کشتن همسر بهدلیل خروج بدون اجازه از خانه
مردی که متهم است همسرش را بهدلیل خروج بدون اجازه از خانه به قتل رسانده، درحالی پای میز محاکمه رفت که پدر و مادر مقتول برایش درخواست قصاص کردند.
به گزارش شرق، مردی جوان به نام سامان درحالیکه کودکش را در آغوش گرفته بود دیماه سال گذشته به کلانتری خانیآباد رفت و به ماموران گفت: «همسرم را کشتهام و حالا جسدش در خانه است.»
ماموران سامان را بازداشت کردند، همراه او به خانهاش رفتند و جسد رویا را مشاهده کردند. پس از انتقال جنازه به پزشکیقانونی تحقیقات در این خصوص آغاز شد؛ سامان در بازجوییها گفت: «زنم را کشتم چون بدون اجازه من بیرون رفته بود و وقتی به او گفتم این کار را نکن، جواب سربالا
داد و با هم درگیر شدیم. من که خیلی عصبانی بودم با ضربه چاقو او را به قتل رساندم.»
پرونده بعد از تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست برای رسیدگی، به شعبه113 دادگاه کیفریاستان تهران فرستاده شد. نماینده دادستان روز گذشته در جلسه دادگاه جزییات پرونده را تشریح کرد و برای متهم درخواست صدور حکم قانونی کرد.
در ادامه پدر و مادر مقتول در جایگاه حاضر شدند و برای دامادشان درخواست قصاص کردند و متعهد شدند سهم نوه کوچکشان از دیه را به صندوق دولت بپردازند.
سپس پدر متهم که بهعنوان قیم نوهاش در دادگاه حاضر شده بود، گفت: بدون قیدوشرط اعلام گذشت میکند و قصاص یا دیه نمیخواهد. سپس متهم در جایگاه قرار گرفت و اتهام قتل را قبول کرد و گفت: «ظهر روز حادثه از سر کار به خانه برگشتم و دیدم همسرم در خانه نیست با او تماس گرفتم و پرسیدم کجاست، جواب درستی نداد و گوشی را قطع کرد شب در خانه پدرم مهمان بودیم، بعد از اینکه از مهمانی برگشتیم از رویا پرسیدم ظهر کجا رفته بودی؟ جواب داد خانه دوستم، گفتم چرا به من خبر ندادی، پاسخ داد یادم رفت. من هم گفتم نباید یادت برود و حتما باید به من بگویی کجا میروی؛ عصبانی شد و گفت: به تو ربطی ندارد و از این به بعد همینطوری خواهم بود و نمیگویم کجا میروم. عصبانی بود، آرام نمیشد، یکدفعه به طرف من حمله کرد و کتکم زد؛ من هم عصبانی شدم به آشپزخانه رفتم و چاقو برداشتم و چند ضربه به او زدم، قصدم این نبود که بکشمش من از او بچه داشتم و زنم را خیلی دوست داشتم.
متهم گفت: وقتی زنم را زدم، خونآلود شد و دیگر نتوانست بلند شود و جانش را از دست داد؛ من هم خودم را به ماموران معرفی کردم، البته من به زنم اعتماد داشتم او کسی نبود که به من خیانت کند یا فساد اخلاقی داشته باشد، زن پاکی بود اما چون به من نگفته بود میخواهد جایی برود از دستش عصبانی شدم؛ وقتی اعتراض کردم او عصبانی شد و آنقدر بدوبیراه گفت و ناراحت شد که دیگر نتوانستم حرفهایش را تحمل کنم. هیات قضات بعد از پایان جلسه دادگاه برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند.
به گزارش شرق، مردی جوان به نام سامان درحالیکه کودکش را در آغوش گرفته بود دیماه سال گذشته به کلانتری خانیآباد رفت و به ماموران گفت: «همسرم را کشتهام و حالا جسدش در خانه است.»
ماموران سامان را بازداشت کردند، همراه او به خانهاش رفتند و جسد رویا را مشاهده کردند. پس از انتقال جنازه به پزشکیقانونی تحقیقات در این خصوص آغاز شد؛ سامان در بازجوییها گفت: «زنم را کشتم چون بدون اجازه من بیرون رفته بود و وقتی به او گفتم این کار را نکن، جواب سربالا
داد و با هم درگیر شدیم. من که خیلی عصبانی بودم با ضربه چاقو او را به قتل رساندم.»
پرونده بعد از تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست برای رسیدگی، به شعبه113 دادگاه کیفریاستان تهران فرستاده شد. نماینده دادستان روز گذشته در جلسه دادگاه جزییات پرونده را تشریح کرد و برای متهم درخواست صدور حکم قانونی کرد.
در ادامه پدر و مادر مقتول در جایگاه حاضر شدند و برای دامادشان درخواست قصاص کردند و متعهد شدند سهم نوه کوچکشان از دیه را به صندوق دولت بپردازند.
سپس پدر متهم که بهعنوان قیم نوهاش در دادگاه حاضر شده بود، گفت: بدون قیدوشرط اعلام گذشت میکند و قصاص یا دیه نمیخواهد. سپس متهم در جایگاه قرار گرفت و اتهام قتل را قبول کرد و گفت: «ظهر روز حادثه از سر کار به خانه برگشتم و دیدم همسرم در خانه نیست با او تماس گرفتم و پرسیدم کجاست، جواب درستی نداد و گوشی را قطع کرد شب در خانه پدرم مهمان بودیم، بعد از اینکه از مهمانی برگشتیم از رویا پرسیدم ظهر کجا رفته بودی؟ جواب داد خانه دوستم، گفتم چرا به من خبر ندادی، پاسخ داد یادم رفت. من هم گفتم نباید یادت برود و حتما باید به من بگویی کجا میروی؛ عصبانی شد و گفت: به تو ربطی ندارد و از این به بعد همینطوری خواهم بود و نمیگویم کجا میروم. عصبانی بود، آرام نمیشد، یکدفعه به طرف من حمله کرد و کتکم زد؛ من هم عصبانی شدم به آشپزخانه رفتم و چاقو برداشتم و چند ضربه به او زدم، قصدم این نبود که بکشمش من از او بچه داشتم و زنم را خیلی دوست داشتم.
متهم گفت: وقتی زنم را زدم، خونآلود شد و دیگر نتوانست بلند شود و جانش را از دست داد؛ من هم خودم را به ماموران معرفی کردم، البته من به زنم اعتماد داشتم او کسی نبود که به من خیانت کند یا فساد اخلاقی داشته باشد، زن پاکی بود اما چون به من نگفته بود میخواهد جایی برود از دستش عصبانی شدم؛ وقتی اعتراض کردم او عصبانی شد و آنقدر بدوبیراه گفت و ناراحت شد که دیگر نتوانستم حرفهایش را تحمل کنم. هیات قضات بعد از پایان جلسه دادگاه برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
به فرض اگر زن ايشان خلاف كار هم بوده باشد سزاي او مرگ نيست مي توانستيد طلاقش بدهيد بنده خدا نه اينكه بكشيدش / حالا دو تا مشت هم از زنه خورده بودي خودتان دو تا ميدونستيد نه اينكه بميرد و ملتي آن را بدانند // آقاي همسر احمقي كردي اينجاست كه مي گويند ازدواج يك ريسك بزرگ است . آنطرف قضيه
خوبه طرف به همسرش اطمینان داشته سلاخیش کرده اطمینان نداشت چی کار میکرد.حیف این دخترهای معصوم که دست یه همچین گرگهایی میدن.
وای چه شوهرهای روانی پیدا میشن حالا بنده خدا فراموش کرده بود بگه کجا میره باید کشته بشه - باید بچش بی مادر بزرگ بشه -
این قاتل فکر می کرده زن یعنی برده و هیچ حقی برای او قائل نبوده است با وجودی که زن خوبی داشت و به او اعتماد داشته باز هم با او مثل یک برده یا زیردست رفتار کرده و و از کنترل خودش عاجز شده است . امیدوارم اعدام شود
"...گفت: به تو ربطی ندارد و از این به بعد همینطوری خواهم بود و نمیگویم کجا میروم..."
اگر واقعا چنین دیالوگی بین قاتل و مقتول رخ داده باشد دو حالت دارد: یا مقتول خواسته عصبانیت و دلخوری اش را اینگونه خالی کند یا چنین حقی را برای خود متصور بوده و در پی بدست آوردن آن بوده!
نه حبس در منزل و نه اینجوری...
هم زن باید جوابگو باشد هم مرد چون هر دو به هم متعهدند باید! اگر نمی توانند متعهد باشند بهتر است جدا شوند و گرنه ممکن است کارشان اینگونه ختم به شر شود...
گاهی از بی منطقی،خودخواهی، د د منشی و.و. ادم می ماند که په بگوید. فرد ا فرزندش را هم اگر به او پاسخ سربالا دهد ،می کشد. مرگ، سزای این مرد است.
باز هم جنایتی دیگر به خاطر اینکه ما هنوز مهارت های زندگی را بلد نیستیم . آموزش کنترل خشم / تصمیم گیری / مهارتهای رابطه ای و .... هنوز نه در آموزش و پرورش و نه در دانشگاه های ما جا دارد. نسل قبلی نیز که چیز زیادی به ما یاد نداده است . چرا برای آموزش این مسایل اقدامی نمی شود.
هرکسی خودش رو جای این آقا بذاره همون کاری را که متهم انجام داده انجام میداد.
وظیفه زن این است اگر از خانه می خواهد بیرون رود با اجازه شوهر باشد و به فرمایش ائمه اگر زنی بدون عزن و اجازه شوهر از خانه خارج شود تا برگردد فرشتگان آن زن را لعن و نفرین می کنند و باید زن مطیع شوهر باشد منظورم این است که نه بصورت استحمار باشد نه کاری که به آن ارتباطی ندارد بخواهد انجام دهد باید طرفین تفاهم داشته باشند زیرا والدین سرمشق فرزندان هستند و از بزرگترها می آموزند پس بهتر است والدین الگو باشند.....
چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی ...
چون نگفته بود کجا بوده باید کشته میشد؟؟؟
لابد توقع بخشش هم داری؟؟؟!!!!!
پدر متهم قصاص یا دیه نمی خواهد یعنی چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟دیه یه حرفی ولی قصاص چه ربطی داره به پدر متهم
فقط بخشش
چه ادم بی وجدان و خود خواهی هستی شما ... اگر در این کشور به امثال تو میدان داده می شد روی سلفی و داعش را سفید می کردید ...
.
خانم ناشناس
ادب واخلاق هم ازناحیه یک زن درقبال شوهرش بدنیست.اجازه گرفتن زن ازمردحق شرعی وقانونی مردودرنهایت برای حفظ حریم خودرن است.
کمی کنترل خشم نجات زندگیست هم طرف خانوم هم آقا
راستی اگه یک زن به حرف شوهرش گوش نکنه قانون چه مجازاتی براش گذاشته. چرا کارشناس شما در این موارد صحبتی نمی کنه. شاید می ترسید اتهام عقب ماندگی بهتون بخوره و دیگه سایتتون توسط خانومها بازدید نشه. آره؟ اگه زن از شوهر در مواردی که حقوق مرد محسوب میشه اطاعت نکنه مردم چیکار باید بکنه؟
باید بکشششش!!
اعدام قاتل
مسلماً نبايد اونو بكشه، ميتونه بره شكايت كنه و يا طلاقش بده ولي فكر نكنم حق كشتنش رو داشته باشه.
راجع به کنیزت حرف نمی زنی.
فقط سکوت!!!
lمشکل اینه که اولا حقوق شرعی رعایت نمیشه ثانیاعکس العمل بدون خشونت ومنطقی وجودنداره
آره سکوت رو رعایت کنید که قضات وارد شور شده اند
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.