نامه تکاندهنده یکی از سه کوهنورد گم شده
کوهنوردان ایرانی را خودمان در هیمالیا دفن کردیم؟!
میگویند نمیتوانید، میگویند کشته میشوید، میگویند شما را چه به این کارها! نخبگان ما نتوانستند، شما که اصلا نخواهید توانست. میگویند راهتان را میبندیم، پایتان را میگیریم. میگویند هیمالیا مال ماست، صعودش هم مال ماست، افتخارش هم فقط مال ماست، کیف و کوکش هم مال ماست، عشق و حالش هم مال ماست...

به گزارش «تابناک»، فتح چهارده قله بالای هشت هزار متر روی کره زمین برای هر کوهنوردی، بزرگترین افتخار ممکن میتواند باشد و بیگمان اگر قرار باشد در میان هفت مهم از این چهارده قله، ترتیبی لحاظ کرد، برودپیک یا K۳ دوازدهمین قله بلند در دنیا با ارتفاع ۸۰۴۷ متر واقع در سلسله جبال هیمالیا و در شمال شرقی پاکستان، به واسطه دشواری مسیرهای صعود، در لیست نامبرده قرار خواهد گرفت. از سال ۱۹۷۵ تا ۲۰۰۳، ۲۵۵ بار به برودپیک ۲۵۵ بار صعود شده که هفده نفر در آن جان باختهاند و حجم بالایی از این کشتهها به ریزش بهمن بازمیگردد.
کوهنوردان ایران در جدیترین تلاش در سال ۲۰۰۹ کوشیدند از راه جدیدی ـ از جنوب غربی ـ به قله بروند. این مسیر شامل دو بخش میشد: مرحله نخست، از دیواره جنوب غربی به کمپ C۳. مرحله دوم، از C۳ به سمت راست و بعد، مستقیم به قله. تلاش گروه پرشمار ایرانی در سال ۲۰۰۹ به خاطر مشکلاتی که برای سلامتی کوهنوردها پیش آمد، در C۳ در ارتفاع ۶ هزار و ۸۰۰ متری متوقف شد و تلاشهای بعدی نیز چندان موفق نبود و همین اتفاق، رقابت را برای راهیابی به این قله دوچندان کرده بود.

یکی از تلاشهای کوهنوردان ایرانی برای صعود به قله در گذشته
تیم پنج نفره ایران از گروه کوهنوردی آرش، این بار از این مسیر تا کمپ C۳ پیش رفت و سپس، شنبه این هفته آیدین بزرگی، پویا کیوان و مجتبی جراحی صعود به سمت قله را شروع کردند و شب نخست را در ۷۳۵۰ متری گذراندند. روز بعد، از صخره بالای سرشان صعود کردند، ولی دشواری راه، سرعت صعود را کاهش داد و تنها ۱۰۰ متر پیشروی داشتند و در پایان روز سوم، در هشت هزار متری بودند.
در ساعات نخست سهشنبه ۲۵ تیر ماه، هر سه تن با حمله به قله، موفق به صعود به K۳ شدند، ولی در حالی که انتظار میرفت تا بعدازظهر به کمپ C۳ بازگردند و به رامین شجاعی و افشین سعدی، دو عضو دیگر گروه بپیوندند، هیچ گاه این اتفاق رخ نداد و آنها در مسیر بازگشت زمینگیر شدند و گمان میرفت، چهارشنبه بتوانند با بازگشت به مسیر اصلی، به کمپ بازگردند و در همین راستا، «عزیز» (یک باربر ارتفاع پاکستانی) هماهنگ شده تا صبح پنجشنبه مقداری آب و مواد غذایی و یک بیسیم شارژ شده، به کمپ سوم برودپیک حمل کند و کوهنوردان پس از بازگشت به مرتفعترین کمپ (C۳) کمبود امکانات نداشته باشند.
اما این اتفاق رخ نداد و گروه حمله به قله، آیدین بزرگی ساعت ۶ صبح روز پنجشنبه ۲۷ تیر ماه در تماسی با BC (کمپ اصلی) از وضعیت نامناسبشان خبر داد و خواستار آب، غذا و کمکهای فوری شد و در ادامه در دو تماس دیگر در ساعت ۷ و ۱۰ صبح از بحرانی شدن وضعیتشان خبر دادند.
رامین شجاعی بعدازظهر همان روز پایین آمد و به کمپ C۲ رفت و در عوض، تیم امداد از کمپ اصلی به سمت C۳ راه افتاد و دیر وقت به آنجا رسید. پیش از رسیدن گروه امداد، آیدین بزرگی یک بار دیگر در ساعت ۲۰: ۲۵ به وقت محلی با کمپ اصلی تماس گرفته و گفته بود که در نزدیکی گذرگاه در ارتفاع ۷۸۰۰ متری است و با اشاره به پاره شدن چادرشان، از وخامت اوضاع پویا کیوان و مجتبی جراحی خبر داد.
چنین بود که پس از روشن شدن هوا در روز جمعه ۲۸ تیر ماه، تیم کمکرسانی برای یافتن این کوهنورد راهی شد و با توجه به همراهی جی پی اس با ایشان، امید به یافتنشان فراوان بود. یک کوهنورد آلمانی همراه با یک راهنمای محلی توسط بالگرد به نزدیکی منطقه کوهنوردان ایرانی مفقود شده در قله برودپیک در پاکستان رفت اما موفق به یافتن آنها نشدند. در آخرین تماس آیدین بزرگی، یکی از کوهنوردان ناپدید شده که در ساعت ۱۹:۳۰ روز شنبه صورت پذیرفت، از سختی شرایطشان خبر داد و پس از آن ظاهراً دیگر تماسی برقرار نشده است.

مسیر ایرانی ها برای صعود، از کمپ اصلی (BC) به کمپ C3
علاوه بر کوهنورد آلمانی، دو تیم شامل کوهنوردان پاکستانی و سوییسی نیز برای نجات سه کوهنورد گم شده ایرانی در منطقه حضور یافتند و کوهنوردان پاکستانی نیز روز جمعه برای نجات این کوهنوردان اقدام کردند که به دلیل بد بودن شرایط جوی و مناسب نبودن مسیر به کمپ اصلی بازگشتند.
با این حال، خبرها از شناسایی موقعیت یک کوهنورد از سه کوهنورد صعود کرده به قله حکایت دارد و از نقطهای که پالس جی پی اس و تلفن ماهوارهای این کوهنوردان ارسال میشده، تصاویر هوایی گرفته شده است. در صورت تأیید این اطلاعات، تیم سه نفره گردنه بین قله اصلی و فرعی را با گردنه اصلی بین کمپ سوم و قله فرعی اشتباه گرفته و با اشتباه گرفتن راه بازگشت، در موقعیت خطرناکی قرار دارد.
در حالی پس از بررسی این تصاویر توسط کوهنوردان آلمانی، قرار بوده گروه امداد متشکل از سه کوهنورد آلمانی، پاکستانی و ایرانی به نقطه مذکور فرستاده شود، منظور حسین، رئیس باشگاه کوهنوردی آلپن پاکستان به آسوشتیدپرس گفته که عملیات جستجو و نجات سه کوهنورد ایرانی، متوقف شده اما در عین حال سخنگوی گروه نجات با رد توقف عملیات نجات، از پیگیری تیم نجات خبر داده است.
در کنار وضعیت مبهم این کوهنوردان، انتشار متن یک نامه بسیار تکان دهنده بود؛ متنی که شاید نشان دهد کوهنوردان ایرانی را با تنگ نظریهایمان مبنی بر اینکه این صعود به نام این جوانان ثبت نشود و عدم همراهی کافی در ارائه اطلاعات و تجربیات صعودهای پیشین و حتی شاید سنگ اندازیهایی، خودمان در هیمالیا دفن کردهایم. پرستو ابریشمی کوهنورد زن کشورمان در وبلاگ خاک خوب با بیان این که، «آیدین بزرگی» یکی از سه کوهنورد صعودکننده به قله از او خواسته تا پس از صعود آنها، نامهاش را منتشر کند، متن این نامه را که نوزدهم خرداد ماه (روز سفر تیم از ایران به پاکستان) منتشر نموده که «تابناک» برای نخستین بار، رسانهایاش میکند. آیدین بزرگی در متن این نامه، چنین آورده است:
«به نام برودپیک، به امید تغییر
من و تو یکی دهانیم
که با همه آوازش، به زیباتر سرودی خواناست.
من و تو یکی دیدگانیم
که دنیا را هر دم، در منظر خویش تازهتر میسازد.
نفرتی
از هر آنچه بازمان دارد، از هر آنچه محصورمان کند، از هر آنچه واداردمان که به دنبال بنگریم.
دستی
که خطی گستاخ به باطل میکشد.
من و تو یکی شوریم
از هر شعلهای برتر، که هیچ گاه شکست را بر ما چیرگی نیست
چرا که از عشق رویینه تنیم.
و پرستویی که در سرپناه ما آشیان کرده است
با آمد شدنی شتابناک
خانه را از خدایی گمشده لبریز میکند.
شاملو

آیدین بزرگی در یکی از صعودهایش به کلکچال
این ماییم، دوباره اینجاییم. با هم هستیم ولی تنهاییم. اینجاییم نه از برای خودخواهی، نه از برای خودنمایی، اینجاییم از سر عشق، اینجاییم از سر شور، از سر غرور. اینجاییم از برای رشد، از برای اوج، از سر جنون، اینجاییم برای پایان، پایان یک آغاز، پایانی که آغازی بلند پروازانهتر را نوید دهد.
پایانی که پایان نیست، که شالودهٔ آغاز است، که پشتوانهٔ آغاز است، که تیر خلاصی است بر نتوانستنها، بر خود کم بینیها، بر در حصار ماندنها، بر گرفتار تکرار شدنها. آری تیر خلاصی است بر ماندنها، نرفتنها، نرسیدنها، غروبی است برای این فرسایشها و طلوعی است برای ریشه زدنها، برای شکوفه دادنها. بوی خوش تغییر است و مهر ابطال است بر راکد بودنها.
میخواهیم مال خودمان باشد، راه خودمان باشد، مسیر خودمان باشد، طناب خودمان باشد، از نفس و عرق خودمان باشد. میخواهیم توانستن را معنی کنیم، میخواهیم تغییر را زندگی کنیم، میخواهیم خواستن را بفهمیم، خواستن را بخواهیم. میخواهیم روی آن بزرگ مردی را سفید کنیم که مویش در این راه سفید شد، که قلبش در این راه شکست، که روحش در این راه درد کشید. میخواهیم پیرمردی را شاد کنیم که بغض به گلو نشستهاش فریاد شد، و فریادش به دادگاه برده شد. میخواهیم راهی را برویم که درست است، که رو به اعتلاست. میخواهیم طعنه بشنویم، مسخره شویم، مضحکه شویم، پولهایمان را هدر بدهیم، بدویم، گریه کنیم، خطر کنیم. میخواهیم کوهنورد باشیم، میخواهیم میراث بران شایستهای باشیم، نمیخواهیم زیر چتر زور باشیم، نمیخواهیم کور باشیم.
آری، ما اینجاییم، تا یادی از کوهنوردی اینک مردهٔ کشورمان کنیم، تا کوهنوردیمان را دوباره ورق بزنیم، تا یادگاری از خودمان به جا بگذاریم، توشهای برای کوهنوردان آیندهٔ کشورمان. اینجاییم تا بر تن یک کوه هشت هزار متری یادگاری خودمان را بنویسیم، نام ایرانمان را حک کنیم، اینجاییم تا دوباره زنده شدن را زمزمه کنیم.
چه کسی است که بتواند جلوی عزم ما بایستد؟ عزم ما از ذره ذرهٔ وجود کوهنوردان ایران است. عزم ما بیپولی را نمیشناسد، عزم ما خطر را میهراساند، عزم ما نیازی به اجازهٔ پشت میز نشینانی ندارد که خود را رئیس و سرپرست میدانند، که خود را تافتهٔ جدا بافته میدانند، که خود را نخبه میپندارند، که خود را کوهنورد میدانند، که آناناند که محتاج عزم مایند، که آناناند که زیر چتر مایند. عزم ما نامه و گواهی و مجوز شورا نمیخواهد.
عزم ما ریشه در ذات ما دارد، ریشه در پیشکسوتان ما دارد، ریشه در عمق وجود آنانی دارد که زندگیشان را وقف کوهنوردی این کشور کردهاند. عزم ما عزم جوانی است، عزم پرواز است. عزم ما عاشق است، شکست را نمیشناسد، کارشکنی را نمیفهمد، استهزا را عار نمیداند، طعنه را ننگ نمیشمارد، عزم ما فقط آنجا را میبیند، رأس آن ستیغ بلند را.
گفتم ما تنهاییم. ولی نه، ما تنها نیستیم. هزاران چشم به راه ماست، هزاران دست دعاگوی ماست. چشمان مادرم، دستان پدرم، نگاه دوستانم، همه پشتوانهٔ ماست. ما تنها نیستیم، چند دهه کوهنوردی پر افتخار پشت ماست، این همه کوهنورد نو جو و نو طلب پشت ماست. پشتوانهٔ ما ارز دولتی نیست، حکم قهرمانی نیست، مقام نخبگی نیست. پشتوانهٔ ما های و هوی نیست، جنجال نیست، مصاحبه نیست، تلویزیون نیست. پشتوانهٔ ما باربر بیچاره نیست، کپسول اکسیژن نیست، طناب ثابت نیست.
پشتوانهٔ ما عرق جبین ماست، صدای نفس نفس زدنهای ماست، بغض در گلوی ماست، اشک حلقه شده در چشم ماست. پشتوانهٔ ما سکوت ماست، صبر ماست. پشتوانهٔ ما تویی، تو که چند سال تلاش ما را شکست ندانستی. پشتوانهٔ ما تویی، نه آن حسودی که از ضعف خودش ما مسخره میکرد، نه آن ضعیفی که خودش جسارت پیمایش صد متر را در طناب خودش ندارد، نه آن کسی که هیمالیانوردیاش در یومارش خلاصه است، نه آن کسی که قهرمان دروغین است.
پشتوانهٔ ما تویی، تو که با نگاهت، تو که با صدایت، تو که با امیدت، با امیدت به آیندهای روشن برای کوهنوردی این مملکت، ما را راهی میکنی. پشتوانهٔ ما تویی که صد متر راه از مسیر اعتلا را بر هزاران متر راه از مسیر تکرار ترجیح میدهی.
میگویند نمیتوانید، میگویند کشته میشوید، میگویند شما را چه به این کارها! نخبگان ما نتوانستند، شما که اصلا نخواهید توانست. میگویند راهتان را میبندیم، پایتان را میگیریم. میگویند هیمالیا مال ماست، صعودش هم مال ماست، افتخارش هم فقط مال ماست، کیف و کوکش هم مال ماست، عشق و حالش هم مال ماست. میگویند بروید چند ماه دیگر جواب نامهتان را میدهیم، میگویند مگر بچه بازیست، مگر به این آسانی است! میگویند آنجا هییییییییییمااااااااااالیییییییییاسسسسسسسسست، توچال نیست!
میگوییم بترسید، دیر یا زود سردمداریتان به پایان میرسد، میگوییم این صعود برای شما کابوس است و این کابوس رویای ماست. میگوییم نتوانستن برای ما ننگ نیست، قله برای ما هدف نیست. میگوییم جرأت نداشتن ننگ است، هراسیدن ننگ است، درجا زدن ننگ است. میگوییم آری هدف قله نیست، هدف اعتلاست، هدف تجربه کردن است، هدف دیدن است، لمس کردن است، هدف آموختن است، از شکست درس گرفتن است.

تیم اعزامی گروه آرش به پاکستان
میگوییم به شکستهای ما بخندید، از ته دل، از سر کیف، نوبت ما نیز میرسد، آن زمانی که شکستهای قبلیمان مانند نبردبانی ما را به بالای بالا میرساند. میگوییم اینک بخندید، خندهٔ شما هر چه بلند هم باشد در آن پایینها مانده است.
میگوییم ما از آن بالا به شما میخندیم، از آن بالا همه صدای ما را خواهند شنید، همه پیام ما را خواهند گرفت. میگوییم این پاداش ماست، این نتیجهٔ صبر ماست، نتیجهٔ پایمردی ماست، نتیجهٔ جرأت کردن ماست، نتیجهٔ اشکهای ماست، نتیجهٔ چند دهه کوهنوردی ماست که شما پایتان را بر گلویش گذاشتید، نمیگذارید بلند شود، نمیگذارید نفس بکشد. ولی ما از آن بالا پا بر گلوی شما خواهیم گذاشت، ما از آن بالا شما را پایین خواهیم کشید، ما از آن بالا ترانهٔ زندگی را برای کوهنوردیمان خواهیم خواند، دست در دست هم، غرق شادی، غرق غرور، غرق افتخار.
نه ما تنها نیستیم، این کوه با ماست، هنوز هم در عکسهایمان کنارمان ایستاده، هنوز هم نگاهش که میکنیم صدایش را میشنویم. ما را میخواند، به مکتب خانهٔ عشقش، به مدرسهٔ زندگیاش، مدرسهٔ کوهنوردیاش. مشتاق آموختن است، آموختن جسارت، آموختن خود باوری، آموختن پیشرفت. ما را میخواند به بهشت گم شدهاش، ما را میخواند با همهٔ بادهای سهمگینش، با همهٔ بهمنهای مهیبش، با صدای خرد شدن یخهایش. با آن که بر همهٔ دنیای اطرافش محیط است، با آن که همه را از بالا میبیند، اما ما را میخواند تا محاط ما شود، ما را میخواند تا خودش را خاک پای ما کند. نه به این خاطر که ما کسی باشیم، نه به این خاطر که ما در مقابلش عددی باشیم، که خود میدانیم در دریایش مثل حبابی هستیم و در آسمانش کمتر از ذرهٔ کاهی.
ما را میخواند چون میداند در فضای ماتم زده و درماندهٔ کوهنوردی کشورمان، فقط اوست که میتواند دست ما را بگیرد. ما را میخواند چون میداند به او پناه آوردهایم، ما را میخواند چون میداند که ما فرعیم و اصل صدها یا شاید هزاران کوهنورد جوانی هستند که باید با مرام و مکتبش تربیت شوند. ما را میخواند چون خودش بزرگ است، رو به بالاست و از سر به زیر بودنها خسته است، ما را میخواند چون جسارت تعرض به حریمش را داشتیم، چون پیام ما پیام ما نسیت، پیام کوهنوردان ایران زمین است، پیام تغییر است.
نه این ما نیستیم. تنها هم نیستیم. این شمایید. شما که این راه را ادامه خواهید داد، شما که این تفکر را زنده نگه خواهید داشت، شما که فریب تکرار را نخواهید خورد، در باتلاق عاشقان میز و صندلی فرو نخواهید رفت. این شمایید که غرور مایید، که پیشران مایید، که انگیزهٔ مایید. این دستان شماست که دعاگوی ماست، که خیرخواه ماست. این شمایید که همیشه زنده خواهید ماند، که آینده متعلق به شماست، که آینده متکی به شماست. آری این شمایید، فقط کافی است بخواهید، بهترینها را، رشدکردنها را، بالاترینها را، اولینها را».
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
کارشان بچه بازی و احساسی بوده وگرنه هشدارهای لازم را دریافت کرده بودند. به هرحال شرایط ما اینطوری است. اگر امکانات کم است یا شرایط صعود دشوار است دلیلی ندارد که با لجبازی خودمان را به کشتن دهیم.
با آرزوی سلامتی برای این سه جوان افتخار آفرین می خواستم به دو نکته اشاره کنم:
اول اینکه: ما در دنیای کوهنوردی دو نوع صعود داریم 1)صعود ساده 2)صعود دشوار که این عزیزان در مسیر صعود دشوار گام نهادند وباصعود خود به قله افتخار جدیدی را برای ایران آفریدند.
دوم اینکه:اکثر حوادث کوهنوردی در راه برگشت اتفاق می افتد ومن فکر نمی کنم کسانی که کارهای بزرگ را انجام می دهند تمامی جوانب را در نظر نگرفته باشند.برای اکثر کوهنوردان حرفه ای جهان مثل جرزی کوکوشکااین اتفاقات می افتد.امیدوارم این عزیزان به آغوش گرم خانواده برگردند.
درود بر شرف همه انسانهايي كه آزاد بودن و آزاد زيستن را دوست دارند و تمرين مي كنند، حتي اگر به هزينه جانشون تموم بشه. چراكه فكر مي كنم هر آيينه آزاد زيستن بهتر از زندگي در چنگال ..... مي باشد. هم چنين از تابناك به خاطر انتشار اين نامه سپاسگزاريم.
اگر کسی معنی کوه نوردی رو میدونست اگر تجربه بودن در چنین ارتفاعی رو میدونست اگر بویی از شهامت و غیرت برده باشه هیچ وقت لب به تعنه و شماتت این آدم های بزرگ باز نمی کنه.
غم خوندن نظرات در اینجا سخت تر از دیدن جای خالی دوستا بود.
بچه ها تو اون سوز وسرما هیچوقت هیچوقت جای شما نمیتونیم باشیم تا در موردتون اظهار نظر کنیم میدونم زنده این. میدونم با گفتن اون حرفهای قشنک چه دل بزرگی دارین عزیزانم امیدتونو از دست ندین ما چشم به راهتون هستیم.اگه اون که بالاست بخواد فقط اگه اون بخواد یکماه هم بگذره زنده برمیگردین.
بزرگی کردند این شیر بچه ها
خبر این قضیه مثل بمب توی جامعه جهانی کوهنوردان ترکیده:
گشایش مسیر نوین به k3 توسط ایرانیها
خدایا به حق این سحر نجاتشون بده .
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه احزان گلستان می شود غم مخور
دست به دعا برداریم برای سلامتی این عزیزان که برای افتخار هدیه دادن به ملتشان خطر کردند همه گزینه ها درست است که اظهار نظر کردید ولی یک اتفاق کوچک برای یک همنورد مثل پیچ خوردن پای یک همنورد در آن شرائط سخت می تواند کل برنامه را تحت الشعاع قرار دهد .
99٪ احتمال سالم بودنشان را دارم .و در انتظار قدوم سبز و رویایی شان هستیم .
کوهنوردان تبریز
آفرین به روح بلند و غرورآمیزتان
نامتان افتخار و عزتتان پایدار بجه شیران ایران زمین.
به افتخارشان روز صعودشان را به نام روز کوهنورد در تقویم تاریخ این سرزمین جاودانه کنیم.
به نظر من که نه کوهنوردم نه کارشناس رشته کوهنوردگی از این شواهد کاشف بعمل میاد که اولا اشتباه از خودشون بوده که بدونه تجربه کافی غرور جوانیو جای گزین کردند وثانیا طبق معمول همیشه بی حمایتی مسولان ولی الان که دیگه اتفاق افتاده دنبال مقصر نباشیم ما ایرانیا بعد از مرگ دنبال نوش دارو میریم الان بهتر که نطری بدید که چه جور پبداشون کنیم و دعا کنیم که خدا به جونیشون رحم کنه به امید خبرای خوش
بیایید همه برای سلامتی و نجاتشون دعا کنیم.
آیدین تو زندهای برای همیشه تو تسلیم نمیشی و به همه درس ایستادگی میدی
استوار باش
کافیه فقط یک لحظه خودتون و جای اونا بزارین الان در چه وضعیتین؟ صد در صد وضعیت خیلی وحشتناکیه بدون غذا و هیچ امکاناتی در بدترین شرایط هوا ....امیدوارم سالم برگردن.... اونا کسانی بودن که میخواستن زندگی رو تجربه کنن و شجاع باشن و بیاموزند به نظرم این افراد واقعا زندگی کردن رو با تمام سختی هاش و زیبایی هاش تجربه کردن......
این نشان می دهد که باید قانون مند باشیم و به حرف با تجربه ها و بزرگترها گوش کنیم و از روی احساس تصمیم نگیریم بهر صورت و به حق این ماه عزیز امیدوارم به سلامت باز گردند.
شک ندارم اونامیان،چون دلشون صاف وزلالِ،اوناپاکن مثل فرشته ها،اونافرزندغیرت ایران وایرانی هستن،به امیددیدنشون،به امیدحق...
من هم اميدوارم که کوهنوردان عزيزمون برگردند
کوه نورد نیستم اما دو سوال دارم
چطور با داشتن دستگاه gps راه برگشت را گم کرده اند gpsتراکها را ضبط میکنه
واینکه من دیدم همه دعا کردند وارزوی برگشت این عزیزان را داشتند اما بعضی دیسلایک کردند مگه شما ایرانی نیستید یا انسان نیستید هر کی ارزوی سلامتی وبرگشت این عزیزان
را کرده فوراً بهش دیسلاک دادند
انشااله سالم برمیگردنند به امید حق
جاودانه شدند در اوج برای ابد
خوشا به سعادتشان
8000 متر بالاتر از همه!
زنده باشی ایران .زنده باشی آیدین .زنده باشی مجتبی .زنده باشی کیوان.
کسی میتونه راه جدید کشف کنه که چند با ر یا یک بار راه اصلی رو رفته باشه....انشاله سالم برگردن.
دست به دعا میبریم به امید بازگشت این عزیزان افتخار آفرین به آغوش گرم خانواده خدا حفظشان کند
من فقط میدونم که ملت و دولت ایران باید پشت این بچه ها بایسته و اجازه نده عملیات امداد بی نتیجه تموم بشه.. شاید هنوز زنده باشن..
یاد کوهنورد گیلانی مرحوم قناعت شعار هم بجاست گفته شود که نه در هیمالیا تو همین کوه های ماسوله از گروه جدا شد وبا اینکه تا لحظات آخر پیام سلامتی خود را داده بود ولی بعلت شب شدن و خرابی هوا کسی نتوانست برای نجاتش اقدامی بکند!وپس از دو روز جنازه او را پائین آوردند.خدا همه جوانان ایران را در پناه خودش محفوظ نگه دارد.آمین
برای پیدا کردن آنان باید از تمام امکانات کشورهای ایران و پاکستان بهره برداری شود. تلاشها باید با تمام قوا و شبانه روز باید ادامه داشته باشد و بخصوص هلیکوپترها میتوانند نقش عمده ای را ایفا کنند .
فقط اشک ریختم
براي دستيابي به اهداف بزرگ بايد جان هم داد . هرچند كه ازصميم قلب برايشان سلامتي و بازگشت و افتخار آرزو ميكنم..
انشالله هم وطنامون به سلامت به کشور برگردن و خانواده هاشون از نگرانی در بیان
با سلام و اروزی سلامتی و امدن خبر خوش از بچه های کوهنورد. انشالله زود برگردند. یادی هم از محمد اوراز کوهنورد اذربایجانی بکنیم روحش شاد. راهش پررهرو. باد.
من موندم با دو تا جی پی اس چطور مسیر رو track نکردند.اصلا برام قابل درک نیست این موضوع.دقت جی پی اس های دستی در حد 5-+ متر هست در بدترین شرایط.حتی در هوای برفی و کاملا ابری هم سیگنال دریافتی دستگاه در حدی هست که مسیر رو کاملا ذخیره کنه.با جی پی اس گم شدن محاله مگر اینکه جی پی اس خراب یا باتری تموم بشه. طبق خبرها هم جی پی اس اونها فعال بوده.من هیچ تحلیلی برای این موضوع نمیتونم پیدا کنم
انشالله برمی گردند دوستشون داریم
امیدوارم که سالم برگردن
انشاءالله به لطف خدا و دعاي خير دلسوختگان ، سالم برميگردنند!!
سرپرست تيم اعزابمي با تجربه بود ولي در حال حاضر ورزيده نبود.
بچه هاي تيم، جوان و قدرتمند بودند ولي كم تجربه و اين موضوع باعث مشكلات بوجود آمده شده.
ضمنا" در هيماليانوردي، اولين اشتباه آخرين اشتباه شما خواهد بود و قله اي در هيماليا نيست كه آرامگاه كوهنوردان بزرگ دنيا نباشد!!!
زنده ماندن در آن شرايط سخت، بعداز چند روز !!! فقط با معجزه امكان پذير است.
تنها كاري كه مي توانيم بكنيم دعا كردن است. به اميد بازگشت معجزه اساي آنان!!!
دوستان لطفا انرژی خوب براشون داشته باشید مطمئنم که بر میگردن ایرانی برای روزهای سخت ساخته شده
روحشان شاد ... یادشون گرامی .. راحشان جاویدان .. مردانگیشان بزرگ .. این چیزی هست که هر هیمالیا نوردی انتظارشو اون بالا داره ...
دوست عزیز تا کوهنورد نباشی نمیفهمی .. نمیدونی .. درک نمیکنی آنها چه کردند و تا عاشق نباشی کوهنورد نمیشوی ..
و الله پیاده روی تا بالای تپه های 4-5 هزار متری ایران کوهنوردی نیست ..
آیدین برگرد .. تو کسی نیستی که تسلیم بشی .. همه میدونن خودتم میدونی .. هر چند روزم که بگذره .. روحت بزرگ تر از این حرف هاست
امید وارم هرچه سریعتر با سلامتی کامل به میهن عزیزمان برگردند .انشاالله.
آیدین دانشجوی سال آخرکارشناسی برق دانشگاه صنعتی خواجه نصیره....
آیدین جان من وهمه ی رفقای خواجه نصیریت منتظر برگشتن افتخار آمیز توییم و دعاا می کنیم تو وهمه هم تیمی هات سالم وسلامت به میهنمون برگردید...
خدایامامنتظریم که این جوانان صحیح سالم به آغوش خانوادشان برگردند پس مارا نامید نگردان
اميدوارم به سلامت برگردند.
سازمان تربیت بدنی و کوهنوردی وظیفه قانونی و انسانی دارند که برای نجات جان این سه نفر اقدام فوری انجام دهند
عجیبه که چرا بدون امکانات کافی صعود میکنند سالها وسیله ای آمده که روی لباسها نصب میشه و توسط جی پی اس سریعا مکان حادثه دیدگان پیدا میشه
بله اون دستگاه سگنال میفرسته ولی شاید خدماتشو به ایران نمیدهند مخصوص اسکی بازانی که تو بهمن گیر میافتند
براي سلامتيشان دعا ميكنيم
از صمیم قلب برای سلامتیشون دعا میکنم
باید به داشتن چنین جوانهایی افتخار کرد.
از قجوای نامه معلوم است که نداشتن پشتوانه مالی و تجهیزات وتجربه کافی و به منظور رقابت وحود نمایی وشکسته دلی یک چنین کار حطرناکی به شکست می انجامد - در هر حال اگر زنده اند حداوند تجاتشان دهد وگرنه رحمتشان کند
خداجون مراقبشون باش. سخت نگیر. نگرانیم. ما رو از نگرانی در بیار. بهشون آرامش بده. قوت بده. امید بده. تا مسیر رو پیدا کنن. تا نجات پیدا کنن. میدونم بدجور سختی میکشن. تو آسون کن. تو بزرگی کن. کوهنوردا در بلندی و بزرگی تو شک ندارن...
سلامت به ایران بازگردان ...
برایشان در این روز های عزیز دعاکنیم
انشائالله سالم برمي گردند.خالصانه دعا مي كنم.آمين!
من هیچ سررشته ای از کوهنوردی ندارک و همچنین هیچ اطلاعی از وضعیت فدراسیون و مدیریت حاکم بر آن اما ...
از متن نامه به خوبی پیداست که این حرکت بر خلاف نظرات کارشناسی و بر مبنای هیجانات زودگذر جوانی صورت گرفته و به نظر می رسد مسئولان فدراسیون با شناخت دقیق مقصد این جوانان و توانایی هایشان هر کاری می توانسته اند برای ممانعت از این اقدام غیرکارشناسی انجام داده اند
بیاییم به علم و تجربه احترام بگذاریم و آزمون و خطا را جایگزین نکنیم مخصوصا جایی که هزینه آزمون ما جان چند جوان برومند باشد
خدا به خانواده هایشان صبر بدهد
با نظر شما صد در صد موافقم
آقای جوادی اگر قرار باشد همواره گوش به دستور باشیم هیچ وقت نمی توانیم پیشرفت و تجربه بدست آوریم.
تمامی پیشرفتها در تمامی مراحل مرهون جوانی کردن و جدا شدن از قید و بندهاست.
مرحبا به غرورتان...
به امید وآرزوی برگشت این عزیزان هم وطن
خدایا کمکشان کن
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.