سهم 2درصدی «تفریح» در مخارج ایرانیها
محمدحسین نجاتی در مطلبی در روزنامه «شرق» آورده است:در هفتهای که گذشت، برنامهریزان فرهنگی اقدام به اجرای طرحی کردند که در افکار عمومی با واکنشهای متفاوتی مواجه شد. طرح «سلام سینما» روز چهارشنبه هفته گذشته میزبان مردم در سینماهای کشور بود، با این تفاوت که مردم در راستای این طرح میتوانستند به صورت رایگان به تماشای فیلم بنشینند. اما پس از اجرای این طرح به دلیل استقبال بالای مردم، تصاویری در خبرگزاریها و رسانههای مکتوب کشور منتشر شد که واکنشهای متفاوتی را برانگیخت.
تصاویری از ازدحام بسیار زیاد در درهای ورودی، شیشههای شکسته سینما، مجروحشدن افراد و کودکان به دلیل ازدحام و آسیب رساندن به صندلیهای برخی سینماها در برخی شهرستانهای کشور منتشر شد و بسیاری از کاربران در فضای مجازی و رسانهها، این عکسها را مصداقی بر ظرفیت پایین بخشی از مردم حاضر در سینما و اقبال بالا بر دریافت خدمات رایگان تحلیل کردند. از طرف دیگر عدهای این استقبال بالا را طبیعی خواندند و استقبال از خدمات رایگان را تبی جهانی معرفی کردند. اما همه چیز به اینجا ختم نشد و برخی رسانهها و کاربران در فضای مجازی این تصاویر را مصداقی بر «نا آشنا بودن مردم با مسایل فرهنگی و اجتماعی» معرفی کردند. با این حال آنچه کمتر در این مساله مورد توجه قرار گرفت، ابعاد اجتماعی و اقتصادی این مساله، سهم مسوولان اجراکننده این طرح و برنامهریزان فرهنگی کشور است.
در همین رابطه آذر تشکر، جامعهشناس شهری در گفتوگو با «شرق»، با اشاره به اینکه در این اتفاق مسوولان شهری و برنامهریزان فرهنگی را مقصر اصلی اتفاقهای اینچنینی میدانم، میگوید: «آنچه ما در هفته گذشته شاهد آن بودیم، تبلوری از اشتباهات مکرر برنامهریزان فرهنگی و شهری برای تفریح مردم در شهر است. به نظرم مسوولان در ابتدا باید تفریح برای مردم را به رسمیت بشناسند و پس از آن با برنامهریزی عادلانه و در زمان و مکان مناسب، تفریح را برای مردم به یک روتین تبدیل کنند.
او میافزاید: مشکل اینجاست که به دلیل اشتباهات در برنامهریزی، تفریح برای مردم به یک روتین تبدیل نشده است، اگر مسوولان این طرحها را در طول سال توزیع کنند، اگر شهرهای ما جشنوارههای هفتگی و ماهانه برای مردم داشته باشد، اگر پاتوقهای فرهنگی و تشکلها بتوانند فعالیت کنند و با یک توزیع عادلانه در همه شهرهای کشور برای تفریح مردم برنامهریزیهایی صورت گیرد، اصلا شاهد این اتفاقات نخواهیم بود.»
آذر تشکر، جامعهشناس شهری در ادامه در رابطه با ابعاد اقتصادی این مساله نیز میگوید: «اگر متوسط هزینههای یک خانواده در کلانشهرهای کشور را بررسی کنیم، خواهیم دید که تفریح جزو اولویتهای هشتم یا دهم خانوادههاست، وقتی این همه فشار اقتصادی را مردم تحمل میکنند، وقتی قیمت سینما در چند سال اخیر این همه افزایش یافته نمیتوان از مردم توقع زیادی داشت.»
اظهارات آذر تشکر در شرایطی است که بر اساس بررسی صورت گرفته در روزنامه «شرق» و طبق آمارهای بانک مرکزی خانوارهای شهری در کشور تنها دودرصد از هزینههای جاری سالانه خود را صرف «تفریح و امور فرهنگی» میکنند. از سوی دیگر یک خانوار شهری سالانه بیش از 450هزارتومان صرف تفریح و امور فرهنگی خود میکند که این رقم در مقایسه با سال 1380 چهاربرابر افزایش را به خود دیده است. نکته حایز اهمیت دیگر، افزایش قیمت بلیت سینماست به طوریکه در سال 82 از 500تومان نزدیک به 800تومان، سال 83 حدود 900، سال 84 قیمت نزدیک به هزارتومان و در سال 85 نیز قیمت بلیت به یکهزارو200تومان رسید. پس از آن، در نیمه اول دهه 80 شاهد رشد تقریبی سهبرابری قیمت بلیت سینماها بودیم. در سال 86 نیز قیمت بلیت سینماها هزارو500تومان، سال 87 نزدیک به دوهزارتومان، سال 88 دوهزارو500 و در سال 89 نیز سههزارتومان افزایش یافت.
با احتساب ارقام اشاره شده، بهای بلیت در دهه 80، حدود هفتبرابر افزایش یافت که این رقم در نیمه دوم دهه 80، حدود دوونیم برابر بوده است. همچنین در دهه 90 قیمت بلیتها نسبت به سال 89 تغییری نکرد اما در سال 91 قیمت بلیت سینماها در پردیسهای سینمایی به ششهزارتومان رسید که این رقم در مقایسه با سال 89 افزایش دو برابری داشت و این رقم همچنان پابرجاست. با این تفاصیل به نظر میرسد، هجوم مردم به سینماها در روزی که سینما رایگان بود، ابعاد اجتماعی و اقتصادی دارد که از چشم برنامهریزان فرهنگی در کشور دور مانده است.
تصاویری از ازدحام بسیار زیاد در درهای ورودی، شیشههای شکسته سینما، مجروحشدن افراد و کودکان به دلیل ازدحام و آسیب رساندن به صندلیهای برخی سینماها در برخی شهرستانهای کشور منتشر شد و بسیاری از کاربران در فضای مجازی و رسانهها، این عکسها را مصداقی بر ظرفیت پایین بخشی از مردم حاضر در سینما و اقبال بالا بر دریافت خدمات رایگان تحلیل کردند. از طرف دیگر عدهای این استقبال بالا را طبیعی خواندند و استقبال از خدمات رایگان را تبی جهانی معرفی کردند. اما همه چیز به اینجا ختم نشد و برخی رسانهها و کاربران در فضای مجازی این تصاویر را مصداقی بر «نا آشنا بودن مردم با مسایل فرهنگی و اجتماعی» معرفی کردند. با این حال آنچه کمتر در این مساله مورد توجه قرار گرفت، ابعاد اجتماعی و اقتصادی این مساله، سهم مسوولان اجراکننده این طرح و برنامهریزان فرهنگی کشور است.
در همین رابطه آذر تشکر، جامعهشناس شهری در گفتوگو با «شرق»، با اشاره به اینکه در این اتفاق مسوولان شهری و برنامهریزان فرهنگی را مقصر اصلی اتفاقهای اینچنینی میدانم، میگوید: «آنچه ما در هفته گذشته شاهد آن بودیم، تبلوری از اشتباهات مکرر برنامهریزان فرهنگی و شهری برای تفریح مردم در شهر است. به نظرم مسوولان در ابتدا باید تفریح برای مردم را به رسمیت بشناسند و پس از آن با برنامهریزی عادلانه و در زمان و مکان مناسب، تفریح را برای مردم به یک روتین تبدیل کنند.
او میافزاید: مشکل اینجاست که به دلیل اشتباهات در برنامهریزی، تفریح برای مردم به یک روتین تبدیل نشده است، اگر مسوولان این طرحها را در طول سال توزیع کنند، اگر شهرهای ما جشنوارههای هفتگی و ماهانه برای مردم داشته باشد، اگر پاتوقهای فرهنگی و تشکلها بتوانند فعالیت کنند و با یک توزیع عادلانه در همه شهرهای کشور برای تفریح مردم برنامهریزیهایی صورت گیرد، اصلا شاهد این اتفاقات نخواهیم بود.»
آذر تشکر، جامعهشناس شهری در ادامه در رابطه با ابعاد اقتصادی این مساله نیز میگوید: «اگر متوسط هزینههای یک خانواده در کلانشهرهای کشور را بررسی کنیم، خواهیم دید که تفریح جزو اولویتهای هشتم یا دهم خانوادههاست، وقتی این همه فشار اقتصادی را مردم تحمل میکنند، وقتی قیمت سینما در چند سال اخیر این همه افزایش یافته نمیتوان از مردم توقع زیادی داشت.»
اظهارات آذر تشکر در شرایطی است که بر اساس بررسی صورت گرفته در روزنامه «شرق» و طبق آمارهای بانک مرکزی خانوارهای شهری در کشور تنها دودرصد از هزینههای جاری سالانه خود را صرف «تفریح و امور فرهنگی» میکنند. از سوی دیگر یک خانوار شهری سالانه بیش از 450هزارتومان صرف تفریح و امور فرهنگی خود میکند که این رقم در مقایسه با سال 1380 چهاربرابر افزایش را به خود دیده است. نکته حایز اهمیت دیگر، افزایش قیمت بلیت سینماست به طوریکه در سال 82 از 500تومان نزدیک به 800تومان، سال 83 حدود 900، سال 84 قیمت نزدیک به هزارتومان و در سال 85 نیز قیمت بلیت به یکهزارو200تومان رسید. پس از آن، در نیمه اول دهه 80 شاهد رشد تقریبی سهبرابری قیمت بلیت سینماها بودیم. در سال 86 نیز قیمت بلیت سینماها هزارو500تومان، سال 87 نزدیک به دوهزارتومان، سال 88 دوهزارو500 و در سال 89 نیز سههزارتومان افزایش یافت.
با احتساب ارقام اشاره شده، بهای بلیت در دهه 80، حدود هفتبرابر افزایش یافت که این رقم در نیمه دوم دهه 80، حدود دوونیم برابر بوده است. همچنین در دهه 90 قیمت بلیتها نسبت به سال 89 تغییری نکرد اما در سال 91 قیمت بلیت سینماها در پردیسهای سینمایی به ششهزارتومان رسید که این رقم در مقایسه با سال 89 افزایش دو برابری داشت و این رقم همچنان پابرجاست. با این تفاصیل به نظر میرسد، هجوم مردم به سینماها در روزی که سینما رایگان بود، ابعاد اجتماعی و اقتصادی دارد که از چشم برنامهریزان فرهنگی در کشور دور مانده است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
پولی برای تفریح نمیماند. من این ماه ۱میلیون و ۳۰۰هزارتومان حقوق گرفتم. ۷۵۰ تومان قسط دادم. یه پالتوی ارزانقیمت و یک کفش ارزانقیمت توی حراجی خریدم و کمی خرد و ریزه برای خونه، الان فقط ۷۰هزار تومان تا آخر ماه توی کیفم دارم. اینقدر همه چیز گران است که پولی برای تفریح نمی ماند
4 تا ساندویچ کالباس با 4 تا نوشابه میشه 40000 تومن . . . . یه سینما رفتنش هم میشه 24000 تومن که البته بدون خوراکی تو سینما . . . . یه سه چهار ساعت تو ترافیک و استهلاک ماشین و پول بنزین هم یه 10000 تومن آب میخوره . . . . یعنی یه شب رفتن بیرون 4 نفر یه چیزی حدود 75000 تومن آب میخوره تازه با این اوضاع که رستوران نری . . . .
تفريح ؟؟؟!!!
درجامعه ای که پدر ومادرها هم اینقدر درگیرند اموحتن فرهنگ تفریح و شادی هم برای بچه ها سخت میشود.
پول باشه همیشه عیده و استرس کمه و بیماری هم سراغ هیچ کس نمیاد !
اعمال نادرست مردم در این رابطه هیچ توجیهی ندارد,ولی از مردمی که از صبح زود میدوند تا اخر شب وسر ماه و اخر ماهشان معلوم نیست توقع بیش از این را نمیتوان داشت ,چگونه فرهنگ تفریح در انها نهادینه شود؟!
تابی جون حتما بنویس که مثل همین اتفاق هجوم مردم به سینما ها را ما ساکنان شمال کشور سالهاست که با پوست و استخوان حس میکنیم اما کسی عکسی نیانداخت تا در رسانه ها نمود یابد در ایام عید نوروز و تابستان هجوم میلیونی به دریا و کوه و جنگل گیلان که باعث تخریب عمده این مناطق میشود را کسی گزارش نکرده از ریختن اشغال در جای جای مناطق گیلان زمین تا شکستن درختان برای اتش روشن کردن و تخریب مزارع چای و برنج و الوده کردن همه این مناطق با زباله و شستن ماشین و لباس و غیره در حاشیه رودخانه های زیبای استانمان هیچ کس عکسی تهیه نکرد تا جامعه شناسان ببینند که چرا مردم ایران در سفر به گیلان این حجم از تخریب و اسیب رسانی را بر جای گذاشته و متاسفانه هر سال با افزایش حجم مسافرتها به گیلان حجم این تخریبها نیز زیادتر میشود....
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.