نگاه شما: همه به دنبال شغل دولتیاند!
شاید با دیدن این عنوان خیلی تعجب کرده باشید، ولی این عنوان سخنرانی یکی از مسئولین دولتی است که رو به جوانها کرده و گفته: «در ایران شغل زیاد است، ولی همه به دنبال شغل دولتیاند» من به عنوان یک جوان حق دارم بپرسم خوب چرا این طور شده است؟ آیا تقصیر منه جوونه؟
مثلا وقتی به خودم نگاه میکنم، میبینم مدرک کارشناسی ارشد عمران از یکی از بهترین دانشگاههای کشور را با معدل الف و رتبه اول دارم، ولی هنوز شغل ثابتی ندارم! بگذارید از اول شروع کنم!
تازه فارغالتحصیل شده بودم و با داشتن کلی مقاله و سوابق کاری که در دوران ارشد به دست آورده بودم، به خدمت سربازی رفتم. پیش از پایان خدمت سربازی از چند ماه جلوتر مدام از این شرکت به شرکتی دیگر رفته و به دنبال کار گشتم! با این که سابقه کاری داشتم و خیلی خوب در حرفه خودم تقریبا مهارت کافی داشتم، بیشتر شرکتهای خصوصی حقوقهایی را پیشنهاد میدادند که کفاف حتی زندگی روزانه من را هم نمیداد؛ فکر کنید اکثر شرکتها حقوق بین ۴۰۰-۶۰۰ هزار تومن پیشنهاد میدادند!
خلاصه پس از کلی جستجو، سرانجام یک شرکت مهندسی مشاور با کلی مصاحبه و دنگ و فنگ ما را استخدام کرد و قرار شد حقوق ما ۹۰۰ هزار تومان باشد؛ البته برای این موضوع مجبور شدم از شهر خودم مهاجرت کرده و به شهر دیگری روم.
ماه اول همه چی خوب بود؛ البته ساعات کاری زیاد و حجم کار بالا بسیار آزار دهنده بود. بعضی وقتا مجبور میشدم علاوه بر ساعات کار در شرکت، در منزل نیز تا پاسی از شب کار کنم، ولی چون کارم را دوست داشتم برایم مهم نبود!
و اما ماه دوم با عدم تخصیص اعتبار به پروژههای عمرانی شرکتهای مشاور، یکی پس از دیگری ورشکسته شدند و شروع به تعدیل نیرو کردند. شرکت ما هم شروع به تعدیل نیرو کرد و حدود ۱۲۰ نفر از کارکنان خود را اخراج کرد! از طرفی اضافه کاری و خیلی از مزایای دیگه را نیز قطع کرد!
تا اینجای کار مشکلی نبود، ولی بعد از آن با توجه به این که سازمانهای دولتی حقالزحمه مشاور را نمیداد، لذا شرکت حدود چهار ماه حقوق نداد و بعد از آن هم هر چند ماهی یک بار حقوقی به ما میداد و من در این مدت سعی میکردم از راه تدریس در دانشگاه و کارهای خصوصی طوری زندگی کنم تا این که موضوع روز به روز حادتر شد! و مجبور شدم از مشاور بیرون آمده (عملا دیگه حقوق نمیداد) و در یک شرکت پیمانکاری مشغول به کار شوم! که البته یک شرکت خصوصی خیلی خیلی معمولی بود و من از کارم به شدت متنفر بودم، چون کاری را که من انجام میدادم، عملا یک آدم دیپلم هم میتوانست انجام دهد و عملا من هیچ استفادهای از دانشم نمیکردم! ولی فقط و فقط یک حسن داشت و آن این که حقوق ما را سر ماه میداد.
همه چیز به ظاهر خوب بود تا اینکه باز هم شوکی به بازار وارد شد و قیمت میلگرد و مصالح به شدت رو به افزایش گذاشت و شرکت ورشکسته شد و پروژهها خوابید و ما هم بیکار شدیم! با اندک پساندازی که در این مدت جمع کرده بودم، دفتر فنی و مهندسی تأسیس کردم و مشغول به کار شدم، ولی متاسفانه بسیاری از کارها عملا با پارتی بازی به دفاتری ارجاع میشد که صاحبان آنها در مشاغل دولتی یا صاحب منصبان سازمانهای مختلف مرتبط با کار ساختمان مشغول بودند و عملا سهم بسیار کمی از پروژهها، آن هم با کلی دردسر و دوندگی به دفتر بنده میرسید و همین امر باعث درآمد پایین دفتر میشد که بخش اعظم آن هم بابت کرایه و قبضهای برق و... مصرف میشد و البته من هنوز دفتر فنی مهندسی خودم را دارم و هر طوری شده تلاش میکنم که به اندازهآی در بیارم که زنده بمانم نه این که زندگی کنم!
حالا یکی از دوستان من پس از اتمام لیسانس خود توسط یکی از اقوام خود قراردادی در یکی از سازمانهای دولتی استخدام شد و چند باری که برای دیدنش به آن سازمان رفتم دیدم به جای انجام کار در حال دیدن تلویزیون یا کارهای شخصی خود است؛ بماند اینکه امکانات رفاهی که آن سازمان برای کارمنداش در نظر گرفته بود خیلی خوب بود! و مرخصیهای خوبی هم به این دوستان میداد. بماند روزهایی که به دلیل گرد و خاک یا بدی هوا ادارات دولتی تعطیل شده ولی ما سر کار میرفتیم! بماند بیمه تکمیلی و... و چیزهایی که سازمان در مناسبتهای مختلف به ایشان میداد؛ آن هم در ازای روزی کنید دو ساعت کار و البته مهمترین بخشش «امنیت شغلی»!
شاید بسیاری از دوستان الان بگویند که کار دولتی حقوقش فلانه و بهمان، ولی من میگویم هماکنون کار خصوصی بدتر شده و دیگر هیچ امنیت شغلی در کار نیست. هر روز میتواند روز آخر کارت باشد. هر خبری از تحریم یا گرون شدن کالایی میشنوی میترسی نکنه شغلتو از دست بدی و اینو تنها کسایی میفهمن که شغلشون خصوصیه!
خلاصه این شد که تصمیم گرفتم در آزمونهای استخدامی دولتی شرکت کنم و در چند آزمون پذیرفته شدم که بیشتر آنها در مرحله مصاحبه بنده را رد کردند! آخرین آزمون استخدامی که شرکت کردم، همان سازمانی بود که دوست ما در آن قراردادی مشغول بود.
به هر ترتیب، در آن آزمون قبول شدیم، ولی دوست ما در مصاحبه قبول شد و ما رد شدیم! من فقط یک چیز را متوجه نشدم و آن این که چطوری من با کلی مقاله و سابقه کار و مدرک دورههای مرتبط و تافل و... در مصاحبه رد شدم و یکی بدون مقاله و... قبول شد؟!
خلاصه ما همچنان در استرس زندگی میکنیم! و در جای دیگر از کسی میشنوی که میگوید همه به دنبال شغل دولتیاند. خوب برادر من، شما بگو چرا نباشم؟! به خدا من کار مشاور را دوست داشتم و حتی آن را به کار دولتی ترجیح میدادم، چون واقعا از علمم استفاده میکردم، ولی برادر من، شکم گرسنه این چیزا را نمیفهمد! شغل دولتی خوب است، چون افزایش حقوق دارد و هر اتفاقی بیفتد، حقوقت سر جای خودش است! تلاش کنی یا نکنی حقوقت سر ماه به دستت میرسد و امنیت شغلی داری و آسایش روان.
حالا میشه یکی به من بگه چرا نباید دنبال شغل دولتی بود؟
فرستنده: رضا،ت خوزستان
* برای آشنایی با شرایط و نحوه همکاری با «نگاه شما» اینجا را کلیک کنید.
مثلا وقتی به خودم نگاه میکنم، میبینم مدرک کارشناسی ارشد عمران از یکی از بهترین دانشگاههای کشور را با معدل الف و رتبه اول دارم، ولی هنوز شغل ثابتی ندارم! بگذارید از اول شروع کنم!
تازه فارغالتحصیل شده بودم و با داشتن کلی مقاله و سوابق کاری که در دوران ارشد به دست آورده بودم، به خدمت سربازی رفتم. پیش از پایان خدمت سربازی از چند ماه جلوتر مدام از این شرکت به شرکتی دیگر رفته و به دنبال کار گشتم! با این که سابقه کاری داشتم و خیلی خوب در حرفه خودم تقریبا مهارت کافی داشتم، بیشتر شرکتهای خصوصی حقوقهایی را پیشنهاد میدادند که کفاف حتی زندگی روزانه من را هم نمیداد؛ فکر کنید اکثر شرکتها حقوق بین ۴۰۰-۶۰۰ هزار تومن پیشنهاد میدادند!
خلاصه پس از کلی جستجو، سرانجام یک شرکت مهندسی مشاور با کلی مصاحبه و دنگ و فنگ ما را استخدام کرد و قرار شد حقوق ما ۹۰۰ هزار تومان باشد؛ البته برای این موضوع مجبور شدم از شهر خودم مهاجرت کرده و به شهر دیگری روم.
ماه اول همه چی خوب بود؛ البته ساعات کاری زیاد و حجم کار بالا بسیار آزار دهنده بود. بعضی وقتا مجبور میشدم علاوه بر ساعات کار در شرکت، در منزل نیز تا پاسی از شب کار کنم، ولی چون کارم را دوست داشتم برایم مهم نبود!
و اما ماه دوم با عدم تخصیص اعتبار به پروژههای عمرانی شرکتهای مشاور، یکی پس از دیگری ورشکسته شدند و شروع به تعدیل نیرو کردند. شرکت ما هم شروع به تعدیل نیرو کرد و حدود ۱۲۰ نفر از کارکنان خود را اخراج کرد! از طرفی اضافه کاری و خیلی از مزایای دیگه را نیز قطع کرد!
تا اینجای کار مشکلی نبود، ولی بعد از آن با توجه به این که سازمانهای دولتی حقالزحمه مشاور را نمیداد، لذا شرکت حدود چهار ماه حقوق نداد و بعد از آن هم هر چند ماهی یک بار حقوقی به ما میداد و من در این مدت سعی میکردم از راه تدریس در دانشگاه و کارهای خصوصی طوری زندگی کنم تا این که موضوع روز به روز حادتر شد! و مجبور شدم از مشاور بیرون آمده (عملا دیگه حقوق نمیداد) و در یک شرکت پیمانکاری مشغول به کار شوم! که البته یک شرکت خصوصی خیلی خیلی معمولی بود و من از کارم به شدت متنفر بودم، چون کاری را که من انجام میدادم، عملا یک آدم دیپلم هم میتوانست انجام دهد و عملا من هیچ استفادهای از دانشم نمیکردم! ولی فقط و فقط یک حسن داشت و آن این که حقوق ما را سر ماه میداد.
همه چیز به ظاهر خوب بود تا اینکه باز هم شوکی به بازار وارد شد و قیمت میلگرد و مصالح به شدت رو به افزایش گذاشت و شرکت ورشکسته شد و پروژهها خوابید و ما هم بیکار شدیم! با اندک پساندازی که در این مدت جمع کرده بودم، دفتر فنی و مهندسی تأسیس کردم و مشغول به کار شدم، ولی متاسفانه بسیاری از کارها عملا با پارتی بازی به دفاتری ارجاع میشد که صاحبان آنها در مشاغل دولتی یا صاحب منصبان سازمانهای مختلف مرتبط با کار ساختمان مشغول بودند و عملا سهم بسیار کمی از پروژهها، آن هم با کلی دردسر و دوندگی به دفتر بنده میرسید و همین امر باعث درآمد پایین دفتر میشد که بخش اعظم آن هم بابت کرایه و قبضهای برق و... مصرف میشد و البته من هنوز دفتر فنی مهندسی خودم را دارم و هر طوری شده تلاش میکنم که به اندازهآی در بیارم که زنده بمانم نه این که زندگی کنم!
حالا یکی از دوستان من پس از اتمام لیسانس خود توسط یکی از اقوام خود قراردادی در یکی از سازمانهای دولتی استخدام شد و چند باری که برای دیدنش به آن سازمان رفتم دیدم به جای انجام کار در حال دیدن تلویزیون یا کارهای شخصی خود است؛ بماند اینکه امکانات رفاهی که آن سازمان برای کارمنداش در نظر گرفته بود خیلی خوب بود! و مرخصیهای خوبی هم به این دوستان میداد. بماند روزهایی که به دلیل گرد و خاک یا بدی هوا ادارات دولتی تعطیل شده ولی ما سر کار میرفتیم! بماند بیمه تکمیلی و... و چیزهایی که سازمان در مناسبتهای مختلف به ایشان میداد؛ آن هم در ازای روزی کنید دو ساعت کار و البته مهمترین بخشش «امنیت شغلی»!
شاید بسیاری از دوستان الان بگویند که کار دولتی حقوقش فلانه و بهمان، ولی من میگویم هماکنون کار خصوصی بدتر شده و دیگر هیچ امنیت شغلی در کار نیست. هر روز میتواند روز آخر کارت باشد. هر خبری از تحریم یا گرون شدن کالایی میشنوی میترسی نکنه شغلتو از دست بدی و اینو تنها کسایی میفهمن که شغلشون خصوصیه!
خلاصه این شد که تصمیم گرفتم در آزمونهای استخدامی دولتی شرکت کنم و در چند آزمون پذیرفته شدم که بیشتر آنها در مرحله مصاحبه بنده را رد کردند! آخرین آزمون استخدامی که شرکت کردم، همان سازمانی بود که دوست ما در آن قراردادی مشغول بود.
به هر ترتیب، در آن آزمون قبول شدیم، ولی دوست ما در مصاحبه قبول شد و ما رد شدیم! من فقط یک چیز را متوجه نشدم و آن این که چطوری من با کلی مقاله و سابقه کار و مدرک دورههای مرتبط و تافل و... در مصاحبه رد شدم و یکی بدون مقاله و... قبول شد؟!
خلاصه ما همچنان در استرس زندگی میکنیم! و در جای دیگر از کسی میشنوی که میگوید همه به دنبال شغل دولتیاند. خوب برادر من، شما بگو چرا نباشم؟! به خدا من کار مشاور را دوست داشتم و حتی آن را به کار دولتی ترجیح میدادم، چون واقعا از علمم استفاده میکردم، ولی برادر من، شکم گرسنه این چیزا را نمیفهمد! شغل دولتی خوب است، چون افزایش حقوق دارد و هر اتفاقی بیفتد، حقوقت سر جای خودش است! تلاش کنی یا نکنی حقوقت سر ماه به دستت میرسد و امنیت شغلی داری و آسایش روان.
حالا میشه یکی به من بگه چرا نباید دنبال شغل دولتی بود؟
فرستنده: رضا،ت خوزستان
* برای آشنایی با شرایط و نحوه همکاری با «نگاه شما» اینجا را کلیک کنید.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اون زمان که وضعیت کارمندای شرکت خصوصی بهتر از ما کارمندای دولت بود چرا هیچ کس چیزی نمی گفت؟ دوستای من دو برابر من حقوق می گرفتند. بالاخره گهی پشت به زین و گهی زین به پشت.
در ضمن همه کارمندای دولت روزی دوساعت کار نمی کنند. وقتی تهمت می زنید باید اون دنیا جوابگوی من باشید. !
گذشت آن زمان که معلم سر کلاس درس میگفت علم بهتر است یا ثروت و همه میگفتن علم. امروزه ثروت بهتر است و صد البته که پارتی از ثروت هم بهتر است. بنده تو آزمون ... نفر دوم قبول شدم ولی متاسفانه پسر یکی از کارکنان رو که حتی نمره حد نصاب قبولی رو هم نیاورد تو شرکت استخدام کردن و بنده رد شدم ...
موافقم و خيلي احساس دين مي كنم بااينكه خودم سوابق علمي خوبي دارم و در شرايط عادلانه و بدون پارتي استخدام شدم اما حقوق شركتهاي خصوصي رو مي بينم دريافتيم از گلوم پايين نميره.بعضي مزايا رو كه ميدن همكارام خوشحال ميشن من واااااقعا از گلوم پايين نميره.
اما اينم در نظرداشته باشيد كار در دستگاههاي دولتي يه سختي بزرگ داره.عزت نفس داشته باشي روزبروز افسرده و افسرده تر ميشي با ديدن چاپلوسي.بعضي همكارام رو كه مي بينم متاسف ميشم از خودم كه با همچين آدمهايي تو يه رده ام.كاش همون سال كه فارغ التحصيل شدم يه بقالي باز مي كردم نمي اومدم اينجا.باور كنيد اينجا فقط پول داره.روح و روانت به هم ميريزه مگراينكه چاپلوس باشي.
تو یکی گفتی و ما هزاران امضا می کنیم. واقعا منم سه ساله فارغ التحصیل شدم وکل ایران رو مدارک فرستادم حضوری رفتم فرم پر کردم ولی....الانم دیگه شرایط سنیمون ایجاد نمیکنه که دنبالش باشیم. برای استخدامی می زنن متولد66 آقا آخه اونیکه تازه ارشد گرفته میتونه دیگه اونایی که سالهای قبل فارغ التحصیل شدن پس بای بای. عدالت همینه
من تو یه شرکت خصوصی کار می کنم از صبح زود تا6عصر.فقط جمعه ها تعطیل هستیم حتی تعطیلات رسمی هم من سر کار هستم.بدون بیمه،ناهار را هم خودم از منزل سرکار میبرم. حقوقمون هم که هنوز به سیصد هزار تومان نرسیده.اما خیلی ها تو رشته من که حسابداری خوندم با پارتی بازی توی سازمانهای دولتی مشغول هستند، الان خونه و ماشین و...دارند.
قسم می خورم یک دهم استعداد من را هم ندارند.
پدر بنده با سال ها تجربه در حرفه ی مرغداری حالا ورشکسته شده درحالی که همه فکر میکنن پول گرانی مرغ توی جیب مرغدارها میره اما ما ورشکسته شدیم، که بعد از سی سال دو واحد شش دانگ مرغ داری را فروختیم تا بدهی بدیم.فقط حرف حمایت از تولید رو میزنن
ارشد عمران ، رتبه اول دانشگاه ، کلی مقاله و زبان انگلیسی و فرانسوی عالی ... چند سال سابقه مشاور و پیمانکار ، الان نشستم خونه بابای بازنشسته ام زور می زنم برای ایجاد تغییر ... اما نمیشه .
خدای ما جوونای ایرانی هم بزرگه .....
دوستان توجه کنید که ما الآن داریم چوب افزایش بی رویه سهمیه ی ورود به دانشگاه ها مخصوصا مخصوصا در کارشناسی ارشد رو میخوریم
یعنی این که طرف لیسانسشو گرفته میبینه کار وجود نداره میشینه دوباره برای ارشد میخونه بعد از دو سال میبینه بد از بدتر هم دو سه سال از عمرش رفته هم بازم بیکاره
اینم برای اینه که برای کاهش نرخ بیکاری میخوان دانشجو ها رو زیاد کنن تا آمار فجیع نرخ بیکاری را یکمی کمتر نشون بدن
من هم الان 31 سالمه و فارغ التحصیل عمران هستم و دربدر دنبال کار هر جا رفتم 400 یا 500 بیشتر نمیدن البته اونم باید برم شهر و هزینه اجاره و غذا و رفت و امد هم دارم آزمونهای استخدامی هم زیاد شرکت کردم ولی همش پارتی بازی است الان به وضعی رسیدم که دنبال هر کاری میرم حتی با مدرک دیپلم هم بخوان.
والا راست میگه درد نسل ما اینه بیکاری
حالا بیکاری رو بیخیال وقتی هم آزمون هست با سابقه کار بالا میخوان آخه کلاه خودتو قاضی کن منی که درسمو تموم کردم سابقه کار از کجا بیاریم باز میگیم سابقه کارو بیخیال
کسی که دانشگاه دولتی درس خونده با کلی بار علمی بالا میره واسه مصاحبه خودشو نمیبازه کسی که هیچ سرش نمیشه نمیفهمه قبول بشه خودش رد بشه به نظر خودت نونت حلاله دلت خوش.ما پارتی نداریم چکار کنیم .درد دل این آقا درد دل نسلش مسولین درک کنین واقع گرا باشید
اول اینایی که رفتن دانشگاه مسأله کارشونو حل کنین بعد بدون کنکور دانشجو بپذیرین وشرایط دانشگاه رو آسون کنین.سطح سواد بالای کشور مهمه اما در کنارش کارکردن و رضایت مردم اون کشورمهمتره
به نظر من همه جوانان بیکار تا زمانی که بخواهند برای دیگران کار کنند ( چه برای دولت چه اقراد و شرکتهای خصوصی) وضعیتشون همینه / توصیه من اینه که جوانان کارآفرینی بکنند و برای خودشون کار کنند / من کارمو با فروختن آش در فورغون جلوی نانوایی شروع کردم و بخاطر تلاش و کیفیت کارم الان یه مغازه آش فروشی دارم که هر شب حدود 300 هزار تومان سود خالص ختلص برام داره یعنی دخلم حدود 1 میلیون هست هر شب / پس جوانان عزیز بروید کارآفرینی کنید و فقط برای خود کار کنید نه اینکه منت دولت یا دیگران را بکشید /
وضعی موجود داغون کنندست. اما که درد در این اماست، نوجوان هایی رو می شناسم که در شهر بسیار کوچک خودمان البته روستا بهتر است بگوییم، از فروش فلافل 2 تا 3 میلیون تومان کاسب می شوند و به کمتر از آن رضا نمی دهند
اگه کسی به خاطر بیمه تکمیلی میخواد بره سراغ کار دولتی،لازم به این کارنیست. اگه بیمه تامیین اجتماعی باشه میتونه بره خانه کارگر از این طریق بیمه تکمیلی بشه
تحمل کنید عزیزان، زندگی 50 سال اولش سخته، بعدش خوب میشه بخدااااااااآ
من هم برای یه شرکت پیمانکار برای شهرداری کار میکنم. سه ماهه رفتم سرکار. عین سه ماهو به من حقوق ندادن . میگن شهرداری هنوز پول نداده به شرکت.لیسانس نرم افزار دارم. از بدبختی تو یه دانشگاهیی درس خوندم که به دوترم نکشید به دلیل ضعف امکانات اموزشی منحل شد و یکک ترم درگیر این دانشگاه و اون دانشگاه بودیم که انتقالیمونو درست کنند. ...
اقایی که این مقاله رو پست کردی . اینو بدون که اممثال من چی بگیم که تو دانشگاههایی درس خوندیم که بدلیل شرایط بد علمی منحل میشدن و هیچ اموزش درستی نبود. حالا هم شدیم یه مهندس بیسواد.. ما دنبال چه کاری بریم جز کارگری
با فارغ التحصیل دکتری بیکار از دانشگاه شریف چه میکنین آخه!!!!
کاش ما هم یک پارتی داشتیم جانا
والا بخدا
با سلام
من دانشجوی دکتری دانشگاه تربیت مدرس هستم. سال 87 مدرک ارشد گرفتم و از سال 86 در شهرهای مختلف مانند یزذ، ارومیه، اردبیل، اصفهان و تهران در پروژه های مختلف کار کرده ام. اما هیچ وقت با همه تلاشی که کردم نتونستم به یک شغل پایدار دست پیدا کنم و الانم 9 ماهه بدلیل تعطیلی پروژه ها بیکار شده ام. حتی با تحصیلات دکتری در دانشگاههای معتبر دولتی کشور قادر نیستم به اندازه نصف میوه فروش سر کوچه درآمد و آرامش داشته باشم. حالا بازهم بعضی مواقع امیدوارانه برای آینده تلاش می کنم ولی گاهی نیز چنان ناامید می شوم که دیگر اینجا را پایان راه می دانم. این معضل برای خیلی از دوستان من نیز در شرایط خودم وجود دارد. اما برخی نیز با شرایط مشابه بر اساس داشتن رابطه و شانس وضعیت خوبی پیدا کرده اند که وضعیت خوب را من حق همه و حتی اونهایی که با رابطه رفته اند می دانم. این نشون میده که بی عدالتی در سیستم واقعاً ریشه دار است و عمدتاً انسانها به جای تلاش و کوشش باید به دنبال راههای دور زدن سیستم و بخت و اقبال باشند. به هر حال جز ابراز تأسف چیزی به ذهنم نمی رسد.
سلام با کارشناسی ارشد وایستادم تو نوانوایی و نون میفروشم
امروز توی اتاق یکی از مدیران سازمان .... بودم
مدیر مرتبط در حال آماده سازی عنوان برای ثبت ماموریت برای کارمندی بود که 14 روز در طول یکماه غیبت داشت و میخواست حقوق کامل بگیره.
خلاصه دست مدیر درد نکنه، با همکاری منشی 14 عنوان متفاوت ردیف کردن و بعنوان ماموریت برای کارمندی که 14 روز سرکار نیومده بود، ثبت کردن و آب از آب تکون نخورد...
یعنی واقعا حرف دل ما جوونا رو زد. خدا خیرت بده. اما حیف که کسی گوش به این حرفا نمیده.
من کار مند بانک هستم وبا مقایسه خودم با نیروهای شرکتی دلم به خاطر زحمت زیاد وحقوق کم شرکتیها به درد میآید چون بیچاره ها حقشان ضایع میشود ودر آمد یک کارمند رسمی وبازدهی آنها با شرکتیها زمین تا آسمان است . آیا حقوقی که من میگیرم حلال است؟
تا وقتی که کمبود پروژه در کشور داریم وفشار سازمان تامین اجتماعی و مالیات و هزینه های جاری زیاد بر شرکتهای مشاور تحمیل می گردد تا دلتان بخواهد مهندس دکتر بیکار ایجاد خواهد شد و اشتغال زایی این صنف به سمت صفر می رود.
اینا همش حرفه
همه هم میدونن
خودم مصاحبه 10 تا بانک رو مرحله آخر که از بند پ استفاده میشه رد شدم
مهم نیست چی بلدی و مدرکت چیه
فقط پارتی پارتی پارتی
باید حقوق بیکاری برای همه جویندگان فاقد شغل هر چه سریعتر در نظر گرفته بشه
یعنی درد دل ما رو گفتی! کلی آدم ها هم توی آشنایانمون هم تنها هنرشون اینه که زودتر از ما به دنیا اومدن میگن چرا نمیری سر کار؟!
آفرین به نویسنده درد دل همه رو گفت
ای مسئولین شما رو به این ماه عزیز، شما رو به امام زمان قسمتون مدذیم فکری به حال جونا کنید به خدا خسته شدیم صدامونم به جایی نمیرسه آخه...
در قانون مدیریت خدمات کشوری سن استخدام رسمی بین 20 تا 35 سال است و برای استخدام پیمانی سن کارمند پیمانی در پایان مدت قرارداد نباید از 65 سال تجاوز کند .
متاسفانه در اکثر آزمون های دولتی که از سال 1386 تا بحال برگزار شده ، که تقریبا تمامی این آزمون ها آزمون برای جذب کارمند استخدام پیمانی بودند ( مشاغل قراردادی با مدت قرارداد 3 یا 5 یا حداکثر 10 سال ) ، شرایط سن استخدامی به قرار زیر بود :
حداقل 20 سال و حداكثر26 سال براي مقطع ديپلم
حداقل 20 سال و حداكثر26 سال براي مقطع كارداني
حداقل 20 سال و حداكثر 30 سال براي مقطع كارشناسي
حداقل 20 سال و حداكثر32 سال براي مقطع كارشناسي ارشد و بالاتر
که این شرایط بر خلاف تبصره 3 از ماده 45 قانون مدیریت خدمات کشوری در جذب کارمند استخدام پیمانی هست و اعمال این شرایط باعث شده حتی دارندگان مدارک کارشناسی ارشد و دکتری در صورتی که سن ایشان از 32 سال عبور کند ، هیچگونه حقی جهت شرکت در آزمون های استخدام پیمانی را نداشته باشند و عملا دارندگان مدارک تمامی مقاطع تحصیلی در صورت داشتن سن بیش از 35 سال ، حق شرکت در آزمون های دولتی را نداشته و مدارک ایشان عملا بی ارزش می باشد .
چرا ؟؟؟؟
با احتساب این شرایط سن ، حد اکثر سن استخدام برای همه مقاطع می شود 32 سال
خیلی جالبه
ای ول
گفتی
این درد بزرگیه
چرا این جوری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اکثرا زیر سی سال آزمون می گیرن
من برای تابناک این مطلب رو فرستادم تا در نگاه شما نشون بده اما نداد
آفرین
وضع کار خیلی خرابه خیلی
سلام به گزار شتون بايد اين مطلب رو اضافه كنيد:
ماهايي كه در دبيرستان و دانشگاه نسبت به بقيه بيشتر و بهتر درس مي خونديم الان بايد شاهد اين باشيم كه شاگرد تنبل هاي كلاس با خيال راحت پشت ميز نشستن و نه تنها از امنيت شغلي كيف مي كنن بلكه تازه با قيافه حق به جانب و نگاه عاقل اندر سفيه به ما ميگن: حالا اين همه درس خوندي به كجا رسيدي؟!!!
البته واقعا هم حق دارن به جاي اينكه پدر و مادرم واسه تحصيل هزينه مي كردن بايد همومن پول و وقتو ميذاشتن و با يه مدير يا معاون اداره اي رايزني مي كردن تا من بعد از همون ديپلم برم سر كار.
الان همكلاسي خودم كه پشت يه نيمكت مي نشستيم و سال سوم دبيرستان همه درسها رو به جز قرآن و ورزش مردود شد بدورن اينكه دانشگاه بره داره تو يه شركت دولتي كار مي كنه. باور كنيد حتي نميتونه دو خط فارسي رو درست بنويسه. بدون اقراق يا تحقير مي گم. دو خط كامل نميتونه بنويسه!
شما که اینقدر تو دبیرستان و دانشگاه خوب درس خوندی هنوز نمیدونی که اغراق درست است نه اقراق
بهترین کار تو این مملکت دلالیه
باید چشمتو به روی همه چیز ببندی و خون ملت رو مثل زالو بمکی تا بتونی دویست سیصد میلیون پس انداز کنی و اگه قیمتها دوباره صعود نکنه و خوش شانس باشی میتونی با دویست سیصد میلیونت یه عروسی ساده بگیری و یه آپارتمان 40 متری وسطای شهر تهران و یه پراید بخری!
بعد از یک سال هم خانمت میره مهریه خیلی پائینش که پانصد سکه باشه رو میزاره اجرا و پرتت میکنه پشت میله های زندان و تازه میفهمی با این همه دقت و دودوتا چهارتا تو محاسباتت اشتباه کرده بودی!
چون وقتی رفتی خواستگاری فکر اینجا رو نکردی که مهریه "عند المطالبه" است و علاوه بر اون دویست سیصد میلیونی که برای هزینه عروسی و خونه و ماشین پس انداز کرده بودی، باید چند صد سکه هم کنار میذاشتی که الان پشت میله های زندان نباشی!
آقای محترم قانون عوض شده...شما هنوز تو قانون قبلی گیر کردین؟
وقتی میری مصاحبه تو یک شرکت خصوص ده تا قبلت فرم پر کردن و ده تا تو نوبت پشت در نشستن .با تحکم هم با آدم مصاحبه می کنن .کلی سوال عجیب و غریب و گاهی توهین آمیز می پرسن و دست آخر میگن تماس میگیریم . و رفتن که تماس بگیرن ...
والسلام
این بود برنامه روزانه من
دولت جدید برای بیکاران هم حقوقی تعیین کند . ما که دلمون نمی خواد بیکار باشیم پولم نداریم . سنمون هم داره زیاد میشه . دیگه کی بریم سر کار . من بیکار خرج روزانه از کجا بیارم . بابای بازنشسته خودش هم نداره . بیکار و بی پول .
یک بار شد تو مجلس درباره بیکاران حرف بزنن که اینا پول از کجا میارن . دارن چه جوری زندگی می کنن. یعنی چند صد هزار بیکار جوان تحصیلکرده نا مرئی هستند؟
آفرین! همش نگران کارمندا هستن که چجوری زندگی میکنن. نگران بیکارا که نیستند.
حداقل یارانه را زیاد کنن که بیکارا هم پول داشته باشن.
خیلی جامع و کامل همه چیز رو گفتی
و این را هم اضافه کنم اکثر کارکنان دولت یا در محل کار شان یک کار دوم خود را انجام میدهند و یا در بعضی شهرها ساعت 2 تعطیل میشوند و سراغ کار دوم!!!
درآمدها 2 برابر ما
امکانات و مزایا
من هم فوق لیسانسم با 12 سال سابقه کار خصوصی ولی به دنبال آزمون برای وارد شدن به یک کار دولتی.
بابا من حتی تو جای خصوصی هم کار گیر نمیارم . آخه تا کی خفت و خواری و بی پولی . تا کی؟؟؟؟
دلم می خواد کارمند بشم فقط بخاطر بیمه تکمیلی . بیمه تامین اجتماعی که نبودنش با بودنش فرقی نداره . دندونهام خرابه . احتیاج به دکتر و دارو دارم . اما با حقوق بخور و نمیر شوهرم و مستاجری پولی نمی مونه .
اطرافیان که دولتی هستن و بیمه دارن دندونهاشون رو مجانی درست می کنن . راحت دکتر می رن و آزمایش و غیره . ولی من فقط باید درد بکشم. هم خودم و هم شوهرم دندون درد داریم
خواهر مراکز زیادی هستند تحت عنوان درمانگاههای دندانپزشکی خیریه که واقعا قیمتهاش مناسب و کارشون خوبه اونا رو پیدا کنید
دقیقا همینی که با من شده. هرجا رفتم دنبال کار، هیچی به هیچی. در صورتی که خیلی ها رو دیدم با پارتی رفتن سر کار. کسایی که می گن خودم پی کار نبودم باید بگم حتی تو کارخونه کارگری هم کردم. با وجو مدارک بالا و تسلط به زبان انگلیسی مجبور بودم تو کارخونه کارگری کنم و کسی که سواد بالایی نداشت و سرپرست کارگرها بود به من دستور بده. گفتم از ایران برم اما آخه با کدوم پول.
وقتی تو ایران به ما "احتیاج" ندارن چرا موند. خوب ما هم باید از ایران بریم که اقلا باری رو دوش کشور نباشیم. اما این نرخ ارز مگه می ذاره. والله به خدا. خسته شدم. آخه این چه وضعیه.
منو تو از هزارانیم اخوی
همه به دنبال شغل دولتی هستند چون تقصیر خود مسولین هست . بخش خصوصی رو رها کردند تا هر بلایی که دلش می خواد سر کارکنانش در بیاره بعد تو مجلس به فکر کم کردن ساعت کاری کارمندان دولتند!!ا
من با لیسانس مدتی در انتشارات کار کردم . از 7 صبح تا 5 عصر و تنها وقتی که آزاد بود نیم ساعت برای نماز و غذا خوردن بود که چون هر دو تاش میسر نبود نماز می خوندم و غذا رو یا اندکی می خوردم یا نمی خوردم .
خیلی سخت بود . بیمه هم نمی کردن . خلاصه یک استثمار بود به معنای واقعی . داشتم دیوانه می شدم . دلم می خواست به جایی شکایت کنم اما کجا؟ الان بیکارم اگر به من نگهبانی یا آبدارخانه یک شرکت دولتی پیشنهاد بشه با کله میرم .
نمیدونم چرا مجلس و دولت همش به فکر کارمندان دولت هستند . مگه بقیه ایرانی نیستند؟
اگر نیروی کار تو بخش خصوصی در عذاب باشه تولید کشور لطمه می بینه .
یک عزم ملی لازمه که دولت و مجلس به هر دو قشر توجه کنه .
کارگران هم وضع خوبی ندارند .
بعضی کارگران مدتها حقوق نگرفتن
بنده صحبتهای دوستمان را 100% تایید میکنم. این اتفاقی است که برای من نیز افتاده است.
تا زمانی که این همه تبعیض بین شاغلین در بخش خصوصی و دولتی باشه معلومه که همه دنبال شغل دولتی هستند .
کارمند دولت :بیمه تکمیلی خوب
کارمند بخش خصوصی : بیمه تامین اجتماعی (که البته بعضی اون رو هم ندارند )
کارمند دولت: ساعت کاری کم
کارمند بخش خصوصی: ساعت کاری زیاد و گاهی نامعلوم حداقل تا 5 بعد از ظهر
کارمند دولت : امنیت شغلی
کارمند بخش خصوصی: بدون امنیت شغلی و همواره در استرس
کارمند دولت: حقوق بالاتر
کارمند بخش خصوصی : حقوق کم و گاهی کمتر از وزارت کار بخصوص در مورد خانمها
کارمند دولت : مزایایی مثل امکان سفر و بن و سالنهای ورزشی و ...
کارمند بخش خصوصی : مزایا صفر
کارمند دولت: استفاده راحت از مرخصی ها
کارمند بخش خصوصی: حتی اجازه استفاده از مرخصی های قانونی خودش را هم ندارد چون تهدید به اخراج می شود
و................
البته تعداد محدودی از شرکتها و بانکهای خصوصی بد نیستند
اما در کل تفاوت و تبعیض بسیار زیاد است.
کاملا صحیح است. بنده کل مطلب شما ر تایید میکنم
بسیار عالی درد ما حامعه مهندسین عمران را به درستی گفتی
بدلیل رکود اقتصادی اولین قشری که صدمه می بینند کارگران ساختمانی و مشاغل مرتبط حتی مهندسی عمران هستند
جانا سخن از زبان ما میگویی. منتها من بعد از اینکه از یه شرکت به خاطر همین مسائلی که دوستمون گفتند بیرون اومدم دیگه نتونستم جایی استخدام بشم با وجود اینکه سابقه کار هم داشتم چون هر جا رفتم 60 نفر جلوم بودند. الان نزدیک 2 سال است که با هزینه بابام زندگی میکنم. کلی هم آزمون استخدامی شرکت کردم تو یکیشون هم قبول شدم اونم تو رشته تخصصی خودم جالب این بود که علت نپذیرفتن من برا مصاحبه را عدم تطبیق رشته عنوان کردند. بقیه آزمونها دیگر بماند . من به خدا دنبال کار دولتی هم نیستم ولی بدبختانه فضای کسب و کار جامعه همین معدود شرکتهای خصوصی هم که هستند را داره پس میزنه یعنی اینها بیکار هستند و اگر شرایط چند وقت دیگر به همین صورت باشد ما دیگر عملا شرکت خصوصی نخواهیم داشت
بدبختی این مملکت همینه. من میدونم این آقا چی میگه چون خودم مهندس یکی از همین مشاورانی هستم که ایشون میگه.
متاسفم برا هرچی مهندسه
ببینید مثلا معلمها خیلی از حقوقشون شاکی هستن .
اما من لیسانس و ارشد ریاضی دارم و دانشجوی زرنگی هم بودم . به هر دری زدم نتونستم وارد آموزش و پرورش بشم . حتی یه آزمون هم در تهران برگزار نشد برای جذب معلم .
حاضرم با همین حقوق معلمها اما بدون غر و شکایت برم سر کار اما نه اینکه چند سال در به در و بیکار باشم و یا در جایی غیر مرتبط شاغل باشم.
به خدا معلمها و کارمندان دولت نا شکری می کنن
اگر یک ماه برن در بخش خصوصی که هم حقوقش کمه و هم کارش زیاده و هم مزایایی نداره اون وقت هزاران بار خدا رو شکر می کنن
من ارشد زمین شناسی هستم و معلمم اما حقوقم به نهصد نمیرسه ،درسته وضعیت بدتر از معلمی هم هست اما داریم ارگانهای دولتی که با دیپلم چند میلیون حقوق میگیرند ،شما هم اگه بیای وارد آموزش و پرورش بشی بازم مثل باقی معلمها مینالی،چون اعتدال نیست نه سرویسی نه حق ایاب و ذهابی نه مزایایی،فقط یه حقوق که هیچوقت اساسی زیاد نمیشه،نسبت به یک آدم بیکار مسلما بهتره ،اما ما مثلا شاغل حساب میشیم ولی باید شغل دوم داشته باشیم تا بتونی اگه مریض شدیم لااقل از بیماری نمیریم
احسنت در ده دل ما رو گفتی...
خیلی خوب گفتی. درد دل خیلی هاست.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.