ابهامات حضور ميرحسين موسوي و چند پرسش
علي احمدي

اشاره: در آغاز اين يادداشت، آوردن دو نكته ضروري مينمايد:1ـ كانديدا شدن در انتخابات، حق هر ايراني واجد شرايط لازم است. كانديداتوري رياست جمهوري علاوه بر دارا بودن شروط نامبرده در قانون انتخابات، نيازمند شرط كافي «رجل سياسي و مذهبي» بودن هم هست. كانديدا شدن آقاي ميرحسين موسوي كه هم واجد شرايط لازم، هم شرط كافي رجل مذهبي و سياسي و هم داراي سابقه روشن در پست نخست وزيري سالهاي اوليه پس از پيروزي انقلاب اسلامي است، از اين ديدگاه مطلوب به شمار آمده و به فال نيك گرفته ميشود.
2ـ نگارنده كه از مديران اجرايي در دولتهاي آقايان موسوي و خاتمي بوده و به انجام وظيفه و خدمت در دولتهاي نامبردگان مفتخر است، طبعاً از حضور هر دو رجل سياسي و مذهبي ياد شده كه از افتخارات نظام اسلامي ايران به شمار ميآيند، استقبال ميکند، اما نميتواند تعجب خود را از وضعيت پيش آمده منجر به كنارهگيري آقاي خاتمي (در شكلي كه صورت گرفت) اظهار ننمايد. اين نوشته بدون هر گونه جانبداري در پي طرح ابهامات ناشي از نحوه حضور ميرحسين موسوي در اين دوره انتخابات رياست جمهوري و خواستار دريافت پاسخ و روشنگري ايشان در راستاي رفع ابهامات پديد آمده و شفافيت عرصه انتخابات است.
انتخابات رياست جمهوري ايران در دورههاي اخير با شگفتيهايي روبهرو بوده است، پيروزي خاتمي در خرداد ماه سال هفتاد و شش از يك حيث و درآمدن محمود احمدي نژاد در تيرماه هشتاد و چهار از حيثي ديگر. اين شگفتي البته مربوط به نتيجه انتخابات بوده كه در قياس اوضاع و احوال پيش از رأيگيري با نتيجه غير قابل پيشبيني و باور نكردني رخ نموده است.
انتخابات دوره دهم، اما پيش از انجام دچار يك ابهام شده كه آن به حضور ميرحسين موسوي مربوط ميشود.
علت و نحوه حضور نخست وزير دوران جنگ تحميلي در اين دوره ابهاماتي را باعث شده كه ناظران سياسي و آحاد جامعه را با چند پرسش مهم روبهرو ساخته است. پرسشهاي دسته نخست به علت يا علل حضور ميرحسين برميگردد كه به شرح زير درافكنده ميشوند:
1. چه عامل يا عواملي سبب شده آقاي موسوي در اين دوره پا به عرصه انتخابات رياست جمهوري و رقابتهاي سخت آن نهد؟ آيا شرايط خاصي بر كشور حاكم شده كه ايشان را وادار به حضور کرده يا اينكه به هر علت و دليل، احساس تكليف ديني و ملي وي را به صحنه كشانده است؟ آيا از ديدگاه آقاي موسوي، شرايط امروز كشور متفاوت با شرايط سال 1375 بوده كه وي در آن سال به دعوت بسياري از شخصيتها و گروههاي سياسي پاسخ منفي داده، اما اين بار تحريص به حضور شده است؟
پرسش به زبان ديگر آن است كه شرايط و احوال بيروني، آقاي موسوي را وادار به تغيير موضع هميشگي کرده يا تغيير و تحول دروني در او سبب موضع جديد شده است؟
2. چه كسي يا كسان و جرياناتي از آقاي موسوي براي حضور در صحنه دعوت کردهاند؟ تا آنجا كه مشخص است از ميان شخصيتها، تنها آقاي خاتمي دعوت كننده ايشان بوده و از دو جريان شاخص سياسي كشور هيچ گروهي رسمي و علني دعوت نکرده است. اصولگرايان كه هيچگاه با موسوي ميانه خوبي نداشته، چه رسد به اينكه او را ترغيب به آمدن کنند و از ميان گروههاي اصلاحطلب، احزاب مشاركت و كارگزاران و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي از ابتدا، به طور يكپارچه و مستمر در پي راضي كردن سيد محمد خاتمي بوده، حزب اعتماد ملي دبيركل خود مهدوي كروبي را كانديد کرده و انجمنهاي اسلامي دانشجويان (دفتر تحكيم وحدت) نيز مستقل درصدد دعوت از عبدالله نوري بودهاند.
3. حال كه معلوم است گروهها و جريانات سياسي شناخته شده و مطرح كشور از آقاي موسوي دعوت نکردهاند و احتمال وقوع تحول دروني در ايشان در مقطع كنوني به دلايلي كه خواهد آمد، بعيد به نظر ميرسد، آيا ممكن است به گونهاي به وي تكليف شده باشد تا به رغم همه چيز به صحنه انتخابات وارد شده و نقش آفريني نمايد؟
4. اما چرا احتمال وقوع تحول دروني در آقاي موسوي بعيد دانسته ميشود؟
* آقاي ميرحسين موسوي پس از هشت سال انجام وظيفه در پست خطير نخست وزيري در وضعيت سخت آن روزها و در حالي كه در مركز مناقشات سياسي و اجرايي بود، با رحلت امام خميني (ره) و از دست دادن بزرگترين حامي خود در آن دوران، مستعفي شده و با پايان دوره از صحنه فعاليتهاي اجرايي و سياسي كنار رفت.
* از سال 1368 تاكنون كه بالغ بر بيست سال ميشود، ميرحسين نه تنها از قدرت به دور بوده، بلكه به شدت انزوا اختيار كرده و در خلوت، خود را به انجام كارهاي هنري كه به تحصيلات دانشگاهي و علايق شخصياش مربوط ميشود، مشغول ساخته و در اين سالهاي طولاني كه دو سوم عمر نظام جمهوري اسلامي را تشكيل ميدهد، از هر گونه اظهار نظر سياسي در قبال مسايل و رخدادهاي گوناگون و حضور در صحنههاي سياسي و اجتماعي پرهيز كرده و حتي در برابر همه مخالفان و بدخواهان به ويژه در نخستين سالهاي پس از كنارهگيرياش به دفاع از خود و عملكرد دولتش برنخاست.
* به ياد ميآوريم در مقطع انتخابات دوره هفتم رياست جمهوري، موج گستردهاي از سوي شخصيتها و گروههاي موسوم به خط امام در دعوت از ايشان براي كانديد شدن به پا خاست كه سرانجام با خودداري جدي آقاي موسوي به يكباره فرو خفته و بعد از آنكه سيد محمد خاتمي به رياست جمهوري رسيد، بحث معاون اولي ميرحسين كه قوياً مطرح بود، با بي تفاوتي وي منتفي شده و صدور حكم مشاورت عالي رئيس جمهور خاتمي نيز نتوانست در او تغييري ايجاد كرده و وي را به صحنه كشاند. بسياري از ناظران و آگاهان با ديدن اين وضعيت، ميرحسين موسوي را در عين ارزشمندي و دارا بودن كارنامهاي درخشان در خدمتگذاري به مردم و كشور، يك نيروي به انزوا رفته و به عبارتي بازنشسته سياسي ميخواندند كه ديگر هيچ نيرو و انگيزهاي قادر به تحريك و آوردن دوباره او به صحنه سياست نيست.
به نظر ميرسيد تحمل سختيها و مرارتهاي وظايف نخست وزيري و به ويژه شدايد اداره كشور در دوران جنگ تحميلي و نيز شدت نامردميها و زخم زبانهاي مخالفان، چندان وي را منكوب و روح هنردوست و هنر پرور او را جريحه دار ساخته كه در نتيجه او براي هميشه از صحنه رانده شده و حداكثر به يك ناظر آگاه اما بي تفاوت نسبت به اوضاع جاري كشور بدل شده است.
تحليل آن بود كه اگر ميرحسين با دلي پر زخم و رواني آزرده از گذشته و ديدن دگرگونيهاي عميق در سياستهاي اقتصادي و فرهنگي دوران سازندگي از ورود به صحنه و اظهارنظر خودداري کرده، با برآمدن دوم خرداد هفتاد و شش و ورود همفكران و ياران قديمياش به عرصه مديريت اجرايي- به ويژه به قدرت رسيدن خاتمي كه در دوران نخست وزيري سالها در پست وزارت ارشاد يار و همراه نزديك او به شمار ميآمد ـ دوباره برانگيخته شده و اگر نه در متن قدرت، اما در حاشيه آن ظاهر خواهد شد، ولي بنا به همان تحليل اوليه و پيشبيني بسياري از اهل نظر، اين جريان نتوانست او را ترغيب به حضور دوباره کند.
با اين اوصاف اگر نگوييم همه دست كم بيشتر كساني كه دوران نخست وزيري مير حسين را درك كرده و سالهاي طولاني انزوا و سكوت او را ديده و يا از نزديك از احوالش باخبر بودند، اتفاق نظر داشتند كه ميرحسين موسوي به انزواي مطلق گردانيده و براي همين، بايد او را به حال خود وانهاد تا او به عنوان يك اسطوره مربوط به دوران دفاع مقدس در تاريخ كشور و در اذهان باقي بماند.
پرسشهاي دسته دوم به ابهامات در نحوه ورود و حضور ميرحسين مربوط است:
1ـ آقاي خاتمي پيش از اعلام حضور، بارها پس از ديدار و مذاكره با آقاي موسوي با گفتن «يا من، يا ميرحسين» آمدن تنها يكي از دو تن را تأكيد ميكرد. آقاي خاتمي تا آخرين لحظات پيش از اعلام حضور، خود را منتظر اعلام نظر ميرحسين دانسته و چنين مينمود كه اگر ميرحسين به هر نحو قصد خود مبني بر آمدن را نشان دهد، او وارد صحنه انتخابات نخواهد شد. به هر روي، مجموعه شرايط در لحظههاي انتظار ناظران و مشتاقان نشان از تمايل نداشتن ميرحسين داشت و بنابراين، اعلام رسمي حضور خاتمي، نشاني جز رسيدن به توافق فيمابين يا امتناع قطعي آقاي موسوي از آمدن نداشت.
پرسش اين است كه چرا در ايام ترديد و انتظار آقاي خاتمي، موسوي تمايل خود مبني بر ورود را به خاتمي يا اطرافيانش اعلام نكرد تا از خاتمي رفع تكليف شده و گفته و خواستهاش مبني بر ترجيح حضور ميرحسين تحقق يابد؟ آقاي موسوي طبعاً به خوبي آگاه بود كه اگر موضوع را بيپاسخ و در ابهام باقي بگذارد، خاتمي نظر به تداوم دعوتها و تنگي وقت لاجرم تصميم گيري خواهد نمود. پس آنگونه كه بعدها به نقل از وي گفته شد، عدم اعلام امتناع قطعي موسوي، نميتواند دليل و توجيهي بر اين امر باشد.
2ـ حتي اگر فرض عدم امتناع قطعي آقاي موسوي پيش از اعلام كانديداتوري آقاي خاتمي را بپذيريم، با به ميدان آمدن خاتمي اخلاق و منطق حكم ميكرد تا شرايطي فراهم شود كه او همچنان در صحنه بماند. از آنجا كه موسوي و خاتمي دو يار همفكر بوده و گفته پيشين خاتمي مبني بر آمدن يكي از آن دو نزد همگان مقبول و منطقي دانسته ميشد، با ورود خاتمي، آيا موسوي حتي با داشتن قصد قبلي براي ورود به عرصه، اخلاقاً ملزم نبود يا منصرف شده يا به گونهاي رفتار کند تا دست کم گفته و عمل خاتمي زير سؤال نرفته و ضايع نشود؟
3ـ پاسخ آقاي موسوي به بيانيه كنارهگيري آقاي خاتمي نيز واجد ابهاماتي است كه چند پرسش را برمي انگيزد:
پرسش اول اينكه چرا موسوي با قضيه كنار رفتن خاتمي چنان برخورد كرده كه گويا از آن راضي بوده و حتي انتظار آن را ميكشيده است؟
دوم آن كه اگر ايشان آنگونه كه گفته است از وجود و حضور خاتمي در پست رياست جمهوري دورههاي هفتم و هشتم مسرور و به آن مفتخر بوده است، چرا از حضور دوباره وي در اين دوره استقبال نکرد و براي بقاي او در صحنه انتخابات كوششي نکرد؟
اين در حالي است كه خاتمي حضور خود را پيش از موسوي اعلام كرده و نشان ميداد به رغم مخالف خواني رقباي افراطي و صدور انواع تهمتها و تهديدها از رد صلاحيت گرفته تا ترور فيزيكي، با ارادهاي راسخ و مصمم پا در ميدان رقابت نهاده و در سوي ديگر استقبال پر شور و غيرمنتظره مردم شهرهاي شيراز و ياسوج در جريان نخستين سفر مقدماتي، نشانه اقبال عمومي و نويد دهنده پيروزي محتمل در انتخابات پيش رو بوده است.
سوم اين كه چرا ميرحسين در بيانيه خود آشکارا از خاتمي نخواست او هم در صحنه بماند و يا دستکم از كنار رفتنش اظهار تأسف نمايد؟
پرسش چهارم مربوط است به آن بخش از بيانيه كه در آن ميرحسين خود را يك اصلاحطلب (البته ضمن بازگشت به اصول) ناميده است.
اولاً چرا ميرحسين در هشت سال حاكميت جريان اصلاحطلبي در كشور، نسبت خود را با آن اعلام و آشكار نساخته و در مدت نزديک چهار سال كنار گزارده شدن اصلاحطلبان از همه اركان قدرت با آنان آشكارا همدردي و همراهي نكرده است؟ چه چيزي پيش آمده كه آقاي موسوي در آستانه انتخابات دهم رياست جمهوري از اصلاحطلب بودن خود آن هم در ضمن يك بيانيه كوتاه پرده برميدارد؟ آيا ميرحسين از آغاز تولد جريان اطلاح طلبي در خرداد ماه 76 اطلاح طلب بوده يا اينك به آن گرويده است؟
دوم آن که اگر موسوي به گفته خود وجود خاتمي در پست رياست جمهوري دورههاي هفتم و هشتم را مايه مباهات و تلألو آرمانهاي نسل نوخاسته ميديده و او را در كسوت اصلاح طلبي ايفاگر نقش مهم در بزنگاهي خطير از انقلاب اسلامي دانسته، اكنون كه همين شخصيت بنا بر دعوتهاي گسترده و به رغم ميل باطن دوباره پا به ميدان سياست نهاده، به راستي چه كسي برتر و شايستهتر از او براي ايفاي دوباره نقش ذكر شده در بالا در شرايط خاص و حاد كنوني كشور و جامعه خواهد بود؟
4ـ آقاي موسوي چه تعريفي از اصلاحات دارد و لوازم آن را چه چيز ميداند؟ از آنجا كه نامبرده راه درست را اصلاحات ميداند، آيا اصلاحات بنا به قرائت خاتمي و ياران او مورد تأييد موسوي است يا او بناست قرائت جديدي از اصلاح طلبي ارايه و سپس برنامههاي خود را بر آن بنا کند؟
منظور از اصلاح طلبي همراه بازگشت به اصول چيست؟ از آنجا كه امروزه يك جريان قدرتمند سياسي خود را اصولگرا ناميده و با در دست داشتن همه اركان قدرت در سالهاي اخير، سياستهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور را رقم ميزند، آيا اصول مورد نظر آقاي موسوي غير از اصول مورد نظر و عمل جريان نامبرده خواهد بود؟ همچنين از آنجا كه اصلاحطلبي (رفرميسم) در لغت به معناي سامان دادن و بازسازي كردن و به مفهوم اصلاح و تصحيح ايدهها و شيوههاي جاري و نوعي بازگشت به مباني مورد قبول اوليه بوده و اصلاحطلبان ايراني مدعي و منادي ضرورت بازگشت به اصول اوليه انقلاب اسلامي و خط امام و لزوم اصلاح خطاها و انحرافات رخ داده هستند، آيا ايده اطلاح طلبي همراه بازگشت به اصول، ايدهاي تناقض آلود (پارادوكسيكال) نيست؟ يا اينكه مقصود همان «اصلاحطلبي اصولگرايانه» مورد ادعاي برخي افراد و جريانات در حاشيه است كه معنايي جز اتحاد خط ميانه دو جريان فكري و سياسي مذكور، از آن مستفاد نميشود؟
5ـ از ابهامات عمده ورود ميرحسين موسوي، سياستها و برنامههاي از پيش تعيين شده در صورت پيروزي در انتخابات است. از آن ميان سياستهاي اقتصادي مورد پرسش جدي است. ميدانيم خط مشي اعمال شده در حوزه اقتصاد در بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به طور طبيعي اقتصاد متمركز و دولتي بوده و ميرحسين در كسوت نخست وزير نماينده اين ديدگاه و مجري آن شناخته ميشد. خواننده فهيم به ياد ميآورد كه مخالفان فكري و سياسي ميرحسين موسوي و ياران او در آن دوره وي را به داشتن تفكرات سوسياليستي در حوزه اقتصاد متهم ساخته و مثلا برنامه سهميه بندي ارزاق عمومي و سيستم كوپن كالاهاي اساسي را به تمسخر كوپنيسم (بر وزن كمونيسم) ميناميدند.
همچنين تفاوت و تضاد ديدگاهها و اختلافات شديد در حوزه اجراي سياستهاي اقتصادي بود كه منجر به خروج چند تن از وزراي وقت كابينه موسوي شد. سه تن از وزراي اسبق هم اكنون از سردمداران جناح وابسته به جريان اصولگرا بوده و در مراكز مهم تصميم گيري يا در حاشيه آنها به ايفاي نقش تعيين كننده در مسائل كشور مشغولند. ناگفته نماند جناح رقيب موسوي در آن دوره با نفي اقتصاد دولتي، در واقع به دنبال نقش آفريني يكهتازانه بازار در اقتصاد بوده و اگر اكنون به اقتضاي شرايط جديد از خصوصي سازي اقتصاد دفاع مينمايد، زاويهاي از نگاهش هنوز به سمت بخش تجاري اقتصاد است و نه اقتصاد مولد صنعتي.
از سوي ديگر، با برآمدن دولت سازندگي و در پيش گرفتن سياست آزاد سازي و تعديل اقتصادي و سپس ادامه تعديل شده همان سياست در دولت اصلاحات، لازم است آقاي موسوي روشن سازد منظورش از برگشت به اصول در مثلاً عرصه اقتصاد، بازگشت به اقتصاد دولتي است يا وي ادامه دهنده روند كنوني به سوي تقويت بخش خصوصي در راستاي خصوصي سازي در اقتصاد بوده و يا اينكه مشي ديگري وراي اين دو را پيش خواهد گرفت؟
گذشته از اقتصاد، پرسشهاي مشابهي مربوط به عرصههاي فرهنگ، اجتماع و سياست (به ويژه سياست خارجي) مطرح بوده كه از آقاي موسوي در زمينه سياستها و روشهاي اجرايي مورد نظر در نسبت با دو تفكر و جريان رقيب اصلاحطلب و اصولگرا پاسخ مناسب ميطلبند.
6ـ سرانجام پرسش آخر اين كه آيا همگان انتظار برآمدن همان ميرحسين موسوي دهه شصت در شرايط جديد را داشته باشند يا ظهور يك ميرحسين موسوي جديد در دهه هشتاد را؟
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
بهترین نکته این مقاله ، ارائه برنامه مدون ازسوی کاندیداهای ریاست جمهوریست.همین و بس.ملت مااینقدر فهیم هستند که بتوانندبهترین را انتخاب کنند البته اگربعضیهااجازه درست اندیشیدن رابه مردم بدهند.
نوشته ضعیف و کم ارزشی بود. با نثری سخیف.
خوب، بالاخره گذشت زمان، پاسخ اين ابهامات رو خواهد داد.
من برای آقای مهندس موسوی احترام فراوانی قائلم. بهخصوص برای خدماتش به این کشور در دوران جنگ. اما هنوز نتوانستهام خودم را قانع کنم که چرا وقتی کشور به وجودش احتیاج داشت نیامد و وقتی که با کاندیدا شدن آقای خاتمی و استقبال بینظیر از او پیروزی قاطع اصلاحطلبان قطعی مینمود، آمد. این نمیتواند از ذهن جامعه پاک شود. همچنان که مواضع حقیقی آقای موسوی در مورد سیاست خارجی، مساله اتمی، مسایل اقتصادی و مهمتر از همه مساله اصلاحات و آزادی مبهم و برای عدهی فراوانی غیرقابل قبول است.
يكي از دلايلي كه اقاي مير حسين موسوي كانديد شده است به علت اين است كه مجمع تشخيص مصلحت نظام صلاح را بر ان ديده تا نيرويي از خودش كه يك ميانه رو و موجه از طرف اصلاح طلبان مي باشد را را براي دوره جديد اتتخاب شود و مطمينا در اين دوره با كمي درايت ايشان راي حداكثر را بدست خواهد اورد
خیلی جالب است که نویسنده در ابتدا موضع خویش را نسبت به اقای موسوی مطرح کرده اند با تشکر و قدر دانی ,اما مثل اینکه خوانندگان طرفدار اقای موسوی اصلا متوجه این قضیه نشده اند,این خوانندگان اصلاح طلب با خودیهایشان هم مشکل دارند,به هر حال از نویسنده متشکرم
با اینکه خودم میخواهم به اقای موسوی رای دهم ولی نمیدانم چرا بعضی از خوانندگان دچار کج فهمی هستند و متوجه نمیشوند که نویسنده فقط سوالهایی را مطرح کرده که برای هر اهل فکر در حوزه سیاست میتواند مطرح باشد,ما از دولتهای وقت ایراد میگیریم که تحمل منتقدین خود را ندارند در صورتی که به چند پرسش به دیده تخریب نگاه میکنیم و تحمل نمیاوریم.واقعا متاسفم,بهتر است فرهنگ نقد پذیری را در خودمان پرورش دهیم
اين مملكت متعلق به امام زمان است و از ين مملكت مراقبت خواهند كرد ولي تا زمانيكه نويسندگان بي تقوايي نكنند و با سئوالات واهي وبي معني و در عين حال ابهام برانگيز نخواهند خورشيد را زير ابر ببرند امام ره فرمودند انقلاب نبايد بدست نااهلان و آنهايي كه حتي از دور هم دستي بر آتش نداشته اند بيفتد حال ضمن احترام به همه كساني كه كانديد ميشوند و خواهند شد كه حتما آنها هم در پيروزي و تداوم انقلاب نقش داشته اند ولي اين نهايت بي انصافي و بي تقوايي است كه با طرح چند سئوال زيركانه و خطي كانديد شدن فرزند انقلاب مخلص پاك مدير ومدبر با تقوا دلسوز وارسته و.... كه در بد ترين شرايط جنگ و كشور رادر 8 سال دفاع مقدس اداره كرد براي كساني كه در آن زمان نبوده اند و جناب آقاي موسوي را نميشناسند شك ايجاد نمايند ولي جناب آقاي مهندس مير حسين موسوي برقلب مردم حكومت ميكند چه كانديد شود و چه نشود چه رييس جمهور شود و چه نشود خداوند همه ما را براه راست هدايت فرمايد كه ايمان و تقوا را با مسائل حزبي و سياسي و جناحي كه غالبا هم از ديد گاه قرآن هم مطرود است (كل حزب بما لديهم فرحون )مخلوط نكنيم
جناب اقای احمدی از شما بسیار متشکرم .این مقاله ذهن من را به خیلی مسایل باز کرد.وقت ان رسیده است که ملت از کاندیده ها و از جمله اقای موسوی برنامه مدون در زمینه سیاست خارجی و اقتصادی و اجتماعی بخواهند ,چرا فکر میکنیم که صرف مطرح کردن چندین سوال قصد تخریب کاندیدا است یا غرض ورزی؟من که خود سالها درحوزه دانشگاه فعالیت دارم و اخبار سیاسی را از نزدیک دنبال میکنم تا کنون نشنیده ام که اقای موسوی مثلا راجع به برنامه اقتصادیشان اعلام نظر کرده باشند,ایا زمان ان نرسیده است که ایشان برنامه های نوین خویش را مطرح سازند نه این که ملت را منتظر گذارده و دایما این سوال به ذهن متبادر شود که ایا ایشان همان برنامه های بیست سال پیش را دنبال میکنند و اگر خیر چرا اعلام نمیکنند؟مسلما تمامی افراد اگاه سوابق درخشان اقای موسوی را در ذهن دارند اما ایا اگاهان و نخبگان نمیدانند که مشکل ملت در تمامی این سالها عدم وجود برنامه ریزی علمی متناسب با شرایط زمانی کشور بوده است؟
برو راي خودت را بده مردم مافهيم اند وبه شعار وسوال نيازي ندارند
انشاءاله آنچه خدابخواهد اتفاق مي افتد وظيفه است همه شركت كنند پس باشركت حداكثري مردم تعيين كننده خواهند بود ولي وضع موجود خوب نيست
بسمه تعالی
جناب آقای علی احمدی تلاش دارند زیرکانه سوالاتی را از آقای موسوی بپرسند و به این طریق آمدن موسوی را خدشه دار نمایند. هر چند اغلب سوالات ایشان را موسوی قبلا پاسخ داده اند. با این همه به بعضی دیگر اینجانب در ذیل اشاره اختصاری خواهم داشت.
1- اگر موسوی به دعوت خاتمی می آمد به این معنی بود که او فقط اصلاح طلب است. در حالی که موسوی خود می گوید که اصلاح طلب اصول گرا است . لذا نه تنها اصلاح طلبان که اصول گرایان واقعی که از بی برنامه گی، نادیده گرفتن قوانین، و بی اعتنائی به آرمانهای انقلاب اسلامی دولت رنج می برند به او رای خواهند داد. خط امامی هائی که راه امام و رهبری را دنبال می کنند. این عاشقان دین و پیشرفت کشور کم نیستند.
2- به طریقانجام شده، یعنی آمدن موسوی پس از آمدن خاتمی وآنگاه رفتن خاتمی، از وجه خاتمی چیزی نکاست که به آن افزود. اکنون در چهره ایرانیان و جهانیان خاتمی مردی است با خصوصیات برتر انسانی. او می تواند در این لباس به خدمات خود به ایران و اسلام با شرایط بهتری ادامه دهد.موسوی عاقلانه عمل کرد .او بگونه ای اعلام استقلال نمود که هم به صلاح خود و هم به صلاح همکار قدیمی اش شد. او به همه گفت که موسوی در حین ارادت و همکاری با خاتمی موسوی است.
3- موسوی 8 سال نخست وزیر دولت رهبر معظم بوده یعنی عملا قائم مقام و جانشین ایشان. پس موسوی صد در صد مورد اعتماد رهبری است. یار و مددکار و همکار 8 سال تلاشهای اجرائی رهبر بوده است. لذا ایشان بهتر از هر کسی می تواند اکنون که کشور در شرایط بسیار حساسی است نقش مهم خود را ایفا نماید. طبعا خود و نظام به این نتیجه رسیده اند که باید اکنون به میدان حاضر شود. زیرا تجربه دو دولت پیشین نشان داده که یک طیف اصلاح طلب یا اصول گرا فراگیر نیست و نمی تواند مسائل کشور را جمع کند. حضور موسوی به این معنی است که نظام به این جمع بندی رسیده و لذا همکار و جانشین اجرائی رهبری را سفارش به میدان آمدن نموده است.
4- مردمی که اداره کشور را در سخت ترین زمان انقلاب توسط موسوی دیده و از آن رضایت داشته اند امروز با طیب خاطر از این حضور استقبال خواهند کرد و بعضی کدورتهای خود را از مدیریت کشور کنار خواهند گذاشت تا دوباره موسوی را تجربه کنند.
- آنان که به دلیلی منتقداند برای آنکه دولت حاضر رای نیاورد در انتخابات شرکت کرده و به موسوی رای خواهند داد.
- آنان که از هیچکدام دل خوشی ندارند و از خاتمی را می خواستند نیز عملا با سفارش های موکد خاتمی در انتخابات شرکت و به موسوی رای خواهند داد.
- با توجه به موارد فوق انتخاباتی با شکوه با آرائی بالا خواهیم داشت.و نتیجه آن رئیس جمهوری خواهد بود که مورد تایید حوزه، دانشگاه، نخبگان، مدیران با سابقه کشور ، مردم و نهایتا رهبری است. رئیس جمهوری که سابقه کار کردن در وزارت خارجه، کار کردن با امام راحل و رهبری را داشته است.
این رئیس جمهور می تواند از یک موضع قدرت در مذاکرات دیپلماتیک که آینده سیاسی کشور را رقم می زند شرکت نما ید. وجه بین المللی خاتمی از یک طرف و اعتماد و حمایت رهبری و ملت اعم از اصلاح طلب و اصول گرا در داخل او را یاری خواهد کرد. آیا به نظر شما نباید موسوی و نظام در آمدن موسوی احساس وظیفه می کرد.
حقیر نیز به عنوان یک محقق که نیمی از عمر خود را در خدمت به توسعه و خود کفائی تکنولوژیکی کشور صرف نموده و سالها سمتهای اجرایی، برنامه ریزی در صنعت ، ویا فناوری و دانشگاهی را داشته است، امروز به این برادر خیر مقدم می گفته و از خدای بزرگ توفیق او را در خدمت به مردم خواستارم . از دانشجویان و جوانان نیز تقاضا دارم به سخنرانی های ایشان که سرشار از پختگی در عین صداقت است دقت نمایند. موسوی مرد کار با برنامه و پختگی است.
متحدی
عده اي بسيار داغ هستند يا طرفدار اصولگراها هستند ويا طرفدار اصلاح طلبهامن هم دوره اقاي هاشمي راديدم كسي كه در ان زمان اكثر اصولگراها اطرافش بودند ونماينده گان مجلس كه بيشترشان از همين اصولگراها بودند طرفداران اقاي هاشمي وهمراه ايشان ومعمولا تمام برنامه هاي اجرايي ايشان را كمك مي كردند تا يادم است در مجلسهاي ان دوره هيچ مشكلي براي اقاي هاشمي بوجود نيامد بعد هم كه دوره حاكميت اصلاح طلبان پيش امد ان دوره را هم خوب يادمان هست كه اقاي خاتمي معمولا در سخنرانيهايش از هاشمي تعريف مي كرد گرچه خاتمي شعار هايش تفاوت داشت چون لازمه اش ايجاب مي كرد ولي تقريبا در اجرا كارها همان مسير طي شد وبنظر بنده خاتمي با حمايت اقاي هاشمي وارد انتخابات گرديد خيلي كار به اصولگرا واصلاح طلب ندارم اما بعد از اين اقايان كسي انتخابات 84راپيروز شد كه نا شناخته بود از خيلي ها ولي برنامه هايش را تبليغ كرد وبه استانها سفر نمود با مردم سخن گفت مردم هم به او راي دادند اگر از نظر عده اي كه خودشان را كارشناس مي نامند ويا واقعا كارشناس هستند كاري در اين مدت 4سال نكرداما ماها كه از نظر معيشت زندگي ضعيف بوديم ونه در دولت سازندگي ونه در دولت اصلاحات وضعيتمانم خوب نشد نه اينكه انها تلاش نكردند اما برنامه هاي انها بحال ما اثر جدي نداشت اما در اين دولت با هر نامي معيشتمان بهتر شد پدر بنده يك بازنشسته است از دريافتي 250هزارتومان الان رسيد به 600000تومان دوما داراي 5ميليون تومان سهام عدالتشده ايم نگاه كه مي كنيم به رياست جمهوريهاي قبلي فقط در تلويزيون انها را ديديم اما احمدي نژاد را از نزديك زيارت كردي با او هم در دل كرديم وبه او مانند خيليها نامه داديم ومعرفي شديم به بانك و وام جهت ايجاد يك گاوداري گرفتيم و الحمد ولله برايمان خوب شد نه اينكه همه مشكلاتمان حل شده باشدولي خدارا شكر پس برادران عزيز اين حرفهاي سياسي بدرد ما محرومين نمي خورد ما مي خواهيم به دردهايمان رسيدگي شود مشكلاتمان حل شود برايمان جاده درست كنند اباديهايمان ابادتر شود تا ماها بهتر هم براي خودمان وهم براي مملكتمانمفيد باشيم همان امام خميني كه فرمودندمسولين بفكر محرومين ومستضعفين باشند چند سالي است كه متوجه شديم اقاي احمدي نژاد كه خدا اورا موفق بدارد دارد به سخنان اماممان عمل مي كند حالا شما بزرگواران هر نامي مي خواهيد روي ايشان بگذاريد خداوندا هر كسي كه خادم ملت است اورا پيروز بگردان...
معلومه سایت تابناک حسابی از آمدن آقای موسوی دلخوره که این نوع مقالات را منتشر میکنه. البته از تابناکی ها بیشتر از این هم انتظار نمی رود. خدا همه ما را اصلاح کند.
با سلام ، دوستان عزيز تابناك چقدر خوب بود كه نظرات را بر حسب ترتيب وصول و يا تاريخ ارسال مرتب مي كردند تا خواننده ها بتوانند ارتباط بين نظرات را بر حسب تحولات سريعي كه در عرصه خبر بوجود مي آيد در ذهن خود برقرار نموده و در صورت لزوم فعالانه در بحث شركت كنند. تفاوت مهم رسانه هاي اينترنتي و مكتوب در همين است. با تشكر و سال نو مبارك.
واقعا براتون متاسفم که نطرات را سانسور می کنید چون گفته قبلی من را منتشر نکردید و نمی دانم چرا؟!!!!
با سلام. فکر میکنم که زمان ان رسیده باشد که مردم با اطلاع و اگاهی کامل رای دهند نه از روی احساسات و تحلیلهای سطحی.من از نگارنده تشکر میکنم که این موضوعات را شفاف مطرح کردند.و چون ایشان در هر دو دوره مدیر بوده اند نشان دهنده این است که با اگاهی کامل به تحلیل موضوع پرداخته اندو اگر منفعت طلبی در میان بود که قاعدتا نباید به طرح این پرسشها میپرداختند چون مسلما نقطه نظرهای همسویی بااقایان خاتمی و موسوی داشته اند که در ان زمان مدیر بوده اند
با سلام بايد گفت كه اگر حرفي براي گفتن نداريد لازم نيست به اطاله سخن برانيد و از موضع صاحب نظر بر طبل تفرفه بكوبيد.من گمان نمي كنم مير حسين بتوتند اگر 4 سال رياست جمهوري خود را نيز صرف كند جواب تك تك شما مديران از قافله پست جا مانده را بدهد،شما مديران قبلي لطف فرموده وبنابر سوابق معلوم الحال خود از كسي حمايت نكنيد. زنداني سياسي
با سلام ، دوستان عزيز تابناك چقدر خوب بود كه نظرات را بر حسب ترتيب وصول و يا تاريخ ارسال مرتب مي كردند تا خواننده ها بتوانند ارتباط بين نظرات را بر حسب تحولات سريعي كه در عرصه خبر بوجود مي آيد در ذهن خود برقرار نموده و در صورت لزوم فعالانه در بحث شركت كنند. تفاوت مهم رسانه هاي اينترنتي و مكتوب در همين است. با تشكر و سال نو مبارك.
امثال شماییکه به آقای احمدی نژاد حق می دهید بهتر است چشمهای بسته و گوشهای ناشنوایتان را باز کنید و یاد 8 سال دوران سختی جنگ و دوران نفت 100 دلار هم بیافتید و مقایسه کنید!!!!
با سلام دو موضوع هست 1- این مسیر با توافق قبلی آقایان خاتمی و موسوی به جلو میرود . اگر آقای موسوی برنده شد که آقای خاتمی به خواسته خود خواهد رسید . اگر آقای موسوی برنده نشد آقای خاتمی برای دور بعدی که رقیب جدی وجود ندارد و انتظار موفقیت بیشتری هست اعتبارش را از دست نمی دهد. 2- آقای موسوی هم اصلاح طلبان و هم اصول گرایان را در خوف و رجا قرار داده و از رای هر دو استفاده می کند و در صورت برنده شدن مطابق نظر خودش عمل خواهد کرد. به هر این شرایط در هر صورت به نظر بنده به نفع اقای خاتمی است.
سیاست کاری مهندس با بیست سال پیش فرق می کنه ایشان اقتصاد کوپنی که دولتهای گذشته تلاش داشته اند که از بین ببرند و مردم راحتر زندگی نمایند را دوباره احیا خواهد کرد مانند سیمان که تا سال کذشته پدر ملت در آمده بود تا یک پاکت سیمان بگیرند ولی در حال حاضر یک تن سیمان با یک تلفن شبانه پای کار خالی می شود ایا موسوی همه این بیست سال را قبول ندارد یا دوباره بیست سال به عقب باید برگردیم .
به نظر من کسانی که به آقای خاتمی و موسوی علاقه مندند در یک طیف قرار دارند با اختلافات بالنسبه کم. بهتر است قدری صبر کنیم تا با نزدیکی به انتخابات کاندیداها نیز وزن واقعی خود را ارزیابی نمایند من مطمئن هستم آقای موسوی حاضر نخواهد بود با احتمال کم پیروزی در صحنه باشد و شکست اصلاحات منسوب به وی گردد و در صورت پیروزی نیز اصولاً توقعات عجولانه و افراطی از ایشان کم است و کار را برای دولت آینده هموارتر خواهد کرد. حضور ایشان حد وسط تأمین مسائل معیشتی و مسائل مربوط به توسعة سیاسی است.
به نظر می رسد آقای موسوی می خواهند جرین راست وچپ را در کشور از بین ببرند
با سلام بنده نويسنده ي محترم مقاله را نمي شناسم. اما به عنوان كسي كه دستي به قلم دارد تحليل ايشان را بسيار منسجم ديدم. پرسش هاي مطرح شده در ذهن همه ي ايرانياني كه از وضعيت كنوني كشورنگران بوده و ادامه ي سياست هاي فعلي را موجب فروپاشي ميدانند مطرح است. خدا كند
فعلا میر حسین بهترین گزینه هست
باسلام ورود به صحنه ي سياسي يك واجب كفايي است و اين كه ايشان در اين برهه وارد ميدان انتخاباتي شده اند نبايد موجب تعجب شود در ضمن خود مولي امير المؤمنين ( ع ) نيز قريب 25 سال از صحنه ي سياسي بيرون بودند .قدر مسلم ايشان موسوي 20 سال پيش نيستندو با شعاري كه ارائه نمودند ازهمه ي افرادشايسته ي جامعه بهره خواهند برد .
واضح است که قصد تخریب شخصیت والای میرحسین را دارید ولی حواستان باشد میرحسین محبوب دل امام راحل بود سعی کنید که در عمل اصولگرا باشید شما ظاهرا تنها برچسب اصولگرایی را یدک می کشید و در جهت رسیدن به مقام به تخریب شخصیت ارزشمند یار محبوب امام می پردازید آیا این است مفهوم اصولگرایی؟!!!
"( پيروزي )خاتمي در خرداد ماه سال هفتاد و شش از يك حيث و (درآمدن )محمود احمدي نژاد در تيرماه هشتاد و چهار !!!" آقای احمدی، همین جمله جهت دار بودن نوشته شما را معلوم میكند. شما بیشتر برای پست از دست رفته خود مینالید تا برای خاتمی یا موسوی.
آقای احمدی حال و روز نوشته جهت دار شما كاملا از محتوی پیداست پس لطفا ادای بی طرفی را با درج "این نوشته بدون هر گونه جانبداري است" را در نیاورید." پيروزي خاتمي در خرداد ماه سال هفتاد و شش از يك حيث و درآمدن محمود احمدي نژاد در تيرماه هشتاد و چهار !!!" چطور آقای خاتمی در انتخابات پیروز میشوند اما آقای احمدی نژاد رابیرون آمده مینگارید.! باید هم به خاطر پست هایی كه از امثال شما گرفته اند این چنین سوز و گداز كنید. ناله شما برای خاتمی یا موسوی نیست شما برای خودتان ناله میكنید. تابناك هم كه این نظرات را درج نمیكند اما شما حتما میخوانید.
بي انصاف مردم را احمق حساب نكن سلامت انتخابات درتمامي دوره ها امري مسلم بوده ولذا هم آقاي خاتمي انتخاب شد وهم آقاي احمدي نژاد منتخب مردم قرار گرفت (نه در آمد)
باتوجه به شرایط کشور هر کسی که ذره ای دلسوزی داشته باشد باید کاری کند .بنظر می رسد ایشان به این احساس رسیده اند.که دیگر نباید دست روی دست گذاشت،تا وضع از این بدتر شود.
به ابن آقا بفرمائید زیاد فکر نکند باقی موهایش هم خواهد ریخت
صرف نظر از نیات نویسنده سئوالات لازم است آقای موسوی به این سئوالات پاسخ دهند تا دغدغه های اشخاص رای دهنده برطرف شود.
آيا از ابتداي انقلاب دولتي بوده كه موقع ترك قدرت ، از مردم عذرخواهي كند از اينكه رضايت مردم جلب نگرديده است. فكر مي كنيد چرا؟ وضعيت سياسي ايران پيچيده تر از آنست كه از كسي انتظار معجزه داشته باشيم .
متاسفانه این مقاله نشان می دهد که نویسنده آن تحلیل درستی از مصلحت اندیشی و همچنین تحلیل سیاسی ندارند. مطمئن باشید اگر شرایط شرایط هفتادو شش بود هرگز میرحسین به صحنه نمی آمد و اجازه می داد آقای خاتمی ادامه دهند ولی مدت کمی که از اعلام حضور خاتمی گذشت مشخص شد که شرایط کس دیگری را می طلبد که هم اصلاح طلبان خرد گرا و هم اصول گرایانی که که خود را به کاندادیدای خاصی متعهد نمی بینند و هم کسی که مورد اعتماد آحاد مردم باشد پا به عرصه بگذارد. اگر نویسنده محترم به دفاع از آقای خاتمی دست به قلم شده است بداند که اینگونه قلم زدن با افکار آقای خاتمی سازگاری ندارد. با کمی دقت می توان دریافت که شرایط کنونی کسی جز میر حسین بر نمی تابد.
سلام بنده فكر مي كنم در زمان جنگ آقاي ميرحسين يك هماهنگ كننده و مسئول تداركات (درحدعالي) بودند واقعيت اين است كه ايشان در آن زمان و شرايط حاكم بر زمان جنگ صرفا مجري بودند و سياستها از طرف امام و سايرين تعيين مي گرديد لذا اگر به جاي آقاي ميرحسين هركس ديگري در آن جايگاه قرار مي گرفت نمي توانست عملكرد متفاوت تري از ايشان در آن مقطع انجام دهد لذا سوابق آن مقطع زماني شاخص مناسبي براي ارزيابي وضعيت فعلي و آتي وي نخواهد بود مگر اينكه برنامه ها و همراهانشان را بدرستي معرفي نمايند .
آفرین! نوشته ای بود بسیار منطقی و زیباو دلنشین.
موسوی مرد همان زمان بود و در این زمان کارایی لازم را ندارد و آمدنش به عرصه انتخابات یک حقه سیاسی است که احمدی نژاد رای بیاره!
ورود آقاي موسوي به مذاق دو گروه اصولگرا و اصلاح طلب خوش نمي آيد . ولي به علت تعهد ايشان به اسلام و سابقه خوب به مذاق اکثر مردم خوش خواهد آمد. به جامعيت شخصيت ايشان توجه شود . مومن , دولتمرد , سياستمدار , خوش سابقه , هنرمند , مردمي , با انضباط .
قلم را ببین! "... پيروزي خاتمي در خرداد ماه سال هفتاد و شش از يك حيث و درآمدن"!" محمود احمدي نژاد در تيرماه هشتاد و چهار از حيثي ديگر ..."
عجب انصافی! در مورد خاتمی پیروزی ولی در مورد احمدی نژاد درآمدن؟
این مدعیان بی همه چیز بالاخره با جهل مرکبشان به جهنم می افتند. خدایا یک بار دیگر به اینان ریاست جمهوری بده تا آرزو به دل نمیرند.
با سلام
با اعلام کاندیداتوری آقای رضایی تخریب سایر کاندیداها در سایت آبناک کاملا امری طبیعی است
با توجه به عدم دسترسي نظام به اهداف مورد نظر واجراي برنامه هاي انقلابي وقانون گرايي درمملكت نياز به داوطالب شدن اقاي موسوي ا افزايش داده است تا بتوانند كشور ونظام را به جاي مورد نظر مبارزان وشهدا هدايت كند
آقای موسوی هم اینکه در اردوگاه غیر خودی ها خیمه زده با علامت سوال بزرگ روبروست همانها که امام راحل آنها را طرد نمود !!
سلام عليكم ؛ اين يادداشت شما به عنوان منتخب در ستون خواندنيهاي وبسايت حزب الله مي رزمد درج گرديد .
مردان كروبي، مردان خاتمي، و مردان احمدي نژاد شناخته شده و در صحنه هستند. مردان موسوي چه كساني هستند. آنها را معرفي كنيد. با شناختن مردان ميرحسن موسوي خود او هم شناخته ميشود.
نویسنده محترم جریانات را بصورت مبهم بیان کرده و در حقیقت ابهام سازی نموده و سپس پرسشهایی مطرح کرده که به آن ابهامات دامن بزند.
شما که در آن زمان مدیر بوده اید باید حداقل حدس بزنید که چرا موسوی 20 سال مهر سکوت بر لب زد و به قول خودتان حتی از عملکرد دولتش دفاع نکرد.
و اینکه آیا موسوی شرایط خاصی را در کشور دید؟ بله ، کیست که شرایط خاص کشور را که آدمهای خودمان و نه دشمنان بوجود آورده اند نبیند و نداند؟
بنظر من اینکه خاتمی از موسوی خواست که کاندید شود خودش به اندازه کافی معنادار است.
و این تردید طولانی جناب میرحسین کاملا پذیرفتنی است. شما موانع پیش روی ایشان را ببینید و بعد قضاوت کنید.
و اینکه چرا از رفتن خاتمی استقبال کرد ، جناب خاتمی عزیز ما گرچه بدنبال این جریان پرسش انگیز و ظاهرا ناپسند منصرف شد اما انصرافش دنیایی حرف در خود داشت. فقط برای نمونه ببینید که با انصراف ایشان چه پروژه های تخریب که برای ایشان تدارک دیده بودند و ناکام ماند، حتما این را باور می کنید که برخی از این خدانشناسان برای اظهار دشمنی با سید محبوب ما حاضر بودند مملکت را به آتش بکشند.
درست است که خاتمی بزرگواری کرد که کنار رفت اما انصراف او آب سردی بود که بر آتش کین برخي از خدا بیخبران پاشیده شد، آتشی که بزودی دودش در چشم این ملت بینوا میرفت. خاتمی از وقوع فتنه های بزرگی جلوگیری کرد که در زمان ریاستش آرامش کشور و مردم را ربوده بود.
و اما اصلاح طلب بازگشت کننده به اصول کاملا واضح است. خود آقای خاتمی، بارها در سخنانش از بازگشت به اصول گفته است.
شما خودتان اگر از اصولگرایان نباشید میدانید که برخي از آنها نه کاری به اصول و مبانی دینی دارند و نه اصول انقلاب ما که آنرا اسلامی میخوانیم.برخي مدعيان اصولگرايی احکام صریح دین را براحتی زیرپا میگذارند: حرمت دروغ و تهمت و توهین به مسلمین درنزد این گروه از بین رفته، کرامت انسانها را زیر پا گذاشته اند و مردم مسلمان را یک گروه ... فرض کرده اند.
اصول انقلاب را کنار گذاشته اند که نمونه آن آزادی است. من با بی بندوباری مخالفم اما نه اینکه یک سایت خبری را که تنها سایت خبری مدافع نظام(در زمان خودش) بود پلمپ کنند ؛ به چه جرمی؟ به جرم آگاه کردن؟
از یکسو فریاد عزت سر میدهند و از سوی دیگر در پایان یک نمایش بسیار زشت و تأسفبار از اسیران انگلیسی آنان را با بدرقه و هدایا راهی میکنند؛ این است عزت؟
از سویی کاسه داغتر از آش میشوند و موضوع هولوکاست را پیش میكشند و از سوی دیگر از دوستی با مردم اسرائیل سخن میگویند.کشوری که در زمان غیر این باصطلاح اصولگرایان کسی جرات نداشت بجز با نام رژیم اشغالگر از ان یادی کند.
آنقدر نمونه ها زیاد است که مثنوی هفتادمن کاغذ میشود.
آنوقت شما میگویید کدام اصول؟
بهتر است خودمان را به نادانی نزنیم
از نویسنده تشکر می شود که تا حد زیادی سوالات لازم را مطرح کرده اند. امیدوارم جناب آقای موسوی و ستاد انتخاباتی ایشان با پاسخ به این سوالات و روشن کردن افکار عمومی نگرانی ها را برطرف نمایند.
با عرض سلام
1-آنقدر که نویسنده محترم تأکید برهمفکری میرحسین با خاتمی و با توجه به دیگر مطالب این بر می آید که این دو عزیزهردو1فکر دارند ولی با توجه به صحبت های اخیر میرحسین این به ذهن می رسد که بین فکر میرحسین و جناب آقای خاتمی تفاوت وجود دارد
2-نویسنده گرامی برای اینکه منصف بودن را حفظ نماید نباید اینطور تندآمیز به رقیب بازد و باید قضاوت را به مخاطب بسپارد نه اینکه چهره ی رقیب را اینطور خراب کنند،برای مثال در مورد ترور آقای خاتمی یک نفر از جریان رقیب خواستار محافظت بیشتر از ایشان شد نه ترور ایشان
3-در مورد استقبال از آقای خاتمی در بوشهروشهرهای بین شیراز و بوشهر مثل چنارشاهیجان و حتی یاسوج مانند شیراز از آقای خاتمی استقبال نشد،پس اینطور نباید به مخاطب القا کرو که در صورت بودن آقای خاتمی ختما رأی می آوردند
4-از پرسش4 مشخص است که میرحسین با اینکه اصلاح طلب است اما به قول رهبری یج اصلاح طلب اصول گراست و مانند اصلاح طلبان تندروی که حتی طرح عبور از آقای خاتمی را دادند نیست و مسلما با مشارکتی ها و مجاهدین و کارگزارانی همفکر نیستند
5- باز هم با توجه به پرسش4 اصلاح طلبان با کارهایی که می خواستند انجام نهند و کشور را از سرتا پا غربی کنند که حتی خود اقای خاتمی هم عرض فرمودند که علاوه بر بینش باید کنش را هم برای توسعه غربی کرد که آقای میرحسین با این دیدگاه(با توجه به بازگشت به اصول)مخالف است
با عرض سلام 1-آنقدر که نویسنده محترم تأکید برهمفکری میرحسین با خاتمی و با توجه به دیگر مطالب این بر می آید که این دو عزیزهردو1فکر دارند ولی با توجه به صحبت های اخیر میرحسین این به ذهن می رسد که بین فکر میرحسین و جناب آقای خاتمی تفاوت وجود دارد 2-نویسنده گرامی برای اینکه منصف بودن را حفظ نماید نباید اینطور تندآمیز به رقیب بازد و باید قضاوت را به مخاطب بسپارد نه اینکه چهره ی رقیب را اینطور خراب کنند،برای مثال در مورد ترور آقای خاتمی یک نفر از جریان رقیب خواستار محافظت بیشتر از ایشان شد نه ترور ایشان 3-در مورد استقبال از آقای خاتمی در بوشهروشهرهای بین شیراز و بوشهر مثل چنارشاهیجان و حتی یاسوج مانند شیراز از آقای خاتمی استقبال نشد،پس اینطور نباید به مخاطب القا کرو که در صورت بودن آقای خاتمی ختما رأی می آوردند 4-از پرسش4 مشخص است که میرحسین با اینکه اصلاح طلب است اما به قول رهبری یج اصلاح طلب اصول گراست و مانند اصلاح طلبان تندروی که حتی طرح عبور از آقای خاتمی را دادند نیست و مسلما با مشارکتی ها و مجاهدین و کارگزارانی همفکر نیستند 5- باز هم با توجه به پرسش4 اصلاح طلبان با کارهایی که می خواستند انجام نهند و کشور را از سرتا پا غربی کنند که حتی خود اقای خاتمی هم عرض فرمودند که علاوه بر بینش باید کنش را هم برای توسعه غربی کرد که آقای میرحسین با این دیدگاه(با توجه به بازگشت به اصول)مخالف است
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.