آخرین خبرعکس | حضور رئیس قوه قضائیه بر مزار رهبر شهید انقلاب
4بازدید

نگاه شما: گوشه ای از زیباییهای پاییز

بخش «نگاه شما» برای ارائه و معرفی «نگاه» مخاطبان «تابناک» به همه موضوعات است. هر مخاطب «تابناک» می‌تواند با مد نظر قرار دادن شرایط همکاری با این بخش، «نگاه» خود را ارسال کند تا در معرض دید و داوری دیگر مخاطبان قرار گیرد.

نگاه شما: گوشه ای از زیباییهای پاییز
او زیباست ...

پاییز نگارمن؛

پاییز که می شود ناخودآگاه دلگیر می شوم. بغضی غریب گلویم را می فشارد. خودم را جمع و جور می کنم. در پاییز آفتاب طلایی رنگ می شود و ضرورت حضورش بیشتر احساس می شود؛ مثل آخرین برگ درخت بادام. در کتاب فارسی دوم ابتدایی آمده بود: مهر، آبان و آذر ماه های فصل پاییز است. پاییز آغاز فصل مدرسه هاست شاید، به همین خاطر در خاطره هاست. حضورش بهانه ای است برای ورود به عمق رویاها، تداعی گر خاطرات تلخ و شیرین گذشته. پاییز رویایی است؛ فصلی مورد علاقه و دوست داشتنی و به تعبیری زیباترین فصل سال فرا رسیده است.

از گوشه پنجره چوبی اتاق از زیر ابروی پرده رودوزی شده به حیاط می نگرم. هوا ابری است و نم نم باران چشمان پنجره را خیس کرده، زردی برگ های خزان زده درخت انار پخش شیشه می شود. یاد شعر "برگ خزان" بیژن مترقی میافتم، ای برگ ستمدیدۀ پاییزی، آخِر تو ز گلشن ز چه بگریزی ...

 سرخی آخرین انار مثل زخمی کهنه بر دل، روی چشم پنجره می نشیند و باد، با بی رحمی هر چه تمام آن را بر صورتش می کشاند. شاید روزهای آخرش را نوید می دهد.

در کنار کرسی سرد و خاموش اتاق می نشینم، هوا ابری و رنگ پریده است، کمی هم سرد. اما به سرخی سیب و خرمالوی سبد روی کرسی که  نگاه می کنم جبران مافات می کند. فنجان چای را در دست می فشارم و همین اندک گرمایش را غنیمت می شمرم و همچنان به پنجره خیره می مانم.

پس از باران، بوی خاک از چوب بلوط پنجره، فضای اتاق را پر می کند. با خودم می گویم اگرچه پاییز آمده اما هنوز شمعدانی های پشت پنجره سرسبزند و گل های سفید و قرمز آن شادمانه می درخشند. امید در دل می ماند، مثل روزهای اول مدرسه آن موقع که از رفتن به مدرسه جا ماندم و لبخند مهربان مادر که می گفت امروز جمعه است! ای کاش آن روزها بر می گشت و یک بار دیگر پاییز دهۀ شصت را لمس می کردم آن روزها که این همه دل مشغولی نبود؛ آن روزها که فیس بوک نبود، اینستاگرام نبود. دل مشغولی های سخت سخت نبود،  ای کاش هنوز هم می شد کودکانه عاشق بود، مثل درختان ممرز جنگل ابر، مثل بیدهای خزان زده روستای نگارمن شـاهرود ...
{$sepehr_album_16307}

فرستنده: علیرضا اسلام پناه، پاییز 1393

تابناک

تابناک
تابناک
تابناک

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۹۳/۰۹/۰۳ ۱۹:۴۵

با سلام بسیار زیبا و با احساس نوشته شده بود،موفق باشید،لذت بردم

اخیانی۱۳۹۳/۰۹/۰۳ ۱۳:۲۹

ممنون تابناک عزیز، باید به خالق این همه زیبایی احسنت گفت. شاهرود زیبا ...

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.