۱۱ واژه غیر قابل ترجمه را بشناسید
زبان بدون شک یکی از شگفتانگیزترین پدیدههای نوع بشر است. بیشتر زبانها به دیگر فرهنگها و زبانهای دیگر قابل ترجمهاند اما ۱۱ واژه وجود دارند که امکان ترجمه مستقیم آنها به بیشتر زبانهای دنیا،به ویژه انگلیسی وجود ندارد.
براساس گزارش دیلیاینفوگرافیک، یکی از این واژههایی که نمیتوان آن را به صورت مستقیم و در قالب یک واژه مجزا به انگلیسی یا زبانهای دیگر ترجمه کرد، Waldeinsmakeit است،به معنی احساس تنها بودن در جنگل که میتوان آن را با مفاهیمی مانند ترسیدن، نگران بودن یا خوشحالی ترجمه کرد. تنها بودن در جنگل همچنین میتواند یک موهبت یا یک بلا به شمار رود. شاید در فرهنگ آلمانها جنگلها به عنوان مکانی صلحآمیز نمایش داده شدهاست.
ترجمه مستقیم واژه اسپانیایی Sobremesa "درباره میز" است و اشاره به بخشهایی از یک مراسم یا مهمانی دارد که در آن مهمانان در کنار یکدیگر غذا صرف کرده و درباره موضوعی گفتگو کردهاند. واژه مشابه آن در انگلیسی Table Talk است که به معنی گفتگوی غیررسمی بر سر میز غذا یا حین صرف غذا است.
روسها نیز واژه غیر قابل ترجمهای با عنوان Pochemuchka دارند که صفتی منفی به شمار میرود و به معنی فردی است که بیش از اندازه سوال میپرسد، این واژه نشاندهنده احساس ناامنی در موقعیتی خاص یا در محیط اطراف است.
واژههای دیگر در این لیست شامل واژه ایتالیایی Cualacino به معنی ردی است که توسط لیوان حاوی نوشیدنی سرد برروی میز به جا میماند، واژه Iktsuarpok که به زبان انویتها،قومی از بومیان قطبی، به معنی احساس انتظار بیشاز اندازهای که منجر میشود شما به صورت مداوم مسیری را نگاه کنید و انتظار آمدن کسی را بکشید و واژه Komorebi که به زبان ژاپنی به معنی بخشی از نور خورشید است که مسیر آن توسط برگهای درختان مسدود شدهاست.
همچنین واژه Jayous که به زبان اندونزیایی به معنی لطیفهای است که گوینده آن را به بدترین شکل ممکن بیان میکند و شنونده نیز از شدت بیمزه بودن آن نمیتواند جلوی خنده خود را بگیرد، واژه Panampo'o که در زبان هاوایی به معنی عمل خاراندن سر برای به یاد آوردن نکته ای که فراموش شده است، Depaysement که در زبان فرانسوی به معنی احساسی است که دراثر دور بودن از وطن ایجاد میشود، Goya در زبان اردو که به معنی توانایی انتقال دادن حس تعلیق ناشی از ناباوری درحین تعریف کردن یک داستان، و Mangata که در زبان سوئدی به معنی رد جاده مانندی که نور ماه در تاریکی شب روی سطح آب ایجاد میکند،دیگر واژههای غیر قابل ترجمه مستقیم به زبانهای دیگر به ویژه انگلیسی هستند.
براساس گزارش دیلیاینفوگرافیک، یکی از این واژههایی که نمیتوان آن را به صورت مستقیم و در قالب یک واژه مجزا به انگلیسی یا زبانهای دیگر ترجمه کرد، Waldeinsmakeit است،به معنی احساس تنها بودن در جنگل که میتوان آن را با مفاهیمی مانند ترسیدن، نگران بودن یا خوشحالی ترجمه کرد. تنها بودن در جنگل همچنین میتواند یک موهبت یا یک بلا به شمار رود. شاید در فرهنگ آلمانها جنگلها به عنوان مکانی صلحآمیز نمایش داده شدهاست.
ترجمه مستقیم واژه اسپانیایی Sobremesa "درباره میز" است و اشاره به بخشهایی از یک مراسم یا مهمانی دارد که در آن مهمانان در کنار یکدیگر غذا صرف کرده و درباره موضوعی گفتگو کردهاند. واژه مشابه آن در انگلیسی Table Talk است که به معنی گفتگوی غیررسمی بر سر میز غذا یا حین صرف غذا است.
روسها نیز واژه غیر قابل ترجمهای با عنوان Pochemuchka دارند که صفتی منفی به شمار میرود و به معنی فردی است که بیش از اندازه سوال میپرسد، این واژه نشاندهنده احساس ناامنی در موقعیتی خاص یا در محیط اطراف است.
واژههای دیگر در این لیست شامل واژه ایتالیایی Cualacino به معنی ردی است که توسط لیوان حاوی نوشیدنی سرد برروی میز به جا میماند، واژه Iktsuarpok که به زبان انویتها،قومی از بومیان قطبی، به معنی احساس انتظار بیشاز اندازهای که منجر میشود شما به صورت مداوم مسیری را نگاه کنید و انتظار آمدن کسی را بکشید و واژه Komorebi که به زبان ژاپنی به معنی بخشی از نور خورشید است که مسیر آن توسط برگهای درختان مسدود شدهاست.
همچنین واژه Jayous که به زبان اندونزیایی به معنی لطیفهای است که گوینده آن را به بدترین شکل ممکن بیان میکند و شنونده نیز از شدت بیمزه بودن آن نمیتواند جلوی خنده خود را بگیرد، واژه Panampo'o که در زبان هاوایی به معنی عمل خاراندن سر برای به یاد آوردن نکته ای که فراموش شده است، Depaysement که در زبان فرانسوی به معنی احساسی است که دراثر دور بودن از وطن ایجاد میشود، Goya در زبان اردو که به معنی توانایی انتقال دادن حس تعلیق ناشی از ناباوری درحین تعریف کردن یک داستان، و Mangata که در زبان سوئدی به معنی رد جاده مانندی که نور ماه در تاریکی شب روی سطح آب ایجاد میکند،دیگر واژههای غیر قابل ترجمه مستقیم به زبانهای دیگر به ویژه انگلیسی هستند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
این کلمات به فارسی چی میشه ؟
محرمانه - مستقیم - رادیو - تلویزیون - ترمینال
میشه
کسی نفهمه - سیخکی - صدا( میروم بازار تا یک صدا بگیرم ) - سیما ( سیمای شما خیلی تمیزه ) - پایانه ( آغازانه اش کجا رفته ؟!! )
Depaysement که در زبان فرانسوی به معنی احساسی است که دراثر دور بودن از وطن ایجاد میشود = غربت
«قهر» و «قهر کردن» که در فارسی عبارت های کاملا رایجی هستند در انگلیسی معادل مستقیم و قابل فهمی ندارند.
در لری هم جنرو را داریم یعنی آدم خشن و مضطرب
سلام-تمام زبان هاازهم کمک میگیرندوآنهایی که واژه سازی میکنندمیشودگفت عقب مانده اند.درصده کنونی انگلیسی زبان هااختراعات زیادی کرده اندواجبارانامی برقطعات واختراعات خودمیگذارندکه ریشه انگلیسی داردو بخاطراین زبان انگلیسی رشدعلمی کرده است وجهانی شده دست بردن بدان عقب ماندگی است.درضمن اکثرکلمات فارسی عربی است ویاریشه عربی دارد. زبان فارسی کتابی ازعربی.ترکی.وقسمتی اندک هم اززبانهای انگلیسی وفرانسه دارد.کلمات ترکی مثل.باتلاق.یایلاق. قشلاق.قایماق.قاچاق.باجاناق.بشقاب.قاشق.گلنگدن.آلاچیق.قیمه.قرمه.چماق.قول چوماق.قرق.قوش.بیگ.لو.بای.ساناز.سولمازوانا.سارا.خالاقزی.ووو....
در انگليسي چندمين وجود ندارد مثلا بزرگواراني که انگليسي بلدند مرا راهنمايي کنند که ترجمه ريچارد نيکسون چندمين رئيس جمهور امريکا بود را بنويسيد و بگوييد در اين جمله ترجمه چندمين کدام واژه است؟
بسیاری از کلمات لطیفی که در اشعار فارسی وجود دارد نه تنها قابل ترجمه نیست بلکه توصیف آن هم ساده نیست مثل:
شیدایی
ترنم
حیرانی
غمزه
رندان (رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس - گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت)
دردانه
ساقی
منظور نویسنده واژه هایی است که ترجمه آنها به زیان دیگر دریک واژه امکان پذیر نیست . در زبان پارسی هم به نظرم چنین واژه هایی داریم مثل :
رستاک : شاخه کوچکی که از کناره تنه درخت رشد می کند
کج دار و مریز
کورسو
نوبرانه
اگر دوستان معادل انگلیسی این واژه ها را می دونن لطفا بنویسند. سپاس.
ازجمله اين واژه ها در فارسي:
چشم سفيد(در مورد نمك نشناسي كسي كه براي شما عزيز است)
توي دل خالي شدن
قنج رفتن
چندش
دلمه(dalame) مثل خون دلمه شده
شتك زده (به طرز ناراحت كننده اي پاشيده شدن)
كلا كتابهاي هدايت پر از اين واژه هاست...
در گويش ما ايراهستاني ها (ايراهستان به شهرستانهاي لامرد ومهر و بخش هاي بيرم و علامرودشت اطلاق مي شود و در جنوب فارس قرار گرفته اند ) به كليد يا همان سوئيچ مي گوييم ::: واكنه ::: كه اسم فاعل از مصدر واكردن مي باشد و كاملا فارسي اصيل مي باشد ...
نویسنده اگه یه کمی زبان شناسی یا اصول ترجمه میدونست این نوشته رو منتشر نمیکرد.
کلمه Cthulhu را هم به این جمع اضافه کنید این واژه زاییده تخیل اچ. پی. لاوکرفت است و کسی حتی تلفظ دقیقش را هم نمی داند. در ضمن کلمه ی Waldeinsamkeit که درست تر آن Waldeseinsamkeit است (و برای اولین بار توسط نویسنده شهیر آلمانی تیک به کار رفته است) با قدری مصیبت قابل ترجمه هست. فقط آدم باید از نقش جنگل (ارام بخش یا مخوف و ...) در ادبیات رومانتیک المان و البته در فرهنگ مردم این سرزمین قدری بداند.
در ترکی هم داریم -کتدن گلن واریمیش(از روستا آمده ای بود)دواردان دیرماشا دیرماشا اوسته چیخدیم(ازدیوار چهار چنگولی بالا رفتم)گرچه این ترجمه ها با اصل ترکی برابر نمیشن
ایکه اوکه نی که
به زبان کاشونی ها یعنی
این که تو میگی اونی نیست که من میگم
یا این که آوردی اونی چیزی نیست که قبلا در موردش صحبت میکردی
یا این آدمی که داره میاد همون آدمی نیست که منتظرش بودیم
یا این چیزی که خریدی همون چیزی نیست که من گفتم - و هزارن تعبیر دیگه داره که حتی به فارسی هم نمیشه تبدیلش کرد
در فارسی خیلی کلمات داریم که به نوعی اصطلاح است و بار معانی زیادی دارد. مثلا : سه کردی! یه معنی کاری را خازج از ضابطه یا روال و رویه مرسوم انجام دادن و اشتباه فاحش. ایک ثانیه: در زمان بسیار کوتاه و بدون وقفه، مالیدی : یعنی اشتباه کلامی یا عملی را به نحو بسیار بارزی انجام دادن و نظایر ان. احتمالا نویسنده مقاله متنی را از جایی ترجمه کرده و آ« متن هم خیلی ادبی بوده و به اصطلاحات عامیانه توجه ای نداشته و نزدیک بوده که سه کنه!
اينها هم چند تا واژه از شهر ما (برره) كه غير قابل ترجمه هستند :
1-پاچه خواري
2-خشكه حساب كردن
3-نچفسكو
4-غول برره
5-بگور برري
6- شير فرهاد
7- سالار خان
8- سردار خان
9- چال اسكندرون
10-كيوون
11- ليلون و ...
دوستان کلمه و اصطلاح رو اشتباه گرفتند!!
من برایت 11 واژه فارسی می اورم که نشه به زبان دیگری ترجمه اش کرد
«آچمز» «ان قلت» «آمپاس» «قمپز» «شومپیت» «کته کله» و «چورمیخ»
واژه بيزينس در انگليسي به معني كسب و كار مي باشد ولي در لهجه اصفهاني به دوچرخه بدون صندلي اين واژه را نسبت مي دهند
رند که در اشعار حافظ آمده است
در فارسی هم لغاتی مثل قیمه و کلمات بیشتری در شعر فارسی مثل خال لب و امثالهم وجود دارد . دوستان کامنت گذار لطفا کمک کنند.
یکی از کلماتی که در فارسی هست وبه هیچ زبانی ترجمه نمی شود کرشمه است که با دلبری وطنازی و........تفاوت اساسی دارد .
قیمه ،و قورمه ترکی است
این همه کلمه فارسی هست تنها مثالتو غیر فارسی زدی به کلماتی که ق و غ دارند شک کن .
اصطلاح زرشک را ترجمه کنید
من یکیشو به فارسی ترجمه کردم !!!
Depaysement میشه غربت
غیر قابل ترجمه های فارسی:
1- خیلیکرتیم (به معنی خیلی بهت وفادار هستم)
2- خفن (حداقل 10 معنی دارد مثلا خیلی چشمگیر در عین حال بدیع)
3-جواد ( به تیپ لباس یا گفتار یا ماشینی اطلاق می شود که کلاس پایین است)
Goya در زبان اردو همان " گویا" در زبان فارسی است...گویا!!!
خیلی واژه هاست که در هر زبانی معادل یک کلمه ای در زبان دیگر ندارد. خصوصا زبان عربی که در یک باب بردن یک کلمه ممکن است معانی بسیار نادری بدهد.
شما که خبر تهیه می کنید احتمالا از یک سایت اروپایی دیگه کپی می کنید. خودتان هم یک مقدار فکر کنید بد نیست
اصطلاح "تاسيان" در زبان گيلكي نيز به همين گونه است و شايد بتوان آنرا معادل دلتنگي و اندوه فراوان دانست كه فقط گيلك زبانان آنرا درك مي كنند
ميتوان آنرا مشابه غمي دانست كه از نبودن كسي پيش مي آيد (توام با بيقراري) و باعث مي شود دست و دلت به هيچ كاري نرود
ساسان جان، تاسیان کلمه زیبایی است. فکر کنم در گویش های دیگری از ایران هم وجود داشته باشد.
جایگزین خویس است برای «نوستالژی»
معادل آن می شود ((فراق))
این که چیزی نسیت ما در گویش و لهجه مشهدی کلمه ای داریم که بیش از 4 معنی و ترجمه دارد!؟ وقتی یه مشهدی میگه مو برم( mo borom) موارد ذیل از آن استفاد می شود:
1- من بروم؟(رفتن)
2- من خواهم برد.(بردن)
3- آن شخص یا چیز را با خود می برم.(چیزی را حمل کردن)
4- من چیزی را می برّم.(بریدن چیزی)
5- .....
ضمنا موبروم(من برم) موبروم (موی من بود هست) موبروم ( دارم میبرم چیزی رو) و چندتا دیگه مثل این از جملات کوچوموی مشدی. بقیشو بقیه بگن
Depaysement در زبان فرانسه به معنی احساس دور بودن از وطن نیست بلکه دور شدن انسان از آنچه به آنها عادت کرده و به او حس آشنا بودن با آن محل را میدهد، است. این حس میتواند برای شخصی آزار دهنده باشد چون در آن محل خود را بیگانه حس میکند و برای شخصی لذت بخش باشد چون از روزمرگی دور میشود.
یکش حل شد:
Iktsuarpok = چشم براه
مثلا همین واژه "اسکول" خودمان را نمی شود با هیچ چیز دیگر عوض کرد
خیلی چرته حرفشون
اگر راست میگید مثلا حنابندون رو تو یه کلمه ترجمه کنید ؟؟؟!!!
خوب نمیشه چون حاوی مواردی چون رسوم و معانی مستتر هست و . . .
جناب مودب، دقت كني مي فهمي كه اينها واژگاني هستند كه در بيان احساساتي به كار مي روند كه گاهي مختص فضا و مكان و موقعيت گروهي خاصه و يا اگر عامه، خيليها معادلشو ندارند، اينها اسم مراسم نبودند، وگرنه مثلا مينوشتند: فوندو: يك نوع غذاي سوييسي با پنير مذاب، خوب اين معلومه كه معادل نداره...
در تركي نيز واژه دئوار كوچدي يعني ديوار پرواز كرد كه اگر اونو تحت الفظيترجمه كنيم به معني ديوار پرواز كرد مي شه ولي در اصل به معني ديوار خراب شد هستش
اوچدی= پرواز کرد
اوچدی=خراب شد
اوچدی= سه تا
کوچدی= کوچ کرد
و یا
اوزوم= انگور
اوزوم=صورتم
اوزوم=شنا کنم
اوزوم=پاره کنم
اوزوم=خودم
کلمه "سفره" در انگلیسی وجود نداره به جای آن از چیدن میز استفاده می کنند
بدینش دست فرهنگستان زبان و ادب فارسی . حتما یه معادل براش پیدا میکنن
yakamuz (یاکاموز) یک واژه ترکی است که به معنی عکس ماه بر روی آب است را هم به لیست خود اضافه کنید
البته "ای سودا " هم همین معنی را داره
چلمبه هم ایرانی که ترجمه نمی شه
سلام در مورد واژه فرانسوی Depaysement معادل انگلیسی homesick را میتوان استفاده کرد
homesick اصلا معدل depayement نیست.homesick دلتنگی برای حانه یا وطن است ولی depaysement به معنی در جای جدید بودن (متفاوت از خانه یا وطن). homesick منفی است ولی depaysement حالت مثبت است
در زبان فارسي هم كلمات اين چنيني كم نيستن
مثلا: ازشاسيشس
در مواقعي به كار ميره كه يه اصفهاني ماشينش رو ميبره تعميرگاه و آقاي تعميركار بيان ميكنه كه تمام عيوب اين وسيله از شاسي اون هست
ازشاسيشس
از شاسي اش است
عزیز دل زبان باید دارای خط نوشتاری باشد اصفهانی لهجه است
یخ کنی بی مزه
البته ازتسمشس
از تسمه اش است!
بین همه ی زبان ها و لهجه ها صدها نمونه ی این چنین وجود دارد
لهجه ی ما فارسی خراسانی است (نزدیک بیرجند) اما گاهی می خواهم مفهومی را به فارسی تهرانی بیان کنم، می بینم این اصطلاح در فارسی تهرانی معادل ندارد.
مثلاً این جا به آدمی که خواب آلود نباشد، می گویند، آجیر (آژیر). مثلاً می گویند آژیری؟ عملاً در فارسی تهرانی این معادل ندارد ...
قربون همشهری
آجید درسته عزیزم
سرحالی؟ میزونی؟ کیفت کوکه؟
منظورت همون اَجیره
یعنی هوشیار
فدات همشهری!
پس چرا از ما ایرانیا چیزی نگفتند؟
مثله:
وخیز=پاشو
بیگیرون=روشن کن
خره=عزیزم
إسدی=گرفتی
و ...
لطفا مسئولان پیگیری کنن.
این پیگیری خواستن شما خیلی جالبه
چی رو پیگیری کنن لطفا؟؟؟
با این لغات زیبا و خاطره انگیز، درستش این بود که بپرسید: "پس چرا از ما اصفهانیها چیزی نگقتند" :-)
میخوامت داداجون...
"چوری" و "بِــــچِه چی" رو اضافه نما...
پسر جان اقلا مثالهایی میزدی که قابل ترجمه نباشه! وخیز = پاشو = wake up
یگیرون = روشن کن = light
خره = عزیزم = Honey
این واژه ها تعدادی از کلمات و گاه جملات زیبا و عتیقی برگرفته از زبان شیرین اصفهانی است که واقعاً قابل تحسین و ترویج است
تو که خودت اینها رو ترجمه کردی...
فكر مي كنم شما خوب دقت نكرديد ، صحبت از كلماتي است كه در زبان هاي ديگر نمي توان با يك كلمه آنها را معادل سازي نمود
اين كلمات به لهجه كدوم منطقه بود؟
اینا که نوشتی دادا مالی اصفهونیاس!
در هر زبان دهها واژه وجود دارد که نمیتوان آن را به زبانهای دیگر ترجمه کرد. حالا کسی که این خبر رو پخش کرده چرا چند تا واژه از چند تا زبان خاص رو انتخاب کرده، نمیدونم منظورش چی بوده؟
چرا عادت كردين همه چي رو منظور دار و سياسي ببينيد؟ منظورش مشت محكمي به دهان استكبار بايد باشه حتما؟ به نظر من جالب ترين خبر فرهنگي كه تو يه سايت ايراني خوندم
اون Waldeinsamkeit هست که شما اشتباه نوشتید. در آلمانی از ترکیب دو کلمه Wald به معنی جنگل و Einsamkeit به معنی تنهایی تشکیل شده.
در زبان فارسي هم قرمه سبزي است كه قابل ترجمه به انگليسي نيست.
فیض اله عزیز، زبان ترکی «ق» ندارد. اگر هم این کلمه ترکی باشد باید «گرمه» باشد که نیست.
قورمه کلمه ای اصیل فارسی است.
بابا قرمه سبزی چی هست اسمش خوروشت سبزی هست
قرمه چه ربطي به قرمه سبزي داشت
"قرمه" یک کلمه ترکی است به معنی گوشتی که در روغن تفت داده شده است.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.