شوهرم با دوستان وایبریاش به خانه میآید!
آمدن تبلت و تلفن همراهی که میتوانست کار مهم وصل شدن به دهکده جهانی را بهعهده بگیرد، این مشکل زندگیمان را هم حل کرد. حال دیگر همیشه در دسترس هستیم، اما آنقدر در دسترس دوست و آشنا و غریبه و افراد ندیده حتی در آن طرف کره زمین قرار گرفتهایم که کمتر در دسترس خودمان و نزدیکترین افراد زندگیمان قرار میگیریم.
ندا داوودی در جام جم نوشت:
وارد خانه شد. چند ساعتی منتظرش بودم. میخواستم درباره تغییر رفتار پسرمان با او حرف بزنم، اما تصمیم داشتم اول بگذارم کمی استراحت کند و بعد حرفم را بگویم. با آمدنش حال و هوای خانه تغییر کرد. یک سلام بلند و یک روی مهربان.
همیشه همینطور به خانه میآید. من هم به استقبالش رفتم. از بوی غذا گفت که هوش از سرش برده و من هم با خنده گفتم باید دو ساعتی صبر کند. چند کلامی بیشتر حرف نزده بودیم که صدای زنگ وایبرش آمد و او با عجله موبایلش را از جیب بیرون آورد و همانطور که با من حرف میزد، به خواندن پیام مشغول شد، اما نمیدانم چه چیزی در پیام نوشته شده بود که به وسط جمله نرسیده، آخرش را نقطهچین گذاشت و روی نزدیکترین مبل نشست و شروع به خواندن کرد. چند وقتی است کل معاشرت ما همین چند لحظه ورود او به خانه است تا قبل از اینکه به وایبر وصل شود، قبل از اینکه برود سراغ پیامهایش در شبکههای اجتماعی دیگر.
حس میکنم شوهرم با همه مردم شهر به خانه میآید. دیگر خلوتی برایمان نمانده. اگر بخواهد حرفی هم بزند با آب و تاب، لطیفه جدیدی از پیامهای وایبر برایم میخواند و من هم لبخند تلخی میزنم به یاد روزهایی که از اتفاقهای ادارهاش میگفت و تمام قندهای دنیا در دلم آب میشد.
اما امشب باید بر این رقیب پیروز شوم. کلی حرف نگفته دارم. باید با هم حرف بزنیم. از او میخواهم تلفن همراهش را کنار بگذارد و اجاز دهد همراه لحظات او بشوم. از او میخواهم وقتی با هم هستیم، به چشمانم نگاه کند.
سالها قبل وقتی هنوز اتاقکهای زردرنگ تلفن همگانی در خیابانها دیده میشد، خانههای زیادی تلفن نداشتند. گاهی در یک کوچه یک خانه تلفن داشت و همه از آن استفاده میکردند. بعد کمکم سر و کله تلفن در خانه همهمان پیدا شد.
اگر آن روزها به ما میگفتند روزی هر کدام از ما یک تلفن برای خود خواهیم داشت که با آن به هر کجا بخواهیم، میتوانیم برویم و همیشه در دسترس هستیم، بیشتر شبیه یک شوخی بود؛ شوخیای که این روزها از نان شب جدیتر شده است.
اگر هزاران دوست همیشه آنلاین هم پیدا کنیم، نمیتوانند جای یک گفتوگوی صمیمانه با همسرمان را بگیرد. اگر خودمان گرفتار این دنیا شویم و ندانیم چگونه وقت و روابط را مدیریت کنیم، دومین قربانی بعد از ما، فرزندانمان هستند که از دستشان میدهیم
قصه همراه دوم زندگیمان هم بیشباهت به اولی نبود. همراه دوم، رایانه یا همان کامپیوتر معروف بود. در مهمترین جای خانه قرار گرفت. بعد کمکم وارد اتاقهای شخصیمان شد و بعد آنقدر مهم بود که همه اعضای خانواده نمیتوانستیم از یک سیستم استفاده کنیم.
آمدن تبلت و تلفن همراهی که میتوانست کار مهم وصل شدن به دهکده جهانی را بهعهده بگیرد، این مشکل زندگیمان را هم حل کرد. حال دیگر همیشه در دسترس هستیم، اما آنقدر در دسترس دوست و آشنا و غریبه و افراد ندیده حتی در آن طرف کره زمین قرار گرفتهایم که کمتر در دسترس خودمان و نزدیکترین افراد زندگیمان قرار میگیریم.
به برکت شبکههای اجتماعی که هر روز به تعداد آنها اضافه میشود، سرمان شلوغتر شده است. نمیتوان وایبر داشت و از اینستاگرام غافل بود یا هر دوی اینها را داشت، اما لاین و تانگو را مورد بیمهری قرار داد. ما میخواهیم همه جا باشیم و در حقیقت هیچ کجا به صورت واقعی نیستیم.
نمیخواهم منکر فواید برخی از این شبکهها شوم، اما موضوع از جایی مشکل پیدا میکند که خط قرمزی برای استفاده از اینها نداریم. از صبح که چشم باز میکنیم، به جای آنکه کنار پنجره برویم و به آسمان نگاه کنیم و خدایمان را شکر کنیم، برای درک نعمت یک روز دیگر، پنجره تلفن همراهمان را چک میکنیم تا در وایبر و فضاهای دیگر، پیغامهای شبانه دوستان را بخوانیم.
اگر اینترنت دائم نداشته باشیم تا رسیدن به سر کار و وصل شدن به وایفای، مثل معتادان کلافهایم. وقتی به خانه برمیگردیم هم به جای گذراندن وقت با عزیزترین افراد زندگیمان، مشغول خواندن لطیفههای بعضا تکراری، جملات معروف انسانهای بزرگ و پیامها و گروههایی میشویم که شاید یک ربع وقت صرف آنها کردن، خالی از لطف و تنوع نباشد، اما بیشتر از آن فراموش کردن یک مساله مهم است؛ وقت با هم بودنمان کمتر از آن است که فکرش را میکنیم.
البته ما انسانها خیلی زود راهحلهایی برای چنین مشکلاتی پیدا میکنیم؛ مثلا زن و شوهرهایی که برای هم در این فضاهای مجازی از اتاق روبهرو شکلک قلب میفرستند یا جملات عاشقانه برای یکدیگر فوروارد میکنند. فرزندان هم که هنوز خواندن و نوشتن یاد نگرفتهاند، مجهز به انواع بازیهای رایانهای و تبلت میشوند تا از والدین خود عقب نمانند.
این روزها علاوه بر دیدن خانه خودم که هر کداممان وسیلهای در دست در دنیای خود سیر میکنیم، دیدن جمع دوستانه و فامیل که باز هم خیلیها گوشی به دست در دنیای مجازی خودساختهشان قدم میزنند، مرا میترساند؛ ترس از روزهای پیش رو که هر کدام از ما تنها بمانیم و مجبور شویم تغییرات چهره عزیزانمان را در عکسهایی که به اشتراک میگذارند، جستجو کنیم و آنقدر گوشی و لوازم ارتباطی در دستانمان باشد که فرصتی برای گرفتن دست یکدیگر نداشته باشیم. میترسم حرفهای خوبمان ته بکشد و روابطمان سست شود. بهترین چیز برای فرار از تنهاییهای اینچنینی، جدی نگرفتن دنیای مجازی است. این دنیا به زندگی ما آمد تا به دنیای واقعیمان کمک کند و کارهایمان بهتر انجام شود و فرصت بیشتری برای با هم بودن داشته باشیم. قرار نبود اینقدر پررنگ شود که جای همه چیز را پر کند.
اگر هزاران دوست همیشه آنلاین هم پیدا کنیم، نمیتوانند جای یک گفتوگوی صمیمانه با همسرمان را بگیرد. اگر خودمان گرفتار این دنیا شویم و ندانیم چگونه وقت و روابط را مدیریت کنیم، دومین قربانی بعد از ما، فرزندانمان هستند که از دستشان میدهیم. چند روز پیش در یکی از همین شبکهها، مطلبی به طنز نوشته شده بود که فرد نوجوانی میگفت: امروز اینترنتم قطع شده و مجبور شدم با خانواده وقت بگذرانم، به نظرم آدمهای خوبی هستند؛ هرچند این مطلب طنز بود، اما تلخی یک واقعیت را به رخ ما میکشید.
اگر برای با هم بودن وقت نگذاریم، غریبههایی میشویم که هر روز صبح کنار هم چشم باز میکنیم و هر شب کنار هم چشم میبندیم؛ همین.
وارد خانه شد. چند ساعتی منتظرش بودم. میخواستم درباره تغییر رفتار پسرمان با او حرف بزنم، اما تصمیم داشتم اول بگذارم کمی استراحت کند و بعد حرفم را بگویم. با آمدنش حال و هوای خانه تغییر کرد. یک سلام بلند و یک روی مهربان.
همیشه همینطور به خانه میآید. من هم به استقبالش رفتم. از بوی غذا گفت که هوش از سرش برده و من هم با خنده گفتم باید دو ساعتی صبر کند. چند کلامی بیشتر حرف نزده بودیم که صدای زنگ وایبرش آمد و او با عجله موبایلش را از جیب بیرون آورد و همانطور که با من حرف میزد، به خواندن پیام مشغول شد، اما نمیدانم چه چیزی در پیام نوشته شده بود که به وسط جمله نرسیده، آخرش را نقطهچین گذاشت و روی نزدیکترین مبل نشست و شروع به خواندن کرد. چند وقتی است کل معاشرت ما همین چند لحظه ورود او به خانه است تا قبل از اینکه به وایبر وصل شود، قبل از اینکه برود سراغ پیامهایش در شبکههای اجتماعی دیگر.
حس میکنم شوهرم با همه مردم شهر به خانه میآید. دیگر خلوتی برایمان نمانده. اگر بخواهد حرفی هم بزند با آب و تاب، لطیفه جدیدی از پیامهای وایبر برایم میخواند و من هم لبخند تلخی میزنم به یاد روزهایی که از اتفاقهای ادارهاش میگفت و تمام قندهای دنیا در دلم آب میشد.
اما امشب باید بر این رقیب پیروز شوم. کلی حرف نگفته دارم. باید با هم حرف بزنیم. از او میخواهم تلفن همراهش را کنار بگذارد و اجاز دهد همراه لحظات او بشوم. از او میخواهم وقتی با هم هستیم، به چشمانم نگاه کند.
سالها قبل وقتی هنوز اتاقکهای زردرنگ تلفن همگانی در خیابانها دیده میشد، خانههای زیادی تلفن نداشتند. گاهی در یک کوچه یک خانه تلفن داشت و همه از آن استفاده میکردند. بعد کمکم سر و کله تلفن در خانه همهمان پیدا شد.
اگر آن روزها به ما میگفتند روزی هر کدام از ما یک تلفن برای خود خواهیم داشت که با آن به هر کجا بخواهیم، میتوانیم برویم و همیشه در دسترس هستیم، بیشتر شبیه یک شوخی بود؛ شوخیای که این روزها از نان شب جدیتر شده است.
اگر هزاران دوست همیشه آنلاین هم پیدا کنیم، نمیتوانند جای یک گفتوگوی صمیمانه با همسرمان را بگیرد. اگر خودمان گرفتار این دنیا شویم و ندانیم چگونه وقت و روابط را مدیریت کنیم، دومین قربانی بعد از ما، فرزندانمان هستند که از دستشان میدهیم
قصه همراه دوم زندگیمان هم بیشباهت به اولی نبود. همراه دوم، رایانه یا همان کامپیوتر معروف بود. در مهمترین جای خانه قرار گرفت. بعد کمکم وارد اتاقهای شخصیمان شد و بعد آنقدر مهم بود که همه اعضای خانواده نمیتوانستیم از یک سیستم استفاده کنیم.
آمدن تبلت و تلفن همراهی که میتوانست کار مهم وصل شدن به دهکده جهانی را بهعهده بگیرد، این مشکل زندگیمان را هم حل کرد. حال دیگر همیشه در دسترس هستیم، اما آنقدر در دسترس دوست و آشنا و غریبه و افراد ندیده حتی در آن طرف کره زمین قرار گرفتهایم که کمتر در دسترس خودمان و نزدیکترین افراد زندگیمان قرار میگیریم.
به برکت شبکههای اجتماعی که هر روز به تعداد آنها اضافه میشود، سرمان شلوغتر شده است. نمیتوان وایبر داشت و از اینستاگرام غافل بود یا هر دوی اینها را داشت، اما لاین و تانگو را مورد بیمهری قرار داد. ما میخواهیم همه جا باشیم و در حقیقت هیچ کجا به صورت واقعی نیستیم.
نمیخواهم منکر فواید برخی از این شبکهها شوم، اما موضوع از جایی مشکل پیدا میکند که خط قرمزی برای استفاده از اینها نداریم. از صبح که چشم باز میکنیم، به جای آنکه کنار پنجره برویم و به آسمان نگاه کنیم و خدایمان را شکر کنیم، برای درک نعمت یک روز دیگر، پنجره تلفن همراهمان را چک میکنیم تا در وایبر و فضاهای دیگر، پیغامهای شبانه دوستان را بخوانیم.
اگر اینترنت دائم نداشته باشیم تا رسیدن به سر کار و وصل شدن به وایفای، مثل معتادان کلافهایم. وقتی به خانه برمیگردیم هم به جای گذراندن وقت با عزیزترین افراد زندگیمان، مشغول خواندن لطیفههای بعضا تکراری، جملات معروف انسانهای بزرگ و پیامها و گروههایی میشویم که شاید یک ربع وقت صرف آنها کردن، خالی از لطف و تنوع نباشد، اما بیشتر از آن فراموش کردن یک مساله مهم است؛ وقت با هم بودنمان کمتر از آن است که فکرش را میکنیم.
البته ما انسانها خیلی زود راهحلهایی برای چنین مشکلاتی پیدا میکنیم؛ مثلا زن و شوهرهایی که برای هم در این فضاهای مجازی از اتاق روبهرو شکلک قلب میفرستند یا جملات عاشقانه برای یکدیگر فوروارد میکنند. فرزندان هم که هنوز خواندن و نوشتن یاد نگرفتهاند، مجهز به انواع بازیهای رایانهای و تبلت میشوند تا از والدین خود عقب نمانند.
این روزها علاوه بر دیدن خانه خودم که هر کداممان وسیلهای در دست در دنیای خود سیر میکنیم، دیدن جمع دوستانه و فامیل که باز هم خیلیها گوشی به دست در دنیای مجازی خودساختهشان قدم میزنند، مرا میترساند؛ ترس از روزهای پیش رو که هر کدام از ما تنها بمانیم و مجبور شویم تغییرات چهره عزیزانمان را در عکسهایی که به اشتراک میگذارند، جستجو کنیم و آنقدر گوشی و لوازم ارتباطی در دستانمان باشد که فرصتی برای گرفتن دست یکدیگر نداشته باشیم. میترسم حرفهای خوبمان ته بکشد و روابطمان سست شود. بهترین چیز برای فرار از تنهاییهای اینچنینی، جدی نگرفتن دنیای مجازی است. این دنیا به زندگی ما آمد تا به دنیای واقعیمان کمک کند و کارهایمان بهتر انجام شود و فرصت بیشتری برای با هم بودن داشته باشیم. قرار نبود اینقدر پررنگ شود که جای همه چیز را پر کند.
اگر هزاران دوست همیشه آنلاین هم پیدا کنیم، نمیتوانند جای یک گفتوگوی صمیمانه با همسرمان را بگیرد. اگر خودمان گرفتار این دنیا شویم و ندانیم چگونه وقت و روابط را مدیریت کنیم، دومین قربانی بعد از ما، فرزندانمان هستند که از دستشان میدهیم. چند روز پیش در یکی از همین شبکهها، مطلبی به طنز نوشته شده بود که فرد نوجوانی میگفت: امروز اینترنتم قطع شده و مجبور شدم با خانواده وقت بگذرانم، به نظرم آدمهای خوبی هستند؛ هرچند این مطلب طنز بود، اما تلخی یک واقعیت را به رخ ما میکشید.
اگر برای با هم بودن وقت نگذاریم، غریبههایی میشویم که هر روز صبح کنار هم چشم باز میکنیم و هر شب کنار هم چشم میبندیم؛ همین.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
من به تابناک معتادم
اگر به صورت اعتياد در بياد و همه وقت را صرف آن كنند خوب نيست. ولي توجه كنيد ارتباطات خيلي گسترده و جالب شده. به هر حال نكات مثبت آن بر منفي آن شديدا ميچربد.
بهتره به جای اینکه بخواهیم ابزار را حذف کنیم به دنبال علت باشیم...به جای اینکه معتادارو از سطح شهر جمع کنیم بررسی کنیم که چرا مردم معتاد نیشن. به جای اینکه شبکه های اجتماعی جمع کنیم بپرسیم که چرا مردم انقدر خودشون درگیر می کنن. به جای اینکه فاسدهای اقتصادی جمع کنیم از خودمون بپرسیم چی باعث میشه که جامعه فسادپرور بشه...
خیلیا به عنوان مثال معتاد سایت مجاز کلوب هستن که تحت مجوز جمهوری اسلامی است. اصلا خیلی ها معتاد اسمس دادن هستن.آیا باید بساط اسمس رو برچید؟
هرکس خودش مشکل داره نباید اونو به دیگران و کل جامعه تعمیم بده.
وایبر و واتس اپ فوق العاده خانواده ها رو به هم نزدیک میکنن. ما یه گروپ فامیلی تاسیس کردیم تو واتس اپ و همه با هم صمیمی تر شدیم
تعجب میکنم با عقیده افرادی مثل "محمد جعفر"و امثالهم شدیم 77 میلیون نفر!
من 25 ساله که برنامه نویس حرفه ای هستم (یعنی درامدم و خرج زندگی ام از این راهه)هر روز هم مدت زیادی هم توی اینترنت هستم چون باید بروزباشم یا وصله امنیتی دانلود کنم یا راج به چیزی که شک دارم نمونه کد برنامه سرچ کنم هروز هم که یک چیز جدید اضافه میشه اما نه وایبر دارم نه با کسی ان لاین هستم خونه هم که میرم کلا فن اوری تعطیله سرم با بچه ها همسرم گرمه اهل تلوزیون . ماهواره هم نیستیم در حد اخبار 20:30 یا اذان وافطار
دوستانم هم همین طورند بچه های ما موبایل تبلت لپ تاپ ندارن یه پی سی قدیمی بدون اتصال به اینترنت در حد انجام پاور پوینت مدرسه که (من با اون هم خیلی موافق نیستم) ولی چاره ای نیست. ولی فرزند 11 ساله من بالاترین معدل رو داره و اطلاعات عمومی اش حتی از معلمشاش هم بیشتره بهش میگن دانشمند مدرسه
چرا چون بازی فیزیکی میکنه خاله بازی عروسک بازی گاهی هم خرابکاری کثیف کاری و... و کلی هم مجله داره که همیشه ولوپخش و پلاست ! دانش ش رو از مجله همشهری بچه ها نجوم دانستنی ها و برخی برنامه های علمی تلوزیون مثل کاوش و اسمان شب و 1.14 بدست اورده همه میگن تو که جزو بهترین های بازار نرم افزار و پیشرو هستی چرا مدل موبایلت اینه ! چرا ال سی دی نداری چرا بچه ات لپ تاپ نداره!!! اما یقیین دارم به وقت و به سنش یکی از کسانی میشه که بهترین استفاده رو از فناوری خواهد برد
توصیه ای که بسیار موفق بوده
سن پی سی عمومی در منزل 14+
لپ تاپ اختصاصی 16+ (بدون اینترنت)
سن موبایل (ساده در حد تماس گرفتن پیامک) 15+
گوشی هوشنمد 18+
کنسول بازی (فقط بازی حرکتی مثل کینکت ایکس باکس) 10+
استفاده از تلوزیون در اتاق اختصاصی 18+
استفاده از ماهواره هرگز (مگر بعد از استقلال که بخودش مربوطه )
استفاده از اینترنت بدون نظارت مستقیم
18+
استفاده از اینترنت در صورت اجبار مدرسه
فقط با نظارت مستقیم والدین
کلیه مجلات مصور داخلی فقط تا سن نوجوان همیشه مجاز مثلا همشهری بچه ها دانستنیها
مجلات عمومی و علمی همیشه مجاز
مثل دانشمند اسمان شب نجوم ماشین
روزنامه ونشریات زرد و خاله زنگی ممنوع
نشریات هنری ادبی وزین همیشه مجاز
مثال بخارا - همشهری ارایه ایران آذین
موفقیت....
25 ساله برنامه نويس حرفه هي هستي؟؟؟25 سال پيش چند تا برنامه و اصلا رو چه نوع سيستمي اجرا مي شد؟؟شما مختاريد هر جور كه مي خواهيد با بچه ها و خانوادهتون رفتار نماييد ولي لطفا براي همه نسخه نپيچيد آقاي همه چيز دان.
اتفاقا بعضی وقتا این فاصله افتادن به شرطی که در اون خیانت نباشه خوبه: دوری و دوستی!
قبل از وایبر که مرد و زن ها به هم می پریدند و مشغولیتی جز جر و بحث با هم نداشتن بهتر بود یا حالا که هر کدوم سرشون توی لاک خودشونه و از مطالب معمولا جالب و گاه انسانی وایبر و ... استفاده می کنن؟
.
البته افراط و تفریط هر دوش بده!
این تکنولوژی باعث دردسر شده است و مشکلات ما همه از همین است. بهتر است مثل کوبا و کره شمالی درهایمان را ببندیم تا منحرف نشویم. کالسکه بیشتر از هواپیما لذت دارد.
شوهر خواهر من هم همینطور است....وقتیکه مردها خودخواه و بی مسوولیت می شوند نتیجه همین می شود
مطمئنا اگر خانومها بجاي نق زدنهاي بي مورد و ابراز همراهي با آقايان اقدام كنند و يا مي كردند آقايان پناه به اين ابزار نمي برند وقتي با هر حرف مردي خانمها شروعبه ايراد گيري و نق زدن مي كنند كم كم آقايان براي اينكه بتوانند يك هم صحبت مثل خودشان گير بياورند به اين ابزار روي مي آورند درضمن چرا فقط آقايان مگر خانومها استفاده نمي كنند اين همه پيج در فيسبوك به نام خانومها و اين همه خانم در وايبر و .... پس آنها چه مي كنند . معلوم است در زماني كه آقايان سرگرم كار بيرون هستند آنها بدليل تنهائي از اين ابزار استفاده مي كنند و وقتي نوبت به آقايان مي رسد مي گويند چرا پس ما چي؟
خدائيش از خانمها مي پرسم آيا با دوستانتان در ساعاتي كه آقايان سر كار هستند دوره نمي گذاريد به اين نيت كه دوستان را ببينيم و دور هم باشيم و اينكه حوصله مان سر رفته؟ اما آقايان چي آيا مي توانند دوستانشان را به خانه دعوت كنند و با هم بگن و بخندن؟ مطمئنا نه. و آيا مي توانند با هم بيرون بروند و با هم باشند؟ آيا اگر بخواهند اين كار را بكنند نمي گوئيد پس من چي؟ يا هزاران كار مانده را سرشان نمي ريزيد؟ قدري انصاف داشته باشيد من از اين كار دفاع نمي كنم ولي كمي به خودتان بنگريد.
مطلع جان 10:30 اول که همچین رایگانم نیس. هزینه اینترنت داره. بعدشم خیلیا که شمارشونو نداری توی گروهها اد میشن و میتونی باهاشون چت کنی
دوستان من سلام
اين نرم افزار هايي اجتماعي هميشه هم بد نيستند مثلا ما يه گروه علمي با توجه به رشتمون زديم تو وايبر و تعهد نامه و قوانين و اينا داريم توش، هر روز مباحث علمي پزشكي رو دنبال مي كنيم و و اقعا خيلي مفيد بود ه بايد طرز استفاده از اين نرم افزار ها را بلد بود متاسفانه رسانه ملي در اين زمينه ضعيف عمل مي كنه و بعد كه هم چي خراب شد تازه مياد وسط و مشكل مملكت ما همينه فرهنگ سازي بايد قبل از ورود يك تكنولوژي باشه نه بعدش و رسانه ملي بيشتر مسئوله .....
همه اینا بسته به شعور آدما داره،
این آقایی که وایبر رو به خانومش ترجیح میده خیلی بیشعوره!
"وقت با هم بودنمان کمتر از آن است که فکرش را میکنیم."
این جمله هزاران هزار حرف داره!
ما ایرانی ها یا افراطیم؛ یا تفریط!
یا چهل ستون می سازیم؛ یا بیستون!!!
این وسایل ارتباطی در نفس خودش خوبه اما...
اما جنبه استفادشو اکثرا نداریم!
من این چت بازی ها رو 12 سال پیش با یاهو مسنجر و چت روم به کمال رسوندم و آخرش گذاشتم کنار
به نظرم اگر این چت بازی ها منجر به حل مسائل مالی و یا نفع اقتصادی نشود الافی بیشتر نیست!!
حواستون باشه به از چند سال به حرف من میرسید!!!!
علی آقای گل ، مخاطبین این سایت مطمئنا گروه سنی الف نیستند که اینجوری صحبت میکنی.تو اگه 12 سال پیش چت میکردی ، لابد ما نمیدونستیم مسنجر چیه.برادر من همه این راه رو رفتن.(@) این که یادته تو مسنجر چی میشد؟ گل
تقدیم به شما دهه 60 عزیز
آخر عاقبت تماشای برنامه های مبتذل و مفسده انگیز ماهواره همین است
با این مقاله کاملاً موافقم و واقعاً جامعه و خونواده ها دارند به سمت این موضوع میرند.ولی محدود کردن فیلتر کردن و جلوگیری کردن از استفاده تکنولوژی پاک کردن صورت مسله هستش به هر حال ما مجبوریم همراه تکنولوزی پیش بریم.ولی ما باید با توجه به فرهنگ خودمون و آموزه های دینیمون اینگونه موارد رو تو کشور فرهنگسازی کنیم و نحوه استفاده صحیح رو از طریق رسانه های عمومی جا بندازیم.متاسفانه تلویزیون ما در این خصوص و در خیلی از موارد جامعه فرهنگسازی و اطلاع رسانی نداره.ما همیشه دنبال پاک کردن صورت مساله هستیم تا وفق دادن خودومون و پیدا کردن یه راه حل مناسب.شکی نیست با روند فعلی استفاده خانواده ها از اینگونه شبکه های اجتماعی طبعات خیلی بدی در آینده دامن گیر خانواده های ایرانی خواهد شد چونکه فرهنگ و دین ما با این نحو استفاده از شبکه ها نا آشنا و ناسازگار هستش.ممنون
البته در مورد خانم ها هم همین داستان صدق می کند
تو جمع دوستان یا مهمانی های فقط کافیه تعداد موبایل به دست ها رو نگاه کنی همه با گوشی خود مشغول هستند
با سلام
واقعیت جامعه این است در جمع بودن و نبودن.
فقط کافیه یک سر تو مهمانی های خانوادگی نگاهی به نسل جوان بیندازی که سرشان در موبایل است و افراد مسن تر فقط دارند با هم صحبت می کنند.وقتی آخر شب شد تازه می خواهند از هم خداحافظی کنند جوان تر ها سر شان را بلند می کنند و حرف می زنند.
حقیقت تلخی است.یکی از آشنایان ما که حدود 35سال دارد ودخترش سوم نظری وپسرش اول نظری میخواند
بخاطر آشنایی نه چندان دور باانترنت وفیس نما با مردی که خودش را مهندس معرفی کرده میخواست از شوهرش طلاق بگیرد که خدا را شکر با پادرمیانی بزرگان خانواده این مشکل برطرف شد.دوستان من 53ساله ام ودارای دوتا نوه هستم ولی در پروفایل وبلاگم مهندس 25 ساله ام چه کسی میدونه من دروغ یا غلط نوشته ام !!!؟؟ ونوجوانان بی خبر از همه جا خیلی زود گول میخورن.واقعا دردیست بی درمان.خدا به داد ما وبچه هایمان برسد.
همه چیز بر میگرده به بی جنبه بودن ما که بلد نیستیم جای درست از تکنولوژی استفاده کنیم فقط بلدیم از طریق این جور برنامهها جک بفرستیم و ...
سلام تکنولوژی خوبه به شرطی که درست و به موقع استفاده بشه اگه فقط ساعاتی از روز به گشت و گذار در اینترنت و وایبر و ساعتی هم با گپ و گفت با خانواده بگذره هیچ مشکلی پیش نمیاد قرار نیست به هخاطر بی جنبه بودن یه عده همه رو از اینترنت بین المللی محروم کرد
استفاده بهینه از هر چیزی=تعادل= تعادل=تعادل برادر تعادل. صورت مسئله را باک نکن. من از وایبر استفاده بهینه میکنم تماس و پیام رایگان میدم. چرا جلوی این گرفته بشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
وقتی ادمها دنبال سرگرمی هستند باید دنبال علت بود .ادمها اینروزا احساس تنهایی میکنند .همسر ادم حرف ادمو نمیفهمه .مشکلات روحی فراوون شده.مطمئن باشید اگه زوجین به جای غرغر کردن دوستای خوبی بودن هیچوقت این اتفاقات نمی افتاد
لطفا به شدت فیلترش کنید. در صورت عدم اصلاح، اعدام ودر صورت آدم نشدن، برخوردهای خشانت بارتر
خشانت بار !!
کنترل کن خودتو عزيز دل برادر
منظور مقصر جلوه دادن تکنولوژی روز بود. همیشه در جامعه ما به جای بحثهای کارشناسی در مورد ناهنجاریها، اینجوری فرافکنی میشه
شوهر این خانم توانایی ایجاد کردن بالانس بین زندگی واقعی و دنیای مجازیش رو نداره، مشکل از شوهره نه وایبر و اینترنت. ایشون می تونن برن روان شناس درمان شن.
مشکل از وایبر نیست مشکل از خوده ماهاست که بلد نیستیماصتفاده کنیم. و سعی میکنبم بت محدود کردن چیزی جلوشو بگیریم این قصه سر دراز دارد این بره یکی دبگه میاد.
الان اساتید راه کار می دن...فیلتر وایبر....حالا بیا کلی استدلال کن اشکال جای دیگست....
باید برای استفاده از چنین نرم افزارهایی مجازاتهای سنگین در نظر گرفت.
مثلا اعدام چطوره؟ دوست داری؟
ما هنوز یاد نگرفتیم که از ابزارهای عصر جدید چگونه استفاده کنیم و ...
وایبر تلفن اینترنتی نه شبکه اچتماعی
یعنی همون کار تلفن رو انجام میده که قبلا با اس ام اس میکردیم فقط فرقش اینه که رایگان نه پولی
ادمای توشم کسایی هستن که تو دفترچه تلفنت شمارشون و ثبت کردی و وابر دارن
انقدر با بی اطلاعی حرف نزنیم و مطلب ننویسیم
آقا مثی شما خیلی واردی، میشه از وایبر بیشتر برامون بگی، خوش به حالت که می دونی وایبر چیه.
البته تمام اطلاعات خودت ودوستانت ومكالماتت را به اشتراك گذاشتي
اون وایبر چند سال پیش بود آقای مطلع!
آخر عاقبت تماشای برنامه های مبتذل و مفسده انگیز ماهواره همین است
اخوي, چه ربطي داشت؟؟؟
به قول دوستمون : هر حرف جايي و هر نكته مكاني دارد!
مرگ بر وایبر//
فقط اعدام وایبر
شبیه این داستان های مجله های زرد بود.
مردی که با این همه انرژی وارد خونه میشه ، سخت میشه باور کرد که به خانواده بی اهمیت باشه
منظور از این داستان خیالی چی بود؟
ولی این واقعیت زندگی مثل منی است که شوهرم از آسانسور شروع به خواندن پیامهاش میکنه اگه اعتراضی هم بکنیم واسه ما از وایبر جوک میخونه
قرار نیست همه نوسته ها مستند باشه
اینها پیش بینی هاییه که انتظار میره با این روند در آینده داشته باشیم
عالی بود
خیلی دلنوشته خوب و تکان دهنده ای است امیدوارم همه این مطالب شما را بخوانند وکمی حداقل به این موضوع پراهمیت فکر کنند.
وایبر نه تنها رقیب زندگیمان شده بلکه رقیب ناشفاف و بی رحم کاریم شده است چرا که به لطف و عنایتش همین روزها بیکار میشوم زیرا شرکت ما در شرف اخراج کارمندانش است چون دیگر فروش نداریم مسولین محترم خواهش میکنم راهی پیش پایمان بگذارید و چاره ای بینادیشید.
آخ آخ آخ ..........!
دست رو دلم نزار که خونه!
دقیقا همینه.بسیار زیبا.متاسفانه با پیشرفت بشر بیشتر تنها میشیم.این یک حقیقت بزرگه
اینا پشرفت نیست هموطن
من خوشحالم که بچه هایم به زور هم که شده مرا از پشت کامپیوتر می کنند تا با اون بیرون برم و الا خانمم حریفم نمی شه
مقاله بجايي بود. ايكاش اين بحث در صدا و سيما هم مطرح بشه
ما حتي با سانحه هوايي هم شوخي ميكنيم...
واقعا متن بجایی بود اینا درد ودل واقعیه مردم نه استیضاح فلان وزیر و .... بیشتر به این مسایل بپردازید
جهانی شدن همینه عزیز
حالا اگر من به تو بگویم که روزی می رسد انسانها دیگر فرزند به دنیا نمی اوردند و اینکار خطیر به ماشین ها سپرده می شود چی میگی؟
میگم شما کمتر فیلم تخیلی ببین
ای ول ناشناس... عجب ایده ی جالب و آینده نگری باحالی بود، خدایی اینو جایی خونده بودی یا از خودت در بکردی؟!!
اینترنت . موبایل . تبلت و دیگر هیچ
این است زندگی مدرن .
این است جاسوسی مدرن
ابزارهای جاسوسی مثل موبایل که ظاهر فریبنده پیدا کرده اند:
موقعیت مکانی ما، رفتارهای اجتماعی ما، توزیع جمعیتی ما در برخی مواقع سال، میزان و سطح ارتباطات خانوادگی و دوستانه ما و ... همه ثبت می شوند. ما فقط پوسته را می بینیم. پوسته اش خیلی زیبا و کاربردی شده که خود من هم نمی تونم ازش بگذرم و یکی از آنها را دارم.
تلفن همراه مرکل هم کنترل می شود. رسما اعلام شده که apple اطلاعات استفاده کندگان را در اختیار سیا قرار می دهد.
دقت کرده اید چقدر ابزار share مهم شده؟ دیگر نیازی به استخدام جاسوس نیست خود ما با عکس گرفتن و Geo Tagging داریم از موقعیت های مختلف برایشان عکس های تازه می گیریم. ممکن است فکر کنید که از اطلاعات من و شما چیزی برایشان در نمی آید، ولی از بررسی کلی آن یه چیزای مهمی در میاد:
-مثلا چه تصمیماتی در ادارت ما گرفته میشه، چه جوری سرکارمون بذارن تا سیاهی ماست را هم باور کنیم، چطور به هم خیلی نرم خیانت کنیم، جک هایی برای تخریب بزرگانمون و کمرنگ کردن جملات مهم و تاثیرگذارشون بسازن، جنگ تبلیغاتی راه بیندازند، کاری کنند همدیگه رو مسخره کنیم، تابوی قدرت و تکنولوژی خودشون رو در ذهن ما هر روز گنده تر کنند و ما رو از خودمون هر روز ناامید تر
کم کم داریم حتی فرصت های تنهایی (برای استراحت و مرور خودمون و ارزیابی کارهای خوب و بدمون) رو هم به موبایل میدیم. داره حواسمون از پدرو مادرمون پرت میشه، از سر زدن و جمع شدن فامیلی داره کم میشه، از توجه به همسرمون داره کم میشه (زن و مرد هم نداره)، برای اینکه وقت کنیم به موبایلمون سر بزنیم بچه خردسالمون رو با بازی کامپیوتری خشن (ثابت شده عامل بزهکاری در بزرگسالی است) سرگرم می کنیم. پس برای بچه مون هم کم میگذاریم و بعدها او برای ما و خواهر و برادرش و این سیکل معیوب ادامه پیدا می کند.
چاره ای نیست استفاده کنیم ولی هیپنوتیزم نشویم جادو نشویم. نشان بدیم که انقدر جنم داریم که ابزارها را به کار بگیریم ولی اسیر نشویم. حواسمان جمع باشد و بدانیم رفتارهایمان با همین موبایل نیم وجبی دارد پایش می شود.
از آن برای نشر رفتارهای خوب و نشان دادن رفتارهای بد اجتماعی استفاده کنیم. در حمایت از محیط زیست و عواطف انسانی و هرچیز خوب دیگر مطالب و عکس و فیلم بفرستیم. گاهی وقت ها کنارش بگذاریم پای درددل پدر، مادر، همسر، برادر و خواهر و فرزند بنشینیم. گاهی وقتها با خودمان خلوت کنیم. گاهی وقت ها کمی کتاب های گذشتگانمان را بخوانیم. پندهایشان را نه با هدف شوخی که جدی بخوانیم (لازم نیست کسی بداند که جدی می خوانیم تا مبادا مسخره مان کند). به دیدن هم برویم و شادی های قدیمی مثل سفر و مهمانی و پیک نیک داشته باشیم. دور هم کتاب بخوانیم نمایش بازی کنیم و هزار کار دیگر که به ذهنم نیامد و شما حتما بهتر بلدید.
پیروز باشید
شما خانوما همتون دنبال گیر دادنید.
اون خانوم اگه به اندازه کافی محیط خونه رو برای شوهرش جذاب کنه شوهرش گوشی رو می ذاره کنار.
شما آقایون هم کمی فکر کنید شاید این حرفها منطقی باشه... اینقدر غرور وجودتون رو گرفته حاضر نیستید حرف کسی رو گوش کنید
خداییش حقیقته
عالی بود...
عزیزم، همسر را به خاطر بسپار، وایبر رفتنی است...
منفی ندین، اول بخونین
همه مشکلات و فساد و طلاق و ... با ورود اینترنت به خانه ها شروع شد. دولت موظف است با اختصاص بودجه کلان هر چه سریعتر شبکه ملی اطلاعات را فراگیر و ارزان کرده و بساط اینترنت بین المللی را برای همیشه برچیند. در شبکه داخلی همه چیز قابل کنترل است و مثلا می توان فقط با کد ملی اجازه ورود به نرم افزاری شبیه وایبر را به کاربر داد که تحت نظر باشد.
از مجلش می خواهیم قانون ممنوع بودن استفاده از خودرو را تصویب کند چرا که پسر همسایه با آن به دختربازی می رود
اینجا گودبای پارتیه جعفره
رسانه های جدید یکی از ضروریات ِ زندگی مدرن هستند و نمیشه اونا رو کنار گذاشت ولی هرکسی باید بتونه زندگی ش رو مدیریت کنه. به قول معروف کاه از خودمون نیست کاهدون که از خودمونه!
تو احيانا" "زينال بندري نيستي"؟
معذرت ميخوام ازت؛ ولي اين همه مطالب مزخرف پاي خبراي مختلف چطوري به ذهنت ميرسه؟!
نشد منفی ندم!
هر چی سعی کردم منفی ندمٰ نشد!!
بخواب جعفر بخواب
آخه مرد مومن....یعنی کسی شماره ملی کس دیگه رو بلد نیست؟؟؟؟ مهم فرهنگ سازیه....طرف باید فیلترینگ رو تو دلش بذاره
محمد جعفر خودتی؟
از این کند ذهن های دوره دایناسور تو کشور زیاد داریم که فقط دنبال مچ گیری و این داستان ها هستند
از حرفای ممد جعفر فهمیدم که: قبل از اینترنت طلاق نبوده (اینترنت تف تو روت) ثانیا الان همه دوست وایبریا و فیس بوکیا و دوست اسکایپیا همه خارجیین و گه اینترنت ملی بشه ارتباط ما با اونا قطع میشه و داخلیا که با هم دوست نمیشن. پلیس فتا هم یک لشکر استحدام کنه تا ببینه کی با کی دوست میشه که مبادا بنیان خانواده سست بشه. هر کسی هم خواست تحقیق کنه کلا بره خارج یا که زنگ بزنه خارج مقالات رو براش دانلود کنن با چاپار بفرستن در خونه. ممد جعفر می خوامت
با درود
این مطلب شما دقیقا به خصوصیات آدمهای جهان سومی میخورد ؛جماعتی عقب افتاده که فقط منتظر و معتقد هستند که دولت باید کاری برایشان بکند و خودشان زحمت حتی تربیت هم به خودشان ندهند ،دوست عزیز آخه دولت با صرف بودجه های کلان مگر توانسته اصول صحیح رانندگی را به مردم آموزش دهدتا وقتی که خود مردم نخواهند درست رانندگی کنند؟؟!!! پس بهتره که از درون شروع به اصلاح رفتار و شخصیت خومان بکنیم تا جامعه اصلاح شود . بودجه کلان هم نمیخواهد ! باور کن !
از پشت کدوم کوه اومدی عمو جعفر...
خب راست میگه همسر داری هم بی معنا شده چون همسر چتی و از همه مهمتر وب کمی جای همسر حضوری رو گرفته
ممد جفر میخوامت
من فقط دنبال نظرات تو هستم
چون دو حالت داره یا تو آدم ساده و باحالی هستی که میخوای یه چیزی در تنهایی خودت و برخلاف جریان آب رودخونه بگی
یا اینکه آدم بسیار پر و فرهیخته ای هستی که با کنایه و استعاره حرفاتو معکوس میزنی
در هر دو صورت کامنتهاتو پیگیرم دادا
کاش میشد 10 تا منفی بدیم
واقعا برات متاسفم نمیدونم چقد ار اینترنت استفاده میکنی یتا به چه کارت میاد ولی تو همین اینترنت دنبالیه مطلبی بگردی به فارسی پیدا نمیشه حالا میخوایم تو اینترنت ملی پیداش کنیم برادر من ما هنوز به اون حد نرسیدیم که محتوا تولید کنیم و جمعیتی که از کامپیوتر استفاده میکنه اینقد نیست که بتونن تمامی مطالب موجود در اینترنت رو روی اینترنت ملی قرار بدن . قبل از حرف زدن لطفا کمی فکر کن برادر محمد جعفر
شما هم این مطلب را بخون!!!
اگه برای هر فعالیتی زمان و محدوده تعیین کنیم می شود از همه امکانات استفاده کرد!!
روزی مثلا فقط 20 دقیقه در ساعتی خاص وصل شویم ...
متولیان محترم فرهنگ کشور بیایند پیشنهاد بدهند
حتما يه چند سالي به خودت فرصت بده. اينهمه فكر ميكني همين روزاس كه منهدم بشيا
اول خوندم بعد بهت منفی دادم
جناب شما تفاوت شبکه ملی و اینترنت را متاسفانه نمی دانی! هم اکنون در همه عرصه ها از تجارت گرفته تا فرهنگ و سیاست، اینترنت نقش اساسی دارد که قابل حذف نیست همانطور که تلفن و تلویزیون را نمی شود کنار گذاشت! مشکل از آنجایی که آغاز می شود که ما معمولا ظرفیت کافی برای هضم فناوری های نو را نداریم، در جایی که چنین چیزهایی خلق می شود، این کار در زمینه ای از فرهنگ و رفتار مردم شکل می گیرد ولی ما معمولا مصرف کننده ایم، مثل خودرو که خیلی ها فرهنگ درست راندن آن را ندارند، مشکل ما هستیم نه تکنولوژی، اگر کسی فرد حاضر و شریک زندگیش را فراموش کند و دلش به پیام های مجازی خوش باشد، نیاز به مشاوره روانشناسی دارد نه این که تکنولوژی را جمع کنیم تا طرف دستش به آن نرسد!
باید عوض هزینه های گزاف واسه این کارا اینارو آزاد بذارن و عوض این همه تبلیغ تلویزیون برنامه های فرهنگی درست کنن و پخش کنن...
تازه ازتون خواستم منفی ندین اینقدر نامرد بودین که همه منفی دادین
منفی دادم میدونی واسه چی.چون چیز بزرگتر از اینا خدا به ما داده و اون عقل.اگه عده زیادی هستن که از این امکانات به صورت منفی استفاده می کنن عده ای هم هستند که به طور مثبت ازش بهره میبرن و کمکشون هم میکنه.تجربه نشون داده هرچقدر حصار دور چیزی رو بیشتر کنی مردم بیشتر میرن سمتش یعنی حتی حاظرن هزینه کنن بابت رسیدن بهش.مثل همین فیلتر کردن که مردم پول فیلترشکن میدن یا ماهواره که هرچقدر هم جمعش کنن طرف میره دوباره میخره.یا حجاب که اگه به زور تحمیل کنن طرف نمیخواد.پس بهتره مردم تا حدودی آزاد باشن و در عوض قانون هایی گذاشته بشه که اگه هرکس از این راه ها آسیب دید مسئولیت هم گردن خودشه.اینجوری طرف حساب کار دستش میاد.
جعفر جان ما مشکلات فرهنگ داریم عزیز برادر ربطی به اینترنت و ..... نداره
شما چرا موندی ؟ داعش داره نیرو میگیره ها!!
مشکل رفتار ما و چگونه استفاده کردن از این امکاناته ... اینترنت جهانی یا ملی چه چیزی رو عوض میکنه؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.