد جايگزين حزب شود، بايد فتاواي سياسي و حزبي بدهد و تصور کنيد که چه رخ خواهد داد!
بايد درس بگيريم از گذشته و تجربه ديگر كشورها را ببينيم و به سمتي برويم كه جامعه ما خواهش عقلانيتري داشته باشد.
روزي كه آمديم بخش رسمي نظام را از بخش غير رسمي جدا كرديم؛ يعني نهادهاي رسمي را اصلاحگر كل جامعه قرار داديم و از قدرت نظارت نهادهاي غيررسمي بر نهادهاي رسمي غافل شديم، بايد چنين وقايعي را نيز پيشبيني ميكرديم.
اگر ما ميخواهيم در بخش رسمي نظام، سلامتي برقرار باشد، تفكيك قوايي داشته و شاهد نظارت تمامعيار مجلس به عنوان عصاره فضايل ملت و قوه در رأس امور باشيم، حتما بايد اين مجلس تحت نظارت مردم باشد.
اين استاد دانشگاه با بيان چگونگي نظارت بر دستگاه ها و دولت ادامه داد: براي مثال، دولت به زيرمجموعه خود، توصيه ميکند که يکديگر را نقد نکنند و عيبهاي يکديگر را آشکار نسازند. من اين را متوجه نميشوم يعني چه! حضرت علي (ع) چشمهاي بيداري دارد و به محض اين که کوچکترين تخطي از سوي کارگزاران خود ميبيند، برخورد ميکند و لاپوشاني و کتمان نميکند و جالب است همين امام به مالک ميگويند؛ اگر عيبي از مردم سر زد، غمض عين کن، گذشت کن و مشاوراني را برگمار که تيزترين انتقادها را به تو بکنند و خود نيز از کوچکترين عيب مسئولان و کارگزاران نمي گذرد.
در اين سخنان، اهميت امر به معروف و نهي از منکر در سطح دولت با دولت کاملا روشن است، ولي ما برعکس رفتار ميکنيم. آنجا که خطاها مربوط به مردم ميشود، بزرگ کرده و آبروريزي ميکنيم، اما از خطاهاي بزرگ برخي مسئولان چشم پوشي ميکنيم؛ مثالش وزارت کشور و آن داستان مدرک جعلي و مقاومت در برابر عزل آن (وزير کشور يا ...) و حتي معرفي وي به عنوان بسيجي است.
افروغ ضمن اشاره به جايگاه راي مردم در انديشه امام و اركان انقلاب گفت: اگر شما به انديشههاي حضرت امام نگاه کنيد، ميبينيد که ايشان براي رأي مردم حرمت قايل بوده و بر اين باور بودند که هيچ کس حق ندارد، رأيي را به مردم تحميل کند و البته در جايي اشاره ميکنند که ممکن است مصلحت اسلام و نظام اسلامي، چنين امري را اقتضا کند، اما بلافاصله اضافه ميکنند که خدا آن روز را هم نياورد.
به هر حال، به نظر من، نبايد عدهاي از قانون اساسي و جمهوري اسلامي، تفسيري خلاف حقوق ملت و دو مؤلفهاي بودن مبناي مشروعيت يا قانوني بودن آن بکنند، چرا که تفسيربردار نيست و همه موارد و مباني اين مباحث، کاملا شفاف است.
وي در زمينه چگونگي بازشناسي كانديداي مطلوب و قابل اعتماد از ديگران بيان كرد: انتخابات عرصهاي نيست که عشق حرف اول را بزند، بايد عقل حرف اول را بزند، اما هيچ عقلي بدون عشق به عمل نمي پيوندد و هيچ انتخابي بدون احساس صورت نميگيرد. وقتي عقلم من به يک کانديدايي رسيد، با يک احساسي همراه ميشود که به آن شخص رأي بدهم.
به هر حال، به نظر من، محوريت از آن عقل است و من شخصا براي خودم اين را توصيه ميکنم که بروم برنامه آن کانديدا را ببينم؛ نه عاشق چشم و ابروي کانديدايي شوم و نه بيزار از چشم و ابروي کسي. با کسي نبايد عهد و عقد اخوت بست. بحث از عشق که ميشود، پاي اخوت به ميان ميآيد. وقتي ميگوييم با کسي عقد و عهد اخوت نبستهايم، يعني خيلي روشن و شفاف با مسائل از روي عقلانيت برخورد ميکنيم؛ بنابراين، در مسأله انتخابات بايد علم و عقلانيت حرف اول را بزند. بايد از برنامه و افراد مورد نظر کانديدا براي مديريت کشور و صداقت و توانمنديهايش مطمئن شويم.
دكتر عماد افروغ در زمينه انتخابات آينده رياست جمهوري گفت: آقاي خاتمي گفته است يا من ميآيم يا آقاي مير حسين موسوي. اگر آقاي خاتمي بيايد، اجماع اصولگرايان بيشتر ميشود، اما اگر آقاي ميرحسين موسوي بيايد، اين اجماع کمرنگتر ميشود، چون برخي از اصولگرايان، آقاي مير حسين موسوي را اصولگرا ميدانند. دست کم برخي از چهرههاي سرشناس اصولگرا، زماني عضو کابينه آقاي ميرحسين موسوي هم بودهاند.
مسلما اگر شرايط فرق کرده و اين تغيير طبيعي هم بوده، ميرحسين موسوي هم فرق کرده و مسلما مير حسين هم با برنامه پيشين نخواهد آمد و برنامه جديدي خواهد داشت، ولي در کل هماکنون شرايط انتخابات؛ پيچيدهتر از گذشته است و اين پيچيدگي هم قابل پيشبيني است و مثل انتخابات رياست جمهوري نهم نيست، چون رياست جمهوري نهم به محض اين که انتخابات به دور دوم کشيده شد، مشخص شد که چه کسي رأي خواهد آورد و معلوم بود.
به هر حال، به نظر ميرسد که آقاي ميرحسين موسوي، يک رقيب جدي است براي رئيسجمهور کنوني، چون ايشان هم عدالتخواه است. وي هم به گونهاي اصولگرا به شمار ميرود و براي خودش، اصولي دارد و چهرهاي ارزشي است؛ بنابراين بايد منتظر بود که آيا چنين تقابلي صورت ميگيرد يا خير. در صورت حضور آقاي خاتمي هم مطمئنا در هر دو طرف، اجماع بيشتر ميشود و اين که نتيجه چه ميشود، قابل پيشبيني نيست.
متن كامل گفتوگو را در ستون سمت راست بخوانيد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اميدوارم مطالب عالمانه جناب آقاي دكتر افروغ بيشتر امعان نظر مقامات مسولين دلسوز نظام قرار گيرد. اينجانب به نظرات آقاي افروغ مي بالم و امبدوارم مطالب بيشتري را در اين سايت قرار گيرد.
به نظر مي رسد كه مسئولين از اين شدت نياز به انتقاد در مردم (به كامنت ها توجه كنيد)، بايد درس بگيرند.
بسیاربسیارآروزمندیم که یاآقای خاتمی ویابرادر میرحسین موسوی کاندیدا شوند.
تعجب ميكنم ماهم همين را از حكومت ميخواهيم پس چرا اقايان هركس سعي مي كند چيز ديگري را بنام اسلام به اين امت وملت تحميل كند ماميخواهيم همه اركان نظام درمقابل مسئوليتي كه به ايشان سپرده شده پاسخگو باشد.
برای جامعه ی ما انسان های صادق و منصفی مثل آقای افروغ اگردر رأس تصمیم گیری ها باشند وضعیت جامعه خیلی خوب می شود.
مماشاتي با تندروي هاي جناحي افراد در هر گروه و لباس داشته باشند.
اییییییی که گفتییییی یعنیییی چه؟!!!!!!
با سپاس از دکتر افروغ!
به نظر می آید که باید نگاه راهبردی بر رفتار روزمره یاصولگرایان غالب شود.
حزب و حزب بازي در واقع وارد شدن در مسيري از دمكراسي است كه نمونه كامل آن در فرانسه و امريكا نمود يافته است اگر به صورت حزبي بايد عمل كرد ديگر مردم بايد بروند دنبال كار خودشان و احزاب به جاي آنان فكر ميكنند و تصميم ميگيرند.
افرین بر افروغ و مطهری و اعلمی
آنچه که مهم است نمایش بلوغ سیاسی از طرف هر دو گروه اصولگرا و اصلاح طلب است. الحمدلله معرفی آقای میرحسین موسوی نشان داد که دو گروه توانایی ارائه یک نمایش واقعی از رقابت برای آرمان های انقلاب را دارند و عقلانیت در نظام هم بستر این رقابت را فراهم کرده است.
آقای مهندس میر حسین موسوی با سابقه درخشان و قابل دفاع گذشته در حال حاضر و اطلاع از شرایط روز ایران و دنیا با آقای خاتمی که از سر خطهای اصلاح طلبان هستند هماهنگ شده اند و اگر هم آقای میر حسین موسوی اصولگرا باشند ، این هماهنگی برای هواداران خاتمی مبارک خواهد بود و تکلیفشان را فهمیده اند.
اقاي دكتر عماد افروغ از معدود روشنفكران ديني كشور است .كه از نظراتت عا لمانه ايشان نظام بايد بيشتر استفاده كند .لطفا از ايشان بيشتر مطلب روي سايت تابناك بگذاريد
سلام
آقاي افروغ جزو اشخاص با ارزش اصولگراست
آن عقلانيت كه دكتر افروغ مي فرمايند،همان نظام حزبي و احزاب قدرتمند و شفاف است كه متاسفانه اهتمامي به تشكيل آن وجود ندارد.
اگر چه آقاي دكتر افروغ از اصول گرايان است اما ديدگاههاي ايشان همان آرمانهایي است كه همه عاشقان واقعي انقلاب خواهان آن هستند.اما آقاي موسوي بيشتر از آنكه اصلاح طلب باشند اصول گرا هستند و در مواضع سياسي بعيد است مماشاتي با تندروي هاي جناحي افراد در هر گروه و لباس داشته باشند.
اصلاح طلبان و حامیان آنها تا حدود زیادی تکلیفشان با انتخابات آینده روشن شده است. و اعلام اینکه یا خاتمی یا میر حسین کاندید خواهند شد نوعی همدلی و دوستی و قرابت را بین این دو می رساند و به نوعی اعلام شده است که از نظر این دو چهره شاخص سیاسی آمدن یکی کفایت می کند. و اما اصولگرایان تا اینجای کار به شدت از رقیب عقب مانده اند و هنوز تکلیف مشخص نیست. چالش مکتبی بزرگ پیش روی اصولگرایان نامشان است. اصولگرایی ایجاب می کند که از نقاط ضعف دولت منتسب به خودشان به راحتی چشمپوشی نکنند. بنابراین دولت فعلی که برای اصولگرایان در انتخابات دهم می توانست به عنوان برگ برنده محسوب شود با عملکردش در حوزه اقتصاد این فرصت را گرفته است.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.