سیدمحمود علیزاده طباطبایی در گفتوگو با «تابناک»؛
۹۵ درصد مردم بدون وکیل به دادگاه میروند
این سه تن تصمیم میگیرند و تصمیم آنها در تجدیدنظر و دیوان عدلت اداری قابل اعتراض است. شما حق ندارید دفتر کسی را پلمب کنید. گفت آقا صدای این را درنیاور! مردم این را بفهمند ما کاری نمیتوانیم بکنیم. قانون مسئولیت مدنی وجود دارد که میگوید اگر ماشین شما در چاله بیفتد و در خیابان آسیب ببیند، میتوانید دادخواست دهید و شهرداری مسئول است و باید خسارت دهد. تاکنون چند تن این کار را کردهاند؟

دکتر سیدمحمود علیزاده طباطبایی تا به حال وکیل پروندههای مشهور سیاسی بسیاری بوده است. وی گله فراوانی از محافظهکاری هیأت مدیره کانون وکلا دارد و بر این باور است که باید هزینه داد تا جایگاه واقعی وکلا مشخص شود.
به گزارش «تابناک»، او با انتقاد از رویههای موجود و در نظر نگرفتن شأنیت وکلا میگوید خارج کردن کانون وکلا از این همه محافظهکاری و قدرتمند کردن این نهاد غیردولتی یک وظیفه است. در ادامه متن خلاصه مصاحبه با وی را بخوانید.
* به نظر شما تا کنون از ظرفیت وکلا و کانون وکلا برای احقاق حقوق در کشور استفاده شده است؟
ــ در کانون وکلا تقریبا همه قضات بازنشسته پروانه وکالت میگیرند. اکنون بیش از ۵۰۰ قاضی بازنشسته از دیوان عالی کشور و وکیل دادگستری هستند که همه بیش از ۴۰ سال تجربه قضایی داشتند. غیر از اینها هزاران قاضی هستند که با تجربه قضایی متفاوت آمدند و پروانه وکالت گرفتند، که همه این تجربهها فراموش شده و این افراد باید تجربیات خود را در پروندههای شخصی خود به کار گیرند و مملکت از این همه تجربه محروم شده است.
تمام اساتید حقوق دانشگاهها، وکیل دادگستری هستند. در این وضعیت که بالاترین تعداد حقوقدان در کانون وکلا وجود دارد و اصلا قابل مقایسه با هیچ کجا حتی خود قوه قضاییه نیست؛ این ظرفیت بلااستفاده مانده است؛ نه قوه مقننه از این ظرفیت استفاده میکند، نه قوه مجریه و نه قوه قضاییه.
*چرا از این ظرفیت استفاده نمیکنند؟
ــ برای اینکه ساز و کار استفاده از آنها نبوده و از ظرفیت جامعه حقوقی استفاده نشده است. به نهادهای منتخب مثل شوراها و مجلس نگاه میکنیم، تعداد ورزشکارها، پزشکان، مهندسان، صنعتگران، بازاریان و معلمها اصلا قابل مقایسه با تعداد حقوقدانان در این مجامع نیست. چون متأسفانه در فرهنگ ما مردم با حقوقدانان آشنا نیستند.
من مثالی در جمعی آوردم و گفتم در اولین انتخاباتی که در کشور بعد از همهپرسی قانون اساسی برگزار شد و انتخاب اعضای مجلس و بررسی نهایی قانون اساسی بود، پیش نویس این قانون اساسی را آقای دکتر کاتوزیان و عده دیگری نوشته بودند. آقای دکتر کاتوزیان هم در این انتخابات کاندیدا بود، ولی مردم به لیستی رأی دادند که حزب جمهوری ارایه کرد.
نفر اول لیست یعنی مرحوم آیت الله طالقانی، دو میلیون و ۵۰۰هزار و نفر آخر لیست که نماینده کارگران بود، یک میلیون و سیصد رأی آورد و آقای دکتر کاتوزیان که خود تنظیم کننده این قانون اساسی بود، ۱۲۰هزار رأی آورد؛ این نشان میدهد مردم حقوقدانان را نمیشناسند.
*چرا خود وکلا تلاش نمیکنند در موضوعات گوناگون دخالت کنند؟
ــ از اول انقلاب تا کنون همیشه در فیلمها به وکلا توهین میکنند و این هیأت مدیره است که باید شجاعانه در برابر این توهینها میایستاد. این به معنای مقابله نیست، فرهنگ وکالت باید در مملکت ایجاد شود.
من یک آمار به شما میدهم؛ بنا بر آماری که قوه قضاییه ارایه کرده، سالیانه ۱۴ میلیون پرونده در دادگستری و ۳میلیون در تعزیرات و ۳میلیون در شوراهای حل اختلاف رسیدگی میشود؛ یعنی۲۰ میلیون پرونده و هر پرونده اگر دو مراجعهکننده داشته باشد، ۴۰ میلیون تن به دادگستری مراجعه کردند و این در یک سال حداقل است. شاید بگویم ۹۵ درصد آنها بدون وکیل میآیند و از ظرفیت جامعه حقوقی ما بیاطلاع بودند یا حداقل اعتماد نداشتند و ما این اعتماد را باید ایجاد کنیم.
*چرا این اعتماد شکل نرفته است؟
ــ یکی از مشکلات مردم که منجر به این میشود که سالانه دهها هزار شکایت از دستگاههای دولتی به دیوان عدالت میشود، این است که مردم و مسئولان دولتی با حقوق خود آشنا نیستند؛ بنابراین، باید ساز و کاری ایجاد شود تا دولت دستگاهها را ملزم کند که فقط به وکیل دادگستری جواب دهند. مثل همه جای دنیا که وقتی فردی با یک اداره کاری دارد، خودش نمیرود و وکیل او مراجعه میکند.
* در پروندههای بزرگ و ملی چه سیاسی و چه امنیتی یا اقتصادی بسیار کم و شاید به ندرت دیده شده در یک پرونده وکیل برنده شود. برای همین است که مردم ترجیح میدهند از آن هزینه بگذرند و خودشان ورود کنند تا اگر شکست هم خوردند، هزینه مادی ندهند. درست نیست؟
ــ نه این درست نیست. اولا مبنای ما قانون است. قانون میگوید باید آرای دادگاهها مستدل و مستند باشد و دلیل و استناد قانونی داشته باشد. وکیل میتواند استدلال کند و قانون را ارایه دهد، در عمل هم من خودم تجربه داشتم و دستکم ده، دوازده نفر را در همین سالهای اخیر از اعدام نجات دادم. درست است انتظار من این بوده، بتوانم موکلم را تبرئه کنم، اما همین که حکم اعدام صادر شده را تبدیل به حبس ابد یا ده سال حبس و حتی کمتر کردهام، این تأثیرگذار است.
*آقای علیزاده آیا وکلای ما ترسو هستند؟
ــ وکلا را ترساندند، ولی وکلای شجاع هم زیاد هستند. به استناد قانون، رئیس کانون وکلای مرکز هم ردیف دادستان کل کشور است و بنا بر قانون وکلا از مصونیت و حیثیت و حرمت شغل قضا برخوردارند، ولی اکنون وقتی رئیس کانون وکلای ما میخواهد وارد ساختمان دادگستری بشود، از آبدارچی دادگستری بازرسی نمیکنند، ولی رئیس کانون وکلا را بازدید بدنی میکنند تا وارد شود. چرا باید اینقدر جامعه وکلا ذلیل شده باشد که رئیس شعبه دیوان عالی کشور وقتی زمانی با ماشین وارد ساختمان دادگستری میشده است و همه هم برای او بلند میشدند، امروز که بازنشسته شده و باید حرمت او بیش از پیش نگه داشته شود، پیرمرد ۷۰-۸۰ ساله به هنگام ورود به ساختمان دادگستری بازرسی بدنی شود.
* رابطه کانون وکلای کشور با کانون وکلای کشورهای اسلامی چیست؟
ــ کانون وکلای کشور با کانون وکلای کشورهای اسلامی هیچ ارتباطی ندارد. ما میتوانیم این ارتباط را احیا کنیم و این فرهنگ دستکم در خود کشورهای اسلامی ایجاد شود. وکلای خودمان بدانند در پاکستان وکیل چه قدرتی دارد، در مصر، افغانستان و هند چه قدرتی دارد. نمیدانم باید خودمان را با کجا مقایسه کنیم که وکیل در این حد از ذلت و خواری باشد.
* چه میزان رسانهها اعم از مطبوعات و صدا و سیما میتوانند به فهم حقوقی مردم کمک کنند؟
ــ در اینجا تجربهای از خود میگویم. زمانی من عضو شورای شهر تهران و رئیس کمیسیون برنامه و بودجه و امور حقوقی بودم. یک وکیل دادگستری نزد من آمد و گفت: شهرداری دفتر من را پلمب کرده است. گفتم: شما مگر دفاع نکردید و مگر نرفتید کمیسیون ماده ۱۰۰؟ گفت نه! خود شهرداری آمده و پلمپ کرده است. گفتم: شما بروید پلمب را بشکنید. گفت: بروم و بشکنم؟ گفتم: بله! شهرداری حق ندارد دفتر کسی را پلمب کند؛ یعنی این وکیل دادگستری خودش این موضوع را نمیدانست. من مدیر ذیربط شهرداری را پیدا کردم و پرسیدم: دفتر فلانی را پلمپ کردید؟ گفت: بله! گفتم: مبنای قانونی بیاورید. گفت: ما به او تذکر دادیم که در آن محل دفتر نزند. گفتم: مبنای قانونی شما این نیست.
گفت: ما تاکنون این گونه عمل کردهایم و من پاسخ دادم: شما نمیتوانید. اگر کسی تخلف کرد میتوانید بروید کمیسیون ماده ۱۰۰ شهرداری و از او شکایت کنید. کمیسیون ماده ۱۰۰ متشکل از نماینده شورای شهر، نماینده دادگستری و نماینده وزیر کشور است و شهرداری هم در آن کمیسیون نماینده ندارد. این سه تصمیم میگیرند و تصمیم آنها در تجدید نظر و در دیوان عدلت اداری قابل اعتراض است. شما حق ندارید دفتر کسی را پلمب کنید. گفت: آقا صدای این را درنیاور! مردم این را بفهمند ما کاری نمیتوانیم بکنیم.
در قانون مسئولیت مدنی وجود دارد که میگوید اگر ماشین شما در چاله بیفتد و در خیابان آسیب ببیند، میتوانید دادخواست دهید و شهرداری مسئول است و باید خسارت دهد. تا کنون چند تن این کار را کردهاند؟
*اینقدر پروسه دادرسی طولانی میشود که شخص وقت نمیگذارد...!
ــ به نکتهای درباره رابطه مردم با حقوقدانان اشاره کنم. ۹۹درصد درگیری مردم با خودشان است. این نیاز به فرهنگسازی دارد. نمونه دیگر را میگویم؛ اصل وکالت بر وکیل دادگستری است و اصل بر این است که تنها وکیل دادگستری میتواند، وکیل شود و مراجعه و از حقوق مردم دفاع کند، ولی اینقدر این فرهنگ و قانون کنار گذاشته شده که امروز اگر وکیل دادگستری به ادارات دولتی، به دارایی، ثبت، شهرداری و به بانک برود و قائم مقام موکلش باشد و بخواهد کاری کند، این را نمیپذیرند و میگویند یک وکالت رسمی بیاور.
اگر وکیل بخواهد از حساب بانکی موکل پول بردارد، باید در دفتر اسناد رسمی یک وکالت نامه بنویسد و میتواند از حساب موکل خود پول بردارد، اما یک وکیل دادگستری در واقع اگر برای این مراجعه کند، نمیتواند؛ یعنی آن بانک و محل ثبت، شهرداری و دارایی به قانون آشنا نیستند. این فرهنگ را باید ایجاد کرد و امیدوارم بتوانیم. البته قطعا به یک دوره دو ساله هیأت مدیره این فرهنگ ایجاد نمیشود، ولی میتواند شروع شود. اگر یک تعامل سازنده بین کانون وکلا و صدا و سیما برای آموزش حقوق شهروندی به مردم و آشنایی مردم با حقوق ایجاد شود، این قطعا میتواند کارساز باشد.
*صدا و سیما وکیل داشتن را مسخره میکند…
ــ بله مسخره میکند، اما خود صدا و سیما در همه دعاوی وکیل دارد، چون ضابطه حاکم نیست یک تهیه کننده در فکر و ذهن خود یک برداشتی دارد و شاید کینهای از یک وکیل به دل گرفته باشد. میرود یک فیلم میسازد و مسئولین صدا و سیما هم چون واقعا شناخت ندارند نگاه میکنند و میگویند این فیلم خوب است و مردم را سرگرم میکند. آنها نمیدانند با این فیلم قانونگریزی ایجاد میشود و فرهنگ مقابله با وکیل یعنی مقابله با قانون. اگر مردم با حقوق خود آشنا باشند به ویژه جامعه که اکنون ده میلیون فارغالتحصیل دانشگاهی دارد، اگر اینها با حقوق خود آشنا باشند، قطعا هم مراجعه به دادگستری کمتر و مشکلات کمتر میشود.
بسیاری مراجعه میکنند و میگویند قراردادی نوشتند و مشکلی پیش آمده است. به آنها میگوییم اگر قبل تنظیم قرارداد به وکیل مراجعه کرده بودید، این مشکل پیش نمیآمد. خیلی جالب است، مردم میروند در بنگاه و مبایعه نامه مینویسند، مبایعه نامه باید در حضور وکیل دادگستری نوشته شود و در دنیا این فرهنگ است. یک نمونه که قبلا هم گفتم مالیات است که در مملکت ما فرهنگ نشده زیرا اسم آن باج بوده است.
به گزارش «تابناک»، او با انتقاد از رویههای موجود و در نظر نگرفتن شأنیت وکلا میگوید خارج کردن کانون وکلا از این همه محافظهکاری و قدرتمند کردن این نهاد غیردولتی یک وظیفه است. در ادامه متن خلاصه مصاحبه با وی را بخوانید.
* به نظر شما تا کنون از ظرفیت وکلا و کانون وکلا برای احقاق حقوق در کشور استفاده شده است؟
ــ در کانون وکلا تقریبا همه قضات بازنشسته پروانه وکالت میگیرند. اکنون بیش از ۵۰۰ قاضی بازنشسته از دیوان عالی کشور و وکیل دادگستری هستند که همه بیش از ۴۰ سال تجربه قضایی داشتند. غیر از اینها هزاران قاضی هستند که با تجربه قضایی متفاوت آمدند و پروانه وکالت گرفتند، که همه این تجربهها فراموش شده و این افراد باید تجربیات خود را در پروندههای شخصی خود به کار گیرند و مملکت از این همه تجربه محروم شده است.
تمام اساتید حقوق دانشگاهها، وکیل دادگستری هستند. در این وضعیت که بالاترین تعداد حقوقدان در کانون وکلا وجود دارد و اصلا قابل مقایسه با هیچ کجا حتی خود قوه قضاییه نیست؛ این ظرفیت بلااستفاده مانده است؛ نه قوه مقننه از این ظرفیت استفاده میکند، نه قوه مجریه و نه قوه قضاییه.
*چرا از این ظرفیت استفاده نمیکنند؟
ــ برای اینکه ساز و کار استفاده از آنها نبوده و از ظرفیت جامعه حقوقی استفاده نشده است. به نهادهای منتخب مثل شوراها و مجلس نگاه میکنیم، تعداد ورزشکارها، پزشکان، مهندسان، صنعتگران، بازاریان و معلمها اصلا قابل مقایسه با تعداد حقوقدانان در این مجامع نیست. چون متأسفانه در فرهنگ ما مردم با حقوقدانان آشنا نیستند.
من مثالی در جمعی آوردم و گفتم در اولین انتخاباتی که در کشور بعد از همهپرسی قانون اساسی برگزار شد و انتخاب اعضای مجلس و بررسی نهایی قانون اساسی بود، پیش نویس این قانون اساسی را آقای دکتر کاتوزیان و عده دیگری نوشته بودند. آقای دکتر کاتوزیان هم در این انتخابات کاندیدا بود، ولی مردم به لیستی رأی دادند که حزب جمهوری ارایه کرد.
نفر اول لیست یعنی مرحوم آیت الله طالقانی، دو میلیون و ۵۰۰هزار و نفر آخر لیست که نماینده کارگران بود، یک میلیون و سیصد رأی آورد و آقای دکتر کاتوزیان که خود تنظیم کننده این قانون اساسی بود، ۱۲۰هزار رأی آورد؛ این نشان میدهد مردم حقوقدانان را نمیشناسند.
*چرا خود وکلا تلاش نمیکنند در موضوعات گوناگون دخالت کنند؟
ــ از اول انقلاب تا کنون همیشه در فیلمها به وکلا توهین میکنند و این هیأت مدیره است که باید شجاعانه در برابر این توهینها میایستاد. این به معنای مقابله نیست، فرهنگ وکالت باید در مملکت ایجاد شود.
من یک آمار به شما میدهم؛ بنا بر آماری که قوه قضاییه ارایه کرده، سالیانه ۱۴ میلیون پرونده در دادگستری و ۳میلیون در تعزیرات و ۳میلیون در شوراهای حل اختلاف رسیدگی میشود؛ یعنی۲۰ میلیون پرونده و هر پرونده اگر دو مراجعهکننده داشته باشد، ۴۰ میلیون تن به دادگستری مراجعه کردند و این در یک سال حداقل است. شاید بگویم ۹۵ درصد آنها بدون وکیل میآیند و از ظرفیت جامعه حقوقی ما بیاطلاع بودند یا حداقل اعتماد نداشتند و ما این اعتماد را باید ایجاد کنیم.
*چرا این اعتماد شکل نرفته است؟
ــ یکی از مشکلات مردم که منجر به این میشود که سالانه دهها هزار شکایت از دستگاههای دولتی به دیوان عدالت میشود، این است که مردم و مسئولان دولتی با حقوق خود آشنا نیستند؛ بنابراین، باید ساز و کاری ایجاد شود تا دولت دستگاهها را ملزم کند که فقط به وکیل دادگستری جواب دهند. مثل همه جای دنیا که وقتی فردی با یک اداره کاری دارد، خودش نمیرود و وکیل او مراجعه میکند.
* در پروندههای بزرگ و ملی چه سیاسی و چه امنیتی یا اقتصادی بسیار کم و شاید به ندرت دیده شده در یک پرونده وکیل برنده شود. برای همین است که مردم ترجیح میدهند از آن هزینه بگذرند و خودشان ورود کنند تا اگر شکست هم خوردند، هزینه مادی ندهند. درست نیست؟
ــ نه این درست نیست. اولا مبنای ما قانون است. قانون میگوید باید آرای دادگاهها مستدل و مستند باشد و دلیل و استناد قانونی داشته باشد. وکیل میتواند استدلال کند و قانون را ارایه دهد، در عمل هم من خودم تجربه داشتم و دستکم ده، دوازده نفر را در همین سالهای اخیر از اعدام نجات دادم. درست است انتظار من این بوده، بتوانم موکلم را تبرئه کنم، اما همین که حکم اعدام صادر شده را تبدیل به حبس ابد یا ده سال حبس و حتی کمتر کردهام، این تأثیرگذار است.
*آقای علیزاده آیا وکلای ما ترسو هستند؟
ــ وکلا را ترساندند، ولی وکلای شجاع هم زیاد هستند. به استناد قانون، رئیس کانون وکلای مرکز هم ردیف دادستان کل کشور است و بنا بر قانون وکلا از مصونیت و حیثیت و حرمت شغل قضا برخوردارند، ولی اکنون وقتی رئیس کانون وکلای ما میخواهد وارد ساختمان دادگستری بشود، از آبدارچی دادگستری بازرسی نمیکنند، ولی رئیس کانون وکلا را بازدید بدنی میکنند تا وارد شود. چرا باید اینقدر جامعه وکلا ذلیل شده باشد که رئیس شعبه دیوان عالی کشور وقتی زمانی با ماشین وارد ساختمان دادگستری میشده است و همه هم برای او بلند میشدند، امروز که بازنشسته شده و باید حرمت او بیش از پیش نگه داشته شود، پیرمرد ۷۰-۸۰ ساله به هنگام ورود به ساختمان دادگستری بازرسی بدنی شود.
* رابطه کانون وکلای کشور با کانون وکلای کشورهای اسلامی چیست؟
ــ کانون وکلای کشور با کانون وکلای کشورهای اسلامی هیچ ارتباطی ندارد. ما میتوانیم این ارتباط را احیا کنیم و این فرهنگ دستکم در خود کشورهای اسلامی ایجاد شود. وکلای خودمان بدانند در پاکستان وکیل چه قدرتی دارد، در مصر، افغانستان و هند چه قدرتی دارد. نمیدانم باید خودمان را با کجا مقایسه کنیم که وکیل در این حد از ذلت و خواری باشد.
* چه میزان رسانهها اعم از مطبوعات و صدا و سیما میتوانند به فهم حقوقی مردم کمک کنند؟
ــ در اینجا تجربهای از خود میگویم. زمانی من عضو شورای شهر تهران و رئیس کمیسیون برنامه و بودجه و امور حقوقی بودم. یک وکیل دادگستری نزد من آمد و گفت: شهرداری دفتر من را پلمب کرده است. گفتم: شما مگر دفاع نکردید و مگر نرفتید کمیسیون ماده ۱۰۰؟ گفت نه! خود شهرداری آمده و پلمپ کرده است. گفتم: شما بروید پلمب را بشکنید. گفت: بروم و بشکنم؟ گفتم: بله! شهرداری حق ندارد دفتر کسی را پلمب کند؛ یعنی این وکیل دادگستری خودش این موضوع را نمیدانست. من مدیر ذیربط شهرداری را پیدا کردم و پرسیدم: دفتر فلانی را پلمپ کردید؟ گفت: بله! گفتم: مبنای قانونی بیاورید. گفت: ما به او تذکر دادیم که در آن محل دفتر نزند. گفتم: مبنای قانونی شما این نیست.
گفت: ما تاکنون این گونه عمل کردهایم و من پاسخ دادم: شما نمیتوانید. اگر کسی تخلف کرد میتوانید بروید کمیسیون ماده ۱۰۰ شهرداری و از او شکایت کنید. کمیسیون ماده ۱۰۰ متشکل از نماینده شورای شهر، نماینده دادگستری و نماینده وزیر کشور است و شهرداری هم در آن کمیسیون نماینده ندارد. این سه تصمیم میگیرند و تصمیم آنها در تجدید نظر و در دیوان عدلت اداری قابل اعتراض است. شما حق ندارید دفتر کسی را پلمب کنید. گفت: آقا صدای این را درنیاور! مردم این را بفهمند ما کاری نمیتوانیم بکنیم.
در قانون مسئولیت مدنی وجود دارد که میگوید اگر ماشین شما در چاله بیفتد و در خیابان آسیب ببیند، میتوانید دادخواست دهید و شهرداری مسئول است و باید خسارت دهد. تا کنون چند تن این کار را کردهاند؟
*اینقدر پروسه دادرسی طولانی میشود که شخص وقت نمیگذارد...!
ــ به نکتهای درباره رابطه مردم با حقوقدانان اشاره کنم. ۹۹درصد درگیری مردم با خودشان است. این نیاز به فرهنگسازی دارد. نمونه دیگر را میگویم؛ اصل وکالت بر وکیل دادگستری است و اصل بر این است که تنها وکیل دادگستری میتواند، وکیل شود و مراجعه و از حقوق مردم دفاع کند، ولی اینقدر این فرهنگ و قانون کنار گذاشته شده که امروز اگر وکیل دادگستری به ادارات دولتی، به دارایی، ثبت، شهرداری و به بانک برود و قائم مقام موکلش باشد و بخواهد کاری کند، این را نمیپذیرند و میگویند یک وکالت رسمی بیاور.
اگر وکیل بخواهد از حساب بانکی موکل پول بردارد، باید در دفتر اسناد رسمی یک وکالت نامه بنویسد و میتواند از حساب موکل خود پول بردارد، اما یک وکیل دادگستری در واقع اگر برای این مراجعه کند، نمیتواند؛ یعنی آن بانک و محل ثبت، شهرداری و دارایی به قانون آشنا نیستند. این فرهنگ را باید ایجاد کرد و امیدوارم بتوانیم. البته قطعا به یک دوره دو ساله هیأت مدیره این فرهنگ ایجاد نمیشود، ولی میتواند شروع شود. اگر یک تعامل سازنده بین کانون وکلا و صدا و سیما برای آموزش حقوق شهروندی به مردم و آشنایی مردم با حقوق ایجاد شود، این قطعا میتواند کارساز باشد.
*صدا و سیما وکیل داشتن را مسخره میکند…
ــ بله مسخره میکند، اما خود صدا و سیما در همه دعاوی وکیل دارد، چون ضابطه حاکم نیست یک تهیه کننده در فکر و ذهن خود یک برداشتی دارد و شاید کینهای از یک وکیل به دل گرفته باشد. میرود یک فیلم میسازد و مسئولین صدا و سیما هم چون واقعا شناخت ندارند نگاه میکنند و میگویند این فیلم خوب است و مردم را سرگرم میکند. آنها نمیدانند با این فیلم قانونگریزی ایجاد میشود و فرهنگ مقابله با وکیل یعنی مقابله با قانون. اگر مردم با حقوق خود آشنا باشند به ویژه جامعه که اکنون ده میلیون فارغالتحصیل دانشگاهی دارد، اگر اینها با حقوق خود آشنا باشند، قطعا هم مراجعه به دادگستری کمتر و مشکلات کمتر میشود.
بسیاری مراجعه میکنند و میگویند قراردادی نوشتند و مشکلی پیش آمده است. به آنها میگوییم اگر قبل تنظیم قرارداد به وکیل مراجعه کرده بودید، این مشکل پیش نمیآمد. خیلی جالب است، مردم میروند در بنگاه و مبایعه نامه مینویسند، مبایعه نامه باید در حضور وکیل دادگستری نوشته شود و در دنیا این فرهنگ است. یک نمونه که قبلا هم گفتم مالیات است که در مملکت ما فرهنگ نشده زیرا اسم آن باج بوده است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
بلا نسبت وکیل های با وجدان و اخلاق مدار باید بگم اکثر وکلا دینشون و آخرتشون رو به حراج گذاشتند و دلال آتش بیار اختلافات مردم شده اند و به هیچ وجه نیت سازش ندارند و فقط به پول فکر میکنند--وای به عذاب قبر اینها
به جای پزشک خانواده باید طرح وکیل خانواده را پیاده سازی کرد.
بزرگتريت ظلم را به مردم كساني انجام مي دهند كه مانع ازدياد وكيل در جامعه مي شوند با اين همه فارغالتحصيل بي كار در رشته حقوق شغل وكالت را انحصاري و در اختيار افرادي گذاشته اند كه نان خود را در عدم ازدياد وكيل مي بينند من دوستي داشتم كه چند سال با هم همكار بوديم و بعد از چند سال وكيل ماده 187 شد الان پولش از پارو بالا مي رود يكبار خصوصي گفت كه چه خبر است و چه درآمدي در شغل وكالت است كه پزشكان حتي به خووواب هم نمي بينندواقعا بهترين روش اين است كه همانگونه كه پزشكان بعد از فارغ التحصيلي وكيل مي شوند بگذارند فارغ التحصيلان رشته حقوق نيز در صورت تمايل وكيل شوند در آن صورت بازار رقابتي شده و همه مي توانند به راحتي وكيل بگيرند
وکیل همش الکیه جیب خالی کردنه . چرا ؟ الان یکی دو تاشو مینویسم : فرض کنید دونفر باهم دعوا کردند هر دو هم مقصرند خوب حالا هر دوهم میخواهند وکیل بگیرند خوب چه میشود :
1- وکالت یکی از طرفین مقصر بر طرف دیگر مقصر می چربد این یعنی چه ؟
2- وکالت هر دو طرف مقصر ماهها طول می کشد و اصلا این وسط دعوا فراموش میشود و فکر تهیه هزینه های وکالت دردسر طرفین دعوا میشود .
3.
4. الی آخر .
البته در اين كه وكلا كاملا به قوانين اشنايي دارند شكي نيست و در خيلي موارد از طريق مشورت از دانش انها استفاده كرده ام در عين حال شايد باورتان نشود ولي مورد داشتيم كه يك وكيل نتوانسته حق خانواده اي را بگيرد ( حالا بهر دليل مثلا تنبلي ) تا اينكه فرد نوجواني از آن خانواده كه بيكار بوده با مراجعه هر روزه به دادگستري و پيگيري مداوم تونسته به نتيجه برسوندش !
با سلام خدمت دوستان و تابناک
بنده اقای علیزاده را از انتخابات حدود20سال پیش میشناسم ایشان شخصی شجاع توانا و مدیر و مدبر هستند و اگر به دنبال مصلحت اندیشی و تبانی و پست ومقام بودند خیلی زودتر از اینها میتوانستند به چنین جایگاهی دست یابند و از تابناک جان متشکر که با چنین شخصی مصاحبه کرده
ما بدبختا را بعلت نداشتن وکیل به دادگاه راه هم نمی دهند!...برای احقاق حقوق خود چه کنیم؟....پول وکیل که نداریم!
برای کار مختصری بنده برای یک پرونده وکیل گرفتم. دستمزذ ایشان را 750 هزار تومان توافق کردیم. بعد از دریافت 500 هزار تومان وکالت نامه امضا کردم که دیدم مبلغ وکالت شون رو 17 هزار تومان نوشتم که گفت برای اداره مالیات ما باید این ارقام را بنویسیم!!!! این به نظر شما یعنی چه؟
بعد از اون هم همه پیگیری ها با خودم بود ایشان به غیر از یکی دوبار مراجعه به دادیار هیچ کاری نکردند! و حتی از من کمتر به بعضی مواد قانونی آشنا بودند!
خودتون بروید قانون را مطالعه کنید اکثر وکلا وقت جیب شما را خالی می کنند
من مادرمو تو تصادف از دست دادم و خواهرزاده ام که وکیله بعد از اینکه حق الوکاله شو گرفت پیگیر دیه شد از اون جریان چهار سال میگذره و با اینکه پولو گرفت یه ریال از سهم منو نداد شارلاتان تر از وکیلا سراغ ندارم
در هر صنفی خوب و بد وجود داره.اما واقعا گاهی ایراد از قوانین ما هم ناشی میشه.برای مثال قانون اساسی یک قاضی رو ملزم میدونه که در صورت عدم تصریح قانون در موضوع مطروحه به شرع و فتاوی معتبر و دکترین حقوقی متوسل بشه و حکم قضیه رو استخراج کنه و هیچ قاضی به بهانه اینکه حکم قضیه رو بدست نیاورده حق ارجاع پرونده و عدم پذیرش اون رو نداره! این در حالیست که اکثر قضات کنونی ما لیسانس حقوق هستند که بعد 4سال تحصیلات دانشگاهی ابتدا با دادیاری در مناطق محروم شروع کرده و سپس مراتب بالاتری رو بدست می آورند.در حالیکه در حقوق کامن لا مانند انگلستان قضات بسیار شرایط دشواری رو برای رسیدن به این مهم طی می کنند و در واقع وکلای دادگستری پس از 20سال سابقه می توانند بعنوان قاضی مشغول به خدمت شوند!!آیا تجربه کسیکه 20 سال کار کرده با کسیکه فقط چند سال پس از تحصیل سابقه قضایی داره برابره؟!! لذا این مسئله خودش دلیل دیگری بر ترویج فساد هست! چراکه وقتی پرونده ای به یک شعبه قضایی ارجاع شد دیگر امکان تغییر آن وجود نخواهد داشت مگر با توجه به ایرادات رد دادرس و... لذا وکیلی که خود را مواجه با قاضی میبیند که سطح استدلال و درک حقوقی به مراتب پایین تری نسبت خودش دارد مجبور می شود برای حفظ حیثیت خود حتی به اموری نظیر ارتشاء یا تبانی روی بیاورد تا بتواند حق واقعی موکل خورا بگیرد.دوستان به این نکته حساس توجه داشته باشند که فساد در این زمینه مخصوص وکلا نیست ، اگر وکیلی شرایط را مناسب نبیند هیچگاه به خود اجازه دادن پیشنهادهایی از این قبیل را نمیدهد!متاسفانه فضای مجازی جایی برای مطرح کردن هر موضوعی نیست اما به کمک جوانهای پویای حقوقدان جامعه میتوان راهکارهای بسیار مفید و اثر بخشی را در این حوزه بدست آورد.و علیرغم توصیه مسئولین چه بسیار پایان نامه های دانشجویان حقوق میباشد که بعلت عدم توجه چندان به علوم انسانی نادیده گرفته میشود!کما اینکه بنده خود قربانی همین حب بغض ها و بعضا عدم علم کافی و درک صحیح مسئولین نسبت به تحقق فضایی مساعد تر و به عدالت و صواب نزدیکتر شدم!
تابناک چرا نظرات رو منتشر نمی کنی؟ چرا نظرات رو دستکاری کردی؟ بذار مردم خلافکارها رو بشناسن. لطفا دستکاری نکن!
قانون ما مشکل داره . در زمان دادرسی و دادگاه باید فقط وکیل پیگیر موضوع باشه . و دادگاه ها خلوت تر و دیگه شاهد مشاجره در راهرو ها نخواهیم بود .
به گفته جامعه شناسان دهه 80 اوج اسیب های اجتماعیست این ناشی از اینه که کشور اولویت روداده به یه چیز وهمه شاهد مرگ اخلاقیات در جامعه هستیم....دروغ. فساد. طلاق...
مردم حق دارند که به برخی از وکلا اعتماد نکنند. خود بنده وهمکارانم برای رسیدگی به امری وکیلی را انتخاب کرده وپیش پرداخت مقرر را پرداخت کردیم. بعد از گذشت 2 سال هیچ کاری حتی شماره ثبت پرونده را به ما نداده و اصلا هیچ کاری نکرده وهر روز نیز مارا قلاب وسنک میکند. حال معلوم گردیده با طرف مورد شکایت رابطه برقرار نموده ودر اصطلاح دوسره خوری می کند. بله ازبین رفتن اعتماد بی علت نیست.
شمایی که میگی در قانون مسئولیت مدنی وجود دارد که میگوید اگر ماشین شما در چاله بیفتد و در خیابان آسیب ببیند، میتوانید دادخواست دهید و شهرداری مسئول است و باید خسارت دهد!!
من از کم فروشی اینترنت مخابرات شکایت دارم کیه که رسیدگی کنه ؟خواهشا صحبتهایتان در حد ایران باشد نه بیشتر
جالبش اینجاست دفتر وکیل پلمپ شده و وکیل از حقوق خودش آگاه نبوده بعد چطور میشه به چنین وکلایی اعتما کرد وآنها را پای معاملات خود کشاند؟؟؟؟؟
به نظر من باید هیچ باز نشسته و کسی که شغل دیگری ندارد نباید اجازه وکالت داشته باشد الان استاد دانشگاه هم زمان با کار تدریس و قضات باز نشسته و همینطور بازنشسته های ادارات دیگر ونمایتده های حقوقی وکیل می شوند و این نا بسامانی در هیچ شغلی اینطوری نیست.
این همه مطلب در مورد موضوع وکلا نوشته شده و هرکسی تجربیات خودشو گفته که قابل تامله. به هرحال این مطالب داره یه مشکلی رو نشون میده. اگرچه ریشه همه اینا در دستگاه قضایی است. اگر قضات درست عمل کنند و سالم باشند این اتفاقهایی که دوستان گفته اند نباید رخ دهد. باید از بعضی افراد خوب هم تشکر بشه مثل آقای حسین آل محمد که انسان بسیار شریفی هستند(تبلیغ رایگان!!!). با نظر خانم یا آقایی که درباره یحیی جلیلوند نوشته بود کاملا موافقم. در یک موضوعی در مورد ملکی در ونک باهاش سروکار داشتیم. خیلی فاسده! فقط چندهزار متر زمین دستمزدش بود!
هروکیلی در صورت احقاق حق موکلش حق وکالت باید بگیرد درا این صورت خیلی از پرونده های دادگاه کاسته خواهد شد این باید قانون شود حتمااااااااا
باشه. ویزی دکتر هم اگر خوب شدی بده. مرد بی انصاف این همه رفت و آمد و هزینه دادرسی و ... ماه ها از جیب بدیم؟!!!!!!
البته خیلی متوجه حرف شما نشدم اما در مورد تعداد پرونده ها باید بگم که به دنبال هر پرونده ای مردم باید بروند و از کم کاری وکیلشان هم شکایت کنند که خودش آمار پرونده ها رو افزایش داده!
فقط بگم که تابناک خیلی بی انصافی. بی انصاف تر از تو هم همینایی هستن که کامنت گذاشتن. من یه وکیل هستم. کلی هم زحمت کشیدم تا به اینجا رسیدم. تو کارم هم تا حالا هیچ لقمه حرامی از کسی نگرفتم. خیلی از بی گناهها را از زندان و حتی اعدام نجات دادم. ولی تو این دو سه هزار نفری که تا حالا وکالتشون رو قبول کردم سه چهار نفر نخاله بودندکه بعد از اون همه خدمت بهشون وقتی فهمیدم پرونده حقشون نیست و استعفا دادم
رفتن از من شکایت به کانون کردن و کلی اسباب زحمت و اذیتم شدند. مردم وقتی وکیل گرفتن فکر میکنن نوکر گرفتن. وقت و بی وقت زنگ میزنن و مزاحم اوقات حتی خصوصی و استراحت وکیل میشوند وقتی هم جوابشون را نمیدی اینطور میگن. کار که تلفنی نمیشه اگه کار داری برو دفترش. وکیل که هر روز دفترش هست. مگه شما با پزشک کار داری بهش زنگ میزنی. یا وقتی یه پزشک نسخه برات نوشت یا عملت کرد و خوب نشدی میروی و پولتو پسس میگیری. ولی مردم انتظار دارن وقتی دادگاه بر علیه شون رای داد وکیل پول را پس بده. که انتظار بیجاست. چون وکیل مامور به انجام فعل هست نه نتیجه. دوست نداری وکیل نگیر ولی اینقدر هم پشت سرشون مفت حرف نزن. امیدوارم کار هیچکدومتون به دادگاه نکشه. چون خانه از پای بست ویران است و تقصیر وکلا هم نیست. اونا هم خودشونو وفق میدن. اگر قاضی ای رشوه نگیره و کسی از مردم هم رشوه ندن دیگه وکیل چکاره هست. اونوقت وکیل هم همتشو میذاره روی فقط دفاع . و دیگه فکر رایزنی نیست .
آقای وکیل ناشناس
با سلام
من یک فرد عادی هستم, ولی با سنی که از من گذشته اطلاعات بدی ندارم..
در مورد نوشته ها هر کس در مورد تجربه ای که کرده سخن گفته نه در مورد وکلای خوب...
البته باید اضافه کنم که اگر در قوانین موردی وجود دارد که این مشکلات را که خودتان اینجا شاهدش هستید بوجود میاید...چکار باید کرد؟
از طرف مردم عادی که امکان پذیر نیست....ایا این وظیفه شما و امثال وکلای خوب این سرزمین نیست که با همدستانتان راه حلی پیدا کنید؟
راه حل از طرف وکلای خوبی مثل شما امکان پذیر است.
درورد بر تو
این که یک وکیل خوب بتونه با رایزنی با قاضی
ودر جهت احقاق حق اقدام کنه کار پسندیده ای
است مگر تو فیلمهای خارجی اینو نمی بینید؟
پزشک ها بعد از عمل شماره های موبایلشون در اختیار بیمارهاست که هر مشکلی داشتند زنگ بزنند. وقت و بی وقت پیج میشن و باید برن بیمارستان. البته حتما که در جامعه پزشکی هم همه مثل هم نیستند. اکا اگر بیتفاوتی و بی دقتی در حرفه پزشکی هم زیاد شده ناشی از همین اوضاع فاقد کنترل و نبود نهاد نظارتی فوی و ... در همین سال های اخیر است وگرنه سابقا پزشکهای ایرانی در زمره بهترین های دنیا بودند. هنوز هم خیلی ها خوب و باوجدانند. تعدادشون از وکلای خوب خیلی بیشتره(نسبت هم بگیرید همینطوره).
سلام برهمه ...اولا شغل وکالت در دنیا خصوصا در امریکا اولین شغل محسوب میشه..ثانیا در همه جای دنیا هزینه وکالت بالاست اما هزینه وکیل در ایران بسیار کم ثالثا اکر مردم یاد بگیرند در تمامی امور از وکیل ثابتی برای خودشان استفاده کنند خودبخود دستمزد وکیل میاد پایین اگر مردم یاد بگیرند وکیل دایم انها بجای انها معامله کند شهرداری برود دارایی برود ماشین بخرد ماشینشون را بفروشد مثل جاهای دیگه دنیا بعد صورت حساب بفرستدیقینا انوقت وکیل نصف هزینه راهم نخواهد گرفتاما وقتی از روی اجبار به وکیل مراجعه میشود روشنه که بیشتر خواهد گرفت.رابعا در همه دنیا در رقابت بین وکیل و اشخاص دیگر مردم به وکیل رای میدهند نمونه ان اوباما کلینتون سارکوزی و........خامسا الان در امد یک املاکی بیشتره یا وکیل در امد مدیر کل درجه چند مثلا شرکت مخابرات یا شرکت زیر ساخت مخابرات را تفحص کنید ببینید چقدره اسمشان هم هست که کارمندند
بهتر بود به جای این همه اطلاعاتی که از دنیا جمع کردی یه کمی از اوضاع قضایی ایران اطلاعات داشتی !
با سلام.ما خودمون مقصریم اگه پیش یه وکیل بریم وبهمون بگه من همه تلاشمومیکنم ازش قبول نمیکنیم اما اگه یه وکیل دیگه بگه من 100درصد نتیجه میگیرم میچسبیم به همون.وکیل سالم هیچوقت قول قطعی نمیده.اکثراوقتی پیش وکلامیریم راست نمیگیم همه اینایی که میگن حق بامابودومحکوم شدیم ازنظرخودشون میگن حق بامابود.درهرحال تواین حرفه هم مثل شغل بنگاه املاک حقه باززیاده اما نمیشه به پای همه نوشت.هیچوقت کارتون روبه افرادی که قول میدن نسپارید ومطمن باشید هرکس بدی کنه خودش نتیجه شومیبینه.
بعد از سالها تجربه وکالت، تحصیل در رشته حقوق در تمام مقاطع عالی دانشگاهی در برترین دانشگاههای کشور، تدریس در دانشگاه و یادآوری اینکه در هریک از جایگاههای فوق در کنار یا بعضاً در مقابل بسیاری از بزرگان حقوق اعم از استادان طراز اول حقوق و وکلا و قضات بوده ام، متن فوق و تمامی مطالب دوستان را خواندم؛ باید صادقانه بگویم: سالهاست که فکرمی کنم وضعیت قضاوت و وکالت در شأن این ملت بزرگ نیست، سنگ بزرگی است بر سر راه مردم که اگر این گونه پیش رود کشور را به تباهی می کشاند و نه فقط آبروری قضات و وکلا که آبروی اسلام و مسلمانی و تشیع را بر باد می دهد. تنها حقوق دانان اعم از استادان، قضات و وکلا هستند که با خرد جمعی می توانند این وضع را اصلاح و حقوق را به چراغ روشنی بر سر راه مردم بنشانند. این کار شدنی و این راه رفتنی است اما نیازمندعزم ملی و حمایت دولت به معنی عام کلمه است وگرنه هر سال دریغ از پارسال.
ضمناً اگرچه افراد فاسدی هستند که در بین قضات و وکلا موجب بدبینی مردم می شوند اما حقیقتاً قضات و وکلای توانمند، سالم و سخت کوش اگر بیشتر از این قبیل افراد در دیگر صنوف نباشند کمتر نیستند اما به خاطر نوع کار و رسالت آنها که همانا تلاش برای احقاق حق است و اینکه انتظار به حق مردم از این قشر بیشتر است ممکن است کژی ها نمایان تر باشد و صد البته اموری از قبیل عملکرد ناصواب صدا و سیما بیشتر بر این موضوع دامن زند.
بنابراین:
اولاً - به عنوان عضوی از جامعه حقوقی کشور می گویم که به عنوان حقوق دان، قاضی و وکیل بیش از پیش باید در گفتار و رفتارمان دقت نظر داشته و اخلاق حرفه ای سرلوحه کارمان باشد.
ثانیاً - به عنوان شهروند باید در انتخاب وکیل دقت نظر به خرج داده و همانند مراجعه به دیگر متخصصین یا حتی خرید اول تحقیق و سپس انتخاب کنیم. یقیناً اگر در انتخاب وکیل بررسی و دقت کنیم و قدری هم منصف باشیم نه تنها از پرداخت حق الوکاله پشیمان نمی شویم که برای وکیل پاداش و شرینی هم می بریم. همانطور که بارها برای بسیاری از ما اتفاق افتاده است.
امیدوارم شما هم جزو آنان باشید: آنان که برای وکیل منتخبشان شیرینی می برند بعد از آن که کام خودشان شیرین شده و یا آنان که از موکلشان شیرینی می گیرند بعد از آنکه با کمک به احقاق حق کام آنها را شیرین کرده اند.
با احترام به فرمایشان متین جنابعالی، باید بگم که این وضع درست شدنی نیست یا حداقل به این سادگی ها نیست. مشکل اصلی دستگاه قضایی است که وکلا را هم به این روز انداخته. وقتی قاضی رای صادر میکنه که خودش میدونه 100 درصد غلطه و میگه اعتراض کنید که بلکه در دادگاه بعدی درست بشه! یا حکمی که اجرا میشه و همه افراد قضایی اذعان دارند که غلطه اما کسی جلوی اون رو نمیگیره! رای دادگاه بررسی میشه و مشخص میشه که غلطه اما همه توی دادگستری میگن کاریه که شده و نمیشه کاری کرد! آخه توی یه همچین فضایی چه کاری میشه کرد؟
1- اولا مقایسه وکیل با پزشکی که سالیان سال زحمت کشیده و تخصص گرفته کاملا غلط است خیلی از وکلا خصوصا در سالهای اخیر با یه لیانس ناپلئونی از پیام نور الان وکیل شده اند که هم بیسوادن و همدر کارشان صادق نیستند .
2- با وکالت قضات بعد از بازنشستگی موافق نیستم چون موجب فساد شده است که همه اعم از مردم و مسئولین میدانند چه خبر است و چه پولهایی میگیرن حق الوکاله هر پرونده برابر است با تمام حقوق دریافتی 40 ساله و بیشتر
3- وکلای خانوم عموما با وجدان تر عمل میکنند به غیر از بعضی ها که مشکل دارند هم با موکل و هم با مرجع قضایی
4- وکلا باید رتبه بندی بشوند بر اساس مدرک تحصیلی و سابقه کاری.مثل دوره کار اموزی هر وکیلی باید در گرفتن پرونده محدودیت داشته باشد و با بالرفتن سابقه بتواند پرونده های بهتر بگیرد .
وکلا حرمت موکل را باید حفظ کنند تا قبل از تنظیم قرارداد هرکاری بخواهی برایت انجام میدن حتی ساعات تعطیلی و جمعه ولی بعد از قرارداد و پرداخت پول جواب تلفن موکل را هم میدن و کلاس گذاشتن شروع میشه که واقعا درست نیست.
5- متاسفانه وکلای 187 بدتر عمل میکنند
به به !!
عجب استانداردهای زندگی پیشرفته ای !!
1 سعی کنید از وکلای کانون استفاده کنید نه وکیل دادگستری وکلای کانون قوی تر هستند2 به پرونده های برنده وکلا نگاه کنید نه به اسم و رسمشون3تحقیق کنید که از چه دانشگاهایی مدرک گرفتن4 حتما وکالت نامه را بخونید و هر بندی که کم بشه از حق الوکاله هم باید کم بشه
اینم یادتون باشه که مالیات وکلا خیلی زیاده
الان بشتر وکلا 187یا همون قوه قضاییه هستن که از امتحانات کشکی که هر چند ماه میزاشتن اومدن با سوالات راحت و پارتی لطف کنید خودتون سطح سواد وکلای 187 و کانونو مقایسه کنید بیشتر وکلا از 187 هستن بین این 2 فرق هست
با شناختی که دارم معتقدم وکلای قوه قضاییه عموما مورد اعتمادتر از وکلای کانونند
ملاکی که تعیین کرده اید منایب نیست. بسیاری از پرونده های برنده مربوط به وکلای است که از روش های غیرقانونی و خلاف و زدوبند کار را پیش برده اند. باید دید از هر تعداد پرونده برنده چه تعداد شاکی برای تغییر رای وجود دارد. چون خیلی از پرونده ها دنباله داره و صاحب حق دنبال شکستن رای صادره است و اغلب هم از طریق روابط و کارچاق کن و ... موفق هم میشه!
اگر راست میگویید جرا همیشه رای به نفع کسی صادر میشود که وکیل بهتری دارد در ضمن تا قسط اول و دوم را میگیرند دیگر بی خیال میشوند کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من اول یک کم خودتان را درست کنید
وکیل گرفتن اشتباه مجض است ؟؟؟؟؟؟
کار چاق کن مفیدتره!
من یه وکیل بودم وبدلایل شخصی از وکالت کنارکشیدم والان کارشناس حقوقی یه دستگاه دولتی ام،باور کنین بیشتر مشکلات از عدم کارایی قوانین ماست.همه افرادتوان وکیل گرفتن ندارن..وبزعم الزام قوانین موجودمبنی برالزام دولت به اخذوکیل وپرداخت حق الوکاله برای اشخاص فاقدتوان مالی هیچ وقت این امر محقق نشده....از طرفی قضات محترم بعد از بازنشستگی ویا چند سال کار قضایی..راحت پروانه گرفته وتازه با گذران نصف دوره کارآموزی وبا افاده های بسیار وپشتوانه داشتن همکار وآشنا در دادگاهها....عرصه را برای وکلابخصوص جوانان تنگ کرده اند...ثالثا:طویل بودن مراحل رسیدگی دررویه فعلی کار را هم برای وکلا وهم موکلین سخت نموده ومزید برعلت شده..ورابعا":عدم اطلاع از قوانین درحدمعمول برای بسیاری از مردم ما مشکل آفرین شده..
مردم تا اندازه ای از این قوانین دست و پا شکسته قضایی اطلاع دارند اما چون قانون توسط هرکس تفسیر خاص خودش رو داره مردم نمی دونند بالاخره اصل قانون چیه! در یک مورد سوالی از چند حقوقدان و وکیل و قاضی پرسیدم، خدا به سر شاهده هرکدومشون یه جور جواب دادند! بعضی از پاسخ ها 180 درجه تفاوت داشت!
كثيف ترين شغل در جوامعى مثل ايران! البته با پوزش از اندك وكلاى صديق و مؤمن وسالم وحلال خور.....
من که حلالت نمیکنم و وای بر تو تو شغل خودت!
صدهزارتا لایک!
همچنانکه مردم ارزش وکلاء رو نمی دونند در سازمانها و وزارتخانه ها نیز ارزش کارشناسان حقوقی خودشان را نمی دونند یه کارشناس معاونت توسعه همه کاره اداره است البته این بر می گرده به خاکی بودن و شکسته نفس بودن حقوق دانان جامعه ، یک پزشک هم اجازه افتتاح مطب را دارد هم استخدام وزارت بهداشت یک مهندس هم عضو نظام مهندسی هم استخدام دولت اما یک وکیل نمی تونه استخدام دولت باشه بنظر میرسد باید در جامعه کنونی بیشتر مغرور شد تا ارزشت را بدانند
حقیر خدمت اقای طباطبائی ارادت دارم .ایشان علاوه بر دکترای حقوق مهندس الکترونیک نیز میباشند.تا انجا که بخاطر دارم همیشه انسانی صادق راستگو و شجاع بودند.دوره خارخ در امریکا هرگز نماز ایشان ترک نمیشد.و مطمئن ام که تمام اشکالاتی که دوستان طرح کردند را ایشانبخوبی واقفند.و رجا واثق دارم که اگر مسئول اموری شوند نهاد وکالت را هز نا خالصی ها پاک و در خدمت مردم در میاورند.بامید توفیق ایشان.
بفرما! اصلا معلوم نیست طرف چکاره است! آخه مهندس رو چه به حقوق؟ آخه این چه نوع درس خوندنه؟ حتما کشش کافی برای ادامه تحصیل در حوزه مهندسی نداشته و رفته یه رشته ساده تر بخونه. اصلا این آدم هاکه مسیر تحصیلیشون آش شعله قلمکاره نباید به عنوان وکیل انتخاب شوند.
خود وکلا همیشه میگن که وکلا حرف مفت زیاد می زنند ولی مفتی حرف نمی زنند یعنی واسه جواب سلام و مشاوره هم باید پول بدی پس چه بهتر که آدم خودش یه مقدار از قانون را بلد باشه و از حقش دفاع کنه من که تا حالا همین کار را کردم و موفق هم بودم این آقتی علیزاده هم که طبق صحبت همکار خودشون فقط این حرف ها را زدند برای گرفتن کرسی ریاست کانون وکلا.
اگه تونستی یک صدم قانون رو بفهم! همه واسه مشاوره پول میگیرن. همه شغلا. خدا بالا سرته حالا بگو
تجربه من از چندین پرونده با وکیل و بدون وکیل این است که وکیل در کشور ما کارایی ندارد، نوع قرارداد وکلا از قرارداد کلاهبردارها هم خطر ناک تر است، آخر سر هم برای اینکه به طرف مقابل بدهکارت نکنند ازت پول بیشتری میخوان.
دركشورماوكيل با موكل روراست نيست چه بساباطرف مقابل تباني كندوقاضي پرونده راحت ميكويد استحفابده به همين راحتي دراخرهيچ نظارتي برقيمتهاي وكلا نيست
من یک وکیل برای یک پرونده گرفتم تا پول نگرفت حتی دست به تلفن نبرد ولی نه دردادگاه حاظر شد نه برای من کاری به عنوان وکیل کرد هروقت هم رفتم دنبالش گفت تو دادگاهم کی؟ و کجا به داد دل مردم در این خصوص می رسه که مردم ضمانتی برای وکیل داشته باشند!
تو مجانی کار میکنی؟!
همه جا هم خوب هست هم بد .متاسفانه ما ایرانی ها سالهاست از قانون همه یا هیچ پیروی میکنیم . یا یه دکتر یا هنرمند یا وکیل یا ....را در اعلا میبینیم یا در سفلی . بهتر واقعیت را که همان بی دانشی خودمان است را به گردن چیزی یا کس دیگر نیدازیم .
اینان آقایان وکلا حرفهای مفت بسیارمیزنند ولی مفتی حرف نمیزنند.
ایشان کاملا یکطرفه و مغرضانه مصاحبه کرده اند. اینانند که با مصوبات غیر عقلایی خود مسبب گرانی ها و نزاعهای مالی شده اند. تعیین حق الزحمه به نسبت ارزش معامله تورم زاست. یعنی چه که حق الزحمه بنگاه معاملاتی درصدی از مال الاجاره است آیا در این شرایط میشود انتظاری غیر از بالارفتن نرخ اجاره یا دستمزد وکیل داشت ؟؟؟
تقریبا همه قضات تا وقتی قضاوت میکنند سالم هستند ،ولی بعد که وکیل میشوند دیگر به موکلشان متعهد میشوند وممکن است از عوامل دادگاهها(البته بجز قضات)که قبلا زیر دستشان بوده اند سو استفاده کنند ،باید جلو وکیل شدن قضات بازنشسته را گرفت ،مگر فارغ التحصیل بیکار حقوق کم داریم ،بگذارید فرصت به انها برسد.در ضمن وکلا بهتر است برای پرونده های معمولی ومتداول دستمزد کمتری بگیرند تا مردم رغبت به گرفتن وکیل داشنه باشند
آیا تجربه قضات بازنشسته را نادیده گرفتن اسراف وظلم بمتقاضیان ومددجویان در دادگستری نیست ؟خوبه بدانید بسیاری از وکلای محترم هنوز از قضات بازنشسته طلب مشورت میکنند.
من يك پرونده حقوقي با استانداري دولت دهم داشتم كه انصافاوكيل دكترمان پول خوب گرفت و خوبم دفاع كرد و احقاق حق هم كرد اگرخودم ميرفتم مطمئن بودم به علت عدم آشنايي به قانون حقم تضعيع ميشد
برخی از وکلا می گویند که باتو قرارداد می بندم ولی چون نمی خواهم مالیات بدهم لذا قلم از من و قدم از تو.یعنی خودت کارت را پیگیری کن ومن فقط برای متن شکوائیه را می نویسم.
چون اونی که این حرف رو میزنه حتی بلد نیست در دادگاه حرف یزنه! من از این مدل زیاد دیدم. شیوایی گفتار، مهارت لازم برای وکیله، کجا در انتخاب افراد به عنوان وکیل به این مهارت توجه میشه؟ بعضی ها حتی لکنت دارند. پس دقت در انتخاب نیست. نوشتن اون متن ها هم اصلا کاری نداره، کتاب قانون که در هر کتاب فروشی هست رو میذارند جلوشون و از روش مینویسند. واقعا خسته نباشند
وکلا متاسفانه مثه دلال یمونن نه مدافع
جناب آقای علیزاده! میگید در برنامه های صدا و سما وکیل داشتن تمسخر میشه و این یعنی آموزش قانون گریزی!
وقتی قانونی وجود نداره یا اگه هست اعمال نمیشه، وکیل به چه درد میخوره؟! شما زمینه های لازم رو فراهم کن ما دوتا دوتا وکیل میگیریم!
بعنوان يك وكيل دادگسترى با سابقه لازم ميدانم مواردى را بشرح ذيل معروض دارم:
١- دوستان وكيلم كه خودشان را با پزشكان قياس ميكنند در اشتباهند هر چند اساسا اين قياس مع الفارق است ولى انصاف بدهيد كه شرايط دشوار پزشكى اصلا قابل قياس با وكالت نيست
٢- دوستانى كه وكلا را متهم به تبانى ميكنند بى انصافى ميكنند چون بندرت ممكن است چنين اتفاقى بيفتد
٣- دوستانى كه مدعى هستند وكلايى كه كارايي دارند از طريق پرداخت رشوه پيش ميبرند كاملا درست ميگويند
٣- دوستانى كه معتقد هستند ورود قضات بازنشسته به حرفه وكالت باعث گسترش فساد در وكالت شده درست ميگويند
٤- دوستانى كه معتقد هستند وكلا حق الوكاله زيادى دريافت ميكنند درست ميگويند اما به اين نكته توجه نمايند كه درحال حاضر با طولانى شدن دادرسيها يك وكيل بيش ازسه گرفتار يك پرونده قضايى است وبا سيستم قضايى ما هيچيك از اراء صادره از محاكم ما به معناى واقعى قطعى نيست
٥- يك زمانى حرفه وكالت منزلتى داشت كه متاسفانه با مسابقه اى كه مسئولان كانون مركز با ١٨٧ گذاشتند وهر بيسواد و بداخلاقى را وارد حرفه وكالت كردند اين جايگاه تخريب و وكلاى واقعى منزوى و خانه نشين شدند
٦- دوستانى كه ميگويند هيات مديره و مسئولان كانون بسيار بد عمل كردند وصرفاً بدنبال منافع شخصى خود هستند كاملا محق هستند
٧- دوستان بايد بدانند دادگسترى مشكل دارد والان وكلا با دادگسترى هماهنگ شده در يك رديف هستند
٨- بحث در اين زمينه فراوان است ولى بنده به دلايل مذكور و دلايل ديگرى كه از ذكر ان معذورم سه سال است دفتر خود را بسته وپروانه ام را تمديد نكرده ام چرا كه يا بايد همرنگ جماعت شوم واخرت خود را فداى دنياى ديگران كنم و يا بدون ورود به فساد و رشوه روى پرونده موكلم ريسك كنم كه هيچكدام جايز نيست.
از تابناك عزيز ميخواهم اين پيام را منتشر كند چون نتيجه بيست سال كار حقوقى من است. با تشكر از دوستانى كه حوصله كردند و اين پيام را مطالعه فرمودند
تابناک عزیز از شما گله مندم که هر حرف نسنجیده ای رو با هر عنوان چاپ میکنید.مثلا یه پیام که شغل وکالت رو کثیف دونسته بیش از 4 بار چاپ کردین اینکار مغرضانه نیست؟
یا همین آقا میتونن ثابت کنن که وکیلن؟
بیست سال تجربه بهشون ثابت کرده نباید وکیل رو با پزشک مقایسه کرد؟!! خیلی جالبه چون تو این بیست سال اگه دنبال کار مردم بودن الان فکر مردم این نبود
ایشون مطمئنا یا پزشک هستند یا کسی که از وکالت ضرر دیدن چون فقط در حال کوبیدن وکالت و وکیل بودند اگه جا داشت میلیونها منفی به این فرد شیاد میدادم
مطمئنم اگر هم وکیل بودن پروانه ایشان باطل شده نه اینکه تمدید نکردن و نظراتشون هم از روی غرض ورزی هست
آقای محترم شما که ادعای وکالت دارین من از تابناک خواهش میکنم ایمیل من رو برای ارتباط با شما قرار بدن تا پیگیر کار و نظر شما باشم
چون شما دارید با زبانی ساده در جامعه مجازی به وکلا و این شغل شریف بهتان میزنید
ایمیل بنده:alibagherilaw@gmail.com
بعنوان یک وکیل 80% این را تایید می کنم.
رشوه (شیرینی) بیداد می کند و وکلای مقید به شرع در عذابند
سلامت باشید محمد آقا! معلومه که آدم سالمی هستید. دوروزه داریم این حرف ها رو مینویسیم که این دوستان جوان شمارو قانع کنیم اما زیر بار نمیروند. با انکار حقیقت که نمی توان حقیقت را حذف کرد. حداقل وکلای محترم بدانند که همرنگ جماعت ناسالم شدن راه خوبی نیست و مردم این را می فهمند. پس به فکر راه های بهتر برای ارائه خدمات خود باشید. مثلا اگر یه وکیل نخواد که یکشبه ره صدساله طی کنه و راضی به دستمزد مثل بقیه مردم برای کارش باشه و وقت و دقت کافی هم برای کارش بگذاره، با این شلوغی زندگی مردم هرفرد یه وکیل برای کارهاش میگیره و شغل و درآمد وکیل هم تضمین میشه و همه هم راضی هستند. اما اینا به کمتر از نصف مال مردم راضی نیستند. طبیعی است که کسی تمایل نشون نمیده. زنده باشید آقا
مردم عزیز بدونن که هیچ کسی بهتر از خودشون نمیتونه وکیل باشه.!!
وکیل ها بغیر از هزینه تراشی هیچ کاری نمیکنن.
وکیل های شاکی و متشاکی همه با هم دوست و هم کاسه هستند و پرونده رو طوری پیش میبرند که هزینه وکالت شون رو بالاتر ببرند.
واقعا کثیف ترین شغل ممکن هست. پدر مردم رو این وکیلا درآوردن.
مطمئنا در هر شغلی خوب و بد و زشت وجود دارد . در شغل وکالت هم وجود دارد . صحبتهای گفته شده اتفاقاتی است که برای افراد در بحث وکیل بوجود آمده است . منظور همه وکلای محترم نیست . وکیلی به من گفت اگر سما رای بدوی را بگیرید من در تجدید نظر رای رو عوض می کنم . یعنی رای رو مب خرم . مردم حق دارند وکیل نگیرند .
بنظر من بعنوان آشنای بموضوع وبا یک تجربه30ساله سرنوشت بیشتر وکلای دادگستری ومشاوران حقوقی مانند سرنوشت علمای بنی اسرائیل در صدر اسلام است که با علم بحقیقت آنرا به ثمن بخس فروختند
وکیل بی سواد زیاد داریم
سلام به نظرم علت اصلی عدم مراجعه مردم به وکلا،هزینه بسیار بالای درخواستی وکلا است که از هیچ تعرفه ای تبعیت نمیکنه.من سه مورد داشتم(و دارم) که به علت فوق نتوانستم وکیل بگیرم والبته با چند نفرشون هم صحبت کردم
دوست عزیز اگر خواستید بنده بدون هیچ عذر و منت و چشم داشتی درخدمتم و حاضرم راهنماییتون کنم.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.