چرا مردم ایران مثل ژاپنیها برای کتاب صف نمیکشند؟!+فیلم
این شرایط برای ژاپن نه به واسطه نشستن و به نفت و گاز و ثروت ملی خیره شدن و دل بستن و سهم خواستن، که با مطالعه و مطالعه و مطالعه و سختکوشی و سختکوشی و سختکوشی تحقق یافته و اگر این تلاش عمومی نبود، مردمان کشوری که به واسطه محدودیت جغرافیایی، از محدودیت دسترسی به مواد اولیه رنج می برند و سالیانه بیش از 600 میلیارد دلار واردات دارد، دیگر توان برپایی دوباره تمدن شان را نداشتند...

به گزارش «تابناک»، تردید نداشته باشید که اگر نسبت متوسط سطح مطالعه عمومیِ «واقعی» در کشورهای مختلف با میزان توسعه یافتگی علمی و صنعتی این کشورها قیاس نمود، ارتباطی مستقیم را شاهد خواهیم بود، بدین معنا که هرچه میزان توسعه یافتگی علمی-پژوهشی و صنعتی یک کشور بالاتر باشد، سرانه مطالعه روزنامه ها و کتب در این کشورها بیشتر است و بارزترین مصداق در این زمینه ژاپن است؛ کشوری که کتب برای مردمانش یکی از «کالاهای ضروری» است و همان نوع رفتار مردمان ایران زمین برای تهیه کالاهای اساسی شان را ژاپنیها در قبال کتاب انجام میدهند.
هنوز صف شیر شیشهای را فراموش نکردهایم که در بامداد و پیش از روشن شدن هوا یا در پاسی از شب، صفهای طولانی برای خرید بطریهای شیشهای شیر مقابل مغازه ها برقرار میشد و شاید بتوان این رفتار را نه برای خوراک که برای یک محصول خواندنی در ژاپن تماشا کرد و اگر در آمریکا برای آیفن صف کشیده میشود، این اتفاق در ژاپن برای کتاب میافتد و در سرزمین آفتاب تابان امری غریب نیز محسوب نمیشود. یکی از مشهورترین این صفها برای آخرین کتاب موراکامی رخ داده بود که به در نوع خود اتفاق منحصر به فردی محسوب میشد.
صفهای مستمر خریداران کتاب «سوکورو تازاکی بیرنگ و سالهای زیارتیاش /Colorless Tsukuru Tazaki and His Years of Pilgrimage 色彩を持たない多崎つくると、彼の巡礼の年» که در سراسر ژاپن مقابل کتابفروشیها برقرار شده بود، باعث شد یک هفته کتاب فروشیها تعطیل نکنند و به صورت شبانه روزی در حال فروش کتاب باشند تا بدین ترتیب «بونگیشونجو» یکی از بزرگترین ناشران ژاپنی اعلام کند که تیراژ این کتاب از یک میلیون نسخه عبور کرده و جالب اینکه چنین تیراژ با تک نسخه فروشی به دست آمده و حاصل اتفاقاتی نظیر خرید چند هزار نسخهای کتاب توسط دستگاه های مختلف ژاپن نبوده است!
این اتفاق البته چندان تازگی نیز ندارد و «1Q84» دیگر اثر موراکامی که در آوریل 2010 منتشر شد نیز با اتفاق مشابهی همراه بود و کتاب فروشی ها برای فروشش به صورت شبانه روزی باز بودند و البته این موضوع درباره نویسنده ای که فروش کتاب «جنگل نروژی» اش تنها در ژاپن بیش از 10 میلیون نسخه بوده، اتفاق عجیبی نیست و ژاپنی ها ثابت کردهاند برای کتاب به اندازه خوراک، پوشاک و مسکن شان ارزش قائل هستند و از سر شکم سیری نیز در پی کتاب نیستند که اگر بودند، میتوانستند به سادگی و به صورت آنلاین کتابهاهایش را خریداری کنند.
آنها برای کتاب حرمت قائلند، کما اینکه برخی از فرزانگان و پیشینیان ما نیز برای کتاب حرکت قائل بودند و اینچنین است که وقتی یک ژاپنی نخستین نسخه از کتاب موراکامی را میخرد، با فلاش صدها دوربین مواجه میشود که رفتاری شبیه به قهرمان ها یا فاتحان یک قله مرتفع را با او داشتهاند و کتاب خوانی چنین ارزش والایی در شرقی ترین سرزمین قاره دارد که وقتی نام ژاپنی این کتاب را جست و جو کنید، با سیل عظیمی از تصاویر مواجه میشوید که ژاپنیها با این کتاب و دیگر کتب ثبت کردهاند و دقیقاً انگار با یار مهربانی عکس یادگاری گرفته و به اشتراک گذاشتهاند.

همین ماجرا در کشور خودمان نیز رخ میدهد و برخی کتب چهره های مطرحی همچون احمدرضا احمدی به دو هزار نسخه و بسیار از نویسندگان مطرح دیگر به 500 نسخه نیز نمیرسد، چه رسد به آنکه برای خرید یک جلد کتاب صفی برپا شود و یا در جلسه نقد و بررسی کتابی مهم، سیل جمعیت، امکان نفس کشیدن را دشوار کرده باشد! طبیعتاً چنین انتظاراتی در جامعهای که کتاب به عنوان یک عنصر حیاتی به بهانه هایی همچون گرانی کاغذ وارداتی، خریده نمیشود حکم رویا را دارد و اگر چنین غلغله ای نیز برپا شود، نه برای خودِ کتاب برای دیدن و امضاء گرفتن و پز روشنفکری دادن عده ای تحت عنوان کتاب خوان است.
شاید برخی بگویند باید نسخه های الکترونیک کتب توسعه یابد و یا محصولات دیگر، کارکرد کتاب را در دنیای کنونی محدود کرده اند. آیا کتب الکترونیک و حتی کتابخوان های الکترونیک در ایران یک هزارم ژاپن توسعه یافته و یا آیا توسعه دیجیتال و سهولت و سرعت دسترسی به اطلاعات در ایرانی، دهم ژاپن شده است؟ پس چرا ژاپنیها همچنان یک میلیون نسخه کتاب چاپی را ظرف یک هفته میخرند و نسخ الکترونیک نیز طبیعتاً فروش خود را دارند و چرا در مملکتی که نسخه الکترونیک بسیار محدود منتشر میشود و لاجرم به خرید نسخ چاچی هستیم، کتب با تیراژ یک دوهزارم ژاپن منتشر میشود؟!
پاسخ را شاید در فرهنگها (و نه تمدن و پیشینه و تاریخ و افتخارات) خودمان جست. مردمان ژاپنم 70 سال پیش و در پی جنگ جهانی و سپس بمباران اتمی کشورشان تقریباً با خاک یکسان شد، بخش اعظمی از قلمرو ژاپن از جمله کره جدا شد و این کشور به جزایری که مجموعاً کمتر از یک چهارم ایران وسعت دارند محدود شد و طبیعتاً اگر ایران هفتاد سال پیشین یک خرابه بدون ثروت ملی به نام نفت نیز بود و حتی در گوشه ای از این جهان و نه در منطقه ای سوق الجیشی قرار داشت، امروز میبایست به همت مردمانش همتراز ژاپن یا حداقل کره در حوزه علمی، صنعتی و اقتصادی باشد اما چنین نشد.
امروز ژاپن با 127 میلیون جمعیت، سومین اقتصاد بزرگ جهان را از نظر تولبید ناخالص داخلی در اختیار دارد و با صادرات حدود 800 میلیارد دلار در هر سال، چهارمین صادرکننده بزرگ جهان است و امروز درآمد سرانه ژاپنیها بیش از 33 هزار دلار و درآمد سرانه ما ایرانی ها حدود چهار هزار دلار گزارش شده که مقایسه این اعداد به خودی خود نشان میدهد فاصله دو کشور چقدر عمیق است و این قیاسها وقتی که در حوزههای علمی و صنعتی پیش میآید، فاصلهای عجیب تر میشود و در برخی حوزه ها، کشورهایی همچون آمریکا نیز از ژاپن عقب میمانند.
این شرایط برای ژاپن نه به واسطه نشستن و به نفت و گاز و ثروت ملی خیره شدن و دل بستن و سهم خواستن، که با مطالعه و مطالعه و مطالعه و سختکوشی و سختکوشی و سختکوشی تحقق یافته و اگر این تلاش عمومی نبود، مردمان کشوری که به واسطه محدودیت جغرافیایی، از محدودیت دسترسی به مواد اولیه رنج می برند و سالیانه بیش از 600 میلیارد دلار واردات دارد، دیگر توان برپایی دوباره تمدن شان را نداشتند. ژاپنیها بر روی مغزهایشان سرمایه گذاری کردند و استفاده شبانه روزی از «کالایی اساسی» تحت عنوان کتاب را لحظهای فراموش نکردند تا امروز سرآمد توسعه یافتگی باشند. تردید نداشته باشید که ژاپنی ها امروز کتاب خوان نشده اند و آن زمان که درآمد سرانه شان بسیار اندک بود، کتاب خوان بودند و اساساً کتاب خوانی رابطه مستقیمی به سرانه بالای درآمدی ندارد که اگر داشت، کویتی و قطر و دیگر کشورهای ثروتمند در رتبه نخست کتاب خوانی قرار داشتند یا در هند، سرانه مطالعه بسیار اندک بود!
آیا روزی فراخواهد رسید که هر خیاط، نجار، کفاش، مکانیک و... حداقل همواره کتبی درباره حرفه اش روی میز کارش باشد و مطالعه برای دانشجوی مملکت مان به کتاب ارائه شده توسط استاد راهنما محدود نشود؟ آیا روزی فراخواهد رسید که کلان سرمایه داران کشور به طمع سود کلان حوزه کتاب، در عوض ساخت مسکن، در پی ساخت کتاب فروشیهای زنجیرهای برآیند و آیا روزی فرا خواهد رسید که درهای کتاب فروشی برای فروش یک کتاب تازه نشر یافته، تنها یک ساعت - نه یک شبانه روز یا یک هفته - دیرتر بسته شود؟ آیا این خودخواهی است که چنین آرزویی را «رویای ایرانی» خواند؟
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
ماشالله نظرات از خود متن بیشتره...اینکه نظراتمون رو باهم به اشتراک بزاریم واقعا خیلی خوبه...
کتاب نخواندن به بهانه گران بودن و دغدغه مالی داشتن چرند محض است! در فیلم چند میگیری گریه کنید جمله ی قشنگی از زبان گور کن گفت که شهرام حقیقت جو نقشش را بازی میکرد :گفت خانه باید توالتش خوب باشد اصل کار پر و خالی کردن شکم است !!! طرز فکر تمام ایرانی ها هم انقدر پست و حقیر هست.مردم ایران از پایین ترین سطح فرهنگی و علمی برخوردارند.
یه قسمتی از مشکل مطالعه نکردن ما برمیگرده به دوران مدرسه ، به جای اینکه از همون دوران درون ما برای مطالعه انگیزه ایجاد کنن، اونقدر مارو با کتاب جریمه میکنن و اونقدر با کتاب میزنن تو سرمون که وقتی فارغالتحصیل میشیم فکر می کنیم که کتاب سلاح سرده،
به این نکته هم توجه داشته باشید که روش تدریس توی کشور های پیشرفته و امکانات اونا زمین تا آسمان با ما فرق داره
فعلا که توی این مملکتی که مردمش درد بی دینی دارن شکم خیلی خیلی خیلی مهمتر از مطالعه است.
علت بی مطالعه بودن ما ایرانی ها فقط وفقط وفقط ضعف فرهنگ ماست اگه نگم بی فرهنگی در کشوری که صبح تا شب دنبال کلاه گذاشتن سر همدیگه هستند در کشوری که دانشجو های ان طبق چیزی که خودم دیدم به جای درس دنبال دوستی با جنس مخالفند ودرس وعلم رو فقط واسه مدرک واستخدامش می خوان انتظار غیر این نداشته باشین
زندگی تو ژاپن سخته چون انقدر درست کارند که فرصت شغلی کمه چند وقت پیش وکلاشون اعتراض می کردند چرا ما کار نداریم
به فرهنگ خانواده برمیگرده
درك اين مسئله كه چرا مردم كتاب نمي خوانند خيلي ساده نيست و يك ريشه ي عميق اجتماعي سياسي و فرهنگي دارد و در حال حاضر هم ادامه داره ...
برو عامو کتاب چیه
ما ایرانیا یه عادت بدی که داریم اینه که بیشتر به حاشیه می پردازیم
به نظر من کشور ایران زیاد حوصلیه کتاب خواندن را ندارند
با سلام
ای کاش به جای انتقاد از هم یک بار هم که شده بیایم و بگیم سهم من و جایگاه من در این موضوع چیست؟ و من چه کمکی برای بهبود موضوع می توانیم بکنم هرچند اون کار بسیار بسیار بسیار ناچیز باشد . و برای اینکه حرفی نزدم باشم تصمیم گرفتم داخل اتوبوس مترو تاکسی کتابی را مطالعه کرده و بعد از اتمام آن ، آنرا به دیگر هدیه داده شاید سهم بسیار بسیار کوچکی در ایجاد انگیزه جهت مطالعه فراهم سازم به امید آن روز
چندتا ژاپنی بیارین ایران ببینیم بازم واسه کتاب میرن توی صف
نداشتن انگیزه ارزش قائل نشدن برای کتاب فرهنگ سازی نشدن برای خریدکتاب کتاب یک سرمایه است
آقا یه سوال اینا از کجت آمار می گیرن که ایرانیا چقدر کتاب می خونن
چقدر خوبه که همه از خودمون شروع کنیم من از این به بعد سعی میکنم بیشتر کتاب بخرم بیشتر بخونم و بعد به اطرافیانم هم مطالعه رو توصیه کنم.
اونایی که میگن کتاب خوندن با وضع معیشتی رابطه مستقیم داره یه سوال؟
خدا وکیلی اگه وضع مالی ما بهتر از اینی که هست بشه و درآمدمون دو برابر شه باز ترقیب به کتاب خوندن میشم یا منتظر میشیم یه آخر هفته بشه و چالوس و بال مرغ؟؟!!
همه چیز به فرهنگسازی از بچه گی ربط داره
چون در کشور ما شکم مهمتره از فکر هستش هزارم که کتاب گرون باشه مگه سالی حداق هم یه کتاب به کجا بر میخوره البته ما ایرانیها در بهونه آوردن و زیربار مسولیت نرفتن استادیم
نظرات دوستان رو خوندم به نظرم همه بهونه است . تمام چیزهایی ( آرامش و ثروت و... )که گفتید اگر محیا باشه . خدا وکیلی کدوم یکی از ما حاضریم ساعت 12 شب بریم صف کتاب به ایستیم !!!!
ژاپنیا معصوم نیستن که همه کاراشون درست باشه.کتاب خوندن هیچ فایده ای نداره,فیس بوک از همه چی بهتره
دوستان عزیز علت اینکه در کشور ما مطاله کم است از کودکی ما راباکتاب خواندان وفواید ان اشنا نمیکنند بااحترام به مدرسن محترم فقط یادت گرفتن بگن یادگرفتن دانش اموز می گه بله ایا شما مدرسن محترم ذهن دانش اموز راواقعا درگیر مطالبه کردن چون در کشور ما کاری عملی انجام نمی شود چطور یک بچه بیش دبستانی با گوشی بازی مکن از همه قسمتهای باخبر اما اگر هیمن گوشی به دانشجو فناوری بدهید ...
اگه ما کتاب نمی خونیم ، واسه اینه که ما هیچجای زندگیمون واسه خودمون و دل خودمون زندگی نمی کنیم ما ملت فکرمون خیلی محدود یه زمانی همه میرن دانشگاه ما هم می ریم یه زمانی همه میرن دنبال کار ما هم میریم یه زمانی همه میرن دنبال پول ماهم می ریم ... ما کارهای دیکته شده ای رو انجام می دیم . البته کتاب و مطالعه جز نیاز های ثانویه یه انسان محسوب می شن و اکثر ما ها تو همون نیاز اولیه موندیم خواهشا یه نگاه به سرو تیپ این ژاپنی ها بکنید.
بچه ها همه ی این چیزا درست ولی به نظر خودتون ایا نباید خودمون بخواهیم تا اینگونه شویم ؟؟؟
بايد اول زنهاي خونه كتابخون بشن تا فرهنگ كتابخوني رواج پيدا كنه و الا ...
کتابهایی که بارها ممیزی و سانسور میشوند ارزش خوندن ندارند کاغذ هذر شذه و هزینه متن کتب ما فاقد محتوای مفید است و نباید وقتمونو برای چیز بی ارزش تلف کنیم مسافرکشی کنیم بهتر است
چون می گن کوچیکا از بزرگا یاد مییرن و ما تو کودکی کسی رو ندیدم که بیاد جلو بگه این کتاب برای ....نه..چون از کودکی ندیدیم
همه جاي دنيا براي كتابخانه ها صندلي و مبل مي گذارند تا با خيال راحت كتاب رو مطالعه كني و بدوني مبحثش جذبت مي كنه يا نه. اينجا كه حتي شهر كتاب ها هم چنين كاري يا حتي فضايي ندارند وقتي هم يه كتاب رو مي گي (شهر كتاب يوسف آباد) آقا از توي پلمپ درش بيار ببينم چيه مي گه نمي شه. پلمپ شده اس!! خب فروشنده كتاب فروشي كه شعور لازم رو نداره يا بهش اينجوري گفته اند يا هرچيز ديگه مردمي مثل من كه دنبال كتاب هستند سرد نمي شوند؟
سلام علیکم
ابتدائا نسبت به تحلیل و مقایسه تامل برانگیزی که درباره سرانه مطالعه ژاپن انجام دادید بسیار ممنونم.
خیلی ساده باید بگویم:
خداشاهده مگر همه ی مردم ایران واقعا و الله وکیلی مشکلات بحرانی زندگی و اقتصادی دارند که واسه مطالعه نکردنشان باید توجیه غیرمنطقی داشته باشند؟؟؟؟؟؟
یقینا و قلبا باوردارم و اعلام میکنم که در فرهنگ کنونی ما ایرانی ها عدم گرایش به کتابخوانی شاید یکی از دلایلش مساله اقتصادی باشه ولی باید بپذیریم اگر ما همانطور که در خیلی از مسائل دیگر پشتکار و اشتها داریم و بر همیگر سبقت می گیریم اگر یاد بگیریم که در 24 ساعت زندگی شبانه روزی مان ضمن داشتن همه ی مشکلات لحظاتی مطالعه کنیم و کم کم این زمان مطالعه را افزایش دهیم برایمان ثابت خواهد شد که کتابخوانی به همین راحتی آغاز می شود و افزایش می یابد و خواهیم فهمید که توسعه ما در گرو مطالعه خواهد بود.
هر وقت آماده چاپ هر موضوعی که قاعدتا سلیقه ای را جذب می کند بودیم
بعدا می توانیم این مقایسه را انجام دهیم
من خودم کتاب خوندن رو دوست دارم و یه زمانی زیاد کتاب می خوندم و کتاب می خریدم اما الان هر جور برنامه ریزی می کنم که از حقوقم یه مقداری برای خرید کتاب پس انداز کنم اما باز نمیشه
سیاسیت نوشته شده برای ما ایرانی ها اینه که بیسواد بمونیم! پس جوش نزن کتاب خونم بشیم کتابی دستمون میدن که بازم بیسواد باشیم! مثل دانشگاه.بدون کنکور بدون محتوا
چون آرامش نداریم.
مطالعه سبب می شود که انسان با دیدگاهی بهتر زندگی کند من خودم اهل مطالعه کتاب هستم وسعی میکنم از هر نکته ای بهره ای ببرم گرچه زندگی مرفهی ندارم یادمان باشد که ایران دارای دانشمندان زیادی است که همه آنها بهترین تفریحشان مطالعه کتاب بوده است ما از لحاظ کتاب هیچ کمبودی نداریم
برای اینکه ما همه علامه دهر هستیم
دقیقا ما ایرانیها درمورد همه چیز قضاوت واظهار نظر میکنیم از پزشکی و نجوم وسیاست گرفته تا دین و نانو تکنولوژی این همه علم و دانش موقعی که شبا خوابیم بمون الهام میشه
من مدیر عامل یک شرکت نرم افزاری با ۶ سال سابفه هستم. نوع کار شرکت رابطه مستقیم با دانش فنی روز و حجم مطالعه کارمندان دارد. در بحران اقتصادی اخیر آسیب شدیدی به شرکت و کارمندان و من مدیر و خانواده ام وارد شد. به راحتی می توانم شرکت را تعطیل کنم و با موقعیت های دیگری که دارم زندگی بهتری را برای خود و خانواده ام فراهم کنم. اما تنها دلیل ایستادگی علاقه ام به کشورم و آرزوی روزیست که یک اقتصاد غیر نفتی و تولید محور داشته باشیم. اگر وطنمان را دوست داشته باشیم. اینگونه نمی کنیم. بله دوستان راست می گوید در مملکتی که می توان کالای بدردنخود قلابی چینی را به قیمت گران فروخت و ۱ ساله میلیاردر شد دیگر چه می توان گفت زندگی برای ما سخت است این سختی را خودمان آفریدیم. قصد توهین ندارم اما تا زمانی که مفت خوری یک ارزش و زرنگی به حساب بیاید وضع ما همین است. زنده با د ایران. رنده باد ایرانی
ژاپنی ها بلدند چطور ترقیب کنند ولی از اون مهم تر بلدند چطور یک اثر با ارزش بسازند
حتی من چند نفر رو دیدم تو همین ورا که به خاطر جذابیت کار های ژاپنی ها ترقیب به کشیدن مانگا ( نوعی سبک کتاب مصور در ژاپن ) شدند
و خودم یک ادمین سایت در مورد انیمه هستم ( انیمه از روی مانگا با چارتهای مختص خودش ساخته میشه )
ادبیاتشون و فرهنگشون زیباست و نگاهشون و پشتکار کاریشون فوق العاده
و مهم تر از همه آدمایی هستند که در عین حال سنت گرا اما تمایل به نو آوری دارند و تعاملی بین این دو ایجاد کردند
پس نتیجش می شه این که حتی یه بچه ادبیات و موسیقی و ... رو درست ارزش گزاری می کنه و حتی می تونه درست انتخاب کنه و ...
و این هم فراموش نشه که ادبیات و... در ژاپن حمایت می شه و از نظر مالی قابل توجه هست
این تجربیات من بوده
همین دو ماه پیش به خاطر اثاث کشی و آمدن به یک آپارتمان هفتاد متری در طبقه چهارم بدون آسانسور از طرف همسرم توبیخ شدم که دیگر حق خریدن کتاب ندارم و باید به فکر سقف باشم!
چون تو ایران پول حرف اول و میزنه..........دغدغه فکری مردم پوله........نه کتاب..........
لطفا کامل بخون !.سال تحصیلی گذشته من از معلم علومم در مورد یک مشکل درسی سوال کردم و جواب او به من شاگرد اول شهر و مدر سه این بود:اگه به جای این همه کتاب غیر درسی خوندن بشینی درست رو بخونی دیگه از من این همه سوال نمی پرسی.!!!!؟؟؟؟"هدف من از این مطلب نشون دادن قطعیت ... فکری و ... معلم خودم نیست .در همه ی کتاب فروشی های شهرم من شناخته شدهام وهمه سلیقه ام را میدونند.من از سنین تک رقمی به کتاب خوندن مادرم وخواهرم گوش میدادم واین باعث کتابخوان شدن من شده است .پس من زمینه ی کتابخوانی وحتی امکانات مالی آن رو دارم امایک معلم که همه اون و شغلش را مقدس می دونن جلوی کاری راکه همه به اون نصیحتم میکنن میگیره این نشون دهنده ی نظام آموزشی ضعیف. ما ملتی با تاریخ 12000 ساله _بنابر شواهد و مدارک محکم_است از تو تابناک عزیز در خواست میکنم مطلبم را پخش کنی تا همه بدونن قبل از مشکلات مالی و... این_با عذر خواهی از استادان خوب کشور_ استادان دون پایه هستند که استعداد واشتیاق فرزندان آینده ی این ملت را کور میکنند.اما همه ی تقصیرات متوجه آنان نیست اگر خانواده ها همت گذارند وشور کتابخوانی را روشن کننn و اگه مسئولان راه کارهای درستی در راه رفاه و آموزش عموم مردم وهمچنین نخبگان را در پیش بگیرند مردم ما در آینده از کشور ژاپن هم پیشی میگیرند
توی ایران آدمای کتاب خوان انگشت شمارند. همه خودشون رو علامه دهر میدونند. جدیدا هم که فقط با موبایل و تبلت وقتشون رو پر میکنن. خیلی کم پیش میاد آدم متشخصی رو ببینم که جلوی همه توی جمع کتاب بخونه. یه جورایی هم بخاطر عدم تمرکز. درگیری های ذهنی، مالی ... همه عاملند. قیمت کتاب هم که ماشاء الله خیلی بالا رفته . یه کتاب ساده زیر ده هزار نیست. کتاب های جدید هم که توی کتابخونه پیدا میکنی. همه قدیمی ان. ایرانی ها فکر می کنن کتاب نون و آب نمیشه و فقط دنبال مدرکن بعضی هاشون حق دارن اما علمی که کتاب منتقل میکنه مثل یه روانشناسه. میره توی گوشت و پوست و خون آدم.
فقط به فرهنگ بر می گرده واینکه ملت ایران از قدیم اهل کتاب نبوده اند وحتی مرجع تاریخ پیش از اسلام ما هم را یونانی هاورومی ها نوشته اند وانگهی ادم کتاب خوان واهل کتابی مثل من این روزها واقعا کتاب بدرد خوری نمی بینم که بخوانم واین محدودیتها در کاهش امار کتاب خوانی بی تاثیر نیست
بخاطر اینکه ایرانی ها همه چیز را می دانند و بیخود وقتشان را با خواندن کتاب علی الخصوص علمی ومستند به هدر نمی دهند
چون خیالشان راحت است امشب که سر بر بالین میگذارند فردا صبح ارزش پولشان نصف یا یک سوم نمیشود!
چون مجبور نیستند "ماست سون" را گرانتر از "ویندوز سون" بخرند!
چون برای خرید یک آپارتمان 40 متری نیاز به 40 سال سگ دو زدن ندارند
چون میدانند اگر کسی از مسئولانشان از سرمایه مملکتشان دزدی کند مجازات اعدام در انتظارش است...
قیمت کتاب ها خیلی گران است , آپارتمان 50 متری جایی برای نگهداری کتاب نیست ؛ اسباب کشی با کتاب خیلی مشکل است ؛ این هزینه های زندگی (نان و پنیر, اجاره خونه , قسط و ..... )دیگر جایی برای کتاب نمی زاره , تا بوق ... کارکنی تازه باید برسی به خانوادت و بعدش هم بخوابی . فکر ها خیلی درگیره ( درگیره یه لقمه نون که خربزه آبه ) , اگه عشق کتاب هم باشیم کتابخونه ای معتبر برای تامینش نیست ,با همه این اوصاف دانلود کتاب های رایگان الکترونیکی خیلی راحته ولی باز شرایط نشستن و خوندن از روی کامپیوتر نیست . بابا هزاز تا مشکل اینجا هست اینجا ژاپن نیست باباجون من .اینجا ایرانه من دیگه جوش بیارم دیگه هیچی ............. ( لازمه که بگم همین که ما ایرانی ها اینهمه کامنتی که در باره کتاب گفته شده رو خوندیم و داریم جواب می دیم باید فهمید که ایرانی ها خیلی علاقه به خواندن دارند ولی پولش رو ندارن . و چون اینجا تقریبا مجانیه همه رو تا تهش خوندن و نظر دادن )
مردم ايران تو صف گوشت و مرغ و تخم مرغ و ... هستند.
به اين اوضاع كه پول نون نداريم فكر ميكني ملت ميرن تو صف كتاب.
همین افرادی که از نداشتن وقت برای مطالعه حرف می زنند حاضرند روزی چند سریال مزخرف تلوزیونی و یا هفته ای چند مسابقه فوتبال 90 دقیقه ای تماشا کنند . چه طور برای تماشای اون برنامه ها برنامه ریزی و زمان دارید ولی برای مطالعه نه ؟ مشکل از تنبلی ما می باشد . نشستن پای تلوزیون و خوردن تخمه و تماشای برنامه های تلوزیونی به مدت ساعت ها
بنده کارمند یکی از کتابخونه های عمومی یکی از استانهای جنوبی کشور هستم. الان که این مطلب رو می نویسم ساعت حدود 10 صبح است . تنها یک مراجعه کننده به کتابخانه داشته ام و اون هم یک دختر دانشجوی دانشگاه پیام نور که سه کتاب درسی رشته دانشگاهیش رو امانت گرفت. برای اونایی که گرانی کتاب رو بهانه قرار میدن هزینه عضویت در این کتابخانه 3500 تومان برای یک سال می باشد . تازه کتابخانه طرحی به نام " طرح کتاب من " دارد که می توانی سالی 4 عنوان کتاب را به صورت رایگان سفارش بدی
منظورتون از جمله "نگاه به نفت و سهم خواهی" چه بود؟بی حیایی تا چقدر آخه؟! به همین راحتی دارید مردم رو تطمیع می کنید که به جای گرفتن حقشون باید سختکوش سختکوش و سختکوش باشند؟
خودتون هم تا حالا سختکوشی کردید یا به نفت نگاه می کنید؟ سهم شما از نفت چقدر هست؟
برای اینکه ما ایرانی ها خودمون را اخر فرهنگ و هنر و ...همه چیز می دانیم. بعد می شینیم میگیم چرا تو جامعه ما کتاب کم خونده می شه؟؟
یکم واقع بین باشیم و ببینیم ما تو همه چیز خوب نیستیم توقعمون هم میاد پایین.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.