جزئیات پرونـده شیطان شبرو
جزئیات رفتار شیطان شب رو که وحشت را به جان دو خانواده در کرمان انداخته بود در تجسسهای ویژه پلیس فاش شد.
به گزارش ایران، ساعت چهار بامداد دهم بهمن ماه سال گذشته، مردی با صدای وحشتزده با پلیس 110 کرمان تماس گرفت و از آنها کمک خواست.دقایقی بعد تیمی از مأموران به خانه این مرد رفتند و خانوادهای را پیش روی خود دیدند که از شدت ترس و وحشت زمینگیر شده بودند. مرد خانواده بریده بریده حرف میزد و زن و بچهاش نیز گریه میکردند.
مأموران با اقدامهای روانکاوانه آنان را آرام کردند و به تحقیق از پدر خانواده دست زدند. وی گفت: ما خواب بودیم که صدای فریاد همسرم را که آنطرفتر از من کنار دخترم خواب بود شنیدم، وقتی بیدار شدم مرد قدبلندی را در اتاق دیدم. قصد داشتم از جایم بلند شوم و برق را روشن کنم که وی من را با چاقو تهدید کرد اگر صدایمان در بیاید همگیما را خواهد کشت، از ترس جانمان هیچ حرفی نزدیم و وی لحظاتی بعد از خانه فرارکرد.
وی در ادامه افزود: برق را روشن کردم و میخواستم به پلیس زنگ بزنم که متوجه کیفی شدم که در گوشه اتاق افتاده بود، آن را برداشتم و یک کارت شناسایی از داخل آن بیرون آوردم و در حال بررسی آن بودم که مرد ناشناس دوباره به اتاقمان آمد و به سویم حملهور شد و کیف و کارتش را گرفت و فرار کرد، خیلی ترسیده بودیم و همسر و بچهام از ترس مدام گریه میکردند.
مرد جوان گفت: آنقدر وحشت کرده بودیم که توان رفتن به پذیرایی برای تماس با پلیس را نداشتیم تا اینکه آن مرد دوباره آمد و ادعا کرد کارت شناسایی دیگرش در خانهمان جامانده است و با چاقو تهدیداتش را آغاز کرد. شرایط برای من و خانوادهام هر لحظه بدتر از گذشته میشد و ناخواسته فکر کردم که مرد چاقوکش به خانوادهام آسیب میرساند، بنابراین از وی خواستم همه جا را دوباره ببیند و من نیز کمک میکنم تا کارتش را پیدا کند. این مرد اتاق را بررسی کرد و کارتش را در راهروی خانهمان پیدا کرد و رفت. من و خانوادهام انتظار داشتیم وی برای سومین بار برگردد و ما را به قتل برساند.
در ادامه همسر صاحبخانه نیز به پلیس گفت: نیمههای شب بود که احساس کردم کسی بالای سرم است، از خواب بیدار شدم و مرد ناشناسی را دیدم و از وحشت فریاد زدم.
وی افزود: مرد ناشناس مدام ما را تهدید میکرد و پس از هر فرار دقایقی بعد برمیگشت و با رفتارهایش ما را تا مرز جنون و مرگ پیش میبرد و تا سر رسیدن پلیس انتظار داشتیم وی برای چندمین بار برگردد و ما را تهدید به مرگ کند.
با توجه به ادعاهای این خانواده، پرونده به صورت ویژه در اختیار تیمی از پلیس آگاهی کرمان قرار گرفت و آنان تحت سرپرستی سرهنگ کارآگاه «هوشنگ پوررضاقلی» تجسسهای میدانی خود را آغاز کردند.
کارآگاهان در ابتدا با استفاده از تنها سرنخی که مرد خانواده با بررسی کارت شناسایی مرد چاقوکش بهدست آورده بود دست به ردیابی زدند و چند مظنون با آن مشخصات را شناسایی کردند.
کار برای پلیس سختتر از پیش شده بود، بنابراین آنان با انجام چهرهنگاری موفق شدند تصویری فرضی از مرد چاقوکش بهدست آورند و با مطابقت دادن آن با چهرههای مظنونان، تبهکار اصلی را شناسایی کنند.
بررسیهای مأموران نشان میداد مرد تبهکار «رضا»، 23 ساله است و چندین سابقه در زمینه سرقت و مزاحمت برای بانوان دارد. بدین ترتیب تلاش برای دستگیری وی آغاز شد و کارآگاهان وی را 48 ساعت بعد در روز 13 بهمن ماه سال گذشته در مخفیگاهش دستگیر کردند.
رضا در بازجوییها ادعا کرد دست به دزدی یا مزاحمت نزده و پلیس وی را به اشتباه دستگیر کرده است. مرد تبهکار حتی پس از روبهرو شدن با خانوادهای که آنان را تهدید کرده بود، همچنان بر ادعای خود اصرار کرد. از سوی دیگر سرنخها نشان میداد رضا همان مرد تبهکار است، زیرا اعضای خانواده دیگری نیز که مدتی پیش پروندهای مشابه در دادسرای کرمان در این رابطه تشکیل داده بود موفق به شناسایی وی شدند.
با گذشت پنج روز از این ماجرا، رضا لب به اعتراف باز کرد و از تهدیدها و آزار و اذیت هایش پرده برداشت.
سرهنگ کارآگاه هوشنگ پوررضاقلی، رئیس پلیس آگاهی استان کرمان در تشریح این پرونده گفت: این تبهکار قدیمی در بازجوییها انگیزه خود را مسائل ضداخلاقی بیان کرده است و تاکنون دو خانواده از وی شکایت کردهاند.
سرهنگ پوررضاقلی افزود: با ارجاع پرونده خانواده دوم به پلیس آگاهی، آنان رضا را بین چهار مظنون دیگر شناسایی کردند و اظهار داشتند وی همان کسی است که آنان را تهدید کرده است.
رئیس پلیس آگاهی کرمان در پایان گفت: تحقیقات برای شناسایی سایر طعمههای احتمالی این تبهکار در دستور کار کارآگاهان قرار دارد.
به گزارش ایران، ساعت چهار بامداد دهم بهمن ماه سال گذشته، مردی با صدای وحشتزده با پلیس 110 کرمان تماس گرفت و از آنها کمک خواست.دقایقی بعد تیمی از مأموران به خانه این مرد رفتند و خانوادهای را پیش روی خود دیدند که از شدت ترس و وحشت زمینگیر شده بودند. مرد خانواده بریده بریده حرف میزد و زن و بچهاش نیز گریه میکردند.
مأموران با اقدامهای روانکاوانه آنان را آرام کردند و به تحقیق از پدر خانواده دست زدند. وی گفت: ما خواب بودیم که صدای فریاد همسرم را که آنطرفتر از من کنار دخترم خواب بود شنیدم، وقتی بیدار شدم مرد قدبلندی را در اتاق دیدم. قصد داشتم از جایم بلند شوم و برق را روشن کنم که وی من را با چاقو تهدید کرد اگر صدایمان در بیاید همگیما را خواهد کشت، از ترس جانمان هیچ حرفی نزدیم و وی لحظاتی بعد از خانه فرارکرد.
وی در ادامه افزود: برق را روشن کردم و میخواستم به پلیس زنگ بزنم که متوجه کیفی شدم که در گوشه اتاق افتاده بود، آن را برداشتم و یک کارت شناسایی از داخل آن بیرون آوردم و در حال بررسی آن بودم که مرد ناشناس دوباره به اتاقمان آمد و به سویم حملهور شد و کیف و کارتش را گرفت و فرار کرد، خیلی ترسیده بودیم و همسر و بچهام از ترس مدام گریه میکردند.
مرد جوان گفت: آنقدر وحشت کرده بودیم که توان رفتن به پذیرایی برای تماس با پلیس را نداشتیم تا اینکه آن مرد دوباره آمد و ادعا کرد کارت شناسایی دیگرش در خانهمان جامانده است و با چاقو تهدیداتش را آغاز کرد. شرایط برای من و خانوادهام هر لحظه بدتر از گذشته میشد و ناخواسته فکر کردم که مرد چاقوکش به خانوادهام آسیب میرساند، بنابراین از وی خواستم همه جا را دوباره ببیند و من نیز کمک میکنم تا کارتش را پیدا کند. این مرد اتاق را بررسی کرد و کارتش را در راهروی خانهمان پیدا کرد و رفت. من و خانوادهام انتظار داشتیم وی برای سومین بار برگردد و ما را به قتل برساند.
در ادامه همسر صاحبخانه نیز به پلیس گفت: نیمههای شب بود که احساس کردم کسی بالای سرم است، از خواب بیدار شدم و مرد ناشناسی را دیدم و از وحشت فریاد زدم.
وی افزود: مرد ناشناس مدام ما را تهدید میکرد و پس از هر فرار دقایقی بعد برمیگشت و با رفتارهایش ما را تا مرز جنون و مرگ پیش میبرد و تا سر رسیدن پلیس انتظار داشتیم وی برای چندمین بار برگردد و ما را تهدید به مرگ کند.
با توجه به ادعاهای این خانواده، پرونده به صورت ویژه در اختیار تیمی از پلیس آگاهی کرمان قرار گرفت و آنان تحت سرپرستی سرهنگ کارآگاه «هوشنگ پوررضاقلی» تجسسهای میدانی خود را آغاز کردند.
کارآگاهان در ابتدا با استفاده از تنها سرنخی که مرد خانواده با بررسی کارت شناسایی مرد چاقوکش بهدست آورده بود دست به ردیابی زدند و چند مظنون با آن مشخصات را شناسایی کردند.
کار برای پلیس سختتر از پیش شده بود، بنابراین آنان با انجام چهرهنگاری موفق شدند تصویری فرضی از مرد چاقوکش بهدست آورند و با مطابقت دادن آن با چهرههای مظنونان، تبهکار اصلی را شناسایی کنند.
بررسیهای مأموران نشان میداد مرد تبهکار «رضا»، 23 ساله است و چندین سابقه در زمینه سرقت و مزاحمت برای بانوان دارد. بدین ترتیب تلاش برای دستگیری وی آغاز شد و کارآگاهان وی را 48 ساعت بعد در روز 13 بهمن ماه سال گذشته در مخفیگاهش دستگیر کردند.
رضا در بازجوییها ادعا کرد دست به دزدی یا مزاحمت نزده و پلیس وی را به اشتباه دستگیر کرده است. مرد تبهکار حتی پس از روبهرو شدن با خانوادهای که آنان را تهدید کرده بود، همچنان بر ادعای خود اصرار کرد. از سوی دیگر سرنخها نشان میداد رضا همان مرد تبهکار است، زیرا اعضای خانواده دیگری نیز که مدتی پیش پروندهای مشابه در دادسرای کرمان در این رابطه تشکیل داده بود موفق به شناسایی وی شدند.
با گذشت پنج روز از این ماجرا، رضا لب به اعتراف باز کرد و از تهدیدها و آزار و اذیت هایش پرده برداشت.
سرهنگ کارآگاه هوشنگ پوررضاقلی، رئیس پلیس آگاهی استان کرمان در تشریح این پرونده گفت: این تبهکار قدیمی در بازجوییها انگیزه خود را مسائل ضداخلاقی بیان کرده است و تاکنون دو خانواده از وی شکایت کردهاند.
سرهنگ پوررضاقلی افزود: با ارجاع پرونده خانواده دوم به پلیس آگاهی، آنان رضا را بین چهار مظنون دیگر شناسایی کردند و اظهار داشتند وی همان کسی است که آنان را تهدید کرده است.
رئیس پلیس آگاهی کرمان در پایان گفت: تحقیقات برای شناسایی سایر طعمههای احتمالی این تبهکار در دستور کار کارآگاهان قرار دارد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
خيلي دزد زياد شده تو محله ما هر چند روز يه بار ميشنوم كه خونه يكي زدن
يه بارم ساعت 10 شب دزد رفته بوده خونه اشنامون
خدا لعنتشون كنه خدا عذابشون بده
اقدام روانکاوانه؟؟!!!!!!!!!
بررسیهای مأموران نشان میداد مرد تبهکار «رضا»، 23 ساله است و چندین سابقه در زمینه سرقت و مزاحمت برای بانوان دارد
چی بگم والا :|
چقدر هواس پرت و دست و پا چلفتی بوده!!!!
قابل توجه پدران و پسران خانواده ها بروند یکم بوکس و کاراته ای چیزی یاد بگیرند.
ببخشید این خونه در نداشته؟بعد این آقا که معلوم نبوده دزد بوده یا مشکل دیگه داشته کجا هی میرفته و بر می گشته؟چه چیزای عجیب غریبی در کرمان اتفاق می افته.ولی اگه من بوده سکته می زدم.
حتما اعدام
معذرت ميخام--يه دزد واسه چي بايد با مدارك شناسايي كامل بره دزدي؟؟؟؟
واسه اینکه اگه حین فرار کشته شد جنازه اش شناسایی بشه
به نظر من که پدر خانواده با صبوری قشنگ مشکل را حل کرده حالا نوبت قوه قضاییه است که درس خوبی به این اقا بده
دوستان طرف روانی بوده فقط قصد ترساندن داشته لذت می برده از اینکه اون بخت برگشته ها رو بترسونه
دزد ناشی چرا کارت ها از جیبش فرت و فرت میوفتاده؟مگر جیباش سوراخ بوده؟لباساش احیانا از تنش نیوفتادن؟مشکوکه قضیه
باید بررسی بشه از کی تا کی توخونه این بنده خدا بوده.بارچندمش بوده؟و ......
منم با اعدام موافقم
آقا من یاد برره افتادم!!!! خداییش فقط یک زورو این وسط کم بود!!! که یک علامت "ذال" هم پشت این بخت برگشته بذاره!!! کارت شناسایی جا گذاشت؟؟؟؟!!!!! واقعا حیفه اینها رو تو کتاب رکوردها ثبت نمی کنند!
باید اینقدر اعدام بکنند که دیگه کسی جرات این کارها را نداشته باشد
من واقعا ابراز تاسف می کنم از این اتفاق برای خونواده ی کرمانی
اما خداییش اینقدر خندیدم که اشکم در اومد
نه به این اتفاق که تصورش هولناکه
به کامنت ها
اما واقعا این خونه در نداشته؟
عجب دزد قانونمندی
برای محکم کاری چند تا کارت شناسی همراه خودش برده
آقای خونه اصلا رسم مهمون نوازی بلد نبوده
همراه دزد دنبال کارت می گشته که زودتر بره
خب یه چایی هم دم می کردین دور هم می خوردین
واقعا که ..........
سوژه جالبی شد فردا به همکارا بگم
احتمالن اونجا رو با اداره ثبت احوال اشتباه گرفته بوده و عجله داشته در تمدید کارت ملی جهت ثبت نام در سایت رفاهی.ای ار......
این بابا به درد دزدی هم نمی خورده. اعدامش کنید بره .
همه سوالاتي كه ديگران مطرح كردند براي من هم مطرح است. اما يك سوال ديگر هم بايد مطرح كنم براي آن دوستي كه از شجاعت صاحبخانه انتقاد كرده است. نخست اين كه در آن لحظه از خواب بيدار شوي و وجود يك غريبه را در خانهات ببيني بدون اين كه بفهمي چند نفر هستند و چگونه آمدهاند، شوك آور است و قدرت تصميم گيري و عكس العمل را از انسان ميگيرد. دوم اينكه اگر صاحبخانه درگير ميشد يا در صحنه جان ميباخت يا اگر دزد را بهقتل ميرساند، اثبات بيگناهياش خيلي مشكل بود و احتمالا چند سالي زندان و پس ازان شايد اعدام با طناب دار (قصاص) و اگر خوش شانس بود رضايت اولياي دم و پرداخت ديه...
در حال حاضر روال بهتر طي خواهد شد.
برای اشرار فقط اعدام
من هم نزدیک بود برایم اتفاق بیفتد
تو انگلیس؟
برمیگشت بر میگشت برمیگشت خب درو ببند و بخواب مرتیکه تو که اینقد ترسویی
منتظر بوده تو بهش بگی حتما
بی ادب!
فقط اعدام
من یه سوال دیگه هم غیر از نظر دوستان به فکرم رسیده و اون هم اینه که این خانواده باید هر روز با این کابوس زندگی کنند که کی این داداشمون محکومیتش تموم بشه و به سراغشون بیاد !!!
فرق خونه و سر پناه با خیابان داشتن در و پیکر و قفل هست.
این خونه قفل نداشت؟ در نداشت؟ همه میتونن بیان داخل؟
بفرمایید شام.
اين روزها دزدي هم ميخواي بري بايد كارت ملي رو ببري .داشتن كارت ملي الزاميست!
خیلی جالب بود!
اگه شما از این جزئیات پرونده! چیزی فهمیدین به من هم بگین. نصف شب رفته خونه مردم دنبال کارتش؟ هی برو، هی بیا با مرد خانواده! دنبال کارتت بگرد. بعد این تبهکار قدیمی انگیزه اش مسائل غیراخلاقی بوده؟ این خبره یا چیستانه؟
به جوک بیشتر میماند.دزد سعی نمیکند از خودش ردی یا نشانی بگذارد. اگر با صاحبخانه روبروشود یا فرار میکند یا اورا باچاقو میزند که نتواند باعث شناساییش شود. قضییه بودار است.
شاید فامیل بوده
مدارکش وسط اتاق و حال چیکار میکرده
جالبه
دوستان متعجب دنبال دلایل عقلانی برای اعمال یک تبهکار می گردند!!!!!!!!!
مرد خانواده !!! بابا شجاعت
ترس، مرد و زن نداره. عقل حکم میکرده که اتفاقا اقدامی نکنه که جون زن و بچه اش به خطر نیفته. خودتونو در شرایط ایشون بگذارید بعد نظر بدید. بی کله بودن با شجاعت فرق داره.
یک تبهکارقدیمی (23ساله), با کیفی که حداقل سه تاکارت شناسایی توش بوده هی فرارمیکرده ودوباره برمیگشته و درعمل هم نه سرقتی نه عملی ... واقعا" این یک خبره یا معما؟
جالبیش اینه که دفه اول کیفشو جا گذاشته....چه
چند بار بگم کارای بد بد انجام نده!پول میخوای مث بچه آدم برو رفاهی دات آی آر ثبت نام کن.
با حال بود
عجب داستان عجیب غریبی!!!!!!!!!!!! این مرد چطوری هی میرفته و میومده؟
مرد خونواده چی کاره بوده این وسط؟
عجب مزاحمی بوده که با کلی مدارک میرفته وسط نصف شب برای انجام کار خلاف؟
خیلی داستان عجیبیه؟ اینطور نیست؟
فکر کنم اینو باید به داستانهای علی بابا و چهل دزد بغداد اضافه کنن
کلید داشته؟
ببخشيد, يه سوال برام پيش اومد: اين خونه در نداشت, كه مرده چند بار واسه خودش اومد و رفت؟؟؟؟؟
کلید رو کی داده کی گرفته!!!
شاه کلید داشته
برای من سوال بود!
ایول
که با این درد اگر در بند درمانند،درمانند
بهش کلید داده بودن
تبهکار !!!قدیمی !!! با کیف و کارت !!! میرفته کار بد انجام بده!
آفرین به این همه دقت
خوشم اومد
اونهم تبهکارقدیمی 23ساله!
فقط اعدام
اصلا تو ایران همیشه حکم فقط اعدام
خخخخخخخخخ
منم با اعدام موافقم
اگه با خوامواده خودتم این کارا میکردن بازم می گفتی اعدام نکنین
ناشناس 13/02
خوبه شما هم قاضی نشدی وگرنه فکر کنم به تبهکارا جایزه هم می دادی!
مجازات این فرد مجازات افساد فی الارضه
اعدام برا ترسوندن مردم....خوبه توقاضی نشدی
او را قبل از مجازات بترسانيد،
fنه با اقدامات روانکاوانه!!!!!!!!!!!!!ادبش میکنند.
خیلی با حال بود دمت گرم
هی میگن به بچه هاتون پول حروم یا شبه ناک ندین واسه همینه دیگه
farokhجان حتما باید اشاره می کرد از کاراش معلومه دیگه روانی
دوستان به نظرتان آدمی که سر سفره پدر مادر بزرگ شه اینکارو میکنه در ضمن اگه سر سفره بابا ننم بزرگ شه نون درستی ندادن بخوره
قبلش بوده ننوشته
بر چه اساسی این حرف را زدی؟
الان کجا گفته بود پول حروم خورده بود؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.