آخرین خبرهشدار منابع آمریکایی درباره احتمال حمله ترامپ به ایران
2بازدید
۱۱۷

برای برخی نه قانون ملاک است، نه وظیفه و نه حتی انسانیت؛

به چالش کشیدن چندین نهاد، سازمان و... توسط یک شهروند!

منتظریم 313 بینا بیایند و چشمانمان را باز کنند منتظریم که کسی ما را به جلو هل دهد ما تنبل شده ایم، حراف شده‌ایم، گم شده‌ایم، گم کرده‌ایم و مدعی هم هستیم ولی این سند زنده کوری ماست!

به چالش کشیدن چندین نهاد، سازمان و... توسط یک شهروند!
همین ابتدا وعده می‌کنیم که اگر هر کدام از مسئولانی که این گزارش به عملکرد نهادهای زیرمجموعه ایشان اشاره دارد، مدعی شوند که وضع آنگونه که شرح داده شده نیست، حاضریم نقطه نظرات ایشان را بی کم و کاست منتشر نماییم اما اگر این گونه نبود، حق داریم بر مواضعمان مانده و ادعا کنیم متاسفانه برای برخی از ایشان نه قانون ملاک است، نه وظیفه و نه حتی انسانیت.

به گزارش «تابناک»، در شرایطی که بارش برف بالاخره به پایتخت رسیده و سوز و سرما فزونی یافته، دیدن چهره کودکانی که می‌لرزند و چشم به دست رهگذران دارند، دردناک تر از همیشه به نظر می‌رسد اما به رغم رقت بار شدن وضعیت ایشان به مرور زمان، کمتر بیاد داریم که طرحی برای کمک به ایشان به اجرا در آمده و نهاد یا سازمانی بر حل مشکل ایشان همت گذارد.

به چالش کشیدن چندین نهاد، سازمان و... توسط یک شهروند!
تصاویر دردناک درج شده، شب گذشته تهیه شده ولی مربوط به این گزارش نیست

با این تفاسیر آشکار است که حضور پر رنگ کودکان کار ناشی از کم کاری و بی مسئولیتی نهادهایی است که وظیفه خود را از یاد برده‌اند و البته بی مسئولیتی نهادهای ناظر هم به کمک ایشان آمده است اما این همه ماجرا نیست چراکه نهایتا سهم نظارت بر تمامی دستگاه‌ها، نهادها، سازمان‌ها و... بر عهده ما، شهروندانی گذاشته شده که از یاد می‌بریم محور تمام امور هستیم و می‌توانیم حتی مسئولان را بازخواست کنیم اما نمی‌کنیم.

اما حسین که ساکن غرب تهران است، اینگونه فکر نکرده و با دیدن صحنه‌ای که وجودش را لرزانده، سعی دارد ماجرا را پیگیری کند و به همین دلیل دست به کار شده و ماجرا را به جا اطلاع داده است؛ اطلاع رسانی وسیعی که بیشتر حکم به چالش کشیدن نهادهای مختلف را داشته و البته نتیجه شومی به همراه داشته است.

حسین در مطلبی که خطاب به تمام خبرگزاری‌ها، سایت‌ها و رسانه‌ها نوشته، ماجرا را اینگونه شرح می‌دهد: (متن کوتاه و کمی ویرایش شده است)

«در ضلع شمال شرقی فلکه دوم صادقیه حدود ساعت 2 بعد از ظهر تا 10 شب می‌توان دو کودکی را دید که در سرما کنار هم نشسته و گدایی می‌کنند؛ گدایی با نشستن روی زمین سرد که هر روز و هر شب، تعطیل و غیر تعطیل جریان دارد و برای شخص دیگری انجام می‌شود.

به چالش کشیدن چندین نهاد، سازمان و... توسط یک شهروند!

فکر می‌کنید این کودکان چندساله هستند؟ یکی دو ساله و دیگری شش ساله! کودک 2 ساله هر شب از سرما کنار دیگری گریه می‌کند و بارها دیده‌ام که دندان‌هایش از سرما به هم می‌خورد.
به 110 و بهزیستی زنگ زده‌ام و قول رسیدگی داده‌اند، حتی در سایت بهزیستی، کد رهگیری داده‌اند ولی هیچ اتفاقی نیافتاد، حتی به سایت روسای مملکت رفتم و پیغام گذاشتم ولی هیچ به هیچ؛ قدرت نگهداری از این کودک را ندارم وگر نه اقدامی می‌کردم.

آشنایی من با ایشان به اواسط آذرماه بر می‌گردد؛ وقتی تهران در سرمای شدید قرار داشت. هوا داشت تاریک می‌شد و با اینکه باران باریده بود، سوز سرما شدت گرفته بود. برای خرید داروی سرماخوردگی به فلکه دوم صادقیه رفتم. خیلی سخت مریض شده بودم و آبریزش بینی و درد شدید عضلانی داشتم. وقتی از داروخانه بیرون آمدم برای اولین بار این دو کودک را دیدم.

طفلی با سن کمتر از دو سال روی زمین نشسته در حالی که خود را خیس کرده بود و دندانهایش از شدت سرما به هم می‌خورد؛ به نظر بی حال می آمد. در کنارش هم پسر بچه ای حدود 6 سال نشسته بود.

اول خیال کردم گم شده‌اند یا مثلا از خانه بیرون آمده و برادر بزرگتر نمی‌تواند وضعیت را مدیریت کند. با این فکر اول به دکه روزنامه فروشی رفتم و کمی کیک خریدم و پیش بچه ها رفتم. وقتی نزدیک شدم دیدم جیب پسر بچه پر پول است. متوجه شدم با بچه‌هایی روبرو هستم که مورد سوء استفاده برای گدایی قرار گرفته اند.

به قصد کمک پرس‌وجو کردم ولی با رفتار خشن و نفرت آلود پسر بچه روبرو شدم. حتی کیک‌ها را پس زد و کودک را مجبور کرد که بلند شود و به طرف دیگر خیابان رفتند؛ داخل پارک استقلال.

به چالش کشیدن چندین نهاد، سازمان و... توسط یک شهروند!

فورا به پلیس 110 زنگ زدم و قول پیگیری دادند. منتظر شدم دیدم کودکان درون پارک در حال رفتن هستند و کودک 2 ساله آرام حرکت می‌کرد و کودک بزرگتر انگار اسیر گرفته باشد، از او می‌خواست راه برود.

خودم را به پاسگاه داخل پارک رساندم و ماجرای دو کودک را گفتم و این پاسخ را شنیدم: آقا امروز جمعه است و ما نیرو نداریم که اگر داشتیم هم این موضوع به ما ربطی نداشت! گفتم یعنی هیچی!

وقتی مامور شانه هایش را بالا انداخت، متوجه کودکان شدم که به سمت بالا می‌روند. از پاسگاه بیرون زدم و حین حرکت به سمت چهارراه، دوباره به 110 زنگ زدم. مامور می‌خواست آدرس دقیق را بداند و متوجه مسیر و آدرس نمی‌شد. تلفن را به سرباز راهنمایی و رانندگی دادم که چهار راه ایستاده بود تا آدرس ...

به یکباره متوجه شدم بچه ها نیستند؛ هر طرف را نگاه می‌کردم نمی،توانستم پیدایشان کنم. تقریبا وجب به وجب همه جا را گشتم و همزمان منتظر پلیس 110 هم بودم ... به فلکه برگشتم و دیدم بچه ها روی زمین نشسته بودند و رهگذران هر از چند گاهی به ایشان پولی می‌دادند و برخی سری به تاسف تکان داده و...

نمی‌دانستم چه کنم که ناگهان متوجه افسری بی سیم به دست شدم ...

به چالش کشیدن چندین نهاد، سازمان و... توسط یک شهروند!

حدود یک ساعت بود که با بیماری در سوز و سرما بودم. برای آخرین بار خواستم شانسم را امتحان کنم. به طرف بچه ها رفتم و خواهش کردم به خانه ما بیایند و در این سرما در این خیابان سرد نمانند که باز هم با رفتار خشن کودک روبرو شدم. به امید اینکه بتوانم در خانه با بهزیستی تماس بگیرم، به سمت خانه حرکت کردم.

شروع کردم به زنگ زدن، اول 118 و بعد بهزیستی؛ تلفن گویا راهنمایی می‌کرد ولی کسی پاسخگو نبود. به سایت روسای مملکت یکی یکی سر زدم و پیغام گذاشتم. وجدانم آزارم می‌داد؛ شروع کردم به ایمیل زدن ...

امروز که این مطلب را می نویسم بارها در خبرگزاریها و سایت‌ها نوشته‌ام، اطلاع رسانی کرده‌ام و از طریق بعضی اشخاص فهمیده‌ام که عده ای هستند که کودکان را از پارک‌ها و سطح شهر می‌دزدند و از شهری به شهر دیگر و ... می‌برند، آنها را اجاره می‌دهند، آموزش می‌دهند و... و پلیس و مسئولان می‌دانند ولی خاموش نشسته‌اند.

... این کودک همچنان هر روز و هر شب آنجاست و  می‌لرزد و حتی با وجودی که من تمام سعی‌ام را می‌کنم که دیده شوند، ولی انگار کوری درد جامعه ماست ... انگار آب در هاون می‌کوبم چون خودم هم هنوز کور هستم.

... منتظریم 313 بینا بیایند و چشمانمان را باز کنند منتظریم که کسی ما را به جلو هل دهد ما تنبل شده ایم، حراف شده‌ایم، گم شده‌ایم، گم کرده‌ایم و مدعی هم هستیم ولی این سند زنده کوری ماست»

به چالش کشیدن چندین نهاد، سازمان و... توسط یک شهروند!

برای دریافت و دیدن آخرین اخبار تابناک، از هر نقطه ای در اینترنت Toolbar اختصاصی تابناک را از لینک زیر دریافت و بر روی مرورگر خود نصب کنید:

لینک دریافت Toolbar تابناک

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

احمد۱۳۹۲/۱۰/۱۴ ۱۱:۵۹

بنظر من بايد يك نهاد قوي ايجاد شود كه از كودكان زير 10 سال حمايت جدي و عملي كنند كه اين نهاد بطور مشترك وابسته به نهادهاي حمايتي مثل بهزيستي، كميته امداد، شهرداري، امامزادگان، حرم امام رضا، مراجع كه سهم امام مي گيرند و ... باشد. ما الحمدالله منابع مالي تو مملكت كم نداريم از خمس و زكات بگيريد تا صدقات كميته امداد و بهزيستي و شهرداري و ماليات و ...

lمحمد۱۳۹۲/۱۰/۱۴ ۱۱:۴۶

بعضی ها همچین اظهار بی اطلاعی می کنند آدم فکر می کنه تا حا لا تو ایران نبودن یا تا حالا تو خیابون نیومدن

مهدی۱۳۹۲/۱۰/۱۴ ۱۱:۰۸

ضمن تشکر فراوان از نویسنده گزارش. به استحضار دوستان عزیزی که به نوعی این گزارش را مورد تمسخر قرار دادن برسانم با توجه به بار حقوقی و مالی سازمانها و ارگانهای قانونی دولتی بایستی اقدام و زیربناهای لازم را برای از بین بردن آن در این امر دخالت کنند چرا که دخالت اشخاص حقیقی می تواند عواقب ناگواری برای کمک کنندگان داشته باشد.( اتهام هایی مثل سو استفاده جنسی، سرقت، قاچاق اجزا انسانی و مواد مخدر و ...)

بی گناه۱۳۹۲/۱۰/۱۴ ۱۰:۵۴

یکی دو تا نیست شاید بیشتر از گلهای پژمرده سرد است آن کودک دوساله میلرزد رهگذری لرزان دست در گریبان میگذرد چشم کودک به دست اوست دل او به چشم کودک گریه هایش پیکان مقصران است سرد است هوابس ناجوانمردانه سرد است

حسین۱۳۹۲/۱۰/۱۴ ۱۰:۴۵

شهرداری تهران در سال های 86 لغایت 89 اداره ای داشت به نام اداره کل اسیب های اجتماعی به یاد دارم در آن سال ها که من نیز سهم کوچکی در آن اداره داشتم کارشناسان و مدیران ذبده ای داشت ولی متاسفانه آن اداره کل منحل شد و به سازمان رفاه تغییر نام داد که رسیدگی به امور آسیب های اجتماعی در آن سازمان بسیار کمرگ است. به یاد دارم گشت های شناسایی ویژه کودکان کار وخیابان در دوشیفت صبح و بعد ظهر با حضور مددکاران خانم فعالیت میکرددند امروز تمامی آن کارشناسان و مدیران با مدرک کارشناسی ، کارشناسی ارشد و دکترا یا خانه نشین هستن و یا در قسمت های غیر مرتبط با حوزه کاری در شهرداری تهران روزگار سپری میکنند.
این است قصه دردناک آسیب های اجتماعی که امروز شاهد آن در کلان شهر تهران هستیم. لذا به نظر میرسد پیگیری تابناک در این زمینه بیشتر حائذ اهمیت باشد.

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۱۴ ۰۹:۵۳

خدایا چه بر سر ملت رسول الله آمده ، اینهمه علی، علی می کنیم اونوقت بچه دو ساله باید این همه درد بکشه و ما بشینیم صغری کبری برای خودمون بچینیم.
جان مادرتون به داد این طفل معصوم ها برسید.
تابناک عزیز این بحث را آنقدر بگذارید تا یک کاری بکنند.

reza۱۳۹۲/۱۰/۱۴ ۰۹:۵۰

متاسفانه این معظل در چند سال اخیر با افزایش فقر بسیار زیاد شده و کودکان مظلوم نیز قربانی ، چه این موضوع از سر فقر باشد یا سوء استفاده این رنج تحمیلی بر کودکان است پس نیاز است تا راه حل مناسبی اتخاذ گردد تا ریشه آن از بین برود . این وظیفه تنها بر دوش دولت نیست تمامی کسانی که این را میبینند وظیفه کمک رسانی دارند . بنابر این باید ابتدا طرح کلی بررسی و راهکار مناسب تهیه گردد 2- همکاری مظاعفی بین مردم و دولت انجام گردد 3- نتایج طرح باید چشمگیر باشد و عملا این موضوع حذف گردد اگر غیر از این مورد باشد راهی برای سوء استفاده یک عده پیدا شده است .

کارمند۱۳۹۲/۱۰/۱۴ ۰۹:۴۸

با سلام خیلی متاسف شدم اگر با 137 تماس بگیریم زودتر پیگیری میکنند چون خودم یکبار تماس گرفتم سریع آمدند و حتی چند بار خودشان پیگیری کردند

مقدم۱۳۹۲/۱۰/۱۴ ۰۹:۱۲

این گدایان توسط باند سازماندهی میشون تعقیبشون کنید ببیند

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۱۴ ۰۸:۲۸

چرا هیچ کس برای اون بچه هیچ کاری نمی کنه؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!

دره دری۱۳۹۲/۱۰/۱۴ ۰۸:۲۰

من و تو باعث بوجود آمدن این شرایط برای این کودکانیم , اگه بینا شویم شاید بتوانیم جبران کنیم.

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۱۴ ۰۸:۰۰

درود بر شرفت که که برای دیگری زندگی خوبی آرزو داری این وظیفه تو نیست که در گوشه و کنار این مملکت بچرخی و ... چند نفر دیگه .. متولی می خواهد که دارد و سعی میکند خوب عمل کند

اعظم۱۳۹۲/۱۰/۱۴ ۰۱:۲۹

خب آدرس این بچه ها تو متن خبر هست چرا یه آدم پیدا نمیشه بره به این آدرس و بچه ی دوساله رو لااقل بغل بگیره و حضوری ببره تحویل بهزیستی بده ؟

دیگه زورتون به بچه ی 6 ساله که پرخاش میکنه میرسه که !

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۲۳:۴۴

این وظیفه وزارت رفاه است که باکمک پلیس سروسامان دهدونهادها وسازمانهایی مثل کمیته امداد و...بایدبااین وزارتخانه ادغام شوند تاموازی کاری نشودومتولی هم معلوم باشد

محمد۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۲۳:۳۳

پيشنهاد ميدم با اورژانس اجتماعي تماس بگيره123 يا شهرداري كه بحث متكديان با اونهاست

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۲۳:۱۹

:-( ;-(

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۲۲:۳۴

البته بازهم خیالتون راحت باشه که اتفاقی نمی افته .

مهدی۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۲۲:۰۳

من از انسان بودنم خجالت کشیدم که هموطنانی در گوشه و کنار کشور باشند که در فصل سرما جایی برای خوابیدن و استراحت نداشته باشند. از مسئولین محترم اجرایی عاجزانه خواهشمندم رسیدگی فرمایند و از دست ما کاری بر می آید اطلاع رسانی کنند . مردم شریف ایران اسلامی نوعدوستند حتما کمک می کنند.

محمدی۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۲۰:۱۳

واقعا دردناک بود
بله متاسفانه شاهد اینگونه موارد هستیم ولی متاسفانه کار چندانی از ما بر نمیاد جز کمک،

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۲۰:۰۳

خدا عمر باعزت دهد به شما كه يك قدم از بقيه جلو تر رفته ايد به اميد اينكه بقيه قدم ها نيز برداشته شود

ناهید۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۲۰:۰۲

متولی بچه ها کدام ارگان هست لطفا معرفی کنید فقط با انها تماس بگیرند .مزاحم خواب بقیه نشویم

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۹:۳۳

ناشناس عزیز مردم احساساتی نیستند منظور این مطلب اینه که دستگاه های مسئول این طفل معصوم ها را از دست باندهای مافیائی خارج کنند و بساط این جنایتکاران و بچه دزدها را جمع کنند

ناشناس000۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۹:۱۵

از درد سخن گفتن از درد شنیدن با مردم بی درد ندانی که جه دردیست

مهدی۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۸:۵۱

همیشه از خدا خواسته ام که در آینده وضع مالی خوبی پیدا کنم تا بتونم به اون هایی که دستشون به دهنشون نمی رسه کمک کنم. من خودم موقعی که پدرم به رحمت خدا رفت کم سختی نکشیدم. حال و روز این بچه های مظلوم رو می فهمم. خدایا اگه می دونی لیاقتش رو دارم بهم قدرتی بده که بتونم دست ضعیف تر از خودم رو همیشه بگیرم.
به امید اون روز

سید۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۷:۵۱

فیلمش هم ساختن اما کسی کاری نمیکنه .

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۷:۳۰

واقعا با خواندن این مطلب ناراحت شدم ، تابی عزیز یه پیشنهاد دارم ، مسئولین اگه میتونن یه سازمانی ،موسسه ای به نام رسیدگی به وضعیت متکدیان خصوصا زیر بیست سال ، ایجاد کنن و به مشکلات اونا رسیدگی کنن و بچه های ربوده شده رو هم توسط شیوه های کارشناسانه که خودشون بهتر می دونن به خانواده هاشون برگردونن ،بخدا خیلی کارا میشه کرد البته اگه بخوان .

ایزدیار۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۷:۰۷

به نام خدا
چندی پیش خبری در روزنامه ها خواندم که یکی از بستگان کودکی که گم شده بود او را در حال گدایی در خیابانی می بیند و وقتی کودک به او پاسخ نمی دهد و فرار میکند اقدام به تعقیب او میکند و پلیس را در جریان میگزارد. پس از اقدام پلیس متوجه میشوند که عده ای تعدادی بچه را ربوده اند و با معتاد کردن آنها ایشان را وادار به گدایی میکنند.
این وظیفه قطعی و روشن دولت و مجلس است که بدون فوت وقت و بدور از هر گونه اهمال به سرعت بدنبال تصویب و عملی کردن قوانینی باشند که به پلیس اختیار و وظیفه بررسی چنین مواردی را بدهد. با جمع کردن این کودکان و بررسی وضعیت آنها از رنج و عذاب آنها جلوگیری میشود و چه بسا که بشود آنها را به خانواده شان باز گرداند. این اقدام نه تنها بر اساس قانون، مسئولیت انسانی و شرافت انسانی مهم است بلکه باید مسئولین به این فکر کنند که این اقدام در حال حاضر از مشکلات بسیار بزرگتری در آینده جلوگیری میکند. فراموش نکنید که همه ما انسانها باید بر اساس توانایی و مسئولیتمان روزی پاسخگو باشیم.

مهدی۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۶:۴۶

همیشه از خدا خواسته ام که در آینده وضع مالی خوبی پیدا کنم تا بتونم به اون هایی که دستشون به دهنشون نمی رسه کمک کنم. من خودم موقعی که پدرم به رحمت خدا رفت کم سختی نکشیدم. حال و روز این بچه های مظلوم رو می فهمم. خدایا اگه می دونی لیاقتش رو دارم بهم قدرتی بده که بتونم دست ضعیف تر از خودم رو همیشه بگیرم.
به امید اون روز

مهدی۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۶:۴۶

همیشه از خدا خواسته ام که در آینده وضع مالی خوبی پیدا کنم تا بتونم به اون هایی که دستشون به دهنشون نمی رسه کمک کنم. من خودم موقعی که پدرم به رحمت خدا رفت کم سختی نکشیدم. حال و روز این بچه های مظلوم رو می فهمم. خدایا اگه می دونی لیاقتش رو دارم بهم قدرتی بده که بتونم دست ضعیف تر از خودم رو همیشه بگیرم.
به امید اون روز

ابوعلی۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۶:۲۷

باسلام و تشکر فراوان از اینکه به چنین موضوعی پرداخته اید لیکن این معضل اساسی در اجتماع ما ست که باید مسئولین فکری برایش بکنند ولی قبل ازآن باید متولی واحدی برای این امور پیدا کرد

مهدی۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۶:۲۷

واقعا متاثر شدم
قبل از هر چیز از احساس مسولیت نویسنده محترم تشکر میکنم. اگر هر یک از ما به اندازه نویسنده احساس مسولیت میکردیم این بچه ها بیشتر دیده میشدند. اینها هیچ کسی را ندارند که نماینده شان باشد و دردشان را فریاد بکشد. به یاد داشته باشیم تا اصلاح وضعیت این قربانی های معصوم به مطالبه ملی تبدیل نشود وضعیتشان اصلاح نحواهد شد.

سعید۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۶:۰۸

یکی تورا به خدا پیگیری کند بهرحال اگر کسی ان انان سوء استفاده می کند باید محاکمه شود باید اینهارا به جای امن و گرم برد خدایا مرا ببخش که نمی توانم کاری بکنم اما می توانم این پست را بگذارم شاید اتفاق بیفتد خدایا ما را ببخش که در خانه گرم هستیم وان بچه در خیابان سرد

سعید۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۵:۳۷

باید قانون جامع حمایت از کودکان تصویب و اجرایی شود

فرید۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۵:۲۴

قسم میخورم برای موردی مانند نمونه بالا دو روز تمام وقت گذاشتم وبه هر سازمانی که فکر میکردم زنگ زدم اخر سر هم به هیچ نتیجه ای نرسیدم.

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۵:۱۴

هم وطن عزیز بحث احساسات نیست بحث استفاده از کودکان بی گناه و معصوم توسط برخی افراد سودجوست. اگر قوانینی وضع شود و نهادهایی برای حمایت از کودکان در کشور پی گیر مسایل این چنینی باشند کسی جرات پیدا نمی کند به کودکان زور بگوید و آنها را وادار به گدایی بکند. بنابراین شما از عقل سلیم خود بیشتر کمک بگیرید و بی رحمانه قضاوت نکنید.

لیلا رحیمی۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۵:۰۳

خدمت دوست عزیزی که فرمودند فریب ظاهر این بچه هارو نخورید.....صحبت درمورد اشخاص سود جویی که ازبچه های معصوم برای رسیدن به مقاصد شومشون استفاده میکنن.

الوند۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۴:۵۸

اصلا نمي دونم گيج شدم. كي مشكلات حل ميشه. يعني ميشه حل بشه. من كه نا اميدم

سيد مهدی مختاری۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۴:۳۹

سلام
يک يشنهاد
يک کمپين راه بندازيم که اعضای آن وظايف زير را داشته باشد (داشتن سايت )
1- اطلاع رسانی به تمام ايرانيان در اين مورد
2- شکايت به مسؤلان تا صدا به مجلس برسد. از طريق نامه نگاری . ايميل ،مراجعه حضوری....

3- راههای مختلف برای کمک به آنها و اشتراک گزاری مطالب به وسيله ايميل.

تا شايد بتوان شروع یک تحول در هميارايی کمک به ديگران باشد.
تبناک من برای شروع حاضر هستم هر چه از دست من بر آيد انجام دهم.
منتظر و اميدوار تماس هستم .

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۱۴ ۰۱:۵۷

من هم هستم.کمک میکنم هرجورکه ازدستم بربیاد.منتظر یه مطلب جدید می مونم .فقط عجله کنید تورو خدا هواسرده.

امید۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۴:۲۱

الله اکبر....

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۴:۰۰

وای بر این مردم احساساتی که احساسشان بر عقلشان غلبه میکند ، مردم عزیز فریب این لباسهای کهنه این بچه ها را نخورید ، اینها درامدهای کلانی از این طریق دارند ، عقل سلیم خود را استفاده کنید و به اینها کمک نکنید ، خیلی هایشان اصلا ایرانی نیستند
مردم عزیز عقل را جایگزین احساسات کنید

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۱۴ ۱۱:۲۸

ناشناس مثلا منطقی بی احساس!
ایرانی نباشند آدم که هستند.

حمید۱۳۹۲/۱۰/۱۴ ۰۹:۴۸

دوست عزیز ناشناس
بسیاری از این کودکان به اجبار و نه به اختیار وارد این کار شده اند و مطمئن باشید اگر دریچه ای باز شود تا آنان در جاهایی مطمئن مشغول به کار یا تحصیل شوند حتما دست از این کار خواهند کشید . البته کسانی هستند که از وضعیت اینگونه بچه ها استفاده می کنند و درآمدهای کلانی به جیب می زنند که باید ریشه آنها کنده شود .

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۸:۰۸

مردم می خواهند این کودکان را در این شرایط بد نبینند.

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۷:۴۰

فر ض کنم از صد گدا 10 تایشان واقعا مستحق باشند و فرض کنم از آن صد تا با کمک من یکیشان امشب گرسنه نخوابد . ترجیح میدهم به هر صد نفر پول نان امکشب را بدهم.
اما بعد...
فقط باید به ایرانی کمک کرد؟

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۶:۲۴

برادر یا خواهر عزیز. این بچه ها یا ربوده شدن یا بدسرپرست هستن. شاید خانواده ای دارن اما خانواده معتاده. اینها اگه به امان خدا رها بشن ، در آینده تبدیل به افراد خطرناکی می شن. بچه ای که درس نخونه و تجربیات خیلی بدی تو زندگی اش داشته باشه قراره چی بشه؟ اگه به فساد بیفته چی؟ اگه هزار تا بیماری بگیره چی؟ اگه وقتی بزرگ شد یک مجرم خطرناک بشه چی. اون وقت چه کارکنیم؟

محمد رضا۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۵:۳۵

عزیزم بحث این نیست که واقعا گدا هستن یا نه.بحث اینم نیست که باید بحشون کمک کنیم یا نه استاد. بحث اینه که اینا که به اختیار خودشون که نمیان سر چهار راه گدایی کنن. یه نفری اینا رو مجبور می کنه این کار رو بکنن و براش پول بیارن. با این مسئله باید مبارزه بشه.

حسین۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۵:۲۰

......(سانسور کردم که منتشر شه) الان موضوع پول دراوردن ایناست یا سواستفاده ای که ازشون میشه؟ آیکیو!

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۵:۱۹

یعنی شما میگی از این وضعیت راضین دارن لذت می برن از این جور زندگی؟ این جا دقیقا جاییه که باید مردم احساسات شون به درد بیاد شاید کاری کنن

میثم۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۵:۱۳

عزیز دل برادر اینها درامد کلان ندارن اونایی که اینا رو وادار به اینکار میکنن شاید.الان بحث سر ازاد کردن اونها از این بردگیه.

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۳:۵۸

دو تا بچه هم سر خیابون ما می شینن، همون ضلع شمال شرقی صادقیه. بزرگه دختره، کوچیکه هم فک کنم دختر باشه. چندسالی هم هست! شب ها هستن، یعنی از عصر تا شب. از وقتی اون بچه کوچیکه راه نمیرفت. منم چندبار زنگ زدم! یه خانمی میارتشون که یه بار هم که بچه کوچیک رو گرفته بود به باد کتک داداشم میخواست باهاش دعوا کنه، نذاشتیم!!
نمیدونم وقتی نه کاری ازم ساختس و نه بلدم چیکار کنم ، چیکار باید بکنم. گاهی فک میکنم شاید یه نهضت فیس بوکی چاره ساز باشه... نمیدونم. شرمنده خدا و خدا و خدا.......................

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۳:۵۱

ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﭽﻪ ﺭﻭ ﻣﻦ ﺩﻭ ﺳﺎﻟﻪ
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯿﺒﯿﻨﻢ ﺗﻮ ﮔﺮﻣﺎﯼ ﺗﺎﺑﺴﺘﻮﻥ ﺗﺎ
ﺳﺮﻣﺎﯼ ﺯﻣﺴﺘﻮﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯿﺸﯿﻨﻪ
ﻭﺳﻂ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺭﻭ ﺯﺟﻪ ﻣﯿﺰﻧﻪ . ﻫﻤﯿﺸﻪ
ﻫﻢ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﻤﮑﺶ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻏﺬﺍ ﻭ
ﺧﻮﺭﺍﮐﯽ ﻭ ﻟﺒﺎﺱ ﻣﯿﺪﻥ ﺑﻬﺶ ﻭﻟﯽ
ﺑﺎﺯﻡ ﻫﺴﺖ . ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯ ﻣﻦ ﺑﺎ ﮐﺎﭘﺸﻦ
ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺳﮓ ﻟﺮﺯﻩ ﻣﯿﺰﺩﻡ ﺍﯾﻦ ﺑﺪﺑﺨﺖ
ﺑﺎﺯﻡ ﺍﻭﻥ ﻭﺳﻂ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻠﯽ ﻣﺮﺩﻡ
ﻫﻢ ﺩﻭﺭﺵ

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۳:۴۳

به نظر من در تهران بزرگ سازمان هاى مردم نهاد خيلى ضعيف عمل مى کنند,

کمال فرخ زاده۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۳:۲۴

سلام

اشک توی چشمام جمع شد
چشمانمان را بسته ایم و در خانه های گرم خوابیده ایم
به خدا بد عاقبتی خواهیم داشت در آن دنیا اگر ساکت از این موارد گذر می کنیم

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۳:۱۸

البته آن چیز که به جایی نرسد فریاد است.

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۳:۱۶

تابناك عزيز سباس ازاينكه حداقل شما احساس مسئوليت كرده ومنعكس نموديد شايد كه وجدان ها بيدار شود .

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۳:۰۳

اگه همین بچه ها را جمع کنند تعداد شان کم نیست . بایستی مسئولان در این خصوص چاره ای بکنند و این را مدنظر بگیرند که این بچه ها همه ایرانی هستند و هم وطن .

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۳:۰۲

اینا سو استفاده از بچه هاس که باندشون باید از بین بره من دیدم اخر شبا یکی میاد جمشون میکنه و گرنه تحویل دادن به بهزیستی کاری نداره

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۳:۰۱

بینا هستیم / منتظریم آقایمان با آن 313 عزیز بیایند تا کمکشان باشیم

مرجانه۱۳۹۲/۱۰/۱۴ ۱۱:۴۶

آقا منتظر نمی خواهد، مصلح می خواهد
یار می خواهد
هرکسی در حد توانش باید قدم بردارد

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۱۳ ۱۲:۵۸

آقای روحانی شما کاری بکنید شهرداری ها وظایف خودشان را فروش کرده اند .

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.