آخرین خبرشکار دو پهپاد شناسایی آمریکایی در آسمان قشم
3بازدید

پديده پاشايي و چند مرز خاکستري ممنوعه

پاشايي خواننده پاپ بود. موسيقي پاپ در طول دو سه دهه گذشته در مرزي خاکستري حدفاصل ممنوع و مجاز زيست کرده است. اين نوع از موسيقي همواره در ميانه آنچه که موسيقي غير مجاز و زير زميني خوانده مي‌شود و موسيقي مورد تاييد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و مقررات و بخشنامه هاي رسمي، رشد يافته است.

سيد علي محقق در سرمقاله ابتکار نوشت:

در روزهايي که گذشت از يک بعد جديد جامعه ايراني رونمايي شد تا ماجراي واکنش بدنه جامعه و شبکه هاي اجتماعي به مرگ مرتضي پاشايي، خواننده جوان موسيقي پاپ، پديده تازه شهر لقب بگيرد. تحليل ها و واکنش هاي چند روز اخير به وقايع پس از درگذشت اين خواننده فقيد نشان مي‌دهد که تقريبا همه اقشار جامعه از مردمان کوچه و بازار گرفته تا دولتي‌ها و اهالي حکومت، از فعالان رسانه‌ اي تا نخبگان و گروههاي مرجع و از هنرمندان و به اصطلاح سوپراستارها تا دست اندرکاران صدا و سيما، همگي از آنچه اين چند روز در خيابان هاي پايتخت و ديگر شهرها و صفحات شبکه هاي اجتماعي گذشت، غافلگير شده اند. حتي خودِ همان جواناني که به عنوان بدنه ناشناخته جامعه سوگوارانه از بيمارستان تا بهشت زهرا آن مرحوم را مشايعت کردند از حجم توده وار جمعيت و چگونگي به هم پيوستن اين اجتماع شوکه شده بودند. پديده اي تازه هم درخيابان هاي شهر و هم در کوچه پس کوچه هاي فضاي مجازي شکل گرفت اما هنوز بر سر اين که اين پديده، شخص مرحوم پاشايي بود، موسيقي پاپ بود، جوانان بودند، شبکه هاي اجتماعي بود يا هيولاي سرطان، اختلاف نظر است. در اين نوشته سعي شده به اين پديده از منظر چند مرز خاکستري ميان ممنوعه ها و مجازها نگاه شود؛ بلکه بتوانيم به جوابي براي اين معماي غافلگيرکننده برسيم.

1- پاشايي خواننده پاپ بود. موسيقي پاپ در طول دو سه دهه گذشته در مرزي خاکستري حدفاصل ممنوع و مجاز زيست کرده است. اين نوع از موسيقي همواره در ميانه آنچه که موسيقي غير مجاز و زير زميني خوانده مي‌شود و موسيقي مورد تاييد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و مقررات و بخشنامه هاي رسمي، رشد يافته است. خوانندگان و طرفداران موزيک پاپ در داخل کشور تقريبا هيچ گاه تمام و کمال تعيين تکليف نشده اند. گاهي مجوز انتشار آلبوم گرفته اند و گاهي اجازه برگزاري کنسرت نداشته اند. گاهي محبوب القلوب عده اي شدند و گاهي مغضوب عده اي ديگر. صدا و سيما با همه سختگيري ها در برخورد با موسيقي به معناي عام کلمه، گاهي ميزبان مهربان خوانندگان پاپ بوده است و گاه در مذمت اين گونه برنامه‌ها و کنسرت ها و آلبوم‌هاي اين دسته از خوانندگان داد سخن داده است. به طور کلي نگاهي به پشت سر نشان مي‌دهد که بخش دولتي و ديگر نهادهاي حکومتي در برخورد با موسيقي پاپ هيچ گاه موضع مشخصِ سياه يا سفيدي نداشته است. در اين مورد خاص گاهي از سوراخ سوزن رد شده اند و گاهي از دروازه هم رد نشده اند!

2- پاشايي 30 ساله، دهه شصتي و جوان بود و 95 درصد سوگواران مرگ او هم جوانان بوده اند. تکليف جوان درکشور اگرچه کمابيش مشخص است اما واقعيت اين است که تکليف جواني کردن حداقل براي خود جوانان چندان مشخص و شفاف نيست. نوع و جنس حساسيت ها و خط قرمزهاي نوشته و نانوشته طيف ها و قرائت‌هاي مختلف بدنه جامعه و حاکميت (دولت، مجلس و ديگر نهادها) هيچ گاه درباره اين مقوله يکدست و واضح نبوده و تفاوت نوع نگاه در مواردي از يک جناح تا جناح مقابل و از يک دولت تا دولت بعدي بسيار زياد و گاهي از زمين تا آسمان بوده است! اين تنوع ديدگاه و برخورد سليقه اي دست اندرکاران از نهاد خانواده گرفته تا نهاد حاکميت و همه نهادهاي واقع درميانه اين دو باعث شده است تا تکليف حد و حدود جواني کردن و چند و چون گذران اوقات فراغت و روابط هيچ گاه در کشور به طور واضح مشخص نباشد. به گونه اي که از نگاه يک جوان امروزي انگار که اين مساله خاص را مرزي خاکستري از ممنوعه هاي رسمي و غيررسمي، قانوني و غيرقانوني، عرفي و غيرعرفي و خانوادگي يا اجتماعي احاطه کرده است. از اين رو است که جوان براي جواني کردن خود را بلاتکليف ببيند و به ناچار گاهي دست به اجتهاد و انتخاب و يا اجتناب بزند.

3- پاشايي سرطان داشت. هم آمارهاي رسمي وهم شواهد کوچه وبازار مي‌گويد که در سالهاي اخير سرطان عيان تر وبي پرواتر از هرزماني براي جامعه ايراني شاخ و شانه مي‌کشد. کمتر کسي را مي‌توان يافت که خانواده و بستگانش زخم خورده سرطان نبوده باشند. روايت ها درباره عوامل تشديد سرطان در سالهاي اخير متعدد و البته خاکستري و غيرشفاف است. جماعتي مي‌گويند ترکيبات بنزين پتروشيمي سالهاي گذشته آلوده و سرطان‌زا بوده و از اين رو ممنوع شده است، طرف مقابل به طور کامل کتمان مي‌کند و اصلا چيزي به روي خود نمي‌آورد، مي‌گويند افزودني هاي غيرمجاز و ممنوع در محصولات غذايي بيداد مي‌کند، مي‌گويند آزبست بايد ممنوع شود، مي‌گويند مواد شيميايي و... اما به جز اتفاق نظر صحيح همگان درباره دخانيات دربقيه موارد موثر در تشديد سرطان ها انگار هيچ چيز شفاف نيست. جو رواني اجتماع مانند آسمان شهر خاکستري است و کسي زير بار پذيرش عوامل موثر در تشديد سرطان ها نمي‌رود. سرطان هم که ديگر سن و سال نمي‌شناسد و کودک و پير و جوان را به يک چشم نگاه مي‌کند و در زير جلد شهر و زير پوست شهروندان جولان مي‌دهد.

4- هميشه پاي يک يا چند شبکه اجتماعي در ميان است. شبکه هاي اجتماعي در ايران هنوز تکليف خود را نمي‌دانند و در مرزي خاکستري ميان فيلترينگ و آزادي قرار دارند. فيسبوک و توئيتر و چند شبکه ديگر با وجود عضويت ميليونها ايراني فيلتر و ممنوع است. وايبر و اينستاگرام واتس‌اپ و ديگران در برزخ تصميم گيري شوراي عالي فضاي مجازي است. خبرها، گزارش‌ها، شنيده‌ها و ديگر نوشته هايي که در اين شبکه ها دست به دست مي‌شود هم ترکيبي خاکستري است از راست و دروغ، واقعيات و شايعات، خبرهاي سياه و خبرهاي سفيد، گفته ها و ناگفته هايي درباره همه چيز از جمله موسيقي، پاپ، پاشايي، جواني، سرطان، پارازيت، ماه عسل، بيمارستان بهمن، خبرفوت، تکذيب فوت و... و.... کاربران شبکه هاي اجتماعي هر چند همواره شرايط حضور خود در اين فضاي مجازي را در حال و هوايي نه سفيد و نه سياه بلکه خاکستري مي‌بينند، اما اين مانع از آن نمي‌شود که خبرها و نظرهاي خود را با هم درميان نگذارند، با هم همراه نشوند، شادي و غم خود را با همفکران خود به اشتراک نگذارند و براي شادماني يا سوگواري قرار مدار نگذارند.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

mahsa۱۳۹۳/۰۸/۲۷ ۱۳:۳۳

مطلب جالبی بود اما به یاد داشته باشیم که عزیزی چون مرتضی رو از دست دادیم و دیگه بینمون نیست.

ناشناس۱۳۹۳/۰۸/۲۷ ۱۳:۰۶

خيلي عاميانه بگم .مردم مخصوصا جوانان شادي مي خوان از گريه ومصيبت زده شدند

مصطفی۱۳۹۳/۰۸/۲۷ ۱۲:۲۸

جایی که داشت عوامل سرطان رو می شمرد، نمی دونم پارازیت رو یادش رفت یا ...

علي۱۳۹۳/۰۸/۲۷ ۱۲:۲۶

به نظرم مهمترين پيام اين اتفاق براي نهادها بود .اينكه مردم وخصوصا جوانان نيازمند شادي و... هستند.وبا تبلغ افكار بخشي ا ز جامعه وبي توجهي به بخش عطيم جامعه انهم بطور شبانه روزي نمي توان چيزي را عوض كرد . به اين ميگين خودجوش مگه نه ....

کیوان۱۳۹۳/۰۸/۲۷ ۱۲:۱۸

کلا مردم جوگیری داریم...

علی۱۳۹۳/۰۸/۲۷ ۱۲:۰۰

نکته های زیادی وجود داره که همه اونها تاثیر گذار بود
اما دلیل اصلی همان صدا فوق العاده و غم عاشقانه ای که در ترانه و ملودی هاش و صداش وجود داشت....
ونکته خیلی مهمی که وجود داره که نباید فراموش کنیم اینکه نه همه بلکه اکثرا بسیار غمگین و ناراحت بودند و اشک ریختن در غم مرتضی پاشایی

روحش شاد

پوران۱۳۹۳/۰۸/۲۷ ۱۱:۴۵

عزیزان کلا هر کسی که مشهور تره در مراسم تشییعش تعداد بیشتری ظاهر میشوند مثل عسل بدیعی یا نسیم حشمتی..این محبوبیت مرتضی رو هیچ مقاله ای نمیتونه انکار کنه..مرتضی بخاطر جنگیدنش با سرطان محبوب شد و این مظلوم مردنش دل همه رو سوزوند..کاش درس بگیریم

ناشناس۱۳۹۳/۰۸/۲۷ ۱۱:۲۵

شما براب تحقيق خيلي پارامترها را يكجا بررسي كرديد اگه تك تك بررسي كنيد بيشتر نتيجه مي گيريد در ضمن ما در كشوري زندگي مي كنيم كه رهبران ان در خانه شعر و ادب و سخن بزرگ شدند. بايد به همه گروه ها و نظرها احترام گذاشت سو گيري براي يك گروه خاص به بي عدالتي منجر مي شود

ناشناس۱۳۹۳/۰۸/۲۷ ۱۱:۲۱

این نوعی اعتراض بود اگر درست شنیده شود

آناهیتا از سیستان۱۳۹۳/۰۸/۲۷ ۱۰:۵۲

چرا متوجه نمی شین یا نمی خواین قبول کنین که پاشایی خودش عزیز بود حالا هی دنبال دلیل جامعه شناسانه بگردین

mjh۱۳۹۳/۰۸/۲۷ ۱۰:۳۸

خسته نباشی اینو که هر کسی که 2 واحد مبانی ارتباط جمعی پاس کرده باشه یا حداقل مطالعه ای در پدیده های اجتماعی از این دست داشته باشه میدونه فقط بلدیم واکاوی کنیم و غر بزنیم آیا شد یه کسی راهکار علمی و عملی ارایه بده و از اونطرفم نهادی در صدد اجرای اون راهکار و رفع مشکل باشه

ناشناس۱۳۹۳/۰۸/۲۷ ۱۰:۰۰

جوان ازادی واشتغال وجوانی وازدواج وخوشی راباهم احتیاج دارد درکشان کنیدخودمان هم خواهان ان بودهایم ..

ناشناس۱۳۹۳/۰۸/۲۷ ۱۵:۳۲

غیر جوان هم اینها را احتیاج دارد، تفاوت در این است که جوان امروزی پرتوقع و کم حوصله شده است و جوان دیروزی ...

ناشناس۱۳۹۳/۰۸/۲۷ ۱۲:۲۰

وفعلا که همه رو با هم ندارن..........

ناشناس۱۳۹۳/۰۸/۲۷ ۰۹:۲۸

چرا سری به بچه های جنگ که روی تخت بیمارستان ها و یا در آسایشگاه ها هستند گزارش تهیه نمی کنید

آراسته۱۳۹۳/۰۸/۲۷ ۱۳:۳۳

هر کدام جاي خود دارد
وهر دو به يک اندازه ارزش دارند

ناشناس۱۳۹۳/۰۸/۲۷ ۱۱:۰۹

فرزند همان آسایشگاهی هم شادی رو دوست داره یک مقدار واقع بین باشید

ناشناس۱۳۹۳/۰۸/۲۷ ۰۹:۱۷

آفرین به حق که همه چیز خاکستری است برای همین هم قابل پیش بینی نیست

قمیشی۱۳۹۳/۰۸/۲۷ ۰۹:۱۲

بسیار مقاله زیبایی مطرح شد ولی متاسفانه تصمیم گیرنده ها افرادی دیگرند و حتی نه یک سال بلکه سالهای زیاد دیگری هم تفکرشان عوض نخواهد شد باید چشمهارا شست و جور دیگری باید دید تا شاید بتوان جامعه و مردم را به حداقلهای خودشان برساند

ناشناس۱۳۹۳/۰۸/۲۷ ۰۹:۰۸

تحليل جالبي بود ولي كاش به ابعاد هنري و شخصيتي اين عزيز هم پرداخته مي‌شد.
جامعه ما نيازمند اميد و شادي است. كسي مي‌آيد كه مثل هيچ كس نيست. پنجه مي‌افكند به چنگال يك خرچنگ و با آن كلنجار مي‌رود نبردي كه از پيش باخته است اما درست مثل يك ورزشكار حرفه اي كه حريفش را تا آخرين لحظه رها نمي‌كند مي‌جنگد.
شايد نبايد فراموش كنيم مرگ پايان قصه بعضي‌ها نيست.
جوانان نشان دادند كه چقدر سليقه و ذائقه‌اشان نسبت به دنيا تغيير كرده و اين جامعه است كه نسبت به آنها بي تفاوت بوده است.
به اين جوانان با شعور بايد باليد.
كساني كه فارغ از هر قصه‌ سياسي راه خودش را به آينده باز مي‌كنند و نشان مي‌دهند كه چقدر در اوج خاموش قدرتمند و باشكوه هستند.
پاشايي نماينده اين نسل شد با صبر و مقاومتش به همه نشان داد كه مي‌تواني در اوج يك بيماري مهلك هم قهرمان بشوي و بخواني و بخندي و نترسي. او مسئوليتش را در اين دنيا خيلي خوب به پايان برد مثل يك برنده مرد.
كاش خداوند مرگ با آبرو را قسمت همه ما كند.

ایرانی۱۳۹۳/۰۸/۲۷ ۰۹:۰۳

دو نکته در نظرات نویسنده از قلم افتاد.
یکی صدای بسیار دلنشین مرحوم پاشایی که بسیاری را از خود بیخود کرده است.
دوم غمی که در صدایش موج میزد و درد دل جوانان غمگین این مرز و بوم بود.

اعتراف کنیم پاشایی ارزش این همه علاقه را داشت و دارد.

ناشناس۱۳۹۳/۰۸/۲۷ ۰۹:۰۰

اقبال زیاد جوانان به گرامیداشت یک خواننده پاپ سنگین بود. کتمان واقعیت ها مشکل ایشان را حل نمی کند. درس بگیرید و حقیقت را وارونه نکنید

ناشناس۱۳۹۳/۰۸/۲۷ ۰۸:۴۸

تحليل كاملا درست ودرعين درستي بازهم خاكستري خاكستري

سعید۱۳۹۳/۰۸/۲۷ ۰۸:۴۲

کلا بگو همه یه جورایی بلاتکلیفیم به خاطر همینه که غیر قابل پیشبینی شدیم

الميرا مشعوفي۱۳۹۳/۰۸/۲۷ ۰۸:۳۷

تقديم به گل پرپر شده ؛ مرتضي پاشايي عزيزم
پرنده ما ديگر نمي خواند ........
ديگر نمي خواند آن پرنده كه هر روز صبح مي خواند ............ جه كنيم با اين همه تنهايي
صدايش .... صدايش عجيب بود
پر از تنهايي .... پر از معصوميت ..... پراز عشق ......
صدايش پر از ....... پر از رهايي بود
پرنده ما بي قرار بود ؛ پر از پرواز بود
صدايش عجيب بوي بهشت مي داد
زميني نبود ....... آسمانيم نبود
پرنده ما بهشتي بود ......
ديگر در اين زندان بي رحم نمي خواند ....
در باغ بهشت مي خواند ....
خوش بحال خدا ..... آوازش را هر صبح تنها او مي شنود
گويي خدا هم براي صدايش دل تنگ بود
آري .... او را برد .... اما.... اما ..... خدايا چه كنيم با اين همه تنهايي
پرنده ما ديگر در اين زندان نمي خواند ....
از طرف : الميرا مشعوفي
25/8/93 - كرمانشاه

ناشناس۱۳۹۳/۰۸/۲۷ ۰۸:۳۲

با سلام در حال حاض چند نفر مانند مرحوم پاشائی در حال فعالیت هستند ؟ آیا صدای بهتری ندارند؟ آیا جذابیت بیشتری ندارند؟ چرا اینچنین اقبالی را ندارند؟ ودر جامعه چنین نمودی مشاهده نمیشود؟ مطمئنا پاشائی یک پدیده زود گذر است. ولی مشکلات جامعه ووجود جائی برای بیان انها همچنان مجهول است.چه اشکالی دارد شهرداری ووزارت فرهنگ و.. متوالی برگزاری تجمعات مردمی خصوصا درایام شادی واعیاد مذهبی در میادین وپارکها شوند .وخوانندگان پاپ که اکثرا دارای آثار با مضامین خوبی میباشند در انجا هنر نمایی کنند.راستی بهترین کار گردان وبازیگر و؟آهنگساز و... ولی خواننده چی؟!

ناشناس۱۳۹۳/۰۸/۲۷ ۰۸:۲۹

برای سلامتی تمام بیماران سرطانی صلوات ختم کنید

حوا۱۳۹۳/۰۸/۲۷ ۱۴:۱۱

چرا منفی؟
اگه شماهم دچار بشین به این درد تمام روز دعا ثنا خواهید خواند....
شما بی دردین...

ناشناس۱۳۹۳/۰۸/۲۷ ۰۸:۲۷

مقاله جابی بود

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.