چرا نفوذ ایران در اتحادیه اروپا کم است؟ (۱)
یک نماینده مجلس: شاید دیپلماتهای ایران زبان بلد نیستند!
ما در منافع طولانی مدتی که با اروپاییها داریم، میتوانیم این فشار را به آنها بیاوریم که مثلا منافقین را در لیست تروریستها قرار دهید. چیزی که میخواهیم بگوییم، اینکه منافع ما با اروپاییها زیاد است. ما باید از چرخه اقتصاد علیه اروپا بهره گیریم، ولی متأسفانه این برعکس شده و آنها این چرخه را علیه ما به کار میگیرند.
کشورهای اروپایی همواره این اندازه اهمیت داشتهاند که دستگاههای دخیل در سیاست خارجی، بتوانند برای توازن قوا از آنان در مسائل منطقهای و بینالمللی به نفع منافع ملی ایرانیان بهره گیرند؛ اما با وجود استعداد این کشورها، برخی از سازمانهای تروریستی و منحله مانند سازمان منافقین بیشتر از دیپلماتهای ایرانی در میان سیاستمداران اروپایی نفوذ دارند. در این باره باید گفت، نفوذ نداشتن دیپلماتهای ایران و ارکان و افراد غیررسمی سیاست خارجی ایران در اروپا، دلایل بسیاری دارد.«تابناک» درصدد است با سلسله مطالبی درباره این موضوع با کارشناسان گفتوگو کند تا شاید راهکاری در این زمینه بیابد! در این باره با احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، به گفتوگو نشستهایم و بحث را با این پرسش آغاز کردیم؛ چرا پس از سیوچهار سال از انقلاب اسلامی و با توجه به اینکه غرب هم قدرت ایران را پذیرفته، ما نتوانستهایم این قدرت را به نفوذ تبدیل کنیم؟
وی در پاسخ به این پرسش گفت: انقلاب اسلامی در آغاز کار و در زمان مهندس بازرگان، سیاست لیبرالیسم را در پیش گرفت و تلاش کرد با دیگر کشورها ارتباط برقرار کند. این در حالی است که در دوره میرحسین موسوی به دلیل جنگ تحمیلی، همه کشورهای جهان از صدام حمایت کردند و در زمان هاشمی نیز مقداری تنشزدایی شد، ولی پس از آن اتحادیه اروپا سه نوع گفتمان را راجع به جمهوری اسلامی ایران در پیش گرفت.
یکی از گفتمانها مبتنی بر حقوق بشر بود آنان همواره اعلام میکردند که جمهوری اسلامی، حقوق بشر را رعایت نمیکند. آنها میگفتند، شما یک کشور ایدئولوژیک هستید اما از سال ۱۹۸۸ تا ۹۸ گفتمان آنها از حقوق بشر به گفتمان انتقادی ارتقا یافت و هر جا که با ایران صحبت کردند، به نقد او برآمدند.
نکتهای که هست اینکه در حکومت گذشته، شاه ایران با اتحادیه اروپا رابطه خوبی داشت و همه نیروهایی که در آن زمان دستی در سیاستهای ایران داشتند، پس از انقلاب از ایران گریختند و هماکنون در آنجا هستند.
پس از آنکه منافقین، تحرکاتی علیه ایران آغاز کرد، نیروهای رژیم گذشته که بیرون از ایران بودند، شروع کردند به نفوذ در سازمانها و اتحادیههای اروپایی و پارلمانها؛ البته با توجه به اینکه مجاهدین پولهای خوبی به برخی اعضای پارلمان اروپا میدهند تا در نشستهای آنها سخنرانی کنند، طبیعی است که اینها کمی برگرفته از آن باشند و همین باعث میشود که پارلمان اروپا، این اطلاعات را دستمایه قرار داده و در مذاکرات علیه ما به کار گیرد و به گمان خود، بیشترین بهره را از آن ببرند. البته بحث پارلمان اروپا با پارلمانهای دیگر کشورها متفاوت است. شاید در پارلمان اروپا یارگیری منافقین نسبت به ایران بیشتر باشد، ولی آنجا که منافع ایران با انگلیس یا آلمان باشد، نفوذ ایران بیشتر است.
اردستانی همچنین میافزاید: اروپاییها دوست دارند تا منافع خود را با امریکا همسو کنند، ولی ایران میخواهد این کشورها را از آمریکا جدا کرده و در این راه تلاش میکند.
این گونه هم نیست که نفوذ منافقها از ما بیشتر باشد، زیرا ما دولتیم و مواضعمان قویتر از اینهاست. این گونه نیست که ما نسبت به سازمان کوچک منافقین، کمتر کار میکنیم یا ضعیفیم. ما یک کشوریم و کارهایی که ایران در این ۳۳ سال انجام داده، غربیها را ناراخت کرده است. اینها ناراحتند که ایران دستی در سوریه و خاورمیانه ـ که گذرگاه عبور نفت است ـ داشته باشد. معنی آن این نیست که ما با اروپاییها نشست نداشته باشیم، ما با اینها مذاکره میکنیم.
وی همچنین خاطرنشان میسازد: چیزی که هست اینکه در این سالها مقاومت ایران، باعث شده آنان مقداری آمادهتر کار کنند. از جمله ناراحتیهای اوباما در مذاکرات اخیر، این است که کنگره با مذاکرات اخیر مخالف بوده و گفته اگر چیزی مغایر با آن تصویب شود، مجبور به وتوی آن است.
اما در منافعی طولانی مدتی که ما با اروپاییها داریم، میتوانیم این فشار را به آنها بیاوریم که مثلا منافقین را در لیست تروریستها قرار دهید. چیزی که میخواهیم بگوییم، این است که منافع ما با اروپاییها زیاد است. ما باید از چرخه اقتصاد علیه اروپا بهره گیریم، ولی متأسفانه این برعکس شده و آنها این چرخه را علیه ما به کار میگیرند.
وی در پاسخ به اینکه ما نفت و قدرت داریم و کشوری مقتدر هستیم و دستگاه دیپلماسی داریم، ولی به دلایلی به نقاط نفوذ ما تبدیل نشده است، گفت: از آنجا که دیپلماتهای ما نمیتوانند دیپلماسی عمومی را در کشورهای غربی به نمایش گذارند و از آنجا که امروزه دیپلماسی پیش از آنکه برگرفته از دیپلماسی اقتصادی باشد، باید دیپلماسی عمومی و قدرت نرم را فعال کند و با ارتباط با دانشگاهها و سخنرانی در مجامع عمومی و رسانهها، مواضع ما را بیان کنند، ولی معمولا کلاسیک رفتار میکنند.
وی همچنین در پاسخ به این پرسش که گاه دیپلماتهای ما، وقتی میگویند اگر ما پس از آنکه منافقین با کسی ارتباط برقرار کنند با آنها صحبت کنیم، غالبا میتوانیم آنها را متقاعد کنیم، گفت: شاید زبان بلد نیستند و یا بلدند ولی ما کمتر با آنها تماس برقرار میکنیم.
وی گفت: مبانی قدرتها با هم تفاوت دارد. جمهوری اسلامی مبانی قدرتش در ایدئولوژی و ایدئالیسم اسلامی است، ولی غربیها بر پایه رئالیسم حرکت میکنند؛ یعنی کسی که پول و قدرت دارد، حرفی برای گفتن دارد. به همین دلیل، برای آنان سخت است که ایران حرفی برای گفتن داشته باشد؛ بنابراین، میآیند و از گروههای مخالف بهرهبرداری میکنند.
غربیها از گروههای معارض یا القاعده و یا تکفیری خوششان نمیآید، بلکه از آنها برای ناامن کردن منطقه بهره میبرند و از این کار، حکومتی دستنشانده برای خود میسازند؛ مثلا در زمان خاتمی، دولت ایران درباره موضوع افغانستان و عراق با اینها همکاری کرد و حتی بحث گفتوگوی تمدنها مطرح شد و نشان داد که ما اهل تعامل و گفتوگو هستیم. ما کسی را برای کشتن کسی نخواهیم فرستاد، ولی غربیها گفتند ایران محور شرارت است!
اگر امروز میبینید که توافقات ژنو خوب پیش میرود، به خاطر روحانی یا ظریف و ... نیست، بلکه اینها نتیجه مقاومت مردم ایران است.
وی در پایان تأکید کرد: باید از مباحث اقتصادی به سود خودمان استفاده کنیم. همچنین دیپلماتهای ایران باید از دیپلماتهای ایرانی ـ تا هنگامی که روی کار هستند ـ کمک بگیرند، نه وقتی از کار برکنار شدند، از آنها برای تفریح به ایران دعوت کنند.
نکته پایانی اینکه از بازار ایران و از تواناییهای بالقوه ایران استفاده کنند و ضمن احترام به طرف مقابل، نه به کسی ظلمی کنیم و نه اجازه دهیم کسی به ما ظلمی کند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
بياييم يک بار و براي هميشه قانوني وضع کنيم که شرط اساسي براي تمامي ديپلماتها زبان منطقه باشد و همين الان هر سفيري که زبان نميداند برگردانيد و هيچ سفيري که زبان نميداند اعزام نکنيد و بقيه افراد هم به تبع سفير اعزام نشود و اساسا خود سفي اجازه اعزام ندهد ميماند
معمولا از خارجی ها شنیده ایم دیپلماتهای ایرانی خیلی در گفتگو و مذاکره مهارت دارند. پس شاید خارجیها از دیپلماتهای ما زبان کمتر بلدند و اونوقت فکر می کنند دیپلماتهای ما زیاد می دانند! البته باید هم دید چقدر سرمایه گذاری در فراگیری زبان خارجی برای دیپلماتها صورت گرفته است.
اتفاقا توی این دولت دیپلماتها قوی هستند ولی تا یکی بخواهد با یک دیپلمات غربی ملاقات کند با از هفتخوان عبورکند
من با نظر 13:14 کاملا موافقم. یک دیپلمات ایرانی موانع زیادی برای تماس با خارجیها دارد. یقینا هر خواننده ای دلیلش را می فهمد
خوب اقای اردستانی ! حالا باید چکار کنیم ؟
برای دیپلماتهایمان کلاس زبان بگذاریم؟
شما که در اخر نتیجه گرفتید اقای ظریف و روحانی هنری نکرده اند پس چرا سالهای قبل از اینها چیزی نمیگفتید
باعرض معذرت من کلا"بااین تفسیرمخالفم.درهرزمانی دولتمردان باکفایت هست زبان هم بلدند.مشکل دودستگی درسیاست خارجی می باشد.ببینید درکناروزارت خارجه چندین سخنگوداریم.دودستگی درسیاست خارجه همان ضرب المثل دوتاآشپزاست .هشت سال سیاست عدم تنشزای هشت سال بعد تهاجم.انکارواقعیات جهانی وتاریخ وتخریب حمله است .پس سعی کنیم سیاست کلی یکی باشد تاازین تشتت آراءدرسطح جهانی دورباشیم
براي اينکه خودتان را عنوان کنيد حرفهاي تکراري نرنيد انچه را که شما گفتيد روحاني وظريف هردو گفته اند کسي مدعي اين نبود که ما اينکار را کرديم گفتند ما با حمايت رهبري ومردم اينکار را کرديم وشما که لالايي بلد هستيد چرا خوابتان اشفته است از مجلس که در ان تشريف داريد شروع کنيد وکمييون خارجي شروع کند شما که از يک ملاقات اينهمه ناراحت ميشويد انتظار داريد که حرف شما راهم بشنوند کار ديپلماسي را با يد با ديپلوماسي جواب داد نه اينکه شلوغ کنيد وبگير وبگير را ه بيندازيد شما رفتار خودتان را درست کنيد واز بهانه دادن به دست انها دست برداريد ودر برخورد با انها کمي با تامل رفتار کنيد مطمئنا زبان شما را خواهند فهميد
راست مي گويد ديپلمات هاي بايد زبان ياد بگيرند .البته اين كار هزينه دارد ،
((اگر توافقات ژنو خوب پیش میرود، به خاطر روحانی یا ظریف و ... نیست))
این جمله یعنی چی ؟
وقتی همین نماینده ها میان طرح غنی سازی 60 درصدی میدن (و سایر طرح های اینچنینی) پس لطف کنن خواسته هاشون رو هم محدود کنند.تنش درست میکنن ، بعد ایراد میگیرن از دیپلماسی.
کاملا درست است
برادر من نفوذ هرکشور بستگی به میزان درآمد آن کشور دارد که تقریبا در ده سال گذشته درآمد ما به کمتر از یک چهارم رسیده است بنابر این ابتدا باید درآمد زیاد شود بعد بحث از نفوذ در اتحادیه اروپا زده شود
ما در ایران تفاوت ایدئولوژیک با جامعه اروپایی داریم نظام ما ارزشی است نظام اروپا مادی است منافع ایدئولوژیک ما در منطقه کملا ما اروپا در تضاد است بنابر این یا ما باید در ایدئولوژیک تغییر کنیم یا اتحادیه اروپا که تا زمانهای خیلی دور هم شاید این امر محقق نشود.
با تشكر از دست اندركاران سايت تابناك كه همگام با تغيير دولت در ايران و در اولويت قرار گرفتن سياست خارجي بر مبناي راهبرد تعامل سازنده با دنيا در دستوركار دولت جديد رسالت رسانه اي خود را با طرح مباحثي در حوزه سياست خارجي و ديپلماسي كشورمان انجام داده اند. اما نكته حائز اهميت اينست كه در اين زمينه بايد بيشتر از نظرات كارشناسان و متخصصين اين حوزه بهره گرفت و صرف عهده دار بودن مسئوليت توسط فردي دال بر آگاهي ايشان نسبت به مسائل نيست متاسفانه در متن بالا تحليل بسيار سطحي از روابط ايران و اروپا صورت گرفته كه نشان دهنده عدم درك صحيح بسياري از مسئولين ما نسبت به واقعيتهاي نظام بين الملل بويژه تحولاتي است كه در ماهيت منافع و قدر ت بواسطه جهاني شدن پيش آمده است. مثلا در صورتي كه ما خودمان همواره از اينكه اقتصاد و مسائلي مانند حقوق بشر دستمايه فشارهاي سياسي قرار بگيرد متضرر شده و معترض بوده ايم اما ايشان بيان مي كنند كه ما بايد از نفت و اقتصاد به عنوان حربه فشار عليه اروپا استفاده كنيم در صورتيكه اروپا طي يكسال گذشته نفتي از ايران وارد نكرده اما فشار خاصي را هم تجربه نكرده برعكس مردم ما زير فشار تورم، بيكاري و .... قرار گرفته اند كه يكي از دلايل آن ميتونه كاهش سرمايه گذاري همين اروپاييها در ايران و در نتيجه ركود در بخش توليد و افزايش بيكاري باشه
بله تابناک و هر کس ادیگر که بخواهد نتیجه بگیرد باید با اهل فن و خبره مصاحبه کند نه افراد سیاسی
عجب جوابی کسی بهت کمک کرده
هنگام مصاحبه بسیار می توان از این شعارها داد اما در میدان عمل مسئله شکل دیگری است. در این خصوص نمی توان هیچ دستگاهی را بصورت مجزا مورد سوال قرار داد. دستگاه دیپلماسی ما از کمبود دیپلماتهای حرفه ای رنج می برد و این یک واقعیت است. اما مگر می شود حرفه ای ها را با یک سوم حقوق دیپلماتهای جهان سومی مثل افغانستان و بنگلادش جذب کرد و از آنها انتظار سه برابر دیپلماتهای غربی توقع کار داشت؟
بهتر است تابناک با افراد زبده تر مثل اساتید دانشگاه و یا دیپلماتهای قدیمی و حرفه ای و ... نیز در این خصوص مصاحبه داشته باشد.
یعنی واقعا ارتباطی به روحانی وظریف نداره''
مگه ما اقتصاد هم داريم
زبان بلدند
چند صدايي زياد است
گل گفتی.
متاسفانه دیپلماسی جمهوری اسلامی در حوزه تعامل و گفتگو با غرب ضعیف عمل می کند و این چند علت طبیعی دارد. اولین علتش زبان بلد نبودن دیپلمات های ما است. دومین علتش هم آشنا نبودن با مبانی فرهنگی و منطقی غرب است.
یکی از علل موفقیت ظریف این بود که برای سالها در امریکا زندگی کرده و کاملا با روانشناسی مغز غربی و نحوه برقراری ارتباط با آن آشنایی دارد و می تواند حرف آنها را بفهمد و پاسخ در خور آن را بدهد.
برای ایجاد ارتباط اول باید بفهمیم طرف مقابل چه می گوید و بعد بتوانیم پاسخ خود را به صورتی که برای او قابل فهم باشد ارایه دهیم برای این کار هم باید زبان مقصد را بلد باشیم هم با قرهنگ او آشنا باشیم هم یک کمی روانشناسی بلد باشیم. دیپلمات نباید تک بعدی باشد. و باید قبل از اعزام به محل ماموریت آموزش های لازم به او داده شده باشد و البته تواناییهای شخصی و مطالعاتی در کشور مقصد هم لازم است که کاملا به ویژگیهای خود اشخاص برمی گردد.
متن متینی بود.
شایسته کسی است که تمام ویژگی های لازم را برای مدیریت در کار خود داشته باشد یا اگر هم همه را ندارد ثابت شود کسی بهتر از وی وجود نداشته که او بهترین بوده است.
این در حالیست که ما می دانیم در کشورمان نیروهای متخصص فراوانند چنانکه عمده ای از آنها بدلیل بی محبتی و عدم استفاده از ایشان در جایگاه مناسب بار مهاجرت بستند
بنابراین بهتر است به معنای واقعی به واژه شایسته سالاری و نه رابطه سالاری توجه کنیم اگر نگران کشورمان هستیم.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.