پایاننامه ۲ میلیونتومانی ۱۸/۵ گرفت
پایاننامههای فروشی را چه کسانی مینویسند؟
حمید فارغالتحصیل دوره کارشناسی ارشد دانشگاه «علامه طباطبایی» و به قول دوستش، «پایاننامهنویس حرفهای» است؛ او میگوید: «عرضه و تقاضا در کنار هم هستند. بیکاری و بیپولی بهانه خوبی برای پاسخ مثبت به مراجعهکنندههاست.»

سنگفرش خیابان انقلاب از کاغذهای رنگی است. آثار این کفپوشها و تابلوهای سفید، سبز، زرد و قرمز در اطراف آن هم دیده میشود؛ کاغذهایی که با فاصله کم از همدیگر و گاه در کنار هم، به تعداد زیاد و با عجله به دیوارها چسبانده شده و روی زمین پهن شدهاند. کاغذهایی که روی آنها این عبارات دیده میشود: «همهچیز با یک تماس شروع میشود»، «فنی- مهندسی تخصص ماست»، «مقاله علمی از ایده تا چاپ»، «مشاوره از ابتدا تا انتها»، «پایاننامه، پروپوزال و ISI»؛ با چند شماره تلفن، آدرس وبسایت و دفتری با هویت موسسه فرهنگی و مرکز مشاوره علمی-تخصصی و آموزشی- فرهنگی.
تقاطع خیابانهای کارگر و انقلاب، پر شده از هیاهویی که عابران را به سمت خود فرامیخواند و جوانانی که تراکتهایی را به اصرار به دست رهگذران میدهند؛ تراکتهایی با یک دنیا حرف و سکوت. حرف از «بازار شبهعلم» و سکوتی که کمتر از ترکخوردن آن نشانی برجای مانده.
همهچیز با کارت ویزیت موسسه... شروع میشود که جوانکی 15-16ساله در ظهری دمکرده به دستش میدهد: «همین حالا با ما تماس بگیرید؛ تماس از شما، کار از ما.» خانمی پشت تلفن از رشته و مقطع تحصیلیاش میپرسد و چند عدد و رقم را پشتسرهم و سریع تکرار میکند و قبل از قطعکردن تلفن، به مراجعه حضوری به شعب موسسه در میدانهای انقلاب و توحید دعوت میکند.
طبقه دوم ساختمان قدیمی و رنگورورفته، با تعدادی کارمند و چندین خط تلفنی که پشتسرهم به صدا درمیآیند و منشی کارآزمودهای که شماره تلفن و رشته تخصصی و علت تماس «مشتریان» را میپرسد، حوالی میدان انقلاب واقع شده. آنها پشت تلفن درخواست خود را برای رشتههای روانشناسی، مهندسی کامپیوتر، عمران، صنایع، مکانیک، مدیریت، علوماجتماعی، امور مالی، ادبیات، تاریخ، زیستشناسی، دندانپزشکی و غیراز اینها، مطرح میکنند و چند سوال هم درباره هزینه نهایی کار و زمان تحویل مقاله و پایاننامه پرسیده میشود. در نهایت، مسوول یا منشی موسسه پاسخ میدهد که «پژوهشگر ما تا چندساعت دیگر با شما تماس خواهد گرفت و شما میتوانید سوالات تخصصی خود را از ایشان بپرسید.»
آقایی خود را فوق لیسانس علوم سیاسی معرفی میکند: «دست از سر ما بردار. بیخیال. با این کارتان نان ما را آجر میکنید؛ گیر میدید. خداوکیلی مراجعهکنندههای ما از دانشگاههای آزاد، پیام نور و علمی-کاربردی هستند. ما کار مشاوره انجام میدهیم و اصلا پایاننامه نمینویسیم. پایاننامهنویسی یک فن است. کار ما علمی-آموزشی است و هروقت کسی بخواهد یاد میگیرد. کسانی که خودشان پایاننامه مینویسند فکر میکنید به غیراز کپیکردن کار دیگری انجام میدهند؟ عدهای کارمند هستند و برای ترفیع درس میخوانند. پایاننامه خود من، چهارسال طول کشید. خوانش من، شبیه خوانش هابرماس بود. تصمیم داشتم در دانشگاههای آمریکا یا کانادا دکترا بخوانم. حوصله درسخواندن ندارم. از کشورهای خارجی بدم میآید. نگاه آنها از بالا به پایین است... .» تلفن موسسه به صدا درمیآید و او پاسخ میدهد: «رشته روانشناسی؟ چه مقطعی؟ تا 10دقیقه دیگر با شما تماس میگیرم.» و با خنده تلفن را زمین میگذارد.
خیابان کارگر شمالی، پلاک... واحد2. دفتر کارش در یکی از ساختمانهای چندینساله و چندطبقه واقع شده. در و دیوار ساختمان از همان جنس آجرهای دودگرفته دیرآشناست. نشانی از هویت «موسسه فرهنگی» بر سردر ساختمان دیده نمیشود و تنها تابلو نصبشده، مربوط به خدمات ارتباطی و اینترنت پرسرعت است. زنگ در ساختمان خراب است و باید با تلفن همراه صاحب موسسه تماس گرفت. بلافاصله درِ ورودی ساختمان، به سمت راهروی تاریکی باز میشود. راهرویی که در طبقه دوم آن دفتر کاری با هویت دوگانه خدمات دندانپزشکی- موسسه تحقیقاتی فعالیت میکند.
جوانی به نظر سی و چندساله، در اتاق مقابل تعارف به نشستن میکند. اتاق کوچکی که اسباب و اثاثیه آن چند صندلی و یک میز مرتب و یک دستگاه کامپیوتر است. زینت دیوارهای اتاق چند تابلوی تزیینی چوبی است و مرد از اینکه چند دقیقه پیش یکی از آنها به زمین افتاده و شکسته، شکوه میکند. به غیراز بنری نسبتا بزرگ که در گوشه اتاق دیده میشود و روی آن چند کلمه ISI، ISC، Tomsun Routers نوشته شده، چیز دیگری که ناشی از هویت یا نام موسسه باشد بر گوشه دیوار اتاق به چشم نمیخورد.
«الف. ق» مسوول موسسه میگوید: «هدف و کار ما بهینهسازی و استفاده مناسب از فرصتهاست.» او بیوقفه به صحبت خود ادامه میدهد: «من دانشجوی دکترای رشته صنایع در دانشگاه... هستم. پنج، شش کتاب دارم و هشت مقاله ISI , ISC و چند مقاله ارایهشده در سمینارهای بینالمللی و البته مدرس چند دانشگاه.» از رشته علوم انسانی و اهمیت آن میگوید و اینکه چندین سال است که به طور تخصصی در حوزه مقالهنویسی کار میکند. میگوید: «کار ما پایاننامهنویسی نیست. بهتر است موضوع مقاله و پایاننامه در دوره کارشناسیارشد کلی باشد. باید با تیزبینی یک پژوهشگر واقعی آن را انتخاب کرد تا در دوره دکترا به طور جزیی و دقیق مورد بررسی قرار گیرد. استادان در انتخاب دانشجو برای دوره دکترا به آینده و رتبه علمی خود فکر میکنند؛ دانشجو هم باید زرنگ باشد و نشان دهد که میتواند مقالهنویس و آیندهنگر خوبی باشد.»
برای انجام کار قرارداد میبندند؟ «الف. ق» میگوید: «ما تنها موسسهای حرفهای هستیم و در مدت دو ماه با پذیرش(accept) مقاله در بهترین ژورنالها، به همراه ویرایش علمی و نسخه فارسی-انگلیسی آن را به مشتری تحویل میدهیم. ما برای مقالهها در ژورنالهایی با «ایمپکت 2» پذیرش میگیریم؛ مجلههایی که در بانک اطلاعاتی «Tomsun Routers» ثبت و تایید (certificate) شدهاند. در موقع عقد قرارداد 50درصد مبلغ توافقی (750هزارتومان) را در اول میگیریم.»
او میگوید مراجعهکنندگانش از دانشگاههای سراسر ایران هستند. برای جلب اعتماد، فهرست افرادی را که در دو ماه گذشته با آنها قرارداد امضا کردهاند، نشان میدهد و اسم و دانشگاه و رشته تحصیلی خیلی از آنها را میخواند: «... دانشگاه تهران، شهید بهشتی، علامه طباطبایی، پلیتکنیک، دانشگاه اراک، علوم پزشکی کرمانشاه، تبریز، اردبیل، دانشگاه آزاد، پیامنور، دانشگاه ترکیه. کارشناسیارشد، دکترا، استادیار دانشگاه، معاون سازمان... که با سه مقاله الان مدیرکل شده. رشتههای دندانپزشکی، اکثر رشتههای علوم انسانی، فنی- مهندسی و چند رشته علمی دیگر.»
او میگوید: «همکاران ما از میان دانشجویان و فارغالتحصیلان کارشناسیارشد، دانشجویان دکترا، استادیار، دانشیار و یک استاد تمام هستند که الان در ایران نیستند.» اضافه میکند: «من برای تهیه فهرست استادان و پژوهشگران اینجا خیلی تلاش کردهام و موقع عقد قرارداد با آنها در اول پنجمیلیون سفته میگیرم اما اسامی همکاران ما کاملا سری است.» به تدریج تواناییهای خود را به رخ میکشد: «اسم هر استادی را که بخواهید در مقاله شما میآوریم و میتوانید این موضوع را با استاد در میان بگذارید.»
اگر استاد اعتراض کند چه اتفاقی میافتد؟ ق. میگوید: «این اتفاق غیرممکن است اما برای اطمینان، موضوع کلی را با استاد خود در میان بگذارید تا دست شما برای ادامه کار باز باشد. یکبار هم در وسط کار، میتوانید مقاله را به ایشان نشان دهید اما حتما این خواسته باید در قرارداد ذکر شود.» اعتقاد دارد که بهترین رشته برای بازار کار آنها «رشته روانشناسی، مدیریت، کامپیوتر، علوم سیاسی، امور مالی و دندانپزشکی است.»
بازار داغ پایاننامه نویسی
حمید فارغالتحصیل دوره کارشناسی ارشد دانشگاه «علامه طباطبایی» و به قول دوستش، «پایاننامهنویس حرفهای» است؛ او میگوید: «عرضه و تقاضا در کنار هم هستند. بیکاری و بیپولی بهانه خوبی برای پاسخ مثبت به مراجعهکنندههاست.» مریم فارغالتحصیل یکی از دانشگاههای سراسری، گفتههای حمید را تکمیل میکند: «دلیل این بازار داغ، بیکاری فارغالتحصیلان و کمارزششدن کار پژوهشی است. مقصر من نیستم. کسی که کارش را به دیگری میسپارد باید پاسخگو باشد. خانه از پای بست ویران است» و لیلا فارغالتحصیل رشته تاریخ چند سال قبل پایاننامه دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ دانشگاه شهید بهشتی را با 500هزارتومان انجام داد. زمانی که به پول نیاز داشت و بیکار بود.
نجیبه دانشجوی دانشگاه تهران است. میگ
وید: «پایاننامه و مقاله دوست من با دومیلیونتومان در یکی از موسسات خیابان انقلاب انجام شد. او با نمره 18 یا 18/5 از آن دفاع کرد و فارغالتحصیل شد اما دوست ندارد در این رابطه با کسی صحبت کند.» اما عدهای از دانشجویان چون سعید و فاطمه که اخیرا از پایاننامه خود دفاع کردهاند، باور دارند که این مساله «اپیدمی» نشده و خود با تردید میپرسند مگر ممکن هست که کسی کارش را به بیرون بسپارد؟ خیلی از دانشجویان کارهای آماری پایاننامه را خودشان انجام نمیدهند اما این خیلی عجیب است که کل کار را به کس دیگری بسپارند.» علیرضا دانشجوی دوره دکترا است که پایاننامه کارشناسی ارشد خود را با نمره «19/25» تمام کرده. او درباره ارزیابی نهایی پایاننامهها و غیرعادلانهبودن شیوه آن میگوید: «گاهی ارزیابی با حاشیههایی همراه است و در عمل، کسی که پایاننامه خوبی ارایه میدهد با کسی که پایاننامهاش ضعیف است، خیلی تفاوتی نمیکند.»
دکتر حسین افخمی، استادیار دانشگاه علامهطباطبایی، ریشه پایاننامه و مقالهنویسی در بازار آزاد را در مشق شبنویسی توسط والدین و انشانویسی توسط همکلاسیها جستوجو میکند. او میگوید: «ترفندهای جامعه علمی امروز ریشه در رشد کمی و بیرویه دانشجو، شرایط حاکم بر جامعه، مکانیسم تشویق و تنبیه علمی توسط دولت برای تولید مقاله علمی، تغییر شیوه آزمون دکترا از آزمون تشریحی- مصاحبهای به آزمون تستی، ارتقا و ترفیع کارکنان مراکز آموزشی و پژوهشی با چاپ مقاله و وجود خریداران متاع جعلی دارد.»
افخمی بر تقویت و اصلاح سازوکار و روشهای نظارتی تاکید میکند و میگوید: «من در 15سال فعالیت آموزشی در دانشگاهها، به خاطر ندارم که رسالهای دانشجویی در مقاطع ارشد یا دکترا رد شود؛ چه برسد به کشف تقلب یا گشودن رمز «بازارنویس بودن» یک رساله؛ اما در دوره دانشجویی در یک دانشگاه اروپایی، شاهد بودم که از شش دانشجوی دکترا یک نفر مردود و یک نفر تجدید شد. باید شرط چاپ مقاله برای ورود به دوره دکترا را حذف کرد و به همان شیوه، مصاحبههای علمی و امتحان کتبی برای دکترا بازگشت و شرط اتمام دوره کارشناسی ارشد در دو سال برداشته شود. وقت کم برای نوشتن پایاننامه، پیش شرط مقاله برای گرفتن نمره کامل پایاننامه کارشناسیارشد و پذیرش در دکترا، مقالهنویسی بازاری را رونق میبخشد.»
پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (IRANDOC) با برگزاری دو میزگرد تخصصی درباره «آثار و پیامدهای سرقت علمی و راههای جلوگیری» مسبب بازاریسازی آموزش عالی را استاد راهنما، کمیت دانشجویان، بهخصوص در رشتههای علوم انسانی و درک نادرست آنها از مضرات سرقت علمی میداند. در میزگرد تخصصی این موسسه گفته شد که «فرآیند رسیدگی به جرایم در دادگستری ایران، برخلاف برخی کشورها، پیچیده است و بسیاری در مواجهه با چنین فرآیندی از گرفتن حق خود، منصرف میشوند و در مواجهه با این برخورد روند جرایم علمی و حرفهای سریعتر صورت میگیرد و متخلفان به انجام آن تشویق هم میشوند.»
مشخص نیست که موسسات تهیه پایاننامه و مقالات علمی، با چه عنوانی فعالیت میکنند. کارشناس بخش «ثبت شرکتها و موسسات غیرتجاری» سازمان ثبت میگوید: «این شرکتها با موضوع و عنوان کلی شغل خود مجوز دریافت میکنند.» «جواد هروی»، رییس کمیته آموزش عالی در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی، هم میگوید: «در آموزش عالی ما، براساس نیازسنجی کار نمیشود و بیشتر به جداول آماری و کمیت توجه میشود؛ نه کیفیت کار. آموزش عالی با رشد ناموزون و رفتار سیاسیگرایی، شتابزده، با حجم نامتوازن و نامتعارف و با نابسامانی همراه بوده است. از طرفی، با وجود همه شعارها به پژوهش اعتنای چندانی نداشتهایم. طوری که امسال بودجه یک تا سهدرصدی پژوهش از لایحه بودجه سال 93 حذف شد. نمایندگان مجلس، مرکز پژوهشهای مجلس و دیوان محاسبات دلیل میآوردند که بودجههای پژوهشی صرف هزینههای غیرپژوهشی میشود و به غیر از معاونت پژوهش وزارتعلوم هیچ نهادی اعتراض نکرد. باید توجه داشت که خطاهای حوزه علمی و فرهنگی مضرتر از حوزه سیاسی و اقتصادی است اما به آن توجه نمیشود.»
او درباره اینکه چقدر در مذاکرات مجلس درباره مشکلات حوزه پژوهشی صحبت شده است، میگوید: «رسالت مجلس قانونگرایی، سیاستگذاری و طبق اصل 84 قانون اساسی نظارت است و ما نمیتوانیم به مصداق ورود کنیم.» نهادهایی مانند «مجلس شورای اسلامی»، «شورایعالی انقلاب فرهنگی»، «معاونت علمی و فناوری ریاستجمهوری» و «معاونت پژوهشی وزارت علوم»، مسوول بخش پژوهش کشور به شمار میآید و هروی میگوید که «بیتوجهی و موازیکاری صورتگرفته و تلفیق وظایف نهادها مانع پیشرفت کار است.»
در میان این سازمانها، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری نقش ویژه را ایفا میکند. دکتر جعفر توفیقی، وزیر سابق علوم و مشاور فعلی وزیر علوم میگوید: «هر پدیده اجتماعی نوظهور با آسیبهایی دستبه گریبان است. امروزه توسعه کمیت دانشجویی در دورههای تحصیلی متعدد، به خصوص در دورههای کارشناسیارشد و دکترا و نیاز آنها به مقاله و پایاننامهنویسی و از طرفی عدم تناسب تعداد استاد به دانشجو از مسایل جدی حوزه علم و آموزش است. یکی از نقشهای اصلی وزارت علوم نظارت است که به نظر میرسد به این نقش خیلی توجه نشده است. اگر به پدیده نوظهور بازاریبودن پژوهش توجه نشود به حیثیت علمی کشور لطمه میزند. باید این مساله به طور دقیق بررسی شود تا مشکلات ریشهیابی شود. آن وقت ما متوجه میشویم که ریشه این مشکلات کجاست؟»
توفیقی میگوید: «باید براساس بازبینی در سیاستها، مقررات گذشته راهکارهای درستی ارایه داد. ما در 20سال گذشته برای رشد علمی کشور از سیاستهایی مثل ارتقای علمی، تشویق و ترفیع استفاده میکردیم اما الان وقت بازبینی و بازنگری در این سیاستها رسیده است. گاهی خواستههای غیرمنطقی، زمان محدود برای انجام پژوهش و بعضی سیاستها مشکلآفرین است. البته این مسوولیت مشترک تمام اعضای نهاد علمی کشور از دانشجو، استاد، دانشگاه گرفته تا وزارت علوم است تا جلوی خطای علمی در سطح عمومی جامعه را بگیرد.»
توفیقی درباره اینکه چقدر نهادهای علمی غیردولتی میتواند در حوزه نظارت نقش داشته باشد، میگوید: «کارویژه اصلی انجمنهای علمی هر رشته، توجه به کیفیت علمی حوزه کار و تخصص خود است. باید انجمنهای علمی در جهت ترویج ارزش علمی خود اقدام کنند؛ در حالی که به این مساله خیلی توجه نشده است. فکر میکنم انجمنها باید در این راه نقش جدی برای خود تعریف کنند.»
عصر چهارشنبه است و آسمان در حال ریختن باران بر تکههای کاغذ پخششده بر روی زمین خیابان انقلاب. در یک طرف میدان انقلاب، کارگری کاغذها را از روی دیوارها میکند و در سویی دیگر تراکتزنها مشغول کار خود؛ عابران کمحوصله هم کاغذهایی را که به آنها میدهند، نقش زمین میکنند. کارگر شهرداری میگوید: «دفتر کار ما در خیابان کارگر شمالی-اول کوچه رهنماست.» سرکارگر تعارف به نشستن میکند. اتاقی ساده و قدیمی که پر شده از صدا. اینجا محل استراحت کارگران خدمات شهری است. مرد چایی را با هورت بالا میکشد و بریده بریده و از روی بیمیلی و بیاعتمادی پاسخ میدهد.
میگوید: «ما کاری نمیتوانیم انجام دهیم جز جمعکردن کاغذها. درگیری با اینها هیچ فایدهای ندارد. از این طرف ما میکنیم و از طرفی آنها میچسبانند. ما نتیجه کار را به مرکز گزارش میکنیم. آنها میگویند ما از طریق چسبانیدن این اطلاعیهها خرج خانواده خود را درمیآوریم. شهرداری چند بار برای چسباندن آگهیها تابلو اعلاناتی را در سطح شهر نصب کرد اما خیلی کارساز نبود.» چند کارگر وارد ساختمان میشوند و جاروهای خود را روی زمین رها میکنند...
تنها پاسخی که در تماس با بخشهای مختلف سازمان زیباسازی شهرداری تهران دریافت میشود، این است: «در صورت وجود شاکی خصوصی، تا قطع تلفن و جریمه نقدی این موسسات پیش میرویم.»
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
آخ که این پول چه کارها که نمیکنه.
من نمره پایان نامه ام شد 17/5
حالا برای بچه ها پایان نامه مینویسم میشن 20. چه میشه کرد؟
این افراد مقصر نیستند. بایستی آن استادانی که به دانشجویان خود اجازه می دهند از این پایان نامه ها استفاده کنند را محاکمه کرد. اگر استاد راهنما در جریان کار تحقیق دانشجو باشد این اتفاق هرگز نمی افتد.
متاسفانه اعضای هیات علمی دانشگاهها حق التدریس راهنمایی پایان نامه را دریافت می کنند اما دانشجو را رها می کنند.
باید با قانونی سفت و سخت با این شرکتها و موسسات و همچنین دانشجویان و اساتیدی که با آنها همکاری دارند برخورد کنند چون نوعی جعل است.
من در دانشگاه ملی کردستان از پایان نامه ام 16.5 گرفتم سال 78 آن وقت که کامپیوتر و اینترنتی درکار نبود. همان پایان نامه حقیر در دانشگاه آزاد تهران 19.5 داده اند. جل الخالق
طرف با مدرک من رئیس شد، معتبر شد، استاد شد و ... من فقط یک دبیر ساده آموزش و پرورش.
به نظر من همه چیز برمیگرده و باز شدن درهای کنکور برای همه: چه دانا و چه کودن همه وارد دانشگاه میشند. ارزش علم پایین اومده. اساتید توانایی اداره کلاس های پر جمعیت دانشگاه ها، خصوصا دانشگاه آزاد رو ندارن. استاد راهنما و مشاور دیگه مثل قبل راهنمایی و مشاوره نمی دن و کنترلی رو این موضوع ندارن یا براشون مهم نیس که طرف داده بیرون براش انجام دادن..
من خودم سه سال شد پایان نامه نوشتم و باید بگم پایان نامه نوشتن همش از بیکاری و بی پولیه چون با داشتن مدذرک دکترا هم باید با هزار بدبختی یه حق التدریسی گیر بیاری اونم تازه اگه بختت بلند باشه و پارتی داشته باشی
ببینید چه کسانی پایان نامه رو می دن کسای دیگه بنویسن بیشترشون سرکار هستند و یک درامد ثابت دران یا از مرفهین بی دردند که از سر تفریح اومدن ارشد و دکترا میخونن چون انچنان ظرفیت تحیلات تکمیلی بالا رفته که ...
نباید فراموش شود که نوشتن پایان نامه بخشی از آموزش دانشجو است. چگونه در دروس نظری اجازه تقلب داده نمی شود ولی در این موضوع ، آموزش و اساتید هیچ برخوردی نمی کنند. دلیلش این است که استاد راهنما در این پروسه ذی نفع است . استاد موظف است در تمامی مراحل، به دانشجو شیوه تحقیق و نوشتن پایان نامه را آموزش دهد حالا بفرض استاد توان آموزش را هم داشته باشد ممکن است وقت و حوصله اش را نداشته باشد.
من هم دارم به همین وضع میافتم
هیچ ارگانی حاضر نیست از تحقیقاتم حمایت کنه
حتی احتمال می دم بعضی جاها طرح هام رو دزدیده باشند
الان دوستام میگن که پروژه هاشون رو انجام بدم تا هزینه ی از ایران رفتنم رو جور کنم
....
شاید خارجی ها بدونن که با نخبه ها چجوری باید برخورد کنن
این پدیده تا حدودی در دانشگاههای خارج نیز زواج داشت ولی در چند سال گذشته نرم افزارهایی توسعه یافته که درصد کپی برداری را دقیقا با تمام مشخصات تعیین می کند. معمولا کپی بیش از 15 درصد، تقلب محسوب می شود. این وظیفه مهم پژوهشگاه مدارک علمی است چون در آنجا تمام رساله ها به صورت دیجیتال جمع آوری می شود.
اما مهمتر از همه، تعهد و تسلط علمی استاد نقش اساسی در جلوگیری از تقلب دارد. اگر مسئله تحقیق زیر نظر استاد راهنما تعریف و نظارت شود احتمال تقلب بسیار کم می شود.
در دانشگاههای خارج قوانین سختی برای این موضوع وضع شده و اگر حتی بعد از دفاع ثابت شود تقلبی صورت گرفته، آن مدرک لغو اعتبار می شود. در صورت تقلب هم استاد و هم دانشجو در مظان اتهام قرار می گیرند.
نوشتن مقاله وپایان نامه خوبه ولی ولی ولی بایدعمل باشه همچون شرکت هاوکارخانه های :زیمنس.انالوگ دیوایس.نشنال سمیکنداکتور.اس تی میکرون و.....................که مواردنظری وعملی خیلی حرفه ای باهم ودرکنارهم تلفیق میشن...
به نظرمن این مقاله نویسی وپایان نامه نویسی وقتی باعمل نباشه هیچ فایده ای نداره
منم برا پایان نامه مم 2 سال وقت گذاشتم و کلی هزینه... خیر سرم فک کردم دارم به علم و دانش کشور کمک میکنم !!!
با توجه به اینکه کارم به لحاظ علمی در سطح بالایی بود و عدم فهم کار بنده از سوی اساتید داوریه نمره آبکی بم دادن، مقاله ش 1 سال طول کشید چاپ شه، پس نمره مقاله شم نگرفتم، چون بیشتر از نمیسال مجاز طول کشید، دکتری استعداد درخشان نتونستم برم، الانم که 3 سال میشه فارغ شدم، هنوز دانشجوها دنبال پایان ناممن که ازش استفاده کنن!!!
اونوقت، دوستان خودم با صرف 4 ماه وقت و دادن پول به بیرون، راحت همه مشکلاتشون رفع شد!
علاوه بر این، جوونا بیکارن، نوشتن پایان نامه هم پول سازه!!! خوب کار کنی، ماهی، 3م برات میندازه!!!
راستی، دانشگاه من جزو سه تای اول ایرانه!!!
برای نگارش پایان نامه کارشناسی ارشد بیش از یک و سال و نیم مطالعه، تحقیق، یادداشت برداری و ناز استاد خریدن پایان نامه ای ارائه کردم که یکی از منابع درسی رشته خودم شد. حالا کسانی که با پول پایان نامه می خرند از جلسه دفاع نمی ترسند که داور سوألی مفهومی بپرسد و آنها به دلیل عدم اشراف به زوایای پایان نامه شان از پاسخ عاجز بمانند و تشت رسوائی شان از بام بیفتد؟
دیپلمه ای دیدم که پایان نامه فوق لیسانی مینوشت با درآمد بالا.
نفهمیدم کدومشون مدرک بالاتری دارند
سلام، ما هم در محل كارمان هيئت علمي دارم فقط مقاله را مي نويسد و اسم خودش را هم در ان بايد بياد، اين مقالات اي اس اي چي كه كشور ما را بدبخت كرده و اين همه دانشجو بي كيفيت چه در مقطع فوق و يا دكتري داره از دانشگاه بيرون ميايد كه توانايي ديبلم 20 سال پيش هم نداره.
من هم به دلیل عدم حمایت از کارهای پژوهشی ام توسط هیچ نهادی در ایران مجبور شدم چندتا از این کارها را انجام دهم ( از نوشتن پایان نامه بگیرید تا نوشتن مقاله). در متن شما به این موضوع خوب اشاره شده که عدم حمایت از تحقیق و پژوهش ها یکی از مهمترین عوامل این مسئله است.
ببینید از یک منظر دیگه هم میشه به قضیه نگاه کرد
یکی از دلایل فروش پایان نامه ها اینه که اساتید روش نوشتن اون را به دانشجوها یاد نمیدن
از طرفی دیگه
من برای نوشتن پایان نامه ام 10 ماه وقت گذاشتم و لااقل دو میلیون خرج کردم ولی برخی با 300 هزار تومان که به یه نفر دادن تو دو ماه همی چی را تموم کردن
شما باشید چکار می کنید؟
اما شما چی به دست آوردی و اونا چی به دست میارن؟! فرق معامله خیلی زیاده عزیز
و این فارغ التحصیلان قرار است کجا کار کنند؟
کار؟ اشتغال؟ این واژه ها داره دیگه فراموش میشه
مگر فارغ التحصیلان کار دارند؟
خیلی جالبه، 2 سال و نیم برای پایان نامه فوق وقت گذاشتم و کلی هزینه، درست بعد از 3 ماه از فارق التحصیلی، پایان نامه خودم رو بدون کوچکترین تغییری به اسم یک نفر دیگه توی یه دانشگاه معتبر تهران دیدم و از اون جالب تر اینکه آخر پایان نامه نوشت بود، هر گونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد .
رواج کپی پیست در بین دانشجویان باعث بدبینی اساتید شده! استادان گاهی به سختی باور می کنند که مقاله یا کار تحقیقی یا پایانامه کار اصیلی است و نتیجه زحمت دانشجو است! این بدگمانی اساتید به خاطر عملکرد غلط همین ها است! اگر چه روش های بسیاری برای تشخیص کار اصیل از کپی وجود دارد؛ ولی به این دانشجویان باید آموخت که تحقیق چه لذتی دارد و اگر کسی لذت کاری را برد دیگر خود را دست کم نمی گیرد تا از کارهای دیگران کپی کند.
علاوه بر اینکه دانشجویان فوق و دکتری در این موسسات جعل پایان نامه مشغول هستند،پایان نامه و مقاله هایی که برای صحافی به میدان انقلاب برده می شوند هم دزدیده می شوند( البته نه همه) و در اختیار این شرکتها قرار می گیرند.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.