آخرین خبرعکس: پنجره‌ای به گذشته؛ شهید لاریجانی در کنار سرلشگر محسن رضایی
17بازدید

کتابخانه‌ای که ملی نیست و برای افراد خاص است!

بزرگ‌ترین ذخایر کتب در جهان متعلق به‌ کنگره‌ آمریکاست که در آن، ۱۳۴ میلیون نسخه عنوان، ۸۰۰ کیلومتر قفسه برای ذخیره‌سازی مجموعه کتاب این کتابخانه عظیم است که نیمی از منابع این مجموعه عظیم و جهان‌شمول که به زبان‌های غیرانگلیسی است و اتفاقاً ‌منابع تاریخی بسیار برجسته فارسی نیز دارد و در مقابل کتابخانه ملی ایران...‌

به رغم تلاش‌ها‌ در دهه‌های اخیر برای بهبود وضعیت سازمان اسناد و کتابخانه ملی‌، نه تنها این تلاش‌ها نتوانسته در شأن ملت ایران باشد، بلکه حتی ظرفیت پذیرش از مردم کشورمان در بزرگ‌ترین کتابخانه ایران را فراهم نیاورده و با وجود برخورداری از پسوند ملی، آغوشش برای مردم ایران گشوده نیست و هر ایرانی لزوماً حق استفاده از تنها کتابخانه ملی کشورمان را ندارد!

به گزارش «تابناک»، بیشتر کشورهای جهان، کتابخانه‌های بزرگی دارند که پیوسته و به سرعت بر حجم عناوین منابعشان افزوده می‌شود که البته‌ کشورهای بزرگ، سابقه دیرینه‌ای در راه‌اندازی چنین مجموعه‌هایی داشته و طبیعتاً مجموعه‌ای بزرگ به نام «کتابخانه ملی» در کنار کتابخانه‌های عظیم دیگرشان ‌دارند.

کتابخانه ملی ایران نیز در ‌سال ۱۳۱۶ ‌رسماً افتتاح شد که هسته اولیه‌اش را مجموعه کتاب‌های کتابخانه مدرسه دارالفنون شامل می‌‌شد. در آن هنگام، مراکز زیادی از جمله مرکز خدمات کتابداری، سازمان اسناد ملی کشور و سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی با کتابخانه ملی ادغام شد. البته این کار تا اندازه‌ای مانع از پراکندگی نیروی انسانی و بخش‌های گوناگون کتابخانه ملی شد ولی کارهای کتابخانه با کندی و مشکلات بسیاری‌ انجام می‌‌گرفت.

کتابخانه‌ای که ملی نیست و برای افراد خاص است!
کتابخانه ملی ایران از نمایی متفاوت

کتابخانه ملی دارای حدود دو میلیون منابع کتابی و یک میلیون منابع غیرکتابی از هفتاد نوع است و از مجموع این منابع می‌توان به کتاب‌ها، پیایند‌ها، پایان‌نامه‌ها، اعلامیه، اسلاید، عکس، کارت پستال، نقشه، نسخه‌های خطی و... اشاره کرد که عدد بسیار محدودی برای کتابخانه ملی به شمار می‌رود؛ بنابراین، کافی است برای درک ضعف شدید کتابخانه ملی، این مجموعه ۷۶ ساله را با کتابخانه‌های ملی دیگر کشور مقایسه کرد.

بزرگ‌ترین ذخایر کتب در جهان متعلق به‌ کنگره‌ آمریکاست که در آن ۱۳۴ میلیون نسخه عنوان، ۸۰۰ کیلومتر قفسه جهت ذخیره‌سازی مجموعه کتاب این کتابخانه عظیم است؛ نیمی از منابع این مجموعه بزرگ و جهان شمول ‌به زبان‌های غیرانگلیسی بوده و اتفاقاً از منابع تاریخی بسیار برجسته فارسی نیز برخوردار است!

در سایت این کتابخانه می‌توان از امکانات موجود، به سند دیجیتال American Memory اشاره کرد؛ تبدیل کتابخانه کنگره به بزرگ‌ترین منابع اطلاعاتی در حوزه فرهنگ و تاریخ. در ۲۲ سالن مطالعه و وب‌سایت مجهز این کتابخانه، امکان دسترسی به بزرگ‌ترین مجموعه جهانی نسخ خطی و انبوهی از امکانات بصری و حتی مجموعه‌ای عظیم برای نابینایان وجود دارد و از این حیث، بر‌ترین منابع دیجیتالی جهان را متعلق به این مجموعه کتابخانه‌ای می‌دانند.

کتابخانه‌ای که ملی نیست و برای افراد خاص است!
کتابخانه کنگره آمریکا در مقام بزرگ ترین مجموعه کتابخانه‌ای جهان

در کنار این مجموعه، می‌توان به کتابخانه ملی فرانسه اشاره کرد که هسته اصلی‌اش را مجموعه شارل پنجم تشکیل می‌دهد و بیش از بیست میلیون کتاب در آن است. کتابخانه ملی بریتانیا که در ۱۹۷۳ راه‌اندازی شده و عمرش حتی از کتابخانه ملی ایران نیز کمتر است و نمی‌توان عظمتش را به قدمتش نسبت داد نیز تنه به تنه کتابخانه ملی فرانسه می‌زند و بخشی از پروژه TEL است؛ پروژه‌ای که به منزله ایجاد یک کتابخانه جدید مجازی است که ترکیبی از کتابخانه‌های ملی اروپایی است و هدف آن به اشتراک گذاشتن منابع و توسعه دسترسی و بهره‌برداری از میراث‌‌ چاپی اروپاست.

حال کتابخانه ملی ایران را تنها با دو میلیون نسخه کتاب با این مجموعه‌ها مقایسه کنید. در گذشته گفته می‌شد، مجموعه کتابخانه ملی واقع در خیابان سی تیر، پاسخگوی مردم ایران نیست؛ اما هنگامی که ساختمان جدید کتابخانه ملی در سال ۱۳۷۴ در منطقه عباس آباد ساخته و در سال ۱۳۸۳ افتتاح شد، این کتابخانه جنبه ملی نیافت و رشد منابعش سرعتی مناسب برای رسیدن به کتابخانه‌های جهانی نداشت و هم اکنون نیز ندارد.

هرچند کتابخانه ملی وظایف دیگری نیز همچون پاسخ‌ به درخواست‌های شابکا، فیپا و شاپا مبادله و اهدا، استاندارد‌ها دارد، در درجه نخست یک «کتابخانه» باید خدماتی «برای همه مردم کشور» در حوزه مطالعه فراهم سازد، ولی در عین حال که منابع وارده به کتابخانه ملی نیز به کندی به مخزن افزوده می‌شود و مخزن این مجموعه بسیار ضعیف است، این خدمات بدیهی استفاده از مخزن این مجموعه ملی نیز منحصر به گروهی از دانش آموختگان شده است.

کتابخانه‌ای که ملی نیست و برای افراد خاص است!
کتابخانه ملی فرانسه متشکل از یک ساختمان مرکزی و چهار برج پیرامونی به شکل کتاب

مشخصاً کمترین شرایط لازم تحصیلی برای عضویت در کتابخانه‌ ملی، اشتغال به تحصیل در مقطع کارشناسی‌ ارشد‌ ناپیوسته٬ سطح سه حوزه و نیز دکترای حرفه‌‌ای و کارشناسی‌ ارشد پیوسته از ترم نه به بالاست و البته نخبگان، مخترعان و حافظان کل قرآن کریم، قهرمانان و جانبازان نیز در این گروه قرار می‌گیرند و دیگر مردم، کوچک‌ترین حق استفاده‌ای از کتابخانه‌ای که ظاهراً بنا بر قاعده دیگر کشور‌ها، می‌بایست به همه مردم ایران خدمات‌ دهد، ندارند و این ضعف با دیجیتالی‌سازی همه منابع و قرار دادن کل مجموعه کتابخانه یا بخش اعظمش در وب‌سایت کتابخانه نیز جبران نشده و منابع محدودی از ظرفیت کتابخانه در دسترس عموم است.

این در حالی است که برای ورود به کتابخانه مجلس با ۵۰۰ هزار عنوان کتاب، حتی عضویت نیز لازم نیست و با ارائه کارت ملی، می‌توان به منابع این کتابخانه دسترسی داشت و حتی در کشوری چون فرانسه که کتابخانه ملی در دوره‌ای جزو خدمات اشرافی بود، نزدیک چهار قرن است که ورود به آن ‌آزاد است‌. این مسأله هنگامی حاد می‌شود که به واسطه‌ دوراندیشی ناکافی در طراحی مجموعه جدید کتابخانه ملی، به تازگی حداقل مدرک استفاده از شیفت شب این سازمان، کار‌شناسی ارشد تعیین شده و کمتر از این سطح از خدمات مطالعاتی این مجموعه در شب نیز محرومند.

شاید در این مقطع لازم باشد مسئولان امر بیندیشند که کتابخانه ملی کشورمان چه نسبی با ملت ایران دارد و اگر می‌خواهیم مجموعه‌ای ملی در این حوزه داشته باشیم، بهتر نیست به مجموعه‌ای عظیم‌تر با بودجه‌ای بزرگ و هم شأن با لفظ ملی بیندیشیم که پاسخگوی یک ملت هفتاد و چند میلیونی باشد؟!

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۷ ۱۱:۲۳

خدا رحم کرده این همه مشکل داره و این همه صف هر روز می بندن مشتاقان علم و دانش .!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۴ ۲۰:۵۶

فرق کشور جهان سوم و کشور های پیشرفته باید یه چیزی باشه!!
تابناک میدونم نمیذاری مثه همیشه

shafa۱۳۹۲/۱۲/۱۴ ۲۰:۲۲

افزایش کتابخانه عمومی و مخصوصا شبانه روزی و درمجموع بکار گیری نیروهای تخصصی کتابداری در سمت های تدبیری خیلی کمک خواهد نمود .

مهناز۱۳۹۲/۱۲/۱۴ ۱۵:۲۷

به نظر من که فقط کافیه یه بار به عنوان مهمان برین کتابخونه ملی، یعنی اینقدر اعصابتون خورد میشه و وقتتون تلف میشه وقتی برمیگردین تا 3 روز پادرد دارین، بسکه باید پیاده روی کنین، واسه گرفتن یه کتاب هم باید کلی بشینین تا مسئولش بره از تو مخزن بیاره یا احتمالا چاپش کنه!!! خیلی مسخرست خیلی ،من کارشناسی ارشد دارم واسه پایان نامه 2 بار به صورت مهمان رفتم اصلا توبه کردم دیگه پامو نذارم، ضمنا به نظر من اصلا ارزش نداره بخواد که بری عضو کتابخونه بشی چون هم پولت حروم شده هم وقتت هم سلامتی بدنت!!!! هنوز با کتابخونه های دنیا ، دنیایی فاصله داره، اینقدر از نظر امنیتی تو رو چک میکنن که گاهی آدم به خودشم شک میکنه!!!!

یوسف۱۳۹۲/۱۲/۱۴ ۱۱:۳۷

یک دوره لیسانس رو هم ثبت نام میکردند ولی اینقدر شلوغ شده بود که ما که فوق بودیم اصلا جا گیرمون نمیومد. همه میومدن واسه کنکور درس میخوندن و اصلا از منابع اونجا استفاده نمیکردند.

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۵ ۰۱:۱۷

چرا تصور می کنید که شما از آن دپلمی ها یا لیسانسی ها بیشتر حق استفاده از کتابخانه ملی ر دارید؟! اصلاً چیزی به عنوان تبعیض قبول دارید؟

فرهاد۱۳۹۲/۱۲/۱۴ ۱۱:۳۵

یه سر هم به مرکز اسناد کتابخانه ملی بزنید اونجا سند گرفتن فاجعه است. مابرای یه سند باید بیست روز صبر کنیم ولی از ما بهترون همون لحظه کارشون راه می افته.

علیرضا۱۳۹۲/۱۲/۱۴ ۱۱:۲۵

من دو سال مستمر میرفتم کتابخونه ملی و چیزهایی که در کتابخونه از قشر تحصیل کرده دیدم منو بیشتر مصمم کرد که از ایران مهاجرت کنم . تحصیلات باعث ایجاد شعور و درک نمیشه . نمونه اش اینکه افراد اونجا متخصص این بودند که پشت سر هم صحبت کننو غیبت .حتی به دلیل مختلط بودن سعی میکردن چهره یک نفرو جلوی بقیه خراب کنن .هر چیزی رو هم که درک نمیکردن مسخره میکردن .به نظرم عیب از ساختمون کتابخونه یا مدیریت یا تعداد کم کتابها یا گیت ورودی نیست . مشکل فرهنگی بیشتر نمود داره.

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۴ ۰۴:۵۶

این مکان ...و همگان هم مطلعند ولی صدای کسی قرار نیست در بیاید جانم!

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۲۰:۴۷

کامنت ها زیاد است. حوصله نداشتم همه را بخوانم.

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۲۰:۴۶

کتابخانه ملی به شدت دچار سیاست زدگیست ! به جای اینکه فرهنگ زده باشد !

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۲۰:۰۸

بابا دکتر برق! بابا شریف! بابا کلااااااااس !!
هرگز نخورد آب زمینی که بلند است

احمد۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۲۳:۱۳

راست میگی داداش. کتابخانه ملی را قرق کنید خانوم دکتر برقی سه فاز می خواد از دانشگاه شریف تشریف بیارند!!

معصوم۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۹:۴۸

معصومه خانم شما سه ساله که به قول خودتون از کتابخونه ملی استفاده (نمی کنید )من پنجاه ساله که استفاده نمی کنم. شما که می خواهید از موضوعی طرفداری کنید لااقل سعی کنید دقت بیشتری به خرج دهید تا به جای استفاده کردن (استفاده نکردن) و به جای عضویت (عوضیت ) بکار نبرید.

آرش۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۹:۳۳

من یکی از افرادی بودم که بیشتر وقتم رو تو کتاب خونه ملی گذروندم. شاید بیش از پنج سال رو. متاسفانه خیلی از مسائلی که میگید رو به چشم دیددم. اوایل کتابخونه یک جای آروم و ساکت بود. (در زمان خاتمی) و ورود به کتابخونه و عضویت زیاد سخت نبود و عضویت تمامی دانشجویان(حتی لیسانس) آزاد بود. هنوز کتابخونه معروف نشده بود. ولی بعد از دو سه سال همه چیز عوض شد. تعداد افراد کتابخونه به شدت رفت بالا و از همه قشری به کتابخونه می اومدن و مخصوصا زمان کنکور و یا امتحانات جای سوزن انداختن نبود و همچنین جایی برای نشستن نبود. متاسفانه بعضی ها صفحات رنگی بعضی کتابهای مرجع انگلیسی رو کندن و اون کتابها که قبلا در دسترس عموم بود رو از بین بردن و از اونجا همه چیز خراب شد. تا زمانی که سر کله افراد دردسر سازی که توی تلویزیون نشون دادن (اعدام شدن) به کتاب خونه باز شد و کم کم میز دختر و پسرها رو جدا کردن (حتی زن و شورهایی که حلقه دستشون بود) . عوضیت ها از 5 ساله تبدیل به 3 ماهه شد. و قوانین سخت تر و سخت تر. حتی دم در کتابخونه مثل ورودی گیت های هواپیمایی کیف ها رو بازدید می کردند. و این شد که که منم دیگه کم کم از کتابخونه ملی دور و دروتر شدم. چون دیگه راهم نمی دادن. این که کی این وسط درست میگه رو نمی دونم، ولی می دونم توی راهروی همون کتابخونه حدود 20 تا عکس به دیوار هست که رئیس های کتابخونه رو نشون می دن. مطمئن برای اینکه فضای کتابخونه از سیاسی به علمی تغییر پیداکنه یکی از اون سی نفر می تونه راه حلی پیدا کنه. قبول دارم برای پیدا کردن کتاب می شه به سایتهایی مثل لیب جن سر زد اما به نظر من هیچ چیز لذت خوندن کتاب توی یک محیط آروم و بی سرو صدا رو از بین نمی بره. در مورد کارکنان هم من به شخصه خیلی دوست دارم جزو کارمندای اونجا باشم. چون به منابعی دسترسی داری که هیچ وقت توی اینترنت ممکنه حتی چشمتم بهشون نیفته. ولی خوب خود اون کارکنان از کار زیاد و حقوق کم می نالند. ولی چه میشه کرد، به من دانشجو تا الان یاد دادن که اعتراضی نداشته باشم، و فقط مدیریت بحران کنم. ولی سوالی که همیشه داشتم بخش کودکان کتابخونه به چه دردی می خوره. وقتی بزرگترین کودکی که می تونه بیاد اونجا باید مدرک لیسانس داشته باشه.(جواب شاید این باشه، برای افرادی هست که برای کودکان کتاب می نویسند ولی این بخش اکثر اوقات بسته است) یا واقعا چرا دانشجویان دانشگاه های دولتی باید برای زمان فارغ التحصلی بیان از کتاب خونه امضا بگیرن وقتی حتی یکبار رنگ اونجا رو ندیدن. چون مطمئن از من دانشگاه آزادی دسترسی بیشتری به منابع داشتن.با حرفهای آقای/خانم كتابدار کاملا موافقم اما تکلیف منی که از کتاب خوندن لذت می برم ولی توی کنکور نتایج بدی می گیرم چیه؟
قبول دارم که کتابخونه محله ما هم پر از کتاب هست. ولی آیا صندلی هاش از همون نوع کتاب خانه ملی هست که بشه بدون کمر درد تا شب روش نشست. آیا به همون راحتی می شه کتابهای انگلیسی سال 2005 رو توش پیدا کرد که مربوط به موضوع مورد علاقه باشه. نمی دونم شاید من هم تعریف کتابخونه ملی رو نمی دونم . ولی تنها کتابخونه ای بود که اوایل (نه الان) از رفتن و خودن کتاب توش لذت می بردم(تو ایران). چطوری می تونم بدون اینکه برای هر جلد کتاب بالای 50 دلار(اونم آزاد چون دیگه یارانه نداره) پرداخت کنم کتاب های انگلیسی رو بخونم(حداقلش)؟ آقا من آرشیو کتاب نمی خوام تو خونم داشته باشم. می خوام کتاب رو بدون اینکه خراب کنم بخونم و بزارم سر جاش برای افراد بعد از خودم همین. نه دنبال انقلابم نه دنبال عکسهای کتابها، دوست دارم در مورد مطالب مورد علاقه ام بخونم. چند ساعتی از زندگیم بدون دقدقه و بدون سر و صدا و بدون نگرانی از اینکه الان میگن وقت کتابخونه تمومه برید بیرون.
جالبه خیلی وقتها یادم میاد برای دوستان تور تفریحی دور کتاب خونه میزاشتن. برای دانش آموزان یا ارگانهای دولتی. و اونها ما رو مثل ...نگاه می کردن. شاید این هم اشاعه فرهنگ باشه نمی دونم.
باشه بازم می گم چشم. ما هیچ ما نگاه

محسن۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۶:۲۲

سلام به همه دوستان عزیزم
اشاره من اول به خودمه بعد به همه دوستانم
مهم نیست چه مدرکی داریم مهم اینه که چه درکی داریم
اینکه این کار کتابخونه ملی برای عضویت دادن به اعضا دچار تردید شده و شرایط رو سخت تر کردرو میشه یه نظر سنجی کلی از اعضای محترم گذاشت و به نتیجه گیری رسید
سوال اینه که ریس جمهور محترم میاد و میگه مطالعات کاربردی اونوقت سازمان کتابخانه ملی میاد و مدرک گرایی میکنه (حالا امکانات ناقص کتابخونه ملی رو با فرهنگ بی فرهنگی خودمون جمع کنیم ببینیم به چه نتیجه ای میرسیم آیا حق به کتابخونه میدیم یا نه)
در اینکه این تصمیم اشتباه است هیچ شکی نیست سوال اینه که تصمیم درست چی بود؟
سوال اینجاست که آیا فقط فوق به بالاها محقق هستند؟با مدرک لیسانس نمیشود تحقیق کرد؟ با مدارک پایین تر چی؟چجور میشه ممیزی کرد؟
من خودم عضو ده ساله کتابخونه ملی هستم با دو مدرک لیسانس فنی و کارم صرفاً تحقیق و توسعه .در یک مرکز تحقیقاتی عالی هم مشغول به کار هستم...تنها می تونم توی این ده سال به جرات بگم بیشتر کسایی که می آمدند یا برای آزمون های آیلتس و آمادگی برای کنکور بود یا برای وقت گذرانی و میتینگ...البته محیط کتابخانه ملی از همون ابتدا باید تعریف و قانون و امکانات ملی (در حد نام ایران عزیز) خودشو داشته باشه که اینطور نیست و قوانین اجرا نمیشدند...
واقعیت تلخ اما حقیقتی که وجود داره کتابخانه ملی یک کشور وظایف بیشمار زیادی دارد عزیزان و متوسط فضای کم برای قشر مدرک گرای ایرانی و خدمات دوستان مسن! اما زحمت کش و نحوه عملکرد ما منجر به این تصمیم شده
در کل این تصمیم تصمیم درستی نبوده ونیست....

مرام۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۶:۱۲

در این کتابخانه گیت های الکترونیکی وجود دارد که بمنظور میزان کارکرد کلیه دوستان کارشناسی ارشد و دکتری بکار گرفته شده اند این امار روزانه و بطور دقیق گرفته می شود

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۲۰:۴۴

این گیت ها به اندازه گیت های مترو هم هوشمند نیست . و فقط کارشون باز و بسته شدنه . گیت مترو به مراتب از این هوشمند تره . چون با یه کارت دو بار نمیتونی وارد شی . اما از این گیت ها 200 بار وارد شو و اصلا خارج نشو ! دیگه چه برسه به آمارگیری روزانه و این چیزا ... فقط ظاهریه ...

آرين۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۵:۵۸

اولا كه به نظر منم هر كسي و با هر شرايطي رو نبايد راه بدن اونجا . ثانيا شرايط عضويت كتابخانه ملي نه عجيب غريب و نه سخته!! فقط بايد يه حداقلي رو داشته باشي...اگه يه روز برين داخل و جو رو ببينين ميفهمين اتفاقا بايد شرايط ورودش رو سخت تر كنن!

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۵:۴۶

کتابخانه ملی این همه فضای باز و پرت دارد نمی دونم چرا از این همه فضا استفاده نکردند و چند تا سالن بیشتر ایجاد نکردند تا بتونند عضویت بیشتری بگیرند

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۲۰:۲۷

اون فضاها اختصاصیه و برای خودشونه و معلوم نیست اون جاها چیکار می کنن . باید یه تحقیق و تفحصی صورت بگیره ! گیت های اون قسمت رو برای افراد عضو غیرفعال کردن و ورود ممنوعه !

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۵:۴۳

من کارمند کتابخانه ملی ام.همه حرفهای دوستان را خواندم. کتابخانه ملی سطح بندی برای دادن خدمات دارد .ما به برخی از پژوهشگران هم اجازه استفاده از شیفت شب را داده ایم و هم این که برای آنها اتاق اختصاصی پژوهش در نظر گرفته ایم. قبول دارم که کتابخانه ملی می تواند بهتر از این باشد بویژه صحبتهای دوستان در مورد نبود کتاب یا منابع غیر کتابی .اصلا این پذیرفته نیست که کتابی در کتابخانه ملی نباشد.اما منابع تامین کتابخانه ملی از طریق واسپاری است و و قتی ناشری نسخه های کتابخانه را نمی دهد تکلیف چیست .کتابخانه باید بخرد و کمبود منابع و.... در مورد مدیریت هم متاسفانه بدترین دوره مدیریت در دوره آقای صلاحی بود که باعث شد کتابخانه از اهداف خود دور شود. دوستان عزیز هفته گذشته علی رغم نامه نگاری های متعدد از ضعفهای رئیس قبلی تازه رئیس جدید منصوب شد. و این امر نشان می دهد که برای مسئولین هم شان کتابخانه ملی جا نیفتاده است. امیدواریم در دوره جدید نیازهای شما دوستان عزیز تامین گردد و کتابخانه در اختیار همگان قرار گیرد.

محمود۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۵:۳۲

من نویسنده هستم و برای نوشتن کتاب جدیدم نیاز به منابعی داشتک که با مراجعه ی مکرر به کتابخانه ی ملی و حتا ارایه ی نسخه هایی از مجله ای که در آن کار میکنم به من حق عضویت داده نشد ضمن اینکه به عنوان مهمان نیز یک بار و تنها یکبار در سال میتوانید از این کتابخانه ی .... استفاده کنید که جالب است در مراجعه ی من حتا از دادن کارت مهمان هم با بهانه ی تمام شدن کارت امتناع کردند. برای من هم جای تاسف و سوال بود که این... و .... فرهنگی از کجا آب میخورد. در تمام دنیا تلاش میکنند مردم را به سمت کتاب سوق دهند اما کتابخانه ی ضد ملی ما با شرایطی که گذاشته حتا از پذیرفتن افرادی مثل محمود دولت آبادی نیز معذور است....بدبختی اینکه هیچ مرجعی برای شکایت و پاسخ گویی نیز وجود ندارد

بیرونی۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۴:۵۹

خوب شد «بیل گیتز» و «استیو جابز» ایرانی نبودند، چون هیچیک نه فوق داشت نه دکترا و حق استفاده از مقالات علمی و کتاب برایشان محدود می شد.

كرم كتاب۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۴:۵۴

شايان ذكر است كه اين كتابخانه معظم نزديك صد عضو هيأت علمي دارد، مجله چاپ مي كند، كار تحقيقاتي مي كند، نمي دانم اما هدف از اين همه كار چيست؟ آيا جز اين بايد باشد كه اين كتابخانه درست كار كند؟ فكر كنم همه اساتيد آنجا براي خودشان كار مي كنند نه براي كتابخانه ملي وگرنه وضع اين نمي شد

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۵:۵۰

دوست عزيز 20 تا دونه عضو هيئت علمي تو كتابخونه هستن كه اون ها هم كارشون سياست گذاري در خصوص مسائل مربوط به كتابداري و آرشيو تو ايرانه و ربطي هم به ارائه خدمات به اعضا نداره حالا اين كارو درست انجام ميدن يا نه بحث ديگريست اما شلوغش نكنيم حرفمون بيشتر شنيده ميشه

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۵:۲۹

20 هیات علمی- اول تحقیق بعد اظهار نظر

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۴:۴۵

واقعا این کتابخانه با این نحوه خدمات دهی اصلا قابل استفاده نیست. من یکبار رفتم و به غلط کردن خودم راضی شدم با شرایط کنونی دیگر حاضر نیستم پا در آنجا بگذارم حتی کتابی را که می خوام فقط آنجا داشته باشد.

کتابدار ارشد۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۴:۳۸

دوستان گرامی

در تمامی کشورها کتابخانه ملی در درجه اول وظیفه حفظ میراث ملی را دارد .اماکتابخانه ملی ما آنقدر درگیر ارائه خدمت همچون یک کتابخانه عمومی است که از وظیفه اصلی اش که حفظ میراث مکتوب کشور است وا مانده ... وامانده ... وااا مانده
این است وضعیت ما ....

عزیزانی که از رشته های مختلف و مقاطع مختلف به دنبال محلی دنج برای مطالعه میگردند نیز لازم است از خدمات کتابخانه های دانشگاهی وعمومی استفاده نمایند .

اما دقیقا مشکل اینجاست که آن کتابخانه ها به وظایف خود عمل نمیکنند

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۷:۴۶

قسمتی از واحد درسی پاس شده!!!

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۷:۳۶

آقای ناشناس ساعت پانزده به فرض که تمام کشورها چنین نباشد. اما آیا این دلیل می‌شود که خودمان را با کشوری مثل سودان و مالدیو مقایسه کنیم؟

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۵:۰۰

تو از کجا می دانی که در "تمامی کشورهای دیگر" چه خبر است؟

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۴:۳۷

کتاب های تک نسخه ای و خطی رو اول بازنویسی کنید و بعد خطی ها رو بگذاریدشون موزه، نه اینکه به بهانه ی تک بودن، محدودیت قرار دهید روی همه ی کتاب ها.
دستون درد نکنه که تعمیرشون می کنید ولی یه نسخه هم از روشون بگیرید که استفاده بشه !

بهزاد۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۴:۱۹

اين موضوع نشانه درد مدرك گرايي عميق در كشور است.
و ازطرفي مشتي نمونه خروار است و كسي با اين اوصاف حق ندارد از ناآگاهي ها و پايين بودن مطالعه مردم بنالد.

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۴:۱۴

ارزش کتابخونه ملی از ابین میره وقتی پای هرکسی به عنوان ایرانی توش باز بشه ! منم جای مسولین بودم همین کارو میکردم

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۷:۴۷

قلیون!!!!!!!!!!

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۴:۰۸

من پنج ساله از سالن مطالعه کتابخانه ملی استفاده می کنم. قبلا که فارغ التحصیلان کارشناسی حق ثبت نام داشتن، متاسفانه به علت مختلط بودن، فضای کتابخانه محل قرار خیلی از دوستان بود. هر چیزی تو کتابخونه می شد دید به جز مطالعه. من با بعضی از کارمندهای کتابخانه و حراست که صحبت می کردم همه به این موضوع اذعان داشتن. خوشبختانه با پرهیز از اجازه ورود فارغ التحصیلان کارشناسی فضای کتابخانه خیلی بیشتر شبیه محیط پژوهشی شده و من از این بابت از مسئولین محترم ممنون هستم. شما هم اول چاله های عمیق معضلات فرهنگی مثل برخورد علمی تو فضای مختلط رو پرکنین بعدا بیاین سراغ نقد یه جای حرفه ای مثل کتابخونه ملی!

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۲۱:۴۰

شما از کجا می دونید من بی فکر هست و راجع به جایگاه فکری و فرهنگی بنده چه می دونید که به راحتی من رو به بی فکری متهم می کنید؟ اگر جوون‌ها می‌خوان قرار بذارن برن پارک. برن پارتی. برن دربند. نه اینکه به پدر و مادر بگن داریم می ریم کتابخونه درس بخونیم و ... مرکز پژوهشی مثل کتابخونه یا دانشگاه جای پرداختن به مطالبه فرهنگی‌ (و نه مطالعه فرهنگی) نیست. هز چیزی جای خودش رو داره. در ضمن کاش یاد بگیرین بدون توهین هم می شه با دیگران صحبت کرد.

سهراب۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۲۱:۳۸

یعنی فارغ التحصیلای کارشناسی خلافکارن؟ این آخه حرفه میزنی؟ خیلی دوست دارم بدونم رشته تحصیلی دانشگاهیت چیه.

محمود۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۵:۳۵

آخه این چه حرف نامربوطیه؟ چون جوان ها در کتابخانه قرار میگذارند پس درش را گل بگیریم؟ دانشگاه ها را هم که دارند گل میگیرند به همین بهانه های واهی افراد بی فکری مثل تو هستند که به خاطر یک علف هرز دستور قتل یک باغ را میدهند

حامد۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۴:۰۶

به عنوان عضوی از کتابخانه به چند نکته اشاره می کنم ...
از ابتدای حضورم در کتابخانه تا کنون تا به حال دو بار توفیق پیدا کرده ام که در سالن عمومی جا پیدا کنم که این بر می گردد به گنجایش اندک این سالن نسبت به سالن تخصصی ... مورد بعدی بارها شاهد بوده ام که بسیاری از آقایان کمد برای گذاشتن وسایلشان نیافته اند، در حالی که قسمت خانم ها کمد های خالی به وفور دیده می شده .... برویم به سمت بیرون و در محوطه ی آب نما کتابخانه که عده ای ثابت در آنجا کارشان نشستن روی صندلی ها و یا استادن به صورت دائم تا دو سه ساعت آنجاست که یقیقنا خسته از مطالعه و پژوهش شده اند که یکی از کارگردانان و بازیگران و فیلنامه نویسان مطرح هم در این زمره قرار می گیرند !! ... نسبت به محله ی حقانی و کلا رستورانهای شمال شهر غذا از کیفیت و قیمت خوبی برخوردار است ... بسیاری از کتابها که در جستجوگرهای کتابخانه یافت می شود، قابل امانت گرفتن و حتی دریافت و مطالعه در کتابخانه نیستند و گویی فقط عنوانی در این جستجوگرها زده شده... برویم سراغ قسمت منابع غیر کتابی که گاهی پیش آمده برای سفارش یک پایان نامه، کارت عضویت را مسئولین گرفته و تا یک ساعت به دنبال پایان نامه ای که در جستجوگر کتابخانه بوده می گردند و در نهایت می گویند پایان نامه وجود ندارد ... خیلی طولانی شد، اما به طور کل محیط خوبی برای پژوهشگران و دانشجویانی است که به دنبال کسب علم بیشترند نه اهداف دیگر ...

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۲۰:۰۰

عزیزم شما تو محله حقانی نیستی ! در کتابخانه دولتی ملی هستی . دقت کن ، دولتی !!!

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۳:۴۸

آیا زمان آن نرسیده که این تبعیض یا به عبارتی دیگر «آپارتاید» مدرکی و اجتماعی پایان داده شود؟

«تو برای وصل کردن آمدی / نی برای فصل کردن آمدی»

مدیریت جدید کتابخانه ملی لطفاً توجه کنند!

محمد۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۴:۴۸

فقط اونایی که میرن دانشگاه نخبه هستند ، نه اونایی که قبلا میرفتند !
فرد لیسانسه ای که خلاقیت فنی-مهندسی داره و سازه هایی رو میسازه رو با شخصی که فقط داره ارشدش رو میگیره مقایسته می کنید، خیلی نامردیه !
یعنی نخبه بودن فقط از ارشد و دکترا به وجود میاد، یعنی یه لیسانسه نمیتونه به شکل شخصی کتب فنی این رشته ها رو بخونه و پروژه هاش رو جلو ببره. خیلی کلاسیک فکر می کنید. اشتباه می کنید، همین!
حالا برای استفاده از امکانات عمومی باید ثابت کنیم، نخبه ایم! چقدر مسخره.

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۳:۴۴

بیشتر یک سالن مطالعه شده تا کتابخانه ملی !!!

البته وضع بقیه کتاب های خانه های شهر هم دست کمی ندارد میزهای اشغال شده توسط پشت کنکوری های مختلف

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۳:۱۵

اگر در کتابخانه ملی باز شود مثل نمایشگاه کتاب می آیند برای سیب زمینی سرخ کرده خوردن! همون بهتر که اهلش بیاد و سخت گیری کنند.

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۳:۳۴

یعنی الان اون هایی که میرن داخل فقط اهل مطالعه و کتاب هستن و اونائی که اجازه ندارن برن داخل اهل مطالعه نیست ؟
رابطه سیب زمینی و کتاب هم در نوع خودش مسئله خیلی مهمی !!

کتابدار۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۳:۱۳

من یه پیشنهادی دارم برای همه هموطنان عزیزم
هر وقت در سایر کتابخانه های شهر عضو شدید و تمام کتابهای آن را مطالعه نمودید و تمام شد آنوقت به کمبود امکانات کتابخانه های عمومی اعتراض کنید و خواستار عضویت در کتابخانه ملی شوید.
این جزئی از اخلاق ما ایرانیهاست که مدام غر میزنیم که امکانات کمه اما از همون امکانات کم هم استفاده نمی کنیم
تابناک لطفا فیلتر نکن.

حامد۱۳۹۲/۱۲/۱۵ ۱۳:۳۵

حرفت حرف حسابه! دمت گرم.

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۹:۵۸

منظورت اینه که نیایم کتابخونه ملی و به شما زحمت ندیم؟ باشه باشه نمیایم ! :)))

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۹:۵۷

کتابدار! جای کامنت خوندن به وظایف کتابداریت برس تا اون حقوقی که از کتابخونه ملی می گیری حلال باشه !

میلاد۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۵:۰۴

معلومه کتابدارامون کتابخون هم هستند

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۴:۴۹

کتاب تخصصی با نمونه ی عمومی تفاوت داره !

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۴:۲۴

تو کتابداری با این استدلالت؟! خدا رحم کند!

ارشد۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۳:۰۷

حالا که به لطف دولت قبل اکثر افراد به راحتی وارد تحصیلات تکمیلی شدند درصد افرادی که بتونند از کتابخانه ملی استفاده کنند هم بالا رفته. دیگه همه کارشناسی ارشد دارن! حتی اگر دانشگاه جادوغ آباد فلان روستا باشد.

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۳:۰۵

من امسال به دنبال یک کتاب بودم. شابک کتاب را به کتابدار کتابخانه ملی گفتم ، ایشان گفتند که کتاب را ندارند. ظاهراٌ هنگام گرفتن کد شابک یا بعد از آن ، اهدا یا آرشیو کتاب در کتابخانه ملی ایران اجباری نیست. به عبارت دیگر بسیاری از کتابهای چاپ شده در ایران در هیچ کتابخانه ای بصورت مرجع آرشیو نشده اند.

كتابدار۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۵:۳۷

اگر اطلاعات نداريد نظر نديد. تا كتابخانه ملي تاييد نكنه كتابي در بازار منتشر نمي شه و اين تاييد هم يك شرطش واسپاري حداقل دو نسخه از كتابه. از زمان دادن اين مجوز تا قابل امانت شدن كتاب زماني هست كه كارهاي آماده سازي روش انجام ميشه شما در اون زمان كتاب رو خواستيد كه نبوده.

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۲:۵۷

اصلا کتابخانه برای مردم ایران معنی نداره و نمیدونن یعنی چی.چون تقریبا هر وقت رفتن دم درش راشون ندادن.

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۲:۴۲

کتابی که استفاده نشه، به چه دردی می خوره ؟
لابد موزه ی کتابِ !!! برید پُزِش رو بدید.

عبدی۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۲:۳۷

ای بابا , وقتی از هر عنوان کتاب بطور متوسط 500 نسخه چاپ میشه , چه انتظاری میشه داشت

شيراز۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۲:۳۷

مركز اسناد فارس و نديدي!!!!!!!!

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۴:۲۰

اتفاقا مرکز اسناد فارس با مدیریت دکتر رنجبر خیلی هم خوبه.

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۲:۳۷

می توان از طریق شکایت به دیوان عدالت اداری جلوی ضعف وناکارامدی مدیریت ها اقدام کرد- کو مرد ش

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۴:۵۲

شمام برو از دیوان شکایت کن!
البته اول با خودشون از خودشون شکایت کن، از یه وکیل مشاوره بگیر.

بابک۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۲:۵۶

عزیزم این دیوان رو خوب اومدی ، من 1 سال هست از کار اخراج شدم ، تمام مدارک لازم رو هم داشتم - اداره کار در 2 نوبت و هر بار در هئیت تشخیص و حل اختلاف به نفع من رای داد. کارفرما رفت دیوان جلوی حکم من رو گرفت الان حدود 1 سال و 2 ماه هست هم بیکارم هم هنوز حق و حقوق ام را نگرفتم - البته گلاب به روتون من مهندس مکانیک با 14 سال سابقه پرداخت بیمه هستم.
حالا شما بازم دلت می خواد بری دیوان شکایت کنی ؟؟؟!!!

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۲:۳۶

نیاز به مکانهایی که جوانان بتوانند به راحتی حضور یابند و بتوانند به راحتی با هم گفتگو کنند بسیار محسوس است . کتابخانه ملی بیشتر به دلیل این موضوع مورداستقبال بیش از حد واقع شده است . در نظر گرفتن شرایط سخت تر فقط باعث این امر خواهد شد که واجدین شرایط به دلایل متعدد غیر کتابی به این مکانها مراجعه نمایند.به آ ن آقای دانشجوی دکترای برق هم توصیه میکنم از کتابخانه تخصصی دانشگاه خودش که امکانات بسیار خوبی هم دارد استفاده نمایدو به وظیفه حضور تمام وقت خود در دانشگاه عمل نماید

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۲۰:۳۱

خانم دکتر برقی ! :))

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۳:۰۹

من آقا نیستم.
من دقیقا برای پژوهش و استفاده از منابع به کتابخوه ملی میرم. تو خود دانشگاه اتاق دارم، مطمئنا برای مطالعه دانشگاه خیلی جای بهتریه.

بابک۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۲:۳۳

من لیسانس مکانیک هستم . چند ماه پیش رفتم برای عضویت در کتابخانه ملی . پشت شیشه نوشته بودن فقط فوق لیسانس ها و بالاتر می توانند عضو بشن. یعنی هر که لیسانس داره حق مطالعه و عضویت نداره !
شما که این همه فوق لیسانس و دکتر تولید و روانه بازار کردید و الان هم همه اونها سر بهترین کارها هستن دیگه چرا بیان کتابخونه بزارین ما لیسانس ها بریم کتاب بخونیم !!
...
با سرمایه کتابخونه ملی یک کارخونه میزدن 50 نفر توش کار میکردن وضع بهتر بود

حامد۱۳۹۲/۱۲/۱۵ ۱۳:۳۱

"حق مطالعه نداره"؟؟ حتما باید توی کتابخونه ملی باشی تا بتونی مطالعه کنی؟ حتما همینجا باید کتاب بخونی؟

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۴:۵۶

اونایی که منفی دادند یعنی فکر می کنند ارشد داشتن یعنی دانشمند بودن !
هه، باشه.

كتابدار۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۲:۲۳

من به عنوان يك كتابدار نظر مي دهم كه كتابخانه ملي يك كتابخانه عمومي نيست كه براي همه باشد. كودك و پير و جوان و ... كتابخانه ها انواع و اقسام دارند و هر كتابخانه اي براي برآوردن نيازهاي قشر خاصي برنامه ريزي شده اند ما از كتابخانه كودك داريم تا كتابخانه اي آموزشي و دانشگاهي و مساجد و نيز يك نوعش كتابخانه ملي . كتابخانه اي كه مدنظر شماست كتابخانه عمومي است كه وظيفه اش ارائه خدمات به همگان است بدون در نظر گرفتن سن و تحصيلات كه در هر محله يكي حداقل داريم.
كتابخانه ملي چوب كم كاري كتابخانه هاي ديگر را ميخورد . كتابخانه هاي ملي حافظه مكتوب ملتها هستند نه سالن مطالعه . كتابخانه ملي ايران با استانداردهاي جهاني براي حداقل پانصد سال نگهداري منابع درست شده ولي با اين حجم مراجعه كننده نا پژوهشگر حتي منابع پنج ماه هم دوام نمي آورند.
طبق بررسي هاي علمي به عمل آمده فقط يك درصد مراجعه كنندگان و اعضاي كتابخانه ملي پژوهشگر هستند و بقيه براي سپري كردن اوقات فراغت و دوستيابي و دوست بيني و استفاده از وايرلس كتابخانه مراجعه مي كنند و نهايت نهايت بچه مثبتها و علم دوستها كساني هستند كه براي كپي كردن پايان نامه ها به كتابخانه مي آيند. آيا اين درست است؟؟؟؟
بياييد دقيق تر نگاه كنيم و وظايف سازمان و يا ارگان يا شخصي را به دوش كس ديگري نياندازيم. كتابخانه هاي ملي كتابخانه مادر هر كشور هستند كه به كتابخانه هاي ديگر كشور خط مشي مي دهند در حالي كه كتابخانه ملي ما در حد يك كتابخانه روستايي يا كتابخانه مدرسه تنزل پيدا كرده و از وظايف خود دور افتاده است.
تمام آن چيزي كه شما مي خواهيد تاسيس و تجهيز كتابخانه ها عمومي و دانشگاهي و ... است كه در تمام نقاط و مناطق و دوردست ترين نقاط هم وجود دارد. كتابخانه ملي هر كشور كه فقط يكي است چطور مي تواند ميزبان هفتاد و چند ميليون هموطن متقاضي باشد با نيازها و علايق متفاوت؟؟؟؟؟؟؟؟

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۹:۴۹

کتابدار گرامی شما که صبح تا شب در کتابخانه ملی سرگرم فیلم دیدن با کامپیوتر و اخبار سایت های مختلف رو چک کردن هستی !
اینترنت وایرلستون هم خیلی درست حسابی و پرسرعته که مردم برای استفادش سرو دست بشکونن؟؟؟؟؟ و در آخر هم ناپژوهشگر خودتی !

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۹:۴۵

با اینکه مرجع آن ادعا را نگفته اید و واقعیت آن بسیار مورد شک است، بر فرض اینکه فقط یک درصد مراجع کنندگان پژوهشگرند، خود آن اثبات می کند که این... تبعیضی و طبقه بندی اجتماعی کاربران بیهوده بوده و غیر از توهین به مردم و رانده شدن کتابدوستان و محققان بدون مدرک هیچ دستاوردی نداشته است.

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۳:۰۶

کاملا موافقم، منم دارم میزنم تو سرم اینا رو میگم. :D

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۲:۲۲

متاسفانه خیلی از مردم ما فرهنگ و جنبه استفاده از چنین مکانی را ندارند و چنانچه عمومیت پیدا کند باعث به وجود آمدن مشکلات عدیده در نگهداری از مکان و تجهیزات کتابخانه و حتی خود کتب و منابع و مراجع خواهد شد. همچنین باعث به وجود آمدن مشکل در حفظ نظم محل، سکوت و حتی ایجاد مزاحمت برای مراجعین خانم خواهد شد.
به نظر شما مردمی که حتی در نمایشگاههای تخصصی بین المللی نیز با زیر انداز و فلاسک چای جهت استفاده از فضای سبز نمایشگاه ظاهر می شوند، در صورت عمومیت چنین مکانی چه خواهند کرد؟!
شما که این کتابخانه را با کتابخانه های آمریکا، فرانسه و... مقایسه می کنید، چگونه سطح فرهنگ اجتماعی مردم ایران را در برخورد با اموال عمومی و رعایت بسیاری از هنجارهای اجتماعی با این کشورها مقایسه نمی کنید؟!
این قیاس در جایی درست خواهد بود که زمینه های فرهنگی نیز جهت پذیرش و استفاده از چنین اماکنی مهیا باشد.
در حال حاضر حتی قشر دارای تحصیلات و سطح بالای علمی نیز به طور کامل فرهنگ استفاده از چنین مکانی را ندارند و فقط درصد آن در مقایسه با عام بسیار کمتر می باشد.

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۲۳:۰۸

آقایی که میگی جنبه داری راهت نمیدن، شما با همین لحنت نشون میدی که از همون ملت بی جنبه هستی و حقته که راهت ندن!

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۹:۴۶

تو جنبه اش را نداری استفاده نکن. من دارم ولی راهم نمی دهند!

محمد.ص۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۵:۰۳

فرهنگ یه کار جمعیِ، من عمل کنم دوست من هم باید عمل کنه و همینطور بره بالا . حتی با تذکر دادن.
کار شخصی که نیست، که بگیم فقط من عمل کنم کاری به بقیه نداشته باشم. همت همگانی می خواد، تذکر دادن و شنیدن رو باید از کودکی فرا گرفت، حتی دوران مدرسه و از هم کلاسی ها. جزء مهارت های اجتماعی هست.

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۳:۰۴

آفرین. دمت گرم.

همکارRFT۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۲:۲۰

پارسال رفتم تهران برای مطالعه وتهیه مدارکی درباره دوران سلطنت پهلوی برای تهیه یک فیلم مستند. بسیاری از روزنامه های قدیمی یا در کتابخانه ملی اصلاً وجود نداشت یا بعضی از صفحات آن را پاره کرده بودند. از روزنامه های حزب توده در وقایع آذربایجان و قبل از کودتای 28 مرداد گرفته تا گزارشهای جشن تخت جمشید یا حتی ازدواج شاه با فرح. کتابخانه مجلس بهتر بود

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۲:۱۹

تابی جون مواظب باش از فردا می خوای بری اونجا خودتو معرفی نکنی بهشون . چون از دستت شاکین پا تو کفششون می کنی .. :)))

الهام۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۲:۱۶

راههاي زيادي براي فراري دادن افراد از مطالعه وجود داره. اينم يكيش!
مردم كم سواد كمتر اعتراض مي‌كنند!!!

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۳:۰۲

كتابخانه ها و مكانهاي زيادي براي مطالعه موجود است كه در كوچه خود شما دو تا اول و آخر كوچه تون هست.حتما بايد بهونه كتابخانه ملي داشته باشي تا مطالعه كني؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۲:۰۹

تازه توشو اگر ببينيد عقتان مي گيره! كتاب‌هاي تازه ورودي را كسي نيست فهرست نويسي كند و در اين ساختمان اتاق‌هايي را مي‌بينيد كه كتابها به شكل فله‌اي روي هم كپه شده و عين مصالح ساختماني درهم برهمه!

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۷:۴۷

ناشناس 15:08 ،اتفاقا تنها راه یافتن و سفارش کتاب در کتابخونه ملی از طریق کامپیوتره و هیچ راه دیگه ای وجود نداره، از سایت کتابخونه تو اینترنت هم میتونید کتابا رو جستجو کنید ببینید تو کتابخونه موجوده یا نه،
قضیه اینه که کتابای زیادی تو متابخونه وجود دارن ولی وقتی میخوای بگیریشون میگه فهرست نویسی نشدن(در حالیکه کتاب مال چند سال پیشه)

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۵:۰۸

وقتی میبینم کتابخونه ای فهرست نداره و اگه داره هنوز به شکل قدیمیه، اعصابم خرد میشه.
بابا کامپوتر اختراع شده، چرا نتونیم کتاب رو از پایگاه داده ی کتابخونه پیدا کنیم، حالا میگیم اینترنتی هم نمی خوایم ولی ... .

كتابدار۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۲:۲۸

اين به دليل حجم بالاي مراجعه كنندگان ناپژوهشگر است

امین۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۲:۰۹

آقایی که فرمودید یه جای ساکت پیدا شده گند نزنید توش و اول فرهنگ سازی کنید! شما بگو چطور میشه فرهنگ رو ایجاد کرد؟ غیر از اینه که اونقدر زیاد کنن این اماکن رو و اونقدر اجازه دسترسی بدن تا فرهنگ ایجاد بشه؟ شما فکر الان خودت رو میکنی ولی باید دور تر رو هم دید. شما یادت نمیاد قبلا کتابخونه ملی چقدر خوب بود حتی قبل از اومدن به منطقه عباس آباد ولی چون آینده نگری نبود الان وضعیت اینه که میبینی.

امین۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۴:۰۱

میدونید مشکل اینجاس که ما فکر میکنیم که مطالعه یعنی بشینی و خودت رو داغون کنی که چی میخای مطالعه کنی. یعنی اگه قرارباشه یکی هم مطالعه کنه هم خوشحال باشه در یه محیط آروم، یعنی دیگه جنایت کرده! میخام بگم که اگه هم کسی میخاد تو یه فضایی هم مطالعه کنه هم بتونه با دوستاش دور هم باشن هیچ اشکالی که نداره هیچ بسیار هم خوبه، ولی ما عادت کردیم که تو هر کاری اگه یه ذره خوشحالی هم توش باشه میگیم اینجا جای این کارا نیست. این موضوع دقیقا همون موضوعی هست که جوونا رو از مطالعه دور کرده. من فکر میکنم اگه امکاناتی رو که موجود هست به صورت باز و با وسعت نظر در اختیار عموم قرار بدیم بعد از یه مدتی تمام این مسایل حل میشه. کمی صبر و وسعت نظر لازمه

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۳:۰۱

ناشناس 12:22 حرف دل منو زدی. می خواستم بنویسم دیدم قبلا زحمتش رو کشیدی

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۲:۵۷

من همون هستم، ولی آقا نیستم!
فرهنگ مناسب رو اینطوری میشه ایجاد کرد که اول همون جاهایی که همه هستن بهشون یاد بدیم که کتابخونه برای پژوهش و مطالعه اسا نه برای دور هم بودن. بعد کم کم اینو گسترش بدیم. نه اینکه بگیم چونکه توی کتابخونه های کوچیک هم حتی این فرهنگ رعایت نمیشه، ما بیام اینو به همه کتابخونه عمومیت بدیم که فرهنگ سازی بشه! از جای کوچیک (سالن مطالعه یک دانشکده) شروع کنیم و به یه جای بزرگ (کتابخونه ملی) برسونیمش.

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۲:۲۲

این همه کتابخانه در سطح شهرها هست. حالا حتما همه باید برن کتابخانه ملی؟ حالا اینجا اجازه ندارن برن بقیه جاها چی؟ مردم صف بستن؟

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۲:۰۵

اسم این کتابخونه به ظاهر ملیه . اما به اندازه کتابخونه های دانشگاه های کشورهای دیگه هم نیست . شما داخلش تشریف ببرین میبینین که بیشتر محیط و سالن هاش برای کارمندا و کادر اداری هست که افراد عضو حق ورود به اونجاها رو ندارن ببینن لا اقل اونجا داره چی میگذرره ! در و فقط چند تا سالن محدود مربوط به مراجعه کنندگان ...
دور همی نشستن یه لقمه نونی در میارن ساکت و بی دغدغه ... چیکار به مراجعه کنندگان و کتاب و کتابخوانی دارن ؟ و صد البته ... که ...

ناشناس۱۳۹۲/۱۲/۱۳ ۱۲:۰۱

اول بودجه دوم جدایی کتابخانه ملی از سازمان اسناد ملی

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.