آتشافروزی خواستگار 60 ساله یک دختر
خواستگار 60 ساله یک دختر با آتشافروزی بامدادی به انتقامگیری جنونآمیزی دست زد.
به گزارش ایران، در این حادثه تلخ، مرد کینهجو و پدر خانواده دختر مورد علاقهاش به کام مرگ فرو رفتند و مادری با دختر و عروسش و دو نوه کوچولو دچار سوختگی شدید شدند.
بامداد آتشین
ساعت 5 بامداد جمعه 18 بهمن ماه سال جاری در حالی که اعضای خانوادهای همه در خواب بودند مردی آشنا و کینهجو آرام و بیصدا به داخل خانه نفوذ کرد تا به انتقام آتشینی دست بزند.
ساکنان کوچه نسترن سوم وقتی روشنایی شعلههای آتش را از پنجرههای خانهشان دیدند و فریادهای مردانه، زنانه و کودکانه همسایهشان را شنیدند، از خانه بیرون دویدند و با صحنه هولناکی روبهرو شدند.
همزمان با آتشسوزی در طبقه دوم این ساختمان، خانوادهای که در طبقه اول زندگی میکردند با وحشت خود را به کوچه رساندند و به تماشای صحنهای نشستند که نمیدانستند با کینه یک خواستگار شکستخورده کلید خورده است.
آژیر آتشنشانان
دقایقی از این آتشسوزی مرموز گذشته بود که صدای آژیر خودروهای آتشنشانان کوچهنسترن سوم را در شهرک گلستان اسلامشهر پر کرد.
آتشنشانان با دیدن صحنه آتشسوزی سریعاً وارد عمل شدند و وقتی شعلههای سرکش را خاموش کردند با پیکرهای نیمهجان و سوخته اعضای خانواده که در محاصره آتش راهی برای فرار نداشتند، روبهرو شدند.
بررسیهای میدانی نشان داد مردی 64 ساله بهنام محمدتقی نیکوخواه، همسر 51 سالهاش –اشرف سادات-، عفت 33 ساله، فاطمه 23 ساله، مائده 13 ساله و بهار چهار ساله همه سوختهاند.
دیررسیدن آمبولانس اورژانس
با وجود اینکه آتش نشانی سریعاً شعلههای سرکش را خاموش کرد و اورژانس را در جریان قرار داده بودند یک ساعت طول کشید تا آمبولانسها به صحنه آتش سوزی مرموز رسیدند و پیکرهای سوخته را یکی پساز دیگری به نزدیکترین بیمارستان در رباطکریم رساندند اما به علت شدت سوختگی حادثهدیدگان با نظر مسئولان این بیمارستان، آنان همگی به بیمارستان سوانح و سوختگی مطهری تهران انتقال یافته و تحت درمان قرار گرفتند.
مهمان مرموز
همزمان با این اقدامات اورژانس، مأموران پلیس نیز دست به تحقیقات زدند و با شناسایی بستگان حادثه دیدگان با واقعیت عجیبی روبهرو شدند.یکی از مردان سوخته شریک سابق پدر خانواده بود و داوود اسکندری نام داشت که 60 ساله بوده و مدتها میشد به خاطر خواستگاری از دختر خانواده که پس از طلاق در خانه پدریاش بود، اختلاف شدیدی با «محمدتقی» پیدا کرده تا جایی که شراکت آنها نیز به هم خورده بود.
با توجه به اینکه قرار نبود این مرد مرموز مهمان بامدادی خانه آتشین باشد، تحقیقات نشان داد وی عامل آتشسوزی است خصوصاً اینکه پیکر سوختهاش جلوی در خروجی پیدا شده بود و احتمال داشت وی از فرار قربانیانش جلوگیری کرده باشد.
تنها بازمانده
منصور پسر خانواده شب حادثه بهخاطر شیفت کاری شبانهاش در محیطکارش حضور داشت و همسر و بچههایش را به خانه پدری برده بود.
وی که هنوز باور ندارد چنین سرنوشتی برای اعضای خانوادهاش رقم خورده است گفت: پنجشنبه شب 17 بهمن ماه بهخاطر شیفتکاری مجبور شدم به اداره بروم، به همین خاطر همسرم «فاطمه» و دختر چهارسالهام «بهار» را به خانه پدریام بردم تا شب نزد آنان باشند، روز جمعه از بیمارستان رباطکریم با من تماس گرفتند و مرا در جریان این حادثه تلخ قرار دادند.
هنوز باورم نمیشود همه اعضای خانوادهام در آتشسوزی «داوود» گرفتار شده باشند.
مرد جوان که صدایش میلرزید، گفت: پساز شنیدن این حادثه سریعاً خودم را به بیمارستان رساندم و با پیکرهای سوخته و نیمهجان اعضای خانوادهام روبهرو شدم، از آنجایی که شرایط آنان وخیم بود دستور انتقال به بیمارستان مطهری داده شد.
در این میان شریک پدرم نیز میان آنها بود که بشدت دچار سوختگی شده بود و همانجا فهمیدم «داوود» بهخاطر شنیدن جواب منفی در خواستگاریاش این کار را کرده است.

منصور ادامه داد: «داوود» حدود پنج سال با پدرم در مغازه لباسفروشی زنانه و بچگانه شریک بودند اما وی از وقتی که به خواستگاری «عفت» خواهرم که نزدیک به 30 سال فاصله سنی داشتهاند، آمد و جواب رد شنید از خانوادهام کینه به دل گرفت.
هیچکدام از ما راضی به این ازدواج نبودیم چرا که خواهرم قصد ازدواج با این مرد 60 ساله که شش بچه دارد را نداشت به همین خاطر پدرم از شریکش جدا شد اما از همان ابتدا کینهجویی و تهدیدها شروع شد و آخرین بار حدود یک ماه پیش این مرد با گاز اشکآور مزاحم خانوادهام شده بود که به کلانتری 13 گلستان شکایت کردیم، اما این بار «داوود» دست به اقدام وحشیانهای زد.
هیچ وقت فکر نمیکردیم چنین حادثه تلخ دلخراشی برای خانوادهام رخ دهد.
پسرخاله خانواده که برادر زن منصور است نیز به شوک گفت: روزها و شبهای سختی را داریم. خیلی دردناک است که به یکباره همه عزیزانت را در این شرایط ببینی. وقتی از این حادثه مطلع شدیم سریعاً خودمان را به کلانتری 13 گلستان رساندیم.
این مرد گفت: متأسفانه در این حادثه آتشسوزی شوهر خالهام، محمدتقی نیکوخواه، 64 ساله با وجود تلاشهای پزشکان جان باخت، اما هنوز این خبر تلخ را به خانوادهمان اطلاع ندادهایم و جسد به پزشکی قانونی انتقال یافته است.
وی ادامه داد: خالهام اشرف و دخترخالهام عفت نیز شرایط مساعدی ندارند و هم اکنون در بخش مراقبتهای ویژه ICU بستری هستند. خواهرم فاطمه، دخترش بهار و مائده دختر عفت نیز در بخش بستری هستند که حال بهار کوچولو نسبتاً مساعدتر از دیگران است اما به نظر میرسد همه آنها بالای 50 درصد دچار سوختگی شده باشند.
تحقیقات پلیسی
مأموران که با یک جنایت روبهرو شده بودند برای رازگشایی از این حادثه آتشین تصمیم گرفتند از «داوود» تحقیقاتی انجام دهند و این در حالی بود که بررسیهای میدانی نشان داد مرد کینهجو شبانه از روی دیوار خود را به خانه قربانیانش رسانده و با ریختن بنزین آنجا را به آتش کشیده و در اقدامی جنونآمیز با قفل کردن در، جلوی آن نشسته تا اجازه فرار به اعضای خانواده دختر مورد علاقهاش را ندهد.
مرگ خواستگار آتشافروز
در حالی که همه منتظر بودند تا مرد کینهجو چشمانش را باز کند اما داوود نیز به خاطر سوختگی شدید به کام مرگ فرو رفت و اسرار آتشافروزی در دل وی پنهان ماند.
بنابر این گزارش، پرونده جنایی این آتشافروزی هولناک با مرگ عامل حادثه مختومه شد.
به گزارش ایران، در این حادثه تلخ، مرد کینهجو و پدر خانواده دختر مورد علاقهاش به کام مرگ فرو رفتند و مادری با دختر و عروسش و دو نوه کوچولو دچار سوختگی شدید شدند.
بامداد آتشین
ساعت 5 بامداد جمعه 18 بهمن ماه سال جاری در حالی که اعضای خانوادهای همه در خواب بودند مردی آشنا و کینهجو آرام و بیصدا به داخل خانه نفوذ کرد تا به انتقام آتشینی دست بزند.
ساکنان کوچه نسترن سوم وقتی روشنایی شعلههای آتش را از پنجرههای خانهشان دیدند و فریادهای مردانه، زنانه و کودکانه همسایهشان را شنیدند، از خانه بیرون دویدند و با صحنه هولناکی روبهرو شدند.
همزمان با آتشسوزی در طبقه دوم این ساختمان، خانوادهای که در طبقه اول زندگی میکردند با وحشت خود را به کوچه رساندند و به تماشای صحنهای نشستند که نمیدانستند با کینه یک خواستگار شکستخورده کلید خورده است.
آژیر آتشنشانان
دقایقی از این آتشسوزی مرموز گذشته بود که صدای آژیر خودروهای آتشنشانان کوچهنسترن سوم را در شهرک گلستان اسلامشهر پر کرد.
آتشنشانان با دیدن صحنه آتشسوزی سریعاً وارد عمل شدند و وقتی شعلههای سرکش را خاموش کردند با پیکرهای نیمهجان و سوخته اعضای خانواده که در محاصره آتش راهی برای فرار نداشتند، روبهرو شدند.
بررسیهای میدانی نشان داد مردی 64 ساله بهنام محمدتقی نیکوخواه، همسر 51 سالهاش –اشرف سادات-، عفت 33 ساله، فاطمه 23 ساله، مائده 13 ساله و بهار چهار ساله همه سوختهاند.
دیررسیدن آمبولانس اورژانس
با وجود اینکه آتش نشانی سریعاً شعلههای سرکش را خاموش کرد و اورژانس را در جریان قرار داده بودند یک ساعت طول کشید تا آمبولانسها به صحنه آتش سوزی مرموز رسیدند و پیکرهای سوخته را یکی پساز دیگری به نزدیکترین بیمارستان در رباطکریم رساندند اما به علت شدت سوختگی حادثهدیدگان با نظر مسئولان این بیمارستان، آنان همگی به بیمارستان سوانح و سوختگی مطهری تهران انتقال یافته و تحت درمان قرار گرفتند.
مهمان مرموز
همزمان با این اقدامات اورژانس، مأموران پلیس نیز دست به تحقیقات زدند و با شناسایی بستگان حادثه دیدگان با واقعیت عجیبی روبهرو شدند.یکی از مردان سوخته شریک سابق پدر خانواده بود و داوود اسکندری نام داشت که 60 ساله بوده و مدتها میشد به خاطر خواستگاری از دختر خانواده که پس از طلاق در خانه پدریاش بود، اختلاف شدیدی با «محمدتقی» پیدا کرده تا جایی که شراکت آنها نیز به هم خورده بود.
با توجه به اینکه قرار نبود این مرد مرموز مهمان بامدادی خانه آتشین باشد، تحقیقات نشان داد وی عامل آتشسوزی است خصوصاً اینکه پیکر سوختهاش جلوی در خروجی پیدا شده بود و احتمال داشت وی از فرار قربانیانش جلوگیری کرده باشد.
تنها بازمانده
منصور پسر خانواده شب حادثه بهخاطر شیفت کاری شبانهاش در محیطکارش حضور داشت و همسر و بچههایش را به خانه پدری برده بود.
وی که هنوز باور ندارد چنین سرنوشتی برای اعضای خانوادهاش رقم خورده است گفت: پنجشنبه شب 17 بهمن ماه بهخاطر شیفتکاری مجبور شدم به اداره بروم، به همین خاطر همسرم «فاطمه» و دختر چهارسالهام «بهار» را به خانه پدریام بردم تا شب نزد آنان باشند، روز جمعه از بیمارستان رباطکریم با من تماس گرفتند و مرا در جریان این حادثه تلخ قرار دادند.
هنوز باورم نمیشود همه اعضای خانوادهام در آتشسوزی «داوود» گرفتار شده باشند.
مرد جوان که صدایش میلرزید، گفت: پساز شنیدن این حادثه سریعاً خودم را به بیمارستان رساندم و با پیکرهای سوخته و نیمهجان اعضای خانوادهام روبهرو شدم، از آنجایی که شرایط آنان وخیم بود دستور انتقال به بیمارستان مطهری داده شد.
در این میان شریک پدرم نیز میان آنها بود که بشدت دچار سوختگی شده بود و همانجا فهمیدم «داوود» بهخاطر شنیدن جواب منفی در خواستگاریاش این کار را کرده است.

منصور ادامه داد: «داوود» حدود پنج سال با پدرم در مغازه لباسفروشی زنانه و بچگانه شریک بودند اما وی از وقتی که به خواستگاری «عفت» خواهرم که نزدیک به 30 سال فاصله سنی داشتهاند، آمد و جواب رد شنید از خانوادهام کینه به دل گرفت.
هیچکدام از ما راضی به این ازدواج نبودیم چرا که خواهرم قصد ازدواج با این مرد 60 ساله که شش بچه دارد را نداشت به همین خاطر پدرم از شریکش جدا شد اما از همان ابتدا کینهجویی و تهدیدها شروع شد و آخرین بار حدود یک ماه پیش این مرد با گاز اشکآور مزاحم خانوادهام شده بود که به کلانتری 13 گلستان شکایت کردیم، اما این بار «داوود» دست به اقدام وحشیانهای زد.
هیچ وقت فکر نمیکردیم چنین حادثه تلخ دلخراشی برای خانوادهام رخ دهد.
پسرخاله خانواده که برادر زن منصور است نیز به شوک گفت: روزها و شبهای سختی را داریم. خیلی دردناک است که به یکباره همه عزیزانت را در این شرایط ببینی. وقتی از این حادثه مطلع شدیم سریعاً خودمان را به کلانتری 13 گلستان رساندیم.
این مرد گفت: متأسفانه در این حادثه آتشسوزی شوهر خالهام، محمدتقی نیکوخواه، 64 ساله با وجود تلاشهای پزشکان جان باخت، اما هنوز این خبر تلخ را به خانوادهمان اطلاع ندادهایم و جسد به پزشکی قانونی انتقال یافته است.
وی ادامه داد: خالهام اشرف و دخترخالهام عفت نیز شرایط مساعدی ندارند و هم اکنون در بخش مراقبتهای ویژه ICU بستری هستند. خواهرم فاطمه، دخترش بهار و مائده دختر عفت نیز در بخش بستری هستند که حال بهار کوچولو نسبتاً مساعدتر از دیگران است اما به نظر میرسد همه آنها بالای 50 درصد دچار سوختگی شده باشند.
تحقیقات پلیسی
مأموران که با یک جنایت روبهرو شده بودند برای رازگشایی از این حادثه آتشین تصمیم گرفتند از «داوود» تحقیقاتی انجام دهند و این در حالی بود که بررسیهای میدانی نشان داد مرد کینهجو شبانه از روی دیوار خود را به خانه قربانیانش رسانده و با ریختن بنزین آنجا را به آتش کشیده و در اقدامی جنونآمیز با قفل کردن در، جلوی آن نشسته تا اجازه فرار به اعضای خانواده دختر مورد علاقهاش را ندهد.
مرگ خواستگار آتشافروز
در حالی که همه منتظر بودند تا مرد کینهجو چشمانش را باز کند اما داوود نیز به خاطر سوختگی شدید به کام مرگ فرو رفت و اسرار آتشافروزی در دل وی پنهان ماند.
بنابر این گزارش، پرونده جنایی این آتشافروزی هولناک با مرگ عامل حادثه مختومه شد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
خداوند برزگ
بنده عرض تسليت دارم براي خانواده ان مرحوم اما لازم دونستم در جواب اون دوستاني كه يدونه حتي كمترين اطلاع از موضوع در مورد ديگران قضاوت وحكم صادر ميكنند و براي اون خبرنگار متاسفام كه بدونه هيچگونه مستنداتي در مطبوعات شروع به منتشر ردن خبر كذب(دير رسيدن آمبولانس) كرده واخلاق حرفه اي خودرا زير پا گذاشت. من اولين تيم اورژانس بودم كه به صحنه حادثه رسيدم . از زمان اعلام ماموريت 6 دقيقه طبق مستندات آمبولانس سر صحنه خاضر شده است . تعداد بيماران 7 نفر بود كه در همون دقايق نخست درخواست 3 آمبولانس اضافي انجام شد اقدامات درماني اوليه انجام وهمه بيماران به بيمارستان اعزام شدند كه بعد از اخذ پذيرش از ديگر بيمارستان هاي تهران بيماران به بيمارستانهاي مختلف تهران اعزام شدند . و هيچكدوم از بيماران در صحنه حادثه فوت نكرده بلكه به خاطر سوختگي شديد اقدامات درماني موثر واقع نشد. اورژانس 115 بصورت شبانه روزي در خدمت هموطنان ومردم فهيم ايران هست و اينگونه اطلاع رساني تاثير منفي در ذهن بعضي از عزيزان داشته است.َ
20 سال پیش همین کار رو با زنی شوهر دار کرد مرد خانواده را معتاد کرد تا زنشو از چنگش در بیاره .خدا لعنتش کنه گور به گور بشه
كسي كه خبر نداره چي شده لطفا قضاوت نكنيد از ماست كه بر ماست
من از اشنایان این خانواده هستم مادر بزرگ این خانواده هم ب رحمت خدا رفت..واقعا تاسف بار بود
من ازدوستان این خانواده هستم فقط دلم برای ماعده میسوزه ک باغم عزیزان چجوری کنارمیاد. مادربزرگ ماعده هم حالش خوب نیست70 %سوختگی داره
با وجود شناختي كه از اين خانواده دارم جايگاه اين 3نفر بهشت است و با امام حسين محشور مي شوند.
كاشكي آمبولانس زودتر رسيده بود
ماشینو چسبونده به در واز روی ماشین اومده بالا-بیچاره اون خانوم مطلقه (عفت)هم فوت کردش-من از نزدیکانشونم-خدا لعنت کنه این سگ حرومزاده رو
طرف من میشناسم 5 تا دختر داره وتا حالا 3تا هم زن گرفته
زودقضاوت نكنيدماجراچيزديگري هست
چه روانی هایی پیدا میشن!!
اعدام با اعمال شاقه
بچه های کوچیک زبون بسته، تا آخر عمر باید چوب دیوانگیه یه آدم دیگه رو بخورن.
اخه یه پیر مرد شصت ساله چطوری از دیوار به قول خودشون سه متری رو تواون سرما اومده بالا؟
واقعا درست گفته آن دوست عزیز انسان نباید اسرار زندگیش را به هیچکس بگه دیگه تو این روزها به هیچکس نمیشه اعتماد کرد خدا کنه یک راست رفته باش جهنمممممممممممممممممم
عوضی معلوم نبوده مرضش چی بوده باورم نمی شه که یارو اینقدر پرو بوده جواب رد شنیده بره گورشو گم کنه چرا میخواد انتقام بگیره
پدرفقرپدرفقرپدرفقربسوزه!
چرا ازدواج رو خانواده ها سخت میکرند که بعدش طلاق پیش بیاد؟ ها اصلا چرا باید دختر طلاق بگیره خونه باباش بیاد طلاق بگیره جوون 20 ساله میاد خواستگاری؟ تابناک تورو خدا بهشو بگو طلاق بگیری بهتر گیرت نمیاد بگو دیگه...
اومد حرف بزنه سخنرانی کرد!
آره واقعا، همه بسوزن بسازن بمیرن!
دیگه عهد کردم که هیچ وقت صفحه حوادث را نخوانم
داوودمقصراصلی هم رفت اون دنیا اون خانواده بدبخت موندن و یک دنیا مشکلات اگه زنده بمونن سرپرست خانواده که ندارن خانه هم ندارن و کلی هزینه که معلوم نیست چه مقداره اگه قانون یه مقدار محکم عمل میکرد وقتی ماه پیش گلز اشکاور اورد و مزاحمت ایجاد کرد اگه باهاش برخورد محکمی صورت میگرفت احتمالا این اتفاق نمی افتاد
عزیزان خوب دقت کنید پیرمرد60 ساله ای که توانسته به خوبی از بالکن منزل به داخل رود(باتوجه به این که در زمستان تمامی درب و پنجره ها بسته است)پس می توانسته به خوبی برای حداقل نجات خود از آن پایین آید...نشستن او در پشت درب نشان از آن دارد که خودرا از محلکه نجات دهد که با درب قفل شده مواجهه شده...گفته های پسر خانواده 90 درصد شک برانگیز است و این که او خود می تواند عامل باشد جای سئوال دارد؟؟؟؟؟؟چراکه ایشان درآن شب به قول خودشان شب کاربوده وجای هیچ شکی به ایشان وارد نمی شده پس این قتل عام واین که آن مرد درآن سن وبا وجود بسته بودن تمامی درب ها نمی توانسته داخل شود مگر این که از درب خانه آمده باشد و ...
خدا پدر تو و پوارو را بیامرزه!
جامعه این را بهش یاد داده که احساس تصاحب به این حد شدید داشته باشد.
اگر بخوایم واقعا تاثیر گذار باشیم .اگر بخوایم واقعا این اتفاقات دیگه رخ نده باید خشم و ناراحتیمون را به جای ریختن ناله و نفرین سر یک جانی ، باید از مسوولانمون بخوایم که بابت جایگاهی که توش قرار گرفتن برای این مشکلات فکر کنند.حالا تو مدرسه آموزش درست بدهند، تو سریال ها و فیلم ها نشان بدهند که یک مرد قرار نیست همیشه جواب بله بشنوه یا .... در قانون گزاری جق برابر برای مرد و زن قائل باشند و هزاران موضوع قرهنگی دیگه که تو این مملکت جای دلسوزی وکار داره و زمان یاد گیریش هم از همون کودکی است . از همون سریالهایی که بچه ها پاش می شینن و می بینند چطور پسر خانواده به مادرش امر و نهی می کنه ! از اون زمان این خشونت ها و خود بزرگ بینی های کاذب را یاد می گیرند. ...
دقیقا درست می گید.
آنهائی که هوس بازند عبرت بگیرند .
بیچاره اون دختر چهار ساله . مرتیکه سگ صفت ...
این جور ادما انسانن حیوانن چی هستن؟ چطوری میشه ی نفر انقدر کثیف و پست باشه؟ چرا انقدر اینجور ادما زیاد شدن؟
شکیب هم همچین کاری رو نمیکنه خیلی کثیفی خیلی.....حیف از خاک خیلی نجسی میخواستم بگم جنازشو میزاشتن جلو حیونا دوباره دیدم حیوونام گناه دارن
مردم دیگه اعصاب ندارن
لطفا از حیوانات با ارزش مایه نگذارید جنون در جنون بوده .
به خيلي نكات اشاره شد، به نظرم نحوه و متن خبر آنهم از روزنامه ايران كه سابقه طولاني در گزارشهاي جنايي دارد قابل قبول نبود. متن آشفته و ضعيفي بود: «مرد مرموز، مرد سوخته، پسرخاله خانواده! »
اين همه قضاوت ازراه دور!!! خداازماهم نمي كذره .قتل نفس عمل شيطاني وجنايت كارانه است ولي تابررسي علت اصلي سكوت عاقلانه ترين كاراست .
مقصر هرکس بوده که فقط خدا میدونه، خدا لعنتش کنه.
جنون گاوی داشته این مرتیکه
نظر من هم نظر اوناييه كه كامنت دادن
الحمدالله همه اهل قضاوت و داوری از دور و صاحب نظرند .این عامل بدبختی ما ملت است .
یک ساعت طول کشید تا آمبولانسها به صحنه آتش سوزی مرموز رسیدند
چرا هیج نظری به این مورد اشاره نکرد
مسئولین اورژانس باید دادگاهی بشن
برای اونا ثانیه اهمیت داشته
یک ساعت دیر اومدن
این ربطش به مردمه که تو ترافیک و اینجور جاها چرا راه رو برای امبولانس باز نمی کنن اینو برین به مردم بگین ن به مسئولین
اوج حماقت و بي فرهنگي و رذالت. بدبخت به فكر بچه هاشم نبوده و از خودش جز مايه ننگ بودن براي بچه هاش به ارمغان نگذاشته.
انسان شصت ساله و این کار؟؟؟؟؟؟
از انسان بیست ساله هم این کار و بچه بازی بر نمیاد.
اگر این مرد واقعا عاشق بوده و اون خانم رو دوست داشته این بلا رو سر خودش و خانوادش نمیاورده. این فقط هوس بوده و بس. خدایا به تو پناه میبریم از شیطان وسوسه کننده.......
لعنت بر این حیوان درنده
همه احساساتی همه اهل جو ، عقلا از خود میپرسن آیا تمام واقعیت این است؟ متهم مرده و مرده هم دفاعی از خود نمیتواند بکند آیا دور از ذهن است که بجوییم یک مرد 60 ساله به تنهایی چگونه از دیوار 3 متری بالا رفته؟ چگونه 4 نفر حریف یک مرد 60 ساله نشده اند؟ چه کسی نیمه شب درب منزل را برای مجرم که از گزارش مشخص است در آپارتمان بوده باز کرده؟ متهم کلید از کجا آورده که درب را قفل کرده و مانع خروج اهالی منزل شود؟ متهم چگونه ظرف حاوی بنزین را از دیوار به داخل انتقال داده؟ و....
اولا ک ارتفاع دیوار حیاط نهایتا 2متر است و جانی با بالا رفتن از ماشینش که جلوی درب حیاط پارک کرده وارد خانه شده!
دوما از افراد خانواده که همه در خواب بودند چه انتظاری برای دفاع دارید!
سوما درب راهرو بخاطر آمدن پسر خانواده که در شیفت کاری شب بوده باز بوده و متاسفانه یک قفل آویز روی درب بوده!
جانی با این خانواده رفت وآمد خانوادگی خیلی صمیمی داشته اند!
شما هم تو جوی! یه بار دیگه بخون ببین کی مرده!
محمدی جان من یک نظر تخصصی دادم از منفی هایی که مردم دادند دارم به خودم و شغلم شک می کنم که موارد مشابهی که داشته ام احتمالاً در خواب بوده که باهاشون ساعت ها صحبت کردم!
من هم صحبت شما رو میگم ولی ...
یک همدست در داخل خانواده داشته
اگر واقعیت داره خدا لعنتش کنه
خوب موافقت نکردن غرورش جریحه دار شده دیگه
خدا کنه غرور شما هیچوقت جریحه دار نشه که مردم در امان بمونن.
وااا ..... مگه هرکی غرورش جریحه دار شد باید بره 4 نفر رو بکشه؟!!
يا طرف شيشه اي بوده يا عشق پيري زده بوده به سرش . خدايا كمكمون كن تا بتونيم خودمونو در تمام زمينه ها كنترل كنيم . آمين
عشق پیری ، گر بجنبد ! سر به رسوائی زند ! ولیکن عشق پیری را برای سن 40 سالگی میگویند و نه برای 60 سالگی ! دراین سن باید رفت و نماز و روزه ها را شمرد که یک وقت بده کار نباشیم !
کوروش ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 40 سالگی یعنی پیری؟؟؟؟؟؟؟ پس من لب گورم خودم خبر ندارم؟؟؟
شهر گلستان شهرستان بهارستان
شهرکی که شما از آ« اسم برده اید 300 هزار نفر جمعیت دارد..........................
خو حالا این یعنی چی؟؟؟!!!
ببین چقدر روانی ها رو توی این مملکت زیاد کردن
مقصر کلانتری هم هست که شکایت بار اول این خانواده را جدی نگرفته!
هه! کلانتری؟! شکایت رو جدی بگیره ؟! هه هه هه هه .......
ادم چقدر میتونه خودخواه باشه, 60 ساله با شش بچه!!!!!! و به اون دختر بد بخت هم اجازه حق انتخاب ندهد وبا کینه جویی این گونه رفتار کند.
اینقدر متاثر شدم تا اخر نخوندم تا متوجه شم عمل جنایت به درک واصل شده اصلاح میکنم عذابش در قیامت چند برابر بشه
جنازه قاتل رو بدهند سگها بخورند
به نظر من سگ هم ی چنین لقمه ای رو نمیخوره..!!!
چه فایده اگر زنده زنده سگ میخوردش یه چیزی!
خدای من ! چطور چنین چیزی ممکنه! واقعا این عشقه؟
آخه بی انصاف! جوون بودی؟ خام بودی؟ آخه چرا؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.