هرکول بر پرده سینماهای جهان نقش میبندد؛
رستم دستان را چند قرن دیگر زنده خواهیم کرد؟!
شاید اهالی سینمای ایران، چند قرن دیگر نیز فرصت یافتند تا سراغ پردازش چهره اسطورههایمان نظیر رستم و آرش کماندار بروند که به جز قدرتِ بازو، عقل و ایمان را با هم داشتند؛ البته اگر تا آن زمان فیلمش را در غرب نساخته باشند!

به گزارش «تابناک»، بیست و پنجم ژوئیه، مصادف با سوم مردادماه سالِ پیش روی، فیلم «هرکول / Hercules» به کارگردانی برت رتنر اکران خواهد شد؛ فیلمی بر مبنای شخصیت اسطورهای هرکول، نامآورترین قهرمان اسطورهای یونان و روم باستان که دواینجانسن، بازیگر فیلمهای اکشن، نقش اصلیاش را دارد و قرار است، تبلور یک اسطوره با کمک آخرین فناوری های جلوههای ویژه سینمایی باشد و آنچنان فروشی در پی داشته باشد که این اثر، نخستین قسمت از یک چندگانه سینمایی باشد.
هرکول نماد قدرتمداری و شجاعت آمیخته با کم خردی در غرب است که از اندیشه کمتر بهره میبرد و با زور بازو، از دشوارترین آزمونها و آوردگاههای پیش روی با پیروزی گذر میکند و به خوبی یک ابرقهرمان برای تماشاچیان آمریکایی است. به همین دلیل شخصیتی جذاب برای سینماگران آمریکا بوده و از ۱۹۱۰ تاکنون دربارهاش چندین فیلم سینمایی ساختهاند که عمدتاً ناموفق بوده، ولی این فیلم، احتمالاً سرنوشتی متفاوت خواهد یافت و حداقل بخشهای کوتاهی از فیلم و تریلر رسمی که تاکنون منتشر شده، نشان میدهد، احتمال موفقیتش چشمگیر باشد.
داستان فیلم طبیعتاً بازسازی اسطورههای یونانی و رومی درباره هرکول یا به قول یونانیها «هراکلس / Ἡρακλῆς، Hēraklēs» است. پدر و مادر هرکول در آغاز او را «آلکیدس / Ἀλκείδης، Alkeidēs» نامگذاری کردند، ولی بعدها نامش برای خشنودی نامادریاش هرا، به هراکلس یا شکوه هرا تغییر یافت و اتفاقاً دشمن اصلی هرکول هم، هرا بود.

هنگام کودکی هرا دو مار را در گهوارهٔ هرکول گذارد، ولی او با قدرت زیادی که داشت، آنها را خفه کرد ولی سرانجام هرکول را دیوانه کرد. به سبب بیعقلی، هرکول به پسر برادرش لولائوس حمله برد، ولی او توانست جان سالم به در ببرد. او شروع به تیراندازی به جانوران خیالی ساخته ذهنش کرد و در پایان، همسر خود مگارا و سه فرزندش را به قتل رساند.
او بسیار غمگین بود و به محض بهبودی و برای جبران کار خود با پیشگوی معبد آپولون مشورت کرد و از او پرسید چگونه میتواند شرف و عزت خود را بازیابد. پیشگو به او گفت، نزد ائوروستئوس پادشاه موکنای برو و دوازده سال او را خدمت کن. ائوروستئوس هیچ کار دشواری به ذهنش نمیرسید که پسر قدرتمند زئوس از پس آن برنیاید؛ بنابراین، هرا از کاخ خود در المپ پایین آمد تا به او کمک کند؛ بنابراین، با همکاری یکدیگر دوازده وظیفه برای ناپسری فناپذیر هرا در نظر گرفتند که به دوازده خان هرکول معروف است. آنها عبارتاند از؛
۱ ـ کشتن شیر نیمیان؛ هیولایی که هیچ سلاحی قادر به نفوذ در پوستش نبود. هرکول آن را بدون هیچ دردسری خفه کرد.
۲ ـ کشتن مار نه سر هایدرا. وقتی یک سر هایدرا بریده میشد، دو سر جدید به جای آن میرویید و یکی از سرهای آن جاودانه بود و با هیچ سلاحی آسیب نمیدید. هرکول هشت سر آن را سوزاند و سر جاودانه را زیر تخته سنگی قرار داد.
۳ ـ گرفتن گوزن کرینیان. پس از چند ماه تعقیب و گریز سرانجام آن را در تله انداخت.
۴ ـ کشتن گراز وحشی اریمنتوس. جدالی وحشیانه اما فوق العاده آسان؛ هرکول برنده شد.
۵ ـ تمیز کردن اصطبل شاه آوگیاس. هرکول با جاری کردن رودی در نزدیکی اصطبل موفق به شستن آن شد.
۶ ـ کشتن پرندگان گوشت خوار در استیمفالوس.
۷ ـ گرفتن و کشتن گاو وحشی واقع در کریت.
۸ ـ گرفتن اسبهای (مادیانهای) دایامیدیس.
۹ ـ به دست آوردن کمربند هیپولیتا، ملکه آمازونها (که درحقیقت کار آسانی نبود).
۱۰ ـ گرفتن گله گروئون. او جنگجویی غول پیکر بود دارای سه سر، سه بدن و شش دست که در مجموع روی پاهایی سوار بودند. او دارای گله گاوی باشکوه به رنگ قرمز بود که توسط یک چوپان و سگی دو سر به نام ارثروس (که برادر سربروس بود) محافظت میشد. هرکول هر دو آنها را کشت و سپس به جنگ با گروئون پرداخت و او را با تیری زهرآلود از پای درآورد.
۱۱ ـ به دست آوردن سیبهای زرین از باغ هسپریدس، که همیشه به وسیله اژدهای صدسر لادون نگهبانی میشد. هرکول اطلس را با پیشنهاد نگه داشتن زمین فریب داد تا سیبها را برایش بیاورد. وقتی او با سیبها بازگشت، هرکول از او خواست زمین را برای چند لحظه نگه دارد تا او بتواند بالینی برای درد شانههایش بیاورد. اطلس این کار را کرد و هرکول با سیبهایش آنجا را ترک کرد.
۱۲ ـ آوردن سربروس، سگ سه سر هادس روی سطح زمین.
سرانجام پس از دوازده سال و دوازده خان، هرکول یک انسان آزاد بود. او پس از دوازده خان به آرگونوتها برای پیدا کردن پشم زرین پیوست و پس از آن، به روستای تبس رفت تا با دیانیرا، دختر پادشاه کالیدون اوینئوس، ازدواج کند. او با خدای رودها آکلوس برسر دیانیرا مبارزه کرد و او را شکست داد. آنها در صلح و صفا در کالیدون زندگی میکردند تا اینکه روزی هرکول به اشتباه ساقی را به قتل رساند و آنها مجبور شدند به تراخیس فرار کنند.
دیانیرا فرزندان زیادی برای هرکول به دنیا آورد. مدتی بعد یک سانتور مرد (حیوان افسانهای با بالاتنهٔ انسان و پایین تنه اسب) به نام نسوس دیانیرا را ربود، ولی هرکول با پرتاب تیر زهرآلودی به قلب نسوس او را آزاد کرد. نسوس هنگام مرگ به دیانیرا گفت، قسمتی از خون او را نگه دارد و وقتی حس کرد دارد هرکول را از دست میدهد، از آن به عنوان داروی عشق بر روی هرکول استفاده کند.
پس از گذشت چندین ماه دیانیرا فکر کرد، زن دیگری وارد زندگی او و هرکول شده است؛ بنابراین، دیانیرا یکی از لباسهای هرکول را با خون نسوس شست و به او داد تا به تن کند. نسوس به او دروغ گفته بود و خون همچون زهر در تن هرکول اثر کرد. بعد از این ماجرا هرکول به المپ برده شد و به او وعده زندگی ابدی دادند و با دیگر خدایان زندگی کرد. او در المپ با هبه ایزدبانوی جوانی، فرزند زئوس و هرا ازدواج کرد.

آنچنان که از داستان فوق برمیآید حتی میتوان بیش از یک سه گانه درباره ماجراهای «هرکول» ساخت و این افسانه را تا آنجا که ممکن است برجسته کرد؛ مردی قوی اندام که اسطوره شد و بیشباهت به رستمِ دستان فرزند زال که او خود نیز فرزند سام و نواده نریمان بود. هفت خان رستم نیز برای خود بسیار جذاب است و شباهتهایی نیز با دوازده خان هرکول دارد:
۱ ـ نبرد رخش با شیر بیشه، رخش دو دست را برآورد و بر سر شیر زد و دندان بر پشت آن فرو برد. چندان شیر را بر خاک زد تا وی را ناتوان کرد و از هم درید.
۲ ـ گذر از بیابان خشک و بیآب و علف، رستم با خداوندگار راز و نیاز میکند و خدا راهی برایش میگشاید.
۳ ـ نبرد با اژدها، رخش بار دیگر به داد رستم رسید و ناگاه برجست و دندان در تن اژدها فرو برد و پوست او را چون شیر از هم بدرید. رستم تیغ برکشید و سر از تن اژدها جدا کرد.
۴ ـ زن جادو، چون نام یزدان بر زبان رستم گذشت ناگاه چهره زن جادو دگرگونه شد و صورت سیاه اهریمنی اش پدیدار شد. رستم تیز در او نگاه کرد و دریافت که زنی جادوست. زن جادو خواست که بگریزد، ولی رستم کمند انداخت و با خنجر او را از میانه به دو نیم کرد.
۵ ـ جنگ با اولاد مرزبان، رستم به سپاه حمله برده و پس از تار و مار کردن آنان اولاد را اسیر کرد و به او گفت که اگر محل دیو سپید را به وی نشان دهد، او را شاه مازندران خواهد کرد و در غیر این صورت او را خواهد کشت. اولاد نیز پیشاپیش رستم و رخش به راه افتاد تا محل دیو سپید را به آنان نشان دهد.
۶ ـ جنگ با ارژنگ دیو، تهمتن با حملهای سریع، سر ارژنگ دیو را از تن جدا ساخت و در نتیجه سپاهیان ارژنگ دیو نیز از ترس پراکنده شدند.
۷ ـ جنگ با دیو سفید، دیو سفید با سنگ آسیاب و کلاه خود و زره آهنی به جنگ رستم رفت. رستم یک پا و یک ران وی را از بدن جدا ساخت. دیو با همان حال با رستم گلاویز شد و نبردی طولانی میان آندو درگرفت کهگاه رستم وگاه دیو در آن برتری مییافتند. در پایان، رستم با خنجر خود دل دیو را پاره کرده و جگر او را درآورد. سایر دیوان با دیدن این صحنه فرار کردند.

رستم دو ویژگی افزون بر قدرت بدنی هرکول دارد و آن هم اتکای مکرر به خداوند یکتا و همچنین خردگرایی است و شاید جذابیتهای برخی خانهای هرکول در خانهای رستم نباشد؛ اما در مجموع آنچه در این قالب به عنوان اسطوره ایرانی شکل گرفته، ارزش حماسی بالایی دارد که حداقل میتوان در قالب یک اثر بلند سینمایی با تکیه بر آخرین تکنولوژیهای روز بصیری به تصویرش کشید و اسطورههای ایرانی را جهانی کرد و آن گونه نبود که در کشور خودمان نیز بخشی از مردم نتوانند هفت خان رستم را پهلوانی ایرانی، متکی بر ایزد متعال برشمارند.
با وجود این، هیچ ارادهای برای ساخت چنین اثر سینمایی در ایران زمین دیده نمیشود و دریغا که امیدی نیز به تولید چنین اثری در بستر کنونی هنر هفتم ایران نیز نیست که سوای تولیدات دولتی، در پی ساخت این اثر نه در اشکال کاریکاتوری، بلکه با همان ابهت اساطیری برآیند. شاید اهالی سینمای ایران چند قرن دیگر فرصت یافتند تا
سراغ پردازش چهره اسطورههایمان نظیر رستم و آرش کماندار بروند که به جز قدرتِ بازو، عقل و ایمان را توأمان داشتند، البته اگر تا آن زمان در غرب فیلمش را نساخته باشند! عجالتاً تریلر «هرکول» را می بینید.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
فعلا نسازند بهتره تاببینیم نسل بعد چگونه خواهند بود
اگه فیلم رستم رو بسازن باید اون خان چهارم رو سانسور کنند. :-)
با سپاس از تابناک
رستم و سهراب، رستم و اسفندیار، بیژن و منیژه، ویس و رامین، شیرین و فرهاد و خسرو، آرش، سورنا، آریوبرزن، فردوسی، سعدی و صدها نمونه دیگر. این همه ظرفیت ولی دریغ از عزم و غیرت آنان که می توانند و نمی کنند و آنان که می خواهند ولی نمی توانند.
جومونگ خوبه رستم وکیخسرو می خایم چیکار!!!!!!!!!!
من کارگردانم از نظر من ساخت چنین فیلم نیاز به هزینه های بالایی تا حدود 45000000 دلار هزینه میخواد که به پول ایرا ن میشه : 135000000000 تومان.
دوم جلوه های ویژه گر خوبی میخواد که انیمیشن فوقالعاده بلد باشده که تو ایران نیست.بهتره با یک تهیه کننده خارجی قرارداد بست.
اگه رستم و شاهنامه مال خارجیا بوده الان هزار تا فیلم براش درست میکردند.
بنظر من اگه ایران با همکاری کمپانی های بزرگ مثل هالیوود و تحت نظارت ایران بتونه فیلمو بسازه بدون کوچکترین تغییر در مختوا می تونه فوق العاده عالی باشه
چهار سال پیش نیمی از شاهنامه رو بصورت فتو انیمیشن برای شبکه آموزش ساختیم هنوز حق الزحمش رو تسویه نکردن . میگن بودجه نداریم . ظاهرا واسه اینطور موضوعاتی کلا بودجه ندارن !!!!!!!!!
من بر عکس خیلی از مردم فکر میکنم میتونیم بسازیم...خیلی عالی هم میتونیم بسازیم
تو رو خدا این یکی رو بی خیال شین همون بهتر که در باره اونا فیلم نسازین حیف اونا نیست با این فیلمسازایه عقب مونده ووواز همه جا رونده شخصیت هساطیرمونو خراب کنیم بزار همونا بسازن بهتر میشه قول......
رستم افسانه است و افسانه ماندگار نیست
فعلا به فکر وارد کردن زنان چینی درسریال های صدا و سیما هستیم!!!!!!!!!!!
اگر در غرب یک زمان راجع به ایران باستان چیزی درست کنن تو مایه های همون فیلم 300 کذایی در میاد. خودمون باید دست به کار شیم البته با این سانسور تو سینمای ایران عملا بعیده بشه کار خاصی کرد...
دوستان به نظرم چیزی که سبب ضعف در صنعت فیلم ما شده ضعف ادبیات معاصرمان است!
برای مثال فیلم جواهری در قصر تنها از یک جمله مانده در تاریخ کشور کره پرداخته شد(دای یانگوم ...) ولی عوامل فیلمساز آن کشور از همین یک جمله بازمانده از متون تاریخی یک سریال بلند بالا ساختند! (که علی رغم همه ضعف های آشکار باز توانست بسیاری از ایرانیان را در پای تلوزیون بنشاند)
تبدیل متن شعری مثلاً شاهنامه یا خدای نامه یا گرشاسبنامه و .... بسیاری از آثار منظوم تمدن ایرانی به سناریویی جذاب و درخور برای هنر فیلمساری جدا از نیازمندیهای فنی در گام نخست نیازمند انسانهایی دارد که نگاهی ژرف و روح و باوری سترگ داشته باشند کسانی باشند همچون خیام و فردوسی و اسدی طوسی و مولوی و .... با نگاه های سطحی رایج و عوامل کاری ضعیف و سیاست زده و قواعد اداری مبتذل و سست بنیادمان نمی توانیم هنری در خور سده بیست یکم میلادی بیافرینیم که حس پاک و طینت حق جوی و کمال طلب انسانها را در هرجای جهان، به خود برکشاند!
فکر نان کن که خربزه آب است , شکم مردم را سیر کنید بقیه پیش کش
آره موافقم...حیفه ...
اگه یکی بتونه فیلم نامه قوی بنویسه و از طریق هالیود بشه انجام داد موافقم...
از داستان تا راستان.از رستم تا يعقوب ليث صفار. كه رستم يلي بود در سيستان .
یک بار زندش کردیم
یک بار دیگه کشتیمش
یک بار ساختن
سریال چهل سرباز که رستم وسهراب زیر ابرو برداشته بودن توش
خواهشا دوباره کسی فیلم و سریالی نسازه که حتما این دفعه ساپورت پاشون میکنن
مردم اسطوره ها رو تو ذهنشون بسازن خیلی بهتره تا با این فیلم و سریالای آبگوشتی آبروی اسطوره رو هم ببریم
صبر كنيد تا چند وقت ديگه پاكستان هم رستم رو تصاحب مي كنه و به اسم خودش فيلم ميسازه
شاهنامه فردوسی شامل چندین سناریو بی نظیر هستش و جدای از شاهنامه صدها افسانه وواقعیت تاریخی داریم که اگه ماهی یکی از این آثار تبدیل به فیلم بشه صدسال وقت نیازه.ولی فعلا ایرانی بودن جرمه؟؟؟!!! هییییس
چیزی که کاملا مشخصه و در طول این مدت همه بهش واقف هستیم سینمای ایران پتانسیلش در همین حده من که با فیلمهای ترکیه راحت تر هستم و زبانش هم به من میخوره...
معمولا نظر امثال من منتشر نمیشه...
دلم برای رستم میسوزه یاشاید برای فردوسی که تا کی باید غریب باشند !!!
اگه بخواين مثل فيلم 40 سرباز درست كنيد.......
همون بهتر كه درست نكنيد!!!
همون که نسازن بهتره، مثله ملک سلیمان گند میزنن به داستان ...
اسطوره های ما بزرگتر از هرکول و امسال اینها هستندرشادت غیرت ایمان و جوانمردی آخه هرکول مال این حرفاست؟ یابیشتر به به این مردمان نجیب(ایرانیان) بیشتر میاد؟
همه ی این فیلم های پر هزینه رو آمریکا میسازه . ما که هیچ چی ، آلمان و ژاپن هم نمی تونند این فیلم ها رو بسازند .
خب چند تا ایرانی پولدار میتونن هزینه ساختشو به یکی از کمپانی های هالیوود بدن اونا هم با شرکت همین بازیگرای امریکایی بسازن . کلی هم می تونن پول به جیب بزنن
ما هم خوشحال میشیم
اصلا یه فیلم تمیز میشه از داستان نبرد رستم و اسفندیار در اورد با کلی جلوه تصویری مسحور کننده ! یه لحظه تصور کنید
سینما ابزار می خواد و هنر بچه بازی نیست. همون بهتر که فیلم تاریخی نسازیم مثل راه آبی ابریشم که افتضاح بود و مزحک.....
صدا و سیما باید همون سرزمین کهن رو بسازه تا بعد 1 هفته پخشو متوقف کنه.
هر وقت توانستیم یک استادیوم فوتبال را که بعد از 25 سال هنوز نیمه کاره است تمام کنیم همان زمان خواهیم توانست زودتر ار بقیه فیلم فرهنگ و تمدن ایران زمین را بسازیم!!!!
میگم بدیم هالیوود کنترات واسمون بسازه.
بابا ما از همه چی ناامید شدیم تو دیگه به ناامیدیهامون اضافه نکن!
درود بر رستم دستان، خدا رحمت کند او و یارانش را
من حاضرم نقش رستم رو بازی کنم
1-اونا برای اسطوره های و تاریخ ما فیلم میسازند
2- ما می گیم اینا ضد ایرانیه و تحریف شده
3- مسئولین بیانیه میدهند و اعتراض می کنند
این چرخه هی تکرار شده،تکرار میشه ،تکرار خواهد شد
متاسفانه همواره ما باید با دیدن این فیلم ها افسوس بخوریم که چرا نباید داستانها و اسطوره های پر محتوای ما به فیلم با کیفیت تبدیل شود.
چند قرن رو خوب اومدی
مردممون به جای اسطوره ها و تاریخ خودشون باید تاریخ کره رو حفظ باشند
همون نکنند سنگین تره ،فعلا با این وضع نمیشه
رستم فراتر از فیلم تجاری است !
دوست عزیز ، رسانه رسانست !
حالا می خواد شاهنامه فردوسی باشه یا فیلم سینمایی
اتفاقاً تو دنیای امروز اثر گذاری و مقبولیت فیلم خیلی بیشتر از کتابه
فقط کاش بتونیم اسطوره ها مونو درست به دنیا و به خودمون معرفی کنیم
Arash Kamangeer na Arash Kamandar. Lotfan tashih konid.
ولی باور کنین اگه بسازیم شرمنده فردوسی میشیم.چون کارگردان و بازیگری در اون حد نداریم.تنها موضوع سینمای ایران عشق و ازدواجه و بس.
سلام. به نظرم نسازند بهتره مثل سریال 40 سرباز محمد نوریزاد میشه که گند زد به همه اسطوره های از بدو تاریخ ایران تا اسلام و ..........
تازه فقط رستم نیست.
داستان زال و رودابه بیشترین پتانسیل برای یک فیلم عاشقانه رو داره.
یا داستان سیاوش
یا ...
هر شخصیت شاهنامه به تنهایی میتونه یک فیلم فاخر بشه.
داستان عاشقانه یه حرفایی میزنی اینجا ایرانه عشق بده
به نظر من کارگردان های داخلی نسازن بهتره ...چون طوری میسازن که دیگه آدم از هر چی پهلوانه زده میشه..همین اخراجی معراجی رو برن دنبالش هم مردم استقبال میکنن هم توجیح اقتصادی داره
اره موافقم
کوروش ورستم وآرش کماندار وآریوبرزن وکاوه ی آهنگر وسورنا فرمانده ی ایرانی و...تمدن به این بزرگی چرا فیلمش تولید نمی شود؟
چون اون وخت شما فیلت یاد هندوستان میکنه!
شما چند سالته؟ تو کدوم کشور زندگی می کنی؟ یک مجسمه نمی تونیم داشته باشیم حالا بخواهیم فیلم هم بسازیم و قهرمان پروری کنیم؟ اصلا می دونی فردوسی کجا دفن شده و چرا؟!
راستی یه فیلم درست کرده بودند که برا رستم شاخ گذاشته بودندطبق اشعار فردوسی رستم شاخ داشته؟
عجب!
رستم از جمجمه ی دیو سپید برای خودش کلاهخود درست میکنه ( شاخ برای دیوه بوده)
نقش رستم و کی می خواد بازی کنه؟؟!!
علی لابی استیلشم میخوره به رستم
بهبود !
نقشش رو نمی دونم ، اما کارگردانیش رو بدیم به ده نمکی یا استاد سلحشور
(-:
جمشید هاشم پور اگه بتونه
سلام. تابحال داستان جومونگ را با شاهنامه قیاسی کرده اید؟!؟
نه چرا باید قیاس کنیم اخه ه ه
الان منفی بدم یعنی قیاس نکردیم یا نمی خوام قیاس کنم؟!
بابا همان زنده نکنیم بهتره، تن فردوسی هم در قبر نمی لرزه!
لطفا رستم رو فيلم نكنيد ممنون ميشيم
با كدوم تكنولوژي؟؟؟؟ با يه مشت بازيگر فيس و افاده اي؟؟؟؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.