شمارش معكوس براي اعدام عاملان جنايت جاده تلو
همزمان با تاييد حکم قصاص دو پسر جوان که با انگيزه اي نامشخص جسد دوست خود را پس از قتل به آتش کشيده بودندشمارش معکوس برای اجرای حکم آنها آغاز شد.
به گزارش قانون، دي ماه سال 90 مردي با مراجعه به کلانتري 159 بيسيم با طرح شکايتي گفت: پسرم به نام محمدصادق 18 ساله همراه يکي از دوستانش به نام نقي، از خانه خارج شد و ديگر بازنگشت. قرار بود او براي خريد کاپشن به تهرانپارس برود که به طرز مرموزي ناپديد شد.
در ادامه با تشکيل پرونده مقدماتي و به دستور موسوي، داديار شعبه پنجم دادسراي امور جنايي تهران، پرونده براي رسيدگي تخصصي در اختيار اداره يازدهم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.
با توجه به اظهارات پدر محمدصادق مبني بر اينکه پسرش به قصد ملاقات با نقي از خانه خارج و ناپديد شدهاست، کارآگاهان اداره يازدهم با انجام هماهنگي قضايي لازم، پسر18 ساله را در منطقه ميدان شوش دستگير و براي انجام تحقيقات به اداره يازدهم منتقل کردند.
با دستگيري نقي، وي در اظهارات اوليه منکر هرگونه ملاقات با محمدصادق شد، اما زمانيکه نتوانست براي سخنانش دلايل و مدارک قانعکنندهاي به کارآگاهان ارائه کند، در اظهارات متناقضي منکر صحبتهاي اوليه خود درخصوص عدم ملاقات با پسر ناپديدشده شد و در صحبتهای جديد خود به کارآگاهان گفت: قرار بود همراه محمدصادق و براي خريد لباس، به تهرانپارس برويم، اما او هيچ لباسي خريداري نکرد. به پيشنهاد محمدصادق و براي کشيدن قليان به منطقه لشگرک رفتيم، اما در آنجا با دو نفر درگير شديم. در آن لحظه براي آنکه آسيبي به ماشينم وارد نشود، محمدصادق را لحظاتي تنها گذاشتم و از محل دور شدم، پس از دقايقي و براي کمک به محمد، دوباره به محل درگيري بازگشتم، اما ديگر اثري از محمد پيدا نکردم و تنها موفق شدم که کفش خوني وي را در نزديکي محل درگيري پيدا کنم.
با توجه به اظهارات جديد نقي، کارآگاهان براي بررسي صحت اظهارات او به محل مورد ادعايش در منطقه لشگرک رفتند و در آنجا به تحقيقات از کسبه محل پرداختند، اما هيچکدام از کسبه محل، سخنان متهم درخصوص وقوع درگيري دستهجمعي را تأييد نکردند.
در شرايطي که کذب بودن تماميسخنان نقي براي کارآگاهان قطعيتر شده بود، وي اينبار در اظهارات جديدي به کارآگاهان گفت: در محل پيدا شدن کفش خوني متعلق به محمدصادق، جسد او را در حاليکه در زير خاک مدفون و تنها سرش از خاک بيرون مانده بود، پيدا کردم و تنها براي آنکه آسيب بيشتري به جسد وارد نشود، سر محمدصادق را در زير خاک قرار دادم.
با اظهارات جديد متهم در خصوص مرگ محمدصادق، کارآگاهان که خود را در برابر يک جنايت مشاهده کرده بودند، با اطلاعات بهدست آمده از نقي به محل دفن جسد رفتند و در بررسيهاي انجام شده موفق به کشف جسد متعلق به محمدصادق شدند.
با کشف جسد و تأييد هويت مقتول، متهم براي انجام تحقيقات به اداره يازدهم منتقل و تحقيقات از وي در خصوص ارتکاب جنايت در دستور کار قرار گرفت. سرانجام متهم لب به اعتراف گشود و در اعترافات خود به کارآگاهان گفت: یکی از دوستانم به نام خالد ، مرتکب قتل محمدصادق شد و پس از قتل جسد او را دفن کردیم.
با توجه به اعترافات متهم در خصوص ارتکاب جنايت و معرفي خالد 19 ساله به عنوان عامل اصلي جنايت، کارآگاهان اداره يازدهم با شناسايي مخفيگاه خالد در منطقه شوش در حاليکه متهم قصد داشت، از طريق پشت بام از محل متواري شود، وي را دستگير و به اداره يازدهم منتقل کردند.
با آغاز تحقيقات از متهم دستگير شده، وي به حضور خود در محل وقوع جنايت اعتراف، اما مدعي شد که عامل اصلي ارتکاب جنايت وي نبوده و محمدصادق به دست نقي به قتل رسيده است. با تکمیل تحقیقات پرونده برای محاکمه به شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و صبح دیروز دو متهم به قتل پای میز محاکمه قرار گرفتند.
در ابتدای جلسه دادگاه نماینده دادستان با تشریح کیفرخواست برای قاتل تقاضای مجازات قانونی کردو اولیای دم مقتول نیز خواستار قصاص قاتل شدند. سپس نقی در جایگاه قرار گرفت و در دفاع از خود گفت: روز حادثه که براي خريد لباس با محمدصادق قرار داشتم، خالد با من تماس گرفت و اظهار داشت که من نيز به همراه شما و براي خريد لباس به تهرانپارس ميآيم. در بين راه بود که نظر هر سه نفرمان براي خريد لباس تغيير کرد و تصميم گرفتيم تا براي تفريح و کشيدن قليان به لشگرک برويم. در بين راه و در منطقه تلو بود که از ماشين پياده شديم تا از بالاي جاده به مشاهده منطقه بپردازيم که به علت سرد بودن هوا، من به سرعت به داخل ماشين بازگشتم، اما خالد و محمدصادق همچنان در بيرون از ماشين ايستاده بودند. ناگهان در کمال تعجب خالد را مشاهده کردم که قمهاي را از زير لباس خود خارج و به قصد گرفتن پولهاي همراه محمد، شروع به تهديد وي کرد که لحظاتي بعد، خالد ضرباتي را با قمه به محمد وارد کرد که بر اثر اين ضربات محمدصادق روي زمين افتاد. در همين لحظه من از ماشين پياده شدم و قصد داشتم که محمد را به بيمارستان منتقل کنم، اما خالد ضربات متعدد ديگري را به گردن و سينه او وارد کرد که باعث مرگش شد.
متهم در ادامه اظهاراتش گفت: پس از کشته شدن محمدصادق، خالد چاقوي کوچکي را به من داد و با تهديد مرا مجبور کرد تا دو ضربه به دست و پهلوي محمد وارد کنم. سپس به در خانه محمد مراجعه و به دروغ به پدر محمد گفتيم که محمد با ما نبودهاست و دوباره به محل قتل بازگشتيم. اينبار خالد با بنزيني که در بين راه خريداري کرده بود، اقدام به آتش زدن جسد محمد کرد. سه روز بعد از حادثه بود که دوباره به محل جنايت بازگشتم و در حاليکه سر محمد در بيرون از خاک قرار داشت، وي را کاملا در زير خاک دفن کردم و از محل دور شدم. خالد هم در دفاع از خود گفت: من تنها چند ضربه به سر محمد صادق زدم اما ضربات مرگبار را نقی زد. بعد از قتل نیز نقی پیشنهاد داد جسد را آتش بزنیم.
پس از آخرین دفاعیات متهمان قضات دادگاه برای صدور حکم وارد شور شده و هر دو متهم را به قصاص محکوم کردند.
با اعتراض متهمان پرونده برای رسیدگی نهایی به دیوان عالی کشور فرستاده شد که قضات دیوان عالی کشور حکم قصاص دو پسر جنایتکار را تاييد کردند.
به گزارش قانون، دي ماه سال 90 مردي با مراجعه به کلانتري 159 بيسيم با طرح شکايتي گفت: پسرم به نام محمدصادق 18 ساله همراه يکي از دوستانش به نام نقي، از خانه خارج شد و ديگر بازنگشت. قرار بود او براي خريد کاپشن به تهرانپارس برود که به طرز مرموزي ناپديد شد.
در ادامه با تشکيل پرونده مقدماتي و به دستور موسوي، داديار شعبه پنجم دادسراي امور جنايي تهران، پرونده براي رسيدگي تخصصي در اختيار اداره يازدهم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.
با توجه به اظهارات پدر محمدصادق مبني بر اينکه پسرش به قصد ملاقات با نقي از خانه خارج و ناپديد شدهاست، کارآگاهان اداره يازدهم با انجام هماهنگي قضايي لازم، پسر18 ساله را در منطقه ميدان شوش دستگير و براي انجام تحقيقات به اداره يازدهم منتقل کردند.
با دستگيري نقي، وي در اظهارات اوليه منکر هرگونه ملاقات با محمدصادق شد، اما زمانيکه نتوانست براي سخنانش دلايل و مدارک قانعکنندهاي به کارآگاهان ارائه کند، در اظهارات متناقضي منکر صحبتهاي اوليه خود درخصوص عدم ملاقات با پسر ناپديدشده شد و در صحبتهای جديد خود به کارآگاهان گفت: قرار بود همراه محمدصادق و براي خريد لباس، به تهرانپارس برويم، اما او هيچ لباسي خريداري نکرد. به پيشنهاد محمدصادق و براي کشيدن قليان به منطقه لشگرک رفتيم، اما در آنجا با دو نفر درگير شديم. در آن لحظه براي آنکه آسيبي به ماشينم وارد نشود، محمدصادق را لحظاتي تنها گذاشتم و از محل دور شدم، پس از دقايقي و براي کمک به محمد، دوباره به محل درگيري بازگشتم، اما ديگر اثري از محمد پيدا نکردم و تنها موفق شدم که کفش خوني وي را در نزديکي محل درگيري پيدا کنم.
با توجه به اظهارات جديد نقي، کارآگاهان براي بررسي صحت اظهارات او به محل مورد ادعايش در منطقه لشگرک رفتند و در آنجا به تحقيقات از کسبه محل پرداختند، اما هيچکدام از کسبه محل، سخنان متهم درخصوص وقوع درگيري دستهجمعي را تأييد نکردند.
در شرايطي که کذب بودن تماميسخنان نقي براي کارآگاهان قطعيتر شده بود، وي اينبار در اظهارات جديدي به کارآگاهان گفت: در محل پيدا شدن کفش خوني متعلق به محمدصادق، جسد او را در حاليکه در زير خاک مدفون و تنها سرش از خاک بيرون مانده بود، پيدا کردم و تنها براي آنکه آسيب بيشتري به جسد وارد نشود، سر محمدصادق را در زير خاک قرار دادم.
با اظهارات جديد متهم در خصوص مرگ محمدصادق، کارآگاهان که خود را در برابر يک جنايت مشاهده کرده بودند، با اطلاعات بهدست آمده از نقي به محل دفن جسد رفتند و در بررسيهاي انجام شده موفق به کشف جسد متعلق به محمدصادق شدند.
با کشف جسد و تأييد هويت مقتول، متهم براي انجام تحقيقات به اداره يازدهم منتقل و تحقيقات از وي در خصوص ارتکاب جنايت در دستور کار قرار گرفت. سرانجام متهم لب به اعتراف گشود و در اعترافات خود به کارآگاهان گفت: یکی از دوستانم به نام خالد ، مرتکب قتل محمدصادق شد و پس از قتل جسد او را دفن کردیم.
با توجه به اعترافات متهم در خصوص ارتکاب جنايت و معرفي خالد 19 ساله به عنوان عامل اصلي جنايت، کارآگاهان اداره يازدهم با شناسايي مخفيگاه خالد در منطقه شوش در حاليکه متهم قصد داشت، از طريق پشت بام از محل متواري شود، وي را دستگير و به اداره يازدهم منتقل کردند.
با آغاز تحقيقات از متهم دستگير شده، وي به حضور خود در محل وقوع جنايت اعتراف، اما مدعي شد که عامل اصلي ارتکاب جنايت وي نبوده و محمدصادق به دست نقي به قتل رسيده است. با تکمیل تحقیقات پرونده برای محاکمه به شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و صبح دیروز دو متهم به قتل پای میز محاکمه قرار گرفتند.
در ابتدای جلسه دادگاه نماینده دادستان با تشریح کیفرخواست برای قاتل تقاضای مجازات قانونی کردو اولیای دم مقتول نیز خواستار قصاص قاتل شدند. سپس نقی در جایگاه قرار گرفت و در دفاع از خود گفت: روز حادثه که براي خريد لباس با محمدصادق قرار داشتم، خالد با من تماس گرفت و اظهار داشت که من نيز به همراه شما و براي خريد لباس به تهرانپارس ميآيم. در بين راه بود که نظر هر سه نفرمان براي خريد لباس تغيير کرد و تصميم گرفتيم تا براي تفريح و کشيدن قليان به لشگرک برويم. در بين راه و در منطقه تلو بود که از ماشين پياده شديم تا از بالاي جاده به مشاهده منطقه بپردازيم که به علت سرد بودن هوا، من به سرعت به داخل ماشين بازگشتم، اما خالد و محمدصادق همچنان در بيرون از ماشين ايستاده بودند. ناگهان در کمال تعجب خالد را مشاهده کردم که قمهاي را از زير لباس خود خارج و به قصد گرفتن پولهاي همراه محمد، شروع به تهديد وي کرد که لحظاتي بعد، خالد ضرباتي را با قمه به محمد وارد کرد که بر اثر اين ضربات محمدصادق روي زمين افتاد. در همين لحظه من از ماشين پياده شدم و قصد داشتم که محمد را به بيمارستان منتقل کنم، اما خالد ضربات متعدد ديگري را به گردن و سينه او وارد کرد که باعث مرگش شد.
متهم در ادامه اظهاراتش گفت: پس از کشته شدن محمدصادق، خالد چاقوي کوچکي را به من داد و با تهديد مرا مجبور کرد تا دو ضربه به دست و پهلوي محمد وارد کنم. سپس به در خانه محمد مراجعه و به دروغ به پدر محمد گفتيم که محمد با ما نبودهاست و دوباره به محل قتل بازگشتيم. اينبار خالد با بنزيني که در بين راه خريداري کرده بود، اقدام به آتش زدن جسد محمد کرد. سه روز بعد از حادثه بود که دوباره به محل جنايت بازگشتم و در حاليکه سر محمد در بيرون از خاک قرار داشت، وي را کاملا در زير خاک دفن کردم و از محل دور شدم. خالد هم در دفاع از خود گفت: من تنها چند ضربه به سر محمد صادق زدم اما ضربات مرگبار را نقی زد. بعد از قتل نیز نقی پیشنهاد داد جسد را آتش بزنیم.
پس از آخرین دفاعیات متهمان قضات دادگاه برای صدور حکم وارد شور شده و هر دو متهم را به قصاص محکوم کردند.
با اعتراض متهمان پرونده برای رسیدگی نهایی به دیوان عالی کشور فرستاده شد که قضات دیوان عالی کشور حکم قصاص دو پسر جنایتکار را تاييد کردند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اعدام شوندهردو
دوستان بیایید همه باهم برای فرج آقا امام زمان(عج)دعا کنیم وسعی کنیم پاک زندگی کرده تاشاهدچنین وقایعی درجامعه نباشیم.
فقط إعدام و بس
اول اعدام بعد سوزاندن جسد
دیگه نه دیگه
نشد دیگه
فقط اعدام
اعدام باعث ميشه زود راحت بشن ,اين جونورا رو بايد به حبس ابد با اعمال شاقه تو يه منطقه بد آب و هوا مثل كوير به كار گرفت تا هم تا آخر عمر عذاب وجدان راحتشون نذاره هم اينكه يه كار مفيد كرده باشن .
فقط اعدام.
در بدترین شرایط هم نمی توانم تصور کنم که آدم می کشم.به گمانم در محیط های عاری از احساس و با خشونت زیاد بزرگ شده اند که اینقدر سنگدل و بی رحم هستند.این ها چه شکلی هستن؟
درباره انگیزه قتل هیچی گفته نشد که یعنی فقط به خاطر پول دست به این جنایت زدن ؟ احتمالا مشکل روانی داشتن .اعدام درست نیست حبس ابد بیشتر عذاب میده
اینها خیلی پست و کثیف هستن
ولی من با اعدام مخالفم
به نظرم
دولت باید یک ندامتگاه (زندان) غیر انتفاعی در یک منطقه بد آب و هوا داشته باشه و اینها تا پایان عمر در اون زندان نگهداری شن و کتاب بخونن و استغفار کنن و قالی ببافن (برا اینکه هزینه هاشونو خودشون در آرن و سر بار جامعه و بیت المال نباشن)
کم کم دارم شک میکنم که انسان اشرف مخلوقاته
خرید کاپشن بهانه بوده،گویا این دو نفر،از پیش نقشه ی کشتن او را داشتند و گرنه ،یکی از انهد یادش میاد که از ان جوان بخت بر گشته پول بگیرد،ان هم میان راه? شاید هم در خواست غیر اخلاقی داشتند و یا دلیل های دیگر. اما چیزی که رنج اور است،سنگدلی دو جوان در این سن پایین! این کار ها،روزگاری از ادم کش های حرفه ای بر می امد. نه ترسی،نه دلسوزی،" چاقو زد،خاکش کردیم، دو ردز دیگه،رفتیم سرش بیرون بود،دوباره خاک کردیم،سوزاندیم. . . " خدایا،این دو جوان چه گونه و زیر دست چه کسانی بزرگ شده اند?
به نظر من این دو تا روانی رو مثل سگ اعدام کنید ...دوست باشن ولی برا مقدار اندگی پول رفیقشون رو تکه پاره کنن وای به حال روزی که این دونفر توخیابان با ناموس مردم چه کار کنن
اکراه و اجبار دیگری مجوز قتل نیست و لذا رای دادگاه بدرستی در قصاص هر دو صادر شده است
واي چه هولناك. همه چيز درد ناك و سخت و بي رحمانه شده. چرا. پول. فقر. فساد. گيج شدم. اخبار حوادث رو نمي خونم كاش اين رو نخونده بودم
خداییش اگر بچه شما رو اینجور میکشتن و میسوزوندن همینطور کامنت میذاشتین که اعدام نکنن و مسخره میکردین؟
نقی یه...!!؟؟
نفر سوم خود مقتول هست
هردوی این کثافتها بایداعدام شوند.
به نظر من دليل قتل چيز ديگه اي بوده كه مخفي ميكنن. شايد هر سه قبلا قتل ديگه اي كردن و سر اون با هم درگير شدن و ...
اعدام فقط اعدام
قمه مال نقی بود . تو دستش بود
همش به خاطر استفاده از مواد مخدر جدید همچونشیشست.نکشید
شيشه كه كشيدني نيست , اون كشه كه ميكشن , شيشه شكستنيه
نکِشید یا نکُشید؟؟
ببخشید؟ پس چیکار کنیم؟بابا آدم کشتن
اینا که دوتا بی عقل شرور هستن نفر سوم کیه که هی کامنت میزارید این سه نفر اعدام بشن؟؟؟؟؟؟
پناه بر خدا
خیلی پست ونامردند و معلومه که از قبل باهم قرار کشتن دوست خودرا داشته اند حکم دادگاه به حق و درست می باشد
نفر سوم منم
فکر کنم اونایی که منفی میدن خودشون قاتلن،سریع اعدامشون کنید
اعدام چیز خوبی نیست باید دلیل قتل برای مقداری پول ناچیز ریشه یابی شود
شاید پول ناچیز بوده ولی قیمت زندگی یک انسان چقدر هست؟!
اگه مقتول برادر خودت بود چی؟
اينايي كه خواستار اعدام سه نفر هستند ميشه بگن نفر سوم كيه ؟!!!
بنظر من نقی نباید اعدام شود چون در لحظه وقوع قتل در صحنه جنایت حضور نداشته و تنها در داخل ماشین بوده است
چرا منکر همه چیز شده بود پس در قتل شریک بوده است ...
اين چيزيه كه خودش ميگه
بچه های 18 ساله ای که آدم می کشند بعدش هم می سوزانند، خدا رحم کنه به همه
اعدام نه! زندان تا زمانی که واقعا به اشتباهشان پی ببرند. با اعدام فقط شرشان را کم می کنیم! اما وظیفه انسانی ما گسترش اخلاق و ادب است. تمام عواملی که این بچه ها را قاتل کرده است مقصرند. با اعدام این دو کوتاه ترین و ساده ترین راه را پیموده ایم.
وصیت کن کشته شدی قاتلت رو نوازش کنند آدم شه
بعد هم وقتی به اشتباهشان پی بردند ، شما با انها میری خرید دیگه ؟!
فقط اعدام اونهم با داروي كچلي كه در خبر ديگري چاپ شده
خدا اخر وعاقبتمون را در جامعه ای که به هیچ کس نمی شود اعتماد کرد ،به خیر کند .فکر می کنم وقت اون فرا رسیده که متفکرانه به چرایی چنین سرنوشتی بپردازیم .اینهمه اعدام های بی نتیجه نشان از وضعیت بحرانی جامعه دارد ،باید به چرایی این بحران اندیشید ،قبل از اینکه خودمان هم ملقب به قاتل یا مقتول شویم .
با 19 سال سن قاتل شدن ، جای تبریک داره
تو بعضی مناطق کودک قاتل هم هست
هرچه سريعتر و بدون فوت وقت هر سه نفر را باتفاق فقط اعدام، اعدام كنيد و همچنين كسبه محل كه درگيري را مشاهد نكردند را هم لطفا اعدام كنيد
خواستم شما يخورده از غم و اندوه جانكاه بياي بيرون
اگر هم دوس نداري دستور بدم اعدامت كنن؟
اگر این اتفاق برای نزدیکان شما می افتاد این همه با نمک نمی شدی .
ین کسبه محل را....... خیلی با مزه بود.
مردم ما چقدر اعدام دوست دارند!!!!
و احتمالا شما قتل دوست.
آره، اینکه قتله واسه سرقت هم حکم اعدام می دن! کلا دوست دارن یه جنایتی بشه بعد جانی رو اعدام کنن که اینا دست زن و بچه رو بگیرن ببرن تماشا، بدون اینکه حتی یک لحظه فکر کنن چرا با وجود این آمار بالای اعدام بازم هر روز جنایت های بیشتری اتفاق میوفته.
پس دوست داری به خرید همراه شما محکوم بشوند ؟!
واقعا به خاطر پولی ناچیز کشتنش یا موضوع یه چیزه دیگست.در هر صورت خاک بر سرشون.هردو اعدام
باهات موافقم قضیه یه جورایی مشکوکه
اعدام هر دوي اين افراد بهترين راه حل براي پاك كردن حامعه مي باشد
هرسه رو اعدام کنید بعد والیدین هر سه رو با این تربیت بچه بعدی پدر بزرگ و مادربزرگ هر سه رو با این تربیت والدین این سه پسر و بعد.... تا برسیم به قتلهای آینده.
دقیقا، با این پستهایی که مردم ما میزارن بنظر میاد همه شون تشنه به خون باشن، روشون نمی شه وگرنه این پیشنهاد رو بصورت جدی مطرح می کردن.
فقط اعدام و لا غیر
بایتس اعدام بشن چون بالفطره قاتل هستند و برای جامعه خطرناک
اعدام نه ...هر دو نفر آدم پست و رذل باید کشته و سوزانده شوند .....لعنت ابدی بر آنان باد.....
چطوره اول سوزنده بشن بعد اعدام شن
من زورم میاد که مقتول بدون هیچ دلیلی کشته شد
فقط اعدام و لا غیر
چرا با وجود قصاص باز هم شاهد همچين مواردي در كشورمان هستيم؟مگر اطلاع ندارندكه دست به چنين جنايت هائي مي زنند؟
حالا اگه از اعدام نمیترسیدن ببین چیکار می کردن
اگر اعدام هم نشوند فکر میکنید سربراه میشوند؟
اطلاع دارن ولی از اونجایی که اعدام نه تنها جلوی خشونت رو نمی گیره بلکه اونو ترویج می ده، روز به روز شاهد جنایات بیشتری در کشور هستیم.
هرسه نفر رو اعدام كنيد
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چی ؟؟؟؟
اعدام
هر دو را اعدام کنید.
فقط اعدام
هر چه رودتر بايد قاتل بايد قصاص شود.
قاتلین
واقعا یکی از احمقانه ترین قتل هایی بوده که تا حالا شنیدم
فقر فرهنگی و اجتماعی در بعضی محلات بیداد می کند!!!!
احمقانه رو خوب اومدی
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.